متولد شدم در اول اَمرداد ۱۳۵۸و شاید به دلیل هم زمانی زاد روزم با روزهای پر آشوب پس از انقلاب اینگونه آشفته و بی قرار ثباتی هستم که کمی دست نیافتنی می نماید

Ads.


Global Voices صداهای جهانی

Category Archive

Khozestan BloggerS



Archive Monthly

LoGo


جمهور


NewsLetter


برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Add


  ATOM 

Powered by
Movable Type 3.2

:.جمهور پیشین.:




جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم



linkdump


+ArChive+


در حالی که بنگاه خبر پراکنی فارس سعی می نماید جایگاه یک رسانه معتبر را کسب نماید و نه تنها انتشار خبرهای نوشتاری و طؤارش های تصویری كه به انتشار صدا و فیلم های خبری نیز اقدام می نماید ، برخی اخبار منتشره این سایت یادآور زرد نویسی ها و پرونده سازیهای روزنامه کیهان است.
این «خبرگزاری!» با انتشار خبری در ساعت 22:11 چهارشنبه به عنوان خبر اول، از یک منبع آگاه پرده از آخرین دسیسه ی دفتر تحکیم وحدت خبر می دهد : «یک عضو دفتر تحکیم وحدت از اقدام غیر قانونی دفتر تحکیم طیف علامه در انتخابات شورای مرکزی خودخوانده پرده برداشت.»
این کلمه خود خوانده مرا یاد روزهایی می اندازد که در دانشگاهمان در حالی که ما مجوز انجمن اسلامی دانشجویان را دریافت کرده بودیم و نزدیک به 1200 عضو داشتیم حدود 7 نفر از بچه های بسیج انجمن اسلامی دیگری را راه اندازی كردند.
در آن زمان به انجمن ما صفت اصلاح طلب و به انجمن وابسته به بسیج صفت خودخوانده را چسبانده بودند. حالا سالها پس از آن روزها خبرگزاری فارس به دفتر تحکیم وحدت می گوید خود خوانده! و حتمن چند بدل و انجمن موازی ساخته شده انجمن های غیر خودخوانده اند!
فارس در ادامه خبر خود به نقل از یکی از اعضای تحکیم وحدت! می نویسد: «تشکل غیرقانونی و خودخوانده دفتر تحکیم علامه که از همه‌چیز و همه‌کس عبور کرده و عبور از خاتمی، عبور از روشنفکری دینی و عبور از حاکمیت را در کارنامه خود به ثبت‌ رسانده در تلاش است به زودی نشست صوری و انتصابی خود را در منزل یکی از اعضای گروه‌های غیرقانونی خارج از دانشگاه برگزار کند.»
حالا معلوم نیست در این میان بحث بو چه صیغه ای است؟ اگر عبور از خاتمی و روشنفكران دینی بد است پس از چه جهت اقتدارگرایان از آنها نه تنها عبور كه ملقب به خائن و كافر ومرتد كرده اند.
در ادامه این خبر نیز اسامی چند تن از دانشجویان دانشگاه های مختلف ذكر شده است که به زعم این عضو مجهول –و یا مجعول- تحکیم پایه ریز این حرکت هستند. باید منتظر بود و دید قرار است اینبار چه سناریوی برای تحکیمی ها كلید بخورد که اینگونه مورد هجوم کیهانی های نوین عرصه رسانه قرار گرفته اند.
| ارسال به بالاترینسیاست |  | مهدی محسنی | 0 دنبالک | 1 نظر |




«صهیونیست‌های امریکایی اعلام کردند که می‌خواهیم در ایران ترور انجام دهیم. در فاصله کوتاهی، آن جنایت ناجوانمردانه در شیراز اتفاق افتاد و جمعی از پاکترین جوانان این سرزمین در حال انجام عبادت، با بمب برآمده از کینه دست ‌آموزان قدرت‌های بزرگ به خاک و خون کشیده شدند، اما با حمایت الهی و تلاش حساب شده و دقیق مأموران اطلاعاتی ایران، این عوامل دستگیر شدند و اعتراف کردند.»
محمود احمدی نژاد . کنفرانس خبری . امروز 24 اردیبهشت 87

شاید زمان زیادی از انفجارهای زنجیره ای در اهواز نمی گذرد که مسوولان امنیتی و سیاسی لهجه ی آنرا انگلیسی تشخیص داده و انگشت اتهام خود را به سوی آمریکا و انگلیس و اسرائیل نشانه رفتند.
گرچه در ابتدا اکثریت مسوولان صراحتن هر گونه اقدام خرابکارانه را منتفی دانسته و حادثه شیراز را بر اثر خطای انسانی ارزیابی نمودند اما همزمان با سفر آیت الله خامنه ای به این استان وزیر کشور اعلام نمود که گروه های سلطنت طلب مسوول این واقعه بوده و چند نفر از این افراد در شمال کشور دستگیر شده اند.
با پذیرش این ادعا که البته دارای شبهات بسیاری است ، مسائلی قابل طرح است که باید از سوی مسوولین دولتی و دستگاه دیپلماسی پاسخ داده شود.
اگر به واقع لحجه ی بمب گذاری های خوزستان انگلیس بود و اگر انگلیس و آمریکا طبق سخنان محمود احمدی ن‍ژاد در انفجار شیراز نقش داشته اند به چه دلیل رفتار ایران در قبال این جنایت آشکارعلیه شهروندانش منفعلانه است؟
آنها که شعار «انرژ‍ی هسته ای به جان ما بسته ای» سر می دهند این انرژی را برای چه می خواهند؟ جز اینکه برای تامین آسایش شهروندان؟ پس به چه علت در برابر کشتار شهروندان ایران اینچنین دچار سستی و پلشتی هستند؟
فرض کنید مشابه این اتفاق در انگلستان و حتی کشورهای دسته چندم اروپایی توسط یکی از گروه های نزدیک به جمهوری اسلامی رخ داده بدهد ، آنگاه واکنش غربی ها در دفاع از حقوق شهروندانشان چگونه خواهد بود؟

تجمع چند ده دانشجوی بسیجی با برنامه ریزی های از قبل مشخص شده در برابر سفارت انگلیس که مشابه آن در جریان دستگيری ملوانان انگلیسی نیز تکرار شد بیشتر به درد مصرف تبلیغاتی داخلی می خورد تا دفاع از حقوق شهروندان ایران.
باید در این انديشه بود که مبادا همچون ملوانانی که «جاسوس» خوانده شدند و فریاد «اعدامشان کنید» فضا را پر نمود اینبار نیز مسوولین انگلیسی این ماجراها با دسته گل و هدیه و پسته و کت و شلوار هاکوپیان بدرقه رسمی شوند.
چگونه دولتی که مدعی دفاع از منافع ملی و مدیریت جهانی است اجازه می دهد همچنان سفارتی که به گفته مسوولین مدارک غیر قابل انکاری از دخالت کشور مطبوعشان در کشتار شهروندان و ایجاد ناامنی در ایران وجود دارد به کار خود ادامه دهد؟ چه پاسخی در این مورد برای افکارعمومی وجود دارد؟
با تمام این اوصاف همچنان احمدی نژاد مدعی است : «اسناد حمایت غربی‌ها از این بمب گذاران امروز در اختیار ملت ایران است و ایران از طریق مراجع قضایی آنها را تحت تعقیب قرار خواهد داد.»
| ارسال به بالاترینسیاست |  | مهدی محسنی | 0 دنبالک | 2 نظر |




22 اردیبهشت 87
طبق قرار قبلی آدرس جدید وبلاگ را ثبت کردم. این آدرس (jomhoor.ir) کوتاه تر و آسان تر نیز هست. گرچه هنوز جمهوریت دات كام و جمهور دات اورگ در برخی شهرها فيلتر نيستند.
در اين چند روز ظاهرن تلاش مزبوحانه ای برای حک کردن ايميل و كنترل پنل دومين هايم صورت گرفته است. كسی اطلاع دارد كه چطور می شود دسترسی به جی ميل را ايمن كرد؟ آيا در اين مورد جی ميل امكان خاصی را دارد؟
اگر هم به جز نرم افزار فايروال (ديوار آتشين) نرم افزار ديگری را برای ايمن سازی سيستم معرفی نماييد. همچنین اگر كسی توضيح بدهد كه چگونه می توان مشكل باز شدن «پاپ آپ»هایی كه همزمان با وبلاگم باز می شود را رفع كرد ، بسيار ممنون خواهم بود.
| ارسال به بالاتریناینترنت |  | مهدی محسنی | 0 دنبالک | 10 نظر |




لبنان اين روزها آبستن حوادثی است كه می تواند در نقش ايران ، حزب الله و گروه حماس در معادلات منطقه خاورميانه تاثير بسيار داشته باشد. حزب الله كه پس از جنگ 33 روزه و شكست اسرائيل به عنوان برگ برنده ايران قلمداد می شود دست به بازی خطرناكی زده است.
رفتاری كه اين گروه شبه نظامی در قبال اقدام دولت در تغيير رييس امنيت فرودگاه بيروت و جمع آوری سيسم مخابراتی حزب الله در پيش گرفته ، گرچه پيروزی موقتی را نصيبشان كرده اما در نهايت می تواند موجوديت و كاركرد نظامی حزب الله را به چالش بكشد.
حمله نيروهای هوادار اين گروه شبه نظامی شيعه به دفاتر رسانه ها و مطبوعات مخالفان و در پيش گرفتن واكنش نظامی در مقابل اقدامات دولت قانونی فواد سنيوره و تشديد فضای دو قطبی شيعه و سنی -و حتی ديگر اديان- آسيب جدی به محبوبيت نصرالله و گروهش وارد كرده است.
به هر حال رفتار اين گروه قابل دفاع نيست. در شرايطی كه دولت و مجلس منتخب در كشور مستقر است به زور اسلحه نظرات مخالفان -هرچند هم نادرست- را بی اثر نمودن عبور از خطوط قرمزی است كه شاید در آینده توسط هواداران دولت تكرار و منجر به حذف حزب الله از صحنه سياست لبنان گردد.
گرچه بنظر می رسد توازن قوا در لبنان و منطقه اجازه اين نوع ماجرا جویی ها را به حزب الله خواهد داد اما كوچكترین اشتباه محاسباتی منجر به تضعيف و صدمه ديدن اين گروه و به تبع آن حكومت ايران و گروه فلسطينی حماس خواهد شد.
توضيح:
گرچه در لبنان سوريه نيز نقش تعيين كننده ای دارد اما جهت گيرهای سياستی اين كشور نسبت به ايران متفاوت است. سوريه با امريكا گفتگوی مستقيم دارد و در پی راه حلی برای صلح دائمی با اسرائيل است. به همين دليل بازی متفاوتی را در لبنان دنبال می كند و اتفاقات لبنان به نسبت ايران تاثیرات کمتری را بر سوریه خواهد داشت.
| ارسال به بالاترینسیاست |  | مهدی محسنی | 0 دنبالک | 5 نظر |




«دختر جوان زماني كه از زير خاک ها و سنگهای موجود بيرون آمده و نجات يافت خود را رويا 22 ساله معرفی كرده و مدعی شد پدرش وی را زنده به گور كرده است. رويا مدعی شد معتاد بوده و قرص ترامادول مصرف می‌كنم به همين علت پدرم مرا در منزل مورد ضرب و شتم قرار داد و وقتي بی ‌رمق شدم به اين مكان منتقل و در زير سنگ‌ها مدفونم كرد.»
این خبر را در میان انبوه خبهای دیروز های لایت و یا به عبارتی پر رنگ تر کردم تا شاید بیشتر تاکیدی باشد بر نگاه انتقادی به حوادث اجتماعی جامعه امروز ایران.
در حالی که شاید در میان اخبار این روزها ، همچون سخنان خاتمی در نفی صدور انقلاب بوسیله ی فعالیت های نظامی و خرابکارانه در کشورهای دیگر و یا اعلام عملیات ترریستی بودن انفجار شیراز پس از بارها و بارها تکذیب این موضوع همزبان با حضور آیت الله خامنه ای در شیراز توسط وزیر کشور و ادعای احمدی نژاد در مورد حمایت و هدایت دولتش توسط امام غایب شیعیان جهان این خبر چندان با اهمیت نباشد اما شاید همه این اخبار ریشه در امری واحد دارند.
جامعه ای که از تضعیف مبانی اخلاقی و ارزش نهادن به اصالت انسان رنج می برد. در چنین جامعه پدر -بخوانید حکومت- به خود اجازه می دهد حق ولایتش را به هر نحوی که صحیح می داند بر فرزندش -جامعه- جاری کند.
گرچه یک تفاوت عمده در این میان وجود دارد. پدر گرچه از نظر مادی عامل خلق فرزند است اما حکومت ها در این مورد با جامعه رابطه ی کاملن معکوس دارند و تنها وقتی مشروعیت می یابد که از سوی اکثریت جامعه اجازه حکمرانی داشته باشد وحقوق اقلیت نیز حفظ گردد. پس به همان میزان نیز باید در برابر جامعه خشوع و خضوع بیشتر داشته باشد.
درد رویا اسارت در دام اعتیاد ترامادول نیست ، حتی زنده به گور شدن فیزیکی و تا آستانه مرگ رفتن. او درد می کشد زیرا بخشی از جامعه پذیرفته است که پدرش حق دارد «برای هدایت او» و یا به اسم اصلاحش ، هر تنبیهی را ، هر چند غیر انسانی برایش در نظر بگیرد.
و همین جامعه است که شاید همین حق و فراتر از آن را به حاکمیت و حکومتی می دهد که ردای کارگزاری شهروندان از تن خارج کرده و بر مسند ولایت و حاکمیت مطلق نشسته است.
در این شرایط این تنها رویا نیست که زنده به گور شده است ، این ارزش ها و حقوق انسانی یک نسل است که قربانی کج فهمی افرادیست که برای حل هر مسئله با پاک کن به سراغ صورت آن می روند.
| ارسال به بالاترینحقوق بشر |  | مهدی محسنی | 0 دنبالک | 9 نظر |




18 اردیبهشت 87
برای بار چهارم وبلاگ جمهور فيلتر شد. با اينكه واقعن از اين وضعيت احساس خستگی و سر خوردگی می كنم اما تصميم دارم دومين جديد را ثبت كنم.
به محض بازگشت به اهواز در اولين فرصت ممكن آدرس جديد را در اينجا قرار می دهم. و همچنان تنها می توان اميد داشت كه روزگاری بدون سانسور و تحديد آزادی از راه برسد.
در همین مورد:
» وارطان سخن بگو [آفتابگردان عاشق]
» جمهور در بند [میرا]
| ارسال به بالاترینجامعه |  | مهدی محسنی | 0 دنبالک | 9 نظر |




بخش مهمی از اخبار رسانه های جهان در هفته گذشته به برملا شدن راز حبس 24 ساله ی دختری اتریشی توسط پدرش اختصاص داشت. او که هم اکنون زن 40 ساله ای است ، در این مدت از پدرش صاحب شش فرزند شده است.
اما جدای از بعد اخلاقی و انسانی ماجرا این داستان در ایران از جنبه ی دیگری اهمیت یافت. رسانه های مختلف با ادعای یهودی بودن این پدر جنایتکار از تلاش دولت اتریش برای مخفی نگه داشتن این موضوع خبر دادند.
این نوع جهت گیری رسانه های ایران و همچنین شوک وارد شده به جامعه اروپایی از وقوع این جنایت ، حاوی نکات تامل برانگیزی است.
این موضوع به واقع بی اهمیت ترین بخش ماجراست که مذهب این مرد هوسباز چیست و اشاره به این موضوع بیشتر می تواند جنبه سیاسی و نژادپرستانه و در این مورد یهودی ستیزی داشته باشد.
در شرایطی که اگر فرد مذکور مسیحی بود احتمالن توجه کمتری به مذهب او می شد و در همین حال اگر مسلمان بود و یا اصلیتی آسیایی-افریقایی داشت در رسانه های غربی این جنبه ی ماجرا اهمیت می یافت.
اما مسئله مهم اهمیت آزادی رسانه و انتشار اخبار است. این آزادی اطلاعات موجب می گردد مسئله ای به این درجه اهمیت طرح و جامعه نسبت به وقوع آن حساس گردد واکنش مناسبی از خود بروز بدهد.
حکومت نیز مجبور خواهد شد برای کم کاری های احتمالی و زمینه های بروز چنین اتفاقاتی توضیحات لازم را ارائه نماید و در جهت عدم وقوع چنین حوادثی گام بردارد.
از سوی دیگر آیا تاکنون در ایران اتفاقات مشابه رخ نداده است؟ جنایاتی به مراتب بدتر از تجاوز و حبس خانگی این دختر اطریشی که در نبود رسانه های آزاد و توجه لازم در قبال ارزش و جایگاه انسان، به بوته فراموشی سپرده شده اند.
ماجرای دختری خراسانی که هفت شوهر افغان دارد و یا دختری 11 ساله که از سوی پدرش به شیخ قبیله هدیه شد و پس از دو سال بازگردانده شدن به خانه به دفعات مورد تجاوز پدر و برادران خود واقع شد و یا دو خواهری که توسط نامادری در اختیار مردی قرار گرفتند و پس از آن مجبور به فرار از خانه شدند تنها بخشی کوچک از حوادثی اینچنین در ایران است.
بهتر است بجای پرداختن به حواشی این ماجرا به این موضوع فکر کنیم که چرا جامعه و حکومت ما که مدعی معنویت گرایی و پایبندی به اصول اخلاقی است در قبال چنین جنایت هایی حساسیت لازم را نداشته و بدون ریشه یابی و با پاک نمودن صورت مسئله از برابر آنها می گذرد.
| ارسال به بالاترینحقوق بشر |  | مهدی محسنی | 0 دنبالک | 8 نظر |




افشین قطبی پس از دو پیروزی پیاپی تیمش و توقف سپاهان در دو بازی اخیرش گفت: «نتایج این هفته به‌گونه‌ای رقم خورد که مطمئن شدم، خدا هم پرسپولیس را دوست دارد».
بنظر میرسد افشین قبطی نیز تحت تاثیر اخلاق حاکم بر فضای جاری جامعه ایران قرار گرفته است و سخنانی را بر زبان می آورد که شاید از او به عنوان مربی با کلاس و دانش جهانی عجیب باشد.
البته گاهی مبنای سخنان اینچنین بیشتر تزریق روحیه به تیم و ایجاد انگیزه و توان مضاعف در بازیکنان برای ادامه قدرتمندتر مسیر باشد.
اما باید توجه داشت که شاید همین اظهار نظرها می تواند در جامعه ای که بشدت با سنت های خرافی و اندیشه های التقاطی از دین و مذهب روبروست مضر باشد.
در این شرایط باید پرسید اگر پرسپولیس در سه بازی آینده خود موفق نبود و به قهرمانی دست نیافت آیا می توان مدعی شد که خدا این تیم را دوست ندارد؟ آیا سپاهان که در شرایطی سختی قرار گرفته ، مغضوب خداوند شده و یا در بوته امتحان و ابتلای الهی گرفتار آمده است؟
فوتبال مجموعه ای از دانش ، امکانات ، مدیریت و شانس است. ارتباط دادن این ورزش و هر ورزش دیگری -جدای بحث روحی- با مسائل ماورای طبیعه به هیچ عنوان درست نیست.
در زمان مربیگری ایویچ ، تیم فوتبال ایران نتایج خوبی نگرفت و جلال طالبی جانشین او در جام جهانی شد و تیم عملکرد مثبتی از خود نشان داد. در آن زمان یکی از روحانیون برجسته مدعی شد یک عرق خور کافر را برداشتند و یک بچه مسلمان نماز خوان آمد و تیم موفق شد.
با این اوصاف حتمن تیم برزیل و مربیانش از همه معتقدتر و در نزد خداوند از جایگاه بالاتری برخوردارند. که البه این گونه استدلال ها از منطق درستی برخوردار نیست.
خداوند الرحمن و الراحمین است و در آن شکی نیست اما این رحمت و عشق جاری در تمامی اجزای خلقت است. اینگونه اظهارات ان هم زا سوی اشخاص تاثیرگذاری چون افشین قطبی بهتر است با دقت بیشتری بیان گردد تا باورهای غلط جامعه را تقویت نشود.
مرتبط:
» آیا افشین قطبی را نیز قربانی می کنیم؟ [+]
| ارسال به بالاترینجامعه |  | مهدی محسنی | 0 دنبالک | 8 نظر |




بدون توضیح و تفسیر خاصی نتایج نظر سنجی که در چند روز پیش در وبلاگ گذاشته بودم را در زیر می توانید ببینید. آرای بالای گزینه «هیچکدام» و همچنین آرای مناسب حسن روحانی در نوع خود قابل توجه است.
برای چندمین بار اشاره می کنم که این نظر سنجی تنها نمایانگر نظرات کاربران تقریبن حرفه ای و سیاسی اینترنت در ایران است. برای آگاهی در مورد دلیل انتخاب این گزینه ها می توانید به اینجا مراجعه کنید.
| ارسال به بالاترینسیاست |  | مهدی محسنی | 0 دنبالک | 1 نظر |




بی سابقه ترین آلودگی هوا بخاطر طوفان گرد و غبار در چند دهه -و به قولی نیم قرن- اخیر خوزستان را فرا گرفته است. این گرد و غبار از کشورهای همسایه وارد ایران می گردد و بخش هایی از کشور را در بر می گیرد.
اما در این مدت بیشترین آلودگی و ضرر متوجه استان خوزستان شده است. به شکلی که در چند ماه اخیر بیش از چهل بار طوفان شن اتفاق افتاده و در برخی موارد هوا تا 20 برابر حد استاندارد، آلوده به ذرات معلق بوده است.
جالب آنکه در اثر فقر فرهنگی و عدم اطلاع رسانی حتی درمواقعی که مدارس این استان تعطیل می گردد بسیاری از دانش آموزان -مخصوصن در مقاطع ابتدایی- مناطق فقیر نشین بجای ماندن در خانه ، در خیابان ها سرگردان می شوند و از این هوای آلوده استشمام می کنند.
BubbleShare: Share photos - Powered by BubbleShare

گرچه مبدا اکثر این طوفانها کشورهای همسایه و خصوصن عراق می باشد اما برخی تمهیدات می تواند از آثار زیانبار این طوفانهای آلوده بکاهد. در حال حاضر ظاهرن بهترین راه حل اجرای طرح کمربند سبز است که با وجود تامین اعتبار نزدیک به دوسال است متوقف شده است.
کمربند سبز و یا همان پارکهای جنگلی تا 50 درصد از آلودگی کم خواهد نمود که البته اقدام جامعی نبوده و و برای مهار کامل طوفان نیاز به کمک کشورهای عراق ، کویت و عربستان است.
در این میان برخی منابع آگاه دلایل امنیتی را علت عدم اجرای طرح کمربند سبز می دانند. به باور این منابع به علت ضریب پایین امنیت در خوزستان و تعداد بالای قتل زنان و دختران مخصوصن در محل پارک های جنگلی ، ساخت پارک های جدید به صلاح نمی باشد.
در این باره آمار غیر رسمی از کشف ماهانه تعداد زیادی جسد در پارک های جنگلی -مثل پارک گمبوعه- حکایت دارد که اکثریت آنها متعلق به زنان و دخترانی است که مورد تجاوز واقع شده اند.
حتی اگر این موضوع صحت داشته باشد ، این شیوه عملکرد تنها پاک نمودن صورت مسئله است. باید دید چه دلایلی می تواند موجب بروز اینگونه ناهنجاری های اجتماعی شود و زمینه های اینگونه بزه کاری ها در کجاست.
در صورا ملاک قرار دادن این شیوه برخورد با مسائل ، باید اکثر جاده های کشور را مسدود و بازدید از مناطق جنگی و حضور کاروان های راهیان نور را نیز ممنوع نمود. و برای فتل های ناموسی که 40 درصد آمار کل قتل ها در خوزستان است طرحی مشابه اجرا کرد.
چگونه می توان تصمیم گرفت که به علت بی کفایتی در تامین امنیت شهروندان، آنها را به مرگی تدریجی گرفتار نمود. به هر حال بنظر می رسد باید عزم همه شهروندان خوزستان و مخصوصن نخبگان و فرهیختگان بومی ، برای تغییر شرایط موجود جزم شود تا ثروتمندترین استان ایران از نظر اقتصادی ، آثار تاریخی و قدمت و تمدن دیرین از فقر و عقب ماندگی و توسعه نیافتگی نجات پیدا یابد.
| ارسال به بالاترینجامعه |  | مهدی محسنی | 0 دنبالک | 3 نظر |