متولد شدم در اول اَمرداد ۱۳۵۸و شاید به دلیل هم زمانی زادروزم با روزهای پر آشوب پس از انقلاب اینگونه آشفته و بی قرار ثباتی هستم که کمی دست نیافتنی می نماید

Category Archive

Khozestan BloggerS



Archive Monthly

LoGo


جمهور


NewsLetter


برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Add


  ATOM 

Powered by
Movable Type 3.2

:.جمهور پیشین.:




جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!



linkdump


+ArChive+



« حاشیه ای فراتر از متن | Main | تابو آموزش روابط جنسی »

نظرخواهی من در مورد اینکه "آیا آموزش شیوه های ایجاد رابطه جنسی را در وبلاگم درست می دانید یا خیر" با پاسخهای متفاوتی روبرو شد.یکی ار مفصل ترین این نظرات را خانمی با عنوان "پروانه کوچک" برایم نوشته اند که لازم دیدم در این مورد چند نکته را یاد یادآوری نمایم. پروانه ی کوچک نوشته اند:« از جانب خودم که یک زنم و یک طرف این قضیه حرف میزنم .متاسفانه با شما اصلا موافق نیستم .اینکه عدم شناخت از سکس واقعی باعث جدایی زوجین-حالا بهر صورتی زوجیت ایجاد شده باشد-میشود یک نگاه ایده ال گرایانه آنهم از دید کسی که هنوز ازدواج نکرده میتواند باشد.مگر در یک صورت که یکی از زوجین دچار بیماری خاص در این زمینه باشد که میشود راه کار داد که چنین کسی یا اصلا ازدواج نکند یا پزشکی را به چنین شخصی معرفی کنیم. به نظر من مهمترین علتی که مانع چیزی به نام لذت میشود(که شاید مفهوم همان سکس واقعی باشد)عدم علاقه زوجین نسبت به هم است.»

« اگر زمینه عاطفی در این بین قوی نباشد با هیچ آموزشی مساله حل نخواهد شد. شاید با هزاران ترفند لذت آنی ایجاد شود ،ولی در یک ارتباط دراز مدت چنین راهکارهایی مضحک مینماید.اگر عشق و عاطفه دو طرفه،به خصوص از جانب مرد به زن باشد، حتی کوچکترین تماس بهترین لذتها را ایجاد میکند.اما متاسفانه بنا به نوع فرهنگ ما زمانی که یک زن از زندگی خود راضی نیست ، یا از همسرش جدا میشود ،خیلی از مردان تصور میکنند که حتما سکس خوبی با شوهرش نداشته و اگر من به جای شوهر این خانم بودم چون خیلی مهارت دارم!!!کار به اینجا نمیرسید. و این یک نگاه بسیار سطحی و متداول در جامعه ماست و دلیلش هم جز این نیست که اکثر مردان ایرانی تنها راه نشان دادن محبت خود را به جنس مخالف ،چیزی به نام سکس میدانند .ولی از نظر من این عشق فقط فرو نشاندن یک شهوت آنی است نه دلیلی برای بقای یک عمر زندگی.همانطور که میبینیم در جامعه ما طلاق عاطفی رواج بسیار زیادی دارد.»

«متاسفانه ،بنا به نظریه سلسله مراتب مازلو،وقتی نیازهای سطح پایین نظیر خورد و خوراک و شهوت-دقیقا شهوت ،نه عشق توام با سکس-یک فرد تامین نشده باشد تا اینهمه شکم گرسنه و جیب خالی و جوانهایی که فکر میکنند اگر زن داشتند غمی نداشتند و ...کجا میتوان به کسی فهماند که نیازهای بالاتری هم وجود دارد.کجا میتوان فهماند که نیاز به دوست داشتن واقعی و دوست داشته شدن واقعی از هر نیازی بالاتر است؟کجا میتوان فهماند که "لذت "دربا هم بودن و خواستن با تمام وجود و بی توقع طرف مقابل است نه نوع انجام جزیی از یک ارتباط گسترده.درست است که سکس را هم باید آموزش داد ولی وقتی که این مسایل حل شده باشد نه اینکه سکس را آموزش دهیم تا این مسایل حل شود!!!

مشکل زوجین آنهم در شرایط امروزی-البته زوجهای نرمال-کمبود شناخت احساس طرف مقابل و کمبود عواطف واقعیست.نه آموزش اینکه چطور از سکس لذت ببریم . همچنین نیاز هر زن و مرد هم با هم تفاوت بسیاری دارد اگر علاقه باشد اگر صمیمت باشد به مرور زمان به نیازهای هم بهترین پاسخ را خواهیم داد و بهترین دلبری و بهترین ... با شناخت و عشق ایجاد میشود .نه از روی حل المسایل!!!

البته یاد آور میشوم برای ارتباطات کوتاه مدت و خیابانی که فقط شهوترانی مد نظر است مسلما آموزش بسیار مناسب خواهد بود .که مسلما با شناختی که از شما داریم هدف شما از ارایه چنین بحثی تداوم و بقای ارتباط همسران در سالهای طولانی بوده نه ارتباطات کوتاه مدت و خیابانی.

در انتها پیشنهاد میکنم طریقه درست انتخاب کردن ودرست عشق ورزیدن و اینکه چطور این عشق را آبیاری کنیم و دوام ببخشیم را آموزش دهید که مساله مردمان امروز ما دوری دلها و خودخواهی و نفس پرستی و ماندن در مرتبه شهوات است نه اینطور مسایل. وقتی پیشرفتی حاصل شد ، وقتی کمبودها برطرف شد ، وقتی حس کمال خواهی ایجاد شد ،میتوان به اینطور مسایل هم پرداخت.»


مطالبی که در فوق آمده با اندکی چشم پوشی از برخی موارد مورد قبول من نیز می باشد.من نیز معتقدم زندگی بدون عشق بی مفهوم است.در نازل ترین سطح آن دوست داشتن حداقل و کف اشتراکات زوجین می باشد و این موارد هیچ منافاتی با آنچه که در ذهنم می گذرد ندارد بلکه به واقع لازمه و پیش شرط "لذت کامل" در رابطه ی جنسی است.

مطمئنن این مورد که عمل به شیوه های بهتر لذتمندی به تنهایی کمک کننده نیست و کمال و لذت نهایی در حس خوشبختی است قابل انکار نیست.اما نباید در این بین اجازه بدهیم این نگاه معنوی و کمال طلبانه به رابطه جنسی ما را از واقعیتهای جامعه دور کند.به گفته ی کارشناسان 60 درصد از علل طلاق-ویا یکی از علتهای جدایی همسران-عدم ارضای مناسب جنسی است.در این میان منظور نظر ناتوانی یک جنس خاص به طور مشخص نیست که بخواهید تقصیرات را به گردن زنان بیاندازیم و آنان را به ناتوانی متهم کنیم.جالب است که بدانیم در بسیاری از موارداین مردان هستند که توانایی ایجاد شرایطی را ندارند که زنان نسبت به رابطه ی جنسی خود احساس رضایت کامل کنند.

مجبوریم باور کنیم در فرای آموزهای سنتیمان نیازمند کسب آگاهی بیشتر در مورد خود و نیازهایمان هستیم.باید باور کنیم که لازم است در روابط زناشویی به زبان بیاوریم آنچه که می خواهیم و می تواند عطشمان را فروکش کند.و یاد بگیریم که بشنویم.که این یکی از گفت واجب تر است.تا گوشهای دیگری شنونده آن نشوند.می دانم در برخی موارد رک و راست بودن با خودمان سخت است چه برسد که بخواهیم با دیگری اینگونه باشیم.اما یکی از راههای تداوم زندگی همین است که این راه منافاتی با عشق ورزیدن و دوست داشتن ندارد بلکه مکمل همند.

| ارسال به دنباله | ارسال به بالاترینسکس و روابط جنسی | مهدی محسنی |    |

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/27