شعر زیر از پویا حشمتی است.پویاهه که در وبلاگ نویسی کارش حرف ندارد در شعر نیز همیشه آدم را متحیر می کند.حیف که کمی در این زمینه تنبل است.
دوباره اگر سيب افتاده باشد و
تو باشد و
قلپ قلپ بالا انداخته باشد
گوسفند
اگر تو باشد و
نچريده باشم
*
خيلی هم سه شنبه نبود
پنجره نبود
اين ور ِ در نبودی و
گوسفندان که بادگلو ميزدند
يکی يکی
شقيقه هايم سفيد نبود و
قلپ قلپ بالا انداخته نبودم
*
سه شنبه
همه خيابان ، يک نفره
سوار تمام اتاق های نارنجی
توی خودم سگ می بندم
اگر که تو نباشی و نچريده باشم
دوباره اگر سيب افتاده باشد و
تو باشد و
قلپ قلپ بالا انداخته باشد
گوسفند
اگر تو باشد و
نچريده باشم
*
خيلی هم سه شنبه نبود
پنجره نبود
اين ور ِ در نبودی و
گوسفندان که بادگلو ميزدند
يکی يکی
شقيقه هايم سفيد نبود و
قلپ قلپ بالا انداخته نبودم
*
سه شنبه
همه خيابان ، يک نفره
سوار تمام اتاق های نارنجی
توی خودم سگ می بندم
اگر که تو نباشی و نچريده باشم
TrackBack
TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/41
