24 اردیبهشت 85
کنار رودخانه نشسته بود
ماه که به آسمان آمد
احساس کرد از هر زمانی به مرگ نزدیکتر است:
عزرائیل دوست داشتنی
پیش از هر تصمیمی، گوشی را بردار و به خدا زنگی بزن!
شاید این اتفاق نیفتاده باشد:
تکرار یک دروغ تلخ در یک نمایشنامه ی مضحک
خواستن ، توانستن نبود.
شاعر به اینجا که رسید
شیطان قهقه ای سر داد، قهوه ی تلخش را تا ته نوشید
فنجان وارو شد روی آخر ماجرا
بنظر رسید ریتم آهنگ تندتر شده باشد
ه ی چ ک س، دستانش در میان دستان شاعر بود
صدا زد:
به بوقچی -اسرافیل را اینگونه میخواند-
سفارش کنید کمی صبر کند
تا جمله ی مناسبی بیابم شاید عطش خواستن را به یاد بیا...
جمله منعقد نشده بود که یادش آمد
شاعر را در چند سطر پیش جا گذاشته است.
چه اهمیتی دارد شاعری که نمی تواند شعر بگوید و
شیطان به روی بردنش شرط بسته است.
قصه به اینجا که رسید
تو فکر کردی که مثل همیشه دروغ می گویم
اما اول این ماجرا را برایت تعریف نکرده بودم؛
قبل از شروع این نمایش شرم آور
حتی قبل از اینکه شاعر متولد شود
دویل* به فنجان نگاهی انداخت و
با نیش خندی دو کلمه را آهسته در گوشم نجوا کرد:
ک ی ش و م ا ت !
پاورقی:*دویل: devil: شیطان ، نویسنده ی مزدور
ماه که به آسمان آمد
احساس کرد از هر زمانی به مرگ نزدیکتر است:
عزرائیل دوست داشتنی
پیش از هر تصمیمی، گوشی را بردار و به خدا زنگی بزن!
شاید این اتفاق نیفتاده باشد:
تکرار یک دروغ تلخ در یک نمایشنامه ی مضحک
خواستن ، توانستن نبود.
شاعر به اینجا که رسید
شیطان قهقه ای سر داد، قهوه ی تلخش را تا ته نوشید
فنجان وارو شد روی آخر ماجرا
بنظر رسید ریتم آهنگ تندتر شده باشد
ه ی چ ک س، دستانش در میان دستان شاعر بود
صدا زد:
به بوقچی -اسرافیل را اینگونه میخواند-
سفارش کنید کمی صبر کند
تا جمله ی مناسبی بیابم شاید عطش خواستن را به یاد بیا...
جمله منعقد نشده بود که یادش آمد
شاعر را در چند سطر پیش جا گذاشته است.
چه اهمیتی دارد شاعری که نمی تواند شعر بگوید و
شیطان به روی بردنش شرط بسته است.
قصه به اینجا که رسید
تو فکر کردی که مثل همیشه دروغ می گویم
اما اول این ماجرا را برایت تعریف نکرده بودم؛
قبل از شروع این نمایش شرم آور
حتی قبل از اینکه شاعر متولد شود
دویل* به فنجان نگاهی انداخت و
با نیش خندی دو کلمه را آهسته در گوشم نجوا کرد:
ک ی ش و م ا ت !
پاورقی:*دویل: devil: شیطان ، نویسنده ی مزدور
22 اردیبهشت 85
نویسنده ی وبلاگ نیم بطر عرق نعنا از آن دست بلاگرهایی است که سیر صعودی خود را زود طی کرده است و کم کم می رود به نگارشی مختص خودش دست پیدا کند.این وبلاگ که در ابتدا شعرهای پراکنده قناعت می نمود اما حالا به نگارش و تراوشان مولف مزین شده است.
ریتم مناسب و زبان شعری خاص و پیشرفت سریع، از مهمترین مشخصات مولف این وبلاگ می باشد. از آخرین شعرهای این وبلاگ -با اندکی تصحیح- یکی در پی می آید:
از تو می گویم شاعر شعرهایم
من از تو حرف می زنم از نهایت تو
و از نهایت با تو بودن جریان روح تو در من
کنار تو ساقه ی وجودم نمی لرزد
چشمانم را می بندم
دستانت به دورم می پیچد
و نزدیک تر از هر زمانی می شوی، به من
نزدیک تر از خودم
و باز چشمانم را می بندم، بسته تر
نفس می کشم، در نفسهایت گم می شوم.
ای کرانه ی من
لبانم را با شبیخون بوسه هایت آشنا کن
مرا خواب کن زیر یک شاخه...
تا در طلوع گل یاسی از پشت انگشتان تو بیدار شوم.
پاورقی:
» اصل شعر را در اینجا بخوانید.
ریتم مناسب و زبان شعری خاص و پیشرفت سریع، از مهمترین مشخصات مولف این وبلاگ می باشد. از آخرین شعرهای این وبلاگ -با اندکی تصحیح- یکی در پی می آید:
از تو می گویم شاعر شعرهایم
من از تو حرف می زنم از نهایت تو
و از نهایت با تو بودن جریان روح تو در من
کنار تو ساقه ی وجودم نمی لرزد
چشمانم را می بندم
دستانت به دورم می پیچد
و نزدیک تر از هر زمانی می شوی، به من
نزدیک تر از خودم
و باز چشمانم را می بندم، بسته تر
نفس می کشم، در نفسهایت گم می شوم.
ای کرانه ی من
لبانم را با شبیخون بوسه هایت آشنا کن
مرا خواب کن زیر یک شاخه...
تا در طلوع گل یاسی از پشت انگشتان تو بیدار شوم.
پاورقی:
» اصل شعر را در اینجا بخوانید.
14 اردیبهشت 85
برای حمایت از آزادی دکتر رامین جهانبگلو این لوگو را در وبلاگتان قرار دهید.وی درحال حاضر به دلایل نامعلومی در زندان اوين در بازداشت بسر میبرد. برخی منابع اتهام او را جاسوسی! عنوان کرده اند.
رامين جهانبگلو داراى درجه دكترا در رشته فلسفه از دانشگاه سوربون پاريس و درجه فوق دكترا در رشته خاورميانهشناسى از دانشگاه هاروارد امريكاست.از جمله كتابهاى نوشته او عبارتند از جهانى بودن، تاملات هگلى، تمدن و تجدد، مدرنيته، دموكراسى و روشنفكران، ايران و مدرنيته و انديشه عدم خشونت.
رامين جهانبگلو داراى درجه دكترا در رشته فلسفه از دانشگاه سوربون پاريس و درجه فوق دكترا در رشته خاورميانهشناسى از دانشگاه هاروارد امريكاست.از جمله كتابهاى نوشته او عبارتند از جهانى بودن، تاملات هگلى، تمدن و تجدد، مدرنيته، دموكراسى و روشنفكران، ايران و مدرنيته و انديشه عدم خشونت.

