July 2006 Archives

چگونه نگران نباشیم

| سیاست
۱۰ روز نبود که اکبرمحمدی را گرفته بودند و حالا پر کشیده و رفته است. دوستی می گفت غمگینم که جوان بود و رفت، اما در همین حال شادمانم که دیگر از رنج و شکنجه رها شده است. و من هم چیزی میان ایندو حس متناقض. با خود زمزمه می کنم:
هرگز از مرگ نهراسیدم!
اگرچه دستانش از ابتذال شکننده تر بود
باری هراس من همه مردن در سرزمینی است
که مزد گورکن
از آزادی آدمی افزونتر باشد
برای اخبار ساعت ۱۴ شبکه ی اول سیما بی تاب بودم. پس از چند ماه و چند روز بود که نخواسته بودم ببینم تا شاید از اینهمه نمایش خیمه شب بازی دور باشم. اما یک حس احمقانه می گفت شاید به اندازه ی حتی چند ثانیه به این خبر اختصاص بدهند.
فکر می کردم خبر جان سپردن اکبر محمدی بر اثر اعتصاب غذا [احتمالا] در زندان اوین، از ۵۰ سال فیلم ندیدن رییس جمهور هند کم ارزش تر نیست. از خودکشی ۳ زندانی در گوانتانامو یا مرگ زرقاوی چچنی ها. یا حتی هم زیستی مسالمت آامیز سگ و گربه. چه اندیشه ی خام و کودکانه ای .
مگر نباید به تجربه ها اعتنا کرد.۲۰ تیر ۷۸ پس از دو روز خونین که بر دانشجویان گذشت، بعد از ردیف کردن خبرهای زرد و مضحک، دست آخر بود که نوبت را دادند به "اعتراض دانشجویان مسلمان". بدون ذکر دلیل و عنوان. تا آنکه کوس رسوایی از بام افتاد و سیمای آن موقع لاریجانی به صدا درآمد و نتیجه اطلاع رسانی اش شد چند فیلم اعتراف و دنبال کردن سناریوی محکومیت دانشجویان مضروب.
اما حالا نگرانی من از جنس دیگری است. چند روزی پیش نیز احمد باطبی دوباره بازدداشت شده است.او نیز چون محمدی در مرخصی به سر می برد. چند روز پیش از اسارت دوباره، از روزهای زندان و محاکمه برای حنیف نوشته بود:
«...من را بعد مدت ها انفرادی با چشمبند به اطاقی ناشناس بردند و در کمتر از ۳ قیقه از من سوالاتی را پرسیند که من جواب ندارم . چرا که به من گفته بوند که بازجویی دارم . بعد فهمیدم که این جلسه ۳ دقیقه ای جلسه محاکمه من بود . من در این چند دقیقه هم محاکمه شدم و هم به اعدام محکوم شدم...» در همین زمینه:
» برای اکبر محمدی [منتقد]
» از زهرا کاظمی تا اکبر محمدی [حنیف]
» رفتنش سخت بود ولی رفت [الهه مهر]
» یکی بود یکی نبود [جمهور]

یکی بود ، یکی نبود

| سیاست
«اکبرمحمدی» دانشجوی زندانی، دیشب در حمام زندان اوین درگذشته است. محمدی كه از سال ۷۸ و به دنبال وقايع ۱۸تير كوی دانشگاه در زندان به سر می برد، ديشب و در نهمین روز اعتصاب غذای خود در حمام زندان اوین دچار ایست قلبی شد و تلاش پزشکان زندان نیز برای احیای وی بی نتیجه ماند. پیکر وی برای کالبدشکافی به بیمارستانی در سعادت آباد منتقل شده است. [آفتاب]
سهراب سليمانی،‌‏ مديركل زندان‌‏های استان تهران با تأييد اين خبر، گفت: ايشان هر روز تحت نظر پزشك زندان بود و شب گذشته نيز فشارش ۱۲ بر روی هفت بود. وی افزوده است : پس از آن كه شب گذشته حال محمدی بد می‌‏شود، وی به بهداری زندان منتقل و تحت درمان قرار می‌‏گيرد اما به اصرار خودش دوباره به بند منتقل می‌‏شود و در آنجا دوباره حالش بد می‌‏شود كه در حين انتقال به بهداری در مسير راه فوت می‌‏كند.
سليمانی در مورد ارتباط فوت اين دانشجوی زندانی با موضوع اعتصاب غذای وی، گفت:وی اعلام كرده بود كه قصد دارد اعتصاب غذا كند اما آب و چای می‌‏خورد و تحت نظر پزشك زندان بود.
خليل بهراميان، وكيل مدافع اكبر محمدی با بيان اينكه موكلش در اعتصاب غذا به سر می‌‏برده است، گفت: بنده وقتي شنيدم كه موكلم قصد اعتصاب غذا دارد، به زندان مراجعه كردم تا بتوانم محمدی را از اين اقدام منصرف كنم اما متأسفانه مسوولان زندان اوين با اين امر مخالفت كردند كه اين اقدام برخلاف كنوانسيون‌‏های بين‌‏المللی و قوانین داخلی ايران است. [ایلنا]
اكبر محمدی در جريان حوادث كوی دانشگاه تهران در سال ۷۸ بازداشت و در دادگاه بدوی به اعدام محكوم شد اما بعدها با دو درجه تخفيف رهبری به ۱۵ سال حبس تعزيری تبديل شد كه از اين مدت ۱۰ سال زندان و پنج سال آن تعليقی بود.

فیلم شوخی بوش با مرکل

2 نظر | سیاست
خبرگزاری فارس:«دو هفته پيش در اجلاس سرام گروه ۸ در سنت پيترزبورگ، جرج بوش پشت صندلی آنجلا مركل قرار گرفت و در حالي كه رهبران ساير كشورها به وی نگاه مي كردند شروع به ماساژ دادن گردن مركل كرد، در گوش مركل چيزی گفت و سپس از وی دور شد. كاملا مشخص بود كه مركل از اين اقدام بوش حيرت زده شده و ناراحت است، به طوری كه سريعا شانه های خود را به نشانه اين كه نمی خواهد اين وضعيت ادامه پيدا كند بالا انداخت.» [عکسهای مربوط]
فیلم این عمل جرج بوش را در زیر آورده ام [خاطره ی فیلم رقص رضا زاده زنده شد]. اگر عده ای مدعی نشوند خصوصی است و نباید نمایش داده شود. اما جالب است که اندکی با توصیفات خبرگزاری فارس تفاوت دارد.
در فیلم مذکوربوش در گوش مرکل سخنی نمی گوید گرچه شاید در فیلم خبرگزاری فارس گفته باشد [چیزی در مایه های جیگرتو بخورم] و پس از فشار دادن شانه های مرکل از دور می شود.[منبع فیلم: بیلد]


مسخره بازی ها و ژستهای بوش سوژه ی جالبی برای بسیاری از مطبوعات و رسانه ها شده درحالی که برخی از مردم ممکن است نسبت به اینگونه رفتارهای او احساس بدی نداشته باشند.
گرچه رفتارهای بوش همیشه با لودگی همراه بوده اما فکر نمی کنم فارس به نقل از یک روزنامه ی دموکرات آمریکایی نوشته این عملش مصداق آزار جنسی باشد!نمی توان از آمریکایی های گاوچران انتظار داشت همچون انگلیسی ها یا فرانسوی های آداب دان رفتار نمایند.

روایتی نامعتبر از آفرینش

| شعر و داستان
هر روز صبح
عین ابتدای خلقت می شوی
منعت می کنند و
تو انگار حریص دانستن باشی.

آفتاب نزده بیداری تا خود روز
بی تابیت شبیه اولین بی تابیهای آدم است و
دردش شاید
بقدر درد زایمان حوا.

از تو می پرسم
بانوی مو شلالی قصه های اساطیری
در انتهای کدام داستان گم شدی
در رقابت کدام نگاه ناخوانده.

شعر نبودی بخوانمت
قصه نبودی روایت شوی
نه ندا و آهنگی
شبیه مستی پیش از اولین هم خوابی
کمی غلیظ تر از کلمه ی "عشق" بدون دلیل
شاید.

انتهای داستان
شروع خلقت دوباره بود
شبیه بازی کودکانه ی روزگار
مثل وقتی که خدا گل بازی می کرد.

کدام پروژه؟ کدام قرن؟

5 نظر | سیاست
خبرگزاری فارس:«احمدی نژاد درمراسم افتتاح تونل انزاب كه با حضور هزاران نفر از مردم تاجيكستان برگزار شد، با اشاره به اين كه پروژه تونل انزاب را به خاطر سختی كار و عظمتش می‌توان پروژه قرن خواند، افزود: اجرای اين طرح بزرگ به دست توانای مهندسان ايرانی و همكاری دولت و مردم تاجيكستان، بيانگر عزم دو كشور برای دست زدن به اقدامات بزرگتر در راه سازندگی، توسعه وپیشرفت ايران و تاجیكستان در آینده نزديك است.»
بزرگنمایی -به قول عوام چاخان کردن- از امور روزمره ی دولت نهم شده است. احمدی نژاد که پیش از این در مورد هاله ی نور و امدادهای غیبی اظهار نظر می نمود و در اثر عدم آگاهی عمومی نسبت به این امور میزانی برای سنجش وجود نداشت در امور بدیهی نیز این سیاق را دنبال می کند.
او که خود در زمینه ی عمران -راه و ساختمان- تحصیل نموده در اظهار نظری عجیب طرح تونل انزاب را پروژه ی قرن می نامد. البته در مورد این پروژه ی قرن بجز چند خبری که درباره ی افتتاحش مخابره شده است اطلاعات دیگری در دست نیست.بعید به نظر می رسد اين تونل ۵ كيلومتری را بتوان پروژه ی قرن نامید.
البته اگرچه ممکن است بجای قرن ۲۱ میلادی که در سالهای ابتدایی آن هستیم و زمان برای اجرای پروژه های بس عظیم تر از تونل ازناب وجود دارد، اگر در این ۶ سال گذشته اجرا نشده باشد، منظور احمدی نژاد قرن ۱۵خورشیدی بوده که در آن صورت هم ۱۵سالی به پایان آن مانده است.و با توجه به پروژه هایی هم که در همین چند دهه ی اخیر اجرا شدهشانسی برای این طرح افتتاحی احمدی نژاد نمی توان قائل بود و عنوان مذکور بیشتر به جک می ماند.
شاید بتوان این تونل را پروژه سال تاجیکستان و ایران نامید!نه عنوانی فراتر از آن. اگر رییس دولت نهم سعی دارد هر چیزی را که به نوعی به او ربط دارد و یا در آن حضور دارد، بزرگتر و باشکوه تر و عجیب تر از آن چیزی که هست نشان دهند بحث دیگری است.در مورد این تونل چند نکته هم جالب توجه است:
طرح احداث تونل انزاب در زمان شوروی پیشین تهیه شده و تنها در سال ۱۹۹۷ دولت تاجیکستان به اجرای این پروژه آغاز کرد. ولی روند حفاری در این تونل به دلیل کمبود مبالغ به کندی پیش می رفت. در سال ۲۰۰۳ دولت ایران برای احداث این تونل ۱۰ میلیون دلار کمک مالی بلاعوض و ۲۱ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار اعتبار مالی تخصیص داد. [بی بی سی]
پاورقی:
» آدرس جدید جمهور: جمهور دات اورگ
» تذکر اعلمی به احمدی نژاد:متاسفانه ارسال سه نامه اخير جنابعالي به رييس جمهور امريكا، صدر اعظم المان و رئيس جمهور فرانسه كه با واكنش ناپسند و اهانت اميز انان همراه بود، جز تحقير ملت پر افتخار و كشور با عظمت ايران حاصل ديگري به همراه نداشته است. [انتخاب]

امنیت ، ره آورد عدالت

| جامعه
شعبه سوم دادگاه انقلاب اهواز ده نفر از نوزده متهم پرونده يک سری از بمب گذاريهای سال گذشته در اهواز را به جرم اقدام عليه امنيت ملی و محاربه، يعنی مبارزه مسلحانه با حکومت اسلامی، به مجازات اعدام در ملأ عام محکوم کرده، برای هشت نفر ديگر از آنها مجازات حبس تعيين کرده و يک نفر از آنان را تبرئه کرده است.
در پی مراجعات خانواده های محکومان به اعدام، عمادالدين باقی رئيس انجمن دفاع از حقوق زندانيان در نامه ای به رئيس قوه قضائيه و وزير اطلاعات خواستار تجديدنظر در وضعيت زندانيان حادثه بمب گذاری در اهواز شده است.
در این نامه آمده است:«برخی از اين افراد در سنين ۱۸ تا ۲۰ سالگی قرار دارند و دارای تحصيلات ابتدايی و شغل کارگری هستند. بنابر اطلاعات دريافتی برخی از آنها ارتباط با هيچ انفجاری ندارند. گويا آنها توسط فردی اغوا شده‌اند که با تحويل بمب‌های صوتی و وسوسه و تحريک و تشويق خواستار اقدام به انفجار توسط آنها شده است و برخی هم اساساً در جريان موضوع نبوده اند...
آن افراد پس از دريافت مواد منفجره از انجام عمل منصرف شده و مواد را در جای ديگری رها يا پنهان کرده‌اند. شگفت اينکه فردی که توسط ۹ نفر روی وی اعتراف شده است و عامل اغوا و تحويل بمب‌ها بوده اکنون آشکارا در شهر اهواز زندگی و تردد دارد اما فريب خوردگان او محکوم به اعدام شده‌اند...
اين متهمان پس از ۱۰- ۱۱ ماه بازداشت انفرادی (و غالباً در شهرهای ديگر) محاکمه شدند بدون اينکه هيچ ملاقاتی با وکيل داشته باشند و وکلا در دادگاه موکلان خود را نمی‌شناختند.»
در هر حال متهمان انفجارهای اهواز چه مجرم باشند و یا نباشند، صدور این احکام به شکل فوق از درجه ی اعتبار آن می کاهد و نمی تواند تضمینی بر اجرای عدالت باشد. بهترین شرایط برای ایجاد آرامش روانی و جلوگیری از شایعه پراکنی و تحریکات ناهنجار قومی مهیا نمودن شرایط دفاع کامل متهمان از خودشان می باشد.
برگزاری علنی وعادلانه ی دادگاه بهای اندکی برای ایجاد ثبات و امنیت خواهد بود. در غیر این صورت چه حادثه دیدگان و چه خانواده های متهمان و قومیت عرب خوزستان با دیده ی تردید به احکام مجازات متهمان خواهند نگریست. امری که می تواند زمینه ی نا امنی های بیشتری را در استان مهمی همچون خوزستان فراهم آورد.
مسولان امر باید بپذیرند بر خورد امنیتی و سعی در خاموش نمودن آتش این ناهنجاریها با اجرای حداکثر مجازات، بدون شناخت ریشه ها و تلاش در پی حل آنها تاثیری بر افزایش امنیت جامعه نخواهد گذاشت.

جهانبگلو و عالیجناب خاکستری

| سیاست
«يک کارشناس امنيتی جرائم جاسوسی دادسرای انقلاب تهران در گفت و گويی اختصاصی با سردبير [پیام فضلی نژاد] گفته است که رامين جهانبگلو، عضو صندوق آمريکایی گسترش دموکراسی راه اندازی یک شبکه وسیع تحت وب برای جمع آوری اطلاعات طبقه بندی شده از لايه های گوناگون سياسی، حزبی، اجتماعی و حاکميتی را عهده دار بوده است. اين کارشناس امنيتی اشاره کرده که از مدت ها پيش گزارش هایی مبنی بر فعالیت یک شبکه جاسوسی سایبر با نام Sec به نهادهای اطلاعاتی و امنيتی واصل شده بود و وفق آناليزهای مبسوط یک کار گروه تحقيقاتی ويژه ، ارتباط اين نهاد دیجیتال جمع آوري اطلاعات با برخی از روزنامه نگاران سايبرنتيک، گروههای اينترنتی ايرانی در یاهو، گوگل، يک سرويس دهنده بزرگ وبلاگ فارسی و مديران چندين سایت فيلتر شده معروف نزديک به ظن قوی و در حال آناليز بود.»
خبر فوق بوسیله ی سایتی با عنوان "دپارتمان مجازی پژوهشهای حقوقی ایران" [elwa] منتشر شده و در آن جهانبگلو با عنوان "فیلسوف سیاه" خوانده شده است. جالب است بدانید که مدیرعامل این سایت به عهده ی شخصی است به نام پیام فضلی نژاد. او در کارنامه ی کاری خود از سابقه ی عضویت در شورای نویسندگان روزنامه های جامعه، نشاط، انتخاب، صدای عدالت، رسالت تا مشاور دادستان تهران [قاضی مرتضوی] را داراست.
با توجه به سوابق و عملکرد فضلی نژاد -مخصوصا در مورد پرونده وبلاگ نویسان- باید به دقت به انتشار این خبر توجه نمود.در این میان بجز احتمال ترتیب دادن سناریویی برای دکتر رامین جهانبگلو، منبع این خبر سعی نموده چند نفر دیگری را نیز وارد ماجرا کند.
در این خبر از مدیران سایت گویا که چندی پیش سردبیر این سایت این نکته را رسما تائید کرده بود که فضلی نژاد به نمایندگی از جمهوری اسلامی ایران با وی به نحو محرمانه برای محدود سازی رسانه های اینترنتی گفت و گو کرده و همچنین یک سرویس دهنده ی وبلاگ فارسی به عنوان همکاران جهانبگلو اسم برده شده است.
صحنه گردان داستان دکتر رامین جهانبگلو کم کم دارد سناریوی خود را تکمیل می کند و بازیگران آن را در کنار هم قرار می دهد.مطمئنا در ادامه مشخص خواهد شد که سرنخ تمامی این مسائل در دستان کیست.
پاورقی:
از پیام فضلی نژاد به عنوان بازجوی پرونده وبلاگ نویسان [که قاضی مقدسی مسولیت آن را به عهده داشت] نیز نام برده می شود. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد او می توانید با مراجعه به بخش معرفی مدیران سایت elwa  و همچنین دایره المعارف ویکی پدیا* در مورد فضلی نژاد که نظرات موافق و مخالف را در خود جا داده ، مراجعه کنید.
پیک ایران: چند روز پس از ترور قاضی مقدسی، فضلی نژاد هم مورد سوء قصد واقع شد اما به او آسیبی نرسید. مسوولین امنیتی در پی کشته شدن قاضی پرونده (مقدسی) که از دوستان قدیمی فضلی نژاد محسوب می شده اقدامات تامینی و امنیتی خاصی [ماشین ضد گلوله] را برای وی لحاظ کرده بودند
پی نوشت:
* پس از این مقاله صفحه مورد نظر با رای گیری کاربران حذف شد[لینک].

خانم عزیز! به آشپزخانه ات برگرد

| سیاست
تقدیم به خانم فاطمه ی رجبی، همسر غلامحسین الهام، سخنگوی دولت احمدی نژاد بخاطر حضور فعال در عرصه ی مبارزه ی شجاعانه با «اصلاح طلبان و اذناب کثیفشان» و تحمل۱۶سال حکومت «غوغا سالاران نفع پرست» که «مدعیان بی هنری» بیش نبودند و تلاش بی دریغ در راه «نصرت الهی» تشکیل حکومت «عدالت محور و الهی» احمدی نژاد:

"مردم! ایمان زنان ناتمام است، بهره ی آنان ناتمام، خرد ایشان ناتمام. نشانه ی ناتمامی ایمان، معذور بودنشان از نماز و روزه است -به هنگام عادتشان- و نقصان بهره ی ایشان، نصف بودن سهم آنان از میراث است نسبت به سهم مردان.
و نشانه ی نا تمامی خرد آنان این باشد که گواهی دو زن چون گواهی یک مرد به حساب رود.پس از زنان بد بپرهیزید و خود را از نیکانشان واپایید. و تا در کار زشت طمع نکنند، در کار نیک از آنان اطاعت ننمایید."
نهج البلاغه. خطبه ی ۸۰. ترجمه ی جعفر شهیدی

آنچه بخصوص در مدت زمان پس از انتخابات سوم تیر۸۴ توسط فاطمه ی رجبی منتشر شده، حاوی نسبتها و فحاشی های بی دریغی و البته شجاعانه! نسبت به مسولین تراز اول سابق - هاشمی، خاتمی، روحانی و نیروهای هوادارشان- است. به عنوان مثال در مورد حکم آشوبگران حادثه ی قم می نویسد:
«...این احکام شدید در مورد مفلوک هایی چون "اکبر گنجی" هم نیست... همچنین دریوزگانی چون "سعید حجاریان"... [یا در مورد] او [رفسنجانی] كه آقازاده‌ها، برادران و برادرزادگان و مديرانش مافيای قدرت و ثروت تشكيل دادند و سرنوشت ملت و منافع ملی را دردستان خود گرفتند، و دخترش، جنگ با شريعت را پيشگام شد و هم‌اكنون در انگليس با نويسندگان دوران پهلوی به كار علمی-فرهنگی مشغول است و اين مصائب به انجام نرسيد، مگر با پشتوانه سياسی پدر، و رئيس قبيله.»

و مطالبی از این دست. نمی توان قبول نمود که در دوران حکومت احمدی نژاد، آزادی بیان افزایش یافته است زیرا در آن صورت شاهد آن همه خشونت در سرکوب تجمع زنان در ۸ مارس و ۲۲خرداد ۸۵ و اعتصابات کارگری و اعتراضات دانشجویی نبودیم. مطمئنا روایت دیگری در کار است.

خداحافظ

| شعر و داستان
حالا آنقدر غریبه‌ایم
که انگار
هزار سالِ نوری فاصله است
بین چشم‌هایمان
و دست‌هایمان
و تن‌هایمان
و کم کم فراموش خواهم کرد
رنگ چشمهایت را
در آن هم‌آغوشی عصر بهار
و تو فراموش خواهی کرد
مرا
و خط خواهی زد
این دو سال را
و خواهی رفت
به جایی
دور از من
اما به یاد خواهم داشت
تو را
در تمام نشانه‌ها
و رنگ زرد
و بغضی
که گلویم را خواهد فشرد
حتی
با این فاصله‌ی
نوری
و دست‌هایی که دیگر وجود نخواهند داشت
تا من
بر سر انگشتانش
بوسه بزنم

خداحافظ

پاورقی:
این شعر برگرفته از وبلاگ پرگلک است.البته با اجازه ی ایشان در اینجا نقل شد و احتمالا مناسبتی دارد. نظرات را هم می بندم تا خودم به تنهایی کیف وافر ببرم.چون در این مورد خاص تصمیم ندارم به نظر دیگران توجه ای کنم.این را هم بگذارید به حساب بخش توتالیته ی مخفی شخصیتم!

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram