August 2006 Archives

بهای آزادی !

6 نظر | سیاست
دکتر رامین جهانبگلو پس از سپری کردن قریب به 4 ماه زندان که ظاهرا بیشتر ان به صورت انفرادی بوده، دیشب با سپردن وثیقه -که مبلغش اعلام نشده- آزاد گردید.[+]
این اتفاق در حالی روی داد که پیشتر، این استاد دانشگاه به تلاش برای تدارک "انقلاب نرم ومخملی" تحت هدایت ایالات متحده ی امریکا متهم شده است. بر همین اساس دادستان ایران نیز با اعلام پذیرفتن اتهامات از سوی جهانبگلو خبر از موافقت ایشان جهت پخش اعترافاتش از صدا و سیما را داده بود.

آزادی جهانبگلو در شرایط فعلی چند احتما را مطرح می کند. ابتدا آنکه اتهامات وارد شده به ایشان تناسبی با مستندات نداشته و امکان آزادی جهانبگلو با قید وثیقه به وجودآمده است.که البته با توجه به اظهارات پیشین مسولین امنیتی و قضایی کمی دور از ذهن است.
همچنین با اين سابقه ی ذهنی كه آزادی به قید وثیقه برای افرادی که با اتهامات بسیار سبک تری روبرو هستند همچون موسوی خویینی اعمال نشده است.

از سوی دیگر این امکان وجود دارد که آن اهدافی که می بایست از بازداشت جهانبگلو حاصل گردد محقق شده و آزادی او نیز در چهارچوب برنامه ی پیشین صورت پذیرفته است.
اهدافی که شاید تهیه فیلم اعترافات جهانبگلو مهمترین بخش آن بوده است. در این مورد باید منتظر ماند دید دوران آزادی جهانبگلو چقدر طول خواهد کشید و او در این زمان از چه مقدار آزادی عمل برخوردار خواهد بود.

شاید از جهت دیگر آزادی جهانبگلو را بتوان آغاز شرایطی قلمداد نمود که تحت تاثیر شرایط جهانی و پرونده ی هسته ای ایران قرار دارد. در آن صورت می توان منتظر تغییر شرایط برای دیگر زندان سیاسی باشیم.
امری که اگر محقق گردد بر هوشمندی مسوولان در راستای ایجاد همدلی و کاهش اختلافات داخلی در شرایط خطیر فعلی دلالت دارد. اگر چه این احتمال کمی خوش باورانه است اما محال نیست.
مطالب مرتبط:
» مصاحبه ی جهانبگلو با ایسنا [+]
»عکس جهانبگلو پس از آزادی [+]

عدالت ؛ نسبی یا مطلق !؟

7 نظر | سیاست
احمدی نژاد، جرج بوش را به یک مناظره ی مستقیم تلویزیونی و بدون سانسور فرا خواند[+]. پاسخ دولت آمریکا نیز قابل پیش بینی بود[+]. آنها اجازه ی هیچگونه اظهار وجودی در عرصه ی جهانی به مخالفان خود نخواهند داد. جز این موضوع نفس مناظره و عواید و مضرات احتمالی آن برای ایران ، امریکا و جهان قابل پیش بینی نبود.

اما نکته ی قابل تامل در این بین ، اختلاف عمل و رفتار دولت ایران است. در یک ساله ی اخیر کمتر مراسم و یا تجمعی را می توان سراغ داشت که در صورت عدم هماهنگی و همراهی فکری و عملی متولیان آن با دولت به سلامت برگزار شده باشد. به عنوان آخرین نمونه می توان به سمینار «تاثیر قوانین بر زندگی زنان» اشاره نمود[+] که قرار بود فصل آغاز کمپین « یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز» باشد.

پیش از این نیز سخنرانی دکتر سروش به علت آنچه عدم تامین امنیت ذکر شد برگزار نشد. همچنین در یک سال اخیر تجمع 22 خرداد زنان در میدان هفت تیر تهران، تجمع زنان در پارک دانشجو به مناسبت 8 مارس و تجمع های کارگری و صنفی مختلفی نیز با سرکوب و دخالت خشونت بار متوقف شده اند.

گرچه در زمان دولت سید محمد خاتمی گروهها ی فعال اجتماعی و بخصوص دگر اندیشان و رفرمیستها با برخوردهای فراقانونی گروههای فشار روبرو بودند، اما امروز دولت خود راسا از برگزاری مراسمها و تجمعات بعضا قانونی جلوگیری به عمل می آورد.

در چنین شرایطی که دولت ایران حقوق اساسی و اولیه شهروندان خود را در بیان آزادانه ی عقاید و تلاش در جهت ایجاد جامعه ای مدرن ترنقض می کند و علی رغم شعار عدالت محوری و مهرورزی ، از تلاش گروههای اجتماعی زنان درکسب حقوق برابر با مردان ، کارگران در جهت بهبود وضعیت اشتغال و دگر اندیشان در طرح دیدگاههایشان جلوگیری می نماید و در این راه از ابزار امنیتی و انتظامی بهره می برد، انتظار برای کسب تریبون برای دیالوگ با جهان -بی واسطه و بدون سانسور- کمی خودخواهانه است.

البته نامه نگاری به سران کشورها و مناظره با آنها در جهت بهبود وضعیت جهانی ایران و به عنوان اقدامی پیشگیرانه در جهت جلوگیری از تحمیل هزینه و یا کاهش آن قابل تقدیر است اما کاش به این نکته توجه می شد که راه حل بسیاری از معضلات ایران و منطقه در داخل کشور وجود دارد.

بهترین راه حل برای تثبیت موقعیت جهانی ایران گردن نهادن به خواست ملت ایران است.تا زمان برقراری دولت قانون و شرایط مساوی برای همه ی شهروندان ایرانی در جهت بهر مندی از امکانات و بروز استعدادها انتظار ایجاد وحدت ملی برای تایید دولت کنونی قابل تصور نیست.
اما بر خلاف دولت پیشین جهت گیری های کنونی کاملا روند معکوسی را در اعتماد سازی داخلی دنبال می نماید و پیش بینی می شود که نهایتا نتایج نا مطلوبی را در پی خواهد داشت.

فرزندان یعقوب*

12 نظر | جامعه
مار از همه ی حیواناتی که خداوند بوجود آورد زیرک تر بود. روزی مار نزد زن آمد، به او گفت: «آیا حقیقت دارد که خدا شما را از خوردن میوه ی تمام درختان منع کرده است؟»
حوا جواب گفت: «ما اجازه داریم از میوه ی همه ی درختان بخوریم بجر میوه درختی که در وسط باغ است.خدا امر فرموده است از آن میوه نخوریم حتی آن را لمس نکنیم وگرنه می میریم»
مار گفت:«مطمئن باش نخواهید مرد! بلکه خدا خوب می داند زمانی که از میوه ی آن درخت بخورید چشمان شما باز می شود و مانند خدا می شویید و می توانید خوب را از بد تشخیص دهید»

عکس هایی ازعبادت یهودیان در تهران

به روایت کتاب مقدس اینگونه بود که مار آدم و حوا را از میوه ی درخت تشخیص آگاهی داد و سبب شد آنها از فرمان خدا سرپیچی کنند و از بهشت طرد شوند. کتاب مقدس سرشار از داستانهای زیبا و خواندنی است از زمان خلقت تا مبعوث شدن پیامبران مختلف.

در بخشهایی از اين كتاب به آداب و رسوم یهودیان و بنی اسرائیل اشاره دارد و همچنین قوانینی که بر آنان حاکم است. قوانینی که برخی از آنها برای دنیای نوین خشونت بار و غیر انسانی تلقی خواهد شد.

خواندن این کتاب می تواند لذت بخش و آموزنده باشدهم از باب آشنایی با دیگر ادیان و روایت آنها از تاریخ پیدایش انسان و شکل رابطه ی خالق و مخلوق در ادیان دیگر و هم کمک می کند به تصحیح شناخت و دیدمان نسبت به پیروان ادیان دیگر.

*فرزندان یعقوب را بنی اسرائیل می خوانند.زیرا در کتاب مقدس آمده یعقوب در "فنی ئیل" با خدا کشتی می گیرد و خدا بر او غالب نمی شود پس او را اسرائیل می خواند به معنی «کسی که نزد خدا مقاوم است».

یک کوله پشتی سانسور

41 نظر | یک بازتاب | هنر و فرهنگ
دیشب برای چندمین بار فیلم خیلی دور ، خیلی نزدیک [+] میر کریمی را دیدم. البته بازهم با سانسور بیشتراز دفعات پیش.آن هم صحنه هایی که نمی توان دلیل خاصی برای عدم نمایش آنها یافت. و شاید این قیچی زدن به جان ساخته های دیگران دلیلی شد برای نوشتن این مطلب.

چند هفته ای است که سعی کرده ام با دقت بیشتر به فیلمها و سریالهای صدا و سیما توجه کنم. این موضوع از زمان گافی که در سریال خارجی پرستاران دیدم شروع شد.
در دو قسمت پیش از اين سريال عبارت "break a leg" اینگونه معنی شده بود: "پاهایم را برایت می شکنم" که هیچ مفهومی را هم نمی رساند.

این مضحک ترین و ناشیانه ترین ترجمه ای است که برای این اصطلاح می توان به کار برد. این جمله به معنای "برایت دعا می کنم" بکار می رود. از این دست بی دقتی ها و کج سلیقگی ها در سریالهای خارجی و وطنی کم نیست.

سریال جزیره هم که چند وقتی است برای بار دوم از شبکه ی دو پخش می گردد. در حالی که در مرتبه ی اول قسمتهای پایانی در یک قسمت مونتاژ شده بود در این مرتبه به هیچ وجه توالی قسمتها رعایت نمی شود.
در قسمتی از فیلم فصل زمستان است در قسمت بعدی فصل تابستان و جالب آنکه به همین دلیل برخی حوادث فیلم بصورت پس و پیش اتفاق می افتد و اگر بیننده یکبار سریال را ندیده باشد مطمئنن دچار سردرگمی می شود.

از اینگونه اشتباهات سهوی و عمدی که بگذریم یک مورد قابل توجه سری جدید برنامه ی کوله پشتی است که پیش از این خوابگرد در روزنامه ی شرق مطلب خوبی در اینباره نوشته بود.
فرزاد حسنی مجری مسلط این برنامه که بسیار دوست دارد مطرح ترین شومن ایران باشد، روز به روز از جذابیت اجرایش کاسته می شود. و این موضوع باز می گردد به تکراری شدن اداها و رفتارهایی که یک زمان تازگی و جذابیت داشت.

علت دیگر نوع و جهت گیری برنامه است. برنامه بیشتر رنگ بوی تبلیغاتی گرفته است. آنهم تبلیغ یک سلیقه ی خاص از زندگی که عمومیت هم ندارد.
از شنیده ها هم اینگونه بر می آید که آقای حسنی چندان به این مسائلی که مطرح می نماید پایبند هم نیستند که مطمئنا یک امر شخصی است. اما این همه ی ظاهر سازی و فلسفه بافی یقینا جای پرسش دارد.

این چند نکته یک از هزار موردی است که می توان درباره ی سیمای ملی اشاره نمود.کسی اگر بخواهد بررسی دقیقی کند و وقت کافی بگذارد و تخصص هم داشته باشد ، داستان از این سطور طولانی تر می شود و شاید کتابی بشود چند جلدی.
در همین زمینه:
» خرافات در تئاتر [+] (در مورد معنی break a leg)
» کاملا غیر مهم! [+] (جالب است حتما بخوانید)
» تقلید صدای فرزاد حسنی توسط امیرحسین مدرس [+] 1MB

آرامگاه بشیر و نذیر ؛ میراث یهود

| هنر و فرهنگ
عکسهای زیر را فروردین امسال در جمهور پیشین قرار دادم که اتفاقا مورد استقبال واقع شد. حیفم آمد در اینجا نیز نگذارمش.البته آنجا عنوان آن مطلب این بود: عکس یادگاری با پیامبران یهود.


معروف است که ساکنان قدیم بهبهان اصلیتی یهودی داشته اند حالا این روایت چقدر به حقیقت نزدیک است خدا می داند.وجود مقبره ی دو پیامبر-و به روایتی دو سردار- یهودی در نزدیکی بهبهان یکی از این نشانه ها است.
جالب است بدانید که هنوز بسیاری از مردم روزهای شنبه برای زیارت قبور این دو پیامبر یهود، به آرامگاهشان می روند. آرامگاهی که بنظر می رسد در اثر بی توجهی به مخروبه ای تبدیل شده است.

آسیاب به نوبت

5 نظر | سیاست
الهام سخنگوی دولت احمدی نژاد علیه مطبوعات و رسانه های منتقد دولت اعلام جرم کرده است. او در نامه ای خطاب به مرتضوی دادستان تهران نوشته:

«در روزنامه‌ای به راحتی سرمقاله نوشته می‌شود و رييس‌جمهور كشور را كه در داخل و خارج كشور به پاكدامنی و سلامت مالی شهره است، متهم می‌كنند؟ و سايتی با انتشار اخبار جعلی، تمام دولت را تبهكار مالی معرفی می‌كند؟
و دادستان معظم تهران لابد منتظر شكايت است! اگر چنين است سخنگو و رييس شورای اطلاع رسانی دولت اعلام جرم می‌كند و تقاضای تعقيب عاملان افترا و نشر اكاذيب را طبق موازين شرعی و قانونی دارد» [+]

پیش از این نیز احمدی نژاد گفته بود که "توهین به رییس جمهور جرم محرز است" و بدین وسیله منتقدان خود و دولت را اینگونه خطاب قرار داده بود. اما اینبار واکنش دولت بسیارتند است که عواقب آن برای رسانه های مستقل، قابل پیش بینی نیست.

گرچه انتقاداتی که به دولت وارد شده آنچنان عجیب و گزنده نبوده که این واکنشها را در پی داشته باشد و اتفاقا در فضای سیاسی موجود مطبوعات و حتی بسیاری از رسانه های اینترنتی در بیان مطالب انتقادای حداکثر خود سانسوری را لحاظ می نمایند تا دچار تبعات احتمالی نگردند.

می توان به یاد آورد که در دوره ی 8 ساله ی خاتمی بدترین توهین ها و نسبتهای ناروا به شخص رییس جمهور و هیات دولت و نمایندگان مجلس ششم توسط مطبوعات دست راستی و تریبونهای دیگر محافظه کاران وارد می شد و کوچکترین واکنشی از دولت در جهت خاموش ساختن این سخنان مشاهده نشد.

در یکسال اخیر نیز مطالب و سخنان بسیاری مشتمل بر توهین و افترا نسبت به مقامات و مسولین پیشین ابراز شده از جمله ی مقالات فاطمه ی رجبی همسر الهام که حتی واکنش برادر و پدر او را در پی داشت که نسبت به موارد مطرح شده توسط خانم رجبی اعلام انزجار نمودند. [+]

اختلاف در گفتار، رفتار و مشی دولت پیشین و کنونی از همین چیزها مشخص می گردد. با فلاش بک به مصاحبه ی هفته ی گذشته احمدی نژاد با شبکه ی آمریکایی CBS [+] و کتمان سخنانی که درباره ی هاله ی نور درحضور جوادی آملی بیان کرده بود و همچنین دروغ و مونتاژ خواندن فیلم این جریان توسط آقای الهام، این پرسش را پیش می آورد که تا چه میزان می توان به سخنان، وعده ها و عملکرد دولت نهم اطمینان داشت.

از انجا که این موضوع به ظاهر کم اهمیت می تواند معیار بسیاری از قضاوتها قرار گیرد بد نیست در کنار اعلام جرم علیه رسانه های مذکور، در بررسی جداگانه ای تکلیف ادعاهای معروف به هاله ی نور نیز مشخص گردد.

مصدق ، مصدق بود!

4 نظر | سیاست
بعضی روزهای سال هستند که با حادثه ای عجین شده اند حالا اهمیت آن گاهی برای یک نفر و گاهی هم برای عده ای حس نوستالوژیک ایجاد می کند. 28 مرداد از آن روزهایی است که برای ما ایرانی ها با هر سلیقه و مرام بنوعی خاطره است.حتی برای آنهایی که سعی می کنند این روز را کم اهمیت نشان دهد و اگر بشود با شیطنت برخی وقایع و اسمهای را کم رنگ کنند و برخی را پر رنگ.

آنها هم در این تکاپو به ماندگاری این روز کمک کرده اند. 28 مرداد که بیاید پشت بندش هم نام مصدق را باید بشنوی. حالا می خواهد خوشت بیاید یا نه. اگر سلطنت طلب باشی و یا از مذهبی های دو آتیشه ی فعلی که ابرو در هم می کشی و چند بد و بیراه نثارش، که مردک خائن بود.

ما که نبودیم اما شنیده ایم که دعواها و اختلاف ها بوده میان مصدقی ها و شاهیها حالا هم که میان مصدقی ها و [...]. بماند که برخی یاران دیروز مصدق شده بودند همراه شاه پس از 28 مرداد و برای ادامه ی سلطنتش دعا می خوانند و دستش را می بوسیدند که قبله ی عالم به سلامت باشد. حالا هم نوادگان آنها شده اند منتقد و اینبار از منظری دیگر اگر نگوییم بیشتر حرفهایشان شبیه ذبح است.

تاریخ ما پس از مصدق پر شد از حسرت ، که چرا نشد آنچه مصدق خواست. چه شد که 28 مرداد 32 و شعبان جعفری و زاهدی شدند برگی از تاریخ.
در طول این سالهای بدون مصدق هم آمدند آدمهایی که می خواستند شبیهش باشند و یا ما فکر کردیم شبیه او هستند اما هر کدامشان یک جوری لنگ می زدند.

بعد از نیم قرن و چند سال حالا هم هنوز آدمهایی هستند که با شنیدن نام مصدق رگ گردنشان ورم می کنند و اشک توی چشمشان حلق می زند و افسوس می خورند که نشد. حتی کوچکترهای بیست و چند ساله خود را شریک آن ناکامی می دانند. گویی که باید چند نسلی بگذرد تا این حسرت از خونمان خارج شود.

پیرمرد کمر خم کرده، تکیه داده به عصایش توی یک عکس خاکستری که می گویند از عکسهای آخرش است توی روستای احمدآباد همانجایی که شاه تبعیدش کرده بود. جایی که هنوز هم آنجاست و انگار قرار است تبعید آنجا بماند. اینگونه بیاد می آوریمش مردی که هنوز هم برای خیلی ها مصدق است.

در انتظار روزهای سخت

6 نظر | سیاست
چند روزی بیشتر به 31 مرداد ماه مصادف با 22 اگوست نمانده است. تاریخی که ایران برای پاسخ به بسته ی پیشنهادی اروپاییان اعلام کرده بود. در حالی که پیش از این شورای امنیت با صدور قطعنامه ای ایران را به توقف غنی سازی دعوت نمود و هرگونه تصمیم گیری جدیدی را به پس از پذیرش این مسئله توسط ایران موکول کرد.

پس از آنکه جنگ میان اسرائیل و حزب الله لبنان همه نگاهها را به خود معطوف کرده بود شراتیط در حال تغییر است. ساکنان کاخ سفید سعی دارند به اظهار نظر های مختلف بار دیگر توجه جهانی را به سوی ایران جلب نمایند. گرچه ایران نیز به خوبی بازی خود را انجام می دهد وهمچنان به اتفاقات لبنان و بی حاصل بودن آن برای آمریکا و اسرائیل اشاره می کند.

اما در نهایت ایران مجبور است جهان را از تصمیم خود آگاه نماید. یا تعلیق غنی سازی را می پذیرد وهمچنان از باب مذاکره با غرب برخورد می کند یا صراحتا رویارویی را انتخاب می نماید. تقابلی که یقینا هزینه ی سنگینی را به کشور متقبل خواهد کرد.

اما جنگ حزب الله و اسرائیل بر تصمیم ایران بی تاثیر نبود. به هر حال بسیاری از هواداران این مقاومت خود را پیروز این میدان می دانند و شرایط منطقه ای بیش از گذشته به سوی تقابل و مقاومت در برابر غرب سوق کرده است و تسلیم ایران در این زمان ضربه سنگینی به وجه ی ایران وارد خواهد نمود.

همه این موارد به یک سوی مناقشه ی هسته ای ایران اشاره دارد.در سوی دیگر آمریکا و متحدانش ایستاده اند که هر کدام در این میان نقش جداگانه ای را ایفا می کنند.
آمریکا و اسرائیل راه منزوی نمودن ایران را می پیمایند، کشورهای اروپایی موضع معتدل تری دارند و در نهایت روسیه، چین و هند که موضعشان با کسب منافع بیشتر رابطه ی مستقیم دارد.

اگر بخواهیم فکر کنیم که باید در31 مرداد ماه شاهد اتفاق خاصی باشیم ممکن است نا امید شویم. اما شرایط موجود از روزهای سخت تری برای ایران و منطقه حکایت دارد. روزهایی که تا رخ ندهند قابل تصور نیست.

حقیقت پنهان شده!

24 نظر | سیاست
چند ساعت قبل شبکه ی اول سیما مصاحبه ی احمدی نژاد را با مايكل والاس خبرنگار 88 ساله ی شبکه ی CBS آمریکا پخش کرد. در مورد کلیت این مصاحبه نمی توان چیزی خاصی نوشت جز همان سیاق مرسوم احمدی نژاد در برخورد با خبرنگاران.
شوخی های غالبا خارج از عرف و کنایه های تند تیز به مصاحبه کننده. یاد مصاحبه ی خاتمی با CNN افتادم و ترجیح دادم هیچ مقایسه ای نکنم.

اما نکته ی قابل توجه این مصاحبه آنجا بود که سوال کننده از احمدی نژاد در مورد مشاهداتش در سازمان ملل پرسید. داستان معروف به هاله ی نور و پاسخ احمدی نژاد شوک آور بود.
او در عین ناباوری مدعی شد همه ی این مسائل را در روزنامه ها خوانده و به نوعی موضوع را تکذیب نمود و چند باری بر آن تاکید کرد. البته هیچگاه همچون الهام دقیقا این سخنان را کذب نخواند.

سخنانی که در ماه های ابتدایی ریاست جمهوری او به جنجالی خبری تبدیل شده بود و.حتی اعتراض نمایندگان مجلس را در پی داشت. اما چگونه احمدی نژاد با وجود فیلم مربوط به این جریان اینچنین مسئله را تکذیب می کند. باور کنید اگر در یکی از این ممالک کفر کسی در مقام حکومتی به خود اجازه می داد اینگونه رفتار نماید قطعا از مقام خود عزل میشد.

اتفاقی که چند دهه پیش برای ریچارد نیکسون رییس جمهور وقت ایالات متحده ی آمریکا رخ داد و به ماجرای واتر گیت معروف شد و در نهایت نیکسون بخاطر پنهان نمودن حقیقت و شهادت دروغ از مقام خود برکنار شد.
و چند سال پیش بیل کلینتون رییس جمهور دموکرات امریکا به اتهام دروغگویی درباره ی رابطه با مونیکا لوینسکی تا مرز برکناری پیش رفت و مجبور به عذرخواهی از ملت آمریکا شد.

کاش احمدی نژاد با شجاعت مسولیت سخنان خود را بر عهده می گرفت و با پنهان نمودن حقیقت اعتماد عمومی را بیش از پیش به چالش نمی کشید. شاید در این شرایط اگر مجلس مستقل و مقتدری وجود داشت و یا مطبوعات در انتقاد به قدرت احساس امنیت می کردند نسبت به این اظهارات واکنش تندی نشان داده می شد وکسی نمی توانست اینگونه حقیقت را از نظرها مخفی نگه دارد.

پخش این مصاحبه توسط صدا و سیمای جمهوری اسلامی از موارد مثبت بود تا عیار و توان دولت نهم را در پاسخگویی به افکار عمومی نمایان سازد.

بگذارید تسلیت عرض کنم آقای درخشان!

11 نظر | سیاست
«باید به خودمان تبریک بگوییم. چرا که پس از پنج سال تلاش توانستیم کاری بکنیم که حکومت ایران وبلاگ را به عنوان یک رسانه‌ی یاغی مثل ماهواره نگاه نکند. چرا؟ بخاطر اینکه عادت‌های جدید در خودمان پرورش دادیم تا همه بتوانند ازاین رسانه جوری که می‌‌خواهند استفاده کنند. آن‌قدر به مخالفانمان اجازه‌ی نفس کشیدن دادیم که حزب‌اللهی‌ها، طلبه‌ها، و مذهبی‌ها جای خود را در این وب‌لاگستان تنگ نبینند.» [+]

حسین درخشان از این شادمان است که محمود احمدی نژاد نیز به جرگه ی وبلاگ نویسان پیوسته و بدین وسیله جمهوری اسلامی این رسانه را به رسمیت شناخته است. اما آیا از وبلاگ نویسی احمدی نژاد می شود چنین برداشتی داشت؟
آیا وبلاگ همچون ماهواره رسانه ی یاغی قلمداد نمی گردد تنها به این علت که مقامات ایران نیز از این ابزار استفاده می کنند؟ و آیا ما به مخالفان اجازه ی نفس کشیدن دادیم که آنها جای خود را در این وبلاگستان تنگ نبینند؟

اطلاع رسانی ماکیاولیستی

6 نظر | سیاست
یا زمانی برای مستی مل گیبسون
بالاخره پس از کش و قوسهای بسیار شورای امنیت به قطعنامه ای دست یافت که همه ی طرف های درگیر در جنگ لبنان را راضی می نمود.گرچه ایران در ابتدا این قطعنامه را رد کرده و آنرا ظالمانه خوانده بود اما با پذیرش و استقبال حزب الله لبنان ایران در تغییر موضعی [+] آشکار مجبور به حمایت تلویحی از آن شد.

در همین حال رسانه های دولتی تلاش بسیار دارند این قطعنامه را پیروزی برای حزب الله لبنان قلمداد نمایند.اما واقعیت آنست که در این جنگ طرف پیروز بی معنی است.صدها انسان کشته شده و لبنان به وبرانه تبدیل شده است.
اسرائیل نیز جز سیاه تر نمودن پرونده ی قساوتهایش بهره ی دیگری نبرده است. گرچه شرایط موجود تا اینجای ماجراست.باید دید در حین اجرای قطعنامه توازن قوا چگونه تغییر خواهد نمود.

اما گاهی در حاشیه این اتفاقات آنچه رخ می دهد می تواند از متن آن پر رنگ تر گردد. خبرگزاری فارس به نقل از روزنامه ی آلمانی بیلد نوشته است:
«مل گيبسون، كارگردان مشهور هاليوود، ضمن انتقاد از عملكرد يهودی‌ها گفت: از وضعيتی كه يهودی‌ها در دنيا به وجود آورده‌اند بسيار متاثرم.گيبسون اخيرا در حين رانندگی، يهوديان را عامل اصلي تمام جنگ‌هايی كه در جهان به وقوع می‌پيوندد دانسته است.» [+]
اکبر گنجی با تمام مخالفتهایی که با عملکردش می شود همچنان با تمام قوا به فعالیت خود ادامه می دهد.گرچه او بارها و بارها نسبت به دخالت و صدور دموکراسی از طرق نظامی و یا دخالت مستقیم بیگانگان مخالفت ورزیده همچنان از سوی برخی به جاده صاف کنی امریکا متهم می گردد.اتهامی که روزگاری در ایران توسط کیهان نشینان به آن متهم شده بود.

اعتصاب غذای اکبر گنجی در مقابل سازمان ملل

اکبر گنجی در سومين هفته سفرش به ايالات متحده آمريکا در جمع گروهی از هنرمندان و فيلمسازان مشهور جهان در هاليوود، از آن ها خواست به ياری جنبش دموکراسی خواهی ايران بپيوندند و صدای ايرانيان آزادی خواه را به گوش جهانيان برسانند.

اعترافات مخملی!

8 نظر | سیاست
ظاهرا اعضای ارتش انقلاب مخملین در حال مشخص شدن است.روزنامه ی جمهوری اسلامی در مقاله ای به قلم حسن جعفری مواردی را مطرح نموده است که می تواند برای جامعه ی روشنفکری ایران نگران کننده باشد.

نویسنده ی این روزنامه با اشاره به بازدداشت رامین جهانبگلو اضافه می کند:
«انقلاب های مخملين , كودتاهای نوينی هستند كه توسط جوانان فريب خورده و هزينه های مالی بسيار اخيرا در كشورهای بلوك شرق سابق برای تغيير حاكميت های غيرهمسو با منافع غرب اعمال شده اند و در اغلب موارد موفق عمل كرده بودند.

به نظر می رسد شاخه انقلاب مخملين ايران با مطرح ساختن سيد حسين نصر درصدد تامين شاخه های به اصطلاح نيروهای فرهنگی حركت خود باشد بخصوص كه اخيرا عناصر فرهنگی بسياری در زمينه هاي موسيقی، نقاشی و حتی كاريكاتور نيز از غرب وارد كشور شده اند.»

جهان صلح می خواهد

4 نظر | سیاست
« بيش از 70 درصد مردم جهان با بقای نيروهای مقاومت در جنوب لبنان موافقند» این تیتر خبری است که خبرگزاری فارس مخابره نموده است. در متن خبر آمده که: «...بر اساس نظر سنجی اینترنتی شبکه ی الجزیره از 95هزار و 519 نفری كه تا لحظه ارسال اين خبر در اين نظرسنجی شركت كرده‌اند، 69هزار و 807 نفر يعنی 9/73درصد از بقای نيروهای مقاومت در جنوب لبنان حمايت كرده‌اند.بر اساس نظر سنجی ، 17هزار و 199 نفر يعنی 2/18 درصد اعلام كرده‌اند با استقرار ارتش لبنان در جنوب اين كشور موافقند...»

در اصل خبر مشخص می گردد که ادعای حمایت 70 درصد از مردم جهان با بقای حزب الله در جنوب چقدر از واقعیت دور است.مطمئنن مراجعه کنندگان به سایت الجزیره بیشتر مسلمانان و بخصوص اعرابی هستند که به طور قطع با اسرائییل دشمنی می نمایند و در این شرایط خود را موظف به حمایت از حزب الله می دانند.

اگر این نظر سنجی توسط مثلا شبکه ی سی ان ان صورت می گرفت نتیجه قطعا غیر از این بود.اینگونه خبر رسانی ها نمی تواند هیچ کمکی به وضعیت حزب الله و یا مردم لبنان بنماید.

درحالیکه اسرائیل نشان داده که در راه رسیدن به اهدافش از هیچ عملی ابا ندارد و آمریکا با بهانه قرار دادن برخی سو رفتارهای نیروهای مقاومت چتر حمایت بی دریغ خود را بر سر اسرائیل بیش از پیش گسترانیده این مردم لبنان هستند که بیشترین ضرر را متحمل شده اند.

شاید تنها کاهش بهانه های اسرائیل و امریکا و جلب حمایت اروپا بتواند به پایان این بحران و فاجعه ی انسانی کمک نماید. بحث خلع سلاح و یا خروج حزب الله از جنوب لبنان نیز یک مسئله ی داخلی کشور لبنان است که هیچ کس جز مردم و دولت لبنان حق ندارند در مورد آن تصمیم بگیرند.

گرچه مطمئنا دولت قانونی لبنان برای گسترش حاکمیت خود به تمام اراضی این کشور در نهایت خلع سلاح حزب الله را خواستار خواهد شد.

اما در اين بين براي مردم لبنان و صلح دوستان جهان آنچه اهميت دارد نه تعصبات قومي و مذهبي است نه معادلات سياسي.خلع سلاح حزب الله و اجرای نقشه ی راه از دید آنان بی اهمیت است.جهان راهی را می پسندد که به صلح و پایان کشتار و خونریزی منجر گردد
برای عبور از فیلتر راههای مختلفی وجود دارد.استفاده از فیلتر شکن ها و یا نصب فیلترگذر بر روی رایانه. در استفاده از فیلترشکن ها محدودیتهای مختلفی را شامل می شود از جمله عدم امکان login نمودن در سایتهای فیلتر شده. فیلتر گذرها این محدویت را نداشته و سرعت و راحتی بیشتری را در عبور از فیلتر به همراه دارند.

پیش از این فیلتر گذر Cproxy را معرفی نمودم.این فیلتر گذر مدتی است که در برخی نقاط کشور کارایی خود را از دست داده لذا در این مطلب فیلتر گذر دیگری را معرفی خواهم کرد. Web Tunnel Primedius فیلتر گذری است که نسبت به سی پروکسی مراحل و زمان بیشتری را برای نصب به خود اختصاص می دهد.

رادیویی برای این زمانه

12 نظر | جامعه
دوست داشتم پیش از اینها در مورد راه اندازی آزمایشی سایت رادیو زمانه بنویسم که اسباب کشی به این خانه ی جدید فرصتش را گرفت.گرچه در این مدت مطالبی زیادی در این مورد نوشته شده اما بد ندیدم من نیز به سهم خودم به معرفی این رادیوی فعلا اینترنتی بپردازم. رادیویی که قرار است تا حدود یک ماه دیگر از طریق ماهوازه نیز در دسترس باشد.


این سایت که توسط مهدی جامی و چند تن از دوستانش راه اندازی شده، شکل و شمایل جذابی دارد بخشهای متنوعی را ارائه می کند.بجز پخش زنده، امکان ارسال پیام صوتی، وبلاگ زمانه، خبر اول، گزیده هایی از وبلاگستان، گوی سیاست و گفتگوی خودمونی و آهنگ زمانه و چند بخش جذاب دیگر.
تنها دغدغه موجود فیلتر شدن این سایت است که به حکم تجربه دیر یا زود رخ خواهد داد و همچنان آنچه به جا می ماند حسرتی دیگر است برای محروم شدن از آنچیزی که شاید بشود بنوعی "دلخوشی لذت بخش این زمانه" نامید.
مرتبط:
» توضیحات جامی در مورد رادیو زمانه [سیبستان]
» نوشته پیکوفسکی [لینک]

خودمان را باور کنیم

7 نظر | سیاست
[خارج از موضوع]:در این جمهور نو نوشتن را از سر گرفتم. شاید در بهترین زمان به نوعی. درست پیش از آنکه وبلاگ بلاگفایم در همه ی جا فیلتر شود و از اطلاع رسانی به دوستانم بی بهره. دوستی پیام گذاشته بود که دلیل فیلترینگ جمهور را پیگیری نمایم اما آخر چه می توان کرد. جز اینکه پررو باشی و دست از نوشتن نکشی.حالـا آنجا و اینجا نشد یک جای دیگر.

ضمنا لازم است تشکر مخصوص داشته باشم از حنیف مزروعی نازنین بخاطره کمکهای بی دریغ اش و همچنین هادی پیرحسین لو گرامی كه كمك نمودند تا اين وبلاگ هر چه سریعتر آماده شود.
[خودمان را باور کنیم]: وزارت امور خارجه آمریکا به مناسبت 14 مرداد1285 صدمین سالروز انقلاب مشروطه در ایران بیانیه ای صادر کرده که در بخشی از می خوانیم:

« ايالات متحده از آرمان های مردم ايران برای رسيدن به جامعه ای باز حمايت می کند؛ جامعه ای باز که مشوق گفتگو است، مطبوعات آزاد را بر می تابد، مدافع شرافت انسانی است، و عدالت، قانومداری، و پاسخگو بودن حکومت را تضمين می کند.

آمريکايی ها به آزادی و دموکراسی برای ايران باور دارند و صد سال مبارزه مداوم [ايرانيان] را برای رسيدن به يک حکومت دموکراتيک راستين پاس می دارند؛ حکومتی که شايسته مردم بزرگ ايران باشد.»

و امروز با خودم فکر می کنم که این باور آزادی و دموکراسی برای ایرانیان چرا در روزهای منتهی به 28 مرداد 32 اثری از آن نبود.تاریخمان پر است از این نمونه ها.بهتر است که کمی خودمان به فکر باشیم و خودمان را باور کنیم.

انجمنی که چندان صنفی نیست*

8 نظر | سیاست
انتخابات انجمن صنفی روزنامه نگاران پس از کش وقوسهای بسیار برگزار شد و انجمن همچنان در اختیار روزنامه نگاران رفرمخواه ماند. گر چه رسانه ها و برخی نیروهای محافظه کار و اصولگرا سعی نمودند در روند برگزاری آن کارشکنی نمایند.

گرچه کما فی السابق در کنار این انجمن، نسخه ی بدلی آن نیز تهیه شده، رفتاری که نسبت به عنوان تشکلهای دانشجویی و حتی برخی احزاب سیاسی نیز از محافظه کاران مشاهده شده اما این موضوع از میزان مخالفتها با انجمن صنفی نکاسته است.
می توان اطمینان داشت برگزاری انتخابات پایان ماجرا نیست، علائم آنرا از واکنش خبرگزاریهای محافظه کار و هوادار دولت می شود، دریافت نمود. آنها که در طول چند هفته ی اخیر بشدت نسبت به این انتخابات حساسیت نشان می دادند و در اکثر خبرهای ارسالی به غیر قانونی بودن برگزاری انتخابات اشاره داشتند، تاکنون سانسور خبری را در دستور کار قرار داده و درمورد برگزاری و نتایج انتخابات انجمن صنفی خبری ارسال ننموده اند.

خبرگزاری فارس کماکان دو مطلب درباره ی ابهام در برگزاری انتخابات و نامه ی جمعی از اعضای مخالف را در صفحه نخست خود جای داده در حالی که در یک هفته ی گذشته ۹ خبر در مخالف با برگزاری انتخابات منتشرنموده است. خبرگزاری مهر نیز در یک هفته ی گذشته بیش از ۱۱ خبر در این مورد منتشر کرده که در ۹ مورد به ابهام در برگزاری و غیر قانونی بودن برگزاری انتخابات پرداخته است.

باید دید وزارت کار و امور اجتماعی -که ظاهرا تنها وظیفه ی نظارتی بر روند کار انجمن دارد- در این مورد چه واکنشی نشان خواهد داد و آیا روزنامه نگاران همچون روزنامه هایشان بیش از پیش تحت فشار قرار خواهند گرفت.

مطالب مرتبط:
» نتایج انتخابات انجمن صنفی روزنامه نگاران [حنیف]
» عکسهایی از انتخابات [حنیف] [فارس]
» خبرگزاری فارس : 1 2 3 4 . . .
» خسته نباشید آقای بورقانی [هنوز]

پاورقی:
این تیتر به واقع روی دیگر ماجرا است. انجمن صنفی به دلیل تنگناهایی که مطبوعاتن با آن درگیرند بیشتر شکل سیاسی دارد. نگاهی به اعضای اثر گذارش هم همین نکته را تایید می کند. چه اعضای اصلاح طلب وچه نیروهای محافظه کار انجمن. این موضوع نیز بر اثر و گستره ی کار انجمن تاثیر گذاشته. این مطلب میتوان موضوع بحث مفصلی باشد درباره ی سیاست گذاریهای آینده انجمن.

وصف الاحوال

| شخصی
گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس!
زین چمن سایه ی آن سرو روان ما را بس!
قصر فردوس به پاداش عمل می بخشند ــ
ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس!
نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان ــ
گر شما را نه بس این سود و زیان، ما را بس!
یار با ماست، چه حاجت که زیادت طلبیم؟
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس!
باغ عشرتگه و ایوان به ملوک ارزانی!
ما فقریم، سر کوی فلان ما را بس!

از در خویش، خدا را، به بهشتم مفرست
که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس!
نیست ما را به جز از وصل تو در سر هوسی،
این تجارت ز متاع دو جهان ما را بس!

من و هم صحبتی اهل ریا؟ ــ دورم باد!
از گرانان جهان رطل گران ما را بس!
بنشین بر لب جوی گذر عمر ببین
کاین اشارت زجهان گذاران ما را بس!

حافظ از مشرب قسمت گله بی انصافی ست:
طبع چون آب و غزل های روان ما را بس!

پرش روحانی

2 نظر | سیاست
farspic.jpg
دیروز پس از نماز جمعه تجمع نمازگزاران تهرانی در مقابل سفارت انگلستان به درگیری و کنده شدن تابلو این سفارت منجر شد. [گزارش تصویری فارس]

وقتی آش مهر ورزی شور شد

3 نظر | سیاست
«...ماجرا از آنجا آغاز شد كه يكی از ماموران حفاظت رياست جمهوری با ممانعت از ورود خبرنگار خبرگزاری فارس به پاويون جمهوری از زبان شخصی به نام «م» مسئول تيم حفاظت سفرهای خارجی رئيس جمهور ادعا كرد كه احمدی‌نژاد دستور داده است هيچ‌گونه استقبالی از وی صورت نگیرد و وی مصاحبه‌ای با خبرنگاران نخواهد داشت.

اما خبرنگار ما به اظهارات مامور حفاظت بسنده نكرد و ماجرا را تلفني با یزدی، مسئول هماهنگ كننده تيم خبری در میان گذاشت كه نامبرده نيز از خبرنگار فارس خواست محل ورودی پاويون جمهوری را تا زمان رسيدن رییس جمهور ترك نكند.

پس از سپری شدن دقایقی و با ملحق شدن ديگر خبرنگاران و فيلمبرداران به خبرنگار فارس یكی از ماموران حفاظت، از خبرنگاران خواست محل را ترك كنند اما خبرنگاران به استناد تماس‌های تلفن يزدی با آنها كه از آنان خواسته بود تا زمان رسیدن احمدی نژاد در محل مورد نظر حضور داشته باشند، دستور مامور حفاظت را اجرا نكردند.

اين اقدام باعث خشم وی شد و نامبرده با یكی از خبرنگاران واحد مركزی خبر برخورد فیزیكی كرد و اين خبرنگار را با زور بی‌سیمی كه در دست داشت، مورد تهاجم قرار داد اما با پادرمیانی ديگر خبرنگاران، وی اجازه نیافت خبرنگار واحد مركزی خبر را مورد ضرب و شتم قرار دهد...» [خبرگزاری فارس]

ادامه ی این ماجرا جالب تر نیز می شود. تا جایی که مشخص می گردد ظاهرا این روال معمول در برخورد با خبرنگاران است. بنظر می رسد دولت نهم قصد دارد پس از آنکه مهروزی را بصورت تام و تمام مشمول رانندگان اتوبوس واحد تهران، تجمعات زنان پارک دانشجو و میدان هفت تیر، اساتید با سابقه ی دانشگاه و در تازه ترین مورد زندانیان سیاسی نمود، اینبار به سراغ خبرنگاران رفته اتفاقا در این مورد عنصر عدالت را نیز چاشنی نموده است.

در هر حال این رفتارها در برخورد با هر کسی که صورت بگیرد مذموم و شایسته ی تقبیح است.حال یکی از رسانه های دوآتشه ی هوادار دولت نیز زبان به انتقاد بگشاید عیان می گردد که عیار مهرورزی دولت تا چه حد است و دامنه ی آن تا کجا گسترش یافته.

چندی پیش نیز خبرنگاران چند روزنامه ی میانه رو نیز نسبت به برخورد سخنگوی دولت و شخص احمدی نژاد در عدم توزیع عادلانه ی وقت اعتراض نموده بودند تاجایی که روزنامه ی شرق در مطلبی به این موضوع پرداخت و نسبت آن اعلام نارضایتی نمود.
مرتبط:
» دولت توریستی [جمهور]

جان باطبی در خطر است

| سیاست
ایران ما - برابر گزارشات رسيده از زندان اوين احمد باطبی سومين روز اعتصاب غذای خود را در بند ۲۰۹ اين زندان به سر می برد . شاهدان عينی وی را در بهداری بند ۲۰۹ زندان اوين ديده اند وی هم اكنون از نظر جسمانی بشدت رنج می برد و در وضعيت بسيار بدی قرار دارد.
احمد باطبی پيش از اين در گفتگو با خبرنگار ايكنانيوز اعلام كرده بود كه از اولين روز بازداشت دست به اعتصاب غذای نامحدود خواهد زد ، چنانچه همسر وی نيز اين مسئله را تائيد كرده اند و گفته اند : آقای باطبی از همان روزی كه بازداشت شده است دست به اعتصاب غذای نامحدود زده است .
احمد باطبی در شرايطی دست به اعتصاب غذا زده است كه چند روز قبل از بازداشتش به دليل مشكلات تنفسی ، كليوی و خونريزی معده بستری بوده است.
با توجه به كشته شدن اكبر محمدی می توان گفت:جان احمد باطبی در خطر است و قبل از اينكه اتفاقی برای وی بيفتد سازمان های حقوق بشری و سياسی بايد در مورد آزادی وی اقدام بكنند.
پاورقی:
» بر افشای این جنایت پافشاری کنید [بیانیه]
» گزارش کامل مراسم اعتراض به مرگ اکبر محمدی [ادوار نیوز]
» چگونه نگران نباشیم [جمهور]

دولت توريستی!

| سیاست
دولت نهم که بر سر کار آمد بیشترین تمرکز شعارهایش را گذاشت برای کم کردن تجملات و خرجیهای غیر ضروری دولتی. چه نطقها که درباره ی سفرهای خارجی و غیر ضروری دولتهای پیشین و نمایندگان مجلس ششم بیان نشد.
اما حال که بیش از یک سال از عمر دولت نهم می گذرد مشخص می گردد آن شعارها در حد حرف باقیمانده است. دولت احمدی نژاد با برگزاری سفرهای استانی آنهم با هزینه از بودجه های تخصیصی هر استان رفتار و عملکردی را تجربه می کند در هیچ جای دنیا عمل نمی شود. جابه جایی اعضای دولت به شهرها و استانهای مختلف و ساعتها سخنرانی و حرفهای تکراری.
بودجه های استانی که باید صرف عمران و آبادی گردد، خرج بیان وعده و وعیدها و موکول نمودن شرایط مطلوب به آینده می گردد و بخشی دیگری هم صرف زیر سوال بردن هرچه در ۱۶ سال گذشته رخ داده است. درکنار ایجاد بحران و هزینه برای کشور با بیان حرفهای نسنجیده و غیر ضروری.
در زمینه ی سفرهای خارجی نیز احمدی نژاد در یکساله ی اخیر می تواند رکوردار باشد. سفر به کشورهایی که تاکنون هیچکدام منجر به گشایش و بهرمندی خاصی نگشته و تکرار همان حرفهای تحریک کننده که بیش از پیش فشار را بر ایران افزایش داده است.
سفرها و سخنرانی های دولت اینگونه به ذهن متبادر می کند که دولت در جهت انجام یک تور تبلیغاتی بزرگ -احتمالاچهارساله- گام برمی دارد که در این میان ۴ ساله ی دوم خود را تضمین کند. مشخص نیست با اینهمه جابه جایی و رفت امد آعضای دولت و شخص احمدی نژاد چه زمانی برای رسیدگی به امور کشورداری صرف می گردد.

جهانبگلو به روایت کیهان

| سیاست
پویا لینکی برایم فرستاد از کیهان امروز که در مورد جهانبگلو مطالبی بدین شرح نوشته است:«يك مقام آگاه خبر داد رامين جهانبگلو كه به اتهام فعاليت عليه نظام جمهوری اسلامی ايران در بازداشت به سرمی برد، به تازگی اعتراف كرده كه وظيفه راه اندازی يك شبكه وسيع تحت "وب" را برای جمع آوری اطلاعات طبقه بندی شده از جريان ها، گروه ها و عناصر فعال سياسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی برعهده داشته است.
وی فاش ساخته كه درصدد اجرای طرح شبكه جاسوسی سايبر به نام C.E.S در ايران بوده و گروهی از روزنامه نگاران سايبرنتيک، فعالان اينترنتی-ايرانی در ياهو، گوگل و مديران چندين سايت فيلتر شده را برای اين كار ساماندهی كرده بود.
اگر چه هم اكنون كميته های ويژه جرايم اينترنتی و رايانه ای تشكيل شده اند اما اعتراف جهانبگلو، ضرورت اتخاذ تدابیر ويژه برای جلوگيری از اجرای این گونه طرح ها و برنامه های جاسوسی را دوچندان می كند.»
اینجا مشخص می شود آن مقدمه چینی های سایت منتسب به فضلی نژاد به چه دلیل صورت می گرفت. حالا کیهان وارد ماجرا شده و دارد خط و ربط قضیه را می دهد و هیچکس نیست که پاسخ بدهد که یک فیلسوفی مثل جهانبگلو را با جاسوسی سایبر چگونه می توان ارتباط داد؟
و باز اینکه عنوان فعالان اینترنتی-ایرانی در یاهو و گوگل به چه کسانی اطلاق می شود؟ این عبارت آنقدر مضحک انتخاب شده که انگار یاهو و یا گوگل سازمانهای مخفی اطلاعاتی اند نه دو ابر شرکت رایانه ای که خدمات مختلف و بسیار گسترده ای را ارائه می کنند.
از سوی دیگر می توان این سوال را مطرح نمود که آیا منابع اطلاعات طبقه بندی شده و حتی کم اهمیت گروهها و جریانات و عناصر اصلاح طلب و اپوزیسیون -که غالبا پس از دستبرد به دفاتر و منازل این گروهها و اشخاص- سر از روزنامه ی کیهان در می آورد، نیز بررسی و مشمول اینگونه حساسیتها شده و یا می شوند.
در همین حال دوستانی که وبلاگهایشان فیلتر شده باید مراقب باشند که ظاهرا در مظان اتهام قرار دارند. حتی بعید نیست نویسنده ی چند سایت پورنو را بگیرند و بگویند اینها در راه تضعیف اعتقادات مذهبی با جهانبگلو رابطه و همکاری داشته اند.شاید هم به همین زودی ها باید منتظر نسخه ی جدید از فیلم اعترافات باشیم.
مطالب مرتبط:
» جهانبگلو و عالیجناب خاکستری [لینک]
» محکومین همیشگی [لینک]
» متهم ، متهم می کند [لینک]

کاش یادمان بماند!

یک نظر | سیاست
بی بی سی:«پيکر اکبر محمدی، از فعالان دانشجويی که روز يکشنبه در زندان اوين تهران جان خود را از دست داد، شبانه در روستايی در اطراف آمل تحت مراقبت های امنيتی دفن شد. ماموران امنيتی پدر و مادر اکبر محمدی را که در موقع مرگ او برای ديدار دختر خود به ترکيه سفر کرده بودند، در هنگام ورود به فرودگاه مهرآباد تهران بازداشت کردند.
دفن فوری و شبانه جسد اکبر محمدی در حاليکه وکلا و خانواده او صريحا از مقامات جمهوری اسلامی خواسته بودند که پزشکان مستقل علت اصلی مرگ او را معلوم کنند، اين شبهه را در افکار عمومی ايجاد می کند که گويا تلاشی صورت می گيرد تا حقايق اين واقعه پنهان شود.
ماموان امنيتی ايران احتمالا نگران بودند که خانواده و دوستان اکبر محمدی بخواهند در اعتراض به مرگ او تظاهرات بر پا کنند و از اين رو آنها پدر و مادر اکبر محمدی را بازداشت کردند و سپس برای جلوگيری از هر اقدامی از سوی خانواده وی، جسد او را به شهر زادگاهش منتقل کردند تا دفن شود.
وکيل اکبر محمدی مر گ او را مشکوک اعلام کرده بود و گفته بود تاروشن شدن حقايق جسد نبايد دفن شود. پدر اکبر محمدی نيز پيش از مرگ پسرش و موقعی که پسرش در اعتراض به بازداشت اش در زندان اوين دست به اعتصاب غذا زده بود اعلام کرد که فرزندش شکنجه شده است.»
خوب بخاطر داریم که پیش از این نیز پیکر زهرا کاظمی را با چه شرایطی دفن کردند. تکرار این حادثه برای اکبر محمدی سوالات بسیاری را در پی خواهد داشت.باید مسوولان پاسخ دهند به چه علت از بررسی جسد اکبر محمدی توسط پزشکان مستقل جلوگیری نموده اند.
به خانواده ی محمدی که می اندیشم بیش از پیش به خشمم افزوده می شود. آنان حتی فرصتی نیافته اند تا براحتی با فرزندشان وداع کنند. جوان رعنایی که هفت سال از بهترین روزهای عمرش را در زندان سپری نمود و حالا به جبر کج اندیشان تن به خاک داده است.
می دانم که زود فراموش می کنیم.زودتر از آنچه که برای زهرا کاظمی طول کشید، و خیلی زودتر از آن برای مختاری و پویند و فروهرها. چه می شود کرد با حافظه ی ضعیف تاریخی ملتمان. کاش راهی بود که حک بشود بر تار پودمان، عجین بشود با خونمان و هر روز یادمان باشد. کاش راهی بود.
پاورقی:
» صدای مادر اکبر محمدی پس از کشته شدن فرزندش [دانلود کنید]
احمدی نژاد خطاب به مدیران و مسولان وزرات ارتباطات:«تاسيس و راه‌اندازی شبكه ملی را در اولويت كار خود قرار دهيد چرا كه استفاده از شبكه جهانی بسيار نامطمئن است و خطرهای بالايی دارد. وی ادامه داد: اگر شبكه جهانی قطع شود ارتباطات بطور كلی در كشور قطع می شود و هيچ اعتباری به اين شبكه جهانی نيست.» [فارس]
بحث شبکه ی اینترنتی داخلی، از جمله ی مسائلی است که با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد با عزم راسخی دنبال می گردد. دولت نهم سعی دارد این عرصه را کاملا در اختیار بگیرد و امکان هر گونه کنترلی را داشته باشد.
در شرایط حاضر رسیدن به این آرزو بزرگترین خطر برای آزادی بیان و گردش آزاد اطلاعات می باشد. در ان صورت این امکان وجود دارد که هر صدای مخالفی را بشدت محدود نمود. البته نباید این نکته را هم فراموش کرد که با توجه به پیشرفت خارق العاده تکنولوژی مطمئنن این ترفندها نیز با مرور زمان بی اثر خواهد شد. اتفاقی که با ظهور ماهواره در عرصه ی رسانه های صوتی و تصویری به وقوع پیوسته است.
از سوی دیگر می توان اینگونه تعبیر کرد که بخشی از این نگرانی ها بر اثر احتمال تحریم ایران و تلاش برای افزایش فشارها باشد که از جمله می توان به احتمال قطع خدمات اینترنتی از سوی غربی ها اشاره نمود. گرچه این احتمال بسیار دور از ذهن است و این امکان ارتباطی که منافع دوجانبه را در بر دارد آسیب جدی نخواهد دید.
تا کنون نیز دولت ایران در تلاش برای ایجاد محدودیت دراین زمینه ی بوده است. چندی پیش وزیر ارتباطات با نادیده گرفتن نیت اصلی مطرح کنندگان طرح اینترنت ملی، منافع اقتصادی را بهانه نموده و عنوان کرد که برای کاهش هزینه ی استفاده از اینترنت و جلوگیری از خروج ارز در پی اجرای این برنامه می باشند.
دولتمردان ایران تنها با درک صحیح از شرایط و علم به اینکه ایجاد محدودیت در دنیای امروز جز عقب ماندی چیزی را به همراه نخواهد داشت می توانند از خسارت محدودیتهای پیشین بکاهند. جالب انکه دولت نهم و مجلس هفتم که با شعارهای اقتصادی بر سر کار آمدند و جز ایجاد آشفتگی در اقتصاد بیمار ایران دست آورد دیگری نداشته اند بیشترین تلاش خود را در وضع قوانین محدود کننده بکار گرفته اند.
» وزیر انسدادات و اینترنت ملی [جمهور]

آرام بخواب پسرکم

| شعر و داستان
تقدیم به مادر اکبر محمدی
باور کنید
ترانه های نخوانده بسیارند
هنوز مانده تا رقص مان
در انتهای بامداد رویاها
اما تو نیستی
هزار قافیه تنگ آمده
و جای خالیت انگار
با سیل اشکهای مادر پر نمی شود
آن کس که گفت:
«سلاخی زار می گریست...»
در گور خفته است
و تو در پایان یک تقدس هفت ساله
رفته ای.
پاورقی:
اکبر محمدی در زندان اوین درگذشت. [لینک]

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram