September 2006 Archives

منافع ملی ؛ اصل فراموش شده

8 نظر | سیاست
«طالبانی چگونه میهمان نوازی ایرانیان از اکراد آواره عراقی و شخص وی در سال های ۱۹۶۴‬، ۱۹۸۰ و ۱۹۹۱ میلادی و در جريان جنگ ايران و عراق را از یاد برده است ، حال آنکه این فقط ایران بود که در آن شرایط دشوار به داد اکراد فراری رسیده بود.» [+]
جملات بالا بخشی از گزارش خبرگزاری انتخاب است که در واکنش به اظهارات اخیر جلال طالبانی رییس جمهور عراق كه در ایلات متحده ی آمریکا بیان نموده، نگاشته شده است.

در این سفر طالبانی در مصاحبه ای با رادیو صدای آمریکاNPR کشورهای ترکيه، سوريه و ايران را به دخالت در امور داخلی عراق متهم نموده و از گروه های اپوزیسیون این کشورها از جمله گروه های پ.ک.ک، مجاهدین خلق و گروه های معارض سوری حمایت تلویحی کرده است.
مقاله نویس این سایت با یادآوری حمایتهای ایران از مخالفان دولت عراق و مخصوصا کردها نسبت به این رفتار طالبانی گله کرده است. اما تجربه نشان داده که واکنش طالبانی اصلا عجیب نیست.

طالبانی همان رفتاری را در پیش گرفته که حکیم و مجلس اعلای شیعیان عراق. اگر جز این بود باید تعجب می کردیم. آنان سالها برای رهایی کشورشان تلاش کردند و امروز که این موهبت نصیبشان شده حاضر نیستند براحتی از کف بدهند. حتی به بهای ناراضی نمودن کشور همسایه شرقی.
حقیقت سیاست این است. برای هر سیاستمدار وطن پرستی منافع ملی بر هر چیز دیگری ارجحیت دارد. رفتاری که پیش از این نیز از گروه فلسطینی حماس دیده بودیم.
در حالی که حماس با کمکهای مالی و معنوی ایران برنده انتخابات شد، اسماعیل هنیه در سفر به ترکیه، این کشور را به عنوان الگوی حکومتی خود معرفی کرد. امری که به مذاق حکومت ایران خوشایند نبود.

دیر نخواهد بود که کشور "دوست و برادر" سوریه که با سخاوتمندی حکومت ایران از کمکهای بی شائبه ای بهره برده چنین رفتاری را در پیش بگیرد بار دیگر گله ی ما در پی داشته باشد.
پر واضح است که این دولتمردان ما هستند که باید بفکر منافع ملی ملت ایران باشند و در جهت تامین آن از هیچ کوششی فروگذاری نکنند نه اینکه منافع ایران را فدای منافع دیگر کشورها بنمایند.

آیا همه ی راه ها به بوش ختم می شود؟

8 نظر | سیاست
گرچه همیشه در داخل ایران هواداران دموکراسی و مدافعان حقوق بشر را آمریکایی و غرب زده می خوانند اما حداقل در خارج از کشور این ذهنیت وجود نداشت.
مدتی است برخی سعی دارند این ذهنیت را در خارج از کشور نیز بازتولید کنند. اندیشه ای که تلاش برای تحقق آرمانهای دموکراسی و حقوق بشر در ایران را توطئه استکبار می داند و مدافعان آن را فریب خورده و یا خود فروخته می خواند. [+]
«در این چند ماه به این نتیجه رسیده‌ام که آمریکا دو گفتمان یا دسکورس‌ حقوق بشر و دموکراسی را ربوده و تصرف کرده است. بنابراین هرجور فعالیت جهانی در قالب این دو گفتمان ناخواسته بیشتر به نفع آمریکا و تلاشش برای برندازی ایران می‌شود تا به نفع مردم کوچه و بازار ایران.» [+]

جالب تر آنکه نوک پیکان این اتهامات -در یک همنوایی جالب با برخی نیروهای واپسگرای داخلی- به سوی افراد همچون اکبر گنجی است و که مواضع شفاف و روشنی دارند.
«...این دقیقا موضع نومحافظه‌کاران (آمریکایی هواردار بوش) و رضا پهلوی هم هست که اصولا مخالف هر جور مذاکره‌ی غیرعلنی ایران و آمریکا هستند و استدلالشان هم دقیقا مثل گنجی است که می‌گوید این کار رژیم ایران را جری‌تر می‌کند.» [+]

اما آنچه مشخص است دموکراسی و حقوق بشر و آزادی بیان مفاهیمی هستند که در انحصار هیچ مسلک و مرام سیاسی خاص نیست. نمی توان به بهانه ی های واهی پروژه ی ترویج دموکراسی در ایران را به تاخیر انداخت.
اتفاقا آنان که در مقابل رفرمیستها مقاومت می نمایند و یا رفتار اقتدارگرایان را توجیه می کنند [+ +] دلایل لازم را برای نومحافظه کاران و بوش مهیا می کند تا ایران را هدف قرار دهند.
از سوی دیگر نیز اینگونه اظهارات بهانه های بیشتری به اقتدارگرایان می دهد تا با بی پروایی بیشتر به سرکوب اپوزیسیون داخلی اقدام نمایند.
پاورقی:
» استراتژی های پيش رو براي شستن رخت چرکها [+]
» استقبال سایت بازتاب از نوشته ی اخیر درخشان [+]

رفاه بدون وزیر

8 نظر | سیاست
خبر كوتاه بود: وزیر رفاه برکنار شد و یا به قولی تقاضای ترک خدمت نمود. به نوشته ی خبرگزاری فارس «رئیس جمهوری در پایان میثاق یكساله خود با وزیران در اولین گام با وزیر رفاه و تامین اجتماعی خداحافظی كرد.» [+]
این اتفاق پس از بررسی عملکرد یکساله ی وزارت رفاه رخ داده است، بررسی که مشخص نیست بر اساس چه معیار مشخص و عینی -بجز کلی گویی های میثاق نامه- صورت پذیرفته و اصولا چه انتظاری از وزارت نوپای کاظمی در این یکسال وجود داشت.

اگر به این موضوع از منظر یک عمل سیاسی نظر نیفکنیم عواقب آن می تواند چندان هم به مذاق دولت خوشایند نباشد. این رخداد بر نظر منتقدان دولت که انتخاب برخی از اعضای کابینه را نادرست می خواندند مهر تاییدی می زند. آنهم پس از گذر یکسال و صرف هزینه های بسیار به کشور و در این بین ایراد اساسی به شخص رییس جمهور وارد است.

اما بسیار ساده بینی است که قبول کنیم در این اتفاق انگیزه های سیاسی دخیل نمی باشد. قطعا دولت نهم در پی انجام یک مانور تبلیغاتی کاظمی را قربانی نموده است.
عملکردی که سعی می نماید وجه ی دولت را به هر نحو در افکار عمومی بازسازی کند و از نارضایتی عمومی حاصل از سوء مدیریت ها بکاهد.
اما اینگونه عزل و نصبها بیشتر برای کوتاه مدت اثرگذار می باشد. آشفتیگی های اقتصادی و اجتماعی علی رغم درآمد سرشار دولت از فروش نفت هر روز بر اعتراضات مردمی افزوده است. اعتراضات کارگری بیش از پیش افزایش یافته و از نظر آزادیهای سیاسی و مدنی نگرانی های بسیاری وجود دارد.

خبرگزاری ایلنا در گزارشی به بررسی عملکرد دولت در آستانه ی ماه رمضان پرداخته. در این گزارش آمده است:«قيمت‌‏ كالاهای اساسی از 200 تا 3000 تومان افزايش يافت» و این سو.الات را مطرح می کند که «تاوان شکست طرح‌‏های دولت را جز مردم چه کسانی پرداخت می‌‏کنند؟» و «نتیجه واردات بی‌‏رویه و تنظیم بازار چرا گرانی است؟» [+].
پاورقی:
» خودکشی [نگاتیو]

شازده کوچولو

11 نظر | شخصی
شاید ماه مهر توفیر آنچنانی با دیگر ماهها ندارد مخصوصا برای من که مهر نباید از مرداد مهمتر باشد و یا حتی از تیر. اما باز هم این روزها حس و حال دیگری دارم. یکی می گفت اصلا مهر، یعنی ماه عاشق شدن.
اما برای من مهر، ماه مدرسه است. ماه همکلاسی ها و معلم ها. مسخره نیست که در این چند سال اخیر کلاس اولی ها را آخر شهریور به مدرسه می برند. با هر توجیهی که باشد این کشتن حسی نوستالوژی است که چقدر می تواند در آینده لذت بخش باشد.

مهر مرا بی اختیار یاد تو می اندازد
شازده کوچولوی قصه من
باورت نمی شود
"آنتوان اگزوپری" هم به من حسودی می کند
وقتی تو اینجا باشی.

پاورقی:
» سایت آنتوان دوسن اگزوپری [+]

نیم نگاه : وارطان سالاخانیان

15 نظر | سیاست
وارطان سالاخانيان در ششم بهمن 1309 بدنيا آمد. دوره ابتدايی را در مدرسه ليلاوان تاماريان تبريز به پايان رساند و دوران دبيرستان را هم در همين شهر تمام کرد. در سال 1321 با خانواده اش به تهران کوچ کردند. اما بعد از 4 سال اين خانواده بار ديگر روانه تبريز شدند.
سالاخانیان در سال 1331 به حزب توده ايران پيوست. بعد از کودتای 28 مرداد به فعاليت فعالانه مخفی ادامه و سرانجام در اردیبهشت 1333 دستگیر شد.

نزديک به يک سال از کودتا می گذشت و حکومت پهلوی که در پی کشف محل انتشار روزنامه ها و کتبهای حزب توده بود نتوانسته بود رد چاپخانه را بدست بياورد.
غروب ششم ارديبهشت ، ماموران به طور اتفاقی به يک اتومبيل در دروازه دولت، که آنروزها در خارج تهران بود، ايست دادند ، راننده اتومبيل جوانی ارمنی بود. او خيلی خونسرد به سؤالات جواب می داد.
يکی از ماموران خواست به اتومبيل اجازه حرکت بدهد که ديگری مخالفت کرد و از راننده خواست صندوق عقب را برای بازرسی باز کند. راننده همين کار را کرد. صندوق عقب لبالب از روزنامه "رزم"، ارگان سازمان جوانان حزب توده ايران بود.
روزنامه ها تا نخورده بود و هنوز بوی مرکب چاپخانه ميداد. ساعتی بعد دو سرنشين اتومبيل در بازداشتگاه نظامی لشکر دو زرهی که زیر نظر بختیار و سرهنگ زیبایی اداره می شد، بودند.

بازجویان بيشتر به کوچک شوشتری که قامت ظريفی داشت، فشار مياوردند. آنها دنبال چاپخانه می گشتند. پاسخ شکنجه ها سکوت بود.شکنجه شش روز ادامه يافت. دو متهم همه چيز را انکار ميکردند و ميگفتند از وجود روزنامه ها خبر ندارند. روز 12 ارديبهشت کوچک شوشتري، در حاليکه بدنش زير شکنجه درهم کوبيده شده بود، بی آنکه لب باز کند شهيد شد.
وارطان ، وقتی مطمئن شد که رفيقش شهيد شده است، به شکنجه گران گفت: "حالا خيالم راحت شد. من ميدانم و نمی گويم. هر کار ميخواهيد بکنيد".

اين صحنه از شکنجه های وارطان را يکی از بازجوهای او بعدها نقل کرده است:
"انگشت سبابه وارطان را گرفتم و به عقب فشار دادم. وارطان گفت ميشکند. من باز هم فشار دادم. لعنتی حرف نمی زد. وارطان گفت: می شکند. با تمام نيرويم فشار دادم. صورت وارطان مثل سنگ بود. لب از لب باز نميکرد. باز هم فشار دادم. وارطان گفت : می شکند. خشمگين شدم. مرا مسخره می کرد. باز هم فشار دادم. صدايی برخاست. وارطان گفت: ديدی گفتم می شکند. نگاه کردم انگشت شکسته بود. وارطان به من پوزخند می زد."

سرانجام وارطان سالاخانیان نیز در حالی که سرش را با مته سوراخ کردند بدون اینکه کلامی بر زبان آورد جان در ره اعتقاد فدا کرد.
ماموران حکومت شاه شبانه پیکر دو شهید را به رودخانه جاجرود سپردند و چند روز بعد جنازه ها کشف شد.وقتی پيکر وارطان را تحويل خانواده اش دادند از آن قامت نيرومند تنها اسکلتی برجا مانده بود. مادرش می گويد:
"جسد وارطان را هنگام دفن ديدم وارطان را از روی موهايش شناختم. اسکلتی بيش نبود. من بعد از آن نتوانستم به خودم بقبولانم که پسری چون وارطان که چهارشانه بود در عرض 26 روز به اسکلت تبديل شده باشد."
منابع:
» کتاب شهیدان توده ای . جلد اول . چاپ اول 1361 . انتشارات حزب توده
» سایت تبریز اینفو [+]

والیبال اسلامی زنان

34 نظر | جامعه
«تيم واليبال بانوان ايران با حجاب اسلامی در پيكارهای جهانی حضور می یا‌بد، سرپرست فدراسيون واليبال گفت: به زودی تميهدات و شرايطی را فراهم خواهيم آورد تا بانوان ايرانی با رعايت شعائر اسلامی و حجاب، در پيكارهای رسمی و بين‌المللی حضور پيدا كند.» [+]

والیبال زنان

فکرش را بکنید زنان ایران بخواهند با شلوار و گرمکن و مقنعه با این زنان بازی کنند چه وضعیت كميكی ایجاد می شود. بعضی کارها انجام ندادنش بهتر از انجام دادنش است. این هم یکی از آنهاست.
اینطور فقط خودمان را مضحکه می کنیم. آقایان اگر راست می گویند ورود زنان را به ورزشگاه ها آزاد کنند والیبال بازی کردنشان پیش کش.
برخی از رفقا ایراد گرفه اند که عکس متعلق به والیبال ساحلی است، ضمن اشاره به این موضوع که عکس تزئینی است توجه دوستان را به این مورد جلب می کنم که حالا لباس این نسوان اینجا دو تکه است آنجا یک تکه می شود و فرق چندانی نمی کند!
مرتبط : زنانه ها [نگاتیو]

مطلق گرایان سیاسی

3 نظر | سیاست
«باور کنید که ته تمام این حمایت‌های این سال‌ها از گروه‌های دانشجویی و حقوق بشر و دموکراسی همین رضا پهلوی است که شدیدا هم با وزارت خارجه‌ی رایس چپ افتاده است.» [+]
«استكبار به سركردگی آمريكا برای حصول به اهداف و انعكاس برنامه‌های خود در ايران، جوانان، دانشجويان، روزنامه‌نگاران و كسانی كه قابل اعتماد بوده و در جامعه تأثيرگذار هستند را محور قرار داده است.» [+]

می شود به استناد پاراگراف اول که از حسین درخشان است سخنان محسنی اژه ای -پاراگراف دوم- را درست قلمداد نمود اما مواردی وجود دارند که هم درخشان و هم وزیر اطلاعات -شاید به عمد- نادیده می گیرند.
اول آنکه آیا حمایتهای مورد الذکر از گروههای دانشجویی و حقوق بشر و حتی احزاب سیاسی نشانه ی وابستگی آنهاست؟ مثل اعلام حمایت امریکا از اصلاح طلبان که اتفاقا بیشتر به ضررشان بود تا نفعشان. پاسخ این سوال کاملا مشخص است.
مورد دیگر برخورد جزمی و مطلق با مسائل سیاسی است. اینکه ما روش و یا منش پهلوی را نمی پسندیم نباید باعث شود که کلیت و ماهیت وجودیش را رد کنیم و هر عملی از سوی او را اشتباه بنامیم. این در مورد همه صدق می کند حتی مسولان جمهوری اسلامی.
به همین دلیل است که شاید حتی پس از 27 سال از انقلاب ، نه تنها مخالفان با انقلابیون دیروز به توافقی بینابین نرسیده اند بلکه خود انقلابیون دچار اختلافات عمیقی شده اند

در مورد سخنان وزیر اطلاعات هم باید گفت که اگر آمریکا این گروههای اجتماعی را محور قرار داده مطمئنن دلایلی وجود دارد. گرچه ادعای اینکه روزنامه نگاران و دانشجویان و جوانان -مخصوصا بخش معترضشان به وضعیت موجود- آلت دست و بازیچه ی امریکا شده اند واهی و غیر قابل قبول است اما شرایطی که بوجود امده فرصت استفاده را به دیگران داده است.
حقیقت اینست که بخش عظیمی و اکثریت غالب این افراد وطن پرست و آگاه به مسائل کشورند و شاید تنها جرمشان این آگاهی است. حکومت باید در رفتار خود بازنگری کند و ببیند که چرا بخش قابل توجه ای از روشنفکران نسبت به سیاست های موجود انتقادات جدی دارند.
چرا دانشجویان و جوانان آینده ی روشنی را پیشروی خود نمی بینند و اگر بتوانند در جهت تغییر شرایط گام بر می دارند. پاسخ این سوالات درست همان بخش گمشده ی سخنان محسنی اژه ای است.

مسلمانان ؛ نقش اول یا سیاهی لشکر؟

7 نظر | جامعه
«پروژه‌ای كه پاپ مامور اجرای آن شده، پروژه‌ای آمريكایی - صهيونيستی بوده و برای تفرقه‌افكنی بين اديان و مذاهب طراحی گرديده است، پاپ مجری میدان فرهنگی و بوش در حوزه نظامی، هر دو یك رويه را دنبال می‌كنند.» [+]
احمد خاتمی با بیان این سخنان پاپ را آلت دست آمریکا و اسرائیل و بنوعی در کشتارها و جنگ افروزی های آنان شریک می خواند. در این چند روز نیز مطالبی به مراتب تندتر علیه پاپ و حتی مسیحیان زده شده است.

آیا باید منتظر بود غرب برخیزد و فریاد وامسیحا سر بدهد و به سفارتخانه های کشورهای اسلامی حمله بشود؟ آنگونه که در ایران و چند کشور دیگر رخ داد.
11 سپتامبر 2001 روزی که بیش از 3000 نفر در آمریکا به بدترین شکل ممکن به قتل رسیدند، انسانهایی بیگناه و فارغ از هر گونه اختلافات عقیدتی و نژادی، عکس العمل غالب مردم آمریکا چه بود؟
اگر شما می دیدید هم میهنانتان تنها به جرم غیر مسلمان بود مجبورند برای فرار از سوخت در آتش برجهای دوقلو خود را از ساختمان به پایین پرت کننده و در بدترین حالت ممکن بمیرند چه رفتاری با مسلمانان در پیش می گرفتید؟
گرچه درآمریکا خشونت علیه مسلمانان بالا گرفت اما میزان این خشونت به چه حد بود؟ بیش از آنچه میان شیعیان و سنی های پاکستان در حال وقوع است و بدتر از جنگهای مذهبی گروههای ارهابی عراقی.
و اگر سختگیری های دولتی بیشتر شد اما این فشارها از فشار بسیاری از دولتهای مسلمان -غیر مشروع و دیکتاتوری- به شهروندان خودشان بیشتر بود؟

اما از فردای 11 سپتامبر آمریکا مغموم با خود اندیشید که کدام راه را باید انتخاب کند. ترویج روح آمریکایی در میان همه شهروندانش با عقاید و مذاهب مختلف و یا تحریک احساسات گروههای مختلف علیه هم. و آمریکا نشان داد چرا بزرگترین قدرت جهان است. بخاطر مردمی که به کشورشان بیش از هر چیز - حتی خود و یا اعتقاداتشان- عشق می ورزند.

حالا با خود فکر کنید اگر در پس سخنان پاپ اراده ای نهفته باشد، این اراده کدام هدف را جستجو می کند؟ از فضای رادیکال و تعصبات خشک مذهبی موجود چه کسی یا کسانی سود بیشتری می برند. البته دول غربی و حکومتهای غیر مشروع کشورهای اسلامی.
جوامع و افکار عمومی مسلمانان هر روز با بحرانی دست و پنجه نرم می کنند. سالهاست که به مسئله ی فلسطین و لبنان و سوریه مشغولند. افغانستان که از یوغ شوروی آزاد شد به فتنه ی طالبان و القاعده گرفتار آمد. یک روز کاریکاتورهای موهن ، یک روز سخنان پاپ ، یک روز سلمان رشتی و ...

آری ! باید به این همه درد مبتلا بود وقتی نمی اندیشند و از خود نمی پرسند این فریادها برای چیست. این همه تعصب و تقدس گرایی بی منطق از کجا نشات می گیرد و واقعا خدا در کجای ماجرا ایستاده است؟ شایدهمه ی اینها پروژه ای آمریکایی-صهیونیستی باشد اما حتما مسلمانان بازیگران خوبی هم هستند و شاید بازیچه های خوبی.
پاورقی:
» يک تراژدی آمريکایی [+] : مطلبی در مورد شرایط پس از 11 سپتامبر در آمریکا. نظر و گزارشی خلاف آنچه در مورد آمریکا نوشته ام.

وقتی جنایت تقدیس شد!

15 نظر | سیاست
کسی اطلاع ندارد که واتیکان در تهران سفارتخانه دارد یا نه؟ البته از آنجا که واتیکان در خاک ایتالیا قرار دارد نشانی سفارت ایتالیا هم افاقه می کند. بهتر است هر چه زودتر برادران ارزشی به سراغ سفارتخانه ها بروند تا مانند ماجرای کاریکاتورهای موهن از قافله عقب نمانند.

اما در این میان پرسشی مطرح است؟ به واقع سخنان پاپ چه اهمیتی دارد؟ بسیاری از رهبران دینی مسلمانان سخنانی مشابه آنچه پاپ بیان نموده را به مسیحیان و یهودیان نسبت می دهند و حتی پیروان دیگر ادیان را گمراه و مشرک می خوانند.
حتی در مذاهب اسلامی نیز وضعیت به همین منوال است تا جایی که گروههای تندرو شیعه و سنی کشتن افراد دیگر مذاهب را عین ثواب می دانند.
آنچه امروز در عراق در جریان است و سالهاست پاکستان با آن دست به گریبان می باشد. جالب آنکه اولین صدای اعتراض به سخنان پاپ از همین گروههای بنیادگرا بر می خیزد. وهابی های پاکستان و اخوان المسلمین مصر و طالبان.

اشتراک نظر موجود در میان مسلمانان در محکومیت سخنان پاپ و پیش از آن کاریکاتورهای کذایی اگر در جریان جنایات بنیادگرایان - آنچه که در 11 سپتامبر رخ داد و اتفاقات مترو لندن و موارد مشابه بسیار- وجود داشت امروز شاهد چنین سخنانی از پاپ و حتی برخی مقامات سیاسی دول غربی نبودیم.
اما هنگامی که جهان به چشم خود می بیند در برخی کشورهای اسلامی پس از حملات تروریستی و کشته شدن انسانها بی گناه جشن و پایکوبی برگزار می شود و افکار عمومی مسلمانان از این جنایات -بر اثر جهل به آنچه رخ داده و عدم شناخت غرب- احساس رضایت می کندبه خود حق می دهد که نسبت به اسلام و مسلمانان بدبین باشد.
افکار عمومی غرب حق دارد القاعده و طالبان و وهابیون و امثال مقتدی صدر را چهره ی واقعی اسلام بداند و آنها را خطری برای جامعه ی بشری قلمداد کند.

راه رهایی مسلمانان از این تهمت ها زبان به تهدید و تحقیر گشودن نیست. آتش زدن سفارتخانه ها و تجمع های نمایشی بی حاصل نیز مشکلی را حل نخواهد کرد. مسلمانان و بخصوص پیشوایان دینی -غیر حکومتی وغیر سیاسی- باید نسبت به ترویج اسلامی که معتقدند دین رافت، صلح و محبت است، تلاش کنند وگرنه بیان این صفات آسان است که دو صد گفته چون نیم کردار نیست.

تکدی گری مدرن!

6 نظر | جامعه
در دنیای امروز تکدی گری امری مذموم به حساب می آید و دولتها به مبارزه با آن می پردازند. به موازات این مبارزه گروههای حرفه ای متکدیان فعالیت خود را بین المللی نموده و این کار را به تجارتی پر سود تبدیل نموده اند.
در ایران نیز گرچه دولت به مبارزه با این امر می پردازد و با متکدیان برخورد قضایی می کند اما در اصل سعی دارد یک رقیب قدرتمند را از میدان رقابت بیرون نماید.

در ایران روزهایی نیز برای "تکدی گری دولتی" تعیین شده که سعی می گردد مبالغ و اجناس بیشتری از مردم جمع گردد. گرچه شاید در ابتدا اینگونه برنامه ها به منظور ایجاد حس همیاری عمومی تعیین شده بود اما در طول زمان ارزش واقعی خود را از دست داد.
تکدی گری دولتی را می توان نوع مدرن این عمل قلمداد نمود. دولت در مقام صاحب تمامی ثروت ملی و پرداخت کننده ی دستمزد اکثریت جامعه ، دست نیاز بسوی افرادی دراز می کند که از قبل پرداختی های دولت امور خود را می گذرانند.

دیروز هم یکی از این روزها بود. روزی به نام جشن عاطفه ها. چند سالی است که رسم شده پیش از آغاز سال تحصیلی و سال نو خورشیدی مراسم جمع آوری کمکهای مردمی برگزار می شود.
مراسمی که با حضور هنرمندان ، ورزشکاران و برخی چهره های سیاسی همراه است. متولی این مراسم هم کمیته ی امداد است با مشارکت صدا و سیما و چند نهاد دیگر.
برخی شایعات و روایتها اعتماد عمومی را نسبت به اینگونه برنامه ها سست کرده است. شایعات مبنی بر یافت شدن بخشی از کمکهای اهدایی در بازار شهرهای مختلف.
شایعاتی که در مورد کمکهای اهدایی خارجی به بم هم بر سر زبانها بود و توسط برخی مسولان دولتی نیز تلویحا تایید شد. و با توجه به اینکه کمیته ی امداد مورد بازخواست و حسابرسی شفافی قرار ندارد این شایعات قوت بیشتری می گیرد.

اینکه کشوری با ثروتی هنگفت که این امکان را می دهد مقادیر بسیاری را به عنوان کمک به کشورها و گروههای خارجی پرداخت نماید -طبق مقاله ای در روزنامه ی شرق در این سالها مبلغ 1 میلیارد 600 میلیون دلار جهت ازدواج و اشتغال جوانان شیعه ی لبنانی هزینه شده است- چگونه ناتوان از تشکیل یک چتر حمایت اجتماعی برای گروههای اجتماعی آسیب دیده است.

بنظر می رسد جمع آوری کمکهای مردمی بیشتر تلاش در جهت نمایش حمایت از افراد نیازمند جامعه است. نمایشی که نتوانسته تاثیر مشخصی در وضعیت گروههای آسیب دیده ی اجتماعی بگذارد.
افزایش آمار جرائم ناشی از فقر و در بدترین حالت آن تن فروشی حاشیه نشینان شهری بیان کننده ی این موضوع می باشد.
پاورقی:
» او 53 سال پیش مرد [نگاتیو]

شرق ، رادیو زمانه و بلاگچین

12 نظر | جامعه
اخباری که از روزنامه ی شرق می رسد چندان خوشایند نیست. بنظر نمی رسد که به انتشار مجدد و رایزنی مدیران نشریه امیدی باشد. ظاهرا دارند اسباب و اثاثیه خود را هم جمع می کنند و دنبال کار و بار جدیدی هستند. حالا بگذار این برادر حسین تحلیل های آبکی از خود صادر کند.

این دلخوشی زمانه ی ما هم به خانه هایمان راه پیدا کرد. رادیو زمانه از 11 سپتامبر پخش رادیویی -روی موج کوتاه- و ماهواره ای خود را آغاز کرده است.
گرچه رادیو زمانه آنچنان که باید و شاید جای خود را در وبلاگستان نیافته و بسیاری از راه اندازی سایت و رادیوی آن بی خبرند اما مطمئنن زمان زیادی طول نخواهد کشید که این رادیو به رقیب قدرتمندی برای دیگر رسانه های اینترنتی و شنیداری تبدیل گردد.
مشخصات ماهواره و موج کوتاه آن بدین شرح است: [+]
ماهواره هات برد، 13 درجه شرقی
فرکانس 12476 . 4/3 . 27500
پولاريزاسيون افقی (H)
فرکانس موج کوتاه راديو زمانه نيز 6245 کيلوهرتز است.

مدتی بود که می خواستم در مورد بلاگچین هم مطلبی بنویسم. این پرونده های موضوعی که مدتی است از گردآوری مطالب وبلاگهای مختلف در مورد یک موضوع واحد تهیه می کند بهانه ی خوبی شد برای پرداختن به آن.
این وبلاگ اینگونه خود را معرفی می کند:«بلاگچین وبلاگی گزینشی از سایر وبلاگهای ایرانی است که به همین‌شکل و قدم آهسته، کار خود را ادامه میدهد. فعلا تصمیمی مبنی بر حاکم کردن سلیقه گروهی در گزینش لینکها نیست. اما همه می توانند پیشنهاد لینک یا مطلب، چه از خود و یا دیگران را ارائه دهند.» [+]
امیدوارم این وبلاگ و وبلاگهایی از این دست همچون دو در دو و بلاگ نیوز و البته صبحانه با حمایت همه ی اهالی وبلاگستان هر روز توانمندتر گردند.
پی نوشت:
بلاگ نیوز یک ساله شد [+]

توقیف شرق و یک آدرس غلط

11 نظر | سیاست
آیا تنها بخاطر یک کاریکاتور شرق توقیف شده است؟ این سوالی است که شاید پاسخ به آن بتواند مشخص کند که چگونه حرفه ای ترین روزنامه ی ایران به آسانی توقیف می شود. اتفاقی که پیش از این هم رخ داد و به هر ترفندی روزنامه از این بلا رهایی یافته بود.

شرق یک رسانه ی مکتوب همه جانبه است و البته نه کامل و بی عیب. شرق تنها تریبون صدا های مختلف نبود، کارگاه تولید فکر و به چالش کشیدن عقاید در کنار ترویج یک نگاه کاملا اعتدالگرایانه. یک نوع رفرم خواهی توام با محافظه کاری. شاید دقیقا معجونی از قوچانی و عطریانفر.
شرق آبروی رسانه ی مکتوب در ایران است. اگر تاریخ مطبوعات ایران با کیهان و اطلاعات شناخته می شود در دوره ی خمودگی و ناراستی های این دو، شرق مولود نگاه حرفه ای و مدرن و نماینده ی شایسته ی رکن چهارم دموکراسی است.با وجود نقاط ضعفی که بی شک می توان برایش متصور بود.
توقیف شرق از منظری دیگر هم قابل بررسی است. توقیف یک رسانه ی با میزان اثرگذاری بالا در افزایش دقایق مطالعه در ایران -که عدد شرم آوری است- مصداق نادیده گرفتن حقوق مخاطب است. حقوق مخاطب می تواند جز لاینفک حقوق شهروندی قلمداد گردد.

اندیشه ی حذف رسانه بسان عقیده ای که حذف دگراندیشان را مجاز می داند، خطرناک و غیر انسانی است. با باور این اعتقاد که در هر حال هیچ عرضه ی فکر و خبری بدون خطا و اشتباه نیست و راه تصحیح آن نه پاک نمودن مسئله که تصحیح آن است.
همه اینها در جامعه ای صدق می کند که خود را ملزم به رعایت قانون بداند، به آزادی اندیشه و حقوق بشر ارج بگذارد و دموکراسی را یک موهبت قلمداد کند. که اگر این شرایط فراهم نباشد و یا بسوی تحققش گام بر ندارد باید انتظار تکرار این وقایع تلخ را داشته باشد. سرنوشتی که می تواند هر رسانه ای را شامل گردد.

روزی که رادیو زمانه شروع آزمایشی خود را آغاز کرد نوشتم:«تنها دغدغه ی موجود فیلتر شدن این سایت است که به حکم تجربه دیر یا زود رخ خواهد داد و همچنان آنچه به جا می ماند حسرتی دیگر است برای محروم شدن از آنچیزی که شاید بشود بنوعی "دلخوشی لذت بخش این زمانه" نامید.» و شرق برای من یکی از این دلخوشی ها بود.

پاورقی:
شاید اگر بگوییم آن کاریکاتور عامل تعطیلی روزنامه باشد یا الزام به تغییر مدیر مسوول ممکن است دچار اشتباه بشویم و به خودمان آدرس غلط بدهیم. هر روز صبح که به سمت دکه ی روزنامه فروشی می رفتیم با خود فکر می کردیم که شاید امروز دیگر شرق روی دکه نباشد. بخاطرآنچه که کم تحملی از فراگیر شدن یک رسانه می توان نامید.
» هزینه ی خریت [+]

آری! خاتمی می ترسد

7 نظر | سیاست
در حالی که سفر خاتمی به ایالات متحده امریکا با مخالفت بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور و همچنین اصولگرایان در داخل مواجه شده مقاله ی توهین آمیز فاطمه ی رجبی موجب شد که در جبهه ی مخالفان داخلی شکاف عمیقی ایجاد شود تا جایی که کیهان در سرمقاله خود به انتقاد شدید الحن از فاطمه ی رجبی پرداخت.
بسیاری از نمایندگان اصولگرای مجلس نیز نسبت به لحن مقاله ی مذکور ابراز تاسف کردند. با این حال هنوز برخی از همفکران همسر سخنگوی دولت سعی دارند با محور قرار دادن این نامه خود را از حاشیه ی نشینی سیاسی خارج کنند.

سایت نوسازی که مقالات رجبی را منتشر می نماید و از رسانه های نزدیک به دولت احمدی نژاد محسوب می گردد در مقاله ای به قلم محسن حق طلب با عنوان "فاطمه ی رجبی، خواهر من و تو" مدعی شد:
«شکی نیست که درخواست خاتمی از کارتر برای دیدار در آمریکا یکی از جالب ترین نمایش های سیاسی خاتمی برای معرفی خود به عنوان نماینده اسلام لیبرالیستی در جهان غرب بوده است.» [+]
با اینکه حتی طبق گزارش رسانه های آمریکایی کارتر رییس جمهور اسبق ایالات متحده امریکا درخواست دیدار با خاتمی را نمود، که ایشان به دلایلی این درخواست را نپذیرفتند.
این رفتار خاتمی با عملکرد احمدی نژاد در نامه نگاریهای بی حاصل و بدون پاسخ به سران کشورها و درخواست پی در پی مناظره با جرج بوش پسر قابل مقایسه و قضاوت است.
عملکردی که به اعتبار و حیثیت ملت بزرگ ایران لطمات جدی وارد کرده است. در مقابل استقبال کم نظیر شهروندان مسلمان و حتی غیر مسلمان امریکایی از سخنان سید محمد خاتمی و درخواست روشنفکران فعالین اجتماعی ایالات متحده برای دیدار با ایشان توانسته ی چهره ی مخدوش شده ی ایران را تا حدودی ترمیم نماید.

جالب است بدانید که این نویسنده ی حق طلب در ادامه ی مقاله ی سراسر کذب خود اینگونه ابراز می دارد:
«خاتمی باز هم ترسید، مانند تمام روزهای دوران هشت ساله ریاست جمهوری اش! ترسید از این که دو تا بسیج دانشجویی علیه اش بیانیه بدهند. ترسید از این که تعدای پابرهنه پس از نمازجمعه تهران و قم و اصفهان شعار بدهند، خاتمی خاتمی خجالت خجالت!»
آری خاتمی می ترسد. اما این ترس از چند بسیجی و چند پابرهنه ای که آلت دست قرار می گیرند، نیست. ترسی است که امروز بلای جان همه ی روشنفکران و میهن پرستان را فرا گرفته.
ترس سقوط ایران بسوی سراشیب نابودی. ترس از آنکه لافها و شعارهای نسنجیده ی برخی هزینه ی غیر قابل جبرانی را به ملت ایران تحمیل کند.

گرچه به واقع فاطمه ی رجبی و امثال ایشان در جغرافیای سیاسی ایران به حساب نمی آیند اما آنچه در این میان مهم است تلاش این کوتوله های سیاسی برای بریدن آخرین حلقه های اتصال رفرمیستها و دگراندیشان میانه رو با حکومت -شامل تمام جناحهای سیاسی- است.
آن پیوستگی که باعث شد در سوم تیر بسیار از مخالفان هاشمی برای نجات ایران به حمایت از او بپردازند. و این انسجام رهایی بخش ایران در شرایط سخت خواهد بود.
در همین زمینه:
» خانم عزیز! به آشپزخانه ات برگرد [+]
» خاتمی و مخالفانش [+]

از حب علی یا از بغض اپوزیسیون!

8 نظر | سیاست
حسین درخشان در مطلبی با عنوان "در ستایش روشن‌فکری بی‌باکانه" به اظهارات -یا به قولی اعترافات- اخیر دکتر رامین جهانبگلو پرداخته است. به واقع این نوشته از نظر تحلیل رفتار جهانبگلو پس از آزادی اش ارزش خاصی ندارد اما حاوی نکات جالبی است.
شاید دو دلیل عمده وجود داشته باشد که درخشان را بر این اعتقاد استوار کرده که «رامین جهانبگلو شانس آورد که در ایران زندگی می‌کرد و دست وزارت اطلاعات به او می‌رسید تا بتواند حیثیتش را برای آینده نجات دهد و جلوی تبدیل شدنش را به یک محسن سازگارای دیگر گرفت.
ولی در عین حال باید شجاعت و صداقتش را ستود که بدون اینکه عزت نفسش را لگدمال کند و به تناقض‌گویی بیفتد به اشتباهش اقرار کرده است.»
اول آنکه درخشان اصولا از ساز مخالف زدن و تحلیلهای دور از ذهن ارائه کردن -هرچند این تحلیلها را احمقانه بدانید- لذت می برد. یکجور دیگر آزاری نوشتاری.

دومین و شاید اصلی ترین علت هم اینست که درخشان بهانه ای به دست آورده برخی فعالین سیاسی ایرانی ساکن آمریکا را تحقیر کند. بر کسی پوشیده نیست که درخشان تمایلات اصلاح طلبان نزدیک به طیف مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی دارد.
حالا اگر کسی با این روحیات سیاسی میان صدها تندرو دو آتشه که جز به سرنگونی حکومت ایران نمی اندیشند قرار بگیرد -و اتفاقا آدم صبور و با حوصله ای هم نباشد- مطمئنن به این نوع برخوردها روی می آورد. حاضر می شود به بهای بی آبرو کردن و احمق جلوه دادن کسی مثل جهانبگلو، مخالفانش را به باد ناسزا بگیرد.

باور کنید شاید اگر شما هم در چنین موقعیتی قرار می گرفتید که همه چیز را سیاه و سفید می دیدند ممکن بود به اینگونه عمل نمایید. مثالی می آورم درباره ی سفر خاتمی به آمریکا. اکثر مخالفتهایی که با سفر صورت گرفته -تا انجا که من دیده و شنیده ام- آنچنان از منطق تهی است که کمتر جواب عاقلانه ای می توان در پاسخشان یافت.
مخالفان خود را نماینده ی همه ی ملت ایران می خوانند در مخالف با خاتمی نظرات قطعی می دهند. و هیچ نکته ی مثبتی نه در خاتمی و نه در سفر او به آمریکا نمی بینند. حتی سعی نمی کنند نظر خاتمی را نسبت به اندیشه هایشان جلب کنند.

باید توجه داشت در فضای سیاسی امروز و با وجود اپوزیسیون خارج نشینی که جز خیالبافی و حرافی کاری از پیش نمی برد و در کنار آن با وجود دولتی همچون احمدی نژاد که در تشخیص منافع ملی ایران ناتوان و یا نسبت به آن بی اهمیت است وجود امثال خاتمی -ونه لزوما شخص خاتمی- مفید فایده خواهد بود.
روح اعتدال گرایی و یافتن راه حل های میانه با توسل جستن به این آدمها امکان پذیر است. البته درخشان باید بداند تحقیر و برچسب زدن به امثال اكبر گنجی، علي افشاری و چند نفر دیگر که از سر دلسوزی برای ایران فعالیت می کنند - حتی اگر به بیراه بروند- راه مناسبی برای تبلیغ نظریه اصلاح از درون و اعتدال گرایی نیست.

خارج از موضوع:
بحثی میان نیک آهنگ کوثر [+] از یکسو و نازلی کامور [+] و چند نفر دیگر از دوستانش از سوی دیگر در جریان است. در این مورد سعی کرده ام چیزی ننویسم نظرم را خصوصی گفته ام .
فکر نمی کنم کش دار شدن این جریان کمکی به هیچ کس بکند. همانطور که نیکان هم گفته است بد نیست کم کم فیتیله ی این موضوع پایین کشیده شود. اگر بعضی ها موش ندوانند.

خاتمی و مخالفانش

14 نظر | سیاست
محمدخاتمی رییس جمهور پیشین ایران در جریان سفر به ایالات متحده ی امریکا به شدت از سوی لابی های هوادار اسرائیل ، بخشی از اپوزیسیون برانداز و نیروهای محافظه کار افراطی مورد انتقاد قرار گرفته است.
بنظر می رسد همچنان بخشی از نیروهای اپوزیسیون خارجی و بنیادگرایان داخلی، خاتمی و اندیشه های اصلاحی او را -که البته مبتنی بر دینداری است- بزرگترین دشمن خود قلمداد و از هر فرصتی برای حمله ی به ایشان استفاده می کنند.
جناح هایی هم در داخل آمریکا از اینکه دولت بوش به ایران فرصت داده به واسطه ی خاتمی چهره ی میانه تری را از خود بنمایش بگذارد گله مندند.

اما آنچه که در جریان سفر خاتمی به ایالات متحده رخ داد نباید در سایه ی این حاشیه سازیها قرار بگیرد.
استقبال بی نظیر روشنفکران و مسلمانان میانه رو و حتی پیروان دیگر ادیان از دیدگاههای و نظرات خاتمی و بازتاب گسترده ی این سفر در رسانه های غربی و بخصوص آمریکایی.همچنین بیان نظرات متفاوتی از سیاستهای رسمی دولت ایران توسط خاتمی در مورد مسئله ی عراق ، اسرائیل و فلسطین.

سید محمد خاتمی طی مصاحبه ای با نشریه ی "یو اس ای تودی" در مورد حضور نیروهای امریکا درعراق معتقد است: «تا زمانی که دولت کنونی عراق بتواند کنترل خود بر کشور را برقرار کند، نیروهای آمريکايی بايد در عراق بمانند و نبایدعراق را به تروريست ها و نيروهای شورشی واگذاشت.»
ایشان همچنین در مورد مسئله ی فلسطین و اسرائیل به مجله ی فایننشال تایمز اینگونه ابراز می دارد: «فکر می کنم که جنبش حماس هم، که در پی يک روند دموکراتيک به قدرت رسيده، حاضر است در کنار اسرائيل زندگی کند با اين شرط که حقوق آن مراعات شود و با آن مانند يک حکومت دموکراتيک و دولت فلسطينی برخورد کنند و فشار از روی حماس برداشته شود.»
رییس جمهور پیشین ایران نظر خود را در مورد هلوکاست اینگونه بیان می کند: «هلوکاست يک واقعيت است که باید از آن درس گرفت. مردم ايران خواستار "صلح پايدار" در خاورميانه برای يهوديان، مسلمانان و مسيحيان هستند.»

خاتمی در جریان این سفر بارها به صلح آمیز بودن فعالیتهای اتمی ایران اشاره و از غرب به ویژه امریکا خواسته از تهدید ایران دست بردارد و راه مذاکره را در پیش گیرد.
خاتمی همچنین در مورد احتمال وقوع جنگی علیه ایران که به باور او عواقب سنگینی برای منطقه خاورمیانه خواهد داشت، ابراز نگرانی کرد.
مطمئنن اکثر مواضع میانه ی خاتمی مورد تایید دولت فعلی و نیروهای بنیادگرا نخواهد بود و این احتمال وجود دارد در جریان برگزاری مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک احمدی نژاد سعی نماید با بیان نظرات رادیکال چهره ای متفاوت ازآنچه خاتمی نشان داد را به نمایش بگذارد.

پروژه حذف وحید هاشمیان

5 نظر | جامعه
داستان تیم ملی فوتبال و ناکامی در جام جهانی همچنان داغ است. گرچه با متهم نمودن علی دایی و پس از آن فدراسیون فوتبال، مسوولان امر فراموش کردند که چگونه هر عمل و رفتار تیم قبلی را تایید می نمودند.
اما با کنار گذاشته شدن علی دایی، وحیدهاشمیان سوژه ی جدید برخی رسانه ها شده است.

بصورت مشخص خبرگزاری فارس، نوک پیکان حملات خود را به سوی هاشمیان نشانه می رود. این خبر گزاری در گزارشی زیر عنوان "او دیگر ایران را دوست ندارد" می نویسد:
«هاشميان كه در آلمان روزهای خوبی را سپری می‌كرد و به هدفش رسيده بود، تيم كشورش را فراموش كرده بود. وی به تيم ملی پشت كرده بود؛ گویی هيچ گاه خاك ايران را نديده بود.» [+]
در حالی که دلیل کنارگیری هاشمیان در آن زمان از تیم ملی چه مشخص است و در آن زمان افکارعمومی در این مورد حق را به هاشمیان می داد.در ادامه ی همین گزارش آمده است:
«هاشميان اگرهم به ايران بيايد ديگر تعصب وعلاقه لازم را برای تيم ملی ندارد بهتر است ديگر اسم ايران را نياورد چراكه بازيكنی كه سالها تيم ملی كشورش را تحریم كرده، ديگر نمی‌تواند برای مردم ايران ادعای وطن پرستی كند.»

فارس در گزارشهای مختلف سعی می نمود به موضوع غیبت هاشمیان در بازی مقابل سوریه دامن بزند تا جایی که از زبان یکی از ملی پوشان قدیمی مدعی شد که باید با بازیکنان پشت کرده به تیم ملی برخورد شود. [+]
همچنین بحث دعوت از هاشمیان بهانه ای شد برای انتقام گیری از مسوولین اسبق فدراسیون فوتبال، از صفایی فراهانی گرفته تا دادکان:
«مديريت غلط گذشته تيم ملی را به قدری كوچك كرده كه امروز هر بازيكنی به خود اجازه می دهد به راحتی باشگاه خارجی را به آن ترجيح دهد. امروز بازيكنی چون وحيد هاشميان حاضر نيست برای تيم وطن خود كه در آن بزرگ شده، از باشگاه خارجی صرف نظر كند.» [+]
این روند تا پیش از بازی ایران و کره جنوبی با منتشر نمودن چند گزارش دیگر- [+] [+] - که هرکدام به نحوی هاشمیان را مورد انتقاد قرار می داد، دنبال شد. جالب آنکه پس از درخشش هاشمیان در این بازی تمامی گزارش ها از صفحه اول بخش ورزشی و اصلی خبرگزاری حذف شدند.

به واقع مشخص نیست این خبرگزاری و همچنین چند رسانه ی مکتوب دیگر که اتفاقا خط فکری مشابهی را از نظر سياسی دارا هستند، از طرح این مسائل چه هدفی را دنبال می نمایند.می توان این احتمال را در نظر گرفت این رسانه منتظر لغزش احتمالی هاشمیان هستند تا داستان ناتمام خود را دنبال نمایند.
این رفتار برخی رسانه ها داخلی و حتی مسولین فعلی فوتبال با حمایتهای بی دریغ رسانه ها و مطبوعات ژاپنی از لژیونرهایشان قابل مقایسه است.

نیم نگاه: پیروز دوانی

4 نظر | هنر و فرهنگ
به بهانه ی هشتمین سالگرد مفقود شدن و احتمالا قتل پیروز دوانی این متن را که قبلا با عنوان "بربادرفته" نوشته ام با اندکی تغییرات در اینجا می آورم:

پیروز دوانی جز آن دسته از روشنفکرانی به حساب می آید که کمتر نوشتار مکتوبی از او به چاپ رسیده و در دسترس عموم قرار رفته است و بیش از اینکه به خودش و عقایدش پرداخته شود بارها به نحوه کشته شدن، آمران و عاملان آن پرداخته اند.

با وجود اینکه هیچ کتاب چاپ شده ای ندارد ولی می توان خط فکریش را از سابقه ی سیاسی و فعالیتهای فرهنگی او رد گیری کرد.
دوانی که متولد ۱۳۴۰ بود در تهران بود و پیش از انقلاب جزو گروههای مبارزه چپ . به همین دلیل هم در سالهای پس از انقلاب دستگیر(۱۳۶۰) و در دونوبت هفت ماهه و سه ساله ساكن اوین شد.

پس از رهایی از زندان به فعالیتهای خود ادامه داد. او تلاش می کرد جریان چپ ایران را را گرد هم جمع نماید و روح تازه ای در کالبد آن بدمد. دوانی اعتقاد داشت:
«همفکران وی بیش از هر چیز نیازمند بازنگری در هویت نوین خویش هستند.هویتی که متشکل از دو ‏مؤلفه اساسی دموکراسی خواهی و عدالت طلبی است. کوشش های پیروز دوانی در شرایطی شکل ‏گرفت که جنبش دموکراسی خواهانه مردم ایران نیز آرام آرام پا به افق های جدید تری در خرداد ماه ‏سال 76 می گذاشت.» (۱)

در این زمان بود که "دفترفرهنگی پیروز" را بنیاد نهاد و اقدام به انتشار نشریه ای با نام "پیام پیروز" نمود. «اتحاد چپ دموکراتیک، اندیشه ای بود که آن روزها همه اوقات او را به خود اختصاص داده بود و او می ‏کوشید در بولتن هایی که از سوی دفتر فرهنگی پیروز برای خواهندگان ارسال می شد، مطالب ‏گوناگونی را در این زمینه از همه طیف های آزادی خواه و عدالت طلب هوادار سوسیالیزم منتشر کند.‏» (۲)

در این میان از مطالب و نظرات سایر نیروهای سیاسی من جمله ملی گرایان و ملی-مذهبی ها بهره می برد و در تلاش برای متحد نمودن تمامی نیروهای آزادیخواه و وطن دوست بود.

با گسترش یافت فعالیتهای دوانی و تبدیل شدن به چهره ای محبوب و فعال موج تازه از فشارها و بازخواستها آغاز شد و چندین بار نسبت ادامه ی فعالیتش تذکراتی را دریافت نمود تا آنکه در شهريور ماه ۱۳۷۷ مفقود و بعدها از او به عنوان یکی از قربانیان قتلهای زنجیره ای پاییز ۱۳۷۷ نام برده شد. قتلهایی که دولت "بخشی از نیروهای خودسر وزرات اطلاعات" را مسبب آن اعلام نمود.

البته همچنان برخی نیروهای هوادار دوانی از او به عنوان مفقود نام می برند و در تلاش برای یافتن نشانه ای از او هستند.
پاورقی:
» (۱) و (۲) : ماهنامه نامه . پیام پیروز چگونه ورق خورد . شماره۳۳ . آذر۸۳
» سایت پیروز دوانی [+]

نگاتیو

6 نظر | شخصی
فتوبلاگ جمهور قرار است جايی باشد برای یادگیری و مشق عكاسی نه اینکه بخواهم چیز خاصی راعرضه کنم که اگرمقدور شد بهتر. اما در قدم اول یک احساس نیاز بود برای خودم. جایی که بتوانم آنگونه که گاهی دنیا را می بینم به دیگرانی هم نشان بدهم.

با دو عکس امروز رسما شروع شد البته این عکسها [+] بیش از اینکه نمایانگر هنرعکاس باشد بیان کننده ی چیردستی طراح است طبعا.

فقط ۲۸ نفر!

13 نظر | جامعه
سومین سقوط مرگبار هواپیما در یک سال می تواند آمار خوبی برای وزارت راه و ترابری و دولت احمدی نژاد باشد. اولین حادثه بر می گردد به هواپیمای سی ۱۳۰ که بیش از ۸۰ خبرنگار و عکاس کشته شدند. سانحه ی دوم سقوط هواپیمای فالکون ، حامل فرماندهان عالی رتبه ی نظامی بود و در آن حادثه ۱۱ تن جان باختند. [+]

آخرین مورد مربوط می شد به دیروز. سقوط هواپیمای توپولوف روسی که از بندرعباس عازم مشهد بود و در فرودگاه مشهد آتش گرفت. به گفته ی استاندار خراسان رضوی تنها ۲۸ نفر در این حادثه کشته و ۴۲ نفر زخمی شده اند. [+]
البته شاید ۲۸ نفر آنهم افراد این جامعه عادی برای جناب استاندار و خبرگزاری فارس چندان عدد و رقم دندان گیری نباشد. اما مطمئنن خانوادهای این افراد اینگونه نمی اندیشند.

اگر دولت نمی تواند شرایط مناسبی با حداقل ایمنی برای پرواز مردم مهیا کند بهتر است هر چه سریعتر این شرکتهای هوایی را تعطیل کند و بجای آن کالسکه ی دو اسبه و چهار اسبه برای جابه جایی مردم مهیا کند.

فردا دوباره دستور می دهند که بررسی شود و مقصر را مشخص کنند و در نهایت هم طبق دفعات پیشین می گردند به دنبال خلبان مرده ای و خدمه ی جان از دست داده ای. همچنین نقش آمریکا هم فراموش نمی شود [+] که اگر تحریم نبودیم اینگونه نمی شد.

حالا هم که تحریم شده ایم چاره ای نبوده جز اینکه، این تابوتهای متحرک عهد دقیانوس را از کشور دوست و برادر روسیه وارد کنیم تا شاید کمکی کرده باشیم به بینوایان روسی که عجیب محتاج پول کرایه ی این طیاره ها هستند.

نمایش مضحکی است. شاید بقول بهنود باید همه چیزمان به همه چیزمان بیاد. هواپیماهایمان چه کم دارد از دیگر چیزها.
پاورقی:
بی بی سی [+] : در سال های ۱۹۹۲، ۱۹۹۳ و ۲۰۰۲ نيز هواپيماهايی متعلق به شرکت هواپيمايی ايران ايرتور دچار سانحه شده اند که در هيچکدام مسافران آنها جان سالم به در نبردند.
هواپيمايی که دچار سانحه شده از نوع توپولوف ۱۵۴ ساخت روسيه و متعلق به شرکت هواپيمايی ايران ايرتور بوده و از بندرعباس در جنوب ايران به مشهد پرواز کرده بود.
اين هواپيما چهارمين هواپيمای ساخت روسيه در خطوط هوايی ايران است که طی پنج سال گذشته دچار سانحه مرگبار می شود.

سرزنشت نمی کنم آقای دکتر!

13 نظر | سیاست
برای تیتر مطلب قبلی ام که بلافاصله پس از آزادی جهانبگلو نوشته شد خیلی با خودم کلنجار رفتم و چند باری هم تیترش را عوض کردم. دست آخر با آنکه شاید چندان مفهوم هم نبود عنوانش را گذاشتم "بهای آزادی".
شاید نوشتار حاضر بیشتر بتواند دلیل آن عنوان را توصیف کند. مطلبی که پس از انتشار مصاحبه ی [+] دکتر رامین جهانبگلو با خبرگزاری ایسنا و به بهانه ی آن نگاشته شده است.

رامین جهانبگلو ساعاتی پس از آزادی به خبرگزاری ایسنا مراجعه می کند و به مصاحبه ای خود خواسته تن می دهد که مطمئنن بسیاری را خوشایند نیست. بخصوص آنان که در این مدت سنگش را به سینه زدند. بررسی دقیق و خط به خط مصاحبه وقت و حوصله ی کافی می خواهد و در اینجا قصد چنین کاری را ندارد.

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram