متولد شدم در اول اَمرداد ۱۳۵۸و شاید به دلیل هم زمانی زادروزم با روزهای پر آشوب پس از انقلاب اینگونه آشفته و بی قرار ثباتی هستم که کمی دست نیافتنی می نماید

Category Archive

Khozestan BloggerS



Archive Monthly

LoGo


جمهور


NewsLetter


برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Add


  ATOM 

Powered by
Movable Type 3.2

:.جمهور پیشین.:




جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!



linkdump


+ArChive+



« آری! خاتمی می ترسد | Main | خاتمی و مخالفانش »

حسین درخشان در مطلبی با عنوان "در ستایش روشن‌فکری بی‌باکانه" به اظهارات -یا به قولی اعترافات- اخیر دکتر رامین جهانبگلو پرداخته است. به واقع این نوشته از نظر تحلیل رفتار جهانبگلو پس از آزادی اش ارزش خاصی ندارد اما حاوی نکات جالبی است.
شاید دو دلیل عمده وجود داشته باشد که درخشان را بر این اعتقاد استوار کرده که «رامین جهانبگلو شانس آورد که در ایران زندگی می‌کرد و دست وزارت اطلاعات به او می‌رسید تا بتواند حیثیتش را برای آینده نجات دهد و جلوی تبدیل شدنش را به یک محسن سازگارای دیگر گرفت.
ولی در عین حال باید شجاعت و صداقتش را ستود که بدون اینکه عزت نفسش را لگدمال کند و به تناقض‌گویی بیفتد به اشتباهش اقرار کرده است.»
اول آنکه درخشان اصولا از ساز مخالف زدن و تحلیلهای دور از ذهن ارائه کردن -هرچند این تحلیلها را احمقانه بدانید- لذت می برد. یکجور دیگر آزاری نوشتاری.

دومین و شاید اصلی ترین علت هم اینست که درخشان بهانه ای به دست آورده برخی فعالین سیاسی ایرانی ساکن آمریکا را تحقیر کند. بر کسی پوشیده نیست که درخشان تمایلات اصلاح طلبان نزدیک به طیف مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی دارد.
حالا اگر کسی با این روحیات سیاسی میان صدها تندرو دو آتشه که جز به سرنگونی حکومت ایران نمی اندیشند قرار بگیرد -و اتفاقا آدم صبور و با حوصله ای هم نباشد- مطمئنن به این نوع برخوردها روی می آورد. حاضر می شود به بهای بی آبرو کردن و احمق جلوه دادن کسی مثل جهانبگلو، مخالفانش را به باد ناسزا بگیرد.

باور کنید شاید اگر شما هم در چنین موقعیتی قرار می گرفتید که همه چیز را سیاه و سفید می دیدند ممکن بود به اینگونه عمل نمایید. مثالی می آورم درباره ی سفر خاتمی به آمریکا. اکثر مخالفتهایی که با سفر صورت گرفته -تا انجا که من دیده و شنیده ام- آنچنان از منطق تهی است که کمتر جواب عاقلانه ای می توان در پاسخشان یافت.
مخالفان خود را نماینده ی همه ی ملت ایران می خوانند در مخالف با خاتمی نظرات قطعی می دهند. و هیچ نکته ی مثبتی نه در خاتمی و نه در سفر او به آمریکا نمی بینند. حتی سعی نمی کنند نظر خاتمی را نسبت به اندیشه هایشان جلب کنند.

باید توجه داشت در فضای سیاسی امروز و با وجود اپوزیسیون خارج نشینی که جز خیالبافی و حرافی کاری از پیش نمی برد و در کنار آن با وجود دولتی همچون احمدی نژاد که در تشخیص منافع ملی ایران ناتوان و یا نسبت به آن بی اهمیت است وجود امثال خاتمی -ونه لزوما شخص خاتمی- مفید فایده خواهد بود.
روح اعتدال گرایی و یافتن راه حل های میانه با توسل جستن به این آدمها امکان پذیر است. البته درخشان باید بداند تحقیر و برچسب زدن به امثال اكبر گنجی، علي افشاری و چند نفر دیگر که از سر دلسوزی برای ایران فعالیت می کنند - حتی اگر به بیراه بروند- راه مناسبی برای تبلیغ نظریه اصلاح از درون و اعتدال گرایی نیست.

خارج از موضوع:
بحثی میان نیک آهنگ کوثر [+] از یکسو و نازلی کامور [+] و چند نفر دیگر از دوستانش از سوی دیگر در جریان است. در این مورد سعی کرده ام چیزی ننویسم نظرم را خصوصی گفته ام .
فکر نمی کنم کش دار شدن این جریان کمکی به هیچ کس بکند. همانطور که نیکان هم گفته است بد نیست کم کم فیتیله ی این موضوع پایین کشیده شود. اگر بعضی ها موش ندوانند.
| ارسال به دنباله | ارسال به بالاترینسیاست | مهدی محسنی |    |

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/88

Comments


من هنوز هم منتظر پستی راجع به رجبی هستم!!!

رویا || September 9, 2006 03:26 AM


سلام مهدی جان:
آخی خیلی وقت بود به اینجا سر نزده بودم..
خوب حالا زدم...مننم موافقم که در باره ی رجبی بنویسی. نوشتی خبر کن!
موفق باشی.

دلارام اکار || September 9, 2006 04:17 AM


بازم سلام مهدی جان:
خوندم-خیلی قشنگ بود مخصوصا تیترش....
قدم روی چشم ما گذاشتید تشریف آووردید بلاگستان ما!
(خنده) ممنون! موفق باشی

دلارام اکار || September 9, 2006 08:57 AM


خوب نظرات غیر عادی است دیگر!

ردان || September 9, 2006 09:59 AM


معذرت ميخوام ولي من فكر ميكنم دوره اي رسيده است كه بايد ميانه روها را فراموش كرد.ميانه رو ها 8 سال به اندازه كافي وقت داشتند و از اين فرصت عالي استفاده نكردند

omid || September 9, 2006 12:20 PM


سلام اقا مهدی / ادرست رو الان از گوگل پیدا کردم ادرس بلاگفات فیلتر شده نمی تونستم دست نوشت هات رو بخونم

Anonymous || September 9, 2006 04:20 PM


با این همه من هنوز از حسین درخشان خوشم میاد!

صادق جم || September 9, 2006 06:09 PM


با سلام.این درست است که بخش بزرگی از ایرانیان مقیم خارح از کشور درک روشنی از داخل ندارند و تصاویری از گذشته به همراه ایده آل و وقایع روز معجونی در ذهن ایجاد کرده است ولی به نظر من متقابلا ایرانیان داخل نیز تصاویر ذهنی از یک ایوزیسیون یکدست برای خود ساخته اند.میخواهم بگویم حتی مخالفان سفر خاتمی هم یک نظر نیستند و مخالفت آنها یکسان نیست.
اما در مورد حسین درخشان باید بگویم که او با نظرش بیزنس می کند واین اصلا برای او نه توهین است و نه ناراحتش می کند.بلاخره هر کس اختیار خودش را دارد.

siamak farid || September 9, 2006 07:55 PM


Post a comment


نظرات شما پیش از نمایش تایید خواهد شد
تا انجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود بصورت فینگلیش خودداری نمایید