October 2006 Archives

اعترافی در محضر ملا

8 نظر | جامعه
ملاحسنی درمورد مطلب قبلی ام یاد اور شده است که:
«دوست عزيز! من از شما گله دارم. شما که خوشبختانه مسائل سياسی را آنقدر خوب تحليل ميکنی چرا در اين مورد کوچک ولی روشن اينقدر خطا و اشتباه ميکنی؟
آيا از خود پرسيده​ای هدف از برگزاری چنين مسابقه​ای چيست؟ اگر يک کار داخلی است و مربوط به مسائل راديو دويچه وله است خب به ما و شما چه ربطی دارد که دنبال آنها راه بيفتيم و اين ور و آن ور لينک بدهيم؟»
«ولی اگر مسئله مربوط به اهالی وب و بلاگرهاست آيا انتخاب يک آدم بيسواد و بی​هويت که هرروز يک رنگ عوض ميکند و منفورترين چهره در وبلاگستان است بعنوان تنها داور مسابقه اهانت به شعور بقيه نيست؟
يعنی دوتا آدم حسابی در اين وبلاگستان نيست که رفته​اند آن يارو را انتخاب کرده​اند؟ يعنی برگزارکنندگان راديو اينقدر شوت تشريف دارند و اين چيزها را نميدانند؟ گله من از شما اين است که شما چرا؟»

باید اعتراف کنم که با وجود آنکه می دانستم حسین درخشان تنها داور این مسابقه است، نخواستم در مطلب پیشین به آن بپردازم.
دلیلش هم بیشتر بر می گردد به اینکه دوستانی مرا نیز کاندیدا کرده بودند و ممکن بود انتقادم را بگذارند به حساب ناراحتی ام از انتخاب نشدن.

اما حق با ملاحسنی نازنین است. در این مورد بی دلیل دچار محافظه کاری شدم و نخواستم به همه ی حقیقت ماجرا بپردازم. به دلیل اهمیت موضوع لازم بود در مطلبی جداگانه هم نظر ملاحسنی را بخوانیم و هم من به این اشتباه خود اعتراف کنم.

پاورقی:
» آقای دویچه وله، لطفا صفرا پخش نکنید [خوابگرد]
...مسابقه‌ای که انگیزه‌اش کار سیاسی‌ست و قهراً در رویارویی با فضای بسته‌ای که حکومت در عرصه‌ی اطلاع‌رسانی آزاد ایجاد کرده و طبیعتاً به قصد ایجاد همدلی بیش‌تر میان بلاگرهای ایرانی و تشویق عمومی برای مقابله با این فضا، تنها کارکرد مؤثر و مشهودی که یافته، به هم ریختن آرامش فضای وبلاگستان است و، تشدید دشمنی‌ها و صف‌کشی میان بلاگرها و، خلاصه سرگرم کردن ایشان تا مدتی...

این چند وبلاگ

7 نظر | اینترنت
مسابقه ی بهترین وبلاگها که در زمینه های مختلف توسط دویچه وله برگزار می شود به مراحل پایانی خود رسیده است. البته حرف و حدیث ها و انتقاداتی در مورد نحوه ی انتخاب ده وبلاگ برتر در هر مورد مسابقه مطرح شده است.
با آنکه در میان وبلاگهای برگزیده شاید بتوان چند وبلاگ متوسط را هم یافت اما شاید باید بیشتر به نفس برگزاری اینگونه رقابتها توجه نمود و بیش از حد آنرا مهم و نتیجه اش را با اهمیت قلمداد نکرد.

در این میان من نیز بر اساس نظر شخصی و علایق خودم به وبلاگهایی رای داده ام:
وب نوشت محمد ابطحی در میان كاندیداهای بهترین وبلاگ . با ادای احترام به دوست خوبم حامد متقی وبلاگ طنین سکوت، وبلاگ کسوف آرش عاشوری نیا از میان کاندیدا های جایزه ی گزارشگران بدون مرز.
وبلاگ یادداشتهای یک تبعیدی نیک آهنگ کوثر، البته با ابراز ارادت به وبلاگهای زیتون، سرزمین آفتاب و سیبیل طلا از بین ده وبلاگ برتر زبان فارسی.

شما نیز می توانید بر اساس علاقه و نظرتان در این مسابقه شرکت نمایید و رای بدهید. فکر کنم تا پایان رای گیری از امروز، 14 روز دیگر فرصت دارید.

خونی که ریخته شد

5 نظر | شخصی
عجیب است شاید اگر در این زمانه برای سر بریده شدن حیوانی دلسوزی کنی. شاید هم برای ما عجیب باشد. مایی که از کودکی هایمان همیشه صحنه ی قربانی کردن حیوانات را دیده ایم.

تازگی ها هم که روزهایمان پر شده از فیلمهای مربوط به بریدن سر انسان به نام خداوندگار. یا چیزهایی به وحشتناکی سنگسار و یا بریدن دست و پا به نام جاری نمودن حد الهی. حالا بخواهی در این روزگار برای بریده شدن سر گوسفندی ابراز ناراحتی کنی شاید بنظر مضحک بیاید.

اما نمی دانم چه فرقی داشت اینبار. خرخره اش را هنوز کامل نبریده بود اما خون جاری شد زیر پای عروس و داماد. قصاب پایش را گذاشته بود روی گردنش که نتواند تکان بخورد. عروس و داماد که رد شدند در میان دست و پا زدنهای حیوان گلویش را برید.

پاورقی:
» عکس: خون بس [نگاتیو]

تحریم و دیگر هیچ

10 نظر | سیاست
این روزها بیش از هر زمانی در پرونده ی هسته ای ایران از احتمال وقوع تحریم سخن به میان می آید و به مقتضای هر متد سیاسی مخالفان و موافقان خود را دارد.
شاید صورت مسئله بسیار روشن باشد. جامعه ی جهانی در قبال آنچه بی اعتمادی نسبت به فعالیتهای هسته ای ایران می خواند در پی متوقف کردن این فعالیتهاست.

پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 84 که ائتلاف بزرگ اپوزیسیون داخل کشور با نیروهای اصلاح طلب ، میانه رو و حتی برخی محافظه کاران با شکست روبرو شد و محمود احمدی نژاد نژاد بر مسند ریاست جمهوری تکیه زد، کمتر حرکت سیاسی منسجم و با برنامه ای در اردوگاه نزدیک به رفرم خواهان مشاهده شده است.
اصلاح طلبان بخصوص احزاب مشارکت ، مجاهدین و نیروهای ملی-مذهبی به حاشیه رفتند تا بنوعی خود را از گزند عواقب احتمالی فعالیت سیاسی مصون بدارند.
حاصل آن شد که معدود گروههای اجتماعی و حقوق بشری فعال -متشکل از گروههای زنان و انجمن های دانشجویی و مطبوعات مستقل- در صف اول مبارزات اجتماعی قرار گرفتند و به همین نسبت هزینه های گزافی را پرداخت نمودند.
احزاب سیاسی با تئوری بافی و صدور نسخه های "چه نباید کرد" کنج عافیت اختیار نموده اند. اما سوال اینست که این بی تفاوتی تنها نشات گرفته از ترس پرداخت هزینه است و یا باید به آن به چشم یک استراتژی نگریست.

این احتمال موجود دارد که اصلاح طلبان، تحریم های بین المللی را به عنوان یک فرصت ارزیابی نموده و از آن برای بی اعتبار نمودن دولت احمدی نژاد و بالا بردن نارضایتی عمومی سود ببرند.
اما به حکم تاریخ آنچه که در پی تحریمها رخ خواهد داد بیش از پیش بر حق اعمال قدرت دولت نهم خواهد افزود. تحریم، طبقات متوسط و محروم را بیشتر به دولت محتاج و میل به تغییر را دربطن جامعه کاهش داده و جنس اعتراضات را متفاوت خواهد نمود.

در سطح بین المللی نیز برخی به ناکارآمدی تحریمها واقفند. تجربه ی عراق، لیبی، کره ی شمالی ثابت نمود که برقراری تحریم تنها بر افزایش فشار حکومت برمخالفان و محدود نمودن آزادی بیان و افزایش سیطره ی قدرت دولت بر مردم منجر خواهد شد و شاید تمامی دستاوردهای جنبشهای اجتماعی سیاسی مسالمت جو را نیز نابود سازد.

در هر حال سیاق مرسوم احزاب مدعی اصلاح طلبی پیشرو در تحولات اجتماعی امروز ایران بی تاثیر نبوده و ملاک قضاوت آیندگان قرار خواهد گرفت. اینبار شاید اصلاح طلبان بر آخرین میخ های تابوت امکان تغییر مسالمت آمیز می کوبند و فردایی مبهم را برای ایران رقم می زنند.
پاورقی:
» چه نباید کرد؟ . عباس عبدی [+]

این روزگار

11 نظر | سیاست
روزگار خوب نیست. روزنامه ی توقیف شده را نمی گویم که اگر خوب نبود توقیفش نمی کردند. روزگار را می گویم در معنای عامش. گاهی چقدر کلمات ساده ای که هر روز از برابرشان بی تفاوت می گذشتیم اهمیت پیدا می کنند.

بارها می شد که ازمقابل تابلوی کوچه ی "نشاط" گذشته بودم اما هیچگاه، تا پس از آنکه روزنامه ی نشاط را توقیف کردند، چنین حسی نداشتم. یک خشم فروخورده درست وقتی که تابلو را می بینی، سراسر وجودت را می گیرد. هر چقدر هم که بخواهی شخصیت اجتماعی-اخلاقی ات را حفظ کنی نمی توانی چند کلمه ی خارج از عرف به زبان نیاوری.

و حالا با خود فکر می کنی که چند کلمه از این دست در ناخودآگاهت وجود دارد و گه گاهی آزارت می دهد. و فکر می کنی که هر چه تعدادشان بیشتر باشد مرتبه ی این حس آزار دهنده بیشتر می شود. پس همین است که می گویند: دانستن زجر است.
به همین بدی هاست
لیست می شوند و رژه می روند
از ابتدای هر روز
تا انتهای آخرین رویای بامداد
و تو فکر می کنی
فردا چگونه خواهد بود
باز هم
به همین بدی ها...

پاسخگو ترین دولت!

12 نظر | سیاست
«جنبش دانشجویی باید همواره با دلسوزی و تذکر مسئولان را راهنمایی کند و در این راستا دولت نهم نیز به عنوان انتقاد پذیرترین دولت پس ‌از انقلاب از انتقادات سازنده استقبال می‌کند.» [+]
شاید شنیدن این جملات از زبان سید محمد خاتمی، رییس دولت هفتم و هشتم قابل باورتر بود تا اعطای عنوان "انتقادپذیرترین دولت پس از انقلاب" به دولت نهم. گرچه این اولین باور نیست که احمدی نژاد درتوصیف شرایط، آنگونه که خود می پسندد سخن می گوید تا بیان وضع موجود.

گرچه شاید تکرار مکررات باشد اما بد نیست برخی از موارد انتقادپذیری دولت ذکر گردد تا ادعای مذکور در منظر عمومی قرار گیرد و درباره ی آن قضاوت شود:

دولت احمدی نژاد با شعار آوردن پول نفت بر سفره ی مردم و بهبود وضعیت اقتصادی روی کار آمد اما وخامت اوضاع اقتصادی طبقات ضعیف جامعه و بخصوص طبقه ی کارگری شرایطی را رقم زد که هر روز شاهد اعتراضات گوناگونی در جای جای کشور هستیم.[+]
سرکوب تجمع رانندگان اتوبوس رانی تهران و حومه و زندان نمودن شماری از آنها، برخورد و سرکوب کارگران اخراجی و یا کسانی که ماههاست حقوقی را دریافت نکرده اند-تازه ترین نمونه آن ضرب و شتم کارگران فرش البرز- تنها نشانه های کوچکی از انتقاد پذیری دولت می باشد.

سرکوب و برخورد خشونت بار با تجمع زنان در 8 مارس روز جهانی زن در پارک دانشجوی تهران و همچنین 22 خرداد ماه سال جاری در میدان هفت تیر که در نوع خود در تاریخ جمهوری اسلامی بی سابقه است. [+]
تعطیلی مطبوعات و سایتهای خبری و گسترش بی سابقه ی مسدود نمودن سایتهای اینترنتی و اعلام جرم سخنگوی دولت علیه روزنامه ها و رسانه های منتقد دولت .[+] [+]

بازداشت و زندان نمودن فعالین مطبوعاتی، سیاسی و روشنفکران همچون موسوی خوئینی، کیوان انصاری و رامین جهانبگلو.
برخورد و سرکوب دگرباشان مذهبی چون دراویش نعمت الهی و سید حسین بروجردی کاظمینی و هوادارانش. مرگ مشکوک اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی در زندان اوین.[جهانبگلو] [خویینی] [محمدی]
انحلال انجمن های اسلامی دانشجویان وتشکلهای غیر همسو با دولت، تعطیلی نشریات دانشجویی و عدم ثبت نام از پذیرفت شدگان دانشگاه ها که تنها جرمشان فعالیت سیاسی و اجتماعی است.

تمام این موارد در حالی صورت می پذیرد که با یکدست شدن حاکمیت، مسولان نظام از تریبونهای رسمی جز مدح و دفاع از دولت احمدی نژاد سخنی به زبان نمی آوردند و نسبت به کوچکترین انتقادی شدیدترین واکنشها را بروز می دهند.
با مقایسه ی آنچه از صدا و سیما، تریبون نماز جمعه، نشریات و سایتهای محافظه کاران و حتی شهردار آن زمان تهران -و رییس جمهور فعلی- در نقد دولت خاتمی -که در بسیاری از موارد بیشتر به توهین و افترا شبیه بود- بیان می شد، با آنچه که امروز در قبال دولت فعلی بیان می گردد، ادعای احمدی نژاد بیشتر مورد تشکیک است.

اگر ناکارآمدی و ضعف مدیریت ها و تصمیم گیرهای غیر کارشناسی و عجولانه ی دولت و اخلاق پوپولیستی حاکم بر دستگاه اجرایی و ادعاهای واهی و عجیب ماورا الطبیعه و قرار دادن کشور در وضعیت بغرنج بین المللی را به موارد بالا اضافه کنیم مشخص می گردد که انتقادات بیان شده در حق دولت نهم بیشتر مدح است تا نقد.
شاید بتوان دولت نهم را پاسخگو ترین دولت تاریخ جمهوری اسلامی قلمداد نمود که از برابر کوچکترین انتقاد و پرسشی بی تفاوت عبور نمی کند و البته به شیوه ی خود پاسخ منتقدان را می دهد.

هذیان

9 نظر | شعر و داستان
قلک برای شکستن نیست
پسرک بازیگوش.
دانه دانه اشکهایت را تویش بریز
تا بزرگتر که شدی
یادت بماند دل هیچ عروسکی را نشکنی
و بجای خط خطی کردن آسمان
پرواز را یاد بگیری.

نقاش از رنگ بیزار است
بسان ماهی از آب
تعجب نکنید
انکار این حقیقت
مثل اینست که بخواهید ثابت کنید
زندانبان به زندان دلبسته است
و سلاخ هیچگاه به قناری کوچک
دلباخته نشده بود.

صدایی در گوشم می پیچد:
توی آخرین قاب قهوه ای
هیچ چیز دیدنی نیست
و تو بیهوده فکر می کنی پایان این شعر
اهمیتی دارد.

خواب خرگوشی اصلاح طلبان

4 نظر | سیاست
« یکی از من پرسيد؛ فلانی میگويند تو ارتباط داری. گفتم بله دارم. پرسيد واقعاً ارتباط داری؟ با چه كسی؟ و من گفتم: با خدا ارتباط دارم. مگر خدا نگفته كه هيچ راهی از كفار بر مؤمنين باز نمی‌شود. خوب مگر اينكه ما مومن نباشيم والا خداوند كه گفته‌اند: شما پيروزيد. اما همين دوستان می‌نشينند و می‌گويند احمدی‌نژاد حرف‌های عجيب و غريب می‌زند.» [+]

سخنان اینچنین از سکانداران امروز اداره ی کشور به اظهاراتی هر روزه تبدیل شده و بطبع واکنشهای قبلی را نیز برنمی انگیزد.همچنان که تغییر واقعیت ها و یا کتمان آنها توسط دولتمردان و حامیان آنها حساسیتهای گذشته را ندارد.
اما سوی دیگر ماجرا اصلاح طلبان و اپوزیسیون قرار دارند. تنبلی و پلشتی سیاسیون رفرم خواه صحنه ی سیاسی ایران را بسوی تک قطبی شدن پیش برده و به اینگونه اظهار نظرها میدان بیشتری داده است.

جالب آنکه معدود اظهارات شخصیتهای اصلاح طلب منحصر به طرح مسائل تکراری است که در پس آنها هیچ راهکار و راهبرد عملی دیده نمی شود.
واکنش اصلاح طلبان در قبال سرکوب اعتراضات کارگری، اجتماعات زنان و دستگیری نیروهای فعال دانشجویی و سیاسی، ادامه ی توقیف مطبوعات، مسائل پیش آمده برای دگر اندیشان و دگرباشان دینی همچون ماجرای تخریب حسینیه ی دراویش در قم و دستگیری روحانی معترض کاظمینی بروجردی و هوادارانش در تهران، به هیچوجه قابل دفاع نیست.

حتی در برخی موارد با اظهارات نسنجیدشان امکان هرگونه همراهی و دفاع از کسانی که به هر دلیل مورد تعرض واقع شده اند را سلب نموده اند.
مطمئنن تداوم این شرایط در نهایت به ضرر خود اصلاح طلبانی خواهد بود که برای بازگشت به حکومت لحظه شماری می کنند و جز به پشتوانه ی حمایت گسترده ی همه طیفهای سیاسی و فعالان اجتماعی موفقیتی را کسب نخواهند کرد.
پاورقی:
» با شوراها و از مجلس خبرگان [هوشنگ دودانی]
» انتخابات خبرگان و آينده پيشرو [حنیف]
» تصویر مصاف خبرگان [الپر]

رخت نو بر تن جمهور

18 نظر | شخصی
پس از چند هفته ای که در گیر تغییر قالب بودم بالاخره کار تقریبا پایان یافت و لباسی نو بر تن جمهور شد. گرچه هنوز هم اشکالاتی وجود دارد اما در کل برای خودم راضی کننده است.
تغییر قالب پیشین مخالفان و موافقان داشت اما در هر حال شباهت های ظاهری قالب قبلی به وبلاگ هودر بیش از پیش به این تغییر راغبم می نمود.
شمایل جدید چند حسن دارد. مشکل نمایش وبلاگ در فایر فاکس تا حدود بسیار زیادی رفع شده و تنها چند ایراد بسیار کوچک وجود دارد. لینکها به صفحه ی جداگانه ای منتقل شده و راحتر قابل استفاده است.

قالب جدید همچون قبلی در نوع خود سبک بوده و با سرعت خوبی لود می شود. لینک نگاتیو که به عنوان فتوبلاگ در منو اصلی بیشتر به چشم می آید.
البته هر کاری ایرادات و اشکالات خود را دارد و شاید کمی زمان لازم است تا به این شکل جدیدعادت بشود. امیدوارم مرا از پیشنهادات خود بهره مند نمایید و هرجا اشکالی بچشم خورد تذکر دهید.

یک دوست نازنین لطف کرده و مرا در مسابقه ی وبلاگ نویسی دویچه وله به عنوان نامزد مسابقه معرفی کرده است. ظاهرا مرحله ی اول پایان یافته و نوبت به انتخاب وبلاگهای برتر رسیده است. جالب است بدانید در این مسابقه بیش از 5000 وبلاگ ثبت نام کرده اند. [+]
پاورقی:
بلاگ رولینگ چند روزی است دچار مشکل شده است. کسی می داند دلیلش چیست؟ شایعه شده جناب شیرازی بلاگ رولینگ را خریده است!

بدعت گذاران مدعی

13 نظر | جامعه
سحر که بیدار می شوی حتی اگر آنقدرها معتقد هم نباشی نمی توانی این حس خوب را انکار کنی که تصمیم گرفته ای به خواست خودت محروم شوی از لذایذ روزانه. نه اینکه این لذتها بد باشد،نه تو خود را از آنها دور میکنی، شاید بیشتر بخاطر آنکه درک کنی چه خوشیهایی وجود دارد و تو در روزمرگی و عاداتت فراموششان کرده ای.
نمی خواهم از سحر بنویسم که خود حدیث مفصلی است. این چند خط هم به بهانه ی بیداری سحر بود و گفتن چیزهایی که شاید در طول روز در قیل و قال و هیاهوهای روزانه گم می شود.

سومین سحر ماه رمضان بود که از سیمای ملی سخنان روحانی سالخورده ای را پخش نمود که در مدح و جایگاه اهل بیت دلیل می آورد که منزلت ایشان تا آنجا بلند مرتبه است که به میزان ارادت پیامبران به ائمه، درجات قربشان به خدا تعیین شده است.
واعظ ادامه داد که پیامبران صاحب کتاب چون بیش از دیگران به اهل بیت و ولایت ارادت داشتند مقبول درگاه خداوند شده و این مقام را کسب نمودند.

برایم قابل باور نبود که این سخنان توسط یکی از شبکه های سیما پخش شده باشد. آخر ممکن است در بسیاری از موعظه ها از این بزرگ نمایی ها و اغراق ها بیان گردد اما پیشتر، در تریبون های رسمی از بیانش پرهیز می شد.
دو شب پیش نیز سخنان مشابهی در هنگام سحر از شبکه ی دوم سیما پخش شد. واعظ اینبار مدعی بود که پیامبران و اولیا خدا به نسبت اهل بیت هیچ از علم الهی باخبر نبوده اند. در اثبات این مدعی دلیل می آورد که مشهور است آدم تنها 25 اسم اعظم بلد بود و پیامبران دیگر همه کمتر از او. در حالی که علی بن ابیطالب بیش از 100 اسم اعظم را محفوظ بودند.

این گونه سخنان مطمئنن اگر دیدگاه یک انسان خداپرست و اندکی مطلع و منصف بررسی گردد جز ادعاهای پوچ چیز دیگری نخواهد بود.
مقام منزلت پیامبران تا آنجاست که کسی جز ایشان شایستگی پیام آوری خدا را کسب ننمود. کسی جز ایشان از سوی خدا معجزه نیاورد و با بعثت پیامبر اسلام ارتباط مستقیم خداوند با انسانها پایان یافت.
و هیچ کس در مقام پیامبری پس از ایشان قرار نمی گیرد. محمد بن عبدالله ختم پیغام آوران نام گرفت و هم او به استناد کتابش بیش از انسانی معمولی که برگزیده از سوی خدا بود، ادعای دیگری نکرد که اگر جز این بود الگو و اسوه بودن پیامبران مورد شک واقع می شد.

پیامبر خوانده شدن فرستادگان خدا نیز حکایت جالبی دارد. ایشان جز پیغام آورانی نبودند و بیش از این بر مردم حقی نداشتند. نه خدا برای ایشان حق بیشتری تعیین نمود و نه خود بیشتر خواستند.
در این وانفسای غلو و بدعت در دین این سخنان که کم کم به تعبیری رسمی نیز تبدیل می گردند بیشتر از خداپرستان می کاهند و بذر شک در دلشان می افکنند تا آنکه بر ایمان و ارادشان بیفزایند. باشد تا پروردگار در ما توان کشف حقیقت وجودش را مقدور نماید.
مرا چو قبله تو باشی نماز بگزارم
وگرنه من زنماز و زقبله بیزارم
به پیش قبله ی خاکی سجود چند کنم؟
من آن نیم که بدین قبله سر فرود آرم

پاورقی:
» شعار نویسی دانشجویی [نگاتیو] :
برای خانم ها و آقایان اتو کشیده اصلا توصیه نمی شود.

گاف های معمولی

7 نظر | هنر و فرهنگ
روزگار بدی است. باید خیلی مراقب باشی گاف ندهی. حالا اگر رسانه باشی و از نوع منتقد و پر مخاطب که کارت سخت تر هم می شود.
روزنامه ی کارگزاران در شماره ی امروز خود -یکشنبه 16 مهر85- در صفحه ی اول گوشواره ی سمت راست در زیر عنوان " زائری زیر باران" خبر از مطلب می دهد که بمناسبت چهارمین سالگرد خاموشی احمد محمود نویسنده ی شهیر ایران در صفحه ی هفت روزنامه توسط فرزین شیرزادی نگارش شده است.

ahmadmahmoud.gif

اگر این روزنامه را خریده اید، خودتان را زیاد خسته نکنید. این گونه آدرس دادن یکی از آن سوتی های کوچک و یا بقولی بد سلیقگی های روزنامه نگاری در ایران است.
مطلب مذکور را می توانید در یک صفحه قبل تر - صفحه 6 روزنامه - بخوانید. همچنین این مطلب در سایت اینترنتی روزنامه ی کارگزاران صفحه ی ادبیات قابل دسترسی می باشد. [+]
پاورقی:
» خودستایی [نگاتیو]

رپ به سبک ایرانی

12 نظر | هنر و فرهنگ
رپ فارسی از نمای دور بیشتر شاید تقلیدی و وارداتی بنظر بیاید. اما تقریبا پس گوش دادن به چند ترانه ی حتی متوسط می توان مطمئن شد که این جوانان رپ خوان ایرانی بخوبی توانسته اند رپ بومی را عرضه نمایند.
گرچه برخی ترانه های رپ بر اساس مختصاتی که از نوع فرنگی اش برداشت شده حاوی کلمات مستهجن و الفاظ رکیک است اما در کلیت ترانه ها و اجراهای قابل پذیرش بسیاری وجود دارد. در برخی موارد حتی به موسیقی پاپ تنه می زند و از آن پیشی می گیرد.

در این چند ساله ی چند ترانه ی رپ اجتماعی-سیاسی نیز اجرا شده که مهمترین و اولین آنها مربوط به گروه دیو می باشد -تصحیح می کنم گروه دیو جمهوری خواه هستند*- جالب آنکه ترانه هایی هم در حمایت از فعالیتهای هسته ای ایران و همچنین با تم مذهبی اجرا شده است.

بهانه ی این نوشته کلیپی بود از روزبه قائم با اسم "برو از پیشم" با کارگردانی محمد سیحونی. این کلیپ اخیرا توسط شبکه ی ماهواره ای پی ام سی پخش شده است. شما می توانید این موزیک ویدیو متفاوت را از اینجا دانلود کنید.

در مورد تاریخچه ی رپ در جهان و مخصوصا رپ فارسی مطلب جامع و بسیار خواندنی توسط گناهکار نوشته شده و لینک تعدادی از سایتها و آهنگهای رپ را می توانید در این مطلب ببینید.

پاورقی:
» هیچکس [+] . سایت محمد جیحونی [+] . پرشین رپ [+]
* نوشته بودم گروه دیو هوادار سلطنت است که با تذکر گناهکار تصحیح شد.

تا آسمان هفتم ، رفتم

11 نظر | هنر و فرهنگ
برای پرویز شاپور "که قلبش پر جمعیت ترین شهر دنیا است". کتاب گریه در آب عمران صلاحی با این جمله ی آغاز می شود. بچه که بودم حدود سوم دبستان اولین بار این کتاب را دیدم.عاشق شعر "میایی بچه بشیم"ش بودم که عجیب با حال و هوای کودکیم سازگار بود.
جالب است كه تا دیروز نمی دانستم که اسم مستعارش در مجله ی گل آقا "بچه ی جوادیه" بوده اما همیشه احساس می کردم که شعر "من بچه ی جوادیه ام" با آن فضا سازیهای ملموس، سروده شده به سال ۱۳۵۱ در مراغه، باید با حس و حالش عجین باشد.
من بچه ی جوادیه ام
بچه ی امیریه
مختاری
گمرک
فرقی نمی کند
حالا عمران صلاحی این بچه ی جوادیه -و در واقع امیریه- در شصتمین سال زندگی اش رفت تا شاید در جایی دیگر خدا را به خنده وا دارد.

من بچه ی جوادیه ام
من هم محل دزدانم
دزدان آفتابه
من هم محله میوه فروشان دوره گرد
من هم محل دردم
این روزها دیگر
چون بشکه های نفتم
با کمترین جرقه
می بینی
ناگاه
تا آسمان هفتم
رفتم!

پاورقی:
» نیم نگاه: عمران صلاحی، شاعر و طنزنویس [+]

بخاطر یک مشت ریال !

20 نظر | سیاست
در این یکی دو ماه اخیر چند مطلب در نقد نظرات برادر حسین درخشان نوشته ام و هر بار گفتم آخرین مرتبه خواهد بود. اما این پسرک هر روز دسته گلی آب می دهد.
اول بگویم که من بشدت معتقد به نظریه ی اعتدالم. دقیقا آن چیزی که اندیشه های مسعود بهنود نماد بارز آن است. اما معتقدم این درخشان بیشتر مبلغ نظریه احتماق -از ریشه ی حماقت- می باشد.
به نوشته ی اخیرش نگاهی بیاندازید که به جای مراجع دینی حکم صادر می کند و برخورد با تحکیم وحدت را شرعی می خواند مگر آنکه باور کنیم معنای "مشروع" را نمی داند.

درخشان در مطلب مذکور دقیقا از استدلالهای کیهان نشینان بهره می برد :
«برخورد ایران با تحکیم وحدت کاملا مشروع است. حتی اگر هم نامشروع بود، آمریکا و انگلیس در چند سال اخیر بسیار بدتر از این با گروه‌هایی که می‌خواهند حکومت ‌شان را سرنگون کنند رفتار کرده‌اند.»
پاسخ مشخص است اینکه اگر در جایی از دنیا عمل "نا مشروعی" صورت بپذیرد توجیه تکرار آن در ایران نیست. این مهمترین مطلبی است که ظاهرا برادر حسین "سردبیر" در آمریکا و برادر حسین "مدیر مسوول" در تهران از درک آن عاجزند.

در جایی دیگر اینگونه استدلال می کند:
«دستگاه امنیتی اطلاعات جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیده که دفتر تحکیم وحدت (طیف علامه) رسما به یک گروه برانداز سازمان‌یافته و مرتبط با خارج تبدیل شده است.»
مشخص نیست اتهام براندازی "سازمان یافته" و "مرتبط" با خارج را بر اساس چه شواهد و قرائنی بیان می کند. برای آنان که با جنبشهای دانشجویی از نزدیک آگاهی داشته اند فهم آنچه امروز تحکیمی ها می گویند و می خواهند دشوار نیست و به هیچوجه به عنوان براندازی تعبیر نمی شود.
براندازی به واقع مخصوص حکومتهای غیر دموکراتیک است که به هیچ صورت امکات رفرم در انها فراهم نباشد.حکومت هرگاه مخالفان خود را برانداز بخواند نشانه های کاهش ظرفیت حکومت است.به همین دلیل خاتمی سعی می نمود در برخورد با مخالفان مشی مصالحه جویانه تری را در پیش بگیرد.

در شرایط کنونی و روند پرونده ی هسته ای ایران فضای سیاسی در ایران و خارج از ان به سمت دو قطبی شدن پیش می رود و کمتر صدای میانه ای شنیده می شود.
روندی که درخشان و شریعتمداری در پیش گرفته اند تفاوت چندانی با عملکرد امثال فخرآور و مجاهدین ندارد.هر دو در دریافت واقعیات دچار یکسویه نگری شده اند و توان ارائه ی یک تحلیل معتدل و منطبق بر واقعیتهای کنونی ایران را ندارند.

البته نوشته های اخیر درخشان از جهتی دیگر هم قابل بررسی است. به نظر می رسد برادر حسین سعی دارد به هر نحوی برادری خود را ثابت نماید اگرچه هنوز برخی به این موضوع با دیده ی تردید می نگرند و به توضیحات این پسر هدایت شده وقعی نمی نهند. [+]
پاورقی:
» سه ستاره [هویت] :
مطلبی درباره دانشجویان ثبت نام نشده در دانشگاه
» چند پاسخ به حسین درخشان [+] [+] [+] [+]

نیم نگاه : عمران صلاحی

| هنر و فرهنگ
عمران صلاحی در دهم اسفند ۱۳۲۵ در اميريه تهران متولد شد و ساعتی پس از نيمه شب دوازدهم مهرماه ۱۳۸۵ به علت ايست قلبی در بيمارستان توس تهران درگذشت.
او سرودن شعر را از پانزده سالگی آغاز کرد و در ۱۳۴۷ احمد شاملو در مجله خوشه نخستين شعر نيمايی او را چاپ کرد. بعضی از اشعار اجتماعی و عاشقانه او در بين نسل پيش و پس از انقلاب طرفدارانی داشت. اشعاری مانند "بچه جواديه"، " آی نسيم سحری يه دل پاره دارم چن می خری؟".

عمران در بيست سالگی يکی از طنز نويسان مجله توفيق بود. در بيست و چهارسالگی نخستين کتابش طنزآوران امروز ايران را با همکاری بيژن اسدی پور منتشر کرد.
او از جمله شاعرانی بود که در شبهای شعر کانون نويسندگان ايران که بعدها به ده شب معروف شد، شعر خواند و اشعار ساده و دلنشينش با استقبال روبرو شد.عمران صلاحی در ۱۳۵۲ به دعوت نادرنادرپور به گروه "ادب امروز" راديو پيوست و پس از آن در راديو استخدام شد.

عمران صلاحی در سالهای پس از انقلاب بر فعاليت خود افزود و در تنها شب شعر و داستان کانون نويسندگان ايران در تابستان ۱۳۶۵ شعر خواند. در ۱۳۶۷ مجله دنيای سخن صفحه "حالا حکايت ماست" را به طنزهای عمران اختصاص داد که انتشار آن تا واپسين شماره دنيای سخن ادامه يافت.
صلاحی از ۱۳۷۵ به همکار قديمش در توفيق، کيومرث صابری در ماهنامه گل آقا پيوست. بچه جواديه نام مستعار طنزنويسی او بود. از اوايل دهه هشتاد تا توقيف مجله کارنامه، عمران صلاحی صفحه طنزی در آن مجله داشت.

عمران به زبان فارسی و ترکی شعر می سرود و اشعار ترکی او در جمهوری آذربايجان طرفدارانی دارد. اشعار ترکی او عاری از طنز و گاه بسيار تلخ ، اما دلنشين است. از او کتاب های هزار و يک آينه و آينا کيمين به ترکی منتشر شده است.

آثار عمران صلاحی:
قطاری در مه، هفدهم، گريه در آب،ايستگاه بين راه، هزار و يک آيينه، روياهای مرد نيلوفری، شايد باور نکنيد، يک لب و هزار خنده، حالا حکايت ماست، آی نسيم سحری، ناگاه يک نگاه، ملانصيرالدين، از گلستان من ببر ورقی، باران پنهان، رمان موسيقی گل سرخ و چندين کتاب ديگر به زبان فارسی.
منبع: بی بی سی فارسی [+]

خائنان ریلی !

10 نظر | جامعه
در کتابهای تاریخ دوران دبیرستانمان آمده بود رضا شاه خان برای کمک به سلطه ی بیش از پیش انگلیسی ها در ایران در اقدامی عوام فریبانه و احتمالا خائنانه اقدام به ساخت راه آهن جنوب-شمال ایران نمود.
راه آهنی که هم اینک بخشی از ان مسیر تهران به اهواز است و در حدود 75 سال -و بیشترشاید- از عمر آن می گذرد. در این سالها بر اثر فرسودگی و اثرات جنگ بارها مورد مرمت واقع شده اما شاکله ی اصلی تغییر نکرده است.

واقعیت آنست که بخصوص در طول سالهای پس از انقلاب سیستم حمل و نقل ریلی بیرون شهری -و همچنین درون شهری- آنچنان که باید و شاید مورد توجه واقع نشده است.
سیستمی که می تواند با توجه به ضریب امنیت بالا و توانایی حمل و نقل تعداد زیادی مسافر و كالا در گستره ی کشور پهناور ایران نقش به سزایی ایفا نماید.
در حالی که به هر دلیل -و بیشتر به علت عدم شناخت اولویتها- سرمایه گذاری مورد نیاز صورت نپذیرفته، ساخت قطارهایی با سرعت بالا (HIGH SPEED) فاصله ی زمانی سفرها را بسیار کوتاه و راحتی آنرا افزایش داده است.

جالب است بدانید در زمان دولت خاتمی طرح راه اندازی مسیر تهران - اصفهان این نوع قطارها در دست انجام بود که در 100 دقیقه می توانست این مسیر را طی نماید اما ظاهرا به دلایل سیاسی این طرح متوقف شده است. [+]
شاید هم همچنان برخی بر این اعتقادند که این عمل همچون راه اندازی راه اهن توسط رضا شاه یک خیانت آشکار و در راستای اهداف دشمنان است.

پاورقی:
وزیر راه و ترابری دولت خاتمی: پروژه قطار High Speed تهران - اصفهان تنها با هدف نقض دستور من متوقف شد [+]

عظمت از دست رفته

7 نظر | هنر و فرهنگ
بی بی سی فارسی: « از پانزدهم سپتامبر نمايشگاهی از دوران ساسانی (224 تا 642 ميلادی) در موزه "سرنوچی" پاريس برپا شده است که تا آخر دسامبر 2006 ادامه خواهد داشت. نمايشگاهی بسيار غنی که خاطره ديدار آن خاطره ای ماندگار خواهد بود.
اين نمايشگاه که عنوان "ايرانيان ساسانی، شکوه يک امپراتوری فراموش شده" را برای آن برگزيده اند با ياری بيش از نوزده موزه معتبر جهان و تنی چند مجموعه دار امکان برپايی يافته است که قطعات بی نظير گنجينه خود را به آن وام داده اند و يکی از مهم ترين نمايشگاه های ميراث هنری تاريخ ايران را به وجود آورده اند.»

This album is powered by BubbleShare

«در اين نمايشگاه بيش از دويست قطعه بی نظير مثل ظروف طلا و نقره با نقش های بسيار زيبا، جام ها و تنگ های شراب خوری، مهرها و سکه ها، لباس ها و پارچه های خوشرنگ پرنقش و نگار [...] دسترنج هنرمندانی بی نام و نشان، به نمايش گذاشته شده است که همگی نشان دهنده تلاش شاهنشاهان ساسانی در بازگرداندن مجد و عظمتی است که بعد از حمله اسکندر به ايران از کف رفت.»

شاید در این زمانه بتوان بجای عنوان شکوه یک امپراطوری فراموش شده این نمایشگاه را یادآور شکوه از دست رفته ی ایران دانست. عظمتی و بزرگی که ظاهرا هیچکس نه تنها برای بازگرداندن جلال و شکوه ایران تلاشی نمی کند بلکه با بی تدبیری بیش از پیش آنرا در معرض هجمه قرار می دهند.

بی بی سی در انتهای گزارش خود به نکته ی تاسفباری اشاره می کند:
«حدود دو سال پيش که نمايشگاه بزرگی از هنر فرش بافی ايران و آسيای ميانه و خاوردور در پاريس ترتيب يافت، در نقشه بزرگی که بر ديوار نمايشگاه بود روی خليج فارس چيزی ننوشته بودند و به اين ترتيب مسئولان نمايشگاه خيال خودشان را راحت کرده بودند.
ولی روی نقشه ايران اين نمايشگاه و در کاتالوگ آن تنها کلمه خليج (Gulf) نوشته شده است که از هم اکنون اعتراضاتی از جانب ايرانيان بازديد کننده برانگيخته است.»
پاورقی:
» گزارش کامل نمایشگاه [+]
» مصاحبه شاهرخ گلستان با شهریار عدل در مورد نمایشگاه [+]

دو تبریک

9 نظر | شخصی
دیروز یک سالگی وبلاگ سایه بود. وبلاگی متعلق به انجمن فرهنگی هنری سایه. در این وبلاگ در مورد انجمن می خوانید که:«انجمن فرهنگی هنری سايه يك NGO می باشد كه در شهر اهواز فعاليت می كند و زمينه ی فعاليت آن در حيطه ی فرهنگ و هنر و اجتماع است.» [+]

جالب است که سالگرد تولد وبلاگی را ببینی و فکر کنی که چه زمانی وبلاگ تو متولد شده و بعد متوجه شوی همین امروز اولین سالگرد وبلاگت است و تو روز به این مهمی را فراموش کرده ای.
درست شبیه اتفاقی که برای نیم بطرعرق نعنا افتاده است. دیروز هم تولدش بود، وبلاگی که نوشته هایش انگار نشات گرفته از زمانه ی بد مستی های نویسنده ی آن است. نویسنده اش با تیتر "تولد یک خاطره ی سکر آور" در این باره می نویسد:
«این را نوشتم که بگویم وبلاگ من هم یکساله شد. تولدش مبارک. جایی که برایم مثل تقویم خاطره ها می ماند. حتی جای خالی مطلب های نوشته نشده. نیم بطر عرق نعنای دوست داشتنی من.» [+]
تولدت هر دو وبلاگی که من می شناختم و دیروز یک سالگی خود را سپری کردند مبارک باشد. امیدوارم بیش از پیش موفق باشند.

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram