نمی خواهم از سحر بنویسم که خود حدیث مفصلی است. این چند خط هم به بهانه ی بیداری سحر بود و گفتن چیزهایی که شاید در طول روز در قیل و قال و هیاهوهای روزانه گم می شود.
سومین سحر ماه رمضان بود که از سیمای ملی سخنان روحانی سالخورده ای را پخش نمود که در مدح و جایگاه اهل بیت دلیل می آورد که منزلت ایشان تا آنجا بلند مرتبه است که به میزان ارادت پیامبران به ائمه، درجات قربشان به خدا تعیین شده است.
واعظ ادامه داد که پیامبران صاحب کتاب چون بیش از دیگران به اهل بیت و ولایت ارادت داشتند مقبول درگاه خداوند شده و این مقام را کسب نمودند.
برایم قابل باور نبود که این سخنان توسط یکی از شبکه های سیما پخش شده باشد. آخر ممکن است در بسیاری از موعظه ها از این بزرگ نمایی ها و اغراق ها بیان گردد اما پیشتر، در تریبون های رسمی از بیانش پرهیز می شد.
دو شب پیش نیز سخنان مشابهی در هنگام سحر از شبکه ی دوم سیما پخش شد. واعظ اینبار مدعی بود که پیامبران و اولیا خدا به نسبت اهل بیت هیچ از علم الهی باخبر نبوده اند. در اثبات این مدعی دلیل می آورد که مشهور است آدم تنها 25 اسم اعظم بلد بود و پیامبران دیگر همه کمتر از او. در حالی که علی بن ابیطالب بیش از 100 اسم اعظم را محفوظ بودند.
این گونه سخنان مطمئنن اگر دیدگاه یک انسان خداپرست و اندکی مطلع و منصف بررسی گردد جز ادعاهای پوچ چیز دیگری نخواهد بود.
مقام منزلت پیامبران تا آنجاست که کسی جز ایشان شایستگی پیام آوری خدا را کسب ننمود. کسی جز ایشان از سوی خدا معجزه نیاورد و با بعثت پیامبر اسلام ارتباط مستقیم خداوند با انسانها پایان یافت.
و هیچ کس در مقام پیامبری پس از ایشان قرار نمی گیرد. محمد بن عبدالله ختم پیغام آوران نام گرفت و هم او به استناد کتابش بیش از انسانی معمولی که برگزیده از سوی خدا بود، ادعای دیگری نکرد که اگر جز این بود الگو و اسوه بودن پیامبران مورد شک واقع می شد.
پیامبر خوانده شدن فرستادگان خدا نیز حکایت جالبی دارد. ایشان جز پیغام آورانی نبودند و بیش از این بر مردم حقی نداشتند. نه خدا برای ایشان حق بیشتری تعیین نمود و نه خود بیشتر خواستند.
در این وانفسای غلو و بدعت در دین این سخنان که کم کم به تعبیری رسمی نیز تبدیل می گردند بیشتر از خداپرستان می کاهند و بذر شک در دلشان می افکنند تا آنکه بر ایمان و ارادشان بیفزایند. باشد تا پروردگار در ما توان کشف حقیقت وجودش را مقدور نماید.
مرا چو قبله تو باشی نماز بگزارم
وگرنه من زنماز و زقبله بیزارم
به پیش قبله ی خاکی سجود چند کنم؟
من آن نیم که بدین قبله سر فرود آرم
پاورقی:
» شعار نویسی دانشجویی [نگاتیو] :
برای خانم ها و آقایان اتو کشیده اصلا توصیه نمی شود.
TrackBack
TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/118
Comments
اول صبح بعد اون نکته نغز دانشجویی این متن هم چسبید . یه لیوان شیر هم که روش بزنی قیامته . جای شما خالی .
پوتین || October 11, 2006 09:37 AMحافظا می خور ورندی کن و خوش باش ولی / دام تزویر مکن چون دگران قرآن را . دو سه روز پیش در زیر نویسی که شبکه های مختلف برای جذب مردم در انتخابات پخش می شه مطلبی نوشته شده بود با این مضمون که منتخب خبرگان دارای ولایت «امر» است . زین پس ایشان حکم اولی الامر را هم بر ما خواهند داشت . حیف از تشیعی که ما بر خود داریم . برقرار باشی
mohammad || October 11, 2006 10:39 AMتعجب نداشت که!
وقتی رئیس جمهور کشورت هاله ی نورانی داشته باشد می خواهی ائمه ی اطهارش از پیغمبران بقیه ی امتها برتر نباشند!!!؟
باهات مخالفم... تو این مورد.
امین || October 11, 2006 04:48 PMتازه الانا بهتر شده .. نمی یایی تو مجلس وعظ خانما ببینی چه خبره
maryam || October 11, 2006 04:57 PMمن یه بار چیزی شنیدم که همه اینا پیشش هیچه.
مکه بودیم.مسجدالحرام.جلوی کعبه.با دوستان نشسته بودیم و به کعبه نگاه میکردیم.
نزدیکی ما یه سری ایرانی داشتن دعا می کردن.اواخر دعاشون به فارسی دعا میکردن.(دعا کننده قیافه اش تو مایه های سعید ابوطالب بود).آخرین دعا که منجر به گریه شدیدشون شد این بود...
خدایا شفیع ما بشو تا امام زمان گناهان مارو ببخشه...
تازه من خودمو مذهبی میدونم از نوع روشنفکوووورش.
وقتي يک روشنفکر خلاق در جاده سنگلاخي به هنرنمايي ميپردازد. اندر حکايت حسين درخشان و مخالفتش با تغيير مسالمت آميز
[+]
سلام كجاشو ديدي هنوز ....
حسين مهديزاده اردكاني || October 13, 2006 01:09 PMسلام ... ما از ماه رمضون فقط ارزش ولايت و مهم بودن وجود داشتن آن را فهميدم! بقيه مسائل دين كشك است !
omid || October 13, 2006 11:21 PMخیلی زشت شده برادر !!
همون شکلی بهتر بود!!!
انتقادم سازنده بود که!!!؟
سلام
خیلی خوشحالم که اولین کسی هستم که اینجا قالب جدیدت رو تبریک می گم
امیدوارم همیشه خوشبخت و موفق باشی
نمیدانم...آیا خدا قبول می کنه شفیع من بشه؟
Anonymous || October 14, 2006 10:59 PMدست سیمای حاج عزت درد نکند که درو تخته را خوب به هم جور کرده است. برای مازوخیستهایی که از محروم کردن خود لذت می برند این گونه برنامه هاقویاً توصیه می شود.
سیاوش || October 15, 2006 01:01 PMPost a comment
تا انجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود بصورت فینگلیش خودداری نمایید
