تقاطع یک روایت سینمایی با محوریت بخشی از مسائل اجتماعی امروز ایران است. آدمهایی که بدون آنکه بدانند، بر زندگی هم تاثیر می گذارند و اجتماع بیماری که از ایجاد رابطه و درک متقابل بین اعضایش ناتوان است.
در این فیلم همه به نوعی قربانی اند، قربانی مناسبات اجتماعی و باید و نبایدهای عرفی. شاید حسن فیلم درعدم ابراز و هواداری ازدیدگاه و مانیفست خاصی باشد. نه نگاه سنتی را بشکل تمام عیار خود تقبیح می نماید و نه زندگی مدرن را یکسویه می ستاید.
گرچه پس از تماشای فیلم بنظرم آمد باید در این مورد مفصل بنویسم اما حالا حوصله ام تا همین مقدار قد می دهد و بس.
داستان زهرا امیر ابراهیمی بازیگر نقش زهره در سریال نرگس و فیلم مستهجن -س ک س ی- منتسب به او از موضوع داغ این روزهاست. یک هفته ای می شود در این مورد می دانم اما سکوت کردم .بیشتر به این دلیل که مطرح کردن برخی مسائل، حتی از دید انتقادی، می تواند آثار بدتری داشته باشد تا بیان ننمودنش.
اما حالا بیایید دو پیش فرض را در نظر بگیریم: اول آنکه فیلم مذکور متعلق است به خانم امیر ابراهیمی. چه کسی تصدیق نمی کند که ایشان حق دارد از خصوصی ترین روابطش هم فیلم بگیرد. عمل ایشان در فیلم هم جای هیچگونه انتقادی ندارد.
تنها قسمت دردناک ماجرا انتشار فیلم است که البته -شاید- قصوری متوجه زهرا امیر ابراهیمی نباشد. در این مورد براحتی هم می توان مقصر را یافت و مجازاتش کرد.
فرض دوم اینکه همانگونه که زهرا امیر ابراهیمی اعلام نموده، این فیلم متعلق به ایشان نیست. حالا فهمیدن آنکه کدام انسان بیماری، شیطنت کرده و فیلم را به ایشان نسبت داده می تواند قابل توجه باشد. بد نیست از طریقی -مثلا با تعیین جایزه- فرد مذکور را یافت و برابر قانون مجازاتش کرد.
همچنین اگر فرض دوم درست باشد، بد نیست چند تن از دوستان این فیلم را ببینند و اعلام کنند که متعلق به ایشان نیست. شاید به شکلی از مشکلات احتمالی زهرا امیر ابراهیمی کاسته شود.
پاورقی:
» لینکهای فیلم تقاطع [شناسنامه] [آلبوم تصویری] [علی قدیمی]
» نبش قبر زندگی چهره ها [پوتین]
» مسئله خصوصی یک زن یا حق مسلم ملی ؟ [حرفه؛خبرنگار]
TrackBack
TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/131
Comments
سلام . ایکاش این انسانهای متمدن با فرهنگ کهن کمی هم شعور می داشتن .
mohammad || November 4, 2006 11:16 AMآقای مهدی محسنی دوست قدیمی- در اینکه خودش بود شک نکنید. حالا اگر میگویند خودش نیست بیایند آنکه هست را نشان مردم بدهند تا همه چی به خیر و خوشی تمام شود. دروغ میگویم یعنی اگر 2 نفر هستند آن یک نفر را که با زهرا میشوند دو نفر را به مردم نشان دهند تا همه چی روشن شود و خانم زهرا تبرئه شود. برای اینان پیدا کردن اشخاص بسیار راحت است. ببینید من فیلم را دیدم و اگر خودش نباشد حتماً خواهر دوقلویی باید ایشان داشته باشند نمیشود هم گفت: فیلم جعلی است یا ساختگی که محال ممکن است.
فرشاد || November 4, 2006 04:17 PMپس تقاطع فيلم خوبي بوده / راستي تيترتو بر چه اساسي انتخاب كرده ؟! منظورت اگه با امير ابراهيميه مي شه گفت تو نظرت اين هست كه اون فيلم اشتباها به اون نسبت داده نشده !؟!
ادیتور:
امین نازنین من فکر می کنم ما انسانها برای فرشته بودن به این دنیا نیامده ایم. آمده ایم همین باشیم که هستیم. حالا اگر این زهرا امیر ابراهیمی هم همان دختر فیلم مذکور باشد چندان اهمیت ندارد. این نظر من است. تیتر هم جنبه ی تمسخر امیز دارد بیشتر.
سلام آقای محسنی
کم کار شدین دیر به دیر پابلیش می کنین و بعد هم به قول خودتون حوصله ندارین. در مورد فیلم تقاطع باهاتون چندان موافق نیستم. واقعا کسالت بار بود با موضوعات و تمهای تکراری.
آقا جان مشکل به این خانوم ختم نمی شود که معلوم شود این کلیپ حقیقت است یا جعلی است. مشکل نگاه دریده مردمان است حال ایرانی یا غیر ایرانی، و فی الحال هیچ چاره ای برای آن نیست جز آنکه منتظر نشست تا روزی حقوق انسانها بواقع درک و اجرا شود که محال می نماید.
در عالم وبلاگستان خیلی خیلی کمند آدمهایی که منطقی اند و روی هر آنچه مینویسند حداقلی از اطلاعات را دارند، فکر میکردم شما از بزرگان آن دسته اید اما دارید کم کم گاف میدهید!
شما مینویسید "عمل ایشان در فیلم هم جای هیچگونه انتقادی ندارد." اما در ابتدای نوشته خود فیلم منتسب به ایشان را "مستهجن سک.سی" خوانده اید،
گاف بزرگ اینکه اگر انتقادی بر ایشان به خاطر انجام سک.س وارد نیست چگونه آن عمل واجد صفت مستهجن است؟ خوب حتما میدانید که مستهجن یعنی زشت و رکیک.
ثانیا تاکید شما بر مستهجن بودن آن فیلم از سر چیست؟ و مگر از آنگونه فیلمها ؛ نوع غیر مستهجن هم داریم؟
فکر میکنم شما نگران بوده اید که بعدا به بی اخلاقی ادبی متهم شوید ولی حاشا و کلا که سابقه وبلاگ نویسی شما چیز دیگریست.
این انتقاد کوچک را بر بنده حقیر ببخشید، که شخصا آدم صریحی هستم.
شایعه در زبان است و شکست آن زمانی میسر میباشد که آن را از دریچه ی عقل ، انصاف و کمی احساس عبور دهیم .
بنام آن:
چند روزیست که متاسفانه شایعاتی را در رابطه با دوست گرامیم (خانم زهرا امیر ابراهیمی) می شنوم و فقط سکوت و سکوت .
در روزهای اول منتظر ، روزها گذشت و این هیولای مردم دوست گنده تر . که لازم به ذکر است که یاد آور شوم "تاریخم به من می گوید مردمانت ، مهرورز وهمنوع دوست بودند " ولی اکنون … .
به جزئیات نمی پردازم ، از فزض می گویم نه از حتم :
اول آنکه صحت داشته باشد.
که خدا داند که ما درهر خاکی باشیم و از هر دین ، هم معنای احساس را می دانیم و هم درآغوش گرفتن را ؛ و بهتر میدانیم که این در حریم شخصی گنجانیده می شود و وای بر کسانی که تعددی می کنند و بی حرمتی.
دگر آنکه صحت نداشته باشد .
خلاصه آنکه افسوس بر کم نظری و دهن بینی .
تهمت و غیبت چه گناهان حتما کوچکی هستند .
هفته ها میگذرد و پاییز ریشه دار تر و سکوتم قوی تر و نزدیک به فریادی بلند .
به لب رسید جانم که هر چه منتظر واکنشی از دوستم هستم ولی هیچ نمی بینم و این فشاری دو صد چندان است .
میدانم اگر غیرتی در شما ایرانیان مانده باشد ، چه رنگ به روان خویش می بینید زمانی که حتی به دروغ خبر خودکشی دوستتان را می شنوید ، که صد ها بار ریختم وباز بلند شدم .
سخن کوتاه .
این نامه را خطاب به دو شخص نوشتم :
1 . دوست هنرمندم " خانم زهرا امیرابراهیمی" :
شما بازیگری جوان وبا استعداد هستید و
روزهای روشنایی را مانند دگر جوانان در راه ، برخی از مردم ایران عزیز ما ، یادداشت های روزمرگی خود را به دلایل سختی های اجتماعی و ... ،فراموش کرده اند چه رسد به روابط صحیحشان با دیگران ودرک روح هنرمندان که به نوعی هدایت کننده شان هستند .
ازتو ای زهرا خواهشمندم که به ره خود ادامه دهی و من به نوبه خود از شما زودتر انتظار داشتم که با مردمتان حرف بزنید .
ادامه دادن شما در عرصه هنر ، بالاترین جوابیست به نامردمان .
با آرزوی دیدن دوباره شما در عرصه هنر.
2. شما ای مردم عزیز چه عادلانه است که در مواقعی خود را در جایگاه طرف مقابل خویش بنگریم که این دور از تصور نیست برای هر یک از ما آدمیان و بعد اجازه قضاوت در وجود خویش دهیم چه رسد به قضاوت در جامعه .
هر یک از ما آدمیان لحظاتی داریم که به حیطه ی خصوصی ما رابط دارد ، فکر میکنم که از آن مواظبت می کنیم وبه حریم دیگری هم نباید کاری نداشته باشیم .
البته در هر جامعه ای تکنولوژی به وفور دیده میشود ولی در سرزمین ما این مطلب ثابت شده که قبل از آمدن تکنولوژی باید فرهنگ استفاده از آن آموزش داده شود . ما ایرانیان معاصر عادت داریم که همه چیز را برای استفاده منفی استفاده کنیم . مثل همان مثال معروف کاربرد چاقو ، چه زیباست که ما فقط با آن سر میبریم با اینکه میدانیم میوه بهتر است .
اگر کمی با هم در وجود خویش سکوت کنیم و به آن دروغ نگوییم راه ها روشن است و تاریکی بی معنا .
از هر یک از هموطنان با غرور خواهشمندم که از پخش این گونه بی حرمتی ها جلوگیری کنند و نه در فکر ارضای حس کنجکاوی خویش .
با آرزوی لحظاتی شاد و پر از آرامش برای زهرا ، خانواده اش و مردم مهرورز .
ش.روزبه مهدیقلی
سلام و درود ...
اگر چه معتقدم که حتی با وجود ازادی های فراوان جنسی در کشوری همچون آمریکا،باز هم هنگام اتفاق چنین رویدادی برای شخصیات بارز اجتماع شان همانند سناتورها و حتی رئیس جمهور،همگی به بحث و تحلیل در ریزترین قضایا می شوند اما باز هم به حریم خصوصی افراد تجاوز کرده اند و پا را از دایره اجتماعی خود فراتر گذاشته و به مرحله آزار و ایجاد خلل در زندگی قربانب رسیده اند،حا چه رسد به فرهنگ معیوب ما ایرانیان .....!!!!
یا حق
یکی از اصول منش لیبرال همین است یعنی هیچکس نمیتواند در این امور که حریم شخصی افراد هست دخالت کند خوشبختانه من این فیلم را ندیدم و تلاشی هم برای دیدنش نخواهم کرد
امید || November 6, 2006 05:39 PMکاملا موافقم که اصل گناه متوجه آن کسی است که پخش اش کرده وگرنه آنچه در فیلم می بینیم یک را بطه خصوصی دوستانه همراه با توافق به نظر می آید که از دید من هم چندان مشکلی ندارد . البته این از معایب معروف بودن هم هست شاید ایشان آن روز فکر نمی کرد این قدر معروف شود .
حرف من اینه
نظر ها رو خوندم برخی از آدمها بیرحمانه تصمیم گرفتند برخی هم خوشبینانه
1.یک دروغ هزار حقیقت را میپوشاند
2.زمان عادلترین قاضی و بیرحمترین جلاد است
من راجب این موضوع جای دیگری خواندم:بودن یا نبودن مسئله این است
ولی سکوت این دوست عزیز همه سوظن ها را بیشتر میکند.این حادثه نه فیلم است نه سریال
سکوت نکنید
عذر میخواهم اما اگر این موضوع صحت هم دارد سکوت نکنید
اما شما آقای مهندس بهتر بود دچار چنین اشتباهاتی نمیشدید
امیدوارم فینگلیش ننوشته باشم
سلام
تحلیل شما درباره فیلم زهرا امیر ابراهیمی را خواندم خیلی خوب بود و این نشان از بصیرت شما دارد
من نیز سعی کردم به خود مردم را از این فیلم بازدارم
حالا تا چه حد موفق بوده ام خدا میداند
اگر وقت کردی حتما سر بزن و نظرت رو برام بگو خیلی دوست دارم بدونم
آیا اگر زیگموند فروید زنده بود جامعه ای بهتر از جامعه بیمار جنسی ایران برای اثبات نظریاتش می یافت؟
محسن || November 10, 2006 11:47 PMبس است...به خدا بس کنید شما را به ان خدائی که نمی پرستید
تا کی فریاد دین داری...مساوات...انسانیت...
و تا کی ابروریزی شکستن...تکه کردن... ابرو بردن...
نمی شود پابرهنه، بی شعورانه، بی پروا
وارد زندگی خصوصی زهرا نشوید
اصلا به من و شما چه...
اینقدر در مورد دیگران اسان نظر ندهید. به خدا بس است.
یاد آرید از
روزی که به پیامبر خبر رابطه نامشروع زن و مردی را دادند و علی ع را برای اثبات آن میفرستد و امام به آنجا که میرسد چشم میبندد و نگاهی به اطراف می اندازد و برمیگردد و میفرماید یا رسول من هیچ ندیدم . آیا برای ما این یک درس نیست ؟
با اظهارپشیمانی بسیار بایدبگویم من این فیلم رادیدم وعذاب وجدان شدیدی دارم. امیدوارم خدای رحیم ونیز شخصی که در فیلم است من را ببخشند.قضاوت این که آیا خانم امیرابراهیمی درفیلم هستندیانه کارماواصولا کارهرشخص عامی وغیر متخصص نیست واین نکته را هم در نظر داشته باشیم که اگر قرار باشد روزی در محضر خداوند حاضر شویم وهمه اعمال و خصوصا گناهان ما آشکار شود چه بر ماخواهد گذشت و حال آنکه بدون شک چنین روزی خواهد آمد.
در ضمن خداوند از همه اعمال وکردار ما آگاه است وقدرت آشکار کردن آنها را نیز دارد ولی خوشبختانه این کار را نمیکند.بهتر است قبل از هر گونه پیشداوری وتهمت و شایعه پراکنی در رابطه با این موضوع قضاوت را به خدای عادل بسپاریم و برای لحظه ای خود را به جای زهرا بگذاریم.
هیچ یک از ما نمیدانیم که این فیلم واقعیت است یا تهمت و دروغ اما بر فرض هم که واقعی باشد مگر خود ما از اینگونه لحظاتی که واقعا خصوصی وصد در صد شخصی است در زندگیمان نداریم .آیادلمان میخواهد نزدیکترین افراد به ما ویا حتی محارم ما این لحظات را ببینند؟
پس چرا به خود اجازه میدهیم اینقدر راحت با آبروی دیگران بازی کنیم در حالی که خدا گناهان ما را میپوشاند؟بترسیم از روز قیامت .به امید آنکه هر چه زودتر عوامل این اقدام غیر انسانی به سزای عمل خود برسند.آمین الله اعلم
مهدیا 29/9/1385
در پاسخ به یکی از این نوشته ها باید گفت: که ما برای فرشته شدن نیامدیم بلکه آمده ایم که از فرشته هم بالاتر برویم .چرا هرکس فکر می کند که نمی تواند آنقدر باشد که باید باشد و گرنه افتخار خداوند به اینکه انسان اشرف مخلوقات است (نعوذبلله)هیچ بود وگزینه ناطق از روی انسان برداشته می شد و همان حیوانی بود که آمدنش بامُردنش هیچ فرقی جز رشد جسمانی نداشت . و لکن نبایستی پل های برگشت آدمها را بست اگر چه حتی این مسائل واقعی باشد و باید همانند خداوند مهربان پرده پوشی کرد .امــــــا اکنون وضعیت فرق می کند و باید پیگیری کنند و ببینند که چقدر صحت دارد و عاملین شناسایی وبه مجازات خود برسند.
علی-دزفول || December 25, 2006 01:25 AMPost a comment
تا انجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود بصورت فینگلیش خودداری نمایید
