متولد شدم در اول اَمرداد ۱۳۵۸و شاید به دلیل هم زمانی زادروزم با روزهای پر آشوب پس از انقلاب اینگونه آشفته و بی قرار ثباتی هستم که کمی دست نیافتنی می نماید

Category Archive

Khozestan BloggerS



Archive Monthly

LoGo


جمهور


NewsLetter


برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Add


  ATOM 

Powered by
Movable Type 3.2

:.جمهور پیشین.:




جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!



linkdump


+ArChive+



« سناریویی به نام زهره* | Main | او یک فرشته نبود »

15 آبان 85
متن زیر در قسمت نظرات مطلب او یک فرشته نبود با امضای "ش.روزبه" در دفاع از زهرا امیر ابراهیمی نوشته شده بود که با اندکی تخلیص و تصحیح در زیر می آید. نقل این مطلب به معنای موافقت با همه ی موارد مطروحه در آن نیست.

شایعه در زبان است و شکست آن زمانی میسر میباشد که آن را از دریچه ی عقل ، انصاف و کمی احساس عبور دهیم .چند روزیست که متاسفانه شایعاتی را در رابطه با دوست گرامیم -خانم زهرا امیر ابراهیمی- می شنوم و فقط سکوت و سکوت .
روزها گذشت و این هیولای بزرگتر شد."تاریخم به من می گوید مردمانت ، مهرورز وهمنوع دوست بودند " ولی اکنون …به جزئیات نمی پردازم، از فرض می گویم نه از حتم:
اول آنکه صحت داشته باشد که خدا داند که ما درهر خاکی باشیم و از هر دین، هم معنای احساس را می دانیم و هم درآغوش گرفتن را؛ و بهتر میدانیم که این در حریم شخصی گنجانیده می شود و وای بر کسانی که تعددی می کنند و بی حرمتی.
دگر آنکه صحت نداشته باشد. خلاصه آنکه افسوس بر کم نظری و دهن بینی . تهمت و غیبت چه گناهان حتما کوچکی هستند. هفته ها میگذرد و پاییز ریشه دارتر و سکوتم قوی تر و نزدیک به فریادی بلند. به لب رسید جانم که هر چه منتظر واکنشی از دوستم هستم ولی هیچ نمی بینم و این فشاری دو صد چندان است .
میدانم اگر غیرتی در شما ایرانیان مانده باشد، چه رنگ به روان خویش می بینید زمانی که حتی به دروغ خبر خودکشی دوستتان را می شنوید، که صد ها بار ریختم وباز بلند شدم. سخن کوتاه .این نامه را خطاب به دو شخص نوشتم:

اول دوست هنرمندم " خانم زهرا امیرابراهیمی" :
شما بازیگری جوان وبا استعداد هستید و روزهای روشنایی را مانند دگر جوانان در راه، برخی از مردم ایران عزیز ما، یادداشت های روزمرگی خود را به دلایل سختی های اجتماعی و ... ،فراموش کرده اند چه رسد به روابط صحیحشان با دیگران ودرک روح هنرمندان که به نوعی هدایت کننده شان هستند.
ازتو ای زهرا خواهشمندم که به راه خود ادامه دهی و من به نوبه خود از شما زودتر انتظار داشتم که با مردمتان حرف بزنید. ادامه دادن کارتان در عرصه هنر، بالاترین جوابست به نامردمان .

دوم شما مردم! چه عادلانه است که در مواقعی خود را در جایگاه طرف مقابل خویش بنگریم که این دور از تصور نیست برای هر یک از ما آدمیان و بعد اجازه قضاوت در وجود خویش دهیم چه رسد به قضاوت در جامعه.
هر یک از ما آدمیان لحظاتی داریم که به حیطه ی خصوصی ما ربط دارد، فکر میکنم که از آن مواظبت می کنیم وبه حریم دیگری هم نباید کاری داشته باشیم .
البته در هر جامعه ای تکنولوژی به وفور دیده میشود ولی در سرزمین ما این مطلب ثابت شده که قبل از آمدن تکنولوژی باید فرهنگ استفاده از آن آموزش داده شود . ما ایرانیان معاصر عادت داریم که همه چیز را برای استفاده منفی استفاده کنیم .
مثل همان مثال معروف کاربرد چاقو ، چه زیباست که ما فقط با آن سر میبریم با اینکه میدانیم میوه بهتر است .اگر کمی با هم در وجود خویش سکوت کنیم و به آن دروغ نگوییم راه ها روشن است و تاریکی بی معنا.
از هر یک از هموطنان با غرور خواهشمندم که از پخش این گونه بی حرمتی ها جلوگیری کنند و نه در فکر ارضای حس کنجکاوی خویش .
| ارسال به دنباله | ارسال به بالاترینجامعه | مهدی محسنی |    |

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/132

Comments


چه باید گفت؟!
... برسان باده که غم روی نمود ای ساقی ...

Nima.A || November 6, 2006 11:24 PM


اتفاقا به تازگی یکی از دوستان مطلبی نوشته:تکنولوژی غربی در دست انسان شرقی!
راجع به همین موضوع است!
http://www.seeyasee.persianblog.com

رویا || November 7, 2006 04:24 PM


زهرا دخت ایران زمین سلام:
نمی دانم از کجا و از چه بگویم؟برای کدامین واقعه سوگواری کنم و برای چه چیزی تاسف بخورم.فقط می دانم سالهاست قربانیان بی حرمتی هستیم،سالهاست دست به گریبان بی غیرتی،بی ناموسی و بی عزتی هستیم.به بود و نبود هیچ حقیقتی کار ندارم.من می نویسم برای تو،برای هزاران دختر هم سن و سال من و تو،بی درنگ می گریم و افسوس می خورم بر مردمانی که فقط باد غیرت و ناموس را در غبغب هایشان پر کرده اند بی هیچ عملی و دلگیرم از این همه بی عدالتی از این همه حرافی برای هیچ و متنفرم از بی حرمتی ها،ابرو ریختن ها و از کنجکاوی های دردسر ساز مردمی که دم از انسانیت می زنند(نمی گویم مسلمانی چرا که به اندک بویی از دین به مشامم نمی رسد).
زهرای من،دوست ایرانی من حماییت می کنم برای انسان بودنت و برای بی گناهیت و برای احیای دوباره ات می خواهم بدانی که تنها نیستی. پایدار،پرشور،سرزنده همیشه ارزوی من است برای تو و هزاران مانند تو.
دوستدارت نیلوفر

niloofar || November 8, 2006 03:33 PM


سلامت فکری

siamak || November 9, 2006 12:01 PM


خانومهاوآقایان مگر چه شده است!!!؟
تا یه چیزی میشه هرچی گلایه مند وروشنفکره یخه این مردم ومیچسبه!!!تقصیر مردم چیه که فیلمی از زندگی خصوصی فلان هنرپیشه پخش ده!!! مگه شما می تونید منکرمشهوربودن خانم امیرابراهیمی باشید؟ویامی تونید منکر حس کنجکاوی کسی باشید؟آقا همونطوریکه حس کنجکاوی این مردم به هنرخانوم ابراهیمی اجرگذاشت وایشونوبعنوان یک هنرمندقبول کرد همین حس هم حالابه اینصورت متجلی میشه دیگه. در ضمن باز هم تقصیر مردم چیه که به اصطلاح قوانین حاکم بر کل فضای کشوربروز چنین فیلمی رو مساوی با خاتمه دوران هنرمندی یک هنرمند می دونه!!!
بابا حس کنجکاوی مردم طبیعیه شما هم هی کیسه گلایتون رو رو سر این مردم خالی نکنین که انگار از تمامی جریانات دنیا پرت هستن وچاره ای براشون پیدا نمیشه!
محض اطلاع و روشنگری هم که باشه بهتون عرض کنم که خانوم کاترینا جنزیکی از معروفترین هنرپیشه های هالیوود باگرفتن مبلغ یک میلیون دلار بدن برهنه خودشو در اختیاردوربینهای برخی مجله ها میسپاره, میدونین چرا؟ چونکه قراره حس کنجکاوی بیننده های آمریکائی والبته کل دنیاتحریک بشه. عکسهای مدونا وبعضی فیلمهای آنجلیناجولی,نیکل کیدمن,جنیفر لوپزو هنرپیشه های دوران زمان شاه خودمون که اتفاقا همه از خانوم میرابراهیم معروفتر هم هستنداز این قاعده مستثنی نیست.وهمه اونها اتفاقا بجای اینکه منبوذتربشن معروفتر هم شدن وبعضی از اونها مثل خانم آنجلینا جولی حتی درفعالیتهای بشردوستانه بین المللی هم فعالیت داره وبسار مورد قبوله.
دوربینهای مخفی وپاپوش وتصویرگرفتن پنهانی از هنرمندان هم چیز جدیدی در دنیا نیست ولو اینکه بنده شدیدا مخالف فاش کردن جوانب خصوصی زندگی افراد هستم. از جمله زندگی خصوصی خاوم امیرابراهیمی که ایشون یکی از هنرمندان خوب این کشور بوده وامیدوارم که همچنان هم بدینصورت باقی بماند.

پیام || November 12, 2006 10:12 PM


اقا یه سر بما بزن به شما که نمیرسیم استاد بزرگار خوشحال مشیم

مجید || July 4, 2007 05:53 PM


Post a comment


نظرات شما پیش از نمایش تایید خواهد شد
تا انجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود بصورت فینگلیش خودداری نمایید