«- من یا خانوادهام توسط هیچ کسی تهدید نشدهایم.
- در نگرش شخصی من به مذهب و آدمهای مذهبی هیچ تغییری ایجاد نشده است. با اینکه میتوانم آدمهایی را که به خدا و پیغمبر اعتقاد دارند درک کنم، ولی این جور اعتقادات را نشانهی ضعف دارندگان آنها در در فکر و استدلال میدانم.
- هنوز هم جرات دارم به خامنهای فحش بدهم. باور نمیکنید بفرمایید: خامنهای [...]* است. خامنهای [...]* است. خامنهای [...]* است. خامنهای [...]* نیست. ببینم کسانی که میگویند فلانی اطلاعاتی است تخم دارند اصلا اسم خامنهای را این جوری بیاورند یا نه. فحش طلبشان.
- از حدود پارسال خمینی را هم یک قهرمان تاریخی میدانم که فعلا آدمهای عقبافتاده شعور فهمیدنش را ندارند. سی، چهل سال دیگر که شد قهرمان همهی آدمهای پیشرفتهی دیگر میفهمید.
- هنوز هم عقیده دارم ایران، و حتی همین جمهوری اسلامی، باید و باید برای دفاع از خودش بمب اتمی درست کند. به همین اندازه هم با درست کردن رآکتور اتمی برای تامین انرژی بهخاطر خطرهای محیط زیستی اش مخالفم.
- هنوز هم در نهایت در سی، چهل سال آينده به نظرم قانون اساسی ایران باید طوری عوض شود که دیگر مذهب به عنوان منبع قوانین جزایی و مدنی و غیره مطرح نباشد. ولایت فقیه در نهایت یا از بین برود یا تبدیل به یک شکل سمبولیک بدون قدرت تبدیل شود. سپاه پاسداران و آخوندهای شورای نگهبان هم باید در نهایت حذف شوند و تلویزیون و قوهی قضاییه هم برود زیر نظر مستقیم مجلس یا رییسجمهور.
- هنوز هم با اکبر گنجی و شیرین عبادی و رامین جهانبگلو و تحکیم وحدت مخالفم و رفتارشان را به نفع براندازی نرم میدانم و سرکوب قانونیشان را با رعایت کامل حقوقشان حق جمهوری اسلامی میدانم.»
قویا اعتقاد دارم که هر انسانی در بیان عقایدش آزاد است حتی اگر این عقاید احمقانه و برخواسته از ذهن مشوش و بیماری باشد. حتی فراتر از آن حق دارد در بیان نظراتش برای حفظ منافعش به دروغ متوسط شود.
حسین درخشان می تواند این اباطیل گاها متضاد را کنار هم بچیند و به عنوان مانیفست زندگی خود بیان نماید. اما حق ندارد مخاطبان را کودن فرض کند و بخواهد با چهار تا فحش آب دار به این و آن و حرفهای زیر شکمی خود را از اتهامات تبرئه کند.
واقعا اگر درخشان در پی زدودن این شبهات است که چرخشی اساسی در دیدگاهش ایجاد نشده - آنهم پس از بازدداشتش در تهران و یا حضورش در میهمانی احمدی نژاد در نیویورک (سیاست چماق و هویج)- می تواند شفاف به سوالات زیر پاسخ بدهد:
1- تعطیل کردن روز آنلاین بر پایه ی ادعاهایی که معلوم شد دروغ است به چه علت انجام گرفته؟ آیا این کار نوعی همراهی با تعطیلی روزنامه های در درون کشور نبود؟
2- تکفیر نیروهای مبارز درون کشور آن هم در شرایطی که دچار مشکلاتی می شود بر اساس کدام منطق صورت می گیرد. مثلا موضعی که در قبال اکبر گنجی و موسوی خوئینی - و کلا بچه های تحکیم وحدت- و جهانبگلو از خودش بروز داد.
3- جمهوری اسلامی برای دفاع در برابر کدام دشمن نیاز به بمب اتم دارد؟ آیا بمب اتمی بیشتر تضمین کننده ی ثبات داخلی در ایران نخواهد بود؟
اجالتا این سه سوال را داشته باشید تا به دیگر نکات نوشته ی اخیر این برادر حسین کانادا نشین در وقتی مناسب بپردازم.
پاورقی:
» برای بازیافت حافظه [نیکان]
» نامه ای سر گشاده به حسین باستانی [نیکان]
*حقیقتا من جرات ندارم حتی ناسزاهای درخشان را منتشر کنم، چون نه به جایی وصلم و نه از طرف کسی حمایت می شود و نه آن لنگه ی دنیا نشسته ام.
توضیح: بد نیست که اعتراف کنم از این هودر با وجود تراوشان مغزی مسمومش خوشم می آید. یکجور بی مبالاتی و لا قیدی دوست داشتی دارد توی نوشته هایش و شاید هم کلا زندگی اش.
TrackBack
TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/144
Comments
سلام
مشکل اساسی جنبشهای اصلاح طلبانه ایران دقیقا همین جنگیه که بین خودشون جریان داره جماعت وبلاگ نویس اصلاح طلب آنقدر به فحاشی به همدیگه مشغول هستند که خیلی بعیده بتونند کاری برای این مملکت از پیش ببرند! و مردم هم دقیقا بخاطر همین دعواها بود که از اصلاح طلبها رو برگرداند
دوست عزیز چرااین انسان را به این حد جدی میگیری و وقت گرانبهای خود و ما را با نشر و مطالعه چراندیاتnonsense* ایشان تلف میکنی؟
ادیتور:
*به معنای مهمل و یاوه می باشد.
غیر از هاله نور درد دیگر ایشون تمایل شدید از نوع احمدی نزاد به مطرح شدن هستش او با استفاده و بکارگیری حرفهای غیر متعارف درست مثل اون یکی عمل میکنه.
siamak farid || November 17, 2006 07:19 AMسلام آقای محسنی:
منم بالای لیست نوشته بودم لیست((اصلاح طلبان))...فکر کنم ندیدید!بعد فکر کنم ما با غیر اصلاح طلبان کاری داشته باشیم
همینو هم خیلی ها رای نمیدن و لیست و
نقض می کنند...خیلی دوست دارم بدونم شما به کدام 15 نفر رای می دید؟اصلا رای میدید...
ببخشید اگر سوال شخصی کردم.
سلام . به اعتقاد من یکی از نشانهای اصلی انسانهای ضعیف داشتن دیالوگی مشابه دیالوگ آقای درخشانه . البته ضعف ایشون رو می شد از دلیلی که برای تعطیلی روز آنلاین هم ارائه کرده بود فهمید. به اعتقاد من یکی از زحمات مبارکی که خاتمی به خود پذیرفت اگر چه کارگر نیفتاد این بود که زنده با مخالف من . اما دوستان به اصطلاح روشنفکر معنای این شعار ساده رو هم خیلی درک نمی کنند . برقرار باشید
mohammad || November 17, 2006 11:36 AMحسین درخشان نه تنها مزخرف به هم می بافه و مرتب حرف هاش پر از چیزهای ضد و نقیضه، بلکه به نظر من یا اصولا مغز درست و حسابی نداره یا دچار خودشیفتگی است.به نظرم جاهایی مثل روز و رادیو زمانه و غیره که با این کار می کنن باید بندازنش بیرون. این همه نیروی متخصص هست تو خارج از کشور و داخل کشور. حسین درخشان به نظر من تاریخ مصرفش تموم شده. حاضره دیگران را به لجن بکشه تا خودش از روی شونه هاشون بره بالا و خودش رو مطرح کنه. در ضمن بگم که شدیدا عاشق اینه که فحش بخوره.و اصولا راجع بهش نوشته بشه.حالا میخواد خوبی باشه،می خواد بد و بی راه.
مرسی از شما که این پست را نوشتید.
درود مهدي خان
اصلا اين بشر توي حرفهاش پر از ضد ونقيض هست .من موندم چرا يه همچون كسي اينقدر معروف شده.تحليلهاي سياسيش كه اصلا آدمو ديوونه ميكنهوميشه فهميد كه چقدر بيسواده دقيقا مثل هاله ي نور كه مسخره ترين آدم توي سياست هست .ايشون هم مسخره ترين توي وبلاگستان
دوست گرامی !
موجوداتی مثل حسین درخشان که به عقیده من ورسیون دیگری از حسین شریعتمداری هستند، مشکل مطرح شدن دارند.
راهی را هم که انتخاب کرده، زدن ساز مخالف با فرهیختگان در عین گرفتن ژست روشنفکرانه است.
شما راه دیگری سراغ دارید که آدمی بی مایه و تهی چون او را به شهرت برساند؟
من هم با ان موضوع موافقم كه اين يارو اصلا عددي محسوب نميشه. خواته جلوي يه رسانه حرفي بزنه كه معروف شه. از طرف ديگه شما خودتون رو جاي يه كانادايي بيخبر از همه جا بذارين توي سي بي سي يه دفعه يه ایراني مياد اين حرفها رو ميزنه چه قضاوتي در مورد ايرانيها مي كنين. اين ... ها ميدونن با كي مصاحبه كنن
مجيد || November 17, 2006 04:28 PMhoder به هر حال hoder است و من نظرم اينه كه در درجه ي اول خيلي خوش شانس بوده كه اسمش حسين در خشان بوده تا بتونه كلمه ي hoder رو بسازه
AMIN.N || November 17, 2006 05:20 PMبله-ممنون از نظرتون!
البته من از شهرستان می آیم و
شورای شهر تهران را رای می دهم..موفق باشید
خيلی خوب نوشتيد
اين جناب هودر يا در واقع هدر ديگه بد جوری خودشو به خريت ميزنه .
شما زرنگی کردی . و با منعکس کردن فحشهای ایشون . هرچند داخل (000) بر اونها تاکید کردی . هرچند صریح نگفتی ولی خواستی ثابت کنی تو هم دل و جیگر و قلوه داری .
ایشون هر چند نکته های منفی زیاد در تفکراتش وجود داره . اما همینکه روش خود رو مطلق نمیدونه مثل بعضیها که لجبازی میکنند . امکان داره با روند جریانات اگر به اشتباهات خودش برسه صریحا اعتراف کنه که راههای رفته شده اشتباه بوده و فرصت جبران داشته باشه .
اما کسانی که تعصب کور دارند که مرغ یک پاداره . هرچند به تندی ایشون نباشند . همیشه در اشتباه خود باقی خواهند موند .
جالب است كه ميگوييد هركسي حق دارد حرف بزند و يا اينكه نبايد به حرفهاي اين آقا اهميت داد، آنوقت اين همه نقل قول و بحث و بررسي ميفرماييد! جالب است كه هم لينك را آورده ايد وهم تقريباً همه مطلب را تكرار كرده ايد! فقط با نقطه چين كردن كلماتي كه حدس زدنشان زياد هم سخت نيست. كرم از خود ...
سهيل || November 17, 2006 10:23 PMIs this person important enough for all the time you spent to write this comment? I mean what is he really
Mohammad || November 17, 2006 11:20 PMعحب مخی داری. واقعاً ایران با بمب اتم (یک جور گاز اشک آور خیلی قوی !) راحت می تونه ثبات داخلیش رو تامین کنه! میگی که ایران در برابر کدوم دشمن احتیاج به بمب اتمی داره؟ گرفتی ما رو؟ حالا دلیل نمی شه اگه وبلاگت خیلی روشنفکریه و دوستات واست کامنت میذارن هر چی دلت خواست بنویسی !
علی || November 17, 2006 11:59 PMبرو پی کارت بچه جان
Anonymous || November 18, 2006 08:21 PMعجالتا را با عین می نویسند نه با الف
Anonymous || November 20, 2006 09:04 AMPost a comment
تا انجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود بصورت فینگلیش خودداری نمایید
