10 دی 85
«معاونت امور مطبوعاتی وزارت ارشاد اعلام كرد: در اجرای آييننامه ساماندهی پايگاههای اطلاع رسانی مصوب 5 آذر ماه 85 هيات وزيران به اطلاع كليه دارندگان پايگاههاي اطلاع رسانی وب سايتها وبلاگها میرساند كه از روز دوشنبه 11 دی 1385 با مراجعه به نشانیهای اينترنتی + و + میتوانند نسبت به ثبت الكترونیكی پايگاه خود اقدام كنند.» [سایت الف]
انگونه که سایت الف نوشته است ایران پس از چین دومین کشوری است که دست به چنین اقدامی زده است.آیین نامه سازماندهی پایگاه های اطلاع رسانی بی سابقه ترین اقدام حکومت جمهوری اسلامی در تحدید و کنترل آزادی های مدنی و حقوق شهروندان می تواند باشد.
از آنجا که بنظر می رسد به علل مختلف ساماندهی ده ها هزار وبلاگ ایرانی موجود امکان پذیر نباشد، این طرح را می توان اقدامی از پیش شکست خورده قلمداد نمود.
اما از سوی دیگر تابع هدف این آیین نامه کاملا مشخص است. وبلاگ ها و وب سایتهای متعلق به فعالین حوزه های مختلف -سیاسی، زنان، حقوق بشر و...- که با سیاستهای دولت همراهی کاملی ندارد. وگرنه بعید است که ساماندهی وبلاگهای اروتیک -سکسی- جز برنامه های دولت نهم باشد.
هدف دیگر این آیین نامه سایتهای خبری هستند که در درون ایران به خبرپراکنی مشغولند و در این چند ساله در نبود رسانه های مستقل فارغ از کنترل دولتی در آگاهی بخشی و اطلاع رسانی آزاد نقش مهمی را عهده دار شده اند.
در تمامی کشورهای دموکراتیک وضع قوانین و نظام مند نمود امور کاری پسندیده است اما در کشورهای دیکتاتوری و شبه استبدادی وضع قوانین در جهت کنترل بیشتر و حفظ منافع حکومت است تا دفاع از حقوق شهروندان.
به همین دلیل و البته با توجه به سوابق و عملکرد گذشته سکانداران امروز فرهنگ دولت نهم، بسیاری از بلاگرها نسبت به این آیین نامه و موارد مشابه آن بدبین هستند.
باید منتظر ماند و واکنش وبلاگ نویسان را به این آیین نامه و فراخوان مشاهده نمود. آیین نامه ای که احتمالا با استقبال گروه کوچکی از وبلاگهای هوادار دولت و با بی میلی اکثریت وبلاگهای مستقل و یا مخالف روبرو خوهد شد.
از سوی دیگر نیاز به یک حرکت سازماندهی شده و اعتراضی که بتواند تاثیر مشخصی در متوقف کردن این جریان داشته باشد احساس می گردد. از تمامی دوستان در خواست می کنم که اگر پیشنهاد عملی و مشخصی در این مورد دارند -که البته لزوما باید در چهارچوب قاون نیز باشد- ارائه نمایند.
حتی یکی از راهکارها می تواند نوشتن نامه به دیوان عدالت اداری باشد و در خواست برای دخالت آنها یا گرفتن وکیل و شکایت به دستگاه قضایی و کارهایی از این دست.
پاورقی:
» سازماندهی بی قانونی در وبلاگستان [+]
» تحدید اینترنت قانون مند می شود [+]
انگونه که سایت الف نوشته است ایران پس از چین دومین کشوری است که دست به چنین اقدامی زده است.آیین نامه سازماندهی پایگاه های اطلاع رسانی بی سابقه ترین اقدام حکومت جمهوری اسلامی در تحدید و کنترل آزادی های مدنی و حقوق شهروندان می تواند باشد.
از آنجا که بنظر می رسد به علل مختلف ساماندهی ده ها هزار وبلاگ ایرانی موجود امکان پذیر نباشد، این طرح را می توان اقدامی از پیش شکست خورده قلمداد نمود.
اما از سوی دیگر تابع هدف این آیین نامه کاملا مشخص است. وبلاگ ها و وب سایتهای متعلق به فعالین حوزه های مختلف -سیاسی، زنان، حقوق بشر و...- که با سیاستهای دولت همراهی کاملی ندارد. وگرنه بعید است که ساماندهی وبلاگهای اروتیک -سکسی- جز برنامه های دولت نهم باشد.
هدف دیگر این آیین نامه سایتهای خبری هستند که در درون ایران به خبرپراکنی مشغولند و در این چند ساله در نبود رسانه های مستقل فارغ از کنترل دولتی در آگاهی بخشی و اطلاع رسانی آزاد نقش مهمی را عهده دار شده اند.
در تمامی کشورهای دموکراتیک وضع قوانین و نظام مند نمود امور کاری پسندیده است اما در کشورهای دیکتاتوری و شبه استبدادی وضع قوانین در جهت کنترل بیشتر و حفظ منافع حکومت است تا دفاع از حقوق شهروندان.
به همین دلیل و البته با توجه به سوابق و عملکرد گذشته سکانداران امروز فرهنگ دولت نهم، بسیاری از بلاگرها نسبت به این آیین نامه و موارد مشابه آن بدبین هستند.
باید منتظر ماند و واکنش وبلاگ نویسان را به این آیین نامه و فراخوان مشاهده نمود. آیین نامه ای که احتمالا با استقبال گروه کوچکی از وبلاگهای هوادار دولت و با بی میلی اکثریت وبلاگهای مستقل و یا مخالف روبرو خوهد شد.
از سوی دیگر نیاز به یک حرکت سازماندهی شده و اعتراضی که بتواند تاثیر مشخصی در متوقف کردن این جریان داشته باشد احساس می گردد. از تمامی دوستان در خواست می کنم که اگر پیشنهاد عملی و مشخصی در این مورد دارند -که البته لزوما باید در چهارچوب قاون نیز باشد- ارائه نمایند.
حتی یکی از راهکارها می تواند نوشتن نامه به دیوان عدالت اداری باشد و در خواست برای دخالت آنها یا گرفتن وکیل و شکایت به دستگاه قضایی و کارهایی از این دست.
پاورقی:
» سازماندهی بی قانونی در وبلاگستان [+]
» تحدید اینترنت قانون مند می شود [+]
9 دی 85
اعدام صدام حسین تکریتی، رییس پیشین حکومت عراق، مطمئنن در بسیاری از نقاط این کشور موجی از شادمانی را ایجاد خواهد کرد. در برخی کشورهای همسایه ی عراق -مخصوصا ایران و کویت- نیز احتمالا این واقعه با استقبال روبرو خواهد شد.
گرچه مطمئنن سنی های تندرو عراق و مخصوصا ساکنان نا آرام تکریت، عربهای سنی ضدغرب و فلسطینی هایی که سالها از حمایتهای بی دریغ صدام بهره مند بودند از این مسئله ناخشنودند.
در این میان گروههای مدافع حقوق بشر و کشورهای مخالف اجرای حکم اعدام با تایید جنایکتار بودن صدام اعدام او را تقبیح خواهند نمود و البته احتمالا همچون مارگارت بکت وزیر امور خارجه ی انگلیس این مسئله را امری داخلی برای دولت عراق قلمداد خواهند کرد.
در این میان واکنش ایران در نوع خود جالب توجه است. از نقطه نظر رسمی حکومت ایران معتقد است اعدام صدام با فشار امریکایی ها اجرا شده و این امر در جهت پنهان نمودن رابطه ی غرب با صدام و عدم بررسی پرونده ی جنگ ایران و عراق است. [+]
از سوی دیگر خبرگزاری های جهان اعلام نمودند که نوری المالکی نخست وزیر شیعه ی عراق و از نزدیکان سابق حکومت ایران به اجرای هرچه زودتر حکم اعدام اصرار ورزیده است. [+]
با تمام این اوصاف صدام حسین، معجونی از محبوبیت، قساوت و جنایت، به پایان 30 سال حکومت سراسر حادثه و ماجرای خود رسید تا روزهای پایانی سال 2006 شاهد مرگ دو دیکتاتور باشد.
اینکه جهان و بویژه عراق پس از صدام جای بهتری برای زیستن باشد به رفتار شهروندان آن باز می گردد. عراقی ها باید دریابند که دیگر هیچ دیکتاتوری را تقدیس نکنند و نگذارند فرصت طلایی دستیابی به دموکراسی قربانی اختلافات مذهبی و قومی گردد.
صدام که در سال 1937 در روستای عوجه به دنیا آمد و در سال 1971 در عراق به قدرت رسید. در سالهای زمامداریش صدها هزار نفر از عراقی ها جان خود را از دست دادند و ميليون ها نفر در رنج و فشاری وصف نشدنی زندگی کردند.
صدام دو جنگ بزرگ و ویرانگر با همسایگان خود ایران و کویت به راه انداخت و در نهایت در مارس 2003 با حمله ی نیروهای ائتلاف حکومتش ساقط شد. دسامبر همان سال او را در حالی که همچون موش کوری در گودالی پنهان شده بود یافتند و پس از گذشت یک سال از محاکمه اش، بامداد امروز 30 دسامبر2006 برابر با نهم دی ماه 1385 به دار آویخته شد.
پاورقی:
بسیاری از وبلاگها خشنودی خود را از مرگ صدام حسين ابراز نموده اند. اما برای من که به نوعی حتی جنگ را از نزدیک لمس کرده ام، روز اعدام این دیکتاتور آنچنان روز فوق العاده ای هم نیست. دیکتاتورها می میرند اما دیکتاتوری چه؟
اصلا چه اهمیتی دارد که فرد تحقیر شده ای همچون صدام تکریتی به دار اویخته شده باشد یا نه. اگر من بودم که زنده ی او را به موزه ای می سپردم برای بازدید حکمرانان دیگر کشورها.
شاید هم این حس من برخواسته از خصلت ایرانی ای است که همیشه با کشته و بردار شده همدردی می کند. حتی با جانوری چون صدام حسین.
» اعدام صدام، رهایی از تحقیر مدام [هنوز]
» مجموعه نوشته ها و خبرها در مورد اعدام صدام [بالاترین]
» پایان یک دیکتاتور [بی بی سی]
گرچه مطمئنن سنی های تندرو عراق و مخصوصا ساکنان نا آرام تکریت، عربهای سنی ضدغرب و فلسطینی هایی که سالها از حمایتهای بی دریغ صدام بهره مند بودند از این مسئله ناخشنودند.
در این میان گروههای مدافع حقوق بشر و کشورهای مخالف اجرای حکم اعدام با تایید جنایکتار بودن صدام اعدام او را تقبیح خواهند نمود و البته احتمالا همچون مارگارت بکت وزیر امور خارجه ی انگلیس این مسئله را امری داخلی برای دولت عراق قلمداد خواهند کرد.
در این میان واکنش ایران در نوع خود جالب توجه است. از نقطه نظر رسمی حکومت ایران معتقد است اعدام صدام با فشار امریکایی ها اجرا شده و این امر در جهت پنهان نمودن رابطه ی غرب با صدام و عدم بررسی پرونده ی جنگ ایران و عراق است. [+]
از سوی دیگر خبرگزاری های جهان اعلام نمودند که نوری المالکی نخست وزیر شیعه ی عراق و از نزدیکان سابق حکومت ایران به اجرای هرچه زودتر حکم اعدام اصرار ورزیده است. [+]
با تمام این اوصاف صدام حسین، معجونی از محبوبیت، قساوت و جنایت، به پایان 30 سال حکومت سراسر حادثه و ماجرای خود رسید تا روزهای پایانی سال 2006 شاهد مرگ دو دیکتاتور باشد.
اینکه جهان و بویژه عراق پس از صدام جای بهتری برای زیستن باشد به رفتار شهروندان آن باز می گردد. عراقی ها باید دریابند که دیگر هیچ دیکتاتوری را تقدیس نکنند و نگذارند فرصت طلایی دستیابی به دموکراسی قربانی اختلافات مذهبی و قومی گردد.
صدام که در سال 1937 در روستای عوجه به دنیا آمد و در سال 1971 در عراق به قدرت رسید. در سالهای زمامداریش صدها هزار نفر از عراقی ها جان خود را از دست دادند و ميليون ها نفر در رنج و فشاری وصف نشدنی زندگی کردند.
صدام دو جنگ بزرگ و ویرانگر با همسایگان خود ایران و کویت به راه انداخت و در نهایت در مارس 2003 با حمله ی نیروهای ائتلاف حکومتش ساقط شد. دسامبر همان سال او را در حالی که همچون موش کوری در گودالی پنهان شده بود یافتند و پس از گذشت یک سال از محاکمه اش، بامداد امروز 30 دسامبر2006 برابر با نهم دی ماه 1385 به دار آویخته شد.
پاورقی:
بسیاری از وبلاگها خشنودی خود را از مرگ صدام حسين ابراز نموده اند. اما برای من که به نوعی حتی جنگ را از نزدیک لمس کرده ام، روز اعدام این دیکتاتور آنچنان روز فوق العاده ای هم نیست. دیکتاتورها می میرند اما دیکتاتوری چه؟
اصلا چه اهمیتی دارد که فرد تحقیر شده ای همچون صدام تکریتی به دار اویخته شده باشد یا نه. اگر من بودم که زنده ی او را به موزه ای می سپردم برای بازدید حکمرانان دیگر کشورها.
شاید هم این حس من برخواسته از خصلت ایرانی ای است که همیشه با کشته و بردار شده همدردی می کند. حتی با جانوری چون صدام حسین.
» اعدام صدام، رهایی از تحقیر مدام [هنوز]
» مجموعه نوشته ها و خبرها در مورد اعدام صدام [بالاترین]
» پایان یک دیکتاتور [بی بی سی]
8 دی 85
«نادران، عضو شورای معتمدین اصولگرا : علت رويگردانی مردم از دوم خردادیها در انتخابات اخیر عدم توجه آنها به خدمت رسانی صادقانه و اصولگرایی بود.» [خبرگزاری فارس]
شکست اصولگرایان در سومین دوره ی انتخابات شورای شهر و موفقیت نسبی اصلاح طلبان ، اصولگرایان را بر آن داشته که با توسل به روشهای مختلف، در پی کمرنگ تر کردن -و یا حتی وارونه جلوه دادن- این واقعیت باشند.
آنچه مشخص است آنکه مهمترین دلیل عدم تداوم اقبال عمومی به اصلاح طلبان در چند انتخابات اخیر، عدم توفیق دولت اصلاحات در برآورده کردن وعده های داده شده بود.
استقرار جامعه ی مدنی، مردمسالاری، دموکراسی و گسترش آزادی های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی از جمله ی مهمترین مطالبات حامیان رفرمیستها قلمداد می شد.
با صرف نظر از دلایل درونی جبهه ی اصلاحات در عدم تحقق وعده ها، مقاومت و کار شکنی های غیر قانونی و یا شبه قانونی محافظه کاران و اصولگرایان در این مورد تعیین کننده بود.
بر خلاف آنچه نادران معتقد است، هواداران سنتی رفرمیستها نه به علت خدمات رسانی و اصولگرایی که در پی عدم پافشاری در دفاع از حقوق سیاسی شهروندان به قهر سیاسی با صندوقهای رای اقدام ورزیدند.
گذر زمان هم به اثبات رساند آنان که با وعده بهبود وضعیت معیشتی و آوردن پول نفت بر سرسفره های مردم سکاندار هدایت کشور شده اند، از ایجاد حداقل ثبات اقتصادی و رفاه اجتماعی ناتوانند.
وضعیت نابسامان اقتصادی، تورم رو به رشد و افزایش حیرت آور بیکاری در کنار بحران آفرینی های سیاسی در عرصه ی بین المللی و داخلی، تجاوز به حقوق دانشجویان و اساتید دانشگاهها و افزایش فشار به رسانه های مستقل تنها ره آورد ملموس دولت احمدی نژاد بوده است.
البته اظهارات اینچنینی کاملا قابل پیش بینی بود. اما اصلاح طلبان باید توجه نمایند انتخابات اخیر آغاز حرکتی است که می تواند به آشتی دوباره ی بدنه ی رفرم خواهان با انتخابات منجر شود.
تداوم مدیریت عقلایی جبهه اصلاحات و نگاه منطقی و برنامه ریزی شده می تواند متضمن پیروزی در انتخابات آتی مجلس و ریاست جمهوری باشد.
در عین حال رفرمیستها نباید از یاد ببرند که در عرصه سیاسی و تصمیم گیری فعلی توانمندی های بالقوه ی دیگری وجود دارند که تاکنون از آنها بهره کافی را نبرده اند.
قابل تصور است که تداوم شرایط موجود، بازسازی جبهه ی رفرمیستها و همچنین رفتارهای غیرعقلایی دولت نهم، به پیروزی دوباره ی اصلاح طلبان کمکی شایان خواهد نمود.
پاورقی:
» این تعطیلی و آن تعطیلی [هنوز]
» شعر زنان افغان [امشاسپدان]
» نه! تو تنها نیستی [پویاهه]
شکست اصولگرایان در سومین دوره ی انتخابات شورای شهر و موفقیت نسبی اصلاح طلبان ، اصولگرایان را بر آن داشته که با توسل به روشهای مختلف، در پی کمرنگ تر کردن -و یا حتی وارونه جلوه دادن- این واقعیت باشند.
آنچه مشخص است آنکه مهمترین دلیل عدم تداوم اقبال عمومی به اصلاح طلبان در چند انتخابات اخیر، عدم توفیق دولت اصلاحات در برآورده کردن وعده های داده شده بود.
استقرار جامعه ی مدنی، مردمسالاری، دموکراسی و گسترش آزادی های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی از جمله ی مهمترین مطالبات حامیان رفرمیستها قلمداد می شد.
با صرف نظر از دلایل درونی جبهه ی اصلاحات در عدم تحقق وعده ها، مقاومت و کار شکنی های غیر قانونی و یا شبه قانونی محافظه کاران و اصولگرایان در این مورد تعیین کننده بود.
بر خلاف آنچه نادران معتقد است، هواداران سنتی رفرمیستها نه به علت خدمات رسانی و اصولگرایی که در پی عدم پافشاری در دفاع از حقوق سیاسی شهروندان به قهر سیاسی با صندوقهای رای اقدام ورزیدند.
گذر زمان هم به اثبات رساند آنان که با وعده بهبود وضعیت معیشتی و آوردن پول نفت بر سرسفره های مردم سکاندار هدایت کشور شده اند، از ایجاد حداقل ثبات اقتصادی و رفاه اجتماعی ناتوانند.
وضعیت نابسامان اقتصادی، تورم رو به رشد و افزایش حیرت آور بیکاری در کنار بحران آفرینی های سیاسی در عرصه ی بین المللی و داخلی، تجاوز به حقوق دانشجویان و اساتید دانشگاهها و افزایش فشار به رسانه های مستقل تنها ره آورد ملموس دولت احمدی نژاد بوده است.
البته اظهارات اینچنینی کاملا قابل پیش بینی بود. اما اصلاح طلبان باید توجه نمایند انتخابات اخیر آغاز حرکتی است که می تواند به آشتی دوباره ی بدنه ی رفرم خواهان با انتخابات منجر شود.
تداوم مدیریت عقلایی جبهه اصلاحات و نگاه منطقی و برنامه ریزی شده می تواند متضمن پیروزی در انتخابات آتی مجلس و ریاست جمهوری باشد.
در عین حال رفرمیستها نباید از یاد ببرند که در عرصه سیاسی و تصمیم گیری فعلی توانمندی های بالقوه ی دیگری وجود دارند که تاکنون از آنها بهره کافی را نبرده اند.
قابل تصور است که تداوم شرایط موجود، بازسازی جبهه ی رفرمیستها و همچنین رفتارهای غیرعقلایی دولت نهم، به پیروزی دوباره ی اصلاح طلبان کمکی شایان خواهد نمود.
پاورقی:
» این تعطیلی و آن تعطیلی [هنوز]
» شعر زنان افغان [امشاسپدان]
» نه! تو تنها نیستی [پویاهه]
7 دی 85
پنج دی ماه سالروز تولد بهرام بیضایی بود. مردی که سینما و تئاتر ایران به وجودش افتخار می کند. چند روز پیش بود که پویای عزیز برایم می گفت که داریوش مهرجویی نامه ی سر گشاده ای نوشته است به صدا و سیما در مورد سانسور 36هزار فریم از فیلم هامون.
اولین بار ظاهرا نامه در مجله ی فیلم چاپ شده بود. با ذکر بخشهایی که سانسور کرده بودند. فیلم "هامون" را خوب بخاطر دارم. نمی دانم یک دهه از دیدن هامون می گذرد یا نه اما بسیار بیشتر از تعداد انگشتان دو دستم به تماشای فیلم نشستم.
خسرو شکیبایی هامون -شاید به غیر از فیلم "پری"- دیگر به دلم ننشست. خسروی هامون چیز دیگری بود.
با اینجور رفتارهاست که بهرام بیضایی حق دارد بگوید «از بخشی از جامعه خشمگين است». شاید سگ کشی بازتابی از این خشم فرو خورده باشد. خشم از کج فهمی ها و کج سلیقگی ها. عصبانیت از فرهنگ نفهمی برخی آدمهای مدعی.
بیضایی را فقط یک بار دیده ام. با موهای سفید و چشمان زلال و لبخند دوست داشتنی اش. جشنواره ی تئاتر ایران زمین بود در اهواز. همان جشنواره ای که امروز دیگر برگزار نمی شود و مغضوب برخی ها شد. همانند بسیاری از چیزهای خوب دیگر.
به احترام بیضایی و همه ی آنهایی که برای هنر و فرهنگ این سرزمین تلاش می کنند باید ایستاد و سری خم نمود. کسانی که با تمامی مشکلات آنگونه که بیضایی از خود می گوید رفتار می کنند:
«من فقط فيلم نمی سازم من هر كاری انجام می دهم تا بتوانم خودم را بيان كنم اگر نتوانم فیلم بسازم ، تئاتر كار می كنم، اگر امكان كار تئاتر نباشد، می نويسم و اگر نتوانم این كار را بكنم كتاب می خوانم يا درس می دهم يا با خودم موسيقی زمزمه می كنم به هر حال در هر زمانی كاری را انجام می دهم منظورم از تمام اين ها شكل دادن به انديشه هايم است و اگر بخت یاری كند انتقال انديشه ام به شما و همين طور گرفتن انديشه از شما.»
پاورقی:
» مراسم بزرگداشت بهرام بیضایی [ایلنا]
» زندگی نامه ی بیضایی [ویکی پدیا]
اولین بار ظاهرا نامه در مجله ی فیلم چاپ شده بود. با ذکر بخشهایی که سانسور کرده بودند. فیلم "هامون" را خوب بخاطر دارم. نمی دانم یک دهه از دیدن هامون می گذرد یا نه اما بسیار بیشتر از تعداد انگشتان دو دستم به تماشای فیلم نشستم.
خسرو شکیبایی هامون -شاید به غیر از فیلم "پری"- دیگر به دلم ننشست. خسروی هامون چیز دیگری بود.
با اینجور رفتارهاست که بهرام بیضایی حق دارد بگوید «از بخشی از جامعه خشمگين است». شاید سگ کشی بازتابی از این خشم فرو خورده باشد. خشم از کج فهمی ها و کج سلیقگی ها. عصبانیت از فرهنگ نفهمی برخی آدمهای مدعی.
بیضایی را فقط یک بار دیده ام. با موهای سفید و چشمان زلال و لبخند دوست داشتنی اش. جشنواره ی تئاتر ایران زمین بود در اهواز. همان جشنواره ای که امروز دیگر برگزار نمی شود و مغضوب برخی ها شد. همانند بسیاری از چیزهای خوب دیگر.
به احترام بیضایی و همه ی آنهایی که برای هنر و فرهنگ این سرزمین تلاش می کنند باید ایستاد و سری خم نمود. کسانی که با تمامی مشکلات آنگونه که بیضایی از خود می گوید رفتار می کنند:
«من فقط فيلم نمی سازم من هر كاری انجام می دهم تا بتوانم خودم را بيان كنم اگر نتوانم فیلم بسازم ، تئاتر كار می كنم، اگر امكان كار تئاتر نباشد، می نويسم و اگر نتوانم این كار را بكنم كتاب می خوانم يا درس می دهم يا با خودم موسيقی زمزمه می كنم به هر حال در هر زمانی كاری را انجام می دهم منظورم از تمام اين ها شكل دادن به انديشه هايم است و اگر بخت یاری كند انتقال انديشه ام به شما و همين طور گرفتن انديشه از شما.»
پاورقی:
» مراسم بزرگداشت بهرام بیضایی [ایلنا]
» زندگی نامه ی بیضایی [ویکی پدیا]
5 دی 85
«مرد 65 ساله با دوربين مدار بستهای كه در اتاق خواب خانه نصب كرده بود از صحنه رابطه با زنان فيلمبرداری میكرد. پس از تهيه فيلم از طعمههای خود، آنها را به جای بدهكاریاش در اختيار طلبكاران خود قرار میداد. ماموران در بازرسی خانه اين مرد همچنين 120 ساعت فيلم از رابطه متهم با زنان و دختران جوان كشف كردند.» [انتخاب]
آنچه که در بالا اشاره شد مربوط به جنایات مردی است که با سواستفاده از نقاط ضعف بیش از 37 زن و دختر آنها را مجبور به پذیرش خواسته هایشان می کرده است.
جدای از بررسی شخصیت مجرم از جنبه های روان شناختی و دلایل وقوع اینگونه جرایم که می تواند بنیان بسیاری از خانواده های را دچار تزلزل نماید، بررسی رفتار گروههای مختلفی که مورد سو استفاده قرار گرفته نیز بسیار مهم می نماید.
«احمد برای اين كه طعمههايش از او شكايت نكنند خود را مأمور اطلاعات، وكيل و مأمور پليس معرفی میكرد.»
باید پرسید به چه دلیلی برخی خانواده ها بدون بررسی کافی -مثلا تماس با مراجع ذی صلاح- فردی را به عنوان مامور بهزیستی، وکیل دادگستری و یا مامور اطلاعات به خانه ی خود راه می دهند و در مورد صحت و ستم ادعای او تحقیق نمی کنند.
فرهنگ بررسی و پرسشگری از ماموران مختلف وبه تبع آن احترام به این حق از سوی ماموران نهاد ها و سازمانها و حتی اصرار به انجام این کار می تواند از برخی حوادث و وقایع تاسفبار جلوگیری کند.
«احمد با پرسه زدن در مقابل دبيرستانهای دخترانه اقدام به شناسایی دخترانی میكرد كه با پسر دوست بودند. او با تهيه عكس و فيلمبرداری از راه رفتن دختران با پسرها، آنها را مجبور میكرد به خانهاش بيايند.او دختران دانشآموز را تهديد میكرد كه اگر به خانه او نيايند، عكس و فيلم را برای پدرشان میفرستد.»
دسته ی دیگری از کسانی که مورد سو استفاده قرار گرفته اند را دختران دانش آموز تشکیل می دهند. آنها از ترس افشای روابط عاطفی شان و احتمال عواقب آن در خانواده تن به خواستهای این فرد می داده اند.
باید پذیرفت در این مسئله بخش عمده ای از تقصیر متوجه خانوادهاست. دادن آگاهی لازم و کنترل مناسب روابط دختران و حتی پسران دانش آموز وظیفه ی هر خانواده است.
این کنترلها به معنای ایجاد محدودیتهایی نیست که خود عامل تشدید پنهانکاری فرزندان گردد. بلکه با کانالیزه کردن روابط دختران و پسران کم سن وسال می توان از بسیاری وقایع نامطلوب جلوگیری نمود.
مورد دیگر در این اتفاق دخالت دیرهنگام مامورین انتظامی است. دلیل این امر هم به عدم اعتماد شهروندانی بر می گردد که مورد سو استفاده واقع شده اند و یا برای حفظ آبروی خود از افشای این جنایات سر باز می زنند.
باید این فرهنگ در جامعه نهادینه گردد که پلیس امن ترین و محرم ترین عامل در حوادث اینچنینی می تواند باشد. البته تغییر ساختار و رفتار نیروی انتظامی می تواند کمک شایانی به باور این مسئله بنماید.
نکته ی دیگر در این باره آگاهی دادن و اطلاع رسانی در مورد این وقایع است. بر خلاف نگاه سنتی نه تنها انعکاس حوادث اینچنینی به جامعه لطمه نمی زند بلکه مردم را در مواجهه با این رخدادها آگاه تر می نماید.
یک نگرانی بجا در این حادثه سرنوشت 120 ساعت فیلم گرفته شده از طعمه های متهم است. نیروی انتظامی و دستگاه قضایی باید ضمن انجام مراقبتهای لازم، پس از سرانجام یافتن پرونده، نسبت به انهدام فیلمها اقدام نمایند تا زمینه ی سو استفاده ی دیگری فراهم نگردد.
آنچه که در بالا اشاره شد مربوط به جنایات مردی است که با سواستفاده از نقاط ضعف بیش از 37 زن و دختر آنها را مجبور به پذیرش خواسته هایشان می کرده است.
جدای از بررسی شخصیت مجرم از جنبه های روان شناختی و دلایل وقوع اینگونه جرایم که می تواند بنیان بسیاری از خانواده های را دچار تزلزل نماید، بررسی رفتار گروههای مختلفی که مورد سو استفاده قرار گرفته نیز بسیار مهم می نماید.
«احمد برای اين كه طعمههايش از او شكايت نكنند خود را مأمور اطلاعات، وكيل و مأمور پليس معرفی میكرد.»
باید پرسید به چه دلیلی برخی خانواده ها بدون بررسی کافی -مثلا تماس با مراجع ذی صلاح- فردی را به عنوان مامور بهزیستی، وکیل دادگستری و یا مامور اطلاعات به خانه ی خود راه می دهند و در مورد صحت و ستم ادعای او تحقیق نمی کنند.
فرهنگ بررسی و پرسشگری از ماموران مختلف وبه تبع آن احترام به این حق از سوی ماموران نهاد ها و سازمانها و حتی اصرار به انجام این کار می تواند از برخی حوادث و وقایع تاسفبار جلوگیری کند.
«احمد با پرسه زدن در مقابل دبيرستانهای دخترانه اقدام به شناسایی دخترانی میكرد كه با پسر دوست بودند. او با تهيه عكس و فيلمبرداری از راه رفتن دختران با پسرها، آنها را مجبور میكرد به خانهاش بيايند.او دختران دانشآموز را تهديد میكرد كه اگر به خانه او نيايند، عكس و فيلم را برای پدرشان میفرستد.»
دسته ی دیگری از کسانی که مورد سو استفاده قرار گرفته اند را دختران دانش آموز تشکیل می دهند. آنها از ترس افشای روابط عاطفی شان و احتمال عواقب آن در خانواده تن به خواستهای این فرد می داده اند.
باید پذیرفت در این مسئله بخش عمده ای از تقصیر متوجه خانوادهاست. دادن آگاهی لازم و کنترل مناسب روابط دختران و حتی پسران دانش آموز وظیفه ی هر خانواده است.
این کنترلها به معنای ایجاد محدودیتهایی نیست که خود عامل تشدید پنهانکاری فرزندان گردد. بلکه با کانالیزه کردن روابط دختران و پسران کم سن وسال می توان از بسیاری وقایع نامطلوب جلوگیری نمود.
مورد دیگر در این اتفاق دخالت دیرهنگام مامورین انتظامی است. دلیل این امر هم به عدم اعتماد شهروندانی بر می گردد که مورد سو استفاده واقع شده اند و یا برای حفظ آبروی خود از افشای این جنایات سر باز می زنند.
باید این فرهنگ در جامعه نهادینه گردد که پلیس امن ترین و محرم ترین عامل در حوادث اینچنینی می تواند باشد. البته تغییر ساختار و رفتار نیروی انتظامی می تواند کمک شایانی به باور این مسئله بنماید.
نکته ی دیگر در این باره آگاهی دادن و اطلاع رسانی در مورد این وقایع است. بر خلاف نگاه سنتی نه تنها انعکاس حوادث اینچنینی به جامعه لطمه نمی زند بلکه مردم را در مواجهه با این رخدادها آگاه تر می نماید.
یک نگرانی بجا در این حادثه سرنوشت 120 ساعت فیلم گرفته شده از طعمه های متهم است. نیروی انتظامی و دستگاه قضایی باید ضمن انجام مراقبتهای لازم، پس از سرانجام یافتن پرونده، نسبت به انهدام فیلمها اقدام نمایند تا زمینه ی سو استفاده ی دیگری فراهم نگردد.
«سخنگوی دولت با تاكيد بر اینكه اراده عمومی ملت ايران مبنی بر داشتن فنآوری صلحآميز هستهای يك اراده مستحكم است، گفت: خود آنها (كشورهای عضو شورای امنيت) از صدور چنين قطعنامهای به قدر كافی پشيمان هستند.» [ایلنا]
در حالی که اعضای شورای امنیت سازمان ملل به اتفاق آرا بدون رای مخالف و ممتنع به قطعنامه ی تنبیهی علیه ایران رای مثبت دادند واکنش ایران قابل پیش بینی می نمود.
آنچنان که در گذشته نیز پیش از تصویب ارجاع پرونده به شورای امنیت و یا تعیین ضرب الاجل، ایران از خروج از ان پی تی و اقدامات تنبیهی متقابل خبر می داد اما در عمل هیچکدام اجرا نمی شد.با توجه به شرایط موجود در این مورد حتی بنوعی شاهد عقب نشینی دولتمردان ایران هستیم.
در حالی که حداد عادل یک روز پیش از تصویب تحریمها، شورای امنیت و جامعه جهانی را به قطع همکاریها تهدید نمود اما در پی تصمیم شورای امنیت سازمان ملل، ایران سعی نمود از اهمیت این قطعنامه کاسته و اعلام نماید نیازی به اقدام تلافی جویانه نمی بیند.
تا جایی که الهام سخنگوی دولت خبر از پشیمانی کشورهای عضو شورای امنیت بدهد و اینگونه استدلال کند که "صادركنندگان اين قطعنامه در واقع با گذاشتن اين دو ماه، راه نجاتی برای خروج خود از اين وضعيت پيشبينی كردهاند، ما هم كمكشان میكنيم تا زودتر از اين وضعيت خارج شوند".
مشخص نیست دولت ایران قصد دارد به چه شکلی به کمک کشورهای غربی برود. اما در این شرایط راه حلی جز تمکین خواست جامعه ی جهانی نمی توان متصور بود.
روندی که در جریان محرومیت تیم فوتبال ایران توسط مقامات مسوول اتخاذ شد، شاید اینبار در جریان پرونده ی هسته ای دنبال گردد. که در آن صورت باید پاسخ داد که در این مدت، تحمیل هزینه های سیاسی، اقتصادی و حیثیتی به ایران به چه سبب صورت گرفته است.
احتمال آنکه غربی ها بویژه امریکا ، انگلیس و فرانسه از موضع خود در قبال دولت کنونی جمهوری اسلامی کوتاه بیایند بسیار اندک است.لذا تبلیغات اینچنینی مبنی بر پشیمان بودن شورای امنیت از صدور قطعنامه ناشی از ذهنی نا آگاه و یا در جهت فریب افکار عمومی داخلی است.
با تمام این اوصاف روند موجود در پرونده ی هسته ای ایران به هیچ وجه به سود منطقه و حتی جهان نیست. ایران نشان داده در تقابل با اراده ی جهانی توان بسیج نیروهای هوادار خود را بخوبی دارد. گرچه دراین تقابل مردم ایران بیشترین هزینه را پرداخت خواهند نمود.
بنظر می رسد نیروهای سیاسی منتقد رفتار کنونی دولت باید به هر شکل ممکن شرایط ایجاد گفتگو با جامعه ی جهانی را فراهم آورند. امری که تا کنون تهران و واشنگتن به عمد از آن سر باز زده اند.
این رخدادها این گمان را تشدید می کند که هیچ کدام از طرفهای اصلی درگیر در ماجرا -آمریکا و ایران ، به دلایل مختلف- علاقه ای به حل مسالمت آمیز و فوری این موضوع ندارند و منافع خود را در ادامه ی این مناقشه جستجو می نمایند.
به حکم تجربه مشخص است که اختلافات هسته ای موجود به مدت زمان زیادی به این شکل قابل پیگیری نخواهد بود و طولانی شدن این پرونده به سود بدترین گزینه ی ممکن، یعنی احتمال رویارویی نظامی است.
در حالی که اعضای شورای امنیت سازمان ملل به اتفاق آرا بدون رای مخالف و ممتنع به قطعنامه ی تنبیهی علیه ایران رای مثبت دادند واکنش ایران قابل پیش بینی می نمود.
آنچنان که در گذشته نیز پیش از تصویب ارجاع پرونده به شورای امنیت و یا تعیین ضرب الاجل، ایران از خروج از ان پی تی و اقدامات تنبیهی متقابل خبر می داد اما در عمل هیچکدام اجرا نمی شد.با توجه به شرایط موجود در این مورد حتی بنوعی شاهد عقب نشینی دولتمردان ایران هستیم.
در حالی که حداد عادل یک روز پیش از تصویب تحریمها، شورای امنیت و جامعه جهانی را به قطع همکاریها تهدید نمود اما در پی تصمیم شورای امنیت سازمان ملل، ایران سعی نمود از اهمیت این قطعنامه کاسته و اعلام نماید نیازی به اقدام تلافی جویانه نمی بیند.
تا جایی که الهام سخنگوی دولت خبر از پشیمانی کشورهای عضو شورای امنیت بدهد و اینگونه استدلال کند که "صادركنندگان اين قطعنامه در واقع با گذاشتن اين دو ماه، راه نجاتی برای خروج خود از اين وضعيت پيشبينی كردهاند، ما هم كمكشان میكنيم تا زودتر از اين وضعيت خارج شوند".
مشخص نیست دولت ایران قصد دارد به چه شکلی به کمک کشورهای غربی برود. اما در این شرایط راه حلی جز تمکین خواست جامعه ی جهانی نمی توان متصور بود.
روندی که در جریان محرومیت تیم فوتبال ایران توسط مقامات مسوول اتخاذ شد، شاید اینبار در جریان پرونده ی هسته ای دنبال گردد. که در آن صورت باید پاسخ داد که در این مدت، تحمیل هزینه های سیاسی، اقتصادی و حیثیتی به ایران به چه سبب صورت گرفته است.
احتمال آنکه غربی ها بویژه امریکا ، انگلیس و فرانسه از موضع خود در قبال دولت کنونی جمهوری اسلامی کوتاه بیایند بسیار اندک است.لذا تبلیغات اینچنینی مبنی بر پشیمان بودن شورای امنیت از صدور قطعنامه ناشی از ذهنی نا آگاه و یا در جهت فریب افکار عمومی داخلی است.
با تمام این اوصاف روند موجود در پرونده ی هسته ای ایران به هیچ وجه به سود منطقه و حتی جهان نیست. ایران نشان داده در تقابل با اراده ی جهانی توان بسیج نیروهای هوادار خود را بخوبی دارد. گرچه دراین تقابل مردم ایران بیشترین هزینه را پرداخت خواهند نمود.
بنظر می رسد نیروهای سیاسی منتقد رفتار کنونی دولت باید به هر شکل ممکن شرایط ایجاد گفتگو با جامعه ی جهانی را فراهم آورند. امری که تا کنون تهران و واشنگتن به عمد از آن سر باز زده اند.
این رخدادها این گمان را تشدید می کند که هیچ کدام از طرفهای اصلی درگیر در ماجرا -آمریکا و ایران ، به دلایل مختلف- علاقه ای به حل مسالمت آمیز و فوری این موضوع ندارند و منافع خود را در ادامه ی این مناقشه جستجو می نمایند.
به حکم تجربه مشخص است که اختلافات هسته ای موجود به مدت زمان زیادی به این شکل قابل پیگیری نخواهد بود و طولانی شدن این پرونده به سود بدترین گزینه ی ممکن، یعنی احتمال رویارویی نظامی است.
4 دی 85
«مهدخت بروجردی، مديركل روابط عمومی وزارت علوم اعلام نمود شخص وزير، دستور عدم دعوت از رسانههای منتقد را صادر كرده و رايزنیهایی كه برای لغو اين دستور و ورود خبرنگاران رسانههای منتقد به جلسه مطبوعاتی انجام شده، هيچ نتيجهای نداشته است.
علت عدم دعوت نماينده خبرگزاری ايلنا به نشست مطبوعاتی وزير، پيگيری بحث دانشجويان ستارهدار توسط اين خبرگزاری اعلام شده است.» [ایلنا]
«وزیر علوم طرح دانشجويان ستارهدار را ناشی از عدم كار تبليغاتی و رسانهای وزارت علوم دانست و افزود: اين از قانون و مقرراتی بوده كه از زمان دولت آقای خاتمی بوده و هرسال اجرا میشده است.
افراد ردصلاحيت شده در پرونده خود سه سال زندان، شلاق، تجاوز به ناموس مردم و... را داشتهاند.» [خبرگزاری فارس]
از وزیر علومی که به موسسات بی اعتبار خارجی پول می دهد تا به عنوان مرد سال ریاضیات جهان انتخاب شود در مورد رای اعتمادش از مجلس نیز شبهاتی وجود دارد، شاید نباید بیش از این انتظار داشت. با این حال اینچنین جسارتهایی به ساحت دانشجویان و رسانه های جمعی نیز قابل تحمل نیست.
باید به فکر چاره ای بود. فضای دانشگاه ها روز بروز بسته تر می شود. تا جایی که از همدان خبر می رسد دانشجویان دانشگاه بوعلی در اعتراض به فضای بسته ی موجود مراسم "سمفونی مرگ" اجرا کرده اند. [+]
در اين مراسم دانشجويان در يك حركت نمادين با طناب دستهای خود را به هم بستند و بر دهان خود چسب زدند. این شرایط بیان کننده ی وضعیتی است که کم و بیش در تمامی دانشگاههای ایران وجود دارد.
در دهه ی اخیر کمتر بخاطر داریم که وزیر و یا رییس جمهوری جرات کند از ورود نماینده ی مطبوعات و رسانه های خبری جلوگیری نماید. بنظر می رسد مشی استبدادی وزارت علوم در مواجهه با اساتید و دانشجویان منتقد به جراید منتقد نیز سرایت کرده است.
حداقل کاری می تواند صورت بگیرد اینست که این چند نماینده ی اصلاح طلب مجلس هفتم و افراد معقولی همانند افروغ وزیر را احضار کنند نسبت به رفتار خارج از عرف و اخلاقش تذکرات شدید بدهند.
تشکلهای دانشجویی منتقد دانشگاههای مختلف نیز درعین حفظ مرزبندی ها فکری، باید انسجام بیشتری بیابند و از گسترش رفتارهای غیر قانونی وزارت علوم و وزیر بی کفایتش جلوگیری کنند.
پاورقی:
» سوابق درخشان زاهدی، وزیر علوم [ویکی پدیا]
» امیر کبیر زنده است [+]
» پاسخگوترین دولت [+]
علت عدم دعوت نماينده خبرگزاری ايلنا به نشست مطبوعاتی وزير، پيگيری بحث دانشجويان ستارهدار توسط اين خبرگزاری اعلام شده است.» [ایلنا]
«وزیر علوم طرح دانشجويان ستارهدار را ناشی از عدم كار تبليغاتی و رسانهای وزارت علوم دانست و افزود: اين از قانون و مقرراتی بوده كه از زمان دولت آقای خاتمی بوده و هرسال اجرا میشده است.
افراد ردصلاحيت شده در پرونده خود سه سال زندان، شلاق، تجاوز به ناموس مردم و... را داشتهاند.» [خبرگزاری فارس]
از وزیر علومی که به موسسات بی اعتبار خارجی پول می دهد تا به عنوان مرد سال ریاضیات جهان انتخاب شود در مورد رای اعتمادش از مجلس نیز شبهاتی وجود دارد، شاید نباید بیش از این انتظار داشت. با این حال اینچنین جسارتهایی به ساحت دانشجویان و رسانه های جمعی نیز قابل تحمل نیست.
باید به فکر چاره ای بود. فضای دانشگاه ها روز بروز بسته تر می شود. تا جایی که از همدان خبر می رسد دانشجویان دانشگاه بوعلی در اعتراض به فضای بسته ی موجود مراسم "سمفونی مرگ" اجرا کرده اند. [+]
در اين مراسم دانشجويان در يك حركت نمادين با طناب دستهای خود را به هم بستند و بر دهان خود چسب زدند. این شرایط بیان کننده ی وضعیتی است که کم و بیش در تمامی دانشگاههای ایران وجود دارد.
در دهه ی اخیر کمتر بخاطر داریم که وزیر و یا رییس جمهوری جرات کند از ورود نماینده ی مطبوعات و رسانه های خبری جلوگیری نماید. بنظر می رسد مشی استبدادی وزارت علوم در مواجهه با اساتید و دانشجویان منتقد به جراید منتقد نیز سرایت کرده است.
حداقل کاری می تواند صورت بگیرد اینست که این چند نماینده ی اصلاح طلب مجلس هفتم و افراد معقولی همانند افروغ وزیر را احضار کنند نسبت به رفتار خارج از عرف و اخلاقش تذکرات شدید بدهند.
تشکلهای دانشجویی منتقد دانشگاههای مختلف نیز درعین حفظ مرزبندی ها فکری، باید انسجام بیشتری بیابند و از گسترش رفتارهای غیر قانونی وزارت علوم و وزیر بی کفایتش جلوگیری کنند.
پاورقی:
» سوابق درخشان زاهدی، وزیر علوم [ویکی پدیا]
» امیر کبیر زنده است [+]
» پاسخگوترین دولت [+]
3 دی 85
حنیف و ریتا و امین نازنین مرا به بازی شب یلدا دعوت کرده اند.
در مورد این بازی توضیحات کامل تر را در وبلاگ سلمان بخوانید که ظاهرا جرقه ی بازی از آنجا آغاز شده است. اما
توضیح مختصر بدهم که شما باید ۵ خصوصیت و یا نکته در مورد خودتان که احتمالا
خوانندگان وبلاگتان نمی دانند را بنویسید و در انتها ۵ نفر را برای ادامه ی این
بازی معرفی کنید.
اما ۵ تا از کارها و اتفاقات زندگی ام که شاید خیلی ها ندانند:
1- بدترین جنایت ۲۷ سال زندگی ام -البته نه این اواخر- بر می گردد به سانسور کتاب "زنگها برای که به صدا در می آیند" ارنست همینگوی. اوایل دوران راهنماییم بود و بچه مسجدی. این کتاب را که خواندم در اقدامی انقلابی قسمتهای مستهجنش را سوزانم. حالا مثل ... پشیمانم! جالب آنکه همزمان کتاب "اعترافات" روسو را هم می خواندم که شانس آورد و هنوز سالم است.
2- دوم دبیرستان با همکاری برادر کوچکترم با تقلید صدای دختر، زنگ می زدیم به همکلاسی هایم. چند ماهی این روال ادامه داشت و تقریبا همه ی کلاس سرکار بودند. تازه با اعتماد بنفس قرار هم می گذاشتیم و البته دختری سر قرار حاضر نمی شد. تا اینکه ماجرا لو رفت و بقیه اش را حدس بزنید...!
3- سال آخر دبیرستان من مصادف بود با انتخابات ریاست جمهوری دوره ی هفتم. در ابتدا از ناطق نوری خوشم می آمد مطمئن بوم به او رای خواهم داد. تا اینکه روزی که حرفهای خاتمی را شنیدم در میزگردی با دیگر کاندیداها و مجری هم فکر کنم دکتر نهاوندیان بود. از همانجا جرقه ی انحراف از صراط مستقیم زده شد و شدیم اصلاح طلب!
4- در دوران تحصیلم در دانشگاه دوبار تعلیق شدم. اولی در زمان دبیری ام در کانون دانشجویان دانشگاه بود که بعدا هم منحلش کردند. در حکم نوشته بودند بخاطر ایجاد اغتشاش آموزشی با ایراد سخنرانی در تجمع غیر قانونی دانشجویان. ولی در جلسه ی کمیته ی انظباطی ۱۲ مورد اتهامی مطرح شد از جمله ی عدم التزام و اعتقاد به ولایت فقیه ، ایجاد آشوب و درگیری در خارج از دانشگاه، تبلیغ گروههای مخالف نظام از جمله ملی مذهبی ها و نهضت آزادی، شعار علیه مسولان نظام و...! آنقدر اتهامات احمقانه و بدون مدرک بود که در جلسه ی دوم کمیته اصلا صحبتی از آنها نشد.
علت دومین محرومیت از تحصیلم شرم آور است. در همان زمان که تعلیق بودم بچه های کانون اردویی را برگزارکردند و با اصرار و تهدید مرا هم بردند. "یکسال و چند ماه بعد" اعلام شد که اردو مجوز نداشته و ده نفر از ۳۲ نفر شرکت کننده اردو "سه ترم" تعلیق شدند. با دو درجه تخفیف به یک ترم تقلیل یافت. در نهایت هم ۹ نفر را بخشیدند و تنها من مشمول محرومیت شدم!
در حکمم نوشته شده بود به جرم حضور در اردوی بدون مجوز و مختلط -ما که با اتوبوس دانشگاه رفتیم- در روز عاشورا و انجام کارهای خلاف شرع!! اردو مختلط بود اما حتی نزدیک عاشورا هم نبود تازه کدام عمل خلاف شرعی را یک نفره انجام می دهند!!
5- من به شکل باور نکردنی عاشق هر چیزی هستم که کاکائو داشته باشد. بستنی شکلاتی، انواع شکلات مثل هوبی ، مترو ، مارس اسنیکرز، و مهمتر از همه روزی ۲ لیتر شیرکاکائو می خورم. باور کنید براحتی می شود با یک بسته شکلات مرا گول زد. البته تا زمانی که شکلاتها تمام نشود!
برای ادامه ی این بازی من هم ۵ نفر را معرفی می کنم. امیدوارم که تکراری نباشند: پوتین، پویاهه، گناهکار، نیم بطر عرق نعنا ، حُس شعر.
پاورقی:
» ایران بالاخره تحریم شد [آفتاب]
» وبلاگ علیه فراموشی [هنوز]
اما ۵ تا از کارها و اتفاقات زندگی ام که شاید خیلی ها ندانند:
1- بدترین جنایت ۲۷ سال زندگی ام -البته نه این اواخر- بر می گردد به سانسور کتاب "زنگها برای که به صدا در می آیند" ارنست همینگوی. اوایل دوران راهنماییم بود و بچه مسجدی. این کتاب را که خواندم در اقدامی انقلابی قسمتهای مستهجنش را سوزانم. حالا مثل ... پشیمانم! جالب آنکه همزمان کتاب "اعترافات" روسو را هم می خواندم که شانس آورد و هنوز سالم است.
2- دوم دبیرستان با همکاری برادر کوچکترم با تقلید صدای دختر، زنگ می زدیم به همکلاسی هایم. چند ماهی این روال ادامه داشت و تقریبا همه ی کلاس سرکار بودند. تازه با اعتماد بنفس قرار هم می گذاشتیم و البته دختری سر قرار حاضر نمی شد. تا اینکه ماجرا لو رفت و بقیه اش را حدس بزنید...!
3- سال آخر دبیرستان من مصادف بود با انتخابات ریاست جمهوری دوره ی هفتم. در ابتدا از ناطق نوری خوشم می آمد مطمئن بوم به او رای خواهم داد. تا اینکه روزی که حرفهای خاتمی را شنیدم در میزگردی با دیگر کاندیداها و مجری هم فکر کنم دکتر نهاوندیان بود. از همانجا جرقه ی انحراف از صراط مستقیم زده شد و شدیم اصلاح طلب!
4- در دوران تحصیلم در دانشگاه دوبار تعلیق شدم. اولی در زمان دبیری ام در کانون دانشجویان دانشگاه بود که بعدا هم منحلش کردند. در حکم نوشته بودند بخاطر ایجاد اغتشاش آموزشی با ایراد سخنرانی در تجمع غیر قانونی دانشجویان. ولی در جلسه ی کمیته ی انظباطی ۱۲ مورد اتهامی مطرح شد از جمله ی عدم التزام و اعتقاد به ولایت فقیه ، ایجاد آشوب و درگیری در خارج از دانشگاه، تبلیغ گروههای مخالف نظام از جمله ملی مذهبی ها و نهضت آزادی، شعار علیه مسولان نظام و...! آنقدر اتهامات احمقانه و بدون مدرک بود که در جلسه ی دوم کمیته اصلا صحبتی از آنها نشد.
علت دومین محرومیت از تحصیلم شرم آور است. در همان زمان که تعلیق بودم بچه های کانون اردویی را برگزارکردند و با اصرار و تهدید مرا هم بردند. "یکسال و چند ماه بعد" اعلام شد که اردو مجوز نداشته و ده نفر از ۳۲ نفر شرکت کننده اردو "سه ترم" تعلیق شدند. با دو درجه تخفیف به یک ترم تقلیل یافت. در نهایت هم ۹ نفر را بخشیدند و تنها من مشمول محرومیت شدم!
در حکمم نوشته شده بود به جرم حضور در اردوی بدون مجوز و مختلط -ما که با اتوبوس دانشگاه رفتیم- در روز عاشورا و انجام کارهای خلاف شرع!! اردو مختلط بود اما حتی نزدیک عاشورا هم نبود تازه کدام عمل خلاف شرعی را یک نفره انجام می دهند!!
5- من به شکل باور نکردنی عاشق هر چیزی هستم که کاکائو داشته باشد. بستنی شکلاتی، انواع شکلات مثل هوبی ، مترو ، مارس اسنیکرز، و مهمتر از همه روزی ۲ لیتر شیرکاکائو می خورم. باور کنید براحتی می شود با یک بسته شکلات مرا گول زد. البته تا زمانی که شکلاتها تمام نشود!
برای ادامه ی این بازی من هم ۵ نفر را معرفی می کنم. امیدوارم که تکراری نباشند: پوتین، پویاهه، گناهکار، نیم بطر عرق نعنا ، حُس شعر.
پاورقی:
» ایران بالاخره تحریم شد [آفتاب]
» وبلاگ علیه فراموشی [هنوز]
«شما ديديد كه اين طرفیها، آن طرفیها و وسطیها آمدند و گفتند ما طرفدار احمدینژاد هستيم و من همان موقع گفتم كه از من و دولت در اين انتخابات مايه نگذاريد.»
این سخنان مربوط است به تازه ترین اظهارات احمدی نژاد در مورد انتخابات شوراهای شهر و روستا. در جریان شناسی سخنان فوق، این طرفی ها و آن طرفی ها را می توان به جریانات چپ و راست نسبت داد اما جریان "وسطی ها" به نظر خط فکری جدیدی در تحولات سیاسی ایران می باشد.
باور کنید به هر نحو می خواهم این سخنانش را هضم کنم، نشد. یکی از دوستان اصولگرا اگر گذرش به اینجا افتاد جواب بدهد در کدام کتاب واژه شناسی سیاسی، مفهوم آن طرفی ها و این طرفی ها و مهمتر از همه وسطی ها را می توانم بیابم؟
ایشان در ادامه اضافه کرده اند: «لجاجت، خودخواهی، دروغ گویی، حزب بازی، قبيلهگرایی و توطئههای دشمنان و مانعتراشیهای آنها از عواملی است كه مانع حركت مردم ايران به سمت ساختن كشور است.»
کاملا مورد قبول است که دروغگویی ، لجبازی، خودخواهی و قبیله گرایی هم می تواند ازعوامل عدم پیشرفت ایران باشد.باید بررسی نمود که این موارد توسط چه جریاناتی انجام می پذیرد.
قبیله گرایی -یا در شکل خاص تر آن فامیل گرایی- که در اکثر دولتها مرسوم بوده در دولت نهم هم به روال پیشین، حتی با گستردگی به مراتب بیشتر در حال گسترش است. البته اگر باجناق و خواهر زاده را جز فامیل حساب نماییم!
در مسائل جاری ایران همچون پرونده ی هسته ای، بودجه نویسی، سفرهای استانی، تصمیمات اقتصادی، بحران آفرینی برای کشور و عدم پذیرش سخنان عقلای قوم می تواند مصداق روشنی از لجاجت باشد.
داستانهای مربوط به هاله ی نور و امدادهای غیبی و معجزه ی هزاره ی سوم و پیش رفتن جهان بسوی احمدی نژادی شدن و ادعاهای اینچنین را هم می توان گذارد به حساب خودخواهی و خود بزرگ بینی.
اماا این سوال پیش می آید که "حزب بازی" چه لطمه ای می تواند به کشور وارد سازد. آیا اکثر کشورهای متمدن و مترقی دنیا بدون وجود احزاب قادر بودند به توسعه، دموکراسی و آزادی پایدار دست یابند.
حتی چین تک حزبی نیز خود را از وجود یک حزب نظام مند بی نیاز نمی داند. نگاه حزبی به سیاست نگاه عقلایی است. بهتر بود به جای حزب بازی به "خرد ستیزی" و "عوام گرایی" اشاره می نمودند که از مهمترین عوامل ضربه زننده به توسعه ی ایران در این روزهاست.
پیش از نگارش متن بالا می خواستم در مورد سخنان زاهدی وزیرعلوم که در مورد دانشجویان ستاره دار بیان شده بود، بنویسم که با دیدن سخنان شیوای احمدی نژاد نظرم تغییر کرد و به آن موضوع اولویت دادم. در مورد سخنان زاهدی هم مطلبی در ادامه آمده است:
«زاهدی طرح دانشجويان ستارهدار را ناشی از عدم كار تبليغاتی و رسانهای وزارت علوم دانست و افزود: اين از قانون و مقرراتی بوده كه از زمان دولت آقای خاتمی بوده و هرسال اجرا میشده است...افراد ردصلاحيت شده در پرونده خود سه سال زندان، شلاق، تجاوز به ناموس مردم و... را داشتهاند.» [خبرگزاری فارس]
در بسیاری از نظام های دموکراتیک، رهبران و سکانداران کشور به واسطه ی عیان شدن یک سخن ناصحیح و یا مخفی کردن حقیقت -هر چند کوچک- به پایان عمر سیاسی خود رسیده و مشمول مجازات شده اند.
اما در دولت نهم [...]. نگاهی به جلسه ی رای اعتماد به وزرای دولت نهم می تواند جالب توجه باشد. در آن زمان افروغ فاش نمود که آقای وزیر فعلی با پرداخت پول به یک موسسه ی خارجی عنوان مرد سال ریاضیات جهان را خریداری نموده و در سوابق خود ذکر کرده است.
این موضوع با اعتراض شدید چند تن از نمایندگان روبرو شد تا جایی که به روایت پیرموزن ایشان آرای لازم را جهت تصدی پست وزارت کسب ننمودند که در اقدام الهی و به کمک" امدادغیبی" آقای [...] با اضافه شدن 10 رای، پس از شمارش آرای، حدنساب لازم را بدست آوردند.
با این توصیفات همچنان باید از وزیر علوم این پرسش را نمود که چرا در دوران 8 ساله ی ریاست جمهوری سید محمد خاتمی حتی یک بار در مورد دانشجویان ستاره دار بحثی مطرح نشد؟
در حالی که در این مدت یکسال و نیم حداقل در یک مورد، با شکایت مهدی زمانی دانشجوی اخراجی دانشگاه همدان به دیوان عدالت اداری، غیرقانوی بودن اخراج ایشان محرز شد اما کماکان دانشگاه از پذیرش ایشان خودداری می کند.
بنظر می رسد کتمان حقایق همچنان شیوه ی رایج وزیر علوم است. موارد دیگر مربوط به نقض حقوق دانشجویان -و البته دیگر فعالین سیاسی و اجتماعی- در چند ماه اخیر را این آدرس می توانید ببینید. موارد جالبی هم در مورد زاهدی وزیر علوم در ویکی پدیا یافت شد که خواندن آن خالی از لطف نیست.
پاورقی:
» نویسنده ، مشنگ تمام عیار [هنوز]
این سخنان مربوط است به تازه ترین اظهارات احمدی نژاد در مورد انتخابات شوراهای شهر و روستا. در جریان شناسی سخنان فوق، این طرفی ها و آن طرفی ها را می توان به جریانات چپ و راست نسبت داد اما جریان "وسطی ها" به نظر خط فکری جدیدی در تحولات سیاسی ایران می باشد.
باور کنید به هر نحو می خواهم این سخنانش را هضم کنم، نشد. یکی از دوستان اصولگرا اگر گذرش به اینجا افتاد جواب بدهد در کدام کتاب واژه شناسی سیاسی، مفهوم آن طرفی ها و این طرفی ها و مهمتر از همه وسطی ها را می توانم بیابم؟
ایشان در ادامه اضافه کرده اند: «لجاجت، خودخواهی، دروغ گویی، حزب بازی، قبيلهگرایی و توطئههای دشمنان و مانعتراشیهای آنها از عواملی است كه مانع حركت مردم ايران به سمت ساختن كشور است.»
کاملا مورد قبول است که دروغگویی ، لجبازی، خودخواهی و قبیله گرایی هم می تواند ازعوامل عدم پیشرفت ایران باشد.باید بررسی نمود که این موارد توسط چه جریاناتی انجام می پذیرد.
قبیله گرایی -یا در شکل خاص تر آن فامیل گرایی- که در اکثر دولتها مرسوم بوده در دولت نهم هم به روال پیشین، حتی با گستردگی به مراتب بیشتر در حال گسترش است. البته اگر باجناق و خواهر زاده را جز فامیل حساب نماییم!
در مسائل جاری ایران همچون پرونده ی هسته ای، بودجه نویسی، سفرهای استانی، تصمیمات اقتصادی، بحران آفرینی برای کشور و عدم پذیرش سخنان عقلای قوم می تواند مصداق روشنی از لجاجت باشد.
داستانهای مربوط به هاله ی نور و امدادهای غیبی و معجزه ی هزاره ی سوم و پیش رفتن جهان بسوی احمدی نژادی شدن و ادعاهای اینچنین را هم می توان گذارد به حساب خودخواهی و خود بزرگ بینی.
اماا این سوال پیش می آید که "حزب بازی" چه لطمه ای می تواند به کشور وارد سازد. آیا اکثر کشورهای متمدن و مترقی دنیا بدون وجود احزاب قادر بودند به توسعه، دموکراسی و آزادی پایدار دست یابند.
حتی چین تک حزبی نیز خود را از وجود یک حزب نظام مند بی نیاز نمی داند. نگاه حزبی به سیاست نگاه عقلایی است. بهتر بود به جای حزب بازی به "خرد ستیزی" و "عوام گرایی" اشاره می نمودند که از مهمترین عوامل ضربه زننده به توسعه ی ایران در این روزهاست.
پیش از نگارش متن بالا می خواستم در مورد سخنان زاهدی وزیرعلوم که در مورد دانشجویان ستاره دار بیان شده بود، بنویسم که با دیدن سخنان شیوای احمدی نژاد نظرم تغییر کرد و به آن موضوع اولویت دادم. در مورد سخنان زاهدی هم مطلبی در ادامه آمده است:
«زاهدی طرح دانشجويان ستارهدار را ناشی از عدم كار تبليغاتی و رسانهای وزارت علوم دانست و افزود: اين از قانون و مقرراتی بوده كه از زمان دولت آقای خاتمی بوده و هرسال اجرا میشده است...افراد ردصلاحيت شده در پرونده خود سه سال زندان، شلاق، تجاوز به ناموس مردم و... را داشتهاند.» [خبرگزاری فارس]
در بسیاری از نظام های دموکراتیک، رهبران و سکانداران کشور به واسطه ی عیان شدن یک سخن ناصحیح و یا مخفی کردن حقیقت -هر چند کوچک- به پایان عمر سیاسی خود رسیده و مشمول مجازات شده اند.
اما در دولت نهم [...]. نگاهی به جلسه ی رای اعتماد به وزرای دولت نهم می تواند جالب توجه باشد. در آن زمان افروغ فاش نمود که آقای وزیر فعلی با پرداخت پول به یک موسسه ی خارجی عنوان مرد سال ریاضیات جهان را خریداری نموده و در سوابق خود ذکر کرده است.
این موضوع با اعتراض شدید چند تن از نمایندگان روبرو شد تا جایی که به روایت پیرموزن ایشان آرای لازم را جهت تصدی پست وزارت کسب ننمودند که در اقدام الهی و به کمک" امدادغیبی" آقای [...] با اضافه شدن 10 رای، پس از شمارش آرای، حدنساب لازم را بدست آوردند.
با این توصیفات همچنان باید از وزیر علوم این پرسش را نمود که چرا در دوران 8 ساله ی ریاست جمهوری سید محمد خاتمی حتی یک بار در مورد دانشجویان ستاره دار بحثی مطرح نشد؟
در حالی که در این مدت یکسال و نیم حداقل در یک مورد، با شکایت مهدی زمانی دانشجوی اخراجی دانشگاه همدان به دیوان عدالت اداری، غیرقانوی بودن اخراج ایشان محرز شد اما کماکان دانشگاه از پذیرش ایشان خودداری می کند.
بنظر می رسد کتمان حقایق همچنان شیوه ی رایج وزیر علوم است. موارد دیگر مربوط به نقض حقوق دانشجویان -و البته دیگر فعالین سیاسی و اجتماعی- در چند ماه اخیر را این آدرس می توانید ببینید. موارد جالبی هم در مورد زاهدی وزیر علوم در ویکی پدیا یافت شد که خواندن آن خالی از لطف نیست.
پاورقی:
» نویسنده ، مشنگ تمام عیار [هنوز]
1 دی 85
«سه نفر از عوامل بمبگذاريهای اهواز به دليل محاربه و اقدام عليه امنيت كشور از طریق بمبگذاری در بانك سامان و فرمانداری اهواز و به موجب آراء قطعی به اعدام محكوم شده بودند.براساس اين گزارش حكم صادره روز سهشنبه مورخ 28/9/85 پس از طی تشريفات قانونی و رعايت موازين شرعی اجرا شد.» [+]
درک شرایطی که در روزهای نا آرام خوزستان و بخصوص اهواز در موج اول و دوم بمب گذاریها، وجود داشت جز برای آنان که از نزدیک با این مسئله درگیر بودند ممکن نیست.
هنوز هم در جای جای شهر آثار این اتفاقات بر زندگی مردم سایه افکنده است. در مقابل و یا حتی حوالی کمتر اداره و یا سازمان دولتی است که بتوانی ماشینت را پارک کنی.
معدود اداراتی را می یابی که به محض ورود مورد تفتیش بدنی و وسائل همراهت قرار نگیری. حتی گاهی دانشگاه ها هم مشمول اینگونه رفتارهای احتیاطی می شود.
در این میان شنیدن اجرای حکم اعدام متهمان به بمب گذاریها گرچه ممکن است تسلی بخش یاشد اما نه تنها از نگرانیها نخواهد کاست بلکه به سبب احتمال اقدام تلافی جویانه، موج جدیدی از ترس را با خود به همراه خواهد داشت.
از جنبه ی انسانی نیز اجرای سریع اینگونه احکام خالی از اشکال نیست. آنگونه که شنیده می شود نسبت به شیوه ی دادرسی و صدور احکام اعدام متهمان شبهات و اعتراض هایی وجود دارد. [+]
در این مورد خاص و با توجه به فضای موجود در استان خوزستان هر گونه اظهار نظری می تواند عواقب وخیمی به دنبال داشته باشد لذا رسانه ها تنها به بیان اخبار اکتفا می کنند و از تحلیل و بررسی و احیانا قضاوت در این مورد خودداری می نمایند.
و این موضوع می تواند موجب شود که گاهی دیدگاه عمومی جامعه نسبت به این احکام و نحوه ی اجرایشان نادیده گرفته شود و بجای آنکه مجازات از تکرار جرم جلوگیری کند به عاملی تشدید کننده بدل گردد.
در هر حال این ها نیز "اعدام شدند" تا شاید خوزستان روی آرامش ببیند. آرامشی که سالهاست از شهروندان این بخش ایران به بهانه های مختلف دریغ شده است.
اما به حکم تجربه، معلول درمانی تنها فاجعه را به تاخیر می اندازدولی انرا متوقف نمی کند. وقت آن رسیده صورت مسئله ی پاک شده را دوباره بنویسیم و برایش جوابی منطقی و انسانی بیابیم.
پاورقی:
اطلاعات و اخبار بسیاری دریافت کرده ام در مورد نحوه ی برگزاری و شمارش آرای شورای شهر در اهواز. تکان دهنده و تاسفبار است. و بدتر از آن اینکه نتوانی این مسایل را نقل کنی از ترس عواقب احتمالی اش.
» امنیت ، ره آورد عدالت [+]
درک شرایطی که در روزهای نا آرام خوزستان و بخصوص اهواز در موج اول و دوم بمب گذاریها، وجود داشت جز برای آنان که از نزدیک با این مسئله درگیر بودند ممکن نیست.
هنوز هم در جای جای شهر آثار این اتفاقات بر زندگی مردم سایه افکنده است. در مقابل و یا حتی حوالی کمتر اداره و یا سازمان دولتی است که بتوانی ماشینت را پارک کنی.
معدود اداراتی را می یابی که به محض ورود مورد تفتیش بدنی و وسائل همراهت قرار نگیری. حتی گاهی دانشگاه ها هم مشمول اینگونه رفتارهای احتیاطی می شود.
در این میان شنیدن اجرای حکم اعدام متهمان به بمب گذاریها گرچه ممکن است تسلی بخش یاشد اما نه تنها از نگرانیها نخواهد کاست بلکه به سبب احتمال اقدام تلافی جویانه، موج جدیدی از ترس را با خود به همراه خواهد داشت.
از جنبه ی انسانی نیز اجرای سریع اینگونه احکام خالی از اشکال نیست. آنگونه که شنیده می شود نسبت به شیوه ی دادرسی و صدور احکام اعدام متهمان شبهات و اعتراض هایی وجود دارد. [+]
در این مورد خاص و با توجه به فضای موجود در استان خوزستان هر گونه اظهار نظری می تواند عواقب وخیمی به دنبال داشته باشد لذا رسانه ها تنها به بیان اخبار اکتفا می کنند و از تحلیل و بررسی و احیانا قضاوت در این مورد خودداری می نمایند.
و این موضوع می تواند موجب شود که گاهی دیدگاه عمومی جامعه نسبت به این احکام و نحوه ی اجرایشان نادیده گرفته شود و بجای آنکه مجازات از تکرار جرم جلوگیری کند به عاملی تشدید کننده بدل گردد.
در هر حال این ها نیز "اعدام شدند" تا شاید خوزستان روی آرامش ببیند. آرامشی که سالهاست از شهروندان این بخش ایران به بهانه های مختلف دریغ شده است.
اما به حکم تجربه، معلول درمانی تنها فاجعه را به تاخیر می اندازدولی انرا متوقف نمی کند. وقت آن رسیده صورت مسئله ی پاک شده را دوباره بنویسیم و برایش جوابی منطقی و انسانی بیابیم.
پاورقی:
اطلاعات و اخبار بسیاری دریافت کرده ام در مورد نحوه ی برگزاری و شمارش آرای شورای شهر در اهواز. تکان دهنده و تاسفبار است. و بدتر از آن اینکه نتوانی این مسایل را نقل کنی از ترس عواقب احتمالی اش.
» امنیت ، ره آورد عدالت [+]
30 آذر 85
امشب طولانی ترین شب سال خواهد بود. شب یلدا. یکم دی ماه هم سالروز اولین نوشته ی من است در جمهوری که تقریبا به مدت دوسال در بلاگفا داشتم. اما تولد رسمی جمهور بر می گردد به 29 اسفند ماه 1381 در پرشین بلاگ.
از بررسی و سوابق و تاریخ تولدهای مختلف -که یکجوری مثل شناسنامه است که 23 شهریور تولد را ثبت کرده در حالی که متولد یکم مرداد هستم- بگذریم دست به دامان لسان الغیب حافظ شیراز شدم. و این وصف الحال امشبم:
گرچه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود،
تا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود.
رندی آموز و کرم کن، که نه چندان هنر است
حیوانی که ننوشد می و انسان نشود!
گوهر پاک بباید که شود قابل فیض
ورنه هر سنگ و گلی لولو و مرجان نشود.
اسم اعظم بکند کار خود ای دل، خوش باش
که به تلبیس و حیل، دیو سلیمان نشود.
◘
عشق می ورزم و امید که این فن شریف
چو هنرهای دگر موجب حرمان نشود
حسن خلقی ز خدا می طلبم خوی تو را
تا دگر خاطر ما از تو پریشان نشود.
دوش می گفت که : «فردا بدهم کام دلت»-
سببی ساز خدایا که پشیمان نشود!
◘
دردمندی که کند درد، نهان پیش طبیب
درد او بی سببی قابل درمان نشود.
هر که در پیش بتان بر سر جان می لرزد
بی تکلف تن او لایق قربان نشود.
ذره را تا نبود همت عالی، حافظ!
طالب چشمه ی خورشید درخشان نشود.
پاورقی:
» عکس: پنجره [نگاتیو]
از بررسی و سوابق و تاریخ تولدهای مختلف -که یکجوری مثل شناسنامه است که 23 شهریور تولد را ثبت کرده در حالی که متولد یکم مرداد هستم- بگذریم دست به دامان لسان الغیب حافظ شیراز شدم. و این وصف الحال امشبم:
گرچه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود،
تا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود.
رندی آموز و کرم کن، که نه چندان هنر است
حیوانی که ننوشد می و انسان نشود!
گوهر پاک بباید که شود قابل فیض
ورنه هر سنگ و گلی لولو و مرجان نشود.
اسم اعظم بکند کار خود ای دل، خوش باش
که به تلبیس و حیل، دیو سلیمان نشود.
◘
عشق می ورزم و امید که این فن شریف
چو هنرهای دگر موجب حرمان نشود
حسن خلقی ز خدا می طلبم خوی تو را
تا دگر خاطر ما از تو پریشان نشود.
دوش می گفت که : «فردا بدهم کام دلت»-
سببی ساز خدایا که پشیمان نشود!
◘
دردمندی که کند درد، نهان پیش طبیب
درد او بی سببی قابل درمان نشود.
هر که در پیش بتان بر سر جان می لرزد
بی تکلف تن او لایق قربان نشود.
ذره را تا نبود همت عالی، حافظ!
طالب چشمه ی خورشید درخشان نشود.
پاورقی:
» عکس: پنجره [نگاتیو]
29 آذر 85
اکبر هاشمی رفسنجانی در نامه ای خطاب به ملت ایران ضمن تشکر از حضور در انتخابات از اعتماد مردم تهران به ایشان قدردانی نموده اند. در این نامه سه نکته ی مهم به چشم می خورد که بررسی آنها در جای خود با اهمیت می نماید.
در این نامه آمده است:
«این افتخار بزرگی برای یک طلبه است که در طول 28 سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در اکثریت قریب به اتفاق 11 انتخابات سراسری مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان رهبری و ریاست جمهوری، رتبه اول را در کسب آرای ارزشمند مردم داشته باشد.»
هاشمی به صراحت اعلام می کند که خود را در معرض قضاوت عمومی قرار داده و با اشاره به انتخابات به عنوان مبنای مشروعیت، موفقیتهای خود را در کسب اقبال عمومی به رخ دیگران می کشد.
مخاطبان این بخش نامه کاملا مشخص اند. جریانهایی که با تمام توان و با صرف میلیاردها تومان پروژه حذف هاشمی را از عرصه ی سیاسی ایران و بطور مشخص در این انتخابات دنبال می کردند.
او در ادامه می افزاید:«از مسوولان و رسانه ها انتظار می رود که در همه موارد به خصوص در اموری که مربوط به عمل و سرنوشت عمومی است، به گونه ای رفتار کنند که مردم اخبار صحیح را قبل از رسانه های بیگانه از رسانه های داخلی دریافت نمایند.»
رفتار شناسی هاشمی رفسنجانی موید این نکته است که ترجیحا انتقادات خود را در پس پرده و بشکلی خصوصی مطرح می نماید و از رسانه ای کردن آن پرهیز می کند.
اما در این مورد صراحتا بر این نکته انگشت می گذارد که رسانه ها و بخصوص صدا سیما از انجام وظیفه ی خود سر باز زدند و میدان داری خبری همچون گذشته در دست رسانه های خارجی بود.
بررسی آرای هاشمی و لحن او پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم و نزدیکی بیش از پیش به خاتمی و تعامل با کروبی نمایانگر این موضوع است که هاشمی کاملا خود را به جبهه ی رفورم خواهی نزدیک کرده و خطوط فکری خود را با محافظه کاران پر رنگتر می نماید.
به هرحال سابقه و توانمندی های سیاسی هاشمی، محبوبیت و خردورزی خاتمی در کنار برخی قابلیتهای منحصر به فرد شیخ اصلاحات، مهدی کروبی، جبهه ی اعتدال و رفورم خواهی را از توان بالایی بهرمند خواهد ساخت.
ادامه ی ائتلاف نیروهای ترقی خواه می تواند در آینده نزدیک اثرات ثمربخشی را برای جریان اصلاح طلبی ایران داشته باشد.
آخرین نکته ی موجود در نامه ی هاشمی رفسنجانی از همه ی موارد فوق مهمتر است. آنجا که ایشان از تداوم حضور در عرصه ی سیاسی سخن می گوید پیامی که تحلیل آن را به عهده ی خوانندگان می گذارم:
«از خداوند مهربان خواستارم که در مهلت محدود بقیه عمرم بتوانم در کنار رهبر معظم انقلاب و با تکیه بر حمایت های ملت عزیز و بزرگوار ایران به این انقلاب بی نظیر اسلامی و به کشور و مردم بزرگ ایران خدمت شایسته ای انجام دهم و به خصوص در مجلس خبرگان رهبری بتوانم از عهده مسوولیت های مهم و حساس این نهاد مقدس برآیم.»
پاورقی:
» ترجمه شده ی همین مطلب به انگلیسی [ARCHER]
» جابجایی آرا به نفع لیست احمدی نژاد [شهر فردا]
» عکس: پنجره [نگاتیو]
در این نامه آمده است:
«این افتخار بزرگی برای یک طلبه است که در طول 28 سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در اکثریت قریب به اتفاق 11 انتخابات سراسری مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان رهبری و ریاست جمهوری، رتبه اول را در کسب آرای ارزشمند مردم داشته باشد.»
هاشمی به صراحت اعلام می کند که خود را در معرض قضاوت عمومی قرار داده و با اشاره به انتخابات به عنوان مبنای مشروعیت، موفقیتهای خود را در کسب اقبال عمومی به رخ دیگران می کشد.
مخاطبان این بخش نامه کاملا مشخص اند. جریانهایی که با تمام توان و با صرف میلیاردها تومان پروژه حذف هاشمی را از عرصه ی سیاسی ایران و بطور مشخص در این انتخابات دنبال می کردند.
او در ادامه می افزاید:«از مسوولان و رسانه ها انتظار می رود که در همه موارد به خصوص در اموری که مربوط به عمل و سرنوشت عمومی است، به گونه ای رفتار کنند که مردم اخبار صحیح را قبل از رسانه های بیگانه از رسانه های داخلی دریافت نمایند.»
رفتار شناسی هاشمی رفسنجانی موید این نکته است که ترجیحا انتقادات خود را در پس پرده و بشکلی خصوصی مطرح می نماید و از رسانه ای کردن آن پرهیز می کند.
اما در این مورد صراحتا بر این نکته انگشت می گذارد که رسانه ها و بخصوص صدا سیما از انجام وظیفه ی خود سر باز زدند و میدان داری خبری همچون گذشته در دست رسانه های خارجی بود.
بررسی آرای هاشمی و لحن او پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم و نزدیکی بیش از پیش به خاتمی و تعامل با کروبی نمایانگر این موضوع است که هاشمی کاملا خود را به جبهه ی رفورم خواهی نزدیک کرده و خطوط فکری خود را با محافظه کاران پر رنگتر می نماید.
به هرحال سابقه و توانمندی های سیاسی هاشمی، محبوبیت و خردورزی خاتمی در کنار برخی قابلیتهای منحصر به فرد شیخ اصلاحات، مهدی کروبی، جبهه ی اعتدال و رفورم خواهی را از توان بالایی بهرمند خواهد ساخت.
ادامه ی ائتلاف نیروهای ترقی خواه می تواند در آینده نزدیک اثرات ثمربخشی را برای جریان اصلاح طلبی ایران داشته باشد.
آخرین نکته ی موجود در نامه ی هاشمی رفسنجانی از همه ی موارد فوق مهمتر است. آنجا که ایشان از تداوم حضور در عرصه ی سیاسی سخن می گوید پیامی که تحلیل آن را به عهده ی خوانندگان می گذارم:
«از خداوند مهربان خواستارم که در مهلت محدود بقیه عمرم بتوانم در کنار رهبر معظم انقلاب و با تکیه بر حمایت های ملت عزیز و بزرگوار ایران به این انقلاب بی نظیر اسلامی و به کشور و مردم بزرگ ایران خدمت شایسته ای انجام دهم و به خصوص در مجلس خبرگان رهبری بتوانم از عهده مسوولیت های مهم و حساس این نهاد مقدس برآیم.»
پاورقی:
» ترجمه شده ی همین مطلب به انگلیسی [ARCHER]
» جابجایی آرا به نفع لیست احمدی نژاد [شهر فردا]
» عکس: پنجره [نگاتیو]
28 آذر 85
سایت الف وابسته به جریان اصول گرایان زیر عنوان "تلاش خطرناک اصلاح طلبان تندرو" مدعی شد:
«در حالی که هیات های نظارت و اجرائی بر انتخابات شورا ها با دقت تمام مشغول شمارش آرای شهروندان تهرانی هستند و هر چند ساعت یکبار نتایج شمارش آرا را به طور رسمی اعلام میکنند ، چند رسانه دوم خردادی با انتشار اسامی جعلی به عنوان برندگان انتخابات ، بازی خطرناکی را آغاز کرده اند.»
این ادعا در حالی صورت می گیرد که تا 48 ساعت پس از برگزاری انتخابات وزارت کشور دولت احمدی نژاد از اعلام نتایج اولیه انتخابات شورای شهر تهران خودداری می نمود.
همچنین در حالی که شورای نگهبان سهیلاجلودارزاده، کاندیدای اصلاح طلب و غفوری فرد کاندیدای اصولگرایان را حائز اکثریت آرا و راه یافته به مجلس هفتم معرفی کرد، ثمره هاشمی از ورود بادامچیان و غفوری فرد به مجلس خبر داد.
حتی پس از گذشت یک روز از پایان شمارش آرا همچنان ثمره هاشمی با همراهی صدا و سیما بر نظر خود اصرار می ورزید. در این میان حتی شایعه بازشماری آرای جلودارزاده بگوش می رسید.
این شیوه ی برخورد، در مورد انتخابات خبرگان رهبری در تهران و آرای غیر منتظره ی هاشمی رفسنجانی و فاصله ی زیاد او با نفر دوم نیز تکرار شد.
همچنین در شهرهایی که اصلاح طلبان حائز پیروزیهای چشمگیری شده اند، هنوز بشکل رسمی نتایج انتخابات از رسانه های محلی اعلام نشده و نوعی سکوت خبری مشاهده می گردد.
گرچه سایت مذکور مدعی است وزارت کشور ساعت به ساعت نتایج انتخاباتی را اعلام می نماید اما واقعیت آنست که از پایان رای گیری تا به حال تنها یکبار نتایج شورای شهر تهران اعلام شده است. نتایجی که در مورد صحت آنها تردیدهای بسیاری وجود دارد.
با استناد به سکوت خبری وزارت کشور، برخورد نامناسب با ناظران اصلاح طلبان، بررسی های میدانی و مهمتر از همه توجه به اختلاف آرای هاشمی رفسنجانی و نفر دوم -که بخش عمده ی آنرا می توان متعلق اصلاح طلبان دانست- در کنار پیروزی سهیلا جلودار زاده در انتخابات مجلس و جایگاه سوم هادی ساعی -کاندیدای غیر سیاسی اصلاح طلبان- در لیست اعلامی وزارت کشور، می توان نسبت به آرای اعلامی شبهات بسیاری را وارد دانست.
البته باید تا پایان روز سه شنبه منتظر ماند و به دقت اقدامات وزارت کشور و هاشمی ثمره را زیر نظر داشت. بنظر می رسد امروز تعیین کننده ی سرنوشت شورای شهر تهران باشد.
اتفاقی که اگر رخ ندهد بیش از پیش فشارها را به دولت و گمانه زنی ها را تشدید خواهد نمود. در هر حال تا اینجای امر ورود 4 تا 7 کاندیدای اصلاح طلبان قطعی بنظر می رسد که می تواند با توجه به موفقیت رفسنجانی و جلودار زاده شکست سنگینی برای جریان احمدی نژاد قلمداد گردد.
پاورقی:
» تلاش برای تغییر آرای مسجد جامعی [شهر فردا]
» پایان شمارش آرای تهران [+]
» در انتظار امداد غیبی [+]
«در حالی که هیات های نظارت و اجرائی بر انتخابات شورا ها با دقت تمام مشغول شمارش آرای شهروندان تهرانی هستند و هر چند ساعت یکبار نتایج شمارش آرا را به طور رسمی اعلام میکنند ، چند رسانه دوم خردادی با انتشار اسامی جعلی به عنوان برندگان انتخابات ، بازی خطرناکی را آغاز کرده اند.»
این ادعا در حالی صورت می گیرد که تا 48 ساعت پس از برگزاری انتخابات وزارت کشور دولت احمدی نژاد از اعلام نتایج اولیه انتخابات شورای شهر تهران خودداری می نمود.
همچنین در حالی که شورای نگهبان سهیلاجلودارزاده، کاندیدای اصلاح طلب و غفوری فرد کاندیدای اصولگرایان را حائز اکثریت آرا و راه یافته به مجلس هفتم معرفی کرد، ثمره هاشمی از ورود بادامچیان و غفوری فرد به مجلس خبر داد.
حتی پس از گذشت یک روز از پایان شمارش آرا همچنان ثمره هاشمی با همراهی صدا و سیما بر نظر خود اصرار می ورزید. در این میان حتی شایعه بازشماری آرای جلودارزاده بگوش می رسید.
این شیوه ی برخورد، در مورد انتخابات خبرگان رهبری در تهران و آرای غیر منتظره ی هاشمی رفسنجانی و فاصله ی زیاد او با نفر دوم نیز تکرار شد.
همچنین در شهرهایی که اصلاح طلبان حائز پیروزیهای چشمگیری شده اند، هنوز بشکل رسمی نتایج انتخابات از رسانه های محلی اعلام نشده و نوعی سکوت خبری مشاهده می گردد.
گرچه سایت مذکور مدعی است وزارت کشور ساعت به ساعت نتایج انتخاباتی را اعلام می نماید اما واقعیت آنست که از پایان رای گیری تا به حال تنها یکبار نتایج شورای شهر تهران اعلام شده است. نتایجی که در مورد صحت آنها تردیدهای بسیاری وجود دارد.
با استناد به سکوت خبری وزارت کشور، برخورد نامناسب با ناظران اصلاح طلبان، بررسی های میدانی و مهمتر از همه توجه به اختلاف آرای هاشمی رفسنجانی و نفر دوم -که بخش عمده ی آنرا می توان متعلق اصلاح طلبان دانست- در کنار پیروزی سهیلا جلودار زاده در انتخابات مجلس و جایگاه سوم هادی ساعی -کاندیدای غیر سیاسی اصلاح طلبان- در لیست اعلامی وزارت کشور، می توان نسبت به آرای اعلامی شبهات بسیاری را وارد دانست.
البته باید تا پایان روز سه شنبه منتظر ماند و به دقت اقدامات وزارت کشور و هاشمی ثمره را زیر نظر داشت. بنظر می رسد امروز تعیین کننده ی سرنوشت شورای شهر تهران باشد.
اتفاقی که اگر رخ ندهد بیش از پیش فشارها را به دولت و گمانه زنی ها را تشدید خواهد نمود. در هر حال تا اینجای امر ورود 4 تا 7 کاندیدای اصلاح طلبان قطعی بنظر می رسد که می تواند با توجه به موفقیت رفسنجانی و جلودار زاده شکست سنگینی برای جریان احمدی نژاد قلمداد گردد.
پاورقی:
» تلاش برای تغییر آرای مسجد جامعی [شهر فردا]
» پایان شمارش آرای تهران [+]
» در انتظار امداد غیبی [+]
27 آذر 85
روزنا: کارشمارش آرای انتخابات سومين دوره شورای شهر تهران امروز ظهر به پايان رسيد. به گزارش روزنا از سايت های شمارش آرا، ستاد انتخابات وزارت کشور همچنان از اعلام رسمی نتايج شورای شهر تهران خودداري کرده و نگرانی هایی را در جامعه ايجاد کرده است.
براساس آخرين اخبار گزارش شده از سايت های شمارش آرا با پايان يافتن کار شمارش، اصلاح طلبان 11کرسی را از آن خود کرده اند و ائتلاف حاميان قاليباف نيز 3 نماينده به شورای شهر فرستاده است.
عليرضا دبير نيز از منتخبين مستقل شوراي شهر تهران است.گفتنی است فهرست حاميان دولت نتوانسته اقبال عمومی برای حضور در شورای شهر تهران را کسب کند و با پايان يافتن شمارش آرا، پروين احمدی نژاد نيز در رتبه 28 منتخبين در شورای شهر تهران نشسته است.
نتايج حاصله از شمارش 3 هزار صندوق رای به شرح زير است:
1- معصومه ابتکار
2- احمد مسجدجامعی
3- هادی ساعی
4- محمدعلي نجفی
5- الهه راستگو
6- اسماعيل دوستی
7- عباس ميرزا ابوطالبی
8- پيروز حناچی
9- صدر اعظم نوری
10- سيدکامل تقوی نژاد
11- قاسم تقي زاده خامسی
12- عليرضا دبير
13- مرتضي طلایی
14- مهدي چمران
15- رسول خادم
گفتنی است با شمارش 3 هزار صندوق نتيجه انتخابات به نفع اصلاح طلبان تغيير قابل توجهی يافته است. با این حال سکوت خبری رسانه های نزدیک به دولت و اعتراض ستاد رایحه ی خوش خدمت (هواداران احندی نژاد) تایید کننده ی نتایج حاصله است.
پاورقی:
» در انتظار امداد غیبی [+]
» مشکل پروین احمدی نژاد است [آفتاب]
براساس آخرين اخبار گزارش شده از سايت های شمارش آرا با پايان يافتن کار شمارش، اصلاح طلبان 11کرسی را از آن خود کرده اند و ائتلاف حاميان قاليباف نيز 3 نماينده به شورای شهر فرستاده است.
عليرضا دبير نيز از منتخبين مستقل شوراي شهر تهران است.گفتنی است فهرست حاميان دولت نتوانسته اقبال عمومی برای حضور در شورای شهر تهران را کسب کند و با پايان يافتن شمارش آرا، پروين احمدی نژاد نيز در رتبه 28 منتخبين در شورای شهر تهران نشسته است.
نتايج حاصله از شمارش 3 هزار صندوق رای به شرح زير است:
1- معصومه ابتکار
2- احمد مسجدجامعی
3- هادی ساعی
4- محمدعلي نجفی
5- الهه راستگو
6- اسماعيل دوستی
7- عباس ميرزا ابوطالبی
8- پيروز حناچی
9- صدر اعظم نوری
10- سيدکامل تقوی نژاد
11- قاسم تقي زاده خامسی
12- عليرضا دبير
13- مرتضي طلایی
14- مهدي چمران
15- رسول خادم
گفتنی است با شمارش 3 هزار صندوق نتيجه انتخابات به نفع اصلاح طلبان تغيير قابل توجهی يافته است. با این حال سکوت خبری رسانه های نزدیک به دولت و اعتراض ستاد رایحه ی خوش خدمت (هواداران احندی نژاد) تایید کننده ی نتایج حاصله است.
پاورقی:
» در انتظار امداد غیبی [+]
» مشکل پروین احمدی نژاد است [آفتاب]
محمدعلی رامین سخنگوی ائتلاف رایحه ی خوش خدمت (هواداران احمدی نژاد) در واکنش به تاخیر معنادار در اعلام نتایج انتخابات شورای شهر تهران - و البته برخی دیگر از شهرستانها- مدعی شد:
«برخی دستهای مشكوک سعی در به تاخير انداختن اطلاع رسانی در خصوص شمارش آراء به مردم را دارند».
ایشان توضیح نداده اند این دستهای مشکوک در کجا فعالیت دارند اما آنچه مشخص است اینکه وظیفه ی اعلام نتایج با "دولت هوادار این ائتلاف" می باشد و وزارت کشور دولت احمدی نژاد است که به هر دلیلی از اعلام نتایج شورای شهر تهران خودداری می کند.
رامین افزود: «كسانی كه درحال فضاسازی هستند و با شايعه سازی، خود را برنده انتخابات معرفی میكنند، ارتباط تنگاتنگی با عوامل به تاخير انداختن شمارش آراء و اطلاع رسانی به مردم دارند».
این همان نکته ای است که اصلاح طلبان هم به آن اشاره دارند. مطمئنن اصلاح طلبان با وزارت کشور دولت نهم ارتباط تنگاتنگی ندارند و این موضوع را بیشتر می توان به "ائتلاف رایحه خوش" نسبت داد.
در مورد فضا سازی و شایعه پراکنی، این رسانه های هوادار دولت و اصولگرایان هستند که مرتبا ارقام و آمار ضد و نقیضی را در مورد میزان موفقیت خود در انتخابات شورا ها اعلام می نمایند.
که با چشم پوشی از تناقضات موجود در صورت صحت این امار، دلیلی وجود ندارد که دولت موفقیت هوادارانش را منعکس ننماید.
سخنگوی رایحه خوش خدمت در ادامه می افزایند:«اين گروهها با غيب گوییهای انتخاباتی خود به دنبال اين هدف هستند كه اگر نتيجه انتخابات به نفع آنها نبود، در اين نتيجه تشكيک شود».
استفاده از عبارت "غیب گویی" بخوبی بیان کننده ی مقصود گوینده این جملات است. با مراجعه به رجانیوز سایت هوادار دولت احمدی نژاد مشاهده می شود که این سایت در ساعت 19:30 روز برگزاری انتخابات یعنی دو نیم ساعت پیش از پایان رای گیری مدعی شکست سنگین اصلاح طلبان و پیروزی قاطع لیست رایحه خوش خدمت شده است.
سخنانی از این دست را تنها می توان فرا فکنی به شکلی مستهجن نامید. آنچه مشخص است اینکه فضای بسته ی خبری موجود که توسط دولت بوجود آمده، سلامت انتخابات را مورد تردید قرار داده و نگرانی های بسیاری را در پی داشته است.
سابقه ی تاریخی برگزاری دو دوره انتخابات شوراها نیز این نکته را تاکید می کند که عدم اطلاع رسانی تا 48 ساعت پس از انتخابات طبیعی نیست و تنها بخشی از آن را می توان ناشی از بی کفایتی دولت در برگزاری این انتخابات و شمارش آرا دانست.
به هر حال خبر ورود آقایان خاتمی، هاشمی و کروبی در راه صیانت از آرای شهروندان می تواند تحرکاتی جدیدی را باعث گردد و شاید بزودی آثار آن را بتوان مشاهده نمود.
پاورقی:
» پیروز اصلاح طلبان در 10 استان [ایلنا]
» اعلام نتایج طراحی شده؛ سازش قالیباف و احمدی نژاد [شهرفردا]
«برخی دستهای مشكوک سعی در به تاخير انداختن اطلاع رسانی در خصوص شمارش آراء به مردم را دارند».
ایشان توضیح نداده اند این دستهای مشکوک در کجا فعالیت دارند اما آنچه مشخص است اینکه وظیفه ی اعلام نتایج با "دولت هوادار این ائتلاف" می باشد و وزارت کشور دولت احمدی نژاد است که به هر دلیلی از اعلام نتایج شورای شهر تهران خودداری می کند.
رامین افزود: «كسانی كه درحال فضاسازی هستند و با شايعه سازی، خود را برنده انتخابات معرفی میكنند، ارتباط تنگاتنگی با عوامل به تاخير انداختن شمارش آراء و اطلاع رسانی به مردم دارند».
این همان نکته ای است که اصلاح طلبان هم به آن اشاره دارند. مطمئنن اصلاح طلبان با وزارت کشور دولت نهم ارتباط تنگاتنگی ندارند و این موضوع را بیشتر می توان به "ائتلاف رایحه خوش" نسبت داد.
در مورد فضا سازی و شایعه پراکنی، این رسانه های هوادار دولت و اصولگرایان هستند که مرتبا ارقام و آمار ضد و نقیضی را در مورد میزان موفقیت خود در انتخابات شورا ها اعلام می نمایند.
که با چشم پوشی از تناقضات موجود در صورت صحت این امار، دلیلی وجود ندارد که دولت موفقیت هوادارانش را منعکس ننماید.
سخنگوی رایحه خوش خدمت در ادامه می افزایند:«اين گروهها با غيب گوییهای انتخاباتی خود به دنبال اين هدف هستند كه اگر نتيجه انتخابات به نفع آنها نبود، در اين نتيجه تشكيک شود».
استفاده از عبارت "غیب گویی" بخوبی بیان کننده ی مقصود گوینده این جملات است. با مراجعه به رجانیوز سایت هوادار دولت احمدی نژاد مشاهده می شود که این سایت در ساعت 19:30 روز برگزاری انتخابات یعنی دو نیم ساعت پیش از پایان رای گیری مدعی شکست سنگین اصلاح طلبان و پیروزی قاطع لیست رایحه خوش خدمت شده است.
سخنانی از این دست را تنها می توان فرا فکنی به شکلی مستهجن نامید. آنچه مشخص است اینکه فضای بسته ی خبری موجود که توسط دولت بوجود آمده، سلامت انتخابات را مورد تردید قرار داده و نگرانی های بسیاری را در پی داشته است.
سابقه ی تاریخی برگزاری دو دوره انتخابات شوراها نیز این نکته را تاکید می کند که عدم اطلاع رسانی تا 48 ساعت پس از انتخابات طبیعی نیست و تنها بخشی از آن را می توان ناشی از بی کفایتی دولت در برگزاری این انتخابات و شمارش آرا دانست.
به هر حال خبر ورود آقایان خاتمی، هاشمی و کروبی در راه صیانت از آرای شهروندان می تواند تحرکاتی جدیدی را باعث گردد و شاید بزودی آثار آن را بتوان مشاهده نمود.
پاورقی:
» پیروز اصلاح طلبان در 10 استان [ایلنا]
» اعلام نتایج طراحی شده؛ سازش قالیباف و احمدی نژاد [شهرفردا]
26 آذر 85
آنچه که بیش از همه رسانه های نزدیک به دولت پس انتخابات اعلام می کنند بی توجهی به نتیجه ی حاصل در انتخابات است. اینگونه تبلیغ می شود که اصل حضور 60 درصدی مردم موفقیت برای دولت و نظام است و باقی ماجرا اهمیتی ندارد.
اما به واقع این "باقی بی اهمیت ماجرا" مشخص کننده ی جهت گیری مردم و احیانا تغییر فضای سیاسی جامعه است. همچنین این انتخابات می تواند نمره ی شهروندان به کارنامه ی یک سال و نیمه دولت نهم باشد.
از نتایج غیر رسمی اینگونه بنظر می رسد که اصلاح طلبان در سراسر کشور موفقیت نسبی بدست آورده اند و هواداران دولت با توجه به بسیج همه ی امکانات نتوانسته اند نتیجه دلخواه خود را کسب کنند.
سید محمد ابطحی در مورد واکنش رسانه های هوادار دولت نظر جالبی دارد. او معتقد است:«این دستپاچگی، خبر خوشی برای ما بود. معمولاً وقتی اطلاعات درستی از پیروزی دارند به این سرعت به جنگ روانی رو نمی آوردند.»
موضوع مورد توجه دیگر، سکوت خبری موجود است. صدا و سیما با اکراه و بدون اعلام تعداد آرای کاندیداهای خبرگان رهبری در تهران در ساعات پایانی شب از موفقیت خیره کننده ی هاشمی رفسنجانی خبر داد.
او به تنهایی و با فاصله قابل توجه ای اول است در حالی که محمد تقی مصباح یزدی، از مخالفان سرسخت هاشمی و هوادار دولت، با فاصله ای فاحشی در رده ی هفتم قرار دارد.
از سوی دیگر سهیلا جلودار زاده اصلاح طلب، به عنوان نماینده ی مجلس هفتم از تهران برگزیده شده. این موفقیت اصلاح طلبان و پیروزی هاشمی می تواند معیار موفقیت اصلاح طلبان در انتخابات شورای شهر تهران باشد که تاکنون کوچکترین خبری در مورد آن اعلام نشده است.
از بسیاری از شهرستانها خبر پیروزی اصلاح طلبان و یا مستقلها به گوش می رسد. در اهواز فرد شاخص لیست اصلاح طلبان داریوش ممبینی با اختلاف چشمگیری اول است.
در نه نفر اول نیز نام 5 نفر از کاندیداهای وابسته به جریان اصلاح طلبان و 2 نفر مستقل به چشم می خورد. از لیست رایحه ی خوش خدمت تنها 2 نفر در رقابت حاضر هستند.
جالب است بدانید در اهواز خانم آرزو بابادی فروشنده ی لوازم آرایشی بدون حضور در هیچ لیستی با رای نسبت خوبی در جای دوم قرار دارد. که این موضوع اعتراض سایتهای هوادرا دولت را هم در پی داشته است.
برای سومین دوره ی متوالی شورای شهر اهواز -البته به کمک جریانات قومی- در کنترل اصلاح طلبان قرار گرفت تا نشان داده شود جریان رفورم خواه در این منطقه و در میان اقوام مختلف ریشه دار است.
با تمام این اوصاف تنها نگرانی موجود احتمال تقلب در شمارش آرا است. تداوم سکوت رسانه ای بی سابقه و همچنین شایعاتی در مورد گم شدن صندوقهای رای، بیرون نمودن ناظرین کاندیداهای اصلاح طلب از حوزه های شمارش و خبرهایی از این دست، سلامت انتخابات را تحت شعاع قرار داده است.
امیدوارم همانگونه که گیسو فغفوری نوشته، «بزرگانی مثل خاتمی و کروبی هم اعتراض کنند . آخرش که همه چیز را روی سرتان خراب کردند که فایده ندارد».
پاورقی:
» نتایج اولیه شورای شهر تهران [حنیف]
» تقلب انتخاباتی به سبک خاتمی [نگاتیو]
اما به واقع این "باقی بی اهمیت ماجرا" مشخص کننده ی جهت گیری مردم و احیانا تغییر فضای سیاسی جامعه است. همچنین این انتخابات می تواند نمره ی شهروندان به کارنامه ی یک سال و نیمه دولت نهم باشد.
از نتایج غیر رسمی اینگونه بنظر می رسد که اصلاح طلبان در سراسر کشور موفقیت نسبی بدست آورده اند و هواداران دولت با توجه به بسیج همه ی امکانات نتوانسته اند نتیجه دلخواه خود را کسب کنند.
سید محمد ابطحی در مورد واکنش رسانه های هوادار دولت نظر جالبی دارد. او معتقد است:«این دستپاچگی، خبر خوشی برای ما بود. معمولاً وقتی اطلاعات درستی از پیروزی دارند به این سرعت به جنگ روانی رو نمی آوردند.»
موضوع مورد توجه دیگر، سکوت خبری موجود است. صدا و سیما با اکراه و بدون اعلام تعداد آرای کاندیداهای خبرگان رهبری در تهران در ساعات پایانی شب از موفقیت خیره کننده ی هاشمی رفسنجانی خبر داد.
او به تنهایی و با فاصله قابل توجه ای اول است در حالی که محمد تقی مصباح یزدی، از مخالفان سرسخت هاشمی و هوادار دولت، با فاصله ای فاحشی در رده ی هفتم قرار دارد.
از سوی دیگر سهیلا جلودار زاده اصلاح طلب، به عنوان نماینده ی مجلس هفتم از تهران برگزیده شده. این موفقیت اصلاح طلبان و پیروزی هاشمی می تواند معیار موفقیت اصلاح طلبان در انتخابات شورای شهر تهران باشد که تاکنون کوچکترین خبری در مورد آن اعلام نشده است.
از بسیاری از شهرستانها خبر پیروزی اصلاح طلبان و یا مستقلها به گوش می رسد. در اهواز فرد شاخص لیست اصلاح طلبان داریوش ممبینی با اختلاف چشمگیری اول است.
در نه نفر اول نیز نام 5 نفر از کاندیداهای وابسته به جریان اصلاح طلبان و 2 نفر مستقل به چشم می خورد. از لیست رایحه ی خوش خدمت تنها 2 نفر در رقابت حاضر هستند.
جالب است بدانید در اهواز خانم آرزو بابادی فروشنده ی لوازم آرایشی بدون حضور در هیچ لیستی با رای نسبت خوبی در جای دوم قرار دارد. که این موضوع اعتراض سایتهای هوادرا دولت را هم در پی داشته است.
برای سومین دوره ی متوالی شورای شهر اهواز -البته به کمک جریانات قومی- در کنترل اصلاح طلبان قرار گرفت تا نشان داده شود جریان رفورم خواه در این منطقه و در میان اقوام مختلف ریشه دار است.
با تمام این اوصاف تنها نگرانی موجود احتمال تقلب در شمارش آرا است. تداوم سکوت رسانه ای بی سابقه و همچنین شایعاتی در مورد گم شدن صندوقهای رای، بیرون نمودن ناظرین کاندیداهای اصلاح طلب از حوزه های شمارش و خبرهایی از این دست، سلامت انتخابات را تحت شعاع قرار داده است.
امیدوارم همانگونه که گیسو فغفوری نوشته، «بزرگانی مثل خاتمی و کروبی هم اعتراض کنند . آخرش که همه چیز را روی سرتان خراب کردند که فایده ندارد».
پاورقی:
» نتایج اولیه شورای شهر تهران [حنیف]
» تقلب انتخاباتی به سبک خاتمی [نگاتیو]
25 آذر 85
انتخابات تمام شد و شمارش آرا آغاز شده است. آنچه همگی به آن اعتراف دارند، پراکندگی آرا ریخته شده به صندوقها است. تعداد کسانی که حزبی و لیستی رای می دهند بسیار اندک است و این مسئله احتمال پیروز قاطع جناح های مختلف سیاسی را مشکل ساخته است.
امروز در حوزه های مختلف رای گیری حاضر شدم و سعی کردم از شیوه و نوع انتخاب کاندیداها توسط مردم درک صحیحی پیدا کنم. به هیچ عنوان الگوی رفتاری معینی را نمی شد ترسیم نمود.
بدتر از آن عده ی زیادی نسبت به ماهیت انتخابات درک و آگاهی کافی نداشتند. حتی نسبت به انتخابهای مختلف -شورای شهر ، خبرگان، میان دوره ای مجلس- تمیز قائل نمی شدند.
چه بسیار برگه های شورای شهری که با اسامی کاندیداهای خبرگان پرشد و رای دهندگان حتی وقتی نسبت به خطای خود آگاه می شدند برای تصحیح اشتباه خود تلاشی نمی نمودند.
اما مهمترین تجربه در انتخابات را می توان توجه کردن به آرای سرگردان، بجای تشویق تحریمی ها به مشارکت دانست. این مسئله درست است که تحریمی ها بعلت معرفت سیاسی، انتخابهای آگاهانه ای دارند اما به لحاظ تعداد نسبتا کمشان و منطق دگماتیسمی، صرف زمان و تلاش زیادی را می طلبند.
در سوی دیگر بخشی از عوام بعلت عدم تفکیک نیروهای سیاسی و نداشتن دیدگاه حزبی حتی زحمت شناخت مواضع و توامندی های کاندیداها را به خود نمی دهند. لذا نمی توانند تحلیل نمایند که آثار یک انتخاب بی هدف بر زندگی عمومی، چقدر می تواند مخرب باشد.
برای جهت دهی این نیروها که پای ثابت هر انتخاباتی هستند، باید روشها و شیوه های متفاوتی نسبت به طبقه ی نخبه و تحصیلکرده جامعه در پیش گرفت. این نیروهای بجای سازماندهی سیاسی نیاز به مشارکت اجتماعی و فرهنگی در امور حزبی دارند.
مشارکت و کسب منفعت در پیروزی حزب مطبوع ، آنها را تشویق می نماید نسبت به هر انتخابی با وسواس و دقت اقدام کنند. اصلاح طلبان به علت نگاه بازتری که به مسائل اجتماعی و حقوق شهروندی، می توانند در جذب توده های مردم موفق تر باشند.
از منظر دیگر این ماجرا، نتیجه ی این انتخابات اهمیت دارد. شواهد بر اقبال مناسب عمومی نسبت به لیست اصلاح طلبان و نیروهای میانه رو حکایت دارد. نگرانی عمده موجود حفظ امانتداری آرای مردمی است.
وزیر کشور احمدی نژاد در سخنان تعجب برانگیزی اظهار داشته است که:«به لحاظ اعتقادات و گرايشات آرمانی بنده به جريان اصولگرا تعلق دارم و تمايلات شخصی بنده توفيق بيشتر اين جريان است. رای من نيز به جريان اصولگراست». [+]
او که مسولیت اجرای انتخابات را بر عهده دارد همچنین اعلام نموده:«سال آينده انتخاباتی را كه دوست داريم برگزار میكنيم». این نوع موضع گیری اصلاح طلبان را نگران تر از پیش می کند که وزیر کشوری که صراحتا حمایت خود را از جریان اصولگرا اعلام می نماید، چگونه می تواند در امر شمارش و اعلام نتایج بی طرف باشد.
همچنین این سوال پیش می آید که انتخابات مطلوبی که سال آینده به مردم وعده داده می شود از دیدگاه وزیر کشور چه مشخصاتی را دارا خواهد بود؟ با تمام این اوصاف هنوز کار اصلاح طلبان پایان نیافته است.
همانگونه که ابطحی اشاره نموده باید جریان اصلاحی چشمان خود را باز نگهدارد و بر نحوه ی شمارش و اعلام نتایج نظارت کافی داشته باشد تا نکند بار دیگر خواب سحرگاه کاندیداها و امدادات غیبی نتایج انتخابات را رقم بزند.
پاورقی:
تقلب انتخاباتی به سبک خاتمی [نگاتیو]
امروز در حوزه های مختلف رای گیری حاضر شدم و سعی کردم از شیوه و نوع انتخاب کاندیداها توسط مردم درک صحیحی پیدا کنم. به هیچ عنوان الگوی رفتاری معینی را نمی شد ترسیم نمود.
بدتر از آن عده ی زیادی نسبت به ماهیت انتخابات درک و آگاهی کافی نداشتند. حتی نسبت به انتخابهای مختلف -شورای شهر ، خبرگان، میان دوره ای مجلس- تمیز قائل نمی شدند.
چه بسیار برگه های شورای شهری که با اسامی کاندیداهای خبرگان پرشد و رای دهندگان حتی وقتی نسبت به خطای خود آگاه می شدند برای تصحیح اشتباه خود تلاشی نمی نمودند.
اما مهمترین تجربه در انتخابات را می توان توجه کردن به آرای سرگردان، بجای تشویق تحریمی ها به مشارکت دانست. این مسئله درست است که تحریمی ها بعلت معرفت سیاسی، انتخابهای آگاهانه ای دارند اما به لحاظ تعداد نسبتا کمشان و منطق دگماتیسمی، صرف زمان و تلاش زیادی را می طلبند.
در سوی دیگر بخشی از عوام بعلت عدم تفکیک نیروهای سیاسی و نداشتن دیدگاه حزبی حتی زحمت شناخت مواضع و توامندی های کاندیداها را به خود نمی دهند. لذا نمی توانند تحلیل نمایند که آثار یک انتخاب بی هدف بر زندگی عمومی، چقدر می تواند مخرب باشد.
برای جهت دهی این نیروها که پای ثابت هر انتخاباتی هستند، باید روشها و شیوه های متفاوتی نسبت به طبقه ی نخبه و تحصیلکرده جامعه در پیش گرفت. این نیروهای بجای سازماندهی سیاسی نیاز به مشارکت اجتماعی و فرهنگی در امور حزبی دارند.
مشارکت و کسب منفعت در پیروزی حزب مطبوع ، آنها را تشویق می نماید نسبت به هر انتخابی با وسواس و دقت اقدام کنند. اصلاح طلبان به علت نگاه بازتری که به مسائل اجتماعی و حقوق شهروندی، می توانند در جذب توده های مردم موفق تر باشند.
از منظر دیگر این ماجرا، نتیجه ی این انتخابات اهمیت دارد. شواهد بر اقبال مناسب عمومی نسبت به لیست اصلاح طلبان و نیروهای میانه رو حکایت دارد. نگرانی عمده موجود حفظ امانتداری آرای مردمی است.
وزیر کشور احمدی نژاد در سخنان تعجب برانگیزی اظهار داشته است که:«به لحاظ اعتقادات و گرايشات آرمانی بنده به جريان اصولگرا تعلق دارم و تمايلات شخصی بنده توفيق بيشتر اين جريان است. رای من نيز به جريان اصولگراست». [+]
او که مسولیت اجرای انتخابات را بر عهده دارد همچنین اعلام نموده:«سال آينده انتخاباتی را كه دوست داريم برگزار میكنيم». این نوع موضع گیری اصلاح طلبان را نگران تر از پیش می کند که وزیر کشوری که صراحتا حمایت خود را از جریان اصولگرا اعلام می نماید، چگونه می تواند در امر شمارش و اعلام نتایج بی طرف باشد.
همچنین این سوال پیش می آید که انتخابات مطلوبی که سال آینده به مردم وعده داده می شود از دیدگاه وزیر کشور چه مشخصاتی را دارا خواهد بود؟ با تمام این اوصاف هنوز کار اصلاح طلبان پایان نیافته است.
همانگونه که ابطحی اشاره نموده باید جریان اصلاحی چشمان خود را باز نگهدارد و بر نحوه ی شمارش و اعلام نتایج نظارت کافی داشته باشد تا نکند بار دیگر خواب سحرگاه کاندیداها و امدادات غیبی نتایج انتخابات را رقم بزند.
پاورقی:
تقلب انتخاباتی به سبک خاتمی [نگاتیو]
24 آذر 85
دیشب، یک روز پیش از انتخابات به ستاد مرکزی اصلاح طلبان اهواز رفتم. جایی که تا ساعتهای ابتدایی بامداد امروز همچنان حضور برخی کاندیداها و مسوولین اصلاح طلب پر رنگ بود.
هر کسی از شرایط موجود و انچه که فردا رخ خواهد داد تحلیلی ارائه می کرد. تحلیلهایی که شاید چندان نمی توانست با دلایل محکم و بررسی میدانی، مورد تایید واقع شود، مشکلی که اصلاح طلبان در انتخابات پیشین هم با آن روبرو بودند.
اکثر تحلیلها به پیروزی یکی از لیستهای متعلق به شهروندان عرب اذهان داشت. لیستی که با اصلاح طلبان دو کاندیدای مشترک دارد. در مرتبه ی بعدی شانس نیروهای اصلاح طلب برای ورود به شورا بیشتر می نمود. بنظر می رسد هواداران دولت، معروف به "رایحه ی خوش خدمت" نیز در جایگاه بعدی قرار دارند.
اما اخبار نگران کننده تمامی تحلیلها را تحت شعاع قرار داد. احتمال رد شدن چند تن از اعضای لیست عربها که البته توسط هیچ مرجعی تایید نشد و از آن مهمتر پخش شبنامه ای با عنوان نظر سنجی جنبش دانشجویی!
نظر سنجی که بیشتر به یک نظر سازی ناشیانه شبیه است. این نظرسازی می تواند به دو علت مشخص منتشر شده باشد. اولا تاثیر بر آرای سرگردان به نفع لیست حامیان احمدی نژاد، دوما برای ایجاد زمینه روانی و ذهنی برای رقم خوردن یک شرایط غیر قابل پیش بینی احتمالا با کمک "امدادات غیبی".
آنچه از شرایط دیگر شهرها نیز به گوش می رسد بر همین امر دلالت دارد. تا جایی که انتخابات تهران حکم مرگ و زندگی دولت نهم را یافته و حتی با توصل به جابه جایی رای دهندگان در پی کسب کرسی های شورای شهر تهران هستند.
در این بین سپردن مسولیت اجرایی انتخابات به نیروهای بسیجی و برخی ارگانهای نظامی، نگرانیهای بسیاری را در نزد اصلاح طلبان بوجود آورده است. تغییر شیوه ی شمارش نیز بر این نگرانیها میافزاید.
در هر حال آنچه در حال رخ دادن است تنها با اراده ی مردم قابل تغییر است. اراده ای که اگر حاکم نگردد شرایط به مراتب سخت تری را برای همگان رقم خواهد زد.
در هر حال دوستانی که قصد دارند در انتخابات شرکت نمایند لازم است به چند نکته دقت کنند:
اسم کاندیداهای اصلاح طلب را بشکل کامل و در صورت امکان با کد کاندیداتوری وارد نمایند. به تعداد اعضای شورا در برگه ها اسم وارد نمایند و از خالی گذاردن برگه رای پرهیز کنند. سعی نمایند به لیست واحد اصلاح طلبان رای دهند تا از شکسته شدن آرا جلوگیری گردد.
در فردای انتخابات هر نتیجه ای هم که رقم بخورد ، یک پیروزی برای رفورم خواهان حاصل گشته است. اتحاد بر سر اصول مشترک و رسیدن به لیست واحد که تداوم آن برای جریان اصلاحی بسیار ارزشمند خواهد بود.
پاورقی:
» عکس: نظرسازی انتخاباتی [نگاتیو]
هر کسی از شرایط موجود و انچه که فردا رخ خواهد داد تحلیلی ارائه می کرد. تحلیلهایی که شاید چندان نمی توانست با دلایل محکم و بررسی میدانی، مورد تایید واقع شود، مشکلی که اصلاح طلبان در انتخابات پیشین هم با آن روبرو بودند.
اکثر تحلیلها به پیروزی یکی از لیستهای متعلق به شهروندان عرب اذهان داشت. لیستی که با اصلاح طلبان دو کاندیدای مشترک دارد. در مرتبه ی بعدی شانس نیروهای اصلاح طلب برای ورود به شورا بیشتر می نمود. بنظر می رسد هواداران دولت، معروف به "رایحه ی خوش خدمت" نیز در جایگاه بعدی قرار دارند.
اما اخبار نگران کننده تمامی تحلیلها را تحت شعاع قرار داد. احتمال رد شدن چند تن از اعضای لیست عربها که البته توسط هیچ مرجعی تایید نشد و از آن مهمتر پخش شبنامه ای با عنوان نظر سنجی جنبش دانشجویی!
نظر سنجی که بیشتر به یک نظر سازی ناشیانه شبیه است. این نظرسازی می تواند به دو علت مشخص منتشر شده باشد. اولا تاثیر بر آرای سرگردان به نفع لیست حامیان احمدی نژاد، دوما برای ایجاد زمینه روانی و ذهنی برای رقم خوردن یک شرایط غیر قابل پیش بینی احتمالا با کمک "امدادات غیبی".
آنچه از شرایط دیگر شهرها نیز به گوش می رسد بر همین امر دلالت دارد. تا جایی که انتخابات تهران حکم مرگ و زندگی دولت نهم را یافته و حتی با توصل به جابه جایی رای دهندگان در پی کسب کرسی های شورای شهر تهران هستند.
در این بین سپردن مسولیت اجرایی انتخابات به نیروهای بسیجی و برخی ارگانهای نظامی، نگرانیهای بسیاری را در نزد اصلاح طلبان بوجود آورده است. تغییر شیوه ی شمارش نیز بر این نگرانیها میافزاید.
در هر حال آنچه در حال رخ دادن است تنها با اراده ی مردم قابل تغییر است. اراده ای که اگر حاکم نگردد شرایط به مراتب سخت تری را برای همگان رقم خواهد زد.
در هر حال دوستانی که قصد دارند در انتخابات شرکت نمایند لازم است به چند نکته دقت کنند:
اسم کاندیداهای اصلاح طلب را بشکل کامل و در صورت امکان با کد کاندیداتوری وارد نمایند. به تعداد اعضای شورا در برگه ها اسم وارد نمایند و از خالی گذاردن برگه رای پرهیز کنند. سعی نمایند به لیست واحد اصلاح طلبان رای دهند تا از شکسته شدن آرا جلوگیری گردد.
در فردای انتخابات هر نتیجه ای هم که رقم بخورد ، یک پیروزی برای رفورم خواهان حاصل گشته است. اتحاد بر سر اصول مشترک و رسیدن به لیست واحد که تداوم آن برای جریان اصلاحی بسیار ارزشمند خواهد بود.
پاورقی:
» عکس: نظرسازی انتخاباتی [نگاتیو]
23 آذر 85
فردا روز انتخاب است. انتخاب اینکه در خانه بشینیم و بگذاریم تصمیمی گرفته شود و آن وقت ذکر مصیبت کنیم و با خود بگوییم هر سال دریغ از پارسال و یا اینکه بیاییم پای صندوق رای و با "تعدیل خواسته های بر حقمان" به کسانی رای بدهیم که شاید انتخاب بین بد و بدتر باشند.
بگذارید جور دیگر به این موضوع نگاه کنیم. من قویا معتقدم در برخی شهرها و بخصوص تهران لیست اصلاح طلبان بسیار قوی بسته شده است. و برخی از کاندیداها از خوشنامی و سابقه ی خوبی سود می برند.
افراد متخصص و با سابقه که می توانند مدیریت شهری ما را متحول سازند و زمینه ی گذار از مدیریت عوام زده به اداره ی امور بر حسب تشخیص مناسب واقعیت ها و نیازها را فراهم نمایند.
اما فرض کنیم میان اصلاح طلبان و اصولگراها تفاوتی وجود ندارد. آیا با سپردن شورای شهر به کسانی که دارای کمترین هماهنگی و همراهی با دولت نهم هستند به تضاد منافع در حاکمیت کمک نمی کنیم.
آیا در این میان از فشار به نیروهای برون حاکمیت و فعالین غیر سیاسی کاسته نمی شود و جنبش مدنی ایران توان و فرصت دوباره نفس کشیدن را نمی یابد؟ امری که حداقل با رای ندادن حاصل نمی گردد.
هنوز به اعتقاد من مشکل برخی از کسانی که حاضر نیستند رای بدهند به عدم درک مناسبشان از مفهوم سیاست و روشهای اعمال حاکمیت و شیوه های استقرار دموکراسی بر می گردد.
آرمان شهری را طلب می کنیم که حتی در رویاهایمان نیز به تصویر کشیده نمی شود. سیاست را به غایت اخلاقی می خواهیم و فکر نمی کنیم کدام بخش از زندگی اجتماعی و فردیمان به شکلی تمام عیار در چهارچوب اخلاقیات قرار دارد.
با تمامی این حرفها و فلسفه بافی ها در انتخابات شورای شهر شرکت می کنم و از حداقل امکان موجود برای کسب حداکثر موفقیت بهره می برم حتی اگر این موفقیت در کسب چند کرسی توسط آدمهایی باشد که به نظر من بیش از دیگران به حقوق شهروندی و رفورم خواهی معتقدند.
پاورقی:
» عبور از رفورم خواهی تخیلی [+]
» فردای انتخاب [حنیف]
» دریغ است ایران که ویران شود [الپر]
» تناقض و ارادت به سیاست های عادت شده [هنوز]
» عکس: این ده نفر [نگاتیو]
بگذارید جور دیگر به این موضوع نگاه کنیم. من قویا معتقدم در برخی شهرها و بخصوص تهران لیست اصلاح طلبان بسیار قوی بسته شده است. و برخی از کاندیداها از خوشنامی و سابقه ی خوبی سود می برند.
افراد متخصص و با سابقه که می توانند مدیریت شهری ما را متحول سازند و زمینه ی گذار از مدیریت عوام زده به اداره ی امور بر حسب تشخیص مناسب واقعیت ها و نیازها را فراهم نمایند.
اما فرض کنیم میان اصلاح طلبان و اصولگراها تفاوتی وجود ندارد. آیا با سپردن شورای شهر به کسانی که دارای کمترین هماهنگی و همراهی با دولت نهم هستند به تضاد منافع در حاکمیت کمک نمی کنیم.
آیا در این میان از فشار به نیروهای برون حاکمیت و فعالین غیر سیاسی کاسته نمی شود و جنبش مدنی ایران توان و فرصت دوباره نفس کشیدن را نمی یابد؟ امری که حداقل با رای ندادن حاصل نمی گردد.
هنوز به اعتقاد من مشکل برخی از کسانی که حاضر نیستند رای بدهند به عدم درک مناسبشان از مفهوم سیاست و روشهای اعمال حاکمیت و شیوه های استقرار دموکراسی بر می گردد.
آرمان شهری را طلب می کنیم که حتی در رویاهایمان نیز به تصویر کشیده نمی شود. سیاست را به غایت اخلاقی می خواهیم و فکر نمی کنیم کدام بخش از زندگی اجتماعی و فردیمان به شکلی تمام عیار در چهارچوب اخلاقیات قرار دارد.
با تمامی این حرفها و فلسفه بافی ها در انتخابات شورای شهر شرکت می کنم و از حداقل امکان موجود برای کسب حداکثر موفقیت بهره می برم حتی اگر این موفقیت در کسب چند کرسی توسط آدمهایی باشد که به نظر من بیش از دیگران به حقوق شهروندی و رفورم خواهی معتقدند.
پاورقی:
» عبور از رفورم خواهی تخیلی [+]
» فردای انتخاب [حنیف]
» دریغ است ایران که ویران شود [الپر]
» تناقض و ارادت به سیاست های عادت شده [هنوز]
» عکس: این ده نفر [نگاتیو]
22 آذر 85
اتفاقی که دو روز پیش در دانشگاه امیرکبیر تهران رخ داد می توانست بخوبی در جهت اعمال فشار حداکثری به دولت احمدی نژاد بهره برداری گردد اما برخی اصلاح طلبان با اظهارات نسنجیده ی خود جریان را به سود احمدی نژاد رقم زدند.
شکوری راد که دشمنی او با جنبش دانشجویی سابقه ی دیرینه ای دارد در جایگاه سخنگوی هیات دولت علیه دانشجویان اعلام جرم نمود و به شماتت آنها پرداخت و بدون در نظر گرفتن فشارهایی که در این چند سال دانشگاه و دانشجویان متحمل شده اند مدعی شد:«اهانت به رئيسجمهور، هر كس كه باشد، به لحاظ قانون واخلاق سياسي، جرم و خلاف است».
از سوی دیگر نیز میردامادی، دبیرکل مشارکت در اظهاراتی معتدل تر اما عجولانه با اشاره به تنگناهای موجود در دانشگاه اعلام نمود که حرمت رییس جمهوری که با رای مردم انتخاب شده است باید حفظ گردد.
البته رمضان زاده در سخنرانی دیروز خود در دانشکده علوم اجتماعی دربرابر خیل انتقادات و اعتراضات دانشجویان از اظهارات شکوری راد و میردامادی عذر خواهی نمود تا فضای موجود علیه حزب مشارکت و اصلاح طلبان آرامتر گردد.
بدترین واکنش در این بین متعلق به محمد جواد روح بود. متاسفانه او با ادبیاتی حاکی از خشم و ناراحتی شدید، دانشجویان امیر کبیر را احمق خطاب نمود و کارشان را تقبییح کرد.
تمامی اینها بدون در نظر گرفتن فرصت بوجود آمده برای دمیدن روحی دوباره در پیکر نحیف و رنجور اصلاحات ، سازماندهی این اعتراضات به سوی مخالفت مدنی -شرکت در انتخابات- با دولت بود. حتی واکنش الپر نیز نتوانست از اثر بسیار بد نوشته ی روح بکاهد.
باید واکنش دانشجویان امیرکبیر را در چهارچوب حرکتی اعتراضی قبول نمود. رفتاری که در دانشگاه های کشورهای دموکراتیک دنیا همچون فرانسه، آلمان و آمریکا نیز مشاهده می گردد.
باید اعتراف کنیم که عملکرد مجموعه ی اصلاح طلبان در این 8 ساله مملو از خطاهای فاحش و فرصت سوزی های پی در پی و تحمیل هزینه های بسیار به فعالان سیاسی و اجتماعی بوده است.
باید قبول کنیم که بجای متهم کردن تحریمیها خودمان را مقصر بدانیم که نتوانستیم در انتخابات ریاست جمهوری به کاندیدای واحدی برسیم و بدتر از آن در زد و بند های پشت پرده از دکتر معین حمایت آنچنانی نکردیم.
وقت آن رسیده ما از جایگاه دانای کل
شکوری راد که دشمنی او با جنبش دانشجویی سابقه ی دیرینه ای دارد در جایگاه سخنگوی هیات دولت علیه دانشجویان اعلام جرم نمود و به شماتت آنها پرداخت و بدون در نظر گرفتن فشارهایی که در این چند سال دانشگاه و دانشجویان متحمل شده اند مدعی شد:«اهانت به رئيسجمهور، هر كس كه باشد، به لحاظ قانون واخلاق سياسي، جرم و خلاف است».
از سوی دیگر نیز میردامادی، دبیرکل مشارکت در اظهاراتی معتدل تر اما عجولانه با اشاره به تنگناهای موجود در دانشگاه اعلام نمود که حرمت رییس جمهوری که با رای مردم انتخاب شده است باید حفظ گردد.
البته رمضان زاده در سخنرانی دیروز خود در دانشکده علوم اجتماعی دربرابر خیل انتقادات و اعتراضات دانشجویان از اظهارات شکوری راد و میردامادی عذر خواهی نمود تا فضای موجود علیه حزب مشارکت و اصلاح طلبان آرامتر گردد.
بدترین واکنش در این بین متعلق به محمد جواد روح بود. متاسفانه او با ادبیاتی حاکی از خشم و ناراحتی شدید، دانشجویان امیر کبیر را احمق خطاب نمود و کارشان را تقبییح کرد.
تمامی اینها بدون در نظر گرفتن فرصت بوجود آمده برای دمیدن روحی دوباره در پیکر نحیف و رنجور اصلاحات ، سازماندهی این اعتراضات به سوی مخالفت مدنی -شرکت در انتخابات- با دولت بود. حتی واکنش الپر نیز نتوانست از اثر بسیار بد نوشته ی روح بکاهد.
باید واکنش دانشجویان امیرکبیر را در چهارچوب حرکتی اعتراضی قبول نمود. رفتاری که در دانشگاه های کشورهای دموکراتیک دنیا همچون فرانسه، آلمان و آمریکا نیز مشاهده می گردد.
باید اعتراف کنیم که عملکرد مجموعه ی اصلاح طلبان در این 8 ساله مملو از خطاهای فاحش و فرصت سوزی های پی در پی و تحمیل هزینه های بسیار به فعالان سیاسی و اجتماعی بوده است.
باید قبول کنیم که بجای متهم کردن تحریمیها خودمان را مقصر بدانیم که نتوانستیم در انتخابات ریاست جمهوری به کاندیدای واحدی برسیم و بدتر از آن در زد و بند های پشت پرده از دکتر معین حمایت آنچنانی نکردیم.
وقت آن رسیده ما از جایگاه دانای کل
