آنچه که در بالا اشاره شد مربوط به جنایات مردی است که با سواستفاده از نقاط ضعف بیش از 37 زن و دختر آنها را مجبور به پذیرش خواسته هایشان می کرده است.
جدای از بررسی شخصیت مجرم از جنبه های روان شناختی و دلایل وقوع اینگونه جرایم که می تواند بنیان بسیاری از خانواده های را دچار تزلزل نماید، بررسی رفتار گروههای مختلفی که مورد سو استفاده قرار گرفته نیز بسیار مهم می نماید.
«احمد برای اين كه طعمههايش از او شكايت نكنند خود را مأمور اطلاعات، وكيل و مأمور پليس معرفی میكرد.»
باید پرسید به چه دلیلی برخی خانواده ها بدون بررسی کافی -مثلا تماس با مراجع ذی صلاح- فردی را به عنوان مامور بهزیستی، وکیل دادگستری و یا مامور اطلاعات به خانه ی خود راه می دهند و در مورد صحت و ستم ادعای او تحقیق نمی کنند.
فرهنگ بررسی و پرسشگری از ماموران مختلف وبه تبع آن احترام به این حق از سوی ماموران نهاد ها و سازمانها و حتی اصرار به انجام این کار می تواند از برخی حوادث و وقایع تاسفبار جلوگیری کند.
«احمد با پرسه زدن در مقابل دبيرستانهای دخترانه اقدام به شناسایی دخترانی میكرد كه با پسر دوست بودند. او با تهيه عكس و فيلمبرداری از راه رفتن دختران با پسرها، آنها را مجبور میكرد به خانهاش بيايند.او دختران دانشآموز را تهديد میكرد كه اگر به خانه او نيايند، عكس و فيلم را برای پدرشان میفرستد.»
دسته ی دیگری از کسانی که مورد سو استفاده قرار گرفته اند را دختران دانش آموز تشکیل می دهند. آنها از ترس افشای روابط عاطفی شان و احتمال عواقب آن در خانواده تن به خواستهای این فرد می داده اند.
باید پذیرفت در این مسئله بخش عمده ای از تقصیر متوجه خانوادهاست. دادن آگاهی لازم و کنترل مناسب روابط دختران و حتی پسران دانش آموز وظیفه ی هر خانواده است.
این کنترلها به معنای ایجاد محدودیتهایی نیست که خود عامل تشدید پنهانکاری فرزندان گردد. بلکه با کانالیزه کردن روابط دختران و پسران کم سن وسال می توان از بسیاری وقایع نامطلوب جلوگیری نمود.
مورد دیگر در این اتفاق دخالت دیرهنگام مامورین انتظامی است. دلیل این امر هم به عدم اعتماد شهروندانی بر می گردد که مورد سو استفاده واقع شده اند و یا برای حفظ آبروی خود از افشای این جنایات سر باز می زنند.
باید این فرهنگ در جامعه نهادینه گردد که پلیس امن ترین و محرم ترین عامل در حوادث اینچنینی می تواند باشد. البته تغییر ساختار و رفتار نیروی انتظامی می تواند کمک شایانی به باور این مسئله بنماید.
نکته ی دیگر در این باره آگاهی دادن و اطلاع رسانی در مورد این وقایع است. بر خلاف نگاه سنتی نه تنها انعکاس حوادث اینچنینی به جامعه لطمه نمی زند بلکه مردم را در مواجهه با این رخدادها آگاه تر می نماید.
یک نگرانی بجا در این حادثه سرنوشت 120 ساعت فیلم گرفته شده از طعمه های متهم است. نیروی انتظامی و دستگاه قضایی باید ضمن انجام مراقبتهای لازم، پس از سرانجام یافتن پرونده، نسبت به انهدام فیلمها اقدام نمایند تا زمینه ی سو استفاده ی دیگری فراهم نگردد.
TrackBack
TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/199
Comments
این است مملکت گل و بلبل و بهترین مردم دنیا
Persian Girl || December 26, 2006 12:20 PMسلام . دیشب وقتی من هم مصاحبه آقای الهام رو در ایلنا خوندم پیش خودم گفتم این مردک دیوانه است یا دیگران رو هالو می بینه که هر چی اراجیفه اینطوری با خیال راحت می گه . دور از انتظار نیست زمانی که معنای پشیمونی کشورهای غربی رو با شیوه ی دولت جدید کشف کنیم . مثل خیلی تعابیر دیگه که گفتن . از مهار قیمت ها تا ... . در مورد آخرین پستت هم خیلی لذت بردم . عالمانه بود . برقرار باشی
mohammad || December 26, 2006 12:36 PMدیدی گفتم مهدی جان، بازم اون مرزها مشخص نیست...البته می شه حدس زد اما مشخص نیست، شاید یه تاز وارد ( مثل دیروز من) که نوشته های قبلیتو نخونده باشه، فک کنه که این تحلیل ها هم از اون منبع ذکر شده و به نظر من که حیفه این ذهن خلاق و موشکافه!
* در مورد مطلبتون هم که خیلی آدمو متأثر می کنه درسته این چیزا کاملن کیلیشه ای شده، یعنی سوء استفاده از دخترها به خاطر افشا نکردن رابطه های نه چندان اشتباه ... اما به هر حال تاثیرشو رو آدم میذاره...
تشنگی و عطش جنسی که برنامه 30 ساله نظام تا حالا ارائه شده بی نظیره . من از همین تریبون ! استفاده میکنم و به همه دست اندرکاران این پروسه موفق تبریک عرض میکنم . باشد تا شاهد رویکردهای اجتماعی بهتر از این باشیم ! .
مهدی جان قلب درد گرفتم . خوبه دیگه از سن و سال ما گذشته که دبیرستانی باشیم وگرنه ... !
درود
اعصابم را به هم ریختی
ابوالفتحی || December 26, 2006 02:01 PMآدم تو خونه خودشم دیگه احساس امنیت نمیکنه . اینه سرنوشتی که جمهوری اسلامی واسه ی مردم ساخته!
ممنون از اطلاع رسانی همیشگیت .
ممنون به خاطر تفالی که برام زدی.
ممنون به خاطر لینک (:
صلاح کار کجا و من خراب کجا /
ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا
فقط جهت اطلاع!
توی نروژ تحقیقاتی کرده بودند چند سال پیش و در این تحقیقات پیدا کرده بودند که شهروندان جهان سومی یا بهتر است بگویم کشورهای دیکتاتور زده از پلیس بطور کلی وحشت دارند و در بیشتر شرایط بهمین خاطر از شکایت کردن یا حتی رجوع معمولی به پلیس خودداری میکنند.
برای اینکه این رابطه را دگرگون کنیم باید اول دیکتاتوری را برافکنیم، باقی قضایا به خودی خود و به مرور زمان برطرف خواهد شد.
بار اول اونقدر خوندن اين مطلب ناراحتم كرد كه نتونستم چيزي بنويسم
Persian Girl || December 26, 2006 07:43 PMسلام
اعصابم خورد شد! گند بزنند خودشون و سيستم مسخرشون رو. کل جوونی ما رو با [...] يکی کردند حالا راهی ديار غربت شديم، اينجا بد بختی اين جامعه ولمون نميکنه! به هر حال از اطلاع رسانيت ممنون.
این موضوعیه که مدتیه ذهن منو مشغول کرده. به نظر من وضع وحشتناکی شده. اگه جور بشه بزودی من هم نظرم رو در این رابطه می نویسم.
مَتَتی || December 27, 2006 02:09 PMدستت درد نکند. لینک دادم.
محمد جواد روح || December 28, 2006 10:19 AMاعدام!
یادداشتهای اینترنتی || December 28, 2006 10:51 AMآقا شما چرا اين قدر پينگ میشی؟
Anonymous || December 28, 2006 12:07 PMسلام
از مطالب بلاگت لذت می بریم.
موفق باشید
حال و روز هر ملتی شرایطی است که که مستحق آن هستند
و ما مستحق این اوضاع هستیم
این چیزها در جامعه ما کم نیست هرچند که همه اش گفته نمیشود. یک سوال اگه چنین اتفاقی برای شما (خانوم های عزیز) یا برای دختر شما یا خواهر شما یا همسر شما این اتفاق بیفتد چه میکنید؟
1.پنهان کاری
2.دختر (زن)مربوطه را حسابی ادب می کنید
3.دنبال مرد مربوطه رفته و او را ادب می کنید
4......
اگه برای کسی این اتفاق بیفتد شما چه پیشنهادی برایش دارید؟
خوبه به این سوالها فکر کنید.من که عقلم به جایی قد نمی دهد!!!!
سلام. ما اول باید خودمون رو درست کنیم
armin-holland || December 29, 2006 08:48 PMریدن تو این مملکت
مهم نیست || December 30, 2006 12:36 PMپس ما کی از شر این غده سرطانی به اسم جمهوری اسلامی راحت می شیم؟ باور کنید اگر شر اینها از این مملکت کنده بشه خیلی مسائل خود بخود حل می شه. به امید روزی که مثل صدام تمام اینها رو توی خود مملکت ایران اعدام کنن.
samira-iran || January 6, 2007 08:41 AMبه نظر اینجانب اطلاع رسانی وظیفه زاتی وبسایتها می باشد لذا باید دوستان از هر نظر چه سکس یاسیاسی و...غیره ادامه دهند
محسن || January 8, 2007 07:25 PMسلام
مطالب با حالی داری
دمت گرم
تبادل؟
بای
سلام من ازجمله افرادی هستم که علاقه زیادی به حوادث دارم وازاین مسائل درجامعه مازیاد است ولی درکل برای خانواده ها متاسفم که چنین افرادی باراورده اند و پلیس تنها نمی تواند بدونه همکاری ممکن نیست
شیما || March 11, 2007 04:43 PMسلام به نظر من این آدمهای آدمهای روانی هستند اینها اسم خودشونم گذاشتن مسلمان به نظر من باید جلوی اینه بی حجابی بگیرین تا این مسعله پیش نیاد ریشه فساد از بی حجابی
romina || March 14, 2007 05:29 AMبيخيال دنيارو عشق است
مرسی بابت اطلاعاتت . جداً خسته نباشی . من واقعاً متاسفم از اینکه بیشترین ترس مردم تو این مملکت از مامور امنیتیشونه . موندم کسایی که انقلاب کردن الان این مطالب رو میدونن یا نه ؟ مرسی .
veronika || June 2, 2007 01:49 AMباید اون مرتیکه رو گرفت توی انزار عمومی تیربارونش کرد
شمیم || July 27, 2007 03:56 PMامیدوارم که شر همچین ادمهایی تو جامعه خودمون کم به آمین 20 از بندر عباس
معین بلدژ || June 19, 2008 10:53 AMPost a comment
تا انجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود بصورت فینگلیش خودداری نمایید
