متولد شدم در اول اَمرداد ۱۳۵۸و شاید به دلیل هم زمانی زادروزم با روزهای پر آشوب پس از انقلاب اینگونه آشفته و بی قرار ثباتی هستم که کمی دست نیافتنی می نماید

Category Archive

Khozestan BloggerS



Archive Monthly

LoGo


جمهور


NewsLetter


برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Add


  ATOM 

Powered by
Movable Type 3.2

:.جمهور پیشین.:




جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!



linkdump


+ArChive+



« آنچه رفرمیستها میخواهند | Main | جنایات جنسی زنجیره ای »

پنج دی ماه سالروز تولد بهرام بیضایی بود. مردی که سینما و تئاتر ایران به وجودش افتخار می کند. چند روز پیش بود که پویای عزیز برایم می گفت که داریوش مهرجویی نامه ی سر گشاده ای نوشته است به صدا و سیما در مورد سانسور 36هزار فریم از فیلم هامون.
اولین بار ظاهرا نامه در مجله ی فیلم چاپ شده بود. با ذکر بخشهایی که سانسور کرده بودند. فیلم "هامون" را خوب بخاطر دارم. نمی دانم یک دهه از دیدن هامون می گذرد یا نه اما بسیار بیشتر از تعداد انگشتان دو دستم به تماشای فیلم نشستم.
خسرو شکیبایی هامون -شاید به غیر از فیلم "پری"- دیگر به دلم ننشست. خسروی هامون چیز دیگری بود.

با اینجور رفتارهاست که بهرام بیضایی حق دارد بگوید «از بخشی از جامعه خشمگين است». شاید سگ کشی بازتابی از این خشم فرو خورده باشد. خشم از کج فهمی ها و کج سلیقگی ها. عصبانیت از فرهنگ نفهمی برخی آدمهای مدعی.
بیضایی را فقط یک بار دیده ام. با موهای سفید و چشمان زلال و لبخند دوست داشتنی اش. جشنواره ی تئاتر ایران زمین بود در اهواز. همان جشنواره ای که امروز دیگر برگزار نمی شود و مغضوب برخی ها شد. همانند بسیاری از چیزهای خوب دیگر.

به احترام بیضایی و همه ی آنهایی که برای هنر و فرهنگ این سرزمین تلاش می کنند باید ایستاد و سری خم نمود. کسانی که با تمامی مشکلات آنگونه که بیضایی از خود می گوید رفتار می کنند:
«من فقط فيلم نمی سازم من هر كاری انجام می دهم تا بتوانم خودم را بيان كنم اگر نتوانم فیلم بسازم ، تئاتر كار می كنم، اگر امكان كار تئاتر نباشد، می نويسم و اگر نتوانم این كار را بكنم كتاب می خوانم يا درس می دهم يا با خودم موسيقی زمزمه می كنم به هر حال در هر زمانی كاری را انجام می دهم منظورم از تمام اين ها شكل دادن به انديشه هايم است و اگر بخت یاری كند انتقال انديشه ام به شما و همين طور گرفتن انديشه از شما.»
پاورقی:
» مراسم بزرگداشت بهرام بیضایی [ایلنا]
» زندگی نامه ی بیضایی [ویکی پدیا]
| ارسال به دنباله | ارسال به بالاترینهنر و فرهنگ | مهدی محسنی |    |

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/201

Comments


اول تاکید همیشگی خانم معترف_استاد زیبایی شناسیم_که شخصیت هنرمند ربطی به کارش نداره.من آقای بیضایی را از نزدیک ندیدم ولی با توجه به عکسهاش به نظرم مهربون نیومد!!!

Persian Girl || December 28, 2006 10:23 PM


خوب دستت درد نکنه . اقلکن یکی هست که به یاد بیضایی باشه . رسانه ها که همگی فی الجمله مث کمر مظفر خان زرگنده فرت کمرشون در رفته . بهرام بیضایی هم خواهد مرد و بعد از مرگ چه بیلبوردها برای بزرگ بودنش که نزنند ! . و در سوگش خواهند نوشت : بزرگ بود و از اهالی امروز ...
درود

پوتین || December 28, 2006 11:42 PM


به شما لینک دادم. شما هم لینک بدهید ممنون می شوم.

Pooya || December 29, 2006 12:01 AM


لینک شد با اجازه

shadi || December 29, 2006 12:34 PM


بیضایی کارش بی نقص نبوده و نیست. اما این شترسواری دولا دولا غیر قابل تحمله.

پنجاب || June 29, 2008 06:23 AM


Post a comment


نظرات شما پیش از نمایش تایید خواهد شد
تا انجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود بصورت فینگلیش خودداری نمایید