متولد شدم در اول اَمرداد ۱۳۵۸و شاید به دلیل هم زمانی زادروزم با روزهای پر آشوب پس از انقلاب اینگونه آشفته و بی قرار ثباتی هستم که کمی دست نیافتنی می نماید

Category Archive

Khozestan BloggerS



Archive Monthly

LoGo


جمهور


NewsLetter


برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Add


  ATOM 

Powered by
Movable Type 3.2

:.جمهور پیشین.:




جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم



linkdump


+ArChive+



« وبلاگستان در خطر است | Main | آنچه رفرمیستها میخواهند »

اعدام صدام حسین تکریتی، رییس پیشین حکومت عراق، مطمئنن در بسیاری از نقاط این کشور موجی از شادمانی را ایجاد خواهد کرد. در برخی کشورهای همسایه ی عراق -مخصوصا ایران و کویت- نیز احتمالا این واقعه با استقبال روبرو خواهد شد.
گرچه مطمئنن سنی های تندرو عراق و مخصوصا ساکنان نا آرام تکریت، عربهای سنی ضدغرب و فلسطینی هایی که سالها از حمایتهای بی دریغ صدام بهره مند بودند از این مسئله ناخشنودند.
در این میان گروههای مدافع حقوق بشر و کشورهای مخالف اجرای حکم اعدام با تایید جنایکتار بودن صدام اعدام او را تقبیح خواهند نمود و البته احتمالا همچون مارگارت بکت وزیر امور خارجه ی انگلیس این مسئله را امری داخلی برای دولت عراق قلمداد خواهند کرد.

در این میان واکنش ایران در نوع خود جالب توجه است. از نقطه نظر رسمی حکومت ایران معتقد است اعدام صدام با فشار امریکایی ها اجرا شده و این امر در جهت پنهان نمودن رابطه ی غرب با صدام و عدم بررسی پرونده ی جنگ ایران و عراق است. [+]
از سوی دیگر خبرگزاری های جهان اعلام نمودند که نوری المالکی نخست وزیر شیعه ی عراق و از نزدیکان سابق حکومت ایران به اجرای هرچه زودتر حکم اعدام اصرار ورزیده است. [+]
با تمام این اوصاف صدام حسین، معجونی از محبوبیت، قساوت و جنایت، به پایان 30 سال حکومت سراسر حادثه و ماجرای خود رسید تا روزهای پایانی سال 2006 شاهد مرگ دو دیکتاتور باشد.
اینکه جهان و بویژه عراق پس از صدام جای بهتری برای زیستن باشد به رفتار شهروندان آن باز می گردد. عراقی ها باید دریابند که دیگر هیچ دیکتاتوری را تقدیس نکنند و نگذارند فرصت طلایی دستیابی به دموکراسی قربانی اختلافات مذهبی و قومی گردد.

صدام که در سال 1937 در روستای عوجه به دنیا آمد و در سال 1971 در عراق به قدرت رسید. در سالهای زمامداریش صدها هزار نفر از عراقی ها جان خود را از دست دادند و ميليون ها نفر در رنج و فشاری وصف نشدنی زندگی کردند.
صدام دو جنگ بزرگ و ویرانگر با همسایگان خود ایران و کویت به راه انداخت و در نهایت در مارس 2003 با حمله ی نیروهای ائتلاف حکومتش ساقط شد. دسامبر همان سال او را در حالی که همچون موش کوری در گودالی پنهان شده بود یافتند و پس از گذشت یک سال از محاکمه اش، بامداد امروز 30 دسامبر2006 برابر با نهم دی ماه 1385 به دار آویخته شد.

پاورقی:
بسیاری از وبلاگها خشنودی خود را از مرگ صدام حسين ابراز نموده اند. اما برای من که به نوعی حتی جنگ را از نزدیک لمس کرده ام، روز اعدام این دیکتاتور آنچنان روز فوق العاده ای هم نیست. دیکتاتورها می میرند اما دیکتاتوری چه؟
اصلا چه اهمیتی دارد که فرد تحقیر شده ای همچون صدام تکریتی به دار اویخته شده باشد یا نه. اگر من بودم که زنده ی او را به موزه ای می سپردم برای بازدید حکمرانان دیگر کشورها.
شاید هم این حس من برخواسته از خصلت ایرانی ای است که همیشه با کشته و بردار شده همدردی می کند. حتی با جانوری چون صدام حسین.
» اعدام صدام، رهایی از تحقیر مدام [هنوز]
» مجموعه نوشته ها و خبرها در مورد اعدام صدام [بالاترین]
» پایان یک دیکتاتور [بی بی سی]
| ارسال به بالاترینسیاست | مهدی محسنی |    |

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://jomhoor.ir/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/203

Comments


آدمهایی احمقی مثل تو باید از اعدام صدام ناراحت باشند. ناراحت باش از این ناراحتی بمیر

Anonymous || December 30, 2006 01:50 PM


مرسي استفاده كردم . جالب بود

iranew || December 30, 2006 04:37 PM


Anonymous عزیز....بحث سر فنا شدن دیکتاتورهاست و تو هنوز از این تیپ جمله ها استفاده می کنی؟ کاش حداقل Anonymous نبودی و خودت حرف خودت رو قبول داشتی...

Farbud || December 30, 2006 06:09 PM


ملتی که در مراسم اعدام هر کسی حتی صدام یزید سوت و کف می زند بدبخت و عقب افتاده است : [+]

علی (سرزمين من || December 30, 2006 08:14 PM


صدام روزیکه از گودالی بیرون کشیده شد مرد ... مرگ صدام روزی بود که کاخ دیکتاتوریش فرو ریخت وگرنه هر آدمی روزی میمیرد .. کاش تمامی کاخ نشینان این را درک کنند ...

نرگس || December 30, 2006 10:18 PM


تنها خداوند حق دارد جان انسانها را بگیرد،
اعدام این دیکتاتور آن هم با آن دادگاه سراسر اشکال همانطور که شما نیز گفتی هیچ کمکی به مرگ " دیکتاتوری" نخواهد کرد
فکرش را کن روزی بخواهند بعضی از سران نظام فعلی را اعدام کنند، چه عقده خطرناکی که در دل بسیجی های سینه چاک جمع نمیشود؟؟؟

رامین || December 30, 2006 10:36 PM


من هم باهات موافقم.صدام به دار آویخته شد،پینوشه هم مرد اما دیکتاتوری پا بر جاست.
بوده و هنوز هم هست.
نمی دونم کدوم خصلت ما آدمها-خصوصا جهان سومی ها-دیکتاتور پسند و دیکتاتور پرور است؟!

و یک نکته دیگه
صدام به دار آویخته شد،اما جان کدام یک از کشته های این دو جنگ بازگشت؟
کدام یک از آن ویرانه ها بر پا شد؟
هنوز هم مردانی از این سرزمین در زندانهای عراق در بندند،کاش کسی برای نجات آنها تلاش می کرد

Persian Girl || December 30, 2006 11:25 PM


با درود فراوان!
به اطلاع میرسانم بولتن شماره چهار مورخ 1375 متعلق به شرکت پژوهشی پیام پیروز جهت مطالعه در سایت پیروز دوانی در دسترس می باشد.
موفق و شاد باشید.

پیام پیروز || December 31, 2006 01:03 AM


متنی در این باب نوشتم!

فواد شمس || December 31, 2006 02:18 AM


سلام..متاسفم برای کسی که احمق خطابت کرد..ماشالله به سطح فرهنگ!!!!...به اميد فردای روشن برای من٬ تو و تمام مردم دنيا

armaan || December 31, 2006 03:48 AM


سلام. من سعی می کنم که از خواندن این مطلبت اینطور برداشت نکنم که تو با اعدام صدام مخالفی چون \"بر خلاف حقوق بشر است!!!\"
دوست دارم در این مورد بیشتر توضیح بدی.
مجدداً عرض می کنم؛ یک سری به وبلاگ مغفول مانده ی ما هم بزن.
لطفاً

مرتضی شیرانی || December 31, 2006 10:03 PM


صدام اینگونه مردن نبود بلکه میشد او را مخفیانه بکشند زیرا مرگ شخصی در ملا عام عواقب روحی و تاسف زیاد بوجود می آورد برای کسانی که طاقت دیدن ندارند

محسن || January 13, 2007 04:20 PM


Post a comment


نظرات شما پیش از نمایش تایید خواهد شد
تا انجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود بصورت فینگلیش خودداری نمایید