January 2007 Archives

خصوصی سازی دینی

18 نظر | جامعه
این موضوع که جوامع پیشرفته ، ترقی خود را مرهون مردم سالاری می دانند صرف یک ادعا نیست. گرچه بالاخره هر نظام انسانی بعلت عدم تجربه قبلی دچار کمبود و اشتباه نیز می گردد.
جالب است که محول نمودن امور به مردم در بسیاری از موارد می تواند از آفت ها و مفاسد جلوگیری نماید. ثبات اجتماعی را تضمین و رضایتمندی عمومی ایجاد نماید.
بنظر می رسد این قاعده در مورد مسائل مذهبی و دینی نیز صحیح است. عقاید مذهبی تا زمانی که در چهارچوب های حکومتی و دولتی قرار نگرفته اند و به قولی دولت متولی مذهب نگشته، برای مردم قابل پذیرش ترند.

شاید عاملی که مردم را در انقلاب 1357 به سوی روحانیون سوق داد، منش حکومت پیشین در عدم دخالت در امور دینی و مارکدار نکردن عقاید مذهبی بود. لذا مردم بر اساس اعتقاد خود حکومت را به دست مذهبون سپردند تا شاید به نوعی عقاید و شعائر مذهبی خود را قوت بیشتری بخشند.
گرچه شاید به سبب دین حکومتی و ارائه ی قرائتی خاص از مذهب نه تنها این شعائر و عقاید تقویت نشد بلکه جامعه امروز ایران دچار یک بنوع دین گریزی -وحتی دین ستیزی - هم شده است.

باورهای دینی مردم برخواسته از دیدگاه ها و برداشتهایشان از مسائل مذهبی است. نظامند نمودن و یکسان سازی باورها امری غیر ممکن و دشوار است. بکار گیری سازو کار قانونی نیز در این موارد جز هجمه به حقوق مدنی شهروندان کارکرد دیگری ندارد.
شاید به همین علت است که در جوامعی که دین از حکومت کناره می گیرد اخلاقیات رنگ بهتری دارد و اشکال افراطی لائیسم و یا مذهب ستیزی کمتر مشاهده می گردد.

محرم و یاد واقعه ی کربلا بهانه ای بود برای گریز به لزوم جدایی دین از دولت برای حفظ حقوق شهروندان و جلوگیری از تخلیه جامعه از باورهایی که در مقاطعی می تواند کمک کننده به تثبیت شرایط اجتماعی و روانی جامعه باشد.
پاورقی:
» عکس: گربه [نگاتیو]

آنها از زنان می ترسند

14 نظر | حقوق بشر
خبر را که شنیدم کمی شوکه شدم. اما در واقع انگار انتظارش را داشتم. سه تن از فعالین حقوق زنان را در هنگام خروج از کشور براي شركت در یک کارگاه آموزشی در هند، بازداشت شده اند. فرناز سیفی هم جز آنهاست. دلهره هایی که هر روز داشتند حالا تعبیر شده است.
دولت نهم که پیش از این نیزبه صورت مشخص دوبار ارادت خود را به فعالین حقوق زنان نشان داده بود، اینبار نیز اقدام به بازداشت فرناز سیفی، طلعت تقی نیا و منصوره شجاعی، روزنامه نگار، فعالان جنبش زنان و عضو مرکز فرهنگی زنان نموده است.

می توان حدس زد که با این کار به شکلی کمپین یک میلیون امضا را نشانه رفته اند تا هزینه ی ادامه ی این حرکت و حرکات مشابه را بالا ببرند. حرکتی که فارغ از جریانات سیاسی روز جای خود را در میان زنان یافته و روز به روز نیرومندتر می شود.
اما دستگیری زنان فعال پایان هیچ جریانی نیست اما می تواند آغاز اعتراض جدی تر بخشی از جامعه باشد که تا به امروز از بسیاری از حقوق اجتماعی و انسانی اش محروم مانده است.

گرچه ظاهرا این سه زن به قید کفالت آزاده شده اند اما نباید اجازه داد دولت نهم فکر کند می تواند بدون هیچ واکنشی دست به اقداماتی این چنینی بزند. مبارزه در راه احقاق حقوق زنان مبارزه ای زنانه نیست، تلاشی انسانی برای داشتن زندگی بهتر و شرافتمندانه تر است.
پاورقی:
» واکنش وبلاگستان [بالاترین]
» پاسخگوترین دولت [+]

همه مقصریم

4 نظر | شخصی
بالاخره پدر پویا امروز صبح عمل شد. با توجه به اینکه به جای بیهوشی بی حسی موضعی صورت گرفت خیلی زود هوشیاری خود را کسب کرد که البته همراه بود با درد بسیار.
وقایع قبل و بعد از عمل داستان جداگانه ای دارد که کمتر کسی است که گذرش به بیمارستان بیفتد و با آن روبرو نگردد. همچنین بیهوده است بخواهیم در پی شباهت سازی میان آنچه مثلا در سریال پرستاران صورت می گیرد و آنچه در بیمارستانهای ما می گذرد باشیم.
باید همه چیزمان به همه چیزمان بیاید. دکتر و بیمارستان و پرستار و حتی بیمار و همراهانش. همه چیزمان جور است و تلاش برای مقصر جلوه دادن بخشی از این جریان خدمات درمانی بیهوده. همه مقصیر.

بعد از بیش از 50 ساعت بی خوابی تصمیم دارم چند ساعتی را با دغدغه و نگرانی کمتری بخوابم. گرچه پویاهه هنوز بیمارستان است و با چشمان گود رفته و تنی خسته باید در کنار دیگر اعضای خانواده به وضعیت پدر رسیدگی کند.
این چند روز با تمامی سختی ها خوب بود و شاید بیشتر بخاطر نتیجه ی حاصل. از سویی تجربه ای تازه برای همه ما که به نوعی در بطن ماجرا بودیم و البته هر کسی به سهم و اندازه خودش و نوع دیدگاهش به حادثه ای که رخ داد و دردسرهای بعد از آن.

اما حالا می خواهم تنم را بسپارم به خواب و فکر نکنم که چرا راننده ی کامیونی که عامل وقوع این حادثه بود، و در اثر آن دو نفر کشته و ده ها تن زخمی شدند، به خود اجازه می دهد فرار کند اینطور معنای انسانیت را خدشه دار نماید.
بدون فکر کردن به اینکه توی این هفت هشت ماشینی که با هم تصادف کرده اند، چه کسی می توانست در موقعیت دیگری باشد و این ماجرا آن وقت چگونه روایت می شد.
اما به یک چیز نمی توانم فکر نکنم. خودم که التقاطی شده ام از حس های متضاد و متناقض. مثل حس شهامتی که در نطفه خفه اش بکنی. و ترسی که از انجام کاری منصرفت نکند. شبیه وقتی که از اولین روز مدرسه ات برگشته ای شاید. حالا چرا اینطور، بماند توضیحش به وقت مناسب.
پاورقی:
» شوکران [+]
» دردسرهای بیمارستان [+]

شوکران

11 نظر | شخصی
یک ساعت بیشتر نیست که از بیمارستان آمده ام. یک شب سختی کشیدن و در بیمارستان ماندن ارزشش را داشت. اول آنکه بخاطر عزیزترین رفیقت این کار را کرده ای و از طرف دیگر می فهمی وقتی نوشته ای دردسرهای بیمارستان به واقع چه معنی دارد.
این یک شب باعث شد که کمی منصفانه تر به ماجرا نگاه کنم. گاهی بیماران هم واقعا عذاب آور می شوند و این پرستار است که باید تا صبح سعی کند مدیریت بخشش را بخوبی انجام دهد.

بیماری که از خواب پریده و عربده می کشد، آن یکی زده زیر آواز و بلند بلند می خواند و خواب دیگران را که با هزار بدبختی و درد چند لحظه ای چشم بر هم گذاشته اند آشفته می کند.
تا صبح هم بیمار می آورند. انگار حادثه خواب ندارد و شب و روز نمی شناسد.واقعا سخت است. البته هم برای بیماران و هم برای پرستاران.
با این بیمارستان های ایران که عموما از نظر امکانات کاستی دارند. بفکر افتادم که شبی در بیمارستان سوژه ی خوبی است برای یک فیلم کوتاه مستند شاید.

در هر حال امروز قرار است پدر پویا عمل بشود. و باید زودتر برگردم بیمارستان که شاید بتوانم کمکی بکنم. به امید سلامتی "پدر جان" پویاهه و همه بیماران و اینکه ما هم شاید قدر این تن سالم را بیشتر بدانیم. گرچه روانمان به دردسرهای روزانه فرسوده شده است.

نادانی ، توانایی است*

14 نظر | حقوق بشر
اریک آرتور بلر با نام ادبی جورج اورول نویسنده ی شهير انگلیسی کتاب معروف "قلعه حیوانات" ، در رمان دیگر خود با عنوان"1984" از زبان بازجویی در "وزارت عشق" به متهم خود می نویسد:
«آوردنت به اینجا صرفا بیرون کشیدن اعتراف یا مجازات نیست! برای این است که شفایت بدهیم. برای آنکه عاقلت سازیم، به جرمهای احمقانه ای که مرتکب شده ای علاقه نداریم، حزب به کردار علاقه ای ندارد. تنها و تنها به اندیشه اهمیت می دهد.
اطاعت کورکورانه حتی تسلیم مذلت بار ما را راضی نمی سازد. ما رافضی را به این دلیل که در مقابل ما مقاومت می کند نمی کشیم. او را به آیین خود در می آوریم ذهن درونی اش را در اختیار می گیریم نه به صورت ظاهری از صمیم قلب و با جان دل هوادارمان می شود.
حتی لحظه مرگ هم نمی توانیم اجازه ی انحراف بدهیم. زمانی که کار ما پایان بیابد جز تاسف از کردار خویش و عشق به "ناظر کبیر" بر جای نخواهد ماند.»

موضوع پخش تلویزیونی اعترافات نیروهای منتقد نظام به اولین سالهای انقلاب باز می گردد. اعتراف آجودانهای شاه و نیروهای ساواک. پس از آن اولین اعتراف تلویزیون از نیروهای فعال در انقلاب توسط آیت الله شریعتمداری صورت پذیرفت.
در میانه های دهه شصت هم اعترافات مهدی هاشمی نقش بند تصاویر صدا و سیمای جمهوری اسلامی بود. این روند همچنان ادامه داشت تا پای روشنفکران نیز به این وادی کشیده شد.
برنامه ی هویت که زیر نظر سعید امامی و همکاری حسین شریعتمداری ساخته شد یکی از برنامه هایی بود که در جهت خود تخریبی کامل نیروهای دگراندیش گام بر می داشت.

در سالهای بعد عملیات روانی با قتل دگرباشان و دگر اندیشان -موسوم به قتلهای زنجیره ای- شکل تازه ای به خود گرفت و از فاز اعتراف درمانی به قتل درمانی تغییر یافت.
در سالهای اخیر نیز این روند ادامه داشته است. اعترافات علی افشاری، عباس عبدی، حسین قاضیان، سیامک پورزند، رامین جهانبگلو و حتی تنگ نمودن عرصه بر پیرمرد خوشنامی چون عزت الله سحابی تا مجبور به امضای توبه نامه ای علیه فعالیتهای خود شود.

چند ماه پیش بود که فردی با عنوان آیت الله سید محمد حسین کاظمینی بروجردی در رسانه های داخلی و خارجی مطرح شد. ظاهر امر بر این نکته دلالت داشت که او بعلت خوی و رفتارش توانسته بود افراد بسیاری را به عنوان هوادار خود جذب نماید.
تا جایی که شایع شد در یک مراسم سخنرانی اش در تهران نزدیک به یکصد هزار نفر حضور یافته اند و این زنگ خطری برای راویان رسمی دین بود که رقیبی تازه یافته بودند. در مقابل فشارهای دادگاه ویژه روحانیت، بروجردی از خود مقاومت نشان داد و مرم بسیاری نیز به حمایت از او برخواستند.
این غائله چهل روزی به طول انجامید تا در اواسط ماه رمضان سال گذشته نیروهای انتظامی با حمله به منزل ایشان و تخریب دیوار خانه های مجاور و با دستگیری صدها نفر از مدافعان آیت الله، ایشان را راهی اوین نمودند.

این چهارمین حمله ی خشونت بار نیروی انتظامی از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد حساب می شد. شدیدترین حمله در جریان تخریب حسینیه دروایش گنابادی در قم صورت گرفته بود. دوبار نیز تجمع زنان در میدان هفت تیر و پارک دانشجو سرکوب شده بود.
حال خبر می رسد فیلمی ما عنوان "ندامت وپشیمانی روحانی بیسواد" در برخی از شهرها توزیع شده است. احتمالا به علت اینکه پخش تلویزیونی اعترافات یک روحانی می تواند بازتابهای منفی زیادی در جامعه داشته باشد پخش غیر رسمی این فیلم در دستور کار قرار گرفته است.
در هر حال حتی اگر ادعای این فرد نیز بر پایه ی حقیقت استوار نباشد، اخذ اعتراف در بند و زیر فشار به هیچ عنوان با مبانی اولیه حقوق انسانی مطابقت ندارد و کاملا برخلاف قانون اساسی است که کسب اعتراف به اجبار را منع نموده است.

پاورقی:
* این جمله یکی از سه شعار حزب اینگساک ، ساخته و پرداخته ذهن جورج اورول است در کتاب 1984. دوشعار دیگر این است: جنگ صلح است ، آزادی بردگی است.

دردسرهای بیمارستان

5 نظر | شخصی
احتمالش کم است کسی پیدا بشود و بگوید از دکتر رفتن و یا اینکه سر و کارش به بیمارستان بیفتد خوشحال بشود. حالا اگر حادثه ای رخ داد و مجبور به بیمارستان رفتن باشید، درد و رنج حادثه یک طرف و دردسرهای بیمارستان طرف دیگر.
این مقدمه را گفتم که به این موضوع بپردازم که امروز صبح پدر پویاهه تصادف کرده است. متاسفانه یکی از دوستانشان فوت می کند و حال نفر دیگر هم مساعد نیست. آقای حشمتی نیز از ناحیه سر و پا دچار ضربه دیدگی و شکستگی شده است.

تصادف حدود 8 صبح اتفاق می افتد.در ابتدا به بیمارستان امیر المومنین سپیدار منتقلشان می کنند. پس از آن برای عکس برداری و سی تی اسکن به بیمارستان گلستان، یعنی تقریبا از شرق به غرب شهر.
پس از عکس برداری هم به بیمارستان امام. تا دکتر اورتوپد -رزیدنت البته- بیاید و عکسها را ببیند و بستری شود ساعت از 5 عصر هم گذشته بود. تا 10 شب هم درگیر این بودند که یک دکتر درست و حسابی پیدا بشود و نظر دقیقی بدهد.
پویاهه می گفت انتقال از بیمارستانی به بیمارستان دیگر با آمبولانسی صورت می گرفت که آدم سالم را مریض تحویل می داد و حسابی در این رفت و آمدها پدر اذیت شده اند.

در بیمارستان هم واقعا وضعیت تاسفباری بود. اینجاها به همه چیز شبیه اند جز بیمارستان. نه پرستارها به کارشان می رسند و نه دکتری که جواب درستی بدهد. باید وسواس این را هم داشته باشی که نکند کم توجهی کنند و وضع بدتر شود.
زن حامله ای را آورده بودند که ظاهرا قلب جنین هشت ماهه نمی زند. رزیدنت بررسی کرده بود اما می گفت برو شنبه -دو روز دیگر- بیا که استادم باشد و نظر قطعی و دقیقی بدهد!

با این اوصاف و دوندگی ها، پویاهه با آن لباس و پوتین سربازی به مرده متحرکی می ماند که انگار همین الان از بی خوابی و خستگی غش می کند. اما خوب روحیه اش را حفظ کرده و به اوضاع مسلط شده بود. امیدوارم "پدرجان" هر چه سریعتر خوب شوند.
امشب که از بیمارستان برمی گشتم به این فکر می کردم که این سلامتی هم نعمتی است که تا پایمان به بیمارستان باز نشده شاید قدرش را ندانیم.

موش ها و آدم ها*

16 نظر | سیاست
خبرگزاری فارس به نقل از يك مقام مطلع در نيروهای مسلح مدعی شد که ناو جنگی "آیزنهاور" آمریکا خلیج فارس را ترک کرده است. و به استناد این موضوع بحث حمله ی آمریکا به ایران موضوعیت ندارد.
در عین حال در ادامه همین خبر عنوان شده است که آیزنهاور در شرق کشور عمان -دریای عمان- مستقر شده و احتمالا بجای آن ناو هواپیمابر "استینس" در خلیج فارس مستقرر خواهد شد.
خبرگزاری آفتاب نیز گزارش داد ناو هواپیمابر استینس و کاروان کشتی‌های جنگی همراهش روز سه‌شنبه بندر برمرتون در ایالت واشنگتن را ترک کردند تا به ناو هواپیمابر آیزنهاور در خلیج فارس ملحق شوند.
پیش از این نیز نیروی دریایی آمریکا مدعی شده بود که کشتی مین روب "گلادیاتور" نیز به خلیج فارس رسیده تا به شش کشتی مین‌روب آمریکایی و انگلیسی دیگر در این منطقه ملحق شود.

جان راکفلر، رئیس کمیته اطلاعاتی سنای آمریکا نیز از احتمال اقدام جورج بوش،علیه ایران در شرایطی که هنوز تردیدها و چیزهای نامعلوم زیادی درباره نیات تهران درخاورمیانه وجود دارد ابراز نگرانی کرد.
در حالی که همچنان کاخ سفید اعلام می دارد گزینه ی نظامی آخرین راه برای مقابله با تهران است شواهد و قرائن به نزدیک شدن به احتمال حملهی نظامی امریکا به ایران حکایت دارد.
تلاش های تازه ی آمریکا برای اعمال تحریمهای تازه علیه ایران که شامل تحریم صادرات نفت، به نوعی آماده باش برای حمله ی نظامی قلمداد خواهد شد.

از سوی دیگر در ایران منوچهر متکی دیروز سه شنبه با حضور در مجلس اذهان نمود که "خاورميانه درحال ورود به يك موقعيت جنگي است". در حالی که در ساعات پایانی شب گذشته احمدی نژاد در مصاحبه با بخش ویژه خبری شبکه دو مدعی شد که جای هیچگونه نگرانی نیست.
در این مصاحبه احمدی نژاد بحث حمله به ایران را تنها عملیاتی روانی قلمداد نمود و با استناد به این موضوع که زمانی در خلیج فارس 140 ناو بیگانه حضور داشته و حالا این تعداد به 100 عدد می رسد احتمال حمله ی به ایران را رد کرد.
همچنین احمدی نژاد افزود: "كارشناسان ما تمام تحركات و توان دشمن را تحليل می‌كنند و اينها تبديل به يك جمله می‌شود كه احمدی‌نژاد بيان مي‌كند". البته بنظر نمی رسد بتوان همچون دیگر مسائل جاری کشور به اعتبار سخنان کارشناسان اطراف رییس دولت نهم خوشبین بود.

در هر حال وضعیت موجود مسوولان تراز اول حکومت ایران را به تکاپو وا داشته است. بیش از همه شایعه بر سر حضور خاتمی و هاشمی و همچنین کروبی در مدیریت بحران موجود قوت گرفته است.
اما باید منتظر ماند که آیا دولت با وجود خوش بینی هایی که از خودش بروز میدهد میدان را به مخالفان خود واگذار می کند و یا با رادیکال تر کردن فضا موقعیت مانور نیروهای معتدل را مشکل تر خواهد نمود.

پاورقی:
» مصاحبه ی دیشب احمدی نژاد حاوی نکات جالبی بود. گرچه بنظر می رسید هماهنگی های قبلی در مورد سوالات انجام گرفته بود. با این حال برخی پاسخ های احمدی نژاد همچون گذشته خارج از قاعده و عرف بود. [نمی دانم واقعا ارزش بررسی دارد!؟]
* برگرفته از شعر رابرت پرنز شاعر انگلیسی "چه بسیار نقشه های موشها و آدم ها که نقش بر آب است" و عنوان کتابی از جان اشتاین بک نویسنده آمریکایی.
نوشته زیر برگرفته از وبلاگ یک وجب خاک اینترنت می باشد که بعلت فیلتر بودن با اندکی تغییر و تخلیص در اینجا نقل می شود. بی شک این متن یکی از جامعترین و مفیدترین مطلبی است که در مورد فیلتر گذر سایفون وجود دارد.
نرم افزار آنتی فیلتر سیفون به تاریخ اول دسامبر 2006 منتشر شده است. سیفون نرم افزاریست برای دور زدن فیلترینگ. در استفاده از این نرم افزار کاربران را به دو دسته تقسیم میشوند:
1- کسانی که در کشورهایی با اینترنت آزاد و بدون فیلتر زندگی می کنند مثل کشورهای اروپای غربی و آمریکا و کانادا و...
2- کسانی که در کشورهای با فیلترینگ زندگی می کنند مثل ایران و چین و امارات.
نکته اصلی اینجاست که کسانی که در داخل کشورهای فیلتردار هستند مثل ایران هیچگونه نیازی به نصب نرم افزار ندارند. بنابراین شما هیچ نیازی به رفتن به سایت سیفون و دانلود نرم افزار ندارید. این دسته اول هستند یعنی کسانی که در کشورهای با اینترنت آزاد زندگی می کنند که باید نرم افزار را دانلود و نصب نمایند.

سونامی گوجه فرنگی

13 نظر | اقتصاد
هفته ی گذشته نمایندگان مجلس با فرا خواندن وزیر مسکن نسبت به افزایش 50 تا 100 درصدی بهای خانه و اجاره اعتراض نمودند واز دولت خواستند راه کارعملی خود برای ساماندهی وضعیت مسکن اعلام نماید.
اما اینبار صحن علنی مجلس شاهد اعتراض به قیمت گوجه فرنگی بود. این اعتراض ها تا آنجا قوت گرفت که حتی احمدی نژاد را وادار به واکنش به این موضوع نمود.

گرچه واکنش رییس دولت نهم همچون یک عضو کمیسیون کشاورزی مجلس، انفعالی بود.این نماینده مجلس مدعی شده بود دلیلی ندارد که همه مردم در زمستان گوجه مصرف نمایند!
احمدی نژاد نیز در واکنش به اعتراض نمایندگانی که قیمت 3000 تومانی گوجه فرنگی را یک مصیبت برای اقتصاد ایران می خواندند اظهار داشت: "بیایید از میدان تره‌بار نزدیک منزل ما بخرید که گوجه کیلویی 1200 تومان است". در حالی که حتی مبلغ 1200 تومان برای یک کیلو کوجه فرنگی، قیمت بسیار بالایی است.

در همین حال خبرگزاری فارس گزارش داد با افزایش قیمت تخم مرغ به بیش از 100 تومان و گوجه فرنگی به حدود دوهزار تا سه هزار تومان، املت به غذایی لوکس تبدیل شده است.
به باور بسیاری مصرف بی رویه بنزین و یارانه ی چند میلیارد دلاری می تواند پاشنه ی آشیل دولت نهم باشد اما بنظر می رسد گوجه فرنگی توانسته دولت و مجلس اصولگرا را با بحران روبرو سازد.

باید پرسید طرح تثبیت قیمتها و ادعای احمدی نژاد در مورد کاهش نرخ تورم در مورد چه کالاهایی صدق می نماید. ادعاهایی که در زمان تسلیم بودجه سال 86 به مجلس بار دیگر توسط ایشان تکرار شد.
وضعیت نابسامان اقتصادی و احساس خطر ناشی از بی کفایتی دولت در ساماندهی امور ، شایعه طرح عدم کفایت دولت را بار دیگر قوت بخشیده است. اگر چه شاید نوشدارویی باشد پس از مرگ سهراب.

بنزین ، چالشی فراروی نظام

3 نظر | یک بازتاب | اقتصاد
دولت در لايحه بودجه 5/2 ميليارد دلار برای واردات پيشنهاد كرده كه اگر مجلس با نظام سهيمه‌بندی موردنظر دولت، موافقت كند مبلغ مذكور هزينه می‌شود. در صورتی كه مجلس با نظام سهميه‌بندی دولت مخالفت كند، يارانه بيشتر خواهد شد.
اما دراین میان نظر مجلس براين است كه دولت بنزين توليد داخل كشور را سهميه‌بندی كند و بنزين وارداتی را به نرخ آزاد بفروشد. گرچه دولت بر این نظر خود اصرار می ورزد که بنزین سهميه‌بندی گردد اما نرخ ثابت بماند تا مشكلات اقتصادی ايجاد نشود.

هر کدام از پیشنهادات فوق ایرادها و مزیتهایی را با خود به همراه خواهد داشت. دو نرخی نمودن بنزین محرک لازم برای سو استفاده و کلاهبرداری در زمینه ی فروش بنزین سهمیه ای به نرخ آزاد را ایجاد می نماید.
در همین حال سود حاصل از قاچاق بنزین به خارج از کشور را کاهش داده و از سوی دیگر با حذف یارانه بنزین وارداتی امکان سرمایه گذاری و توسعه زیر ساختهای حمل و نقل شهری را مهیا خواهد نمود.
اما در صورت تصویب نظر دولت همچنان مسئله ی قاچاق بنزین به کشورهای همسایه و صرف میلیاردها دلار یارانه برای عرضه ی بنزین ارزان قیمت و همچنین ایجاد زمینه ی رانت خواری در سهمیه بندی بنزین به قوت خود باقی خواهد بود.
البته در طرح دولت تبعات اقتصادی ناشی از افزایش قیمت بنزین با شتاب کمتری بر جامعه تاثیر گذار خواهد بود. مزیتی که طرح مجلس نیز می تواند در صورت اجرای دقیق و صحیح از آن برخوردار گردد.

ایرادها و مزیتهای این طرح مطمئنن از نگاه کارشناسان پنهان نخواهد ماند. اما در این میان قطعا راه حلهای دیگری نیز هم وجود دارد. همانند راه حلی که در سالهای اخر دولت خاتمی با مخالفت مجلس روبرو گشت. و در آن زمان شاید استدلال مجلس هفتم کمی قانع کننده بود.
افزایش بیش از صد درصدی قیمت بنزین می تواند برای هر دولتی بحران همه جانبه ایجاد نماید حتی اگر این افزایش قیمت یک تصمیم منطقی اقتصادی باشد.
واقعی شدن قیمت امری اجتناب ناپذیر است که با وجود وضعیت مطلوب اقتصادی در شروع کار دولت نهم امکان پذیر بود. اما سو مدیریت و افزایش نقدینگی، یکی از بزرگترین بحرانهای اقتصادی دو دهه ی اخیر را رقم زد.
بحرانی که حتی در زمان سقوط قیمت نفت به بشکه ای 7 دلار و زمان باز پس دهی میلیاردها دلار وامهای خارجی نیز بوجود نیامد.

به هر حال هر راهی در این زمینه نیازمند مدیریت قوی و همچنین همراهی شهروندان است. همراهی عمومی نیز تنها با ایجاد رضایت مندی در نزد شهروندان امکان پذیر است. رضایت مندی نشات گرفته از حس حاکم بودن بر سرنوشت و احترام به حقوق مدنی آنها در عمل.
همچنین کمک گرفتن از جریانات مختلف سیاسی، روشنفکران و رسانه های جمعی و مهمتر از همه اینها کمک گرفتن از اقتصاد دانان زبده و مستقل و عدم ارجعیت دادن منافع سیاسی بر مصالح اقتصادی مردم.

قربانیان جرائم جنسی

8 نظر | سکس و روابط جنسی
در حالی که اخبار تجاوز به عنف به شکل روز افزونی به گوش می رسد و چندی پیش نیروی انتظامی از دستگیری بیش از 300 نفر متهم در مورد خبر داده بود، بسیاری از موارد نیز به علت عدم اعلام به مراجع انتظامی و قضایی مخفی می ماند.
در همین حال بنظر می رسد میزان تجاوز به پسران جوان و نوجوان نیز در حال افزایش است. به نحوی اخبار مربوط به این حوادث، که اکثرا به دلایلی منتشر نیز نمی گردند، جای ثابتی را در صفحه حوادث روزنامه ها یافته اند.

«يكی از عاملان تجاوز به پسر جوانی كه چند روز پس از اقدام به اين كار و سرقت از وی، با او تماس گرفته و درخواست پول كرده بودند، دستگير شد.» [انتخاب]
در خبر سایت انتخاب مواردی قابل توجهی به چشم می خورد. شاید نکته کمدی و تراژیک این حادثه درخواست پول عاملان تجاوز است که نشان از گستاخی و اطمینان خاطر مجرمان دارد.
شاید به باور آنها طبق آنچه در جامعه مرسوم است فرد صدمه دیده ماجرا را مخفی خواهد نمود و حتی حاضر است برای عدم افشای آن مبالغی را نیز پرداخت نماید. عدم اعلام شکایتی که در بسیاری از مواقع موجب تکرار جرایم می گردد.

سایت انتخاب در توضیح نحوی وقوع جرم می نویسد: «پسر جوانی به نام حسين با مراجعه به كلانتری 34 "جام جم" شيراز، مدعی شد كه ساعت 21:15 پانزدهم دی ماه، در خيابان "سميه" در حال تردد بوده كه راكب و ترک‌نشين يک دستگاه موتورسيكلت به زور وی را سوار بر موتور خود كرده‌اند.
وی در ادامه به ماموران گفت: پس از اين كه دو مرد جوان، مرا به زور سوار موتورسيكلت خود كردند، به سمت زندان عادل‌آباد به راه افتاده و پشت اين زندان متوقف شده و پس از تعرض به من، كاپشن، ساعت مچی و مبلغ 10 هزار تومان پولم را به سرقت بردند.»
در این خبر به سن پسر اشاره ای نشده اما با توجه به صفت جوان می توان سنی بیش 17 سال را برای او متصور بود. حال اینکه به چه بهانه ای توانسته اند در ساعت 21:15 او را سوار موتور نمایند جای شبهات بسیار است.

این احتمال که به بهانه ی مبارزه به مفاسد اخلاقی نسبت به همراه کردن پسر اقدام کرده باشند وجود دارد. در گذشته نیز موارد مشابه اینچنینی رخ داده و کم نشنیده ایم که دختر و پسرانی طعمه ی این سواستفاده کنندگان قرار گرفته اند.
استفاده از هویت ماموران انتظامی و اطلاعاتی و عدم پرسش و درخواست کارت هویت و یا عدم اطلاع از وظایفو میزان اختیارات ماموران و ضابطه مند نبودن مواجهه ماموران با تخلفات اجتماعی -و یا عدم اطلاع رسانی صحیح در این موارد- زمینه ساز وقوع این جرایم است.
استنباط داشتن قدرتی فرای قانون به واسطه ی ملبس شدن به جامه ی ماموران انتظامی و قضایی و همچنین برخوردهای فرا قانونی برخی از ماموران در مواجهه با شهروندان، پسشگری مردم در مقابل ماموران قانون را به چالش کشیده است.

تغییر این باور نادرست تنها با کمک رسانه ها و همچنین نهادهای انتظامی و قضایی امکان پذیر است. اصل شهروند مداری و برابری همه در مقابل قانون و نظارت بر قدرت تنفیذ شده به ماموران و مسوولان هم می تواند به حل این مشکل كمك كند.
گرچه این گونه جرایم جنسی ریشه های روانی داشته و باید با شناخت درست از مجرمانی که دست به این اقدامات می زنند نسبت به کاهش زمینه ی آن تلاش نمود.
پاورقی:
» جنایات جنسی زنجیره ای [+]
» کیفر خواستی علیه سکس [+]

روزی روزگاری ایران

4 نظر | سیاست
مجلس دیروز کلیات طرح تجمیع انتخابات مجلس هشتم و ریاست جمهوری نهم را تصویب نمود. در صورت تصویب نهایی یک سال به عمر مجلس هفتم افزوده می گردد.
هر کسی که یکبار قانون اساسی مطالعه کرده باشد متوجه می شود که مشخصا نوشته شده که زمان نمایندگی هر دوره از مجلس چهار سال می باشد و تنها طبق شرایط خاص تمدید کار مجلس امکان پذیر است.
بنظر می رسد شورای نگهبان باید از این پس از کاندیداهای مجلس امتحان روخوانی قانون اساسی اخذ نماید. ظاهرا برخی از نمایندگان فعلی حتی نمی توانند قانون اساسی را از رو بخوانند.

درهمین حال مجلس استیضاح وزیر کشور و وزیر آموزش و پرورش را در دست بررسی دارد.گرچه برای طرح استیضاح وزیران امضای 10 نماینده کافی است تاکنون بیش از 40 امضا برای استیضاح وزیر آموزش و پرورش جمع آوری شده است.
نا بسامانی آموزش و پرورش و سو مدیریت مدیران و وزارت کشور و استانداران مجلس را مجبور به اتخاذ این تصمیمات نموده است. در همین حال زمزمه استیضاح وزیر علوم نیز به گوش می رسد.

در حالی که مجلس هفتم با شعار طرح تثبیت قیمتها مدعی شد وضعیت معیشتی مردم را متحول می کند و دولت هفتم نیز به واسطه نفت 60 دلار، در پی آوردن پول نفت بر سفرهای مردم بود، قیمتها به شکل باور نکردی در حال افزایش است.
دولت و مجلس نیز بجای جبران اشتباهات مدیریتی و تصیم گیری خود در حال متهم کردن یکدیگر به بی کفایتی هستند. البته دولت در میان دولتهای پیشین، رانت خواران و دولتهای مستکبر دنیا را نیز مقصر می داند.

همچنین احتمال حمله ی نظامی آمریکا به تاسیسات هسته ای ایران و مراکز مرتبط با آنها در حال افزایش است. گرچه احمدی نژاد مدعی شده که "نه رژيم صهيونيستی و نه روسای آنها هرگز جرات حمله به ايران را ندارند" اما به حکم تجربه باید خلاف این نظر را انتظار کشید.
از هم اکنون گروههای ضد جنگ نسبت به عواقب انسانی حمله به ایران هشدار می دهند و جنبشهای صلح طلبانه ای نیز در حال شکل گیری هستند.

صفار هرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، که پس از طرح ساماندهی وب سایتها اندکی کم سر و صدا شده بود با بیان اینکه تحزب شکست خورده و بسیج و روحانیون باید جور احزاب را بکشند، بار دیگر اعتراض جناح های مختلف سیاسی را بر انگیخت.
تا جایی که دبیر کل حزب موتلفه با انتقاد از هرندی متذکر شد که "نهادهایی مانند روحانیت و بسیج نمی توانند جای احزاب را در جامعه پر کنند". منتجب نیا، قائم مقام حزب اعتماد ملی نیز مدعی شد: "کسانی که بر اساس قانون اساسی موظف به نهادینه کردن تحزب هستند، شمشیر را علیه احزاب از رو بسته اند".

این اتفاقات و مسائلی که در بالا بیان شد، تنها بخش کوچکی از ناسامانی ها و اشتباهاتی است که مسوولان دولت نهم و نمایندگان مجلس هفتم در طی یک روز در امر مدیریت کشور به ارمغان آورده اند.
دولت و مجلسی که قرار بود به جای سخن گفتن کار انجام بدهند، تنها با سخنان خود توانسته اند پیشرفتهای اندک رخ داده را نیز با صدمات جدی روبرو نمایند.
پاورقی:
» به یاد مرحوم بازرگان [کارگزاران]
» عکس های دردسر ساز احمدی نژاد [نگاتیو]

پایان احمدی نژادیسم

12 نظر | سیاست
بنظر می رسد سرانجام دولت نهم فرا رسیده باشد. شاید بسیاری از مسولان ارشد نظام ایران در اندیشه باشند که چند ساله باقی مانده از دولت احمدی نژاد را به چه شکلی مدیریت نمایند.
حتی نشانه هایی از تمایل برای پایان دادن به ریاست جمهوری فعلی پیش از اتمام دوره ی چهارساله نیز مشاهده می شود. اگر چه شرایط بین المللی ایران و تلاش برای حفظ ظاهر، این امر را نامحتمل می نماید.
اما به هر حال به باور بسیاری تداوم وضعیت موجود بسیار هولناک تر از آثار استیضاح دولت نهم خواهد بود. انسداد سیاسی و افزایش نارضایتی عمومی در میان فعالان فرهنگی، اجتماعی و دانشگاهی.
افزایش ناگهانی و بی رویه قیمتها و کاهش توان خرید عمومی، افت دوباره بازار بورس، کاهش سرمایه گذاری خارجی و محدودیت های مالی بانکهای غربی در پی قطعنامه ی اخیر شورای امنیت. هر کدام از این موارد می توان ضریب امنیت ملی و رضایت عمومی را دستخوش تغییر نماید.

راه میانه ی دیگری که بنظر می رسد کنترل شدید دولت و فشار برای تغییر رفتار و مدیریت امور است. نامه ی 150 نماینده مجلس خطاب به احمدی نژاد و یادآوری و تذکر صریح نکاتی چند در مورد بودجه و برنامه ی اقتصادی سال 86 کشور، نشانه هایی از این کنترلها است.
از سوی دیگر سرمقاله ی اخیر روزنامه ی جمهوری اسلامی، که در آن صراحتا احمدی نژاد را از موضعگیری در مورد مسائل هسته ای بر حذر داشته بود، از حذف بی صدای دولت، از پرونده ی هسته ای حکایت دارد.
خطبه های نماز جمعه چند هفته اخیر شهرهای مختلف نیز محلی برای انتقاد از وضعیت اقتصادی دولت و اعتراض به افزایش گرانی و بیکاری بود. خطبه هایی که سیاست گذاری کلی آن توسط ستاد اقامه نماز صورت می گیرد.

اصولگرایان که در ابتدای پیروزی احمدی نژاد در رقابت برای ابراز ارادت و نزدیکی به او بودند اکنون در انتقاد و فاصله گرفتن از هم سبقت می گیرند. البته هیچکس دوست ندارد در هدایت کشتی در حال غرق دولت نهم سهیم شود.
اما کماکان بی تدبیری دولت همچنان تداوم دارد و با اصرار به رفتار های اشتباه خود بیش از پیش به منافع کشور و -حتی حکومت اسلامی- لطمات جدی وارد می آورد. بنظر می رسد در آستانه ی سالگرد دیگری از انقلاب، ایران دستخوش تحولات بسیاری است.
پاورقی:
» تورهای مسافرتی دولت نهم [+]
» این طرفی ها، آن طرفی ها و وسطی ها [+]

تیک تاک

12 نظر | شعر و داستان
پشت هر طپشی
لحظه ای مخفی است!

تکرار ثانيه ها
روز را تجسم می کند
پس روز چيست ، جز طپش های مداوم
در دور تسلسلی دوار!


آی زمان بی لگام!
هرزگی بی انسجام اجزايت
مستم می کند و
شهوت همبستری با تو، سستم.

توی قاب های کج و معوج
ردیف ردیف
مردان کلاه نمدی و زنان روبنده دار
پشت هر تیک تاکی ، معاشقه می کنند.

تاریح تکرار نشده است
اما هنوز
پشت هر طپشی
لحظه ای مخفی است!

زندگی همین است

5 نظر | سیاست
میان رئالیسم و ایدآلیسم دست و پا زدن آدمی را کلافه می کند. اینکه در درونت به دنبال مدینه ی فاضله ای باشی و همه چیز را از این منظر بخواهی و برخلاف این دیدگاهت تحلیلهای واقع گرایانه بلغور کنی.
اما زندگی همین است. یا باید مدام در حال جنگ باشی و یا با آن کنار بیایی. عرصه ی سیاست ایران نیز دچار همین دوگانگی هاست. و به همین دلیل است که شاید سیاست مداری مستمر وجود ندارد. و به همان میزان سیاست ورزی مدام.
سیاستمداران خسته می شوند و به مرخصی می روند و چه زود هم خسته می شوند. و این خصلتشان اولین چیزی است که به نسل بعدی خود نیز آموزش می دهند.

میان رئالیسم و ایدآلیسم دست و پا زدن آدمی را کلافه می کند. وقتی که سیاست پیشگان شعارهای ایدآلیستی می دهند و عملکردی واقعگرایانه دارند. بیش از پیش دچار تناقض می شوی.
اما زندگی همین است. یا باید مدام در حال جنگ باشی و یا با آن کنار بیایی. و ما محکومیم که بپذیریم سیاست وزری و واقعگرایی لازمه ی این دوران است. با سرافرازی باید سرمان را بالا بگیریم و بگوییم: سیاست عرصه واقع گرایی است و ایدالیسم افساری بر فضای ذهنی درونی شاید.

تورهای مسافرتی دولت نهم

10 نظر | سیاست
در مورد سفرهای استانی هیات دولت و احمدی نژاد بسیار نقدها نوشته شده است. چه از جنبه ی بار مالی موضوع و چه از جهت معطل ماندن امور کشور داری و بالا رفتن انتظار عمومی.
کمتر استانی را نیز سراغ داریم -اگر نگوییم هیچ- که به وضوح دستخوش تحولی در قد و قامت هیاهوی سفرهای استانی شده باشد. که اگر با تصویب چند صد مصوبه در هرسفر چند روزه ی استانی، امور سامان می گرفت که چه غم بود مردم را.
اما بازدیدهای استانی که به چند ده سخنرانی و رفت و امد میان این شهر و آن شهرستان معطوف می گردد، چه حاصلی دارد جز برپایی کاروان تبلیغاتی انتخابات آینده ریاست جمهوری.

حال آفت دیگری نیز گریبان گیر شده است. همچون دیگر افراط گریهای دولت اینبار میزان سفرهای خارجی و داخلی دوشا دوش هم افزایش می یابند. احمدی نژاد هر روز قصد سفر به منطقه ای از دنیا را می کند و از پی سفری استانی به سفری بین المللی می رود.
مدت زمان زیادی از سفر دوباره به ایالات متحده و برخی کشورهای آمریکای لاتین نمی گذرد که بار دیگر احمدی نژاد قصد دیدار از کشورهای دوست، برادر و سوسیالیست آن منطقه نموده است.
حالا که فیدل در بستر بیماری است چاوز میدان دار کشورهای ضد سرمایه داری و رهبری کلوپ ضد آمریکایی ها را بر عهده دارد و احمدی نژاد خوشنود از پذیرشش در این جمع.
جالب است که همه ی رهبران این کشورها سابقه ی نظامی گری را در کارنامه ی خود دارند و برخی از آنها هنوز با لباس نظامی در انظار حاضر می شوند. اگر دیدید که احمدی نژاد با لباس قرمز مزین به عکس چگوارا در این سفر حاضر شد، زیاد تعجب نکنید.

مشخص نیست هزینه ی این جاه طلبی های بظاهر ضد سرمایه داری-سوسیالیستی باید توسط چه کسانی پرداخت شود. وقتی سکاندار کشور در پی تحقق رویای نجات جهان و ارائه نسخه ی شفا بخش جهانی است، امور داخلی به چه نحوی سامان می گیرد.
هشدار مسوولان و مقامات با وابستگی های مختلف به جناح های سیاسی و حتی برخی هواداران دولت، در مورد وخامت وضعیت اقتصادی کماکان افزایش می یابد.
با وجود چند برابر شدن درآمد دولت از قبل فروش نفت و بهرمندی از ثبات اقتصادی و دستیابی به رشد متوازن و تورم کنترل شده حاصل از مدیریت دولت اصلاحات، سو مدیریت و ولنگاری اقتصادی دولت نهم کشور را به سوی بحرانی همه جانبه پیش می برد.

در این میان مجلس نیز از انجام وظایف خود کوتاهی می نماید. نظارت بر عملکرد دولت و بررسی بازده سفرهای داخلی و خارجی نباید قربانی بده بستانها و امتیاز دهی های دولت در زمینه های مختلف گردد.
در هر حال دولت و مجلسی که با شعار رفاه اقتصادی و کنترل قیمتها و ایجاد اشتغال سکاندار امور اجرایی کشور شدند تاکنون کارنامه ی موفقی را ارائه نکرده اند. بنظر نمی رسد برای بهبود شرایط موجود، بتوان به تغییر رویه دولت و مجلس امید چندانی داشت.

پاورقی:
بنظر شما در پی سفرهای پیاپی احمدی نژاد به آمریکای لاتین و حوزه ی کارائیب بالاخره هوگو و فیدل مسلمان می شوند و یا باید منتظر یک سوسیالیست مسلمان از نوع پوپولیستی اش بود؟
» رییس جمهور مارکوپولو نژاد [+]
» دولت توریستی [+]

بمب خبری حماس

4 نظر | سیاست
خاورمیانه روزهای بی ثباتی را سپری می کند. اگر به بحران عراق، فلسطین و لبنان، تشدید اختلافات مذهبی میان شیعه و سنی را اضافه کنیم، متوجه می شویم بیش از هر زمان دیگر این منطقه نیازمند راه حل صلح آمیزی است.
به اعتقاد بسیاری راه حل همه مسایل خاورمیانه را باید در حل مناقشه ی فلسطین و اسرائیل جستجو نمود. آنچه خبرگزاری رویتر به نقل از خالد مشعل ذکر نموده است اگر حقیقت داشته باشد باید منتظر یک تحول شگرف بود.
«خبرگزاری رویترز درگزارشی به نقل از خالد مشعل رییس دفتر سیاسی حماس مدعی شد که احتمالاً حماس، جمله "نابودی اسرائیل" را از مرامنامه خود حذف کند.عضو برجسته جنبش حماس این اقدام را در راستای پایان تنش میان اسرائیل دانسته است.
مشعل در ادامه "وجود اسرائیل را واقعیتی انکار ناپذیر دانست" و گفت: قرار است پس از تشکیل کشور فلسطین، دولت اسرائیل را به رسمیت بشناسیم.» [+]

گرچه تاکنون این خبر توسط جنبش حماس و خالد مشعل رد و یا تایید نشده است اما به هر حال پذیرش موجودیت اسرائیل مسالمت آمیز ترین راه حل مناقشه ی میان اعراب و اسرائیل است.
در صورتی که تمامی گروه های فلسطینی بر سر موجودیت اسرائیل به توافق برسد ]نگاه همه کشورهای عربی -احتمالا منهای سوریه- به عادی سازی روابط با اسرائیل اقدام خواهند کرد.
سوریه نیز در نهایت به انجام مذاکره و تلاش برای یافتن راه حل صلح آمیز در مناقشه مربوط به بلندی های جولان تن خواهد داد. مجموعه این تحولات نه تنها حزب الله لبنان که گروههای تندرو سنی را نیز منزوی خواهد نمود.
گرچه وقوع این مسائل در زمان کوتاهی قابل باور و انتظار نیست، اما این امکان وجود دارد که حماس برای ادامه ی حیات سیاسی خود، به رسمیت شناخت اسرائیل و یا حتی در ابتدا تنها طرح این موضوع در مفابل کسب امتیازاتی را، در دستور کار خود قرار دهد.

البته نقش و موقعیت ایران در این میان بسیار حساس است. حل بحران اسرائیل می تواند حکومت ایران را با مشکلات بسیاری روبرو کند. پاسخ دهی به افکار عمومی داخلی و گرفتار امدن در انزوای منطقه ای.
موقیت شتاسی و اتخاد تدابیری که از آثار زیانبار وقوع احتمالی صلح فلسطین و اسرائیل را بکاهد و تهدید موجود رابه فرصتی مناسب در جهت تامین منافع ملی تبدیل نماید، نیاز به مدیریت واقعگرا و آشنا به آداب دیپلماتیک را بیش از پیش آشکار می کند.
شرایطی که بنظر نمی رسد در دولت محمود احمدی نژاد پتانسیل و توانایی لازم برای دست یافتن به آن مهیا باشد.

پاورقی:
اعتقاد آمریکایی ها به دخالت ایران در امور عراق نباید موجب نقض مقررات بین المللی و تجاوز به حقوق ایران گردد. حمله ی نیروهای آمریکایی به کنسولگری ایران در اربیل و دستگیری 5 دیپلمات ایرانی به هیچ وجه قابل توجیه نیست.
گرچه برخی اخبار بر این نکته دلالت دارد که محل مورد تعرض آمریکایی ها کنسولگری نبوده، اما ظاهرا افراد دستگیر شده همگی مصونیت سیاسی داشته اند و بر اساس عرف بین المللی تنها حکومت عراق حق دارد آنها را عنصر نامطلوب تشخیص داده و نسبت به اخراج آنها از عراق اقدام کند.

ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست

10 نظر | سیاست
فاطمه رجبی در جدیدترین مقاله ی خود بار دیگر هاشمی رفسنجانی را مورد عنایات خود قرار داده است. رجبی در بخشی از این مقاله در مورد انتخابات خبرگان و نتایج آن می نویسد:
«آرای ملت به نامزدهای مجلس خبرگان رهبری، موضع‌گیری آشکار ملی، در برابر تفکر اصلاح‌طلبی بود. در نگاه اولیه به کیفیت اراده ملت در این انتخاب، ملاحظه می‌شود که مردم به درستی، دارندگان اندیشه اصلاح‌طلبانه، یا پیوستگان سیاسی به این طیف را از مجلس خبرگان اخراج كرده است.»
البته حقایق موجود بر این نکته دلالت دارد که در این انتخابات نیروهای شاخص طیف اصلاح طلبان از کاندیداتوری کناره گرفتند و باقی توسط شورای نگهبان و پیش از انتخابات -به درست و یا غلط- اخراج شدند!
تنها هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی از چهره های میانه رو را می توان نام برد که مورد حمایت اصلاح طلبان نیز بودند.

همسر سخنگوی دولت دلایل پیروزی قاطع هاشمی را اینگونه ذکر می کند. وجود نام وی در لیست جامعه مدرسین، حمایتهای صدا و سیمای ضرغامی، گرفتن صدها كارت نظارت توسط دختر هاشمی، خدمت پر هزینه ابطحی (وبلاگنویس خاتمی) به هاشمی با هدف پیروزی در انتخابات.
همسر الهام در مورد نحوه ی کمک ابطحی می نویسد:
«هاشمی با افشای نامه امام پیرامون جنگ، قدرت تهدید كننده خود را برای نظام به نمایش گذارد.در این راستا خدمتگزاری ابطحی ناكارآمد نبود.به این معنا كه وی این تهدید را جدی خواند و اعلان داشت: "خیلی‌ها بدانند كه هاشمی از این نامه‌ها و سندها بسیار دارد."»

در ادامه مطلب نیز مدعی می شود که هاشمی باید قدردان احمدی نژاد باشد و خود را "مدیون صداقت، امانت‌داری،‌ درستكاری و پاكی مدیریت احمدی‌نژاد" بداند.
در این میان ظاهرا آرا و حضور مردم و درک مناسبشان از شرایط هیچ محلی از اعراب در اندیشه ی رجبی ندارد. در نهایت هم پیروزی هاشمی را مدیون عدم دستکاری آرا توسط دولت نهم می داند و انجام این وظیفه را -که اتفاقا با شبهاتی نیز همراه است- نوعی لطف به هاشمی تفسیر می کند.
اما واقعیت چیز دیگریست. تمام قوای دولت و مخالفان اصلاحات برای پیروزی مصباح یزدی و از میدان خارج نمودن هاشمی صرف شد. اما نتیجه کاملا بر خلاف میل دولت و هوادارانش بود.
مصباح با نتیجه ای نا امید کننده با فاصله ای حیرت آوری در جایگاه پایینی قرار گرفت. تا کسی که سعی می کرد از یک سو خود را مدافع ولایت معرفی نماید و از سوی دیگر بر طبل فساد اقتصادی خاندان هاشمی بکوبد، شکست خورده ی اصلی این انتخابات لقب بگیرد.

تحلیل نتایج انتخابات خبرگان و شوراها و حتی میان دوره ای مجلس به شکلی مجزا از هم نمی تواند مشخص کننده ی همه تحولات عرصه ی سیاسی ایران باشد.
با این وجود نگاهی به نتایج انتخاباتی -خبرگان- که با بیشترین محدودیتها و فشارها برگزار شد مشخص می نماید در کلیت امر افراد و لیستهای مورد حمایت دولت و جریان مصباح به کوچکترین موفقیتی دست نیافتند و از تسخیر خبرگان و برداشتن گام سوم باز ماندند.
جالب آنکه در این انتخابات گام اول -پیروزی در انتخابات مجلس هفتم- نیز به سوی عقب برداشته شد. نتایج شوراها نیز مشخص نمود در صورت عدم جانبداری شورای نگهبان، اصلاح طلبان در رقابت انتخاباتی -هر چند نابرابر و مشکوک به تقلب- با تکیه بر پایگاه اجتماعی خود، موفق خواهند بود.

پاورقی:
ربایش اسم مصدر فعل ربودن است. در فرهنگ عمید ربایش را به معنای "جذب کردن" آورده است. با این تفاصیل بر اساس خبر رجا نیوز نیروهای آمریکایی 5 تن از دیپلماتهای ایرانی را در شهر اربیل جذب کرده اند.
گرچه به واقع نیروهای ارتش آمریکا اقدام به دستگیری پنج تن از دیپلمانهای ایران نموده و آنها را به بغداد منتقل کرده است. و البته کنکاش در معنی ربایش هم مزاحی بود با خبرپراکنی سایت رجانیوز.
» خانم عزیز ، به آشپزخانه ات برگرد [+]
» عذرخواهی برادر رجبی از هاشمی، خاتمی و روحانی [+]
» هشدار پدر فاطمه رجبی به دخترش [+]

جنگ های پنهان ایران

12 نظر | سیاست
دیشب اکبر عطری برای اولین بار در برنامه ی ساعت هفت رادیو امریکا حضور یافت. با وجود اینکه "ساعت هفت، تفسیر خبر" با اجرای چهارلنگی بیش از بخش های دیگر صدای آمریکا دچار نگاه قالبی در مورد مسائل ایران است، اما در این برنامه مسائلی مطرح شد که جای تامل دارد.
عطری به درستی به این موضوع اشاره کرد که کشور ایران در حال جنگ هایی اعلام نشده است. از یک سو سالانه در جاده های ایران نزدیک به سی هزار نفر کشته می شوند.
از سوی دیگر آمار سالانه ی مرگ و میر بر اثر آلودگی هوای شهر تهران به ده هزار نفر رسیده و همچنین تعداد معتادین به مواد مخدر نیز در حال افزایش روز افزون است.

این آمارها در حالی مطرح می گردد که از ابتدای شروع جنگ آمریکا در افغانستان و عراق تعداد کشته های ارتش این کشور در این 4 سال به شش هزار تن نرسیده است.
به باور بسیاری تصادفات در جاده های ایران به میزان کشته ها و زخمی های انفجارها و حملات تروریستی درعراق، تلفات به جای گذارده است.
حال چگونه دولتمردان ایران مدعی هستند که آمریکا در باتلاق عراق گیر کرده و با تلفات سنگین ، شکستی حتمی را متحمل شده است.
در حالی که شهروندان ایران در آسفالت جاده های ایران گرفتار و اسیر شده اند. ظاهرا از دید مسوولان ایرانی جان شهروند امریکایی ارزشمند تر از جان افراد در ایران است.

از سوی دیگر با شروع فصل سرما و کاهش بی سابقه ی دما کمبود گاز قطع و کاهش فشار را در بسیاری از استانها بهمراه داشته است.
ضمن اینکه در برخی از مدارس که از وسائل گرم کننده ی استاندارد بی بهره اند و از چراغ های نفتی و هیزم استفاده می گردد فجایعی به وقوع پیوسته است.
وزیر آموزش و پرورش نیز در حالی از کمبود بودجه برای تامین وسائل استاندارد گرمایشی سخن می گوید که چند روز پیش خبر کمک چند صد میلیون دلاری ایران به حماس در رسانه ها منتشر شد.

همچنین پس از جنگ 33 روزه در لبنان نیز اعلام شد که حکومت ایران کمک چند هزار دولاری به هر خانواده شیعه لبنانی را تقبل نموده است.
با این گشاده دستی ها و حاتم بخشی ها همچنان مدارس برخی استانها بر اثر حوادث آتش سوزی ناشی از کمبود امکانات، طعمه ی حریق می شوند.
این بی مسولیتی حکومت در قبال افراد قابل قبول نیست. تا زمانی که دولت -به معنای عام- برای تک تک شهروندانش ارزش و اهمیت قائل نباشد، اینگونه حوادث بدون یافتن راه حلی مشخص تکرار خواهد شد.

محمود در رقابت با اسامه
سایت انتخاب در خبری نه چندان دقیق آورده است:
«روزنامه ی پرشمارگان بیلد در گزارشی سراسر کنایه آمیز، تحت عنوان نام "آیا احمدی نژاد ادای بن لادن را در می آورد؟" عملاً ریاست جمهوری ایران را در کنار رهبر بزرگترین گروه تروریستی جهان قرار داد!»
در حالی که روزنامه ی بیلد در مطلبی با عنوان Ahmadinedschad in Konkurrenz mit Osama ، به معنی " آیا احمدی نژاد با اسامه رقابت می کند؟" به بررسی رفتار و عملکرد احمدی نژاد پرداخته است.
در اولین واکنش دولت ایران سایت بیلد فیلتر شده و امکان دسترسی به این سایت غیر ممکن است. جالب آنکه برخی رسانه های دولتی در ایران پیوسته به مقامات غربی "فحاشی" می نمایند اما هیچگاه از سوی این کشورها با سانسور و فیلترینگ مواجه نشده اند.
انتخاب در ادامه مطلب فوق از مسوولان سفارت ایران انتقاد می کند که چرا به مطلب این نشریه اعتراض ننموده اند. در حالی که اگر این موضوع باب شود مسولان روزنامه ی کیهان و صدا و سیمای ایران باید هر روز به تمامی سفارتخانه های غربی پاسخگو باشند.
پاورقی:
» عکس: بن لادن یا احمدی نژاد [نگاتیو]

داستان دو نازنین

12 نظر | حقوق بشر
احتمالا تاکنون نام نازنین فاتحی را در کنار نام نازنین افشین جم شنیده باشید. نازنین فاتحی دختر 18 ساله با اتهام قتل عمد به اعدام محکوم شده و در انتظار اجرای حکم، روزهای واپسین را سپری می کند.
نازنین افشین جم نیز کانادایی ایران الاصلی است که در سال 2003 به عنوان ملکه زیبایی کانادا انتخاب شده است. نازنین افشین جم که لیسانس روابط بین الملل وعلوم سیاسی از دانشگاه بیریتش کلمبیا است، در تلاش برای مهیا نمودن شرایطی است که از اجرای حکم اعدام نازنین فاتحی جلوگیری شود.

نازنین فاتحی طبق ادعای خود درسن 17 سالگی در حالی که با دوستانش در اطراف کرج مشغول تفریح بوده اند، مورد حمله 3 جوان قرار می گیرند و او برای محافظت از خود و خواهر زاده اش مجبور به قتل یکی از مهاجمین می شود.
بر طبق قوانین انجام جرمی که در دفاع از ناموس و نفس صورت گیرد در صورت حصول شرایط، جرم مذکور قابل پیگرد نیست. با این حال، دادگاه ادعاهای نازنین فاتحی را نپذیرفت و بدون اعلام انگیزه ی احتمالی، قتل را عمد تشخیص داده و نازنین را به اعدام محکوم نمود.
از زمان دستگیری نازنین تاکنون گروه های مدافع حقوق بشر بسیاری در تلاش برای رهایی این دختر جوان هستند. تلاشهایی که تا این زمان نتیجه ای در پی نداشته است.
در همین مورد "کارزاری تبلیغاتی" با بیش از دویست پنجاه هزار امضا تاکنون تهیه شده است. همچنین فیلمی کوتاه از نحوه ی وقوع حادثه با صدای نازنین فاتحی و مادرش نیز ساخته شده که در سایت "کمک برای نجات نازنین" قابل مشاهده است.

مشکلی که برای نازنین رخ داده، نشات گرفته ازشرارتی مردانه است و جالب آنکه بار دیگر نگاهی مردسالارانه که زنان را منشا شر می پندارند در صدد مجازات نازنین بر آمده است.
گرچه تا حدود زیادی این نگاه در جامعه در حال تغییر است اما هنوز بخشهایی از جامعه اینگونه می اندیشند و بسیاری از قوانین موجود که تحت تاثیر این نگرش وضع شده اند برای زنان ایرانی مشکلات زیادی را فراهم آورده است .بدون تلاش برای تغییر این قوانین ماجراهای مربوط به نقض حقوق زنان تکرار پذیرند.
اطلاعات بیشتر در مورد فاتحی را می توانید از سایتهای زیر دریافت نمایید:
» درباره نازنین فاتحی [ویکی پدیا انگلیسی]
» درباره نازنین افشین جم [ویکی پدیا انگلیسی]
» نازنین افشین جم [+]
» کمک برای نجات نازنین [+]

پاورقی:
موج جدید فیلترینگ آغاز شده است. و بنظر می رسد اینبار سایتهایی را هدف قرار داده که در زمینه ی گسترش و رشد وبلاگستان تاثیر بسزایی را دارند. کونتور "وب استات" همچون سایت پیشین یعنی "ند استات" فیلتر شده است.
به هیچ وجه به سلامت کنتورهای ایرانی از نظر امنیت اطلاعات و احتمال خرابکاری اطمینانی نمی توان کرد.پس از فلیکر و بلاگ رولینگ این چندمین سایتی است که بی هیچ توجیه قانع کننده ای مسدود میشود.

ایران در مدار صفر درجه

10 نظر | سیاست
«سخنگوی وزارت امور خارجه: در صورتی‌‏كه ما مورد تهديد قرار بگيريم، در روابط خود با آژانس تجديدنظر مي‌‏كنيم ؛ اما هم اكنون توقف همكاری‌‏ها با آژانس در دستور كار ايران است؛ اما در صورتی كه شرايط خاصی پيش بيايد، ايران تجديدنظر می‌‏كند.» [ایلنا]
واقعیت پرونده ی اتمی ایران اینست که در شرایط فعلی تا حدود زیادی ابتکارعمل در اختیار ایران قرار دارد. البته این ابتکار عمل به هیچ وجه به این معنی نیست که ایران می تواند هر استراتژی را اتخاذ نماید.
بلکه ایالات متحده امریکا و کشورهای اروپا سیاستی را در پیش گرفته اند که هر اقدامی را منوط به واکنش ایران در برابر قطعنامه ی جدید شورای امنیت نموده است.
لذا این ایران است که باید گام بعدی را در زمینه ی پیشبرد پرونده هسته ای بردارد. گامی که شاید در شرایط فعلی درهر صورت در نزد افکارعمومی شکست سیاست خارجی ایران قلمداد گردد. شکستی که بخشی از نیت آمریکا در دنبال نمودن این پرونده را تامین می نماید.

اگر ایران آنگونه که ادعا می نمود، با فرستاده شدن پرونده به شورای امنیت یا صدور قطعنامه ی تحریم ها، از همکاری با آژانس سرباز می زد، در حقیقت به بازی آمریکا تن داده بود.
طرحی که در آن از ایران یک کشور یاغی و خطرناک برای جهان ترسیم و امکان هرگونه فشار همه جانبه ی جهانی فراهم گردد. گرچه در دیپلماسی شفاهی ایران این گزینه نقش پر رنگی دارد اما مشخص شده که ایران در واقع به عملی نمودن این تهدیدها نمی اندیشد.
از سوی دیگر ایران که شانس یک نتیجه ی برد-برد را با رد پیشنهادات اروپایی ها از دست داد، مجبور است در گام بعدی حداقل به خواسته های قطعنامه ی شورای امنیت گردن گذارد.
تمکینی که غربیها از آن یک شکست مفتضحانه برای ایران خواهند ساخت و اعتبار موجود در افکار عمومی مخالفان غرب که حاصل از مقاومت در برابر خواست آنهاست را خدشه دار خواهد کرد.

اما راهی که ایران هم اکنون در پیش گرفته سیاست دوگانگی و تعلیق است. در این روش نه تهدیدهای قطع همکاری با آژانس عملی می گردد و نه به خواست شورای امنیت گردن نهاده می شود.
ایران با رایزنی و ارائه پیشنهادات اقتصادی به طرف های درگیر در پرونده -همچون سفر لاریجانی به چین- در تلاش برای سامان دادن به جناح هوادارش در شورای امنیت است.
همچنین زمان لازم برای پیشبرد طرح های اتمی خود را کسب می نماید تا به قولی برنامه ی مذکور را به نقطه ای بدون بازگشت برساند. پیشرفت هایی که به باور بسیاری تنها با دستیابی ایران به فناوری تولید سلاح اتمی تکمیل شده قلمداد می گردد.

در بررسی فوق جای منافع ملی و لطمات وارد آمده به مردم، از قبل نحوه ی پیگیری حقوق به حق هسته ای ایران، منظور نگردیده است. امری که متاسفانه در سیاست خارجی فعلی ایران نیز از اهمیت بسیار کمی برخوردار است.
در هر حال باید منتظر ماند و دید آمریکا تا چه زمانی برای برداشته شدن گام بعدی توسط ایران صبر خواهد کرد و اقدام بعدی اعضای شورای امنیت در چه زمانی روی میز مذاکرات قرار می گیرد.

پاورقی:
خیلی ها بر این باور اند که در این بین مردم ایران متضرر می شوند واین موضوع قابل پذیرش نیست. اما باید پذیرفت که رای سوم تیر 84 نمودش در مسائلی از این دست است.
حالا اگر سطح زندگی ها کاهش یافته، امنیت اجتماعی و اقتصادی و آزادیهای سیاسی خدشه دار شده و منافع ملیمان بیش از هر زمان دیگری در خطر است، برآیند دقیقی از خواست آن 17 میلیون نفر است به علاوه ی آن چند میلیون تحریمی.
» بحث بی اهمیت تحریم [+]
» تحریم و دیگر هیچ [+]
» در انتظار روزهای سخت [+]
مطلب قبلی را که نوشتم، ساعتی نگذشت که پشیمان شدم. پشیمان از اینکه چرا اینقدر زود رنج شده ام و تحمل چهار فحش وبلاگی را هم ندارد. کم نیستند دوستانی که به این دردسرها گرفتارند.
پیش از نوشتن آن مطلب دلم می خواست شعری از دوست نازنینم، مونا زنده دل بنویسم. شاعری که در سرودن غزل های پست مدرن استعداد قابل تحسینی دارد.سال گذشته در جمهور پیشین در مورد کتاب شعر مشترکش با هدی قریشی مطلب کوتاهی نوشته بودم.
کتابی با عنوان "صدای موجی زن" که چاپ اول آن سال 1384 توسط انتشارات سخن گستر صورت گرفته است. عنوان کتاب برگرفته از شعر "باران، صدای موجی زن، پیچ رادیو"ی مونای عزیز است.

مونا زنده دل وبلاگی هم با عنوان "مثل کسی که کیست" دارد که گاهی شعرهای جدیدش را در آنجا منتشر می کند.در بازی شب یلدای در مورد عنوان کتاب مشترکش با قریشی می نویسد:« یکی از دهها دلیل رها کردن وبلاگ سابقم اسمش بود : صدای موجی زن! این عبارت را در بافت کلی شعرم خیلی دوست دارم اما به تنهایی ازش بیزارم.
وقتی هم قرار شد اسم کتاب این باشد تا مدت ها عصبی بودم و بدون اینکه حتی یک پیشنهاد به جای آن داشته باشم فقط می گفتم من از این اسم بدم میاد!
منتها از آنجا که از قدیم گفته اند عشق بعد از ازدواج به وجود می آید من هم کوتاه آمدم و منتظر ماندم که بعد از چاپ کتاب عاشق اسمش بشوم که تا به حال این اتفاق نیفتاده و الان هم دقیقا احساس مادری را دارم که اسم پدر شوهر مرحومش را گذاشته اند روی تنها بچه اش!»

شعر زیر یکی از آثار کتاب "صدای موجی زن" است:
بهارآمده یک داغ نو به من بدهد
ترا بگیرد و احساس بی... شدن بدهد
صدای درد مرا می شود ببینی یار!
اگر خدا به غزل های من دهن بدهد
خدا خیال ندارد مرا پرنده کند
خدا خیال ندارد ترا به من بدهد
خدا خیال ندارد که باغ سیبش را
به ما زنان غم انگیز بی وطن بدهد
بهشت مال خودش با فرشته های عزیز!
مجال در بغل تو گریستن بدهد
مرا ببخش اگر حالم آنقدر خوش نیست
که شعر خط خطی ام عطر نسترن بدهد...

...پرنده می رود از بس بهار غمگین است
پرنده رفته به پاییز باغ تن بدهد...

پاورقی:
» نقد ، انصاف ، جمهور [انوش]
» عکس : بوتیک [نگاتیو]
» شعری تازه ای از مونا در وبلاگ لیلی نیکونظر [لولیان]
* اصل این شعر از زنده دل به این صورت است:
یک زن که روی نعش دقایق نشسته ام
یک گوشه مثل آیینه دق نشسته ام

باور دارم اینجا محل قضاوت است

6 نظر | شخصی
دوستی در ذیل مطلبی از وبلاگم در بالاترین آورده است :
«جناب مدیر گرامی "بالاترین"، شما که می فرمایید مواظب کسانی باید بود که مفت به سایت های خود لینک می دهند و باید آی دی های آنان را حذف کرد، چرا کاری نمیکنید.
این بشر -خوب است نگفت جانور- با این وبلاگش که روزی 100 تا نهایتا بیننده دارد با هزار آی دی و رای های زیادی که به خود می دهد، روزی 3، 4 بار باید مطلب خنده دارش را در "بالاترین" ببینیم.
این آقا با همین نام در سایت "صبحانه" هم یوزر دارد و پدر آن بدبخت ها را هم در آورده. یکی جلوی این ندید بدید را بگیرد که فکر نکند سایت درپیتش پربیننده است!!!»
جالب است اشاره کنم که همین ادعا را نیز در قسمت نظرات یکی از مطالبم تکرار کرده اند. گرچه به باور من ادعایشان محترم است و پاسخ ندادن شایسته تر اما بخاطر تکرار مکرر این موضوع توسط ایشان توضیحاتی را ضروری می دانم.

فکر می کنم بالاترین محل قضاوت شدن است، آن هم به دست کسانی از جنس خودمان و حتی مخالفانی از این جنس. بدون خودسانسوری و اعمال سلیقه. من بالاترین را اینگونه باور کردم.
از سوی دیگر چه اهمیتی دارد که وبلاگ من 20 و یا 2000 بازدیدکننده داشته باشد. وبلاگهای اروتیکی را می شناسم که بیش از ده هزار ویزیتور در روز دارند اما آیا می توان گفت آنها از همه وبلاگهای دیگر بهترند.
وبلاگی را سراغ دارم با متوسط 20 بازدیدکننده در روز به اعتقاد من جز 5 وبلاگ برتر وبلاگستان فارسی است که تاکنون دیده ام.
گاهی شک می کنم که چه اهمیتی دارد که این چیزها را می نویسم. گاهی فکر می کنم که آیا این جمهوری را آفریدم تنها برای ارضای حس جاه طلبی و خودپسندی ام و یا در پی جایی بودم برای نوشتن از چیزهایی که دوست دارم و بیزاری بجویم ازآن چیزهایی که آزارم می دهند.

با این اوصاف متهم می شوم به اینکه با "هزار آی دی" به خودم رای می دهم و چه و چه، که اثبات و نفی آن از هر کاری ساده تر است. به رای چند مطلبم مراجعه کنید و با چک کردن کاربران آنها، بررسی کنید که چند نفرآنها در پروفایلشان وبلاگها خود را معرفی کرده اند.
دوست عصبانی من! آری من با اسم واقعی خودم در این اتاق شیشه ای می نویسم از آن چیزهایی که اعتقاد دارم، و نفی می کنم آنچه را که باور ندارم. گاهی نیز می ترسم از عاقبت این رک گویی ها ونهاد نا آرامم .
اما یاد نگرفته ام پشت هیچ نقابی پنهان شوم. هر جای دیگر هم اینگونه ام. دراین دنیای مجازی با هر اسمی صبحانه، بالاترین و یا بلاگ نیوز و ...آنگونه که در دنیای واقعی خودم هستم. با تمامی کاستی ها و کج فهمی هایم شاید.
در هر حال امیدوارم که انتقادتان از سر بغض نباشد و واقعا فکر کنید من مرتب اشتباهی شده ام. اگر هم محتوای مطالب وبلاگ درپیتم" تا این حد ناراحت تان می کند بهتر است خودتان را اذیت نکنید از خیر خواندنشان بگذرید.

پاورقی:
بدترین کار در زندگی برایم دفاع از حق خودم است که اتفاقا اصلا بلد نیستم. درست مثل اولین باری که به عنوان مدیر مسوول روزنامه ی اصلاحات آن روزهای دانشگاهمان که بعدا اسمش جمهور شد و در نهایت تعطیلش کردند به کمیته ی انظباطی رفتم. و دوبار دیگر به دلایل مختلف که هر بار هم محکوم شدم.
اصلا از تبرئه خودم موقتی که می دانم بالاخره گناهی هست که مرتکب شده ام گرچه بخاطر آن نیست که قضاوت می شوم، بیزارم. از آلوده کردن اینجا به خودستایی و تلاش برای تطهیر خودم هم از همه ی دوستان پوزش می خواهم. منی که هیچکس هم نیستم.

باد او را با خود برد

8 نظر | هنر و فرهنگ
پانزدهم دیماه سال ۱۳۱۳ در محلۀ امیریۀ تهران به دنیا آمد. او فرزند چهارم یک خانوادۀ نه نفری بود. از نوجوانی به سرودن شعر علاقه مند شد و اولین مجموعه ی شعرهایش را با عنوان " اسیر" در سال ۱۳۳۱ در سن ۱۷ سالگی به چاپ رساند.
او بخاطر صراحت لهجه و بی پروایی در سرودن اشعارش مورد انواع تهمت ها قرار گرفت. تا جایی که با چاپ شعری با نام "گنه کردم گناهی پر ز لذت" در مجلات به بدکارگی و هرزگی متهم شد.
تاسفبار اینکه این نگاه و قضاوت ها تا سالها پس از مرگش نیز همچنان ادامه دارد. او در سال ۱۳۲۹ در سن ۱٦ سالگی با پرویز شاپور که ۳۱ سال داشت ازدواج نمود اما پس از پنج سال با وجود یک پسر به نام کامیار از همسرش جدا شد.

در طول زندگی نه چندان بلندش مجموع های شعری با نامهای اسیر ۱۳۳۱، دیوار ۱۳۳٦، عصیان ۱۳۳٨، تولدی دیگر۱۳٤۱ و مجموعۀ ناتمام ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد را سرود.
فعالیتهای سینمایی او نیز به قرار زیر است:
- بازی در فیلمی از مراسم خواستگاری در ایران ، سفارش موسسۀ ملی کانادا به گلستان فیلم
- همکاری در ساختن بخش سوم فیلم آب و گرما
- مدیر تهیۀ فیلم مستند "موج و مرجان و خارا" به کارگردانی ابراهیم گلستان
- مدیر تهیه و بازی در فیلم نیمه کارۀ "دریا" محصول گلستان فیلم
- ساختن فیلم مستند "خانه سیاه است" از زندگی جذامیان که در زمستان سال ۱۳۴۲ برندۀ جایزۀ بهترین فیلم جشنواره اوبرهاوزن آلمان
- بازی در نمایشنامۀ "شش شخصیت در جستجوی نویسنده" اثر لوئیچی پیراندلو در سال ۱۳٤۲

سرانجام در ۲٤ بهمن سال ۱۳٤٥ در حالی که ۳۲ سال داشت در حین رانندگی بر اثر تصادف جان سپرد و روز ۲٦ بهمن در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد در حالی که نوای او همچنان طنین انداز بود که "تنها صداست که میماند".
در سال ۱۳٤٤ از طرف یونسکو فیلمی نیم ساعته و توسط برناردو برتولوچی فیلمی پانزده دقیقه ای در باره ی زندگی اش ساخته شد. دهمین جشنوارۀ فیلم اوبرهاوزن آلمان نیز جایزۀ بزرگ خود را برای فیلم های مستند به یاد او نام گذاری کرد.
او فروغ فرخزاد بود، شاعری که چه زود باد او را با خود برد.
منابع:
» کتاب درغروبی ابدی، دکتر بهروز جلالی ، انتشارات مروارید
» سایت فروغ فرخزاد [+]
» مجموعه آثار
کیهان در مطلبی با عنوان "صهیونیست ها آنجا چه می کنند" درباره برگزاری نمایشگاهی در تهران آورده:«آنچه حيرت انگيز است به نمايش درآمدن آثاری از نمايشگاه "همزيستی" صهيونيست ها بر روی ديوارهای موزه امام علی(ع) با عنوان نمايشگاه پوستر اديان توحيدی است.»
اشاره ی کیهان به نمایشگاهی است که با عنوان همزیستی در اسراییل برپا شد و هدف آن ایجاد زمینه ی مناسب برای کاهش خشونت ها بین مسلمانان و یهودیان بود.
کیهان در ادامه یاد آور می شود: «پوستر"از روسيه با عشق" اثر ولادمير چايكا صورتی را در زمينه سياه تصوير كرده كه ستاره صهيونيسم چشم بينای آن است و هلال سبز رنگ ماه يعنی نماد شناخته شده مسلمانان، دهان خندان اين صورتک است كه ظاهرا از اين همزيستی كاملا راضی و خشنود به نظر میرسد.»
بدین ترتیب نویسنده ی ستون ویژه نتیجه می گیرد :«در جایی كه موضوع دینی به اهل غير دين سپرده شود نبايد انتظار حاصلی جز اين داشت.»
و در جهت اثبات گفته ی فوق دلیل می آورد که :«در هیات انتخاب افرادی نظير ابراهيم حقيقی، طراح روی جلد نشريات توقيف شده آدينه و... و آیدین آغداشلو، مشاور فرهنگی دفتر فرح پهلوی حضور دارند.»

یاد روایتی افتادم از روزهای تحصیلم در دانشگاه و فعالیتهای دانشجویی.دفتر فرهنگ اسلامی دانشگاهمان توسط یک روحانی ساده دل و دوست داشتنی اداره می شد. تنها ایراد ایشان این بود که از فرهنگ وهنر کمتر سر رشته ای داشتند.
این را هم بگویم که از همه ی مسوولین با مسایل بازتر برخورد می کردند. قرار بود به مناسبی کنسرت موسیقی سنتی در دانشگاه اجرا کنیم. رفتیم خدمت شیخ و عرض کردیم، یا شیخ گروه سنتی ما "گروه کر" هم دارد.
ابتدا مکثی کرد و سپس فرمودند آقا نمی شود نه کر، نه پاپ فقط سنتی اجرا کنید. صدای خنده همراهانم بلند شد. من هم سعی نمودم به شیخ یادآوری کنم که "کر" نوعی موسیقی نیست بلکه به گروه همخوان اطلاق می شود، ولی با وجود توضیحات لازم در مورد ماهیت گروه کربه خرجشان نرفت و مرتب می گفتند نه کر ، نه پاپ!

حالا شده است حکایت آقای شریعتمداری و کیهان نشینان. وقتی یک کسی که زمانی همکار سعید امامی بوده مدیر مسوول نشریه ای می شود و کار اطلاع رسانی آزاد به دست سانسورچی ها می افتد چه انتظاری می توان داشت.
اگر در زمینه ی داوری پوستر و گرافیک استاد آیدین آغداشلو و آقای ابراهیم حقیقی کارشناس نیستند حتما باید این کار را هم بسپاریم به دست برادر حسین و دوستان!
نه جناب برادر حسین شریعتمداری، مقوله فرهنگ درست است با حضور جناب آقای هرندی در سمت وزیر ارشاد حرکتی قهقهرایی یافته، اما سمپاشی ها و چهره ی پنهان سازی های شما دیگر کارساز نیست.

در مورد نمایش پوستر مورد اشاره که در اسراییل و ایران نمایش داده شده توضیح ساده ای وجود دارد،این گونه استدلال همانند آنست که بگوییم به علت مصرف کوکاکولا در اسراییل، مصرف ان در ایران حرکتی صهیونیستی است. و یا حتی در مورد نمایش یک فیلم در هر دو کشور.
برای هنرمندان واقعی هنر، هنر است و مرز و مذهب و سیاست بازی نمی شناسد و خالق هر اثر هنری، شایسته ی تقدیر. این همان درکی است که امثال شریعتمداری از فهم آن عاجزند.
آقای شریعتمداری نیز باید بدانند با این برچسبهایی که نثارهنرمندان این سرزمین می شود، تنها به ارزش و اعتبار ایشان خواهد افزود.و تنها با این اباطیل "عرض خود می بری و زحمت ما می داری".
پاورقی:
» برادر حسین دیندار [هنوز]
» فیلم کامل اعدام صدام حسین [هشت میلیمتری]
» درباره ستاره داوود [ویکی پدیا] : با تشکر از امین

رقاصی های دردسر ساز

4 نظر | سیاست
اسفندیار رحیم مشایی که به عنوان رئيس سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری برای شرکت در اجلاس گردشگری كشورهای اسلامی به ترکیه رفته بود، با انتشار فیلمی که نشان می داد در هنگام اجرای رقص توسط زنان دراین مراسم حضور دارد، به چهره ای خبری تبدیل شد.
گرچه 15 ماه از ان سفر می گذرد اما این بار حتی بیش از موضوع حضور احمدی نژاد در هنگام اجرای برنامه توسط یک خانم خواننده ی عرب در افتتاحیه بازیهای آسیایی در کانون توجهات قرار دارد.
بطور مشخص آقایان افروغ و ابوطالب نمایندگان اصولگرای مجلس در راس معترضان قرار داشتند. جالب آنکه رسانه های اصلاح طلب تنها به اطلاع رسانی در این مورد بسنده نموده از هرگونه اظهار نظری خودداری کردند.
در این میان سایت انتخاب، رجانیوز، خبرگزاری فارس و همچنین بخش خبری 20:30 شبکه دوم سیما تلویحا به جانبداری از مشایی پرداخته اند.

با نگاهی به گذشته بخاطر می آوریم که در جریان کنفرانس برلین، صدا و سیما و روزنامه های اصول گرایان با چه لحنی اصلاح طلبان را بخاطر رقص یک زن که قصد برهم زدن کنفرانس را داشت، مورد شماتت قرار دادند.
حتی بسیاری از سخنرانان کنفرانس که توسط اپوزیسیون برانداز در آن مراسم مورد حمله و توهین قرار گرفته بودند، با احکام زندان و محرومیت از حقوق اجتماعی روبرو شدند.

همچنین دو سال پیش در جریان برگزاری اختتامیه جشنواره ی بین المللی تاتر ایران زمین در اهواز بخاطر انجام 3 دقیقه از یک نمایش روسی که شامل رقص بود، یک معاون وزیر برکنار و مدیر کل فرهنگ و ارشاد استان خوزستان و معاونش به زندان، شلاق و محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شدند.
این جشنوار بین المللی تاتر نیز که سابقه و اعتبار بسیار خوبی کسب نموده بود و گروه های نمایش خارجی بسیاری را به ایران می آورد، برای همیشه تعطیل شد.
همان زمان معاون فعلی آقای احمدی نژاد و نماینده ی آن موقع شهر اهواز، سید احمد موسوی، فریاد وا اسلاما سر داد و خواستار برکناری استاندارخوزستان، وزیر ارشاد و معاونانش شد.

این تفاوت در عملکرد و دیدگاه مشخص می کند تا چه حد مسایل و اعتقادات دینی بازیچه ی منافع جریانات سیاسی قرار می گیرد.
البته در این نوشتار قصد ندارم به هیچ وجه در مورد ماهیت عمل صورت گرفته قضاوت کنم و حتی بیان مسایلی از این دست را برای فشار به دولت را چندان معقول نمی پندارم.
این دولت آنچنان دچار بی تدبیری است که می شود در هر روز ده ها مورد مهم و اساسی برای انتقاد و پرسش قرار دادن آن یافت. مواردی که نحوی مدیریت آنها با سرنوشت و آینده ایران گره خورده است.

پاورقی:
ابطحی چندی پیش در وبلاگش نوشته بود:«می گویند نفرین سال ۲۰۰۶ این است که الهی سی دی ات پخش شود. معنای پنهان این طنز این است که به راحتی می تواند بلایی که بر سر خانم زهرا امیر ابراهیمی آمد، سر هر فرد دیگری هم بیاید.»
و حالا این بلا بر سر مشایی آمده است. اولین بار که این خبر را خواندم یاد این نوشته ابطحی افتادم و بنظرم آمد روزگار عجب بازیهایی دارد.
» آیا آیین نامه سازماندهی پایگاه های اینترنتی قانونی است؟ [هنوز]
» دو گانه ی شیخ فضل الله و صدام [پویاهه]
» دفتر هادی ساعی دیدار با احمدی نژاد را تکذیب کرد [انتخاب]
» میهمانان کنفرانس هالوکاست چه کسانی بودند [روزانه]

طالع بینی احمدی نژادی

7 نظر | سیاست
احمدی نژاد معتقد است غرب به سوی نابودی حرکت می کند. در همین حال اعتقاد دارد به استناد سخنان مهمانان کنفرانس هولوکاست در کشورهای غربی خفقان حکمفرماست.
همچنین به اعتقاد رییس دولت نهم، ایران ظرفیت تبدیل شدن به کشور 300 میلون نفری را دارد.نکاتی پیرامون برخی از این سخنان که بیشتر به طالع بینی شباهت دارد در ادامه می آید:

«احمدی نژاد با اشاره به نشست هولوكاست در ايران و حضور دانشمندان در اين نشست بيان داشت: اين دانشمندان اظهار می‌داشتند كه در كشور آنها خفقان وجود دارد.» [فارس]
برایم جالب است بدانم دانشمندان حاضر در کنفرانس هولوکاست از چه کشورهایی بوده اند حتما سوریه و لیبی و یا کره شمالی که در آن صورت کاملا سخنانشان بجاست.
اما درغیر این صورت جالب است که پاسخ دهند آیا مثلا در کشورهای هایشان با تجمع کارگران همانند برخوردی که با رانندگان اتوبوس واحد تهران شد رفتار می گردد؟
آیا وزارت علومشان دانشجویان را از دانشگاه اخراج و یا از ثبت نامشان جلوگیری می نمایندو به دروغ به آنها تهمت فسق و فجور می زند؟ آیا در کشور خفقان زده ی آنها روزنامه ها را بی دلیل و با دلیل تعطیل می کنند؟
آیا پاسخ اعتراض زنان متجدد و آزادی خواه را با باتوم و اسپری فلفل می دهند؟ ورود زنان به استادیوم های فوتبال ممنوع است؟ قانون به زنان نصف مردان حق می دهد؟ و در انتخاباتشان نظارت استصوابی وجود دارد؟ و صدها سوال دیگر.

«امروز نظامات استكباری و زورگو در جهان رو به اضمحلال هستند و در حالی كه نمی‌توانند مسائل داخلي خود را حل كنند، برای سرپوش گذاشتن بر روند فروپاشی مشكلات خود، مسائل خارجی درست می‌كنند.» [پیشین]
حال باید از رییس جمهور پرسید که آقای احمدی نژاد چند جمله بالاتر خودتان درمورد کنفرانس هولوکاست در تهران گفتید. روزی هم نیست که از داستان فلسطین و لبنان و سوریه خبری نشنویم.
به کدام دلیل منطقی و در راستای کدام منفعت ملی این مباحث مطرح می گردد. آیا جز برای فریب افکار عمومی و گم شدن خواست مردم در هیاهوی اینگونه مسائل بی ارزش.

«رییس جمهور خطاب به كشورهای غربی گفت: بايد بپذيريد كه رو به نابودی هستيد و راهی كه شما انتخاب كرده‌اید چيزی جز سقوط و ذلت و هلاک به دنبال نخواهد داشت.» [پیشین]
پر واضح است که هر اضمحلال و سقوطی نیازمند نشانه هایی است.همچون نشانه های سقوط در حکومت دیکتاتوری اتحاد جماهیر شوروی. جالب است در موردعراق -مهمترین مدرک فروپاشی غرب!!- بدانیم که این جنگ اقتصاد درحال رکود آمریکا را شکوفا کرد و بسیاری از وقوع آن بهره برده اند و البته به بهای وقوع فجایع بسیار.
همچنین با نگاهی به آمار و ارقام متوجه می شویم سطح زندگی و خدمات اجتماعی در اروپا و آمریکا شمالی روز به روز در حال بهتر شدن است و پیشرفت و توسعه ی همه جانبه ی این کشورها غیر قابل انکار است.همچنین این کشورها به نسبت از نظر میزان آزادی های اجتماعی، سیاسی و مذهبی نیز نمره بالایی را کسب می نمایند.
در حالی که در ایران مدعی پیوستن به باشگاه اتمی جهان و کشورغنی از نفت و گاز، سالی بیش از 8 میلیارد دلاربنزین وارد می شود و در سرمای زمستان گاز بیش از نیمی از کشور قطع می گردد و به اعتراف معاون اول رئییس جمهور دو دهک پایین جامعه تنها قدرت خرید نان و ماست را دارند. [فارس]

نمی دانم آقای احمدی نژاد به چه اندیشیده و بر اساس چه معیارهایی سقوط و افول کشورهای غربی را پیش بینی نموده ولی امیدوارم که به واسطه ی امدادات غیبی و هاله نور نباشد که بنظر منابع معتبری نمی آیند.
باید امید داشت که این حرفها تنها جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد و برای مصرف داخلی. که اگر دولتمردان به این سخنان باور داشته باشند بیش از پیش باید منتظر عقب ماندگی و وارد آمدن خسارتهای بیشتر به کشور بود.
پاورقی:
» ايران در سال ۲۰۰۶؛ مروری بر عملکرد دولت احمدی نژاد [بی بی سی]
» عکس: سفری بدون هاله ی نور [نگاتیو]

افشاگری احمدی نژاد در اهواز

7 نظر | جامعه
بر طبق اخبار رسمی احمدی نژاد صبح سه شنبه وارد اهواز شده و در فرودگاه مورد استقبال استاندار و امام جمعه و برخی دیگر از مسولان استانی قرار گرفت.
گرچه خبرهای غیر رسمی از حضور رییس جمهور در روز دوشنبه حکایت دارد. ظاهرا برخی شواهد موجود نیز این نکته را قوت می بخشند. البته با توجه به نا امنی های پیشین که برنامه ی سفر ایشان را تغییر داد این ملاحظات قابل پیش بینی بود.

از نکات مهم این سفر دو تغییر در نوع استقبال و برگزاری مراسم سخنرانی است. اول آنکه در مسیر ورود احمدی نژاد از فرودگاه به سمت محل سخنرانی از استقبال مردمی خبری نبود.
مورد دیگر تغییر مکان سخنرانی است. معمولا سخنرانی مقامات مهم کشوری در استدیوم تختی برگزار می گردد. آیت الله خامنه ای و دو رییس جمهور پیشین هاشمی و خاتمی و حتی ریاست فوه ی قضاییه آیت الله شاهرودی همگی در این ورزشگاه سخنرانی نمودند.
اما احمدی نژاد مصلی اهواز را برای این امر برگزید. که با توجه به کوچکی این مکان نسبت به ورزشگاه تختی جای تعجب بسیار داشت.

مسئله ی دیگر در مورد این سفر تاثیر آن بر فضای عمومی شهر بود. بانکها ، بازار و مکانهایی که به طور معمول با ازدحام جمعیت روبرو بودند، روز آرام و خلوتی را پشت سر گذاشتند.
مهمترین دلیل شاید، وحشت مردم از وقوع انفجار بمب بود. انفجارهایی که پیش از این چند بار موجب تغییر برنامه ی سفر احمدی نژاد به اهواز شدند.

به هر دلیل بنظر می رسد استقبال عمومی از احمدی نژاد مطابق پیش بینی ها و سفرهای مشابه به استانهای دیگر نبوده است. اما این سفر تا اینجا یک نتیجه ی بسیار مشخص داشته است.
افشاگری احمدی نژاد در مورد مصوبه ای که برای سرمایه گذاریهای کلان در استان خوزستان محدودیت ایجاد می نماید. ایشان از لغو این مصوبه با موافقت رهبری‌ خبر داده اند که در صورت اجرایی شدن می تواند وضعیت خوزستان را تغییر دهد.
گرچه تنها لغو این مصوبه و یا آنگونه كه استاندار معتقد است با تصویب 200 مصوبه در جلسه ی هیات دولت در خوزستان مشکلات حل نخواهد شد. مدیریت کارآمد و ایجاد امنیت اقتصادی و روانی برای سرمایه گذاری از هر عامل دیگری موثرتر است.

باید منتظر ماند و مشاهده نمود چند درصد از این حجم وعده های داده شده در این سفر استانی محقق خواهد شد. تنها مواردی اندک از آنها برای ثبت در حافظه ی این وبلاگ در پی می آید:
- اختصاص 2 درصد از درآمدهاي نفت به استان‌هاي نفت‌خيز و محروم
- افزودن مبلغ 250 ميليارد تومان به اعتبارات عمرانی استان خوزستان
- افزودن مبلغ 500 ميليارد تومان مخصوص آبادانی علاوه برسهم بودجه
- تاسيس بزرگترین دانشگاه صنعتی در دشت آزادگان
- واگذاری شركت توسعه‌ نيشكر و صنايع جانبی به شهروندان خوزستانی
- مجموعه ورزشی مجهز مخصوص خانمها و آقایان در شهرهای مختلف

پاورقی:
» عکس: سفری بدون هاله ی نور [نگاتیو]
» سفری که سه بار تعلیق شد [+]
» ایسنای خوزستان [+]

سفری که سه بار تعلیق شد

7 نظر | جامعه
سه شنبه احمدی نژاد در سفر استانی دیگری به خوزستان می آید. برخلاف دفعات پیشین هنوز اتفاقات غیر منتظره ای رخ نداده تا برنامه ی سفر ایشان را دستخوش تغییر نماید.
سفری که پیش از این چند بار به علت بمب گذاری های مختلف برگزار نشده بود و به همین دلیل خبر حضور احمدی نژاد موجب شد شهروندان دوشنبه احتیاط بیشتری را لحاظ نمایند.
در زمان هشت ساله ی ریاست جمهوری سید محمد خاتمی، ایشان بارها به خوزستان سفر نموده بودند تا جایی که این استان بنوعی رکورد دار حضور رییس جمهور بود.

در همین حال استاندار خوزستان "سردار امیر حیات مقدم" معتقد است این سفر بركات زیادی برای خوزستان به همراه خواهد داشت. برکاتی که مطمئنن توسط شهروندان خوزستانی بخوبی رصد خواهد شد تا قضاوتی واقعی نسبت به رفتار -ونه تنها گفتار- دولت نهم داشته باشند.
گرچه استاندار خوزستان مدعی است که از اين سفر مهم برای مرمت‌بخشیدن به روند توسعه استان نهايت بهره را خواهند برند اما هنوز به واقع مشخص نیست آیا نقشه ی جامعی برای توسعه این استان ثروتمند اما عقب مانده وجود دارد یا خیر.

این سفر برای منتقدان دولت نهم در استان خوزستان نیز فرصتی مناسب است.آنها می توانند از نزدیک میزان هزینه هایی که از قبل استقبال و ایجاد امنیت و برنامه های جانبی از بودجه ی استانی اختصاص می یابد، محاسبه نمایند.
همچنان پس از احتمالا تصویب ده ها طرح، بر روند اجرایی شدن و به ثمر رسیدنشان نظارت داشته باشند و افکار عمومی را در چند و چون عملیاتی شدن وعده های دولت قرار دهند.

گرچه نمی توان انتظار وقوع یک معجزه و حتی پیشرفتی خارج از روند موجود را متصور بود و باید پذیرفت خوزستان در زیرساختهای خدماتی همچنان بی بضاعت و فقیر است.
ضریب امنیت اجتماعی و شاخص های بهبود زندگی عمومی وضعیت مناسبی ندارد. نگاه به مدیریت استان که در هشت سال اصلاحات در حال تحولی به سوی شایسته محوری بود -هرچند این تحول ناقص و بسختی انجام می گرفت- دچار بازگشتی نگران کننده شده است.
در عرصه ی فرهنگ که بیشترین میزان رشد را در دوران اصلاحات به خود اختصاص داده بود وضعیت بسیار تاسفبارتر است. برگزاری جشنواره هایی مشابه جشن فرهنگ جنوب، جشنواره ی بین المللی تئاتر ایران زمین، جشنواره های موسیقی و فیلم متوقف شده است.
روزنامه ها و هفته نامه های محلی نیز وضعیت بسیار بدی را می گذرانند. البته بخشی از این مشکلات مربوط به تمامی ایرانی میشود و بخشی دیگر مولود علل منطقه ای است.

با شناختی که نسبت به دولت وجود دارد انتظار تحولی چشمگیر در زمینه های فوق الذکر-بخصوص بخش فرهنگی- قابل تصور نیست.
با توجه به نتایج انتخابات شورای شهرهای مختلف در خوزستان و پیروزی اصلاح طلبان و البته چهره های قومی باید به نظاره نشست و منتظر بود که شهروندان خوزستانی از سفر احمدی نژاد چگونه استقبال می کنند.
پاورقی:
» فيلم حضور معاون احمدی نژاد در مراسم رقص مونتاژ نيست [ایلنا]
» عکس: قایق [نگاتیو]

ابتکار ، وبلاگستان و اعدام

14 نظر | سیاست
لینک مطلب خانم معصومه ابتکار را در وبلاگ هنوز دیدم. فکر کنم آنقدر با اهمیت است که اینجا نیز بخشی از اتفاقی را که برای این عضو جدید شورای شهر تهران رخ داده در این جا بیاورم :
«وقتی وارد استوديو شدم ديدم تهيه كننده برنامه براساس هماهنگی قبلي عمل نكرده است. قرار بود در برنامه ای از شبكه جوان راديو با آقاي بيادی به بحث و گفتگو در مورد مديريت شهری بپردازيم اما به محض ورود چشمم به آقای محمد علی رامين افتاد كه مشغول صحبت بود.
فهميدم كه قرار است در مقابل يك عمل انجام شده قرار بگيرم. مسئله آقای رامين نبود، مسئله عدم هماهنگی و اطلاع رسانی درست به مهمانان برنامه بود كه برای حضور حق انتخاب دارند.
به تهيه كننده گفتم قرار ما اين نبود كه مهمان ديگری حضور داشته باشد، پس ظاهرا قرار به هم خورده است.ولی او به راحتی منكر شد و ادعا كرد كه قبلا درباره اين وضعيت صحبت كرده است.
می توانستم به روی خود نياورم و وارد استوديو شوم . اما انكار تهيه كننده كه برايم روشن بود دروغی واضح است مانع شد. در مقابل دروغ نمی توانستم تسليم شوم.» [ادامه مطلب]

برخی از دوستان خطری را که استقلال وبلاگهای فارسی درون ایران را تهدید میکند جدی گرفته اند و به تبع آن تا حالا دو پیشنهاد مشخص وجود دارد، امید برگزاری یک جلسه ی وبلاگی را مفید می داند برای انجام یکسری هماهنگی ها و بررسی موضوع، محمدرضا هم شکایت به دیوان عدالت اداری را راهی مناسب تشخیص داده است.
با چند نفری از بچه های فعال دیگر طی امروز و فردا مشورت می کنم و اگر به نتیجه ی مشخصی رسیدیم مطمئنن اطلاع رسانی خواهد شد، امیدوارم خستگی انتخابات بچه ها را کم انگیزه نکرده باشد، آنهم در موردی به این مهمی.
دوستان توجه داشته باشند که هر حرکتی هم صورت بگیرد بیشتر رنگ و بوی صنفی دارد تا سیاسی. گرچه اصل موضوع سیاسی است و گریزی از ماهیت آن نیست.

مرتضی شیرالی برایم نوشته است:« من سعی می کنم که از خواندن این مطلبت اینطور برداشت نکنم که تو با اعدام صدام مخالفی چون بر خلاف حقوق بشر است!! دوست دارم در این مورد بیشتر توضیح بدهی.»
باید بگویم اینکه من از اعدام صدام خشنود نشدم و اینکه اصلا از مرگ هیچ کسی نمی توانم احساس خشنودی کنم آنچنان هم بیراه نیست. درست است که حتی به باور برخی اعدام برای صدام کم است.
خوب می شود ذره ذره زجرکشش کنیم. می شود ابتدا دستها و پاهایش را با اسید بسوزانیم، صورتش را داغ بگذاریم و باز به دست طبیب بدهیم تا زنده نگرش دارد کمی بهتر که شد تکرار این مجازاتها.
شاید در آن صورت به میزان گرفتن جان صدها هزار تن بشود. اما آن وقت باید برویم جلوی آینه بییستیم و با نگاهی به خود فکر کنیم که چه تفاوتی با صدام و امثال او داریم.

باورم دارم زنده صدام برای عبرت دیکتاتورها هم مفیدتر بود.حتیزنده نگاه داشتن صدام برای دموکراسی در عراق هم کسب آبرویی مضاعف بود.
به هر حال در اعدام صدام چیزی بود که نتوانست شادم کنم. تحقیر یک انسان به حد کمال. حالا همانطور که نوشتم حتی اگر آن انسان جانوری مثل صدام باشد.
پاورقی:
» عکس: قایق [نگاتیو]

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram