متولد شدم در اول اَمرداد ۱۳۵۸و شاید به دلیل هم زمانی زادروزم با روزهای پر آشوب پس از انقلاب اینگونه آشفته و بی قرار ثباتی هستم که کمی دست نیافتنی می نماید

Category Archive

Khozestan BloggerS



Archive Monthly

LoGo


جمهور


NewsLetter


برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Add


  ATOM 

Powered by
Movable Type 3.2

:.جمهور پیشین.:




جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!



linkdump


+ArChive+



« گروگان گیری سیاسی | Main | با ما بمان احمد »

محمود احمدی نژاد در سفر به گیلان در جمع مردم این استان مدعی شد که دستیابی به انرژی هسته ای 50 سال کشور را به پیش می برد.
همچنین در اظهارنظر دیگری عنوان نموده اند:« مسأله انرژى هسته اى به قدرى براى پيشرفت و عزت كشور مهم است كه حتى مى ارزد ما در دو برنامه پنج ساله هيچ كارى در كشور انجام ندهيم و از ظرفيت انرژى هسته اى بهره ببريم»
این اظهارات در شرایطی عنوان می گردد که ایران در بدترین موقعیت اقتصادی خود در دهه ی اخیر قرار دارد. با آنکه در نیمه ی دوم دهه ی هفتاد قیمت نفت به کمتر از ده دلار در هر بشکه نیز سقوط نمود اما در چند سال اخیر به بیش از 50 دلار در هر بشکه رسیده است.

از سوی دیگر اظهارات اینچنینی بدون پشتوانه ی مطالعاتی و دلایل علمی در اجتماع عمومی نشان از مصارف تبلیغاتی اینگونه بیانات دارد. سخنانی که در همان نگاه اول بر بطلان آن می توان صحه نهاد.
واقعیت آنست که صنعت هسته ای کشور بدون در نظر هدف نهایی حکومت، صنعتی وارداتی و قدیمی محسوب می گردد. نیروگاه بوشهر به عنوان نماد این صنعت هنوز پس از 30 سال به بهره برداری نرسیده است.
نیروگاهی که با تکنولوژی کهنه و فرسوده ی روسها، هزینه های هنگفتی را به کشور تحمیل کرده و مشخص نیست از نظر زیست محیطی و ایمنی می تواند قابل اطمینان باشد یا خیر.

اینکه در دو برنامه ی پنج ساله در کشور هیچ کاری صورت نگیرد و تنها به توسعه هسته ای دلخوش باشیم، تنها آینده ای همچون کره ی شمالی را برای ما رقم خواهد زد.
کره ای که از تهیه ی مایحتاج اولیه مردمش عاجز است و فقر و فلاکت این کشور را در برگرفته اما به آزمایش بمب هسته ای دست میزند. گرچه در نهایت کره شمالی نیز در برابر خواست جهانی تمکین نمود و برنامه های هسته ای خود را تعطیل کرد.
شاید احمدی نژاد به این می اندیشد که با "کیک زرد" حاصل از فرآیندهای هسته ای بتوان شکمهای گرسنه ها را سیر نمود و وضعیت شهروندان زیر خط فقر را بهبود بخشید.

پر واضح است که با وجود مخالف جهانی و هزینه ی سنگین فعالیتهای اتمی حکومت ایران و روش و منش خصمانه ای که دولت نهم در پیش گرفته، حتی توسعه هسته ایران نیز در هاله ای از ابهام قرار دارد.
عواقبی که حمله ی احتمالی آمریکا به تاسیسات نظامی و اقتصادی ایران می تواند در پی داشته باشد بجای 50 سال پیشرفت، سالها عقب افتادگی و فلاکت را متوجه مردم و کشور ایران خواهد نمود.
پیشنهاد و در پیش گرفتن راه حلهای خردمندانه و عاقلانه که متضمن منافع واقعی مردم و ایران باشد، هیچ نسبتی با ندانستن الفبای غیرت و سیاست ندارد.
آنها که کشور را بسوی جنگی ناخواسته پیش می برند نه از درک سیاسی و شیوه ی حکومت داری باخبرند و نه برای حقوق شهروندان کمترین ارزشی قائل هستند.

گرچه احمدی نژاد معتقد است:«اگر كسى پيدا شود كه از ترس دشمن يا خودخواهى بخواهد به گونه اى با دشمنان صحبت كند كه آنان اميدوار شوند، بايد بداند كه منفورترين انسان نزد ملت ايران است».
اما واقعیت آنست که کسانی که می خواهند با تهییج احساسات و عدم ارائه ی تمامی حقایق به مردم، هزینه ی یک جنگ دیگر را به مردم تحمیل نمایند در پیشگاه تاریخ این سرزمین منفور و ذلیل خواهند بود.
پاورقی:
» عکس: نوشانه ی مجردی [نگاتیو]
» عکس: ریاضیات کیهانی [نگاتیو]
| ارسال به دنباله | ارسال به بالاترینسیاست | مهدی محسنی |    |

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/266

Comments


خوب من فکر میکنم رئیس جمهور محترم و دیگر اذناب آبدارخانه اقلیت حاکم بر این اعتقادند که این دوره گذار از فقر - از بین رفتن فقیر - باید طی بشه و چاره ای جز دادن تاوان و گذشت زمان نیست . گذشت زمان بهترین عنصری است تا اقشار زیر دست یا له بشوند یا راهی ممات شوند . بینی و بین الله من هم در راس بودم شاید چنین میکردم . گمونم حق با راس - با واحد شمارش احشام اشتباه نگیریم - هرم قدرت باشد ! .

پوتین || February 22, 2007 10:32 PM


من کیک زرد دوست ندارم. مال من نسکافه ای باشد لطفا.
اگر صلاح دانستید در مورد همسر احمد باطبی هم که دزدیده شده اند بنویسید.

رند || February 22, 2007 10:57 PM


سلام مهدی جان
با خبر جلسه ی نقد کتاب « صدای موجی زن»
به روزم
و درد در تنم فرو رفته...

مونا زنده دل || February 22, 2007 11:41 PM


جنگ که چیز خوبیست از برنامه ی 5 ساله و کیک زرد هم بهتر است
هم اشتغال آفرینی می کند
هم کنترل جمعیت
هم دعواهای راست و چپ می خوابد
هم به خاطر منافع ملی مشکل تورم و آب و نان فراموش میشود
هم ...
باز هم بگویم!!

رویا || February 23, 2007 12:19 AM


من شديداً به اين عبارت اعتراض دارم: «نیروگاهی که با تکنولوژی کهنه و فرسوده ی روسها، هزینه های هنگفتی را به کشور تحمیل کرده و مشخص نیست از نظر زیست محیطی و ایمنی می تواند قابل اطمینان باشد یا خیر»
چون كه اولاً نيروگاه اتمی بوشهر، حدود 10 سال پيش، مجدداً از اول طراحی شد و تكنولوژی‌اش، كاملاً پيشرفته است.
از لحاظ ايمنی هم سخت‌ترين استانداردهای ايمنی و محيط زيستی در طراحی و ساختش لحاظ شده و كارشناسان آژانس بين‌المللی انرژی اتمی، اين موضوع رو كاملاً تأييد می‌كنن.
آقای محسنی
لطفاً از اين جهت، ايرادی نگيريد. چون هر چيزی مشكل داشته باشه، به دليل نظارت و سخت‌گيری فوق‌العاده آژانس بين‌المللی انرژی هسته‌ای و بيشتر از اون «نظام ايمنی هسته‌ای كشور» ايمنی همه تأسيسات هسته‌ای كشور، كاملاً مستحكم و تضمين شده است
ادیتور:
بهرنگ نازنین!
تکنولوژس روسها در ساخت نیروگاه همچون نیروگاهی در اوکراین و لهستان است. یعنی نیروگاههای نسل قدیم. روسیه به هیچ عنوان تکنولوژی جدیدی را در بوشهر استفاده نمی کند.
بعدش بر فرض که 10 سال پیش ار نو طراحی شده. زیر ساختها اکثر متعلق به 30 سال پیش است . که عمر مفید بسیاری پیش از بهره برداری به پایان رسیده.

بهرنگ || February 23, 2007 12:48 AM


آقای محسنی عزيز
فكر می‌كنم بهتر است فرصتی بگذاريم تا بحث تكنولوژی را بپرسم. ولی به هر حال از بعد ايمنی، كمترين ايرادی نمی‌توان به نيروگاه بوشهر گرفت
اما در بحث زيرساخت‌ها، بايد بگويم كه سازه خود نيروگاه، پس از جنگ، كاملاً تخريب شد و از پی، همه چيز را از نو ساختند.
به علاوه اين كه معمولاً سازه و تأسيسات خود نيروگاه، برای عمر نامحدود طراحی و ساخته می‌شوند.
اما در مورد تأسيساتی مثل كمپ كاركنان نيروگاه، حرف شما كاملاً درست است.
اين كمپ را آلمانی‌ها، پيش از انقلاب و برای مدت محدود سه‌ساله، ساختند. اما هنوز هم دارد استفاده می‌شود. اما قطعاً قديمی يا جديد بودن اين‌ها، تأثيری در خود نيروگاه ندارد

بهرنگ || February 23, 2007 03:46 AM


الان هنوز از اولین کامنت اون مطلبت شوکه ام!!
ممنون از لطف همیشگی ت
و از این دنیای مجازی که وقتی دوستی به خوبی تو بهم می ده دیگه نمی تونم هی بهش نق بزنم!
امیدوارم که جدی گفته باشی و روز جلسه تهران باشی.
بی نهایت خوشحال میشم از دیدنت...
موفق باشی و...
نمی دونم...
شایدم کار همه ی دنیا رو به راه شد...
امیدوار که می تونم باشم...
نه؟

مونا زنده دل || February 23, 2007 11:10 AM


سلام.چه کنیم با این همه بیچارگی.خدا به همه ما رحم کند.

حامد || February 23, 2007 03:10 PM


ای بابا رییس جمهور گیلانه نه گلستان اقای نویسنده شما که اینقدر بی دقتی میشه بیخیال وبلاگ بشی؟؟؟؟؟

Anonymous || February 23, 2007 03:28 PM


Post a comment


نظرات شما پیش از نمایش تایید خواهد شد
تا انجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود بصورت فینگلیش خودداری نمایید