May 2007 Archives

دیگ های رو سیاه

5 نظر | سیاست
فاطمه رجبی همسر الهام وزیر دادگستری دولت احمدی نژاد همچنان در نوشته هایش به کار بردن الفاظ رکیک ادامه دهد و همه را متهم به دشمنی با احمدی نژاد و همدستی با اسرائیل و امریکا می نماید.
چند مطلب اخیر ایشان آنچنان تند و خارج از ادب و نزاکت بوده که روزنامه ی کیهان نیز در یادداشتی بر ادبیات تند فاطمه رجبی خرده گرفته. نویسنده کیهان با سردار نویسندگی خواندن رجبی ، اشاره می کند:
«از كل فعالیت هايتان -كه به نوشتن خلاصه می شود- كدام در جهت روشنگری خالصانه، بدون شتابزگی و فارغ از احساسات ناب (!) زنانه نيست؟ بايد پرسيد اتحاد ملی با نوشته های شمای مثلا نويسنده (!) چه نسبتی دارد؟»

همچنین در ابتدای این یادداشت به چند جمله از سخنان احمدی نژاد، صفار هرندی وزیر ارشاد و فاطمه رجبی اشاره شده و یافتن خط و ربطش را به بعد موکول کرده است:
«رئيس جمهور: برخی روزنامه ها و سايت ها عليه دولت لجن پراكنی می كنند، وزير فرهنگ: روزنامه نگاران و رسانه ها، در انعكاس اخبار و تحليل رويدادها، انصاف را رعايت كنند.»

نویسنده مقاله ی مذکور در ادامه این پرسش را مطرح می کند که اگر منتقدان بايد كارشناس باشند و منصفانه نقد كنند، مداحان نبايد كارشناس باشند و منصفانه مدح گويند و رقيب از ميدان به دركنند؟
شنیدن این سخنان از روزنامه ی کیهان جای تعجب بسیار دارد. روزنامه ای که در دوران مسوولیت حسین شریعتمداری در تلاشی هر روزه به اتهام زنی و پرونده سازی برای مخالفان پرداخته است.

نوشته ها و سناریو هایی که بسیار بدتر و غیر منصفانه تر از کلمات رکیکی است که فاطمه رجبی، این سردار نویسندگی به زعم کیهانی ها، نسبت به مخالفان و منتقدان دولت بکار می برد.
همانگونه که نویسنده مطلب کیهان با این مثل فارسی دو صد گفته چون نیم کردار نیست مطلبش را پایان داده ، این نوشتار را هم با این مثل به پایان می رسانم که "دیگ به دیگ میگه روت سیاه".

دروغ های مخملی

4 نظر | سیاست
برای اولین بار به شکل رسمی اتهام تدارک انقلاب مخملی در ایران به دکتر رامین جهانبگلو وارد شد. جهانبلگو پس از تحمل نزدیک چهار ماه زندان انفرادی در مصاحبه ای داوطلبانه تلویحا اتهامات وارده را تایید نمود.
در همین حال روزنامه ی کیهان که سابقه ی طولانی در پرونده سازی برای دگراندیشان و روشنفکران و هنرمندان مستقل و غالبا منتقد دارد هر از چند گاهی خبر از افشای سناریویی برای انقلابی مخملی می دهد و عده ای را به این عنوان متهم می نماید.
اما در این میان بنظر می رسد مطرح کنندگان این موارد از اگاهی و اطلاع مناسبی در مورد انقلاب های مخملی -یا رنگی و بدون خشونت- برخوردار نبوده و اغلب موارد طرح شده دور از واقعیت است.

خودکشی از ترس مرگ

6 نظر | سیاست
الیاس نادران از نمایندگان اقتدارگرای مجلس هفتم و هوادار دولت احمدی نزاد در مورد طرح تجمیع انتخابات ریاست جمهوری و مجلس مدعی شده است:
«ميدان دار طرح تجميع انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی و دوره دهم رياست جمهوری چهره های شاخص فراكسيون اقليت و وفاق و كارآمدی مجلس و همچنين تعدادی از نمايندگانی كه اميدی به رای آوردن در مجلس ندارند، بودند. »

جالب است بدانید تعداد اعضای فراکسیون اقلیت مجلس به زحمت به 30 نفر می رسد و فراکسیون وفاق و کار آمدی نیز نزدیک به 50 نماینده دارد که اکثرا جز فراکسیون اصولگرایان هستند. معمولا در مجلس برای تصویب هر طرح هم در حدود 130 (و در موارد با اهمیت تر 140) رای موافق نیاز است.
جالب تر آنکه همه پیشنهاد دهندگان طرح مذکور از اعضای طیف اقتدارگرای مجلس بودند کسانی که ادعا میشد نمایندگیان به امضای اما زمان نیز رسیده ااست. ضمنن چگونه ممکن است اقلیت در پی اضافه نمودن به عمر مجلسی باشد که این چنین آنها را به حاشیه رانده است.

با این اوصاف اظهارات الیاس نادران بسیارعجیب و قلب واقعیت است اما نیت از بیان این سخنان اهمیت ویژه ای دارد که همانا ناتوانی و کارنامه ی غیر قابل دفاع مجلس هفتم است.
مجلس حاضر، به واقع جز ضعیف ترین مجالس تاریخ ایران بوده و نیروهای شاخص راست برای فرار از شکست در انتخابات مجلس هشتم در پی فرافکنی اند. انتخاباتی که اگر با امداد غیبی و دوپینگ استصوابی همراه نباشد شکست قطعی اقتدارگرایان را به همراه خواهد داشت.

دم خروس انقلابی

7 نظر | سیاست
امروز سید احمد خاتمی خطیب راست گرای هوادار دولت نهم در خطبه های نماز جمعه تهران صراحتا اعلام نمود که آیت الله خامنه ای مخالفت خود را با هر گونه مذاکره به هر عنوانی با آمریکا اعلام نموده اند:
«مقام معظم رهبری مذاكره با آمريكا را حتی درباره عراق نفی ‌كردند، اين امر مستقيماً در راستای سخنان امام بود. من سوال دارم از طرفداران مذاكره با آمريكا كه آيا شيطنت‌های آمريكا كم شده يا شيطان اكبر شده است»

اما از سوی دیگر خبرگزاری فارس به نقل از سخنگوی وزارت امور خارجه ایران خبر می دهد:
«حسن كاظمی قمی، سفير ايران در بغداد به عنوان رييس هيأت گفتگوكننده با آمريكا درباره عراق تعيين شده است.همچنين ديگر اعضای گروه به زودی مشخص می ‌شوند.»

گرچه بنظر می رسید اختلاف نظر اساسی و تناقض گویی در مورد مذاکره با آمریکا وجود دارد اما احمد خاتمی در توجیه این تناقضات می گوید:
«درخواست برای گفت و گو از سوی مسوولان عراق برای حل گرفتاری اين كشور است تا بر سر مشكلات با آمريكا حرف بزنيم، بر اين اساس سخن از مذاكره نيست و تنها مسائل را به آنان گوشزد خواهيم كرد؛ چرا كه اين گرگ درنده اهل مذاكره نيست.»

در عرف دیپلماتیک میان گفتگو و مذاکره تفاوتی وجود ندارد و بنظر می رسد این عبارات بیشتر لفاظی سیاسی است در جهت توجیه پیاده نظام و عوام هوادار اقتدار گرایان صورت می گیرد.
اینگونه تناقض گویی ها در هر کشور دموکراتیکی می تواند حیات سیاسی هر سیاست مداری را دچار چالش جدی نماید اما در ایران و بخصوص در میان اقتدارگرایان رفتاری عادی تلقی می گردد.

احمد خاتمی در ادامه خطبه ها در واکنش به سخنان دیک چینی که گفته بود اجازه نمی دهیم ایران به سلاح هسته ای دست یابد و برای این منظور همه گزینه ها را روی میز داریم، ابراز داشت:
«ما به اين مفسد فی ‌الارض شرور می ‌گوييم كه اين تهديدها را آنقدر گفتيد كه حالت تهوع پيدا كرده ‌ايم، ملت بزرگ ايران نيز برای تودهنی زدن به آمريكا همه گزينه‌ها را روی ميز خود دارد. شما عرضه اين گونه شرارت‌ها را ندارید.»
به این ترتیب نمایش "دم خروس ..." در خطبه های نماز جمعه امروز تهران پایان شور انگیزی یافت.

روز نویی در پیش است

| سیاست
یک اتفاق خوب این روزها در هجوم خبرهای بد ناهنجار، شاید یک دل خوشی کوچک دیگر را بتوان شروع به کار سایت خبری نوروز دانست.جایی که به قول حنیف قرار است محلی برای بیان اخبار و نظران رفرم خواهان باشد. با نگاه انسانی و اولویت دادن به حقوق بشر.
چه می تواند کرد جز دل خوش بودن به هر حرکت و قدمی رو به جلو.انتشار دوباره شرق و هم میهن که این دومی را بیشتر دوست دارم.

چند روزی از سالگرد دوم خرداد می گذرد و با نگاهی به سالی که گذشت می توان امید داشت به بهبود اوضاع. نه از جهت دولت و حاکمیت اقتدار گرا. از جهت آنکه حالا اصلاح طلبان دیدگاهی واقعی تر به مسائل پیدا کرده اند.
عمل گرایی و انضباط اجتماعی در رفتاریشان دارد قوام می یابد و کم کم از خواب خرگوشی چند ساله بیدار می شوند و در این حال است که به قول دوستی می توان حدس زد شرایط کشور آبستن حوادثی است.

خرابکاری ها و ناراستی ها دولت نهم که قرار بود مهرورزی و عدالت محوری پیشه کند تلنگری بود به همه ی ما که حداکثری فکر می کردیم و حداقلی عمل. و انتخابات پیشرو محملی برای پس دادن آزمایشی که چقدر حالا اصلاح طلب تر شده ایم.
نوروز بهانه ای شد برای ذکر نکاتی چند در باب اصلاح طلبی و رفرم خواهان. چیزهایی که در روزهای پیشرو بیشتر از خواهیم شنید وخواهیم نوشت.

خشمم را قی می کنم

9 نظر | حقوق بشر
این عکسها را وبلاگ المزخرف در اولین پستش منتشر کرده است. باید این پرسش را مطرح نمود که به چه حقی و بر اساس کدام قانون نیروی انتظامی با متهم اینگونه برخورد میکند.
آیا تنها به واسطه اوباش خطاب قرارگرفتن، پلیس حق دارد اینگونه با خشونت و قساوت به ضرب و شتم متهمان بپردازد. این رفتار با انسانهایی که دستهایشان بسته است و خطری ندارند مصداق بارز شکنجه نیست.


این روزها می خوانیم که سایت های هوادار دولت داستان هایی از تجاوز اوباش به جان و ناموس مردم منتشر می کنند. داستان مردی که بخاطر بدهی زن و دخترش مورد تجاوز قرار گرفته اند و جرات شکایت هم نداشته است.
ماجرای محلاتی از شهر تهران که اوباش و ارازل کذایی به خود اجازه می دادند به هر دختری که می خواستند دست درازی کنند. روایت این ماجرا ها هم که برای بسیج افکار عمومی در جهت تایید رفتار غیر قابل توجیه نیروی انتظامی صورت پذیرفته، حکایت دردناک تری را عیان می کند.

در این همه سال نیروی انتظامی و دستگاه قضایی چه کاری را انجام داده وگرنه این داستان ها که اتفاق دیروز و امروز ما نیست. روایت سالها قدرت نمایی و گردن کشی اشرار است.
در آن زمان سردار قالیباف، سردار طلایی و سردار احمدی چه کار می کردند؟ دادستانی تهران و قوه قضایی به چه کاری مشغول بود؟ در روزگاری که دسته دسته دانشجویان، روزنامه نگاران، وبلاگ نویسان و فعالین سیاسی را به اوین می بردند، با این اوباش چه برخوردی صورت گرفت؟

حکایت تلخ همین است. روشنفکر و دانشگاهی را به زندان سپردند و اوباش ها و چاقو کشها آزادانه به حقوق مردم تجاز می کردند. امروز نیز این نمایش تنها برای سرپوش نهادن به نارضایتی است که طرح برخورد با بد حجابی در جامعه ایجاد کرده است.
و پس آن باید دید سایت ها و روزنامه های هوادار دولت دوباره داستان آن خانواده و دخترانی که به زور مورد تجاوز قرار می گیرند و از روی وحشت جرات اعتراض ندارند، روایت خواهند کرد.

فراموش نمی کنیم

11 نظر | سیاست
امروز دهمین سالگرد انتخابات دوم خرداد 76 است. ده سال سرشار از بیم و امید. روزهایی دلنشین برای یادآوری مجدد در کنار ساعاتی که گاهی آرزو می کنیم کاش رخ نمی داد.
شریعتمداری به نمایندگی از جریان اقتدارگرا حق دارد که بنویسد: «دوم خرداد را نبايد فراموش كرد، نه به اين دليل كه امر مهمی بوده است بلكه به اين دليل كه امور غير مهم هم می توانند گاهی دردسر درست كنند.»
دوم خرداد و تفکر که حتی از آن روز و روزگار پیشی گرفت به واقع دردسرساز شد. تا جایی که مخالفان مجبور شدند برای متوقف کردن روند تحولات، دست به ارتکاب جنایت های دهشتناکی بزنند.

نمی شود به یاد دوم خرداد افتاد و از ذکر جنایت قتل های زنجیره ای حذر کرد، 18 تیر و حادثه ی تلخ حمله به کوی دانشگاه را بخاطر نیاورد و ترور حجاریان به دست سعید عسکر و واقعه کنفرانس برلین را ندیده گرفت.
در آن سالها بود که مختاری، پوینده، فروهرها و عزت ابراهیم نژاد قربانی خشونت کور مخالفان شدند. عبدالله نوری، نیک آهنگ کوثر، باطبی، محمدی، گنجی، باقی، عبدی، کرباسچی، سحابی، افشاری، سمیع نژاد، معماریان، مزروعی، قوچانی، زرافشان، پورزند، قاضیان، صابر، رحمانی، آغاجری، رجایی، صفری، مومنی، علیجانی، اشکوری، کدیور و صدها نفر دیگر به زندان رفتند و شکنجه شدند.

حادثه ی دانشگاه خرم آباد، صدورحکم اعدام برای هاشم آغاجری و اشکوری، حادثه دانشگاه چمران اهواز، حمله به خوابگاه طرشت، حمله ی هر روزه گروه های فشار به مراسم، سخنرانی ها و شخصیت های فعال فرهنگی و سیاسی دگر اندیش از خاطره ها پاک شدنی نیست.
نمی شود دادگاه کرباسچی به ریاست وزیر کنونی اطلاعات را به خاطر نیاورد. و همچنین کتک خوردن مهاجرانی و عبدالله نوری وزرای دولت اصلاحات بدست نیروهای انصار به سرکردگی ده نمکی و الله کرم.

توس، جامعه، نشاط، عصر آزادگان ، امروز، ایران فردا، آزادی، نوسازی، خرداد، سلام و ده ها نشریه دیگر که در محاق توقیف قرار گرفتند. کتابهای عالیجناب سرخ پوش گنجی و یقه سفیدهای محمد قوچانی و تراژدی دموکراسی در ایران عماد الدین باقی و شوکران اصلاح عبدالله نوری.
اینها همه جزیی از این روز عظیم است. باید امثال شریعتمداری از یادآوری این روز در هراس باشند. اینها همه گوشه ای از کارنامه ی سیاه اقتدارگرایانی است که پس از هشت سال حضور رفرم خواهان در بخشی از حاکمیت -که با قصورها و کم کاریهای بسیاری همراه بود- درکمتر از دوسال همه دستاوردهای آن روزها را نابود کرده اند.

همه این مصائب را بر شمردم تا بیاد بیاوریم چه هزینه ی سنگینی پرداخته شد تا به جایی که امروز در آن قرار داریم برسیم. حالا همه از فاشیسم که کشور را تهدید می کند، سخن می گویند.
همه ی خیر خواهان ایران از انتخاب احمدی نژاد ناراضی اند. انتخابی که محصول مشترک اصلاح طلبان حکومتی و اپوزیسیون داخلی هوادار تحریم بود. که البته سهم اصلاح طلبان دو چندان است.
باید درس بیگریم. باید درس گرفته باشیم با آنچه این روزها در خیابان های شهرهای ایران به اسم امنیت به نمایش گذاشته می شود و حوادثی که در دانشگاه هایمان رقم می خورد و نایابی خردمندی، تساهل و تسامح در دولتمردان کنونی. کاش گذشته چراغ راه آیندیمان بشود.

زن طاعون نیست ، تو طاعونی!

9 نظر | حقوق بشر
حسن بیادی نائب رییس شورای شهر تهران و از حامیان احمدی نژاد در دفاع از برخوردهای صورت گرفته با زنان در راستای اجرای طرح امنیت اجتماعی مدعی است که بدحجاب ‌‏ها عين طاعون و حتی بدتر از طاعون هستند.
بیادی این سخنان را در واکنش به انتقادات معصومه ابتکار از اجرای طرح مبارزه با بد حجابی عنوان نمود. ابتکار در نطق پیش از دستور خود با اشاره به افت ها و کج سلیقگی ها در اجرای این طرح افزود:
چرا مرحله اول طرح امنيت اجتماعی برخورد با بدحجابی است و مرحله بعد آن برخورد با اراذل و اوباش؟ در موضوعی مانند حجاب كه با روح و روان سر و كار داريم، بايد محاسبه كرد كه آيا خرد شدن كرامت نفس يا زير سوال رفتن عزت جوان به صلاح موقت فضای ظاهری جامعه می ‌‏ارزد؟

این دو اظهار نظر را در کنار هم آوردم تا تفاوت تفکرات و ادبیات اقتدارگرایی و اصلاح طلبی مشخص گردد. تا بار دیگر حسرت بخوریم چرا شرایطی رقم خورد تا احمدی نژاد بر کرسی ریاست جمهوری تکیه بزند و امثال بیادی زنان و دختران دگرباش را بدتر از طاعون بخوانند.

در همین حال رییس مرکز اطلاع رسانی پلیس تهران نیز در واکنش به ضرب و شتم و خون آلود کردن زنی در میدان هفت تیر توسط نیروی انتظامی خبر از پیگیری ماجرا می دهد.
نباید دلمان را خوش کنیم. پیگیری یعنی مشخص گردد که این زن با قصد قبلی خود را در معرض ضرب و شتم ماموران قرار داده و می خواسته برای دشمن خوراک تبلیغلاتی فراهم کند. اگر هم بشود به هاله اسفندیاری و جهانبگلو و براندازی نرم هم ارتباطش بدهند.

راستی نکند همه اینها نمایشی بیش نباشد تا از یاد ببریم: پول نفت توی سفرهایمان چه شد و مهرورزی و عدالت اقتصادی با نفت 70 دلار هم محقق نشد و به یاد نیاوریم که ما دچار طاعون خشونت و کند مغزی برخی شده ایم.

وقتی همه متهمیم

6 نظر | حقوق بشر
دیروز خبرگزاری ها به نقل از وزارت اطلاعات مدعی شدند هاله اسفندیاری در اعترافات خود گفته بنياد سوروس در ايران با ايجاد يك شبكه ارتباط غير رسمی و تلاش برای توسعه و گسترش آن، اهداف براندازانه خود را دنبال می ‌نموده است.
در این اطلاعیه اضافه شده با همكاری خانم اسفندیاری، مدیر و نماینده بنياد آمریكایی سوروس در ايران، شناسایی و تحت تعقيب قرار گرفت كه تحقيقات تكمیلی در اين خصوص ادامه دارد.

در مورد این اطلاعیه چند سوال اساسی قابل طرح است:
آیا خانم هاله اسفندیاری به میل و خواست خودشان -و طبق اطلاعیه وزارت اطلاعات به جهت همکاری- این اطلاعات را در اختیار بازجوها قرار داده اند؟
در مورد ماهیت فعالیت های خانم اسفندیاری اسناد مدارک محکمه پسند و قانونی وجود دارد و یا کما فی السابق کیفر خواست متهمان اینچنین تنها بر اساس اعترافاتشان تهیه می شود؟

خانم اسفندیاری در مرحله ی بازجویی قرار دارند و یا محاکمه و حکم به محکومیت ایشان صادر شده که بخشی از اعترافاتشان منتشر می شود؟ و آیا قاعدتا این اطلاعات نباید محرمانه باشد؟
مهمتر از تمام این موارد وقتی خانم اسفندیاری از داشتن وکیل محروم است و هنگامی که امکان برقرار ارتباط با خانواده ی خود ندارد، چگونه می توان به اینگونه نقل قولها اعتماد کرد.

دیر زمانی نمی گذرد که اتهام تلاش برای براندازی نیروهای ملی و مذهبی تنها بر پایه ی اعترافاتشان از صدا و سیما خوانده ش دو سال گذشته بود که رامین جهانبگلو با همین شیوه دستگیر و مجبور به اعترافاتی شد.
اما به واقع زمان اینگونه بازی ها گذشته است. هویت سازی ، اعتراف گیری و آشکار سازی چهره های پنهان به سبک روزنامه کیهان تنها به نارضایتی ها می افزاید. اعترافاتی که افکار عمومی کمترین اهمیتی برای آن قائل نیستند.

از توحش بیزاریم

26 نظر | حقوق بشر
نمیتوان این خبر را خواند و عصبانی نشد. نمی شود این فیلم را دید و از خشم دندانها را به هم فشار نداد. این نمایش خشونت روایت هر روزه ی ماست.

درد ما تنها تصاویر به ظاهر اوباشی نیستند که ماموران ماسک به صورت آفتابه به گردنشان می اندازند و توی شهر می گردانند که مثلا هیبت و توان نیروی انتظامی را به رخ بکشند.
مسئله اینست که مشابه همین رفتار و بدتر از آن بر سر دانشجویان و دختران این سرزمین می آورند. به این عکسها نگاه کنید. به این فیلم که نماد توحش کسانی است که باید پاسدار ساحت مقدس دانشگاه باشند نگاهی بیندازید.

برای دوستی در پاسخ مطلبش در مورد وقایع این روزها و آنچه با عنوان امنیت اجتماعی در کوچه و خیابان و دانشگاه های ما در حال وقوع است نوشتم: توحش توحش توحش!
و کاش می شد این مسولین برقراری امنیت و انتظام در جامعه را مجبور می کردیم روزی هزار بار بنویسند : از توحش بیزاریم، شاید افاقه می کرد تا دیگر به خود اجازه ندهند با هیچ انسانی اینگونه رفتار کنند.

نیروی انتظامی خبر از برخورد با کسانی می دهد که بد سلیقگی کرده و آفتابه به گردن دستگیر شدگان انداخته اند. در حالی که توضیح نمی دهند چه کسی این آفتابه را برای این نمایش تهیه کرده است.
وزیر کشور هم می گوید یکی دو حادثه کوچک -منظورشان تجاوز به دو دختر در مشهد و کرج در راستای اجرای طرح امنیت اجتماعی- مانع اجرای این طرح نیست. یکی دو حادثه ی کوچک!!

بهنود به روایت من

7 نظر | شخصی
چند روز است که به این موضوع فکر می کنم که چه کسانی و چه چیزهایی در زندگی من تاثیر زیادی داشته اند. در حالی که معتقدم این خودمانیم که بیشترین تاثیر و تغییر را در عادات و عقاید و نگاهمان به زندگی ایجاد می کنیم.

همینگوی و روسو: خواندن کتاب زنگها برای که به صدا در می آیند همینگوی و اعترافات ژان ژاک روسو در سن 13 سالگی توانست نگاهم را نسبت به بسیاری از مسائل تغییر دهد.
گرچه در ابتدا با خواندن کتاب همینگوی دچار چالشی باور نکردی شدم اما اعترافات روسو همه چیز را تغییر داد. شاید هم بی پردگی و جاری بودن زندگی در این کتاب ها در کنار سکس و عشق بود که بسیاری از ارزشهای آن روزهایم را تحقیر و کم رنگ نمود.
گرچه شاید بتوان با فاصله تاثیر کتابهای ضحاک ماربه دوش سعیدی سیرجانی، مزرعه حیوانات و 1984 جورج اورول، کوری ساراماگو را نیز اضافه نمود.

پی آفرین: معلم ادبیات سال دوم راهنمایی من، استاد پی آفرین بود. او به من جسارت حرف زدن و نوشت داد و با علاقه و وسواس تمام نزدیک به نیمی از زمان هر کلاس را به برداشت های آزاد من از داستانها و رمانهای مختلف اختصاص می داد. زمانی برای اینکه با صدای بلند، چیزهایی را که دوست دارم روایت کنم.

مسعود بهنود: شاید تاثیرگذارترین آدم زندگی من مسعود بهنود باشد. اولین بار اسمش را در روزنامه ی کیهان دیدم. درستون نیمه ی پنهان. که او را جاسوس غرب و یک لیبرال خود فروخته خوانده بود.
در جستجوی هایم به تهران مصور برخوردم. شماره 23 جمعه 8 تیرماه 58 به سردبیری مسعود بهنود. و پس از آن بود که مشتری نوشته هایش شدم. و ان زمان که صدایش را شنیدم و تصویرش بیش از پیش دوستش داشتم و دارم.
ما می مانیم، دو حرف، حرف دیگر، خانوم، امینه، حروف، در بند اما سبز و ... نمی شود گفت چقدر توانسته ام از بهنود آنچه را که لازم است دریابم. اما بهنود به روایت من وسوسه انگیز و دلچسب است. بیش از هر چیز دیگری.

دوم خرداد:شاید این روز برای بسیاری منشا تاثیر و تحول بود. برای من شروع یک نا آرامی. همان آشفتگی که آرامش را تاب نمی آورد و هنوز مرا رها نکرده.

اصلاحات: مجله ی که در دانشگاه منتشر می کردیم و بعدا اسمش را به جمهور تغییر دادیم و به 6 شماره نرسید توقیف شد. خود مجله بی اهمیت تر از کسانی بود که آنرا منتشر می کردند. یک جمع هفت هشت نفره. مدارا و سخت جانی این روزهایم را مدیون آن جمع هستم.

وارطان: این اسم نه به خاطر وارطان سالاخانیان بلکه بیشتر بخاطر شعر نازلی شاملو که بیش از هر شعر دیگری شاید مرا تحت تاثیر قرار داد. حالا دیگر وارطان برای من یک اسم و یا آی دی نیست بیش از هر اسم دیگری به خودم نزدیک است و دوستش دارم.
[...]:چیزهای دیگری هم هست که به دلایل شخصی فعلا از آنها می گذرم.

معجزه ها ی زن عصبانی*

6 نظر | سیاست
گرچه به اعتقاد فاطمه رجبی همسر غلامحسین الهام، احمدی نژاد معجزه ی هزاره سوم است اما می توان به این امر تاکید نمود که شاید تنها معجزه ی سالهای اخیر خود فاطمه ی رجبی باشد.
او همزمان با حضور احمدی نژاد در جایگاه ریاست جمهوری و به واسطه سخنگویی غلامحسین الهام در دولت نهم و مقالات اهانت آمیزش علیه هاشمی رفسنجانی در کانون توجهات رسانه های جمعی قرار گرفت.

گرچه هاشمی به عنوان رئيس مافياگران در مقالات فاطمه رجبی نقش پررنگی دارد اما بارها اسامی خاتمی و دیگر نیروهای فعال اصلاح طلبان با صفت مزدور آمریکا و اسرائیل و ضد انقلاب مزین شده است.
در تازه ترین اقدام فاطمه رجبی آنچنان از سرمقاله ی روزنامه جمهوری اسلامی در نقد رفتار و اعمال احمدی نژاد آشفته شده که تنها چاره را انتشار نوشته ای سراسر هتاکی نسبت به مسیح مهاجری و روزنامه جمهوری اسلامی و همچنین رفسنجانی دیده است.

فاطمه رجبی در مقاله ای با عنوان روزنامه جمهوری اسرائیل می نویسد:
«كارگزار قيصر با تحریک منافقانه، بی ‌آبرویی وسيع را به تصوير می ‌كشد. قلم او چون دست‌های بمب ‌گذار منافقان با حسد و بغض و كين اربايش آغشته گرديده، و طرح يك كودتای همه‌جانبه را با ايجاد "تحریک" و "فتنه" و "شورش" عليه احمدی ‌نژاد در كلمات گنجانيده است.»
«كارگزار قيصر فراموش كرده كه "قيصر يا همان ارباب او" در 16 سال گذشته، شاهد، ناظر و حامی ملاقات‌ها، روابط و ... پنهان با امريكا بوده، كه طشت اين رسوایی پس از روی كار آمدن احمدی ‌نژاد از بام به زمين افتاد.»

فاطمه رجبی که همچنان از نتیجه ی انتخابات خبرگان و شکست فضاحت بار مصباح یزدی عصبانی است به زعم خود پرده از نقش دختران هاشمی در انتخابات خبرگان بر می دارد:
«اربابش برای آرای غيرمشروع جمع‌شده توسط دخترانش در خبرگان رهبری، به هر وسيله‌ ای آويخت و حتی "ولايت فقيه را اصل مطرود" خواند.»

می توان عنوان نمود که فاطمه ی رجبی دما سنج هواداران و کارگزاران دولت نهم است و با توجه به غلظت و تعداد کلمات اهانت بار او در مقالات به میزان خشم و نا توانی دولت نهم پی برد.
واقعیت آنست که بی کفایتی و بی تدبیری و ایراد سخنان و نظرات نسنجیده در دولت نهم آنچنان رواج و قوام پیدا کرده که کاسه ی صبر محافظه کارترین بخش های سیاسی ایران را نیز لبریز شده است.
ماله کشی ها و رفع و رجوع کردن سخنان رییس جمهور توسط برخی از وزرا و نمایندگان مجلس نیز دیگر پاسخگوی گاف های هر روزه ی ایشان نیست.
پس به باور هواداران دو آتشه رییس دولت نهم بهترین دفاع در حمله است تا از شدت انتقادات کاسته شود.هر چقدر هم حمله کننده ناشی و مهره ای کم اهمیت باشد لزوم تند و تیز شدن حملات بیشتر احساس می گردد.

پاورقی:
*شاید یکی از دلایلی که نسبت به فاطمه رجبی واکنش قانونی صورت نمی پذیرد نگاه مردسالارانه ی دولتمردان ایران باشد. ظاهرا آنها برای جیغ های بنفش فاطمه رجبی ارزشی قائل نیستند و رفتارش را برخواسته از خصلتهای زنانه ی او می دانند.

تا واشنگتن راهی نیست

7 نظر | سیاست
پیش از این در مطلبی با عنوان سلام آقای گرگ احتمال مذاکره ایران و آمریکا بررسی شد. درمتن حاضر از منظر دیگری به این موضوع می پردازم.
سیاست عرصه مدارا و مذاکره است و گاهی نیز بلوف ها و شعارهای دیپلماتیک. اما این عرصه در ایران آنچنان دچار شعار زدگی و رفتارهای دوگانه شده که تصمیم گیریهای کلان را دچار مخاطره نموده است.

در دوران هشت ساله ی اصلاحات که لزوم برقرار ارتباط شفاف و روشن با ایالات متحده امریکا احساس می شد اصولگرایان با تمام توان در جهت نفی هرگونه ارتباط گام بر می داشتند.
تا جایی که وجود و حاکمیت نظام را به عدم برقراری رابطه گره زده و این موضوع را در قامت یک حرام شرعی به هواداران خود قبولاندند.
عقیده ای که در این زمان که دولت و مجلس همسو و دراختیار اصولگرایان است مشکل ساز شده و پیاده نظام سیاسی آنها دچار دوگانگی و سرگشتگی کرده است.

دیروز برخی دانشجویان اصولگرای دانشگاه های مختلف در مقابل مجلس و دفتر ریاست جمهوری در مخالفت با تشکیل گروه دوستی ایران و آمریکا در مجلس و احتمال مذاکره با آمریکا تجمع نمودند.
توجه به شعار ها و سخنان معترضان مشخص می نماید که در این تجمع دقیقا دوگانگی رفتاری و گفتاری اصولگرایان به چالش و نقد کشیده شده است.

دیروز دولت و احمدی نژاد در نوک پیکان انتقادات قرار داشتند. یکی از سخنرانان مدعی شد : «معجزه‌ی هزاره‌ ی سوم، دولت اصولگرا و دولت آرمان ‌خواهی است كه می ‌خواهد با آمريكا مذاكره كند».
او می افزاید: «احمدی ‌نژاد در سفرهای خود شعار مبارزه ی بی ‌امان با آمريكا را می دهد، اگر اول اين مبارزه، مذاكره با آمريكا باشد عاقبت آن را خدا ختم به خير كند.»
در ادامه دانشجویان شعار "كودكان لبنانی، شرمنده، شرمنده"، "كودكان عراقی، شرمنده، شرمنده"، "دم خروس استكبارستيزی دولت هم درآمد"، "دولت انقلابی، تاسف، تاسف" دادند.
با یادآوری شعار انتخاباتی "ما می توانیم" دولت احمدی نژاد اشاره نمودند: «آمریکایی ‌ها در 28 سال نتوانستند بيايند، ما می ‌توانيم! در 28 ساعت می ‌آوريمشان».

دانشجویان در ادامه با تجمع مقابل مجلس ضمن انتقاد از سانسور خبری این پرسش را از نمایندگان مطرح می کنند که آیا دعوای چپ و راست بر سر آغازگری مذاكره است يا منافع ملی؟ آنها معتقدند شعار امروز مجلس اصولگرا این است: "هم شرقی، هم غربی، اسلام آمریکایی"
به روی پلاکاردی مقابل مجلس هم نوشته شده: اولين كاروان زيارتی كاخ سفيد، حركت از مجلس بهارستان. دانشجویان هم شعار می دهند "مجلس اسلامی؟ گروه دوستی بين ايران و آمريكا"، "وكيل آمریکایی اخراج بايد گردد"، "زمان انتخابات، رابطه با آمریکا".
افراط گریهای اصولگرایان در نفی و یا تایید امور این بار دامنشان را گرفته و می تواند بسیاری از حباب ارزش های ظاهری را در معرض خطر قرار دهد.

در مورد همین دوگانگی ها می توان به ماجرای نشریات جعلی دانشگاه امیرکبیر، برخورد استاد زرین کلک با برادرزاده سلیمی نمین و واقعه تجاوز به دختر دانشجویی در کرمانشاه اشاره کرد.
در دو مورد اول سیل بیانیه ها طومارها همچنان ادامه دارد. در حالی که تسبت به تجاوز معاون حراست دانشگاه رازی هیچ اشاره ای و صدای اعتراضی شنیده نمی شود. اینگونه رفتارهاست که نیات اصلی صحنه گردانان این حوادث را مورد ظن قرار می دهد.

دولت بی خبران

8 نظر | سیاست
وزير كشور در سمینار بررسی سفرهای استانی هیات دولت با بيان اينكه 71 درصد مصوبات استانی 25 سفر اول اجرایی شده است، مدعی شد آهنگ اجرای مصوبات استانی بسيار اميدبخش است.
این سخنان در حالی بیان می گردد که به باور بسیاری این سفرها نتوانسته به حل مشکلات واقعی استان ها بیانجامد. بلکه با تحمیل هزینه ی این سفرها به بودجه های استانی به عاملی ضرر رسان نیز بدل شده است.

شاهد این مدعی اظهارات پورمحمدی و همچنان استانداران دولت نهم است. در حالی که 71 درصد مصوبات و در برخی استانها تا صددرصد آنها اجرایی شده اما در وضعیت معیشتی شهروندان تغییر مثبتی مشاهده نمی شود.
مثلا در استان سیستان و بلوچستان و یا لرستان و خوزستان که به ادعای استاندار و مسوولان همه مصوبات سفر استانی اجرا شده چه تغییر و جهشی را می توان ذکر نمود.

اما اصرار به ادامه و وعده ی دور دوم سفرهای استانی به چه دلیل انجام می گیرد؟ دو عامل و دلیل مشخص را می توان در این میان ذکر کرد.
در وهله ی اول شروع یک کارزار تبلیغاتی. دولتی که بر پای ی شعارهای عوام گرایانه و وعده ی تغییرات بنیادی و شگرف در همه ی زمینه ها بر سر کار آمد و برای کسب موفقیت دوباره، تبلیغات زود هنگامی را آغاز کرده است.

عامل دیگر عدم آگاهی و ناتوانی مدیران و کارگزاران دولت احمدی نژاد است. کسانی که بدون داشتن سابقه روشن اجرایی بر مسند تصمیم گیری قرار گرفته اند.
در همایش بررسی سفرهای استانی، وزیر کشور بدون اشاره روشن به نا آگاهی دولت و نا کارآمدی استانداران اعتراف می کند که:
«ما بنا گذاشته بوديم استان‌ های برخوردار را در رديف استان‌های آخر سفر استانی قرار دهيم و لذا ديرتر به كرمان رفتيم اما آقای احمدی ‌نژاد بعد از بازگشت از اين سفر در اولين جلسه هيئت دولت به شدت عصبانی بودند.
چرا كه ما در آنجا 280 هزار كپرنشين ديديم كه حتی كفش كافی و مناسب نداشتند.ما فكر می ‌كرديم چون از استان مسئولان بلند پایه ‌ای در بخش‌ های مختلف نظام حضور دارند وضعيت اين استان خوب باشد اما مشاهدات ما بسيار دردناك بود.»

باید این پرسش را مطرح نمود که چرا میزان آگاهی مسوولان تزار اول دولت نهم از وضعیت کشور به این حد ناقص و دور از واقعیت است. در حالی که احمدی نژاد مدعی است در برخی موارد 15 سال کار تحقیقاتی انجام داده است.
و مهمتر از آن چرا استانداران منسوب شده از اطلاع رسانی دقیق و تشریح شرایط موجود استان هایشان کوتاهی نموده اند؟ استاندارانی که با اختیار کامل دولت و وزیر کشور انتخاب شده اند.

در این همایش نکات جالب دیگری نیز بیان شده است. مثلا پور محمدی در پاسخ به سوالی مبنی بر اينكه چرا احمدی نژاد در سفرهای استانی حرف‌های احساسی می ‌زند كه دردسر ساز است؟ می گوید:
«اولا رئيس جمهور باید به ابزار احساسات مردم پاسخ دهد اما متاسفانه گاها اين بازتاب غير دقيق حرف‌های رئيس جمهور در رسانه‌ ها است كه مشكل‌ ساز می شود.»
باید پرسید وقتی که این سخنان به شکل زنده از شبکه های خبری ایران پخش می شود چگونه می توان مدعی بازتاب غیر دقیق آنها بود!
پاورقی:
» تورهای مسافرتی دولت نهم [+]
» دولت توریستی [+]

سلام آقای گرگ

9 نظر | سیاست
در بیست و چند سال اخیر همیشه رهبران ایران هرگونه مذاکره با آمریکا را رد نموده اند. آیت الله خمینی در دهه اول انقلاب رابطه ایران با آمریکا را به رابطه گرگ و میش تشبیه کردند.
پس از ایشان نیز آیت الله خامنه ای در یکی از معروف ترین سخنرانی هایشان ابراز داشتند کسانی که دم از مذاکره با آمریکا را می زنند یا الفبای غیرت را بلد نیستند و یا الفبای سیاست.

با این حال دیروز سخنگوی وزارت امور خارجه ایران رسماً اعلام کرد که نمایندگان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به زودی در بغداد با یکدیگر گفت‌و‌گو خواهد کرد.
از سوی دیگر سخنگوی دیک چینی با استقبال از این خبر اعلام نمود آمریکا برای آغاز این مذاکرات، که صرفا درباره اوضاع عراق خواهد بود، آماده است.
گرچه دو طرف مدعی هستند که بهانه ی اصلی این مذاکرات شرایط عراق است اما به هر حال این مذاکرات می توان سرآغاز حل اختلافاتی باشد که چند دهه بر سیاست داخلی و خارجی ایران سایه افکنده است.

این تحولات بی شک مخالفانی در ایران ، آمریکا و منطقه خواهد داشت. عمده مخالف از سوی جناح های رقیب در ایران و نیروهای اپوزیسیون نزدیک به سلطنت طلبان و لابی های اسرائیلی و عربی قابل پیش بی است.
بسیاری هم این پرسش را مطرح خواهند کرد که چرا زمانی حتی سخن از مذاکره با آمریکا جرم تلقی و مطرح کنندگان و پیشنهاد دهندگان به خیانت و همسویی با دشمن متهم می شدند اما امروز اینگونه بی مقدمه سخن از مذاکره با آمریکا زده می شود.
از زمانی که عطاالله مهاجرانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خاتمی به دلیل نگارش مقاله ای در حمایت از مذاکره با آمریکا مورد هجوم شدید نمایندگان مجلس پنجم قرار گرفت و به سختی توانست از مجلس رای اعتماد کسب نماید، مدت زیادی نگذشته است.

به هر حال گرچه در این زمان که سکان مملکت در دست کسانی است که کشور را به سوی ضعف و بحران رهنمون کرده اند، بنظر می رسد تنها دولت و مجلس امدادات غیبی توانست مجوز این مذاکرات را دریافت نماید و از متهم شدن به بی غیرتی و بی سیاستی ترسی نداشته باشند.
با توجه به سابقه ی آمریکا، این نتیجه ی مذاکراتی از این دست می تواند تغییرات اساسی در سیاست خارجی و حتی داخلی ایران ایجاد کند. گرچه بنظر می رسد برای قضاوت در این مورد بسیار زود باشد.
پاورقی:
» جام زهری ديگر؟ [به تماشای آبهای سپید]

آیت الله منتظری : استقامت كنید!

7 نظر | سیاست
متاسفانه با وجودی كه مسوولان رده بالای كشور دانشجويان را چشم و چراغ مملكت می‌‏ نامند اما از سوی ديگر در دانشگاه‌‏ ها دانشجويان را ستاره ‌‏دار می‌‏كنند، با آنها برخوردهای شديدی می ‌‏كنند و آنها را به زندان می ‌‏افكنند.
آيت‌‏الله منتظری در ديدار با شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با قرائت آياتی از سوره والعصر اضافه کردند: خداوند در قرآن افراد با ايمان را توصيه می ‌‏كند تا پشتيبان حق باشند و شما به دليل پشتيبانی از حق تحت فشار هستيد و خداوند در همين سوره توصيه می ‌‏كند كه صبر و استقامت پيشه كنيد.

وی با تشكر از دانشجويان به دليل احساس مسووليت در برابر مشكلات جامعه، گفت: در گفتار و رفتارتان خودسانسوری نكنيد اما از حركات تند و افراطي نيز بپرهيزيد.
آیت‌ ‏الله منتظری با اشاره به بازداشت و زندانی شدن دانشجويان، گفت: مرحوم آيت‌‏ الله خمينی معتقد بود كه زندان محل انسان ‌‏سازی است و من هم همين اعتقاد را دارم. زندان برای دانشجويان در واقع زنده ‌‏دان است چرا كه زندان جای افراد زنده است و نه افراد بی‌ ‏تفاوت يا چاپلوس.

وی همچنين بر ديدگاه شرعی خود در خصوص ماجرای انتشار نشريات موهن در دانشگاه اميركبير تاكيد كرد كه به شرح زير است:
با توجه به اينكه در رسانه‌ ها آمده است كه مسوولان نشریه ‌های مذكور رسما اعلان كرده‌ اند كه آنان (دانشجويان) اين مطالب را چاپ نكرده ‌اند و آنها را انكار می ‌كنند، انكار آنان شرعا مسموع است.
اعضای دفتر تحکیم همچنین با آیت الله صانعی، آیت الله سید صادق حسینی شیرازی و آیت الله دکتر محمد صادقی تهرانی نیز دیدار نمودند که مشروح این خبر را در اینجا بخوانید.
در آیین بازگشایی دانشگاه ها در سال گذشته احمدی نژاد با مخاطب قرار دادن برخی اساتید و از پاکسازی اساتید لائیک و لیبرال از خبر داد. او مدعی شد که این اساتید دانشجویان ارزشی را تحت فشار قرار می دهند.
در آن زمان جامعه دانشگاهی و بسیاری از فعالین سیاسی نسبت به تکرار انقلاب فرهنگی و بسته شدن فضای دانشگاه ها و سرکوب دانشجویان هشدار دادند. بسیاری از مسولان سیاسی نیز به مخالفت و انتقاد از سخنان رییس دولت نهم پرداختند.
با گذشت نزدیک به سک سال از آن سخنان و جو حاکم بر فضای دانشگاهی کشور که انتقادات اساسی و بنیادی نسبت به گفتار و عملکرد احمدی نزاد در پیش گرفته پروژه ی پیشین بار دیگر کلید خورد.

عباس سلیمی نمین مدیر دفترمطالعات و تدوین تاریخ ایران از نزدیکان حسین شریعتمداری و هوادار دولت نهم در مصاحبه با خبرگزرای آفتاب مشکل امروز نظام دانشگاهی کشور را برخی «اساتید بی‌جنبه» دانسته که «با حربه نمره دانشجویان را مجبور می‌کنند مطابق میل آنها عمل کنند.
او که عموی دانشجوی دختری که در وقایع اخیر دانشگاه تهران به او اهانت شده بود مدعی است : برخی اساتید اگر خود ولنگار باشند، دانشجویان را هم مجبور می‌کنند تا در مسائل اخلاقی مانند آنها عمل کنند.
او با دفاع از اخراج زرین کلک مدعی می شود که "طبق گفته مسئولین دانشگاه، قرار بود تا از ترم پیش دیگر به این شخص کلاسی ندهند بنابراین، باید بررسی شود که با چه مجوزی در این ترم دانشگاه مجددا به او کلاس درس واگذار شده است."

اما در این شرایط دو نکته در مورد این سخنان بسیار قابل توجه است. ابتدا اینکه چرا برادر زادی ایشان با ان پیشینه ترم پیش باید برای دومین بار با چنین شخصیت "ولنگار و بی جنبه ای" درس انتخاب نمایند.
دوم اینکه چرا واکنش عجیب و حیرت آوری که در قبال این اتفاق توسط برخی ارگانهای و نهادهای دانشگاهی و نیروهای هوادار دولت صورت گرفت در مورد واقعه به مراتب تلخ تر و وحشتناک تر تجاوز به دانشجوی دختری در دانشگاه رازی کرمانشاه مشاهده نشد.
و آیا موضوع فشار و برخوردهای ناهنجار اساتید اصولگرا و ارزشی که متاسفانه برخی از آنها از بار علمی مناسبی برخوردار نیستند با دانشجویان دگرباش و منتقد نیز مشمول عبارت "اساتید بی جنبه" می گردد.

واقعیت آنست که نه اساتید بی جنبه و ولنگار به تعبیر آقای سلیمی نمین برای دولت نهم و هوادارنشان اهمیت دارد و نه تجاوز و سو استفاده از قدرت نیروهای ارزشمدار.
موضوع ساده تر از این حرفهاست. به اعتقاد احمدی نژادیها اساتید به اصلاح لیبرال، لائیک و حتی روشنفکران دینی و هر کسی که به نوعی دگر اندیشی را تبلیغ نماید باید از صحنه ی دانشگاه حذف گردد.

طرح موضوع دانشجویان ستاره دار و باز نشسته کردن اساتید با سابقه و مستقل دقیقا در همین راستا قلمداد می گردد. موضوع دانشکده هنر دانشگاه تهران نیز تنها دستاویزی برای به کرسی نشادن این نظرات بود.
دقیقا به همین دلیل شاید بسیاری از پیوستن به جمع محکوم کنندگان این حادثه سر باز زدند. حادثه ای که تنها برای بهره برداری سیاسی و سرکوب بیشتر جامعه دانشگاهی مورد توجه وافع شد.

این دو دختر محجبه

30 نظر | جامعه
در هفته ی اخیر دو خبر در مورد دو دختر دانشجو در کانون توجهات قرار گرفت. که البته واکنش بسیار متفاوت و مختلفی را در پی داشت.
در اولین خبر هاجر سلیمی نمین -دختر و یا برادر زاده عباس سلیمی نمین از هوادران دولت احمدی نژاد و همکار حسین شریعتمداری در روزنامه ی کیهان- دانشجوی دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران، به ادعای برخی جریانات سیاسی توسط استادش مورد بی حرمتی قرار گرفت.

گرچه استاد زرین کلک -پدر انمیشن ایران- این ماجرا را تکذیب نمود اما نیروهای هوادار دولت در بسیج دانشجویی دانشگاه های تهران در اعتراض به این اقدام دست به تحصن و برگزاری تجمع و اعلام عزای عمومی نمودند.
آنها دکتر زرین کلک را فردی لائیک و بی دین خواندند که باید به سرعت محاکمه و بشدت تنبیه گردد. تا جایی که اعلام نمودند در صورت عدم برخورد قانونی، به وظیفه شرعی خود عمل خواهند کرد.
این تهدیدات با پوشش رسانه ای خبرگزاری ها و سایت های هوادار احمدی نژاد و اصولگرایان، وزیر علوم و معاونانش را به تکاپو انداخت و در اقدامی عاجل استاد دکتر زرین کلک از دانشگاه تهران اخراج شد.

در همین حال به فاصله ی چند روز از این اتفاق در دانشگاه رازی کرمانشاه یکی از مسئولان حراست با همراهی یکی از نگهبان های دانشکده ادبیات به یکی از دانشجویان دختر این دانشکده تجاوز کردند.
ابتدا خبر توسط چند سایت اپوزیسیون منتشر شد اما اطلاع رسانی ایسنا و تایید این خبر توسط برخی مقامات وزارت علوم بر صحت این واقعه تاکید نمود.

با توجه به واقعه رخ داده آنهم توسط کسانی که باید نگاهبان ناموس و جان و سلامت دانشگاه و دانشجویان باشد، به عبارتی حراست دانشگاه که اتفاقا توسط نهادهای امنیتی تعیین و تایید می گردند، عکس العمل ها می تواند بسیار مهم باشد.
باید دید آنها که برای نمایان شدن چند تار موی دختر محجبه ای اینچنین فریاد وا اسلاما سردادند و استاد مذکور را لائیک و آمریکایی خواندند در برابر این عمل به مراتب شنیع و غیر انسانی تجاوز به یک دختر مسلمان توسط یک نیروی ارزشی چه واکنشی نشان خواهند داد.
جالب است بدانید رییس حراست دانشگاه رازی از تشکلهای دانشگاه و دانشجويان خواست تا فضای دانشگاه را متشنج نکنند. وی عنوان كرد كه توقع داريم که فضای روانی کنونی، پيگيری اين پرونده را مخدوش نکند.
سخنانی که به هیچ وجه در ماجرای دانشگاه تهران که به مراتب کوچک تر و کم اهمیت تر بود شنیده نشد. و اتفاقا برخی مسولان و تشکلها به متشنج کردن اوضاع کمک می نمودند.

همچنین در این میان واکنش کسانی که سکوت برخی از وبلاگ نویسان را در برابر واقعه اول بهانه ی حمله ی به جنبش زنان قرار دادند، زیر نظر خواهد بود.
گرچه بعید نیست فردا مدعی شوند که نیروی ارزشی مذکور یک جامانده از دولتهای پیشین و یا نفوذی ایادی استکبار جهانی برای خدشه دار کردن چهره دولت مهرورز احمدی نژاد بوده است.
پر واضح است نقل این نوع خبرها در این شرایط اهمیت یافته چه کسی است که نداند در بسیاری از دانشگاه های نیروهای مدعی اصولگرایی چه سو استفاده هایی که انجام نمی دهند و آنچه که به جایی نمی رسد فریاد دانشجویان است.

چه آشوبی است

4 نظر | سیاست
وضعیت این روزهای ایران شاید در یک دهه ی اخیر منحصر بفرد باشد. درشرایطی که دولت، مجلس، دستگاه قضایی و رسانه های دولتی و به عبارتی تمام حاکمیت برخواسته از یک جناح است، بحران های مختلفی کشور را فرا گرفته است.
سال 1386 درحالی با بحران اسارت سربازهای انگلیسی آغاز شد که هنوز اعتراضات معلمان و زنان در آخرین ماه سال گذشته فروکش نکرده بود. آزاد سازی ملوانان انگلیسی هم تقریبا مصادف با دستگیری فعالین جنبش زنان و همچنین نمایندگان معلمان معترض بود.

اعتراض دانشجویان دانشگاه شیراز و تحصن آنها، دستگیری 15 دانشجوی دانشگاه مازندران و تعطیلی دانشگاه و تجمع های اعتراضی بخاطر آبگیری سد سیوند از دیگر مسایل فرورین ماه 86 بود.
در همین حال کشمکش در مورد طرح برخورد با بدحجابی -یا دگرباشان اجتماعی- ابعاد تازه ای یافت. تا جایی که اعتراض بسیاری از نمایندگان ، رییس دستگاه قضایی و رسانه های مستقل را در پی داشت.
در حالی که بنظر می رسید بر اعتراضات عمومی نسبت به این طرح افزوده شده، ماجرای انتشار نشریات جعلی صحنه ی دانشگاهی کشور را به میدان جدال میان هواداران دولت و دانشجویان تبدیل کرد.همچنان دانشگاه امیرکبیر تهران کانون این درگیرها است.

دستگیری موسویان سفیر سابق ایران در آلمان و سخنگوی تیم مذاکره کننده ی هسته ای حسن روحانی و از نزدیکان هاشمی رفسنجانی نیز از دیگر خبرهای روزهای گذشته بود.
استعفای استاندار خوزستان در کنار اعتراض مردم اروندکنار و تحصن آنها، کشته و زخمی شدن ده ها نفر در نا آرامی های اقلید و فردوس، سرکوب کارگران ومعلمان در روز جهانی کار از دیگر اتفاقات سال جدید است.
به همه ی اینها وضعیت بغرنج پرونده ی هسته ای ایران، تورم و بالا رفتن بی سابقه نقدینگی، بیکاری و گرانی های کمر شکن را باید اضافه نمود.

گرچه با دقیق تر شدن در اخبار و حوادث 50 روز ابتدایی امسال، می توان مسایل بسیاری را به این لیست بلند بالا اضافه نمود اما همین میزان بحران و نا آرامی و سو مدیریت بی هیچ وجه منطقی و طبیعی بنظر نمی رسد.
احمدی نژاد و دوستانش تا کنون بخوبی دریافته اند مدیریت کلان کشور با شعار و ادعاهای واهی امکان پذیر نیست. و اگر نبود دلارهای نفتی صندوق ذخیره ی ارزی شاید وضعیت کشور بدتر این نیز می شد.

باید دید دولت نهم و حامیانشان در حاکمیت چه طرح هایی را برای حل این مشکلات در دست دارند. گرچه شاید بیشتر در پی پاک نمودن صورت مسئله و انحراف افکار عمومی از این مشکلات و بحرانها باشند.
شاید بتوان حضور حسینیان و پر رنگ تر شدن نقش صفار هرندی و تیم کیهان و اتفاقات شبیه دانشگاه امیرکبیر و دانشگاه تهران در همین راستا ارزیابی نمود.

این دانشجوی محجبه کیست؟

40 نظر | جامعه
در مطلب قبلی در بررسی دانشکده ی هنرهای زیبا دانشگاه تهران به نقل ماجرا از وبلاگ "هتاک را محاکمه کنید" پرداختم. این نکته را یادآوری نمودم که هیچ منبع مستقلی تاکنون در این مورد گزارش بی طرفانه ای مخابره نکرده است.
ضمن اینکه با جناب استاد دکتر نورالدین زرین کلک مصاحبه صورت گرفته و ضمن تکذیب آشکار نمودن موی دختر دانشجو در مورد اخراجش از دانشگاه هم اظهار بی اطلاعی نموده اند.
در همین حال یکی از دوستان وبلاگ نویس در نظری در مورد پیشینه ی این اتفاق و هویت دانشجوی دختر محجبه نکاتی را اشاره نموده اند.
نقل این مورد به قدر خواندن مصاحبه زرین کلک می تواند روشنگر بسیاری از مسائل باشد. امیدوارم اگر دیگر دوستان، نسبت به درجه صحت و یا احیانا نادرستی این مطلب اطلاع موثقی داشتند خبر بدهند.

نویسنده وبلاگ دیااکو اشاره می کند:
«به این نکته ظریف باید توجه کرد که چرا وقتی استادان اصولگرا که به لطف نمایندگی مجلس و مدارک استراتژیک کیلویی به استادی رسیده‌اند هر دخترغیر محجبه به چادر ملی را جنده و هرجایی می‌دانند و در همه کار فضولی می‌کنند و با نمره‌های از سر وظیفه دیگر بسیجیان را می‌نوازند کسی تحصن نمی‌کند.
این جاست که ادامه نام این دختر محجبه که به گفته سایت رجانیوز بعد از تعرض وحشیانه به 2-3 تار مویش "سقف آرزوها بر سرش فرو ریخت و تا ساعتها حال طبیعی نداشت" مارا از اشتباه و گمراهی نجات می‌دهد.
هاجر سلیمی این دانشجوی محجبه که اتفاقا سال گذشته با دکتر زرین‌کلک کلاس داشت و طرد شده بود و اول این ترم هم استاد به او گفته بود من به تو نمره نخواهم داد در واقع هاجر سلیمی نمین است.
دخترعباس سلیمی نمین سردبیر کیهان هوایی و رییس فعلی بنیادهای تاریخی و ... که از دوستان جناب حسین شریعتمداری است و از بزرگان راست و اصولگرا.
بدین ترتیب یک دانشجوی محجبه و بی‌مایه که به لطف دوستان پدر به دانشگاه هنرهای زیبای دانشگاه تهران راه یافته این چنین بی‌رحمانه به لطف دوستان پدر، استاد را درس ادب می کند تا دیگر او را تهدید نکند.»

در مورد این ماجرا و وقایع پیش آمده بدون در نظر گرفتن این موضوع که این دختر محجبه دارای چه نسبت خانوادگی پیشینه ی تحصیلی بوده در مطلب "فرشته ی کچلی که دردسر ساز شد" اشاره کردم.
در اینجا اشاره دیااکو را دقیق و مهم می دانم. چرا وقتی استادان ارزشی به خود اجازه می دهند خارج از حیطه ادب و قوانین دانشجویان را به جرم دگرباشی مورد تحقیر و تنبیه قرار دهند و هیچ اعتراضی بلند نمی شود؟ صورت مسئله به همین سادگی است.

فرشته ی کچلی که دردسرساز شد

14 نظر | جامعه
چند روزی است که دانشگاه تهران و برخی دیگر از دانشگاه ها نسبت به آنچه تعرض یکی از اساتید دانشگاه هنرهای زیبای تهران به یک دانشجوی دختر خوانده شده، به عرصه نمایش اعتراض دانشجویان بسیجی و هوادار دولت تبدیل شده است.
استاد دکتر نورالدین زرین کلک متولد 1316 دارای دكتراى داروسازى از دانشگاه تهران (1341)، كارگردانى انيميشن از آكادمى سلطنتى بلژيك (1972) و فيلم عروسكى از استوديو يرى ترونكا (1975) می باشد.
مجموع جوایز و عناوین علمی، هنری و فیلم ها و تالیفات استاد زرین کلک بیانگر شخصیت منحصر بفرد و قابل احترامی است.عنوان جواهر قرن از فستيوال بين المللى فيلم آنسى فرانسه براى فيلم "دنياى ديوانه ديوانه ديوانه" تنها یکی از ده ها افتخار ارزشمند ایشان است.

در این میان راه اندازی وبلاگی با عنوان "هتاک را محاکمه کنید" در نوع خود جالبه توجه است. این وبلاگ طبق مشخصات رسانه های اصولگر حاوی مطالبی توهین آمیز و ایراد اتهام و افترا به زرین کلک و تهدید ایشان است.
اما شرح ماجرا به روایت سایت مذکور:
«یازدهم اردیبهشت، آقای نورالدین زرین کلک در کلاس درس خود از دانشجویان خواست که تصویر یک فرشته را نقاشی کنند. یکی از دانشجویان فرشته ای را به تصویر می کشد که مو برسر نداشت. استاد مذکور به دانشجو میگوید چرا این فرشته مو ندارد؟
در این میان دانشجوی دیگر این کلاس خطاب به استاد می گوید احتمالا نمیخواسته تا موهای این فرشته مشخص شود. استاد مذکور به وی که یک دانشجوی محجبه است، می گوید" تو که کچل هستی و خودت را پوشانده ای چرا حرف می زنی؟
در این حین استاد دست خود را به زیر روسری این دختر برده و موهایش را از زیر روسری بیرون میکشد و به دانشجویان میگوید:" نه ، این کچل نیست و مو دارد". در این حین دانشجویان دیگر با قهقهه این دختر محجبه را مورد تمسخر قرار می دهند.»
حالا بیایید فرض کنیم در کشوری یهودی زندگی می کنید. استادی به حالت تمسخر کلاه مخصوص نشان یهودیان را از سر دانشجویی بردارد تا او را به زعم خود تنبیه کند. آیا شنیدن این خبر که دانشجویان آن کشور دست به تحصن و اعتراض زده اند برایتان کمی مضحک نخواهد بود؟

جالب است که برخی نیز در وبلاگستان به این موضوع توجه ویژه نموده و این اتفاق را دستمایه ی حمله ی به وبلاگ نویسان فیمسنیسم قرار داده اند. یکی از این افراد که بنظر می رسد از اختلاف طبقاتی موجود و بیماریهای زیر شکمی رنج مفرط می برد در وبلاگش می نویسد:
«دخترهای میلیون دلاری ساکن تهران نشان دادند این توهین [به زن] اشکالی ندارد، چون به یک دختر محجبه بوده است. وگرنه فریاد وا حقوق زنان شان دنیای کلنیالیستیشان را برداشته بود.
کسانی هستند که در لایه‌های درونی مقاومت‌های مدنی‌شان فقط برای سوتین و بیکنی مبارزه می‌کنند! این سکوت هم نمونه‌اش.»

اما کم توجهی فمینیستها به این ماجرا به چه دلیل صورت پذیرفته است؟ پاسخ روشن است. به همن دلیل که این نوچه ی پست کلونیال همچون رسانه های اصولگرا اصرار دارد از صفت محجبه برای این دختر دانشجو سو استفاده ی تبلیغاتی کند.
سوال اینجاست که آیا دیگر دانشجویان دختر این کلاس کشف حجاب کرده بودند که اینگونه بر محجبه بودن ایشان تاکید می شود؟ مشخصا تکرار این جملات تنها برای بهره برداری خاص و اعمال فشار به بخشی از جامعه دانشگاهی صورت می پذیرد.

ارتباط دادن این جریان به سکولار بودن دکتر زرین کلک ، اتفاقات دانشگاه امیرکبیر و در همین حال بهانه تراشی برای توجیه طرح مبارزه با بدحجابی نشان از نگاه کاملا سیاسی حاکم بر ماجرا دارد.
در حالی که جریانات معترض اخیر خود بخشی از دشمنان جامعه دموکراتیک محسوب می گردند، همنوایی با ایشان به هر شکلی، تنها به توجیه اعمالشان کمک خواهد نمود.
به همین دلیل هم بخش قابل توجه ای از مدافعان حقوق زنان و حقوق بشر از اهمیت دادن به این موضوع پرهیز نموده اند که اتفاقا در شرایط حاضر کاملا منطقی بنظر می رسد.

این دانشکده تعطیل است

2 نظر | سیاست
خبرگزاری ایلنا - هومن خانی پور
همچنان دانشگاه امیر کبیر تهران نا آرام است. به گزارش خبرگزاری ایلنا دانشجويان عضو انجمن اسلامی (منتخب دانشجويان) امروزصبح با تجمع در اين دانشگاه، اعتراض خود را نسبت به بازداشت "احمد قصابان" و ممنوع الورود شدن تعدادی از دانشجويان اعلام كردند.

دادستان وارد می شود

2 نظر | سیاست
«جناب آقای دادستان، چنان عمل کنید که هزینه این وقاحت‌ها برای توهین‌کنندگان و دست‌های پشت پرده این اقدام بسیار سنگین‌تر از آن باشد که در محاسبات باطل خود سنجیده‌اند.»
این بخشی از بیانیه انجمن اسلامی دانشکده علوم قضایی وابسته به قوه قضائیه در مورد حوادث اخیر دانشگاه امیرکبیر تهران است. در بخش دیگری از آن که خطاب به مرتضوی نگارش شده ، آمده است:
«شواهد و قرائن حاکی از یک اقدام از پیش طراحی شده جهت حریم‌شکنی و درگیر کردن نیروهای مذهبی و متدین و ایجاد فضای غبارآلود و سوءاستفاده از این فضا است.»
جالب آنکه این جملات ترجیع بند همه اعتراضات به ظاهرا دانشجویی و مردمی در چند روز اخیر بوده است. سخنانی که قطعا تا ساعاتی دیگر در نماز جمعه تهران و دیگر شهرها تکرار خواهد شد.

در این بیانیه می توان خط فکری صفارهرندی در همایش خلیج فارس را نیز رصد نمود. آنجا که معتقد است صفت اسلامی انجمن توسط تحکیم وحدتی ها موردهجمه واقع شده در اینجا به نحو دیگری بیان می گردد:
«این چند دانشجونمای مجرم، تنها عروسک‌های این خیمه شب‌بازی بوده و در پشت پرده این اقدامات کسانی هستند که روزگاری با هوشیاری دانشجویان از انجمن‌های همیشه اسلامی دانشگاه‌ها رانده شده‌اند»

اما مهمترین بخش بیانیه جملات ابتدایی متن حاضر است. گرچه بنظر می رسد که از سعیدمرتضوی برای رسیدگی به این موضوع درخواست شده است اما در حقیقت خبر از ورود او به این صحنه را می دهد.
ورود و حضوری که می تواند به این غائله اهمیت ویژه ای بدهد و شاید به نوعی پازل امیرکبیر را تکمیل کند: سناریوی نشریات جعلی، جمعیت خشم آلود و سیاه پوشی که هر روز بیانیه می دهند آتش این داستان را روشن نگاه می دارند و در نهایت مرتضوی که خط نفاق را رسوا می کند.
جالب آنکه درست در همین حال و یک روز پیش از نماز جمعه تهران، استاد دانشکده هنرهای زیبای تهران به روایت خبرگزاری فارس، چادر از سر دختر دانشجویی می کشد و غیرت اسلامی هواداران دولت را بجوش می آورد.

نکته ی قابل توجه حقوقی این بیانیه جملات پایانی آن است: "در صورت انجام ندادن وظیفه قانونی خود به وظیفه شرعیمان عمل خواهیم کرد".
این دانشجویانی هستند که باید نماد قانونگرایی و دفاع از حقوق شهروندان باشند و بی طرفانه به قضاوت و وکالت مشغول شوند. ردایی که مطمئنا با این تفکرات شایسته ایشان نیست.
پاورقی:
» پرونده ای برای امیرکبیر [بالاترین]

آقای هرندی! کیهان را فراموش کن

8 نظر | سیاست
صفار هرندی در حالی در همایش خلیج فارس شرکت نمود که از یاد برده بود در سمت سردبیر روزنامه ی کیهان فعالیت نمی کند و سبک و سیاق گذشته را باید به فراموشی بسپارد. هرندی در این همایش مدعی شد:
«الان شما می بينيد دفتر تحکيم وحدت پاره پاره شد. هر تکه آن به نيش يک کسي الان هست. از خارج کشوری ها الان مدعی هستند روی بخشی از دفتر تحکيم وحدت.»

وزیر ارشاد دولت نهم به سیاق عملکردش در کیهان، سعی دارد حقیقت را وارونه جلوه دهد. تحکیم با برنامه ی برخی نهادها تنها موازی سازی شد. موازی سازیهایی که با دیگر جریانات مستقل نیز صورت گرفت. جمعیت ایران فردا، چکاد آزاد اندیشان، انجمن های مستقل دانشجویی و ده ها عنوان جعلی دیگر!!
چقدر داستان این تشکل سازیها شبیه ماجرای نشریات منتشر شده در دانشگاه امیرکبیر است. انگار آبشخور همه جریان مشترک باشد.

ادامه ی روایت هرندی از داستان انجمن های اسلامی به مراتب مضحک تر است:
«بعضی از انجمن های اسلامی ما تبديل شده بود به پاتوق کسانی که وقتی جلويشان دختر بچه مسلمان دانشکده حقوق ايستاده بود نمازش را بخواند، پشت کردند، مسخره کردند گفتند اين دارد نماز می خواند و آنها عضو مرکزيت انجمن اسلامی بودند که مسخره می کردند.»
این گونه داستان بافی ها تنها به درد ستونهای نیمه پنهان، خبر ویژه و ستون پیامهای مردمی!! کیهان می خورد که هر روز پر از این نوع مطالب بی ارزش است.

با این مقدمه می توان حدس زد در پس ماجرای دانشگاه امیرکبیر و انتقال اعتراضات غیرت مردان هوادار دولت به دانشگاه های سراسر کشور در عرض یک روز با صحنه گردانی خبرگزاری فارس و روزنامه کیهان و چند سایت خبری دسته چندم، برنامه ی دیگری دنبال می شود.
فریاد نیاز به انقلاب فرهنگی دوم لزوما به معنای تعطیلی دانشگاه ها نیست. بلکه می تواند به شکل دیگری دنبال گردد. شیوه هایی که محصول آن -ویا به عبارتی بازتابش- برنامه هایی همچون هویت بود.

به واقع چند هفته اخیر آبستن حوادث بسیاری بود. اتفاقات با اهمیتی که گرچه به ظاهر نا مرتب، اما می توانند حلقه های یک زنجیر به هم پیوسته قلمداد گردند.
حمله ی روزنامه ی کیهان به اعتماد ملی و کروبی، طرح جنجالی مبارزه با بد حجابی، برخورد امنیتی با اعترضات معلمان، کارگران، زنان و دانشجویان، حمله ی به تشکلهای دانشجویی و صنفی و در تازه ترین اتفاقات ماجرای دانشگاه امیرکبیر و حتی دستگیری موسویان عضو مذاکره کننده تیم هسته ای حسن روحانی.

تنها می توان حدس زد تیم احمدی نژاد که با ورود حسینیان به عنوان معاون امنیتی جان تازه ای گرفته، در پی دستیابی به چه اهدافی است. گرچه شاید مجلس آینده یکی از این هدفها باشد اما ابعاد این ماجرا بزرگتر از اندازه ی مجلس هشتم بنظر می رسد.
در حالی که احمدی نژاد با بحرانهای روز افزون ناشی از سو مدیریت دولت نهم روبروست، باید دید آیا این بحران های خودساخته، منجی دولتش خواهد بود و یا به تضعیف بیشتر تندروهای هوادارش منجر خواهد شد.

انتقام از امیرکبیر

6 نظر | سیاست
خبرگزاری فارس در گزارش مشروح و مفصلی به ایراد اتهاماتی چند علیه برخی نشریات و تشکلهای دانشجویی فعال در دانشگاه امیر کبیر -پلی تکنیک- اقدام ورزیده است.
در ابتدای این گزارش آمده: «حادثه دانشگاه امير كبير نه يك رخداد بلكه زنجيره ای از يك فرايند طراحی شده و در دست اجرا از آن سوی مرزها است كه بايد بر بستری از عوامل داخلی و خارجی به پيش برود تا استراتژی موهوم مهار و ايجاد دولت ضعيف در كشور شكل بگيرد.»

اما خبرگزاری آفتاب زیر عنوان "جعل همزمان چهار نشریه و آغاز یک پروژه مشکوک در پلی تکنیک" در مورد این حادثه اینگونه خبر می دهد:
«روز دوشنبه یک مطلب یکسان همزمان در چهار نشریه دانشجویی این دانشگاه در حالی به چاپ رسید که مسئولان این نشریات ضمن ابراز برائت شدید از این اقدام، آن را "جعل" این نشریات برای زمنیه‌سازی برخورد با تشکل‌های مستقل دانشجویی می‌دانند.»

در همین حال خبرگزاری فارس به عنوان بخش رسانه ای این حرکت مشکوک پا را از متهم نمودن چهار نشریه فراتر نهاده با اشاره به نشریاتی همچون سحر،‌ سرخط، آتيه، ترديد، ريوار، شايد فردا، كيان، آغاز، راديكال، خط صفر، داروگ، ايران نو، جرس، خبرنامه انجمن اسلامی دانشجويان زمینه ذهنی سرکوب هر صدای مخالفی را فراهم نموده است.
در اقدامی دیگر در حالی که مدیران مسوول 4 نشریه مذکور نسبت به جعل عنوان نشریاتشان اعتراض و از انتشار آنها اظهار بی اطلاعی نموده اند در حرکتی -ظاهرا- از پیش طراحی شده برخی نیروهای تندرو هوادار دولت با تجمع در دانشگاه امیرکبیر نسبت به ضرب و شتم دانشجویان اقدام نموده اند.

جالب آن که این مقالات به بهانه ی بحث داغ این روزها یعنی مخالفت با حجاب اجباری نگارش شده اما در آنها صراحتا وعده داده شده خرده جنبش های اجتماعی همچون معلمان، کارگران، زنان ، جنبشهای قومی و دانشجویان متحد در تلاش برای انقلابی مخملی حرکت خواهند نمود!
عنوان "توهين به پيامبر و اهل بيت" که توسط پیاده نظام دولت در دانشگاه ها و بخش رسانه ای آن نیز در جهت بحرانی تر کردن شرایط انتخاب شده است. رسانه ها و نیروهایی که در برابر سوالات موهن منتسب به پیامبر سکوت و سکون اختیار کرده بودند.

بنظر می رسد وقایع اخیر دانشگاه امیر کبیر در کنار تهاجم صفار هرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد، به دفتر تحکیم وحدت و تشکلهای مستقل دانشجویی سر آغاز یک سناریوی از پیش طراحی شده باشد.
سناریویی که در قدم اول دانشجویان امیرکبیری را نشانه رفته است که در سال گذشته در اقدامی شجاعانه به ابراز تندترین مخالفت ها، احمدی نژاد را به چالشی جدی کشاندند.

همه این وقایع در حالی رخ می دهد که انتصاب حسینیان از یاران و مدافعان همیشگی سعید امامی به عنوان مشاور امنیتی احمدی نژاد در کنار حضور صفار هرندی سردبیر سابق کیهان و همکار حسین شریعتمداری و نگاه امنیتی محسنی اژه ای و مصطفی پورمحمدی به فعالیتهای اجتماعی باعث بروز نگرانی های تازه ای شده است.
پاورقی:
» پرونده سازی برای امیرکبیر [بالاترین]

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram