متولد شدم در اول اَمرداد ۱۳۵۸و شاید به دلیل هم زمانی زادروزم با روزهای پر آشوب پس از انقلاب اینگونه آشفته و بی قرار ثباتی هستم که کمی دست نیافتنی می نماید

Category Archive

Khozestan BloggerS



Archive Monthly

LoGo


جمهور


NewsLetter


برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Add


  ATOM 

Powered by
Movable Type 3.2

:.جمهور پیشین.:




جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!



linkdump


+ArChive+



« وقتی همه متهمیم | Main | بهنود به روایت من »

31 اردیبهشت 86
نمیتوان این خبر را خواند و عصبانی نشد. نمی شود این فیلم را دید و از خشم دندانها را به هم فشار نداد. این نمایش خشونت روایت هر روزه ی ماست.

درد ما تنها تصاویر به ظاهر اوباشی نیستند که ماموران ماسک به صورت آفتابه به گردنشان می اندازند و توی شهر می گردانند که مثلا هیبت و توان نیروی انتظامی را به رخ بکشند.
مسئله اینست که مشابه همین رفتار و بدتر از آن بر سر دانشجویان و دختران این سرزمین می آورند. به این عکسها نگاه کنید. به این فیلم که نماد توحش کسانی است که باید پاسدار ساحت مقدس دانشگاه باشند نگاهی بیندازید.

برای دوستی در پاسخ مطلبش در مورد وقایع این روزها و آنچه با عنوان امنیت اجتماعی در کوچه و خیابان و دانشگاه های ما در حال وقوع است نوشتم: توحش توحش توحش!
و کاش می شد این مسولین برقراری امنیت و انتظام در جامعه را مجبور می کردیم روزی هزار بار بنویسند : از توحش بیزاریم، شاید افاقه می کرد تا دیگر به خود اجازه ندهند با هیچ انسانی اینگونه رفتار کنند.

نیروی انتظامی خبر از برخورد با کسانی می دهد که بد سلیقگی کرده و آفتابه به گردن دستگیر شدگان انداخته اند. در حالی که توضیح نمی دهند چه کسی این آفتابه را برای این نمایش تهیه کرده است.
وزیر کشور هم می گوید یکی دو حادثه کوچک -منظورشان تجاوز به دو دختر در مشهد و کرج در راستای اجرای طرح امنیت اجتماعی- مانع اجرای این طرح نیست. یکی دو حادثه ی کوچک!!
| ارسال به دنباله | ارسال به بالاترینحقوق بشر | مهدی محسنی |    |

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/477

Comments


اینها خشونت را تئوریزه که نه دقیقا اجرا می کنند. نیروی انتظامی که فساد اخلاقی و رشوه خواری در ان نفوذ و رسوخ کرده...البته نه همه ولی خوب اکثریت!

رند || May 21, 2007 06:17 PM


خيلی چيزها اين روزها به ما دارن ميگن ، كه ديگه به بعضي چيزها هيچ اميدي نيست! ببخشيد كه اينقدر سزبسته و سانسور شده گفتم. خودتون ميدونيد منظورم چيه.

اميرمسعود || May 21, 2007 06:33 PM


ما در مستراحی به وسعت یک سرزمین زندگی می کنیم که محصول
بلاواسطه خودمان است

این را هم نوشتم:
http://yaghyemaghmoom.blogfa.com/post-215.aspx

ali || May 21, 2007 07:02 PM


اخ چقدر دلم میخواست افتابه بهگردن این اراذل واوباش که اسم خودشون رو گذاشتند بلیس ونیروی انتظامی میانداختند و دور خیابون ها میگردوندن تا ببین چه مزه دارهه

زیبا || May 21, 2007 07:32 PM


به مطلبت در بلاگ نيوز لينك دادم.

حميد || May 21, 2007 07:52 PM


به نظر من این که می گویند قانون است و همه باید به قانون احترام بگذارند.

علی || May 21, 2007 09:16 PM


مطلب من:
"ما ایرانیها تا خون نبینیم لب به اعتراض نمیگشاییم"

شهر ما زمانی امن است که پلیس در آن نباشد! || May 22, 2007 01:32 AM


سلام . خسته نباشید . در مقابل توحش و سرکوب عریان باید فریاد زد . با تشکر به یادداشت تان لینک داده شد

خرس مهربان || May 22, 2007 02:00 AM


دست ما ماند و چه دستي كه كم از هيزم نيست
و اميدي كه به سنگ است به اين مردم نيست..
عكس را مي بينيم بدون شرح
فيلم ها را مي بينيم بدون شرح
وبلاگ ها را مي خوانيم بدون شرح
اخبار را رسمي و غير رسمي مي خوانيم بدون شرح
به مراسم دوم خرداد هم مي رويم بدون شرح
شرح اين همه خود ماييم و سكوت شايد!

و تمام دردها را در سينه انبان مي كنيم شايد كه ...
من هم روايتي از اين توحش دارم
بدون شرح !

آيدا || May 22, 2007 09:19 AM


وقتي در خبرها مي‌خوانم كه مردم چند زن را از دست پليس فراري دادند، شك مي‌كنم كه مگر اين پليس حافظ منافع همان مردم نيست؟؟!!
من هم در همين رابطه نوشته‌ام. ببينيد:

سميك || May 22, 2007 11:56 AM


اوباش، با قمه باشند یا سردوشی، تفاوتی نمی کند! چون هر دو ابزار اعمال قدرت است برای فساد!

نرد || May 22, 2007 12:49 PM


بيزاريم! بيزاريم! بيزاريم! بيزاريم! بيزاريم! بيزاريم! بيزاريم! بيزاريم! از توحش، از متوحش، از وحشتي كه در دل همه ما مياندازيد....از توحش بيزاريم! بيزاريم!بيزاريم!بيزاريم!بيزاريم!بيزاريم!
...

و خوش باشي وارطان!

sereshk || May 22, 2007 05:42 PM


یکه خوردم...باورش خیلی سخته...

مریم نصر || May 22, 2007 10:39 PM


اعترافات نیروی انتظامی در این واقعه
صحنه ای از میدان هفت تیر که با دوربین موبایل گرفته شده
کلیپی برای اعتراض به این طرح
خسته نباشید و با اجازه لینک دادم[گل]

آريا دجال || May 23, 2007 12:43 AM


جالبه..انگار هیچکس با نظرات مخالف توی وبلاگ تو پیغام نمیذاره!!
از عکسات معلومه که بچه کیانپارسی و امنیت حسابی واست برقراره...یا نمیدونی این ارازل با نا امنی چه زندگی واسه مردم محله های پایین ساختن یا اینکه بنارو گذاشتی به ناسازگاری و فقط دلت میخواد به هرچیزی گیر بدی....یعنی واقعا میشه باور کرد که تو ندونی این ارازل و اوباش چه رفتاری با مردم دارن؟؟ کافیه از رو پل گفتگوی تمدنها!! رد بشی و بری تو محله عامری تا ببینی چطوری بهت نگاه میکنن!!

مهدی || May 23, 2007 03:37 AM


پليس نيروييه که براي مقابله با تبهکاران تربيت ميشه و کارش سرکوب ياغيگريه. بنابراين درگير شدن با پليس درهمه جاي دنيا يه نتيجه داره و فقط هم نشونه حماقت شخص مي تونه باشه. در فلسفه درست طرح امنيت اجتماعي كه شكي نيست ولي روش اداره اين طرح در موقعيت‌هاي مكاني معدودي مناسب نبوده و به همچين صحنه‌هايي ختم شده كه طبيعيه رئيس‌پليس تهران هم هيچ جوابي براش نداشته باشه و الان از پاسخ سر باز مي‌زنه. اگر چه اين اتفاقات نبايد در فلسفه كلي طرح امنيت اجتماعي خدشه‌اي وارد كنه اما بدونِ هيچ شكي آبروي نيروي‌انتظامي و مخصوصاً آبروي دولتِ آقاي احمدي‌نژاد (با توجه به اظهارنظر‌هاي زمان انتخاباتش در مورد موي سر جوانان) با اين رويه ريخته شده..

Pedram Rahimi || May 23, 2007 04:01 PM


این دقیقا همون اسلام اصیل و عزیزی هست که هنوز که هنوزه مادر و پدر گرامی ما بهش معتقدن! و فکر می کنن چیز دیگه ایه! تحفه عرب های کثیف.

دختری ایرانی || May 23, 2007 05:06 PM


آقاي احمدي نژاد سوم تير 84 را هنوز به ياد داريم، چگونه است كه خودتان از ياد برده‌ايد و اين چنين جوانان نجيب و پاك اين مرز و بوم را آزار ميدهيد؟؟؟؟!!!!!!!!

ماندانا || May 23, 2007 05:07 PM


bs ejaze link en mataleb ra toye weblogam gozashtam

خزان نوشت || May 23, 2007 10:45 PM


اون دختره تو فيلمم اما پاچه ورماله ها

فاستوس || May 23, 2007 11:30 PM


اجازه می دید بالا بیارم تو کشوری که ازش خسته شدم اینجا کشور نیست
خاکی پر از ..

هیچکی نیستم اینجا || May 24, 2007 12:14 PM


حالم ازاین حکومت احمدی نژادی که مثل حکومت رضا خانی هست بهم می خوره"اما خدا پدر رضاخان و بیامرزه لااقل یک ابهتی داشت"

tania || May 25, 2007 05:06 AM


سلام عزیز!من یک معلم عاشقم.به خداقسم خیلی خون دل می خوریم تابه نسل جوان بیاموزیم که خشونت بعدحیوانی انسان است ولی...!!!!!

آرش || June 2, 2007 02:16 AM


حقتونه

بی نام || June 26, 2007 12:52 PM


همه با این سریال گوز پیچ شدند دمش گرم

غلام || April 2, 2008 05:45 PM


سلام
من با تو 80% موافقم ولی اونا هم کار خودشونو میکنن.
فقط منو این کفری کرده که
یکی از این پاسداران میهن وقتی داشتم موتورم و میروندم پرید جولومو سویج رو برداشت.
بهش گفتم سویچ رو بده نداد ولی یکیشو گرفتن گفت من پسر سرهنگ فلانم کس خلا موتورشو دادن رفت.
آره فساد از اینجا شروع میشه و به جاهای باریک میکشه و ...
راستی سایتتم فیلتر کردن من با فیلتر شکن اومدم.

علیرضا || May 24, 2008 01:00 AM


Post a comment


نظرات شما پیش از نمایش تایید خواهد شد
تا انجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود بصورت فینگلیش خودداری نمایید