متولد شدم در اول اَمرداد ۱۳۵۸و شاید به دلیل هم زمانی زادروزم با روزهای پر آشوب پس از انقلاب اینگونه آشفته و بی قرار ثباتی هستم که کمی دست نیافتنی می نماید

Category Archive

Khozestan BloggerS



Archive Monthly

LoGo


جمهور


NewsLetter


برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Add


  ATOM 

Powered by
Movable Type 3.2

:.جمهور پیشین.:




جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!



linkdump


+ArChive+



« خشمم را قی می کنم | Main | زن طاعون نیست ، تو طاعونی! »

امروز دهمین سالگرد انتخابات دوم خرداد 76 است. ده سال سرشار از بیم و امید. روزهایی دلنشین برای یادآوری مجدد در کنار ساعاتی که گاهی آرزو می کنیم کاش رخ نمی داد.
شریعتمداری به نمایندگی از جریان اقتدارگرا حق دارد که بنویسد: «دوم خرداد را نبايد فراموش كرد، نه به اين دليل كه امر مهمی بوده است بلكه به اين دليل كه امور غير مهم هم می توانند گاهی دردسر درست كنند.»
دوم خرداد و تفکر که حتی از آن روز و روزگار پیشی گرفت به واقع دردسرساز شد. تا جایی که مخالفان مجبور شدند برای متوقف کردن روند تحولات، دست به ارتکاب جنایت های دهشتناکی بزنند.

نمی شود به یاد دوم خرداد افتاد و از ذکر جنایت قتل های زنجیره ای حذر کرد، 18 تیر و حادثه ی تلخ حمله به کوی دانشگاه را بخاطر نیاورد و ترور حجاریان به دست سعید عسکر و واقعه کنفرانس برلین را ندیده گرفت.
در آن سالها بود که مختاری، پوینده، فروهرها و عزت ابراهیم نژاد قربانی خشونت کور مخالفان شدند. عبدالله نوری، نیک آهنگ کوثر، باطبی، محمدی، گنجی، باقی، عبدی، کرباسچی، سحابی، افشاری، سمیع نژاد، معماریان، مزروعی، قوچانی، زرافشان، پورزند، قاضیان، صابر، رحمانی، آغاجری، رجایی، صفری، مومنی، علیجانی، اشکوری، کدیور و صدها نفر دیگر به زندان رفتند و شکنجه شدند.

حادثه ی دانشگاه خرم آباد، صدورحکم اعدام برای هاشم آغاجری و اشکوری، حادثه دانشگاه چمران اهواز، حمله به خوابگاه طرشت، حمله ی هر روزه گروه های فشار به مراسم، سخنرانی ها و شخصیت های فعال فرهنگی و سیاسی دگر اندیش از خاطره ها پاک شدنی نیست.
نمی شود دادگاه کرباسچی به ریاست وزیر کنونی اطلاعات را به خاطر نیاورد. و همچنین کتک خوردن مهاجرانی و عبدالله نوری وزرای دولت اصلاحات بدست نیروهای انصار به سرکردگی ده نمکی و الله کرم.

توس، جامعه، نشاط، عصر آزادگان ، امروز، ایران فردا، آزادی، نوسازی، خرداد، سلام و ده ها نشریه دیگر که در محاق توقیف قرار گرفتند. کتابهای عالیجناب سرخ پوش گنجی و یقه سفیدهای محمد قوچانی و تراژدی دموکراسی در ایران عماد الدین باقی و شوکران اصلاح عبدالله نوری.
اینها همه جزیی از این روز عظیم است. باید امثال شریعتمداری از یادآوری این روز در هراس باشند. اینها همه گوشه ای از کارنامه ی سیاه اقتدارگرایانی است که پس از هشت سال حضور رفرم خواهان در بخشی از حاکمیت -که با قصورها و کم کاریهای بسیاری همراه بود- درکمتر از دوسال همه دستاوردهای آن روزها را نابود کرده اند.

همه این مصائب را بر شمردم تا بیاد بیاوریم چه هزینه ی سنگینی پرداخته شد تا به جایی که امروز در آن قرار داریم برسیم. حالا همه از فاشیسم که کشور را تهدید می کند، سخن می گویند.
همه ی خیر خواهان ایران از انتخاب احمدی نژاد ناراضی اند. انتخابی که محصول مشترک اصلاح طلبان حکومتی و اپوزیسیون داخلی هوادار تحریم بود. که البته سهم اصلاح طلبان دو چندان است.
باید درس بیگریم. باید درس گرفته باشیم با آنچه این روزها در خیابان های شهرهای ایران به اسم امنیت به نمایش گذاشته می شود و حوادثی که در دانشگاه هایمان رقم می خورد و نایابی خردمندی، تساهل و تسامح در دولتمردان کنونی. کاش گذشته چراغ راه آیندیمان بشود.
| ارسال به دنباله | ارسال به بالاترینسیاست | مهدی محسنی |    |

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/492

Comments


با دوم خرداد بيدار شديم از خواب و اينك زمان هوشياريست
***
اينك تو وو جام شراب،
اينك تو وو باده ناب
برخيز قدري مي بزن،
آباد كن شهر خراب
***
كار جهان به دست توست،
عقل به دست كس مده
اصل تويي، خويش شناس،
آب به خارو خس مده

******
عاري از ايمانيم
از ريشه ويرانيم
آواره تاريخ
ما اهل ايرانيم


پرهام مانا || May 23, 2007 03:16 PM


آتش به جانم میزنی ؟ ...

مهتاب || May 23, 2007 03:27 PM


همونی که با دوم خرداد اومد موقع رفتن دانشگاه تهران هوووکردنش

مریم بانو || May 23, 2007 03:32 PM


چرا همه اينها را برشمردي و فقط به اقتدارگرايان و اصولگرايان اشكال گرففتي؟ وقتي مي گوييم همه اينها در زمان دولت خاتمي رخ داده اند ، بايد بپذيريم كه آن دولت هم كوتاهي كرده. يادمان نرود كه در قضيه كوي دانشگاه خاتمي اميد دانشجويان را نا اميد كرد و به خودمان دلخوشي ندهيم كه مقصر همه ايرادهاي آن دوران اصولگرايان و مخالفان خاتمي بودند.فراموش نكنيم كه اگر آن دولت درست عمل كرده بود و دست كم كمتر ايراد داشت ما دوباره به عقب برنمي گشتيم و عامه مردم دوباره به اصولگرايان رو نمي آوردند.كاش دولت خاتمي قدر آن شرايط را مي دانست....

Persian Girl || May 23, 2007 06:23 PM


سلام..مدينه گفتي و كردي كبابم...به اميد فردای روشن برای من٬ تو و تمام مردم دنيا

آرمان آريايي || May 23, 2007 09:19 PM


چرا؟
چرا ما ملتی هستیم که حافظه ی تاریخی نداریم؟
چرا باید همیشه اشتباه رو تکرار کنیم؟
چرا نزدیک انتخابات که میشه همه یادشون میفته بین بد و بدتر باید انتخاب کنند؟
چرا بین انتخاب کردن و انتخاب نکردن یه گزینه رو انتخاب نکنیم؟
چرا به این فکر نمی افتیم که همه اتفاقات اخیر شاید برای پیروزی اصلاح طلبها تو انتخاباته؟
چرا دوست نداریم 18 تیر تکرار بشه ولی دوست داریم دوم خرداد تکرار بشه؟
چرا نمیدونیم چپ و راست تو ایران معنی نداره و فقط دعوا برای سر سفره نشستنه؟
راستی!!چرا؟.........

آريا دجال || May 24, 2007 12:22 AM


ای كاش مردم فكر ميكردند. اين مطلب براي روز‌هاي انتخابات شايد مفيد باشه. آخه ميدونين كه دوست عزيز ، مردم ايران فاقد حافظه‌ی تاريیي هستند! همه چيز يادشون ميره. باور كن كه خيلی ها ديگر حتي خاتمي را به ياد هم ندارند!

اميرمسعود || May 24, 2007 01:44 AM


خوبه که لااقل منطقی نوشتی که اصلاح طلبان از تحريميها مقصرترند!
منم مطلبي نوشتم در همين رابطه از زاوِيه خودم!

بيتا ياري || May 24, 2007 11:01 AM


تاريخ ماپراست ازاين امدن ورفتنهاي بي محتوا.

تادراين كشورهمه چيزبه يك نفر& ختم
شود
اوضاع همين
است .

*** || May 24, 2007 11:16 AM


واقعا کاش رخ نمی داد. کاش خیلی چیزها رخ نمی داد. کاش من هم رخ نمی دادم

ف ی ر و ز ه || May 24, 2007 01:05 PM


فكر نمي كنم بتونم روزي دوم خرداد رو فراموش كنم. اخه آدم چطور مي تونه قسمتي از بهترين روزهاي زندگي شو از خاطر ببره .. واقعا با اون روزها زندگي كرديم با خبرهاش شاد شديم عصباني شديم گريه كرديم و خنديديوم ... با انكه روزهاي سختي بود اما مثل اينكه هنوز روزهاي سخت تري رو پيش رو داريم... بدرود

اوهام || May 25, 2007 12:21 AM


Post a comment


نظرات شما پیش از نمایش تایید خواهد شد
تا انجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود بصورت فینگلیش خودداری نمایید