بارانی باید

| شعر و داستان
این شعر را دیروز در وبلاگ یاهو 360 نوشته بودم.با اندک تغییری در اینجا نیز می آورم.

در پشت شیشه ی مه گرفته ی
این چهار دیواری
چشمانی مخفی است
و دستانی در پی همبستری با باد.

برهنه به وقت تولد
برهنه به وقت مرگ
پس این کدام آیه است که مرا می خواند
به تن سپردن به این پیله های ابریشمی

هنوز هم در پی کوچ پنجره ها
دیوارها غمگینند
و چشمانی در انتظار
و لبانی حسرت بوسیدن باد را دارند.

بارانی باید
تا بشوید این شهوت آلوده به خونت را.

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram