July 2007 Archives

نامه ای برای همه

13 نظر | حقوق بشر
رادیو زمانه - اکبر گنجی: ما را چه می‌شود که بر زندانی شدن عزیزانمان چشم می‌پوشیم؟ آن انسانی که می‌توانست بگرید کجا رفت؟ بر سر آن آرمانهای شریف اخلاقی چه آمد؟
از کجا به کجا رسیده‌ایم؟ این سقوط اخلاقی- معنوی که جز به مصرف به چیز دیگری نمی‌اندیشد چگونه در ما پدید آمد؟ چرا این همه دروغ می‌بافیم؟ این خودخواهی و خودبزرگ‌بینی بیمارگونه در ما چگونه پدید آمد؟ چرا کسی بی‌رحمانه ما را سرزنش نمی‌کند؟
چرا سکوت در مقابل ظلم و بیداد؟ قرن‌ها سینه‌زنی و عزاداری برای امام حسین توسط کسانی که در مقابل چشمانشان فجایعی به مراتب بدتر از فاجعه کربلا روی می‌دهد چه معنایی دارد؟

باید بر سر و روی خود بکوبیم، اما نه برای امام حسین یا شهادت او و یارانش، که از فروریختن ارزش‌های اخلاقی و احساس پاک انسانی نسبت به درد و رنج دیگر آدمیان. این "روح سازگاری ایرانی" با نظام‌های استبدادی چه ارزشی دارد که کسانی در زمینه آن داد سخن سر داده‌اند؟
تاریخ بلند ما، تاریخ برسر کار آوردن نظام‌های خودکامه و ساخت و پاخت با آن‌هاست. اگر غیر از این بود، نظام سلطانی تا این حد در میان ما پر دوام نبود(از کوزه همان برون تراود که در اوست).
ما شاه پرستان حداکثر کارمان این بوده که اگر از شاهی خسته شدیم، شاه دیگری بر سر کار آوردیم. به دیگران فخر فروخته‌ایم که فلان پادشاه‌مان "عادل" بوده است.

آقای خمینی که از احوال ما کاملاً آگاه بود، "ولایت مطلقه ی فقیه عادل" را ارزانی‌مان کرد. غافل از اینکه به محض واگذاری قدرت مطلق به یک تن، اولین چیزی که از او ستانده خواهد شد، "قدرت عدالت‌ورزی" است.
و اینچنین بود که فقیه عادل دستور قتل عام هزاران زندانی محکوم به حبس را صادر کرد. و ما هرگز از خود نپرسیدیم چرا افرادی که در دادگاه‌های غیر علنی، بدون وکیل، بدون هیأت منصفه محکوم به حبس شده بودند را فقیه عادل به قتل رساند و ما سکوت کردیم؟

انقلاب مخملی یا کلنگی!

13 نظر | سیاست
به گزارش سایت آفتاب جواد شمقدری مشاور رئیس جمهور در امور هنری در مصاحبه‌ ای به صراحت اعلام کرد که معتقد است رسانه‌ها از ابزارهای کودتا و انقلاب رنگین هستند و در حال حاضر کودتای خزنده مطبوعاتی وجود دارد.
جالب آنکه شاید در هیچ دوره ای پس از جنگ تحمیلی به میزان دو سال ریاست جمهوری احمدی نژاد، دولت و هوادارانش به این میزان در سرکوب منتقدان و مخالفان خود به جد مشغول نبوده اند.

دولت احمدی نژاد نه تنها بر روزنامه های مخالف و منتقد فشار بی حد و حصری را وارد نموده بلکه سایت های خبری رسمی را نیز تحت مراقبت و فیلترینگ کم سابقه ای قرار داده است.
تعداد روزنامه های مستقل با انگشتان یک دست برابری نمی کند در حالی که یک دو جین روزنامه ی هوادار دولت منتشر می شود. سایت های خبری همچون ایلنا تعطیل شده و ایسنا و ایرنا تحت کنترل شدید دولت قرار دارند.
دولت نهم در اقدامی کم سابقه روزنامه ها را مجبور می کند که علیه مطالب انتقادی خود نسبت به دولت تیتر بزنند و درصورت عدم تمکین خواست دولت بی درنگ با تعطیلی مواجهه خواهند شد.

شاید جان کلام را هاشم اغاجری در واکنش به اینگونه اظهارنظرها و اقدامات سرکوب گرانه گفته باشد:
«اگر به صد زبان می‌گویید که از انقلاب مخملی در هراسید رسما استبداد و غیردموکراتیک بودن خود را اعلام می‌کنید چرا که اینگونه اتفاقات در کشورهایی با نظامهای بسته و غیردموکراتیک می‌افتد
من دعا می‌کنم که اگر روزی انقلابی در این کشور اتفاق افتاد آرام و مخملی باشد اما با این رویه آقایان باید منتظر یک انقلاب کلنگی بود چرا که جامعه ما را کینه و نفرت پرکرده است.» [متن کامل سخنان هاشم آغاجری]
کینه ای که سلول های انفرادی 209 و کابل و شلاق های نشسته بر تن دانشجویان و زنان و فعالین کارگری و حتی شهروندان عادی متهم به بدحجابی در دل مردم ایجاد کرده است.

کل یوم پوپولیست ها

9 نظر | جامعه
شب گذشته و در ساعات ابتدایی بامداد شنبه امیر قلعه نوعی مربی تیم ملی فوتبال ایران به دعوت کوثری در برنامه ورزش از شبکه دو شرکت نمود تا به سوالاتی پیرامون دلایل ناکامی تیم ملی فوتبال پاسخ دهد.
امیر قلعه نوعی از آن دسته مربی هایی است که به موج نو پروینی فوتبال ایران تعلق دارد. گرچه جوان است و ظاهرا تحصیلات آکادمیک ورزشی را هم تا حدودی گذرانده اما رفتارها و کلامش هنوز رنگ و بوی پروینیسم می دهد.
برنامه ورزش از شبکه ی دو دیشب شاید اوج هنرنمایی ژنرالی است که زود ستاره هایش را از دست داد. حمله ی بی محابا به صفایی فراهانی و اشاره های کنایه آمیز به دولت محمد خاتمی و مجلس ششم.

قلعه نوعی مدعی شد که از زمان حضور صفایی قراهانی به عنوان رییس کمیته ی انتقالی مشکلات فوتبال ایران آغاز شده است. در حالی که حضور فراهانی با تاکید و تایید فیفا و علارغم میل شخصی اش برای رفع محرومیت فوتبال ایران صورت پذیرفت.
قلعه نوعی که از حمایت رییس سازمان تربیت بدنی و برخی نزدیکان احمدی نژاد بهره می برد در واکنش به اظهارات فراهانی که مقصر باخت تیم ملی را کسانی دانسته بود که قلعه نوعی را به سمت انتخاب کردند مدعی شد:
«مشكلات فوتبال ايران از وقتی آغاز شد كه صفایی فراهانی رياست فدارسيون را برعهده گرفت. آنهایی كه مسبب اين كار بودند، به فوتبال خيانت كردند.»

اشاره قلعه نوعی به برکناری مصطفوی از فدراسیون فوتبال و سپردن این مسولیت به فراهانی در سال 1998 و در زمان دولت سید محمد خاتمی است. اتفاقی که به نحوی دیگر سال گذشته با برکناری مصطفوی از ریاست فدراسیون و تشکیل کمیته ی انتقالی رخ داد.
مصطفوی گرچه یک پیشکسوت فوتبال است اما به دلیل خوی کدخدا منشی و عدم توجه به ضوابط و قوانین در دوران های مختلف حضورش در فدراسیون مشکلات بسیاری را برای فوتبال ایران فراهم نموده است.

در همین حال قلعه نوعی با تکرار ادعای خود مبنی بر اینکه بهترین بازی تاریخ فوتبال ایران را مقابل کره انجام داده ایم با اشاره به انتقادات یک کارشناس فوتبال که قلعه نوعی را برای تیم ملی کوچک خوانده بود، با اشاره به نام آن پیشکسوت گفت: «حداقل ما مشکل اخلاقی نداریم»!
سکوت کوثری در این برنامه موجب شد که قلعه نوعی به همه منتقدان خود بتازد و گاهی از دایره ادب خارج شود تا بار دیگر مشخص نماید که از آداب سخن گفتن و ظرفیت انتقاد پذیری بهره اندکی برده است.

برنامه شب گذشته بار دیگر ثابت نمود در صورت اصرار به استفاده از مربی وطنی، کسی را باید برگزید که حداقل از نظر سواد و رفتار اجتماعی در حد متعارف و معقولی باشد.
جالب آنکه از سوی دیگر دبیر کمیته ی المپیک نیز در اظهاراتی مدعی شد که این مسابقات نشان داد دیگر لژیونرها کارایی ندارند و باید به جوانان اعتماد کرد! وی همچنین با دفاع از کارد فنی، این مسابقات را محلی برای کسب تجربه مربیان ایران قلمداد نمود.
بنظر می رسد به قول آقای قلعه نوعی کل یوم -همان کل هم خودمان- پوپولیست ها و لمپن ها امور مملکت را بدست گرفته اند و با تمام توان به سوی قهقرا در حرکتند.
اگر نخواهیم در یک نگاه بدبینانه و شاید واقع بینانه مدعی شویم انتقادات بی پروای فرزاد حسنی به سردار رادان زمینه سازی برای حضور دادستان تهران بوده، باید اذهان کرد که این حضور هزینه ی آن انتقادات بود.
در دو شب حضور مرتضوی مخصوصا برنامه دیشب، سه شنبه دوم مرداد ماه، بنظر می رسید فرزاد حسنی تنها یک تماشاگر است. این حس به بینندگان القا می شد که کارگردانی، تهیه تصاویر و حتی پیام های تلفنی نیز توسط دادستانی تهران و سعید مرتضوی تهیه شده است.

در بخشی از این برنامه با پخش سخنان پسر جوان متهم به آدم ربایی، تجاوز به عنف و شرب خمر و دختری که مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود، سعی شد افکار عمومی تحت تاثیر قرار گیرد و اعدام های صورت گرفته را موجه جلوه دهند.
جالب آنکه گزارشگر با اصرار از پسر متهم و دختری که مورد تجاوز واقع شده بود می خواست با جزئیات کامل ماجرای تجاوز را تعریف کنند و اینکه بگویند دختر در آن لحظات چگونه التماس می کرده و چه رفتارهایی با او صورت گرفته است.
قسمت کمیک ماجرا وقتی بود که گزارشگر از متهم پرسید که چرا به دختر تجاوز نموده است. متهم جوان مدعی شد با توجه به ظاهر بد حجاب دختر -مانتوی تنگ و شلوار کوتاه و موهای از روسری بیرون- تحریک شده در حال مستی به او تجاوز کرده است.
گزارشگر با طرح این موضوع از دختر پرسید برای دختران هم سن خود چه توصیه ای داری؟ دختر پاسخ داد وقتی که در جامعه ای زندگی می کنیم که مردان با پوشش نه چندان بد اینچنین تحریک می شوند باید مراقب لباس پوشیدن خود باشیم.

در بخش دیگری از این برنامه صدای بیننده ای پخش شد که جملاتش را اینگونه آغاز کرد: «من به حکومت اعتراض دارم». این جمله ی معترضه اینگونه تکمیل شد که چرا در کشور این همه آزادی وجود دارد!
«چرا اجازه می دهیم عده ای دانشجو به مقدسات توهین کنند، چرا اجازه می دهیم لات ها و چاقوکش ها برای مردم مزاحمت ایجاد کنند، آقایای قاضی مرتضوی -منظورش همان دادستان است- مملکت را نمی شود با لبخند و تساهل اداره کرد...»
پس از این نمایش تلفنی نوبت به دادستان محترم رسید که در مورد موارد متعدد مطروحه در بیانات چند دقیقه ای این بیننده محترم اظهارنظر کند. کوله پشتی ادامه یافت و فرزاد حسنی همچنان نظاره گر بود.

آنچه در برنامه دیشب رخ داد واقعا دردآور و کاملا یک طرفه بود. دادستان مدعی اجرای قانون از در اختیار قرار دادن وکیل و رعایت حقوق شهروندی قاتلان و جنایت کاران و متجاوزین به عنف سخن می گوید.
آنگاه دانشجویان، روشنفکران، معلمان، کارگران و زنان فعال اجتماعی و سیاسی بدون دسترسی به وکیل در شرایط بسیار دردآوری ایام می گذرانند. عبدالله مومنی با بدنی کبود و دستهای بسته به خانه اش برده می شود تا اخطاری باشد به همگان.
آری در کشور ما آزادی بسیار است. آزادی اراذل و اوباش ، آزادی غارتگران سرمایه های ملی، آزادی کشتار روشنفکران و روزنامه نگاران، آزادی حکمرانان در خاموش نمودن هر صدای مخالفی.
در ایران جوانان آزادند معتاد شوند، دختران آزادند تن فروشی کنند و به هر خفت دیگری تن دهند. اما بهای آزادی بیان و دانستن حقیقت در کشور من گزاف است. به همین دلیل همچنان دانشجویان آزادی خواه دربندند و روشنفکران و دگر اندیش در هراس جان و روان.

کوله پشتی دیشب جای پرسش های بسیاری بود. می شد پرسید عاقبت پرونده زهرا کاظمی چه شد، چرا هم میهن به حکم ملوکانه دادستان توقیف شد و چرا برای اعتراف گیری و پر کردن فیلم اعترافات، دانشجویان در فشارند.
و شاید صدها پرسش دیگر از زمانی که دادستان امروز، قاضی مرتضوی دیروز، حاکم بر سرنوشت مطبوعات مستقل این مملکت بود.
پاورقی:
» در برنامه دیشب کوله پشتی فرزاد حسنی زیرکانه چندبار اشاره نمود که فیلم هایی که در طول برنامه پخش می شود توسط دادستانی تهران تهیه شده است. از سوی دیگر با تکرار این سوال که در دستگیری افراد موسوم به ارازل و اوباش حقوق شهروندی رعایت شده است دادستان را به چالش کشید.

پشت پرده برنامه کوله پشتی

25 نظر | جامعه
برنامه دیشب و شب پیش از آن کوله پشتی که با حضور سردار رادان با موضوع بررسی اجرای طرح امنیت اجتماعی برگزار شد حاوی نکات جالبی بود.
چالش مجری برنامه فرزاد حسنی و سردار رادان در نقد بی پروا و شجاعانه نیروی انتظامی و اشاره به موارد مهمی همچون برخورد نامناسب با چند زن و دختر و همچنین ضرب و شتم متهمان واکنش های متفاوت و گسترده ای را در پی داشت.
تا جایی که شایعاتی در مورد رفتار نامناسب حتی درگیری همراهان رادان با حسنی پس از پایان برنامه شب اول نقل شده است.

اما به هر علت و دلیل که این برنامه به این شکل و شمایل برگزار شده باشد بازتاب سخنان حسنی مشخص می نماید که این انتقادات با اقبال و رضایت بسیاری روبروشده است.
به همین دلیل نیز فرماندهان نیروی انتظامی اینگونه آشفته می شوند و دستگاه قضایی و رسانه های هوادار اقتدارگرایان تمام قد در دفاع از نحوه اجرای طرح امنیت اجتماعی به میدان آمدند .

اگر آنگونه که رادان مدعی است اکثریت غالب مردم از نحوه ی اجرای این طرح حمایت کرده و رضایت دارند واکنش های تند و شتاب زده امروز ضروری نبود. همچنین هشدار برخوردهای شدیدتر که امشب توسط سردار رادان بیان شد جای بحث جدی دارد.
کماکان این سوال مطرح است که تغییر لحن برنامه کوله پشتی به چه علت صورت گرفته و چه اهدافی را دنبال می کند. شاید این سوال با حضور میهمان امشب برنامه، دادستان تهران سعید مرتضوی پاسخ داده شود.

سناریو تکراری انتخابات

6 نظر | اصلاح‌طلبی
در حالی که شرایط برای فعالان سیاسی و اجتماعی در ایران به شکل فزاینده ای دشوارتر شده به نظر می رسد بحث انتخابات به آرامی دارد مورد توجه جدی تر جناح های سیاسی قرار می گیرد.
در این میان ترجیح بند سخنان اصلاح طلبان یک چیز است. برگزاری انتخابات سالم و رقابتی. به بیان ساده یعنی شورای نگهبان همچون مجلس هفتم کاندیداهای اصلاح طلبان و نبروهای میانه رو را قلع و قمع نکند.

به همین دلیل مهدی رحمانیان ، مدیرمسوول روزنامه شرق مدعی است: «تامين شرط رقابتی بودن، بر حضور طيف سيال شركت كننده در انتخابات تاثير مثبت خواهد داشت.»
این سخنان بدون توجه به این نکته بیان می گردد که اصولا تشکیل مجلسی از اکثریت اصلاح طلب -که با شرایط فعلی بعید به نظر می رسد- چه فایده ای برای تغییر شرایط فعلی خواهد داشت.

از سوی دیگر میردامادی، دبیر کل جبهه مشارکت با نقد تندروی اصلاح طلبان در گذشته تاکید می کند که روند اصلاحات تدریجی است و اگر عجله کنیم نتیجه عکس می دهد و باید گام به گام شرایط را اصلاح کرد.
اما این سوال باقی است که اصلاح طلبان چه زمانی قصد دارند گام اول را برای بهبود شرایط موجود بردارند. در شرایطی که از زمان تشکیل مجلس ششم به این سو روند اصلاحی عقب نشینی گام به گامی را متحمل شده است.
تا زمانی که احزاب مدعی اصلاح طلبی پیشرو مشخص ننمایند برای حل مشکلات ساختاری استقرار دموکراسی در ایران چه راهبرد مشخصی را دارند صحبت از انتخابات سالم بی معنا است.
پاورقی:
ممکن است بنظر برسد در چند مطلب اخیر در مورد انتخابات موضوعی تکراری و چند باره مطرح کرده ام. دلیل تکرار مشکلات ساختاری قانون اساسی دریافت پاسخی مشخص است که تاکنون میسر نشده. تا آن زمان این پرسش بی جواب باقی است.

همه دشمنان مخملی نظام

6 نظر | سیاست
«در اين برنامه سه نكته مشخص بود كه مبنای كودتای نرم در اصطلاح جامعه مدنی بوده، دوم اينكه وظيفه اصلی كودتاچيان در كودتای نرم ايجاد شكاف ميان ملت و حاكميت از طريق جذب افراد خاص و ايجاد جنگ روانی.
سوم اينكه پايگاه عملياتی اين كودتایی نرم مجموعه‌ ای از مطبوعات پايگاه‌ های تشكل‌های دانشجویی و راه اندازی پايگاه های فمينيستی بوده است.»
این سخنان احمد خاتمی خطیب جمعه امروز تهران است که در واکنش به پخش اعترافات هاله اسفندیاری، کیان تاجبخش و رامین جهانبگلو از صدا و سیما جمهوری اسلامی، بیان شد.
تغییر عنوان انقلاب مخملی و یا رنگی به کودتا و ارتباط دادن آن با اصطلاح جامعه مدنی و تفکرات فمینیستی از آن دسته تحلیلهایی است که از مبنای مشخصی برخوردار نیست.

امام جمعه تبریز نیز در جملاتی مشابه همین عبارات را تکرار می کند و از شکست انقلاب مخملین در ایران با پخش این اعترافات خبر می دهد:
«وظيفه اصلی كودتاچيان در اين تشكل‌ها با مديريت آمريكا و رجال سياسی ايجاد شكاف ميان ملت و حاكميت از طريق جذب افراد خاص، نخبگان، فرهيختگان، تشكل‌های دانشجوی، راه اندازی پايگاه فمينستی، ايجاد جنگ روانی و تزريق پول به داخل NGO ها بود. »
مجتهد شبستری می افزاید: «مبنای كودتای نرم يا انقلاب مخملی در جامعه مدنی بوده و پايگاه عملياتی در اين مجموعه مطبوعات، محافل روشنفكری است و هدف آنها اشاعه فرهنگ غرب در قالب مطرح كردن مسائل فرهنگی از جمله حقوق بشر، جامعه مدنی و ... بود.»

بنظر می رسد مفاهیمی همچون کودتا، جامعه مدنی و فمینیسم و حتی حقوق بشر در ادبیات برخی سیاسیون ایرانی دارای دگردیسی معنایی شده و تعاریف پذیرفته شده و رایج خود را از دست داده است.
به هر حال ینظر می رسد پخش این اعترافات نتوانست اهداف مورد نظر صحنه گردانان این نمایش را فراهم نماید و حتی برخی معتقدند نتیجه و تاثیر معکوسی نیز داشته است.
در همین زمینه:
» "به نام دموکراسی" به کام استبداد [+]
» دروغ های مخملی [+]

احمد جنتی و انتخابات سالم!

5 نظر | اصلاح‌طلبی
به گزارش آفتاب احمد جنتی دبیر شورای نگهبان در جمع کارکنان این نهاد مدعی شد: «در انتخابات طبق قانون عمل و سلامت آن را تضمین می ‌كنیم.»
این سخنان بیشتر به شوخی سیاسی شبیه است تا اظهاراتی منطبق بر واقعیت های موجود و عملکرد گذشته شورای نگهبان قانون اساسی. شورایی که به شدت تحت کنترل اقتدارگرایان قرار دارد.

در هر انتخابات سلامت و عدالت تنها در اخذ رای شهروندان و شمارش آرای خلاصه نمی گردد. مهمترین فاکتور یک انتخابات سالم و عادلانه، به رسمیت شناختن آزادی حق انتخاب شدن و انتخاب نمودن می باشد.
فاکتوری که به جز چند انتخابات اولیه، در جمهوری اسلامی نادیده گرفته شده است. به همین دلیل به هیچ عنوان نمی توان مدعی شد که با وجود نظارت استصوابی جناحی انتخابات می تواند عادلانه باشد.
بخشی از حاکمیت که معمولا به صفت انتصابی مزیت است، سعی دارد با تمام توان خود نهادهای انتخابی را قابل پیش بینی و انتخاب مردم را به نوعی هدایت کند تا بتواند با کمترین هزینه بر شرایط تسلط داشته باشد.
به همین دلیل نظارت استصوابی به شکل کنونی به ابزاری برای محدود نمودن حق انتخاب شدن و انتخاب نمودن تبدیل شده و مانعی اساسی در تقابل با تقویت نهادهای دموکراتیک است.

محدودیت موجود برای شرکت تمام سلایق و نظرها و حتی احزابی که به نوعی جزیی از حاکمیت محسوب می شوند، تنها ایراد شکلی وارد بر انتخابات در ایران محسوب می گردد.
مهمترین ایراد بنیادی و ساختاری در نظام جمهوری اسلامی تقابل نهادهای انتصابی و انتخابی و چربش قدرت بخش غیر انتخابی بر دیگر نهادهایی است که با رای مستقیم مردم -والبته به شکل کاملا کنترل شده- تعیین می گردند.
دعوت کنندگان به مشارکت آگاهانه در انتخابات باید به این پرسش همچنان پاسخ دهند که چه راهکاری در جهت حل این معضل و مانع ساختاری در مقابل استقرار دموکراسی در ایران طرح ریزی نموده اند؟
خبرگزاری فارس خبر از پخش اعترافات هاله اسفندياری و كيان تاجبخش روزهای چهارشنبه و پنج شنبه از سیمای جمهوری اسلامی در برنامه ای با عنوان به نام دموکراسی می دهد.
این خبرگزاری می افزاید اسفندياری و تاجبخش نماينده مخفی بنياد آمريكایی سوروس به اتهام اقدام عليه امنيت از طريق فعاليت‌های تبليغی و جاسوسی به نفع بيگانگان دستگير شده و در بازداشت به سر می برند.
شاید پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ایران با سابقه ترین کشور است که همچنان پخش اعترافات تلویزیونی از متهمان را با جدیت دنبال می نماید.
جالب آنکه بسیاری از این اعترافات بدون برگزاری دادگاه و حق انتخاب وکیل توسط متهمان صورت می پذیرد. اعترافاتی که نه تنها از نظر بین المللی خدوش و غیر قابل پذیرش است در داخل ایران نیز با کمترین استقبال روبرو شده است.

روند اعتراف گیری و پخش تلویزیونی در دهه 70 در برنامه ای با عنوان هویت به شکل گسترده و جدی دنبال می شد گرچه سابقه پخش اعترافات تلویزیونی به اوایل انقلاب و اواسط دهه ی 60 می رسد.
اما پس از انتخابات 76 و وقوع قتل های زنجیره ای بخاطر فشار مطبوعات و فعالین سیاسی و افشای نقش سعید امامی -یکی ازعوامل کلیدی قتلهای زنجیره ای- در ساخت مجموعه هویت، اعترافات تلویزیونی با وقفه چند ساله روبرو شد.
با دستگیری علی افشاری، عزت الله سحابی، عباس عبدی، سیامک پورزند، محمد قاضیان و پخش اعترافات تلویزیونی افشاری و پورزند در سالهای ناتوانی دولت خاتمی مرحله ی جدید از اعتراف گیری ها کلید خورد.

پس از حضور محمود احمدی نژاد در مسند ریاست جمهوری، روزنامه کیهان و مشخصا حسین شریعتمداری -همکار سعید امامی در برنامه هویت- دور جدید از اتهام زنی را علیه دگر اندیشان آغاز کرد.
دستگیری رامین جهانبگلو و مصاحبه داوطلبانه و سوال بر انگیزش با خبرگزاری ایسنا که با عنوان افشای فعالیت برای انقلاب خزنده مخملی صورت گرفت شکل جدید از اعتراف گیری را به نمایش گذاشت.
در همان زمان اسامی زیادی از هنرمندان و روشنفکران به عنوان کارگزاران انقلاب مخملی منتشر شد.

با انتصاب حسینیان به عنوان مشاور امنیتی و اطلاعاتی احمدی نژاد، گمانه زنی در مورد آغاز پروژه ی جدید از سرکوب منتقدان قوت گرفت.
با ممنوع الخروج کردن نازی عظیما خبرنگار رادیو فردا، دستگیری هاله اسفندیاری -که برای دیدار مادر 90 ساله خود به ایران آمده بود- و پس از آن کیان تاجبخش و علی شاکری -که برای شرکت در مراسم ختم مادرش به ایران سفر کرده بود- گمانه زنی ها رنگ واقعیت به خود گرفت.
به هر حال اعترافات اینچنینی هیچگونه ارزش قضایی نداشته و بیشتر برای مصارف سیاسی در داخل ایران کاربرد دارد. شاید مهمترین کارکرد این اعترافات ایجاد وحشت و بستن فضای سیاسی و اجتماعی جامعه باشد.
سیاستی که به شیوه های مختلف در حال پیگیری است. فشار به فعالین کارگری ، زنان و دانشجویی، یستن مطبوعات و خبرگزاری های مستقل و ایجاد فضای رعب و وحشت از مهمترین مشخصه های وضعیت کنونی ایران است.

در این میان نقش احزاب مدعی اصلاح طلبی بسیار مهم می نماید. اتخاذ سیاستم سکوت و عدم دخالت در این ماجرا مطمئنن به ضرر جریان رفرم خواه تمام خواهد شد.
نمی توان مدعی رفرم خواهی و تلاش برای داشتن جامعه آزاد بود و مردم را به مشارکت در انتخابات برای برگزیدن اصلاح طلبان ترغیب کرد و در برابر این تجاوز آشکار به حقوق انسانی و اساسی شهروندان -هر چند به باور برخی غیر خودی- بی تفاوت بود.
در همین زمینه:
» وقتی همه متهم هستیم [+]
» دروغ های مخملی [+]

چند سوال از ابطحی

9 نظر | اصلاح‌طلبی
«اگر شرایط جوری بود که هرکس که احتمال رای آوردن داشت، می توانست کاندیدا شود مشکلی وجود نداشت. اما وجود شورای نگهبان و تجربه رد صلاحیت های گذشته واقعیتی است که اگر چه نمی پسندیم ولی هست.»
متن بالا جملات ابتدایی مطلبی است که سید محمد ابطحی، وبلاگ نویس اصلاح طلب و از نزدیکان سید محمد خاتمی در وبلاگش نوشته است. ابطحی دقیقا موضوعی را تایید می کند که بسیاری بخشی از مشکلات انتخابات ایران می دانند.

پیش از این نیز در مطلبی با عنوان رفرم خواهان راحت طلب به مشکلات ساختاری جمهوری اسلامی اشاره نمودم:«نظارت استصوابی این حق را به بخشی از حاکمیت داده است تا در دوره های مختلف نسبت به قوت و ضعف رقبای انتخاباتی تصمیم گیری نماید.»
ابطحی راه حل این مشکل را اینگونه ارائه می کند: «بهترین امکان برای به دست آوردن اکثریت کرسی های مجلس این است که افرادی کاندیدا شوند که شورای نگهبان نتواند آنان را به هیچ بهانه ای رد کند و یا اگر رد کرد همه ی اهل انصاف کشور آنان را ملامت کنند.»

قصد ندارم به تکرار دلایل بی نتیجه بودن اصرار به مشارکت حداکثری در حالی که مشکلات ساختاری وجود دارد و هیچ دور نمایی برای بهبود وضعیت نیست بپردازم اما سوالاتی را از محمد ابطحی دوست داشتنی می پرسم و امیدوارم که پاسخ هایی روشن دریافت کنم:
جناب ابطحی شما بهترین راه را کاندیدا شدن افرادی می دانید که شورای نگهبان نتواند به هیچ بهانه ای آنها را رد کند، در این حالت آیا در حلقه ی اصلاح طلبان کسی باقی می ماند؟
شما می دانید در مجلس ششم معروف به اصلاحات، بی اعتقادی و کم اعتقادی برخی به رفرم خواهی ضربات جبران ناپذیری را به جنبش رفرم خواهان وارد نمود در این شرایط چگونه می توان آزموده ناموفقی را بار دیگر تکرار کرد و به مجلس ضعیفی دل خوش بود؟

جناب ابطحی این نکته اشاره فرموردید کسانی معرفی شوند که اگر رد شدند همه ی اهل انصاف کشور شورای نگهبان را ملامت کنند، حال سوال اینست از نمد ملامت اهل انصاف چه کلاهی برای اصلاح طلبان تهیه می شود؟
شما بخوبی می دانید حتی اگر بر فرض محال مجلس اصلاح طلبی قوی تشکیل شود در تضاد منافع با نهادهای انتصابی، وزن ناچیزی خواهد داشت همانند آنچه در جریان تغییر قانون مطبوعات بر سر مجلس ششم رفت.
برای این مشکل چه راه حلی می توان ارائه نمود؟ جز اینکه در مسائل اینچنین نیز مجلس سکوت کند تا خشم انتصابیون را به همراه نداشته باشد؟

آقای ابطحی می پذیرم که کشور در زمان دولت و مجلس اصلاحات شرایط بهتری را داشت اما تا چه زمانی باید بزرگان عرصه سیاست حکومت الیگارشی سنتی-دینی را تقدیر این مملکت بخوانند و برای تغییر شرایط تلاشی نکنند؟
این سوالات شاید بیشتر پرسش های کسی باشد که یک دهه یعنی بیش از یک سوم زندگی اش را به امید رفرم و در کنار اصلاح طلبان سپری نموده و هنوز معتقد است اصلاح طلبان شاید آخرین امید تغییرات مسالمت آمیز باشند.
در همین زمینه:
» یک مطلب و یک نظر [نیک آهنگ کوثر]

ایران و همه ی دشمنانش

4 نظر | سیاست
بحث ایران و اسرائیل و نگاه ما به معضل فلسطین در مقایسه با دیگر موارد مشابه همچون چچن و حتی بوسنی و یا مسلمانان اندونزی از موضوعات حساس قلمداد می شود.
مدتی قبل در مطلبی با عنوان تا چه زمان به فلسطین بدهکاریم به بررسی منافع و مضرات عملکرد حکومت ایران در قبال اختلاف اعراب و اسرائیل پرداختم که واکنشهای متفاوتی را در پی داشت.

یکی از موافقان سیاست کنونی حکومت ایران با عنوان محسن در زیر آن مطلب اشاره نمود "کمک ما به فلسطین وحزب الله برای امنیت خودمان است همینطور که کمک امریکا به اسراییل برای امنیت انرژی ودزدیدن نفت منطقه."
در مقام پاسخگویی نوشتم که بنظر من در شرایط فعلی ایران با ایالات متحده امریکا و اسرائیل منافع مشترک بیشتری دارد تا برخی کشورهای همسایه.
البته این نظر به عنوان تحلیل جدیدی قلمداد نمی شود. بسیاری از کارشناسان مسائل منطقه ی خاورمیانه در این باره اتفاق نظر دارند گرچه هر کدام بنا به دلایلی از پر رنگ نمودن این موضوع اجتناب می نمایند.

برای کسانی که در ایران زندگی می کنند طرح این موضوع تبعات بسیاری را به همراه خواهد داشت. سیاست رسمی حکومت در قبال اسرائیل نامشروع بودن و تلاش در جهت نابودی این رژیم است.
لذا هر گونه سخن و نظری که بر مبنای پذیرش دولت اسرائیل به عنوان یک حکومت مشروع و قانون بیان گردد با واکنش تند و زمامداران ایران روبرو خواهد شد. در کشورهای عربی نیز که از ادامه دشمنی امریکا و ایران سود می برند مسئله به شکل دیگری است.

اما محسن معتقد است: «فلسطین و لبنان محل طلاقی مرزهای امنیتی ایران و امریکا است و اگر ما این جنگ را نبریم معلوم نیست چه بلایی برسرمان بیاید.»
این نظر بسیار دستمالی شده و برخواسته از تحلیل های دهه 1970 و 1980 میلادی است. در شایط فعلی محل تلاقی مرزهای امنیتی ما و آمریکا عراق ، افغانستان، آذربایجان و کشورهای حاشیه خلیج فارس است.
در این صورت آیا می توان اینگونه تحلیل نمود که منشا نا آرامی های عراق و افغانستان برای ضربه زدن به منافع امریکا است؟ و ایران درد و رنج جنایات هر روزه درعراق را به مردم این کشور تحمیل کرده است؟

از جهت دیگر باید بررسی نمود در شرایطی که ایران در طول تاریخ همیشه مورد طمع و حسد همسایگان خود قرار داشته نابودی اسرائیل -بر فرض بعید- چه وضعیتی در منطقه ایجاد خواهد کرد.
در شرایط فعلی عربهای جنوب خلیج فارس ادعای مالکیت جزایر بسیاری را دارند و هم اکنون خلیج فارس را با عنوان مجعول عربی مورد خطاب قرار می دهند.

خوزستان و بخشهایی از جنوب عراق سودای تشکیل کشور مستقل عربی را در سر می پروراند. کردستان ایران و عراق و ترکیه در پی کردستان بزرگ هستند.
کشور آذربایجان مدعی استانهای آذربایجان غربی و شرقی و دیگر مناطق ترک نشین شمال غربی ایران است. برخی ساکنان سیستان بلوچستان ایران و پاکستان نیز خود مختاری و کشور مستقلی را در خواست می کنند.
حذف خطر اسرائیل در میان کلونی کشورهای عربی تنها می تواند نظر و توجه آنها را به سوی ایران معطوف کند. ایرانی که هنوز زخم حمله ی وحشیانه ی بادیه نشین های عرب را بر پیکر خود احساس می کند.

ایران قدرتمند که مناسباتش با دیگر کشورهای جهان را بر اساس احترام متقابل و منافع ملی ترسیم و تعیین کرده باشد بزرگترین خطر و رقیب برای همه کشورهای منطقه است.
ترکیه، عربستان، پاکستان، آذربایجان، کویت، امارات، بحرین، قطر و بخصوص روسیه ای که بیشترین لطمه را به منافع ما در طول تاریخ وارد نموده، ایرانی ضعیف و منزوی را بیش از هر حالت دیگری دوست دارند.

حال این سوال مهم مطرح است که اختلاف ما با آمریکا و همچنان اسرائیل آیا مشکل ایدولوژیک است و یا معضلی تاریخی؟ آیا مخاطرات و ضربه هایی که روسیه و اعراب به ایران وارد نموده اند بیش از آمریکا نبوده است؟
توجیه اصلی در ادامه روند امریکا ستیزی و پیگیری سیاست نابودی اسرائیل در زمانی که کشورهای منطقه از این مسئله در حهت تامین منافع خود استفاده می کنند، چیست؟
اینها بخش کوچکی از سوالاتی است که پاسخ منطقی و کارشناسانه به آنها می تواند ترسیم کننده ی سیاستی باشد که در نهایت منافع مردم و کشور ایران را تامین نماید.

رفرم خواهان راحت طلب

5 نظر | اصلاح‌طلبی
در جوامع دموکراتیک انتخابات به عنوان یک ابزار اعمال نظر اکثریت شناخته می شود. در عین حال کیفیت و نحوه ی برگزاری انتخابات اهمیت بیشتری دارد.
اما در ایران برگراری انتخابات برابر با رعایت قواعد دموکراسی قلمداد می گردد. در حالی که کمتر انتخاباتی -بجز چند استثنا- منجر به اعمال نظر اکثریت مردم در نحوه اداره جامعه شده است.
این شرایط را می توان مولود دو علت عمده دانست. اولا ساختار کلی نظام ایران به نحوی است که نهاد انتخابی در صورت همسو نبود با بخش های انتصابی حاکمیت از کمترین اثر و امکان ایجاد تغییرات برخوردارند.

دلیل دوم اینکه برگزاری انتخابات در مراحل اولیه دچار اشکالات عمده است. نظارت استصوابی این حق را به بخشی از حاکمیت داده است تا در دوره های مختلف نسبت به قوت و ضعف رقبای انتخاباتی تصمیم گیری نماید.
مثلا در دوره ی اخیر مجلس با رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان عملا میدان رقابت را به جناح راست و نیروهای اقتدارگرا محول کرد.یا بجز در دوره ی اول مجلس درتمامی دوره ها، احزاب اپوزیسیون را از داشتن نماینده در مجلس محروم نموده است.
با این دو ایرادعمده دلیل اصرار برخی احزاب به محدود نمود کنش های رقرم خواهان به حضور در انتخابات چه معنا و مفهومی می تواند داشته باشد؟

کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی مدعی است اگر در انتخابات مجلس هشتم، جدی و محكم پای صندوق‌ها نباشیم، نیروهای غیبیهر كار كه بخواهند می‌كنند. اما این پرسش همچنان بافی است که آیا با حضورمردم این نیروهای غیبی و آشکار همچنان به عملکرد خود ادامه نمی دهند؟
گرچه این نکته را نباید نادیده گرفت که دولت مجلس رفرم خواه غیر همسو با حاکمیت انتصابی و اقتدارگرا به بهبود مقطعی شرایط کمک شایان می کند اما هنگامی که میزان حضور نیروهای تحول خواه توسط نهادهای آشکار و پنهان قدرت تعیین می گردد چگونه می توان به تحول بنیادین و موثر امید داشت.

کروبی به درستی اشاره می کند که:«اگر می‌خواهیم انتخاباتی آزاد برگزار شود و یك حكومت دموكراتکك داشته باشیم كه در آن قدرت نقد شود، جز با تشكیلات و كار حزبی، این اقدامات صورت نخواهد گرفت.»
باید توجه داشت کار حزبی به شرکت در انتخابات خلاصه نمی شود. تلاش برای اصلاح ساختار حاکمیت موجود از اولویت های غیر قابل انکار حزاب و گروه های رفرم خواه است.
در بسیاری شرایط پیوند و اشتراک منافع برخی از افراد حاضر در اردوگاه رفرم خواهی با ساختار غیردموکراتیک و ترس از حضور جریان سوم، مانع عمده ای در تغییر شرایط و اتخاذ استراتژی تغییر ساختار توسط اصلاح طلبان است.

سنگسار سیاسی جامعه ایران

11 نظر | حقوق بشر
خبرگزاری کار ایران -ایلنا- پس از نزدیک به یک هفته سکوت خبری در برخی آی اس پی ها فیلتر شد. این اتفاق در حالی رخ می دهد که هیچ خبرگزاری رسمی تاکنون گرفتار فیلتر نشده است.
بنظر می رسد پس از تعطیلی هم میهن و ایلنا، فشار به شرق برای تغییر برخی روزتامه نگاران حوزه ی سیاست این روزنامه و شایعاتی در مورد تغییراتی در خبرگزاری ایسنا می بایست هشدارهای جبهه مشارکت در مورد امنیتی شدن فضای جامعه را جدی گرفت.

در همین حال سخنگوی قوه قضاییه خبر پلمپ دفتر ادوار تحیكم وحدت را تایید كرد و خبر داد كه روز گذشته 16 نفر بازداشت شدند كه هیچ كدام دانشجو نبودند. مشخص نیست به چه دلیل سخنگوی قوه قضائیه این ادعا دروغ را مطرح نموده است.
بر طبق گزارش ها اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، مهدی عربشاهی، بهاره هدایت، حنیف یزدانی و علی وفقی که همگی دانشجو هستند بازداشت شده اند.
به ادعای سخنگوی فوه فضائیه اتهام این دانشجویان شركت در تجمعات غیرقانونی و تبانی برای اقدامات غیرقانونی و مسایل امنیتی است.

در همین حال سنگسار مردی متهم به روابط نا مشروع در تاکستان قزوین اجرا شده و زن متهم در پرونده نیز در انتظار سنگسار بسر می برد. در حالی که 11 سال از روابط این دو گذشته و یک پسر از این رابطه به دنیا آمده است.
در صورتی که مجازات اعدام برای روابط نامشروع، بدون در نظر گرفتن علل و زمینه های آن، در قاون جزایی ایران در نظر گرفته شده است اما اجرای حکم سنگسار، غیر انسانی، خشونت آمیز و غیر قابل دفاع است.

گرچه برخی از فعالان سیاسی رفرم خواه در مورد رعایت حقوق بشر و بخصوص زنان و حدود آزادیهای اجتماعی و سیاسی درایران دچار خوش باوری و کج فهمی هستند اما درک واقعیت لازمه یافتن راهکاری اجرایی است.
گرچه هر کدام از ما نمی توانیم اثرگذاری خاصی در بهبود وضعیت داشته باشیم اما به عنوان وجدان تحول خواه جامعه موظفیم به احزاب، فعالین سیاسی و روشنفکران نسبت به انجام وظایفشان هشدار دهیم.

جامعه ی غایب از روشنفکران واقع بین، سیاست مداران دموکرات و فعالین منسجم و اثر گذار نمی تواند شرایطی بهتر از امروز ایران داشته باشد. فعال شدن برخی احزاب رفرم خواه همچنان می تواند راهگشا باشد.
البته باید احساس و لزوم حضور در عرصه و پرداخت هزینه ی تغییرات در جهت بهبود وضعیت در تصمیم گیران سیاسی رفرم خواه وجود داشته باشد وگرنه همچنان در دوره تسلسل تکرار های تاریخی خواهیم ماند.

معجزه ای رخ نخواهد داد

8 نظر | حقوق بشر
«به گزارش ادوارنیوز اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که از ساعت 6 صبح امروز در پاسداشت 18 تیرماه و در اعتراض به ادامه بازداشت 8 دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک در برابر این دانشگاه متحصن بودند مقارن ساعت 7:30 دقیقه با حمله نیروهای انتظامی و لباس شخصی بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شده اند. »

گزارش ها از درگیری دانشجویان پیش از بازداشت با نیروی انتظامی حکایت دارد. اسامی بازداشت شدگان به این شرح است: محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، مهدی عربشاهی، بهاره هدایت، حنیف یزدانی و علی وفقی.
همچنین گزارش های تکمیلی خبر از حمله ی نیروهای انتظامی و لباس شخصی به محل دفتر ادوار در خیابان خواجه نصیر تهران می دهد.
در جریان این تهاجم محمدحسين مهرزاد، بهرام فیاضی، مجتبی بیات، مرتضی اصلاح چی، حبیب حاج حیدری، مسعود حبیبی، سعید حسین نیا،عبدالله مومنی و عزت قلندری بازداشت شده اند.

این در حالی است که بیش از دو ماه از زندانی شدن 8 دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک تهران می کذرد و آنها از حقوق اولیه و قانونی خود محروم هستند.
خبرنامه امیر کبیر در تازه ترین گزارش خود از هجمه روز افزون به فعالین سیاسی و تشکل های دانشجویی خبر داد. موارد نقض حقوق سیاسی اجتماعی دانشجویان به شرح ذیل است:
«دانشجویان بازداشت شده: 70 مورد، بازجویی از دانشجویان: 46 مورد، احضار به دادگاه: 33 مورد، محاکمات: 21 مورد، احکام صادر شده توسط دادگاهها: 26 مورد، احضار به کمیته های انضباطی: 217 مورد، احکام صادر شده توسط کمیته های انضباطی: 202 مورد، اخراج از دانشگاه: 344 مورد، نهادهای دانشجویی منحل شده: 34 مورد، نشریات دانشجویی توقیف شده: 44 مورد، جلو گیری از مراسم دانشجویی: 15 مورد.»

همه آنچه که ذکر شد گوشه ای از شرایط بغرنج و تاسفبار حاکم بر فضای دانشگاه ها و جامعه است. شرایطی که نه تنها ره آورد دولت نهم و مجلس هفتم که متاثر از سستی و کاهلی جریانات سیاسی مدعی رفرم خواهی است.
رفرم خواهان و اپوزیسیون درون و برون حاکمیت برای خروج از این بن بست سیاسی هیچ راهکار و برنامه مشخصی را ارائه نمی دهند.
فعالان سیاسی تنها به انتظار انتخاباتی دیگر نشسته اند تا شاید از درون صندوق های رای تحت کنترل شورای نگهبان معجزه ای دیگر سر برآورد. آرزویی که بسیار دست نیافتنی و دور از واقعیت می نماید.
گرچه فردا دانشجویان تحکیمی به تندروی و ملتهب نمودن فضا و بهانه دادن به دست اقتدارگرایان متهم می شوند اما کسی پاسخگوی این سوال نیست که وقتی برای سرکوب بهانه سازی می کنند چه دلیل برای سکوت وجود دارد.

هرگز فراموش نمی کنیم

6 نظر | حقوق بشر
دختری که در عکس زیر می بینید زهره صدری نژاد است. نویسنده وبلاگ پارادوکس و عکاس در حادثه 18 تیر 1378 . در پارادوکس مشاهدات عینی اش را از آن روزها نقل کرده به همراه چند عکس.

عکاس:حسن سربخشیان

صدری نژاد روایت می کند: « روی دیوارها مطالبی نوشته بودند که در ساختمان 22 بیشتر بود: زدید، کشتید، بردید، چرا قرآن ها را سوزاندید، دوستان اگر زنده ماندید سلاممان را به پدر و مادرمان برسانید، چنگیز آسوده بخواب انصار بیدار است.
دکتر الله کرم نبودی ببینی بچه ها چه کردند ، واقعا گل کاشتند ، [از قول] ده نمکی:دکتر الله کرم خوشحال باش که من هم به زودی دکترا خواهم گرفت.»
لینک خاطرات:
» 18 تیر روزی متفاوت شد [+]
» زدید، شکستید، بردید، قرآن ها را چرا سوزاندید [+]

مردم محوری احمدی نژادی ها

3 نظر | حقوق بشر
محمد جعفر بهداد معاون ارتباطات و اطلاع ‌رسانی احمدی نژاد در مصاحبه با فارس مدعی شد: دفتر رئيس‌ جمهور از لاک سكوت خارج شده و تهاجم بدخواهان را عليه دولت بی ‌پاسخ نخواهد گذاشت.
او می افزاید: «اين باند نه تنها به تبليغات سياه و غير بهداشتی و توطئه‌های روزمره خود ضد برنامه‌ها و عملكرد دولت مكتبی ادامه داد، بلكه متاسفانه در اين اواخر وارد فاز تمسخر و توهين مستقيم به رئيس جمهور و تحريف و دروغ ‌پردازی در انعكاس سخنان ايشان شده است.»

گرچه بنظر می رسد این سخنان اعلام استراتژی جدید دولت نهم در مواجهه با منتقدان و مخالفان سیاسی باشد اما به واقع بیشتر یک بلوف سیاسی و تکرار و بیان روشی است که با روی کار آمدن احمدی نژاد پیگیری شده است.
در دو سال اخیر می توان لیست مفصلی از نحوه ی پاسخگویی به انتقادات و خواسته های فعالان سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی، مدافعان حقوق بشر، نمایندگان اقلیت مجلس، اقلیت های در قومی و مذهبی و گروه های صنفی از جمله کارگران و معلمان و دانشجویان ارائه تمود.

گرچه جعفر بهداد معتقد است احمدی نژاد از مواضع و برنامه‌های نظام محور، ‌مردم محور و عدالت محور خود در مقابل خواسته‌ها و فشارهای جريان جناح محور و باند محور کوتاه نخواهد اما این اظهارات بیشتر نخ نما نمودن واژه هاست.
واقعیت آنست که اطرافیان احمدی نژاد بارها سخنانش را تکذیب و رسانه ها را به جعل و تحریف خبرها متهم نموده اند. تا جایی که الهام سخنگوی دولت فیلم معروف به هاله ی نور را جعلی و مونتاژ خواند.
حتی سخنان پخش شده احمدی نژاد از شبکه خبر صدا و سیما درباره روستای خسرو شیرین که منجر به کشته و زخمی شدن عده ای شهروندان بیگناه شد را تحریف شده و اتفاقات رخ داده را ناشی سو برداشت مردم دانستند.

در مورد ادعای عدالت محوری و مردم محوری برنامه های احمدی نژاد هم موارد نقیض بسیاری وجود دارد. در دو سال اخیر ضرب و شتم و به زندان افکندن معلمان و کارگران معترض به کرات اتفاق افتاده است.
بر هم زدن تجمعات آرام زنان و به زندان افکندن بسیاری از فعالین جنبش برابری خواه زنان و مدافعان حقوق بشر، سرکوب جنبش دانشجویی و اتفاقات دانشگاه امیرکبیر، علامه طباطبایی، هنرتهران، مازندران، شیراز نمونه هایی از رفتارهای عدالت محور دولت نهم است.

فشار به مطبوعات منتقد، اتهام زنی مدام و تهدید روزنامه نگاران و خبرنگاران مستقل که با تعطیلی روزنامه هم میهن و خبرگزاری ایلنا ابعاد تازه ای به خود گرفته است.
موارد مذکور تنها بخشی از سو رفتارها و سیاستهای دولت نهم است. به این موارد می توان لیست بلند بالایی از تصمیم های نادرست اقتصادی، اجتماعی و حقوق بشری اضافه نمود.
پاورقی:
»به علت اینکه امکان درج تمام لینک های مربوط به اشارات بالا امکان پذیر نمود انجام این مهم و را برعهده ی خواننده محترم می گذارم. تنها شما را به مراجعه به این دو مطلب توصیه می کنم:
» چه آشوبی است [+]
» احمدی نژاد ، مرد سال [+]

هاله ی نور شاکی سلام

17 نظر | سیاست
« نوروز:هشت سال پيش در چنين روزی روزنامه سلام نيز توقيف شد. محمود احمدی نژاد در آن زمان به عنوان استاندار سابق اردبیل یکی از 4 شاکی روزنامه بود كه در عكس حضور دارد. »

شاکیان روزنامه سلام

حالا پس از آن روزهای تلخ تعطیلی سلام و حمله گروه فشار به کوی دانشگاه در 18 تیر و هزینه هایی که به جنبش دانشجویی ایران تحمیل شد، احمدی نژاد بر کرسی ریاست جمهوری نشسته است.
با وعده مهرورزی و عدالت با کابینه ای 70 میلیونی . اما امروز دانشجویان منتقد در بندند، زنان برابری خواه و مدافعان حقوق بشر به زندان و شلاق محکوم می شوند و روزنامه ها و خبرگزاری های منتقد تعطیل و تحدید.
اما بازار خرافه و هرزه گویی رونق بسیار دارد. چه بسیار می شنویم داستانهایی از هاله نور، چاه جمکران ، خواب رانندگان تاکسی و معجزات دیگر رییس دولت نهم.
این درد تاریخی را درمانی باید باشد.

هم ما و هم میهن در بند

10 نظر | سیاست
روزنامه هم میهن در شماره 42 متوقف شد. جریده ای که این روزها روی دکه های روزنامه فروشی دلبری می کرد و نایاب شده بود.
هم میهن گرچه از جنس جامعه و نشاط و توس و عصر آزدگان و حتی شرق بود اما طعم و مزه ی دیگری داشت. یک نوع پختگی و تعادل همراه با جسارت قابل تقدیر در بیان نظرات انتقادی به حکومت.
شاید همین شرایط بود که هم میهن را تبدیل به تهدید کرد. شاید طنز تلخ تاریخ است که سعيد مرتضوی، دادستان تهران دلایل توقيف روزنامه "هم ‌ميهن" را در نامه ای به صفار هرندی وزیر ارشاد اعلام كرد.

او که زمانی در جایگاه قاضی دادگاه مطبوعات به دشمن شماره یک آزادی بیان تبدیل شده بود. تا جایی که انتخابش به عنوان دادستان تهران اعتراض رییس جمهور وقت سید محمد خاتمی را نیز در پی داشت.
به هر حال، فردا روزی بدون هم میهن است، روزی که این روزنامه و شاید بخشی از وجود برخی از ما در بند می شود اما مهم تر از اینها ، مهم تر از ما و هم میهن، میهن مان است که می ماند به انتظار روزهای بهتر.

شاید وقتش نیست که بنویسم به آقای حسین درخشان و دنبالک های حقیرش تبریک می گویم بخاطر این اتفاق مبارک. بخاطر فشاری که امروز به خبرگزاری ایلنا و آفتاب می آید.
بخاطر حکم زندان و شلاق دلارام علی، بخاطر اینکه تهدیدها و لجن پراکنی های این موجود قابل ترحم نسبت به جنبش زنان و مدافعان حقوق بشر دارد جنبه عملی پیدا می کند. برخی چه ارزان خودشان را می فروشند.
در همین زمینه :
» پوپولیست ها می خندند [مسیح علی نژاد]
» تبریک به هم پیمانان شاهرودی [بر ساحل سلامت]
» هم‌ ميهن توقيف و ايلنا تعطيل شد [خبرنگار]

دولت لی لی پوت ها

11 نظر | اقتصاد
در آیین نماز جمعه هفته پیش بود که احمد جنتی مدعی شد مردم با اشک و نذر و نياز و توسل به خدا در سوم تير یکی از هم ‌‏قدهای خود را انتخاب كردند.
این جملات گرچه اشاره ای نبود به قد کوتاه رییس جمهور اما می توانست اینگونه تفسیر گردد.بارها شاید این استدلال مطرح شده که احمدی نژاد را همان 6 میلیون نفر دور اول برگزیدند نه 17 میلیون دور دوم.
این مردم هم قدهای آقای رییس دولت بودند. جالب آنکه رییس دولت نیز سعی نمود کسانی را به گرد خود جمع کند که قامتی بلندتر از خودش نداشته باشند. به همین دلیل وزارت علوم را زاهدی و وزارت ارشاد را به صفار هرندی سپرد.
دیگر وزارت خانه ها نیز شرایط بهتری نیافتند. حتی مدیران میانی نیز از این قاعده مستثنی نبودند. شاهد این مدعی انتصاب بذرپاش 28 ساله بود به مدیرعاملی پارس خودرو.

به هر حال شب گذشته در میزگرد خبری شبکه دو ستاری فر و رهبر در مورد عملکرد اقتصادی سه رییس جمهور اخیر دومین جلسه مناظره ی خود را برگزار کردند. [مشروح مناظره اول]
ستاری فر با نگاهی کارشناسی و مستند به آمار رسمی و پرهیز از بحث سیاسی به توضیح در مورد عملکرد دولت هاشمی و خاتمی پرداخت و نقدهایی جدی به دولت نهم وارد دانست.
اما رهبر بارها به استناد آماری که به گفته ی ستاری فر هیچ کجا مکتوب نشده به دفاع از عملکرد دولت احمدی نژاد پرداخت. همچنین بارها در نقد دولتهای گذشته به کلی گویی بسنده کرد.

اما شاید اوج مناظره جایی بود که ستاری فر خطاب به رهبر گفت ما آدمهای سیاسی و حزبی نیستیم. بیایید حرف کارشناسی بزنیم، قبول کنید عملکرد دولت نهم خوب نبوده منجر به استعفای شما شد.
نکته مهم ماجرا هم همین است. از دولت لی لی پوتی احمدی نژاد که شخصی همچون فرهاد رهبر نیز تحمل نشد چگونه می توان انتظار عملکرد مناسب اقتصادی داشت.

دو نکته در حاشیه این برنامه جلب توجه نمود. عیار بالای توانمندی اصلاح طلبان در مباحث علمی و سیاسی و جذابیت مباحث آزاد سیاسی و اقتصادی اگر بی طرفانه برگزار شود.
برنامه دیشب از معدود کارهای مثبتی است که تکرار موارد مشابه آن موجبات افزایش اعتماد عموم به رسانه ی ملی را فراهم می آورد. گرچه برخی برنامه های جهت داری همچون خبر 20:30 با دروغ پراکنی آثار مخربی نیز با خود دارند.

الیور استون و چوپان دروغگو

6 نظر | هنر و فرهنگ
«سيدعليرضا سجادپور در جلسه‌ عمومی‌ هيات اسلامی هنرمندان، گفت: اليور استون فيلمساز آمریکایی برای ساختن فیلمی درباره محمود احمدی ‌نژاد درخواست سفر به ايران را مطرح كرده است. » [فارس-8 تیر86]
«اگر اليور استون بخواهد فيلمی خلاف واقع درباره احمدی ‌نژاد بسازد، آبرو و اعتبار خود را در پيش چشم مردم جهان از دست خواهد داد چرا كه شخصيت و محبوبيت رئيس‌ جمهور، سير صعودی روزافزونی داشته است.» [فارس-9 تیر 86]
تا اینجای ماجرا همه چیز خوب پیش می رود. حتی روزنامه ی هم میهن این موضوع را تیتر یک می کند و چند نقد هم در این مورد نوشته می شود. در این میان دولت واکنش رسمی نشان نداده است.

«الیور استون، در مصاحبه با شبكه خبری فاكس نيوز موضوع ساخت فيلم درباره رئيس جمهور ايران را تكذيب كرد. وی در اين مصاحبه گفته است هيچ انگيزه ای برای من وجود ندارد كه درباره احمدی ‌‏نژاد فيلم بسازم .» [ایلنا-10 تیر 86]
«: درخواست اوليور استون برای ساخت فيلم درباره زندگی محمود احمدی‌ نژاد كاملا رسمی و غيرقابل تكذيب است. خبری كه در زمينه تكذيب ساخت فيلم در‌ شبكه فاكس نيوز منتشر شده، حقيقت ندارد و جعلی است» [فارس-10 تیر 86]
این یک شکست کامل تعبیر می شود. تبلیغاتی به این گسترده گی و مصاحبه الیور استون با فاکس نیوز و تکذیب ساختن فیلم در مورد معجزه ی هزاره ی سوم. اما مطمئنن دولت نهم واکنش نشان خواهد داد.

«جواب منفی دكتر احمدی ‌نژاد را برای اليور استون فرستادم درست است كه اين فرد در آمريكا به عنوان اپوزيسيون مطرح است اما اپوزيسيون هم در آمريكا بخشی از شيطان بزرگ است.» [فارس-10 تیر 86]
جالب است که گوینده این سخنان را بشناسیم. او کسی نیست جر مهدی کلهر، مشاور رسانه ای احمدی نژاد در دولت نهم که سابقه خوبی در بیان حقایق ندارد.
«بيش از یک سال است كه از طرق مختلف اليور استون درخواست خود را مطرح كرده است كه البته من در جريان مستقيم آن نبودم...من جواب منفی دكتر احمدی ‌نژاد را برای اليور استون فرستاد»

بعید نیست در روزهای آینده فکسی از الیور استون را به نمایش بگذارند که درخواست ساختن این فیلم را مطرح کرده باشد اما با توجه به سابقه دولت نهم در موارد متعدد باور آن مشکل است.
به هر حال شاید کلید حل این معما در سخنان 9 تیر ماه 86 سجادپور مخفی باشد. جایی که سجاد پور شاید انتظار نداشت طرح این موضوع بازتاب زیادی داشته باشد و اینگونه موجب دردسر دولت شود.
«تعجب شخصی ‌ام را از اين موضوع ابراز می‌ كنم كه از بين موضوعات مختلفی كه در جلسه ادواری هيئت اسلامی هنرمندان مطرح شد، چرا اين موضوع موردتوجه رسانه‌ها قرار گرفته است» [سجادپور-فارس]

ستاری فر علیه رهبر

5 نظر | اقتصاد
دیشب دكتر محمد ستاری فر رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزی كشور در دولت 8 ساله ی خاتمی و دكتر فرهاد رهبر اولين رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزی كشور در دولت احمدی نژاد در برنامه ويژه خبری ساعت 22:30 شبكه دوم سيما مناظره نمودند.
اين مناظره با موضوع بررسی سياست‌های اقتصادی دولت نهم و برنامه چهارم توسعه صورت گرفت اما خالی از نقدهایی بر دولت خاتمی و هاشمی نبود.

نفس اجرای این برنامه مثبت بود. ستاری فر و رهبر هر دو توانا و کارکشته نشان دادند گرچه در برخی موارد رهبر سعی نمود بیشتر با کلمات بازی نماید و در یکی دو مورد آمار متناقض با واقعیت ها ارائه کند.
امشب نیز این مناظره ادامه خواهد داشت. اما یک سوال بسیار مهم بی پاسخ مانده است. اگر رهبر جهت گیری اقتصادی دولت نهم را مثبت می دانست به چه دلیل از سمت خود استعفا داد و یا به نوعی برکنار شد.
بخش هایی از سخنان ستاری فر را می توانید در اینجا بخوانید. برخی آماری که او در برنامه دیشب از مقایسه دولتهای هاشمی، خاتمی و احمدی نژاد ارائه نمود بسیار مهم و حتی سوال برانگیز بود.

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram