متولد شدم در اول اَمرداد ۱۳۵۸و شاید به دلیل هم زمانی زادروزم با روزهای پر آشوب پس از انقلاب اینگونه آشفته و بی قرار ثباتی هستم که کمی دست نیافتنی می نماید

Category Archive

Khozestan BloggerS



Archive Monthly

LoGo


جمهور


NewsLetter


برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Add


  ATOM 

Powered by
Movable Type 3.2

:.جمهور پیشین.:




جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!



linkdump


+ArChive+



« کل یوم پوپولیست ها | Main | پشت پرده برنامه کوله پشتی »

اگر نخواهیم در یک نگاه بدبینانه و شاید واقع بینانه مدعی شویم انتقادات بی پروای فرزاد حسنی به سردار رادان زمینه سازی برای حضور دادستان تهران بوده، باید اذهان کرد که این حضور هزینه ی آن انتقادات بود.
در دو شب حضور مرتضوی مخصوصا برنامه دیشب، سه شنبه دوم مرداد ماه، بنظر می رسید فرزاد حسنی تنها یک تماشاگر است. این حس به بینندگان القا می شد که کارگردانی، تهیه تصاویر و حتی پیام های تلفنی نیز توسط دادستانی تهران و سعید مرتضوی تهیه شده است.

در بخشی از این برنامه با پخش سخنان پسر جوان متهم به آدم ربایی، تجاوز به عنف و شرب خمر و دختری که مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود، سعی شد افکار عمومی تحت تاثیر قرار گیرد و اعدام های صورت گرفته را موجه جلوه دهند.
جالب آنکه گزارشگر با اصرار از پسر متهم و دختری که مورد تجاوز واقع شده بود می خواست با جزئیات کامل ماجرای تجاوز را تعریف کنند و اینکه بگویند دختر در آن لحظات چگونه التماس می کرده و چه رفتارهایی با او صورت گرفته است.
قسمت کمیک ماجرا وقتی بود که گزارشگر از متهم پرسید که چرا به دختر تجاوز نموده است. متهم جوان مدعی شد با توجه به ظاهر بد حجاب دختر -مانتوی تنگ و شلوار کوتاه و موهای از روسری بیرون- تحریک شده در حال مستی به او تجاوز کرده است.
گزارشگر با طرح این موضوع از دختر پرسید برای دختران هم سن خود چه توصیه ای داری؟ دختر پاسخ داد وقتی که در جامعه ای زندگی می کنیم که مردان با پوشش نه چندان بد اینچنین تحریک می شوند باید مراقب لباس پوشیدن خود باشیم.

در بخش دیگری از این برنامه صدای بیننده ای پخش شد که جملاتش را اینگونه آغاز کرد: «من به حکومت اعتراض دارم». این جمله ی معترضه اینگونه تکمیل شد که چرا در کشور این همه آزادی وجود دارد!
«چرا اجازه می دهیم عده ای دانشجو به مقدسات توهین کنند، چرا اجازه می دهیم لات ها و چاقوکش ها برای مردم مزاحمت ایجاد کنند، آقایای قاضی مرتضوی -منظورش همان دادستان است- مملکت را نمی شود با لبخند و تساهل اداره کرد...»
پس از این نمایش تلفنی نوبت به دادستان محترم رسید که در مورد موارد متعدد مطروحه در بیانات چند دقیقه ای این بیننده محترم اظهارنظر کند. کوله پشتی ادامه یافت و فرزاد حسنی همچنان نظاره گر بود.

آنچه در برنامه دیشب رخ داد واقعا دردآور و کاملا یک طرفه بود. دادستان مدعی اجرای قانون از در اختیار قرار دادن وکیل و رعایت حقوق شهروندی قاتلان و جنایت کاران و متجاوزین به عنف سخن می گوید.
آنگاه دانشجویان، روشنفکران، معلمان، کارگران و زنان فعال اجتماعی و سیاسی بدون دسترسی به وکیل در شرایط بسیار دردآوری ایام می گذرانند. عبدالله مومنی با بدنی کبود و دستهای بسته به خانه اش برده می شود تا اخطاری باشد به همگان.
آری در کشور ما آزادی بسیار است. آزادی اراذل و اوباش ، آزادی غارتگران سرمایه های ملی، آزادی کشتار روشنفکران و روزنامه نگاران، آزادی حکمرانان در خاموش نمودن هر صدای مخالفی.
در ایران جوانان آزادند معتاد شوند، دختران آزادند تن فروشی کنند و به هر خفت دیگری تن دهند. اما بهای آزادی بیان و دانستن حقیقت در کشور من گزاف است. به همین دلیل همچنان دانشجویان آزادی خواه دربندند و روشنفکران و دگر اندیش در هراس جان و روان.

کوله پشتی دیشب جای پرسش های بسیاری بود. می شد پرسید عاقبت پرونده زهرا کاظمی چه شد، چرا هم میهن به حکم ملوکانه دادستان توقیف شد و چرا برای اعتراف گیری و پر کردن فیلم اعترافات، دانشجویان در فشارند.
و شاید صدها پرسش دیگر از زمانی که دادستان امروز، قاضی مرتضوی دیروز، حاکم بر سرنوشت مطبوعات مستقل این مملکت بود.
پاورقی:
» در برنامه دیشب کوله پشتی فرزاد حسنی زیرکانه چندبار اشاره نمود که فیلم هایی که در طول برنامه پخش می شود توسط دادستانی تهران تهیه شده است. از سوی دیگر با تکرار این سوال که در دستگیری افراد موسوم به ارازل و اوباش حقوق شهروندی رعایت شده است دادستان را به چالش کشید.
| ارسال به دنباله | ارسال به بالاترینحقوق بشر | مهدی محسنی |    |

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/709

Comments


سه روزه الاف خرید آن لاین بلیط کنسرت شجریان هستم !
در این زمینه مطلبی هم نوشتم!

دوست عزیز همین اعترافاتی ک پخش شد همیشه به عنوان عاملی برای غیرعلنی بودن دادگاه دلالت ميشد اما حالا ديديم که غيرعلنی بودن دادگاه دلايل ديگری دارد که همه ميدانيم!
اما اينکه مرتضوی شب اول از تقوا گفت و در شب دوم گفت که با افرادیکه تجاوز به عنف میکنن بایست مجازات شن من همش یاد زهرا کاظمی مي افتادم که بهش تجاوز شد به خواست مرتضوی ! این تقواشون منو کشته!

آخر سر هم معلوم شد تحریک کننده این همه جرم و جنایت مانتوی تنگ یه دختر بوده!
همه زمینه چینی ها برای این بود که مرتضوی و دارو دست اش توجیه گر کارهاشون باشن و وجه بخرن برا خود بی آبروشون!

بيتا ياري || July 25, 2007 01:25 PM


کنون عاجز فرو ماندم ، رهی دیگر نمیدانم ...


اقتضای حاکمیت دین یعنی همین . راهی نمانده . صید و صیاد و گل و خار و خاک و خس و هوا و طفل و پستان و چرخ و جاده و دل و دلبر و پا و راه و ... همه در پستوی سکوت ، به خاکسترند .


مسیحی شاید .

پوتین || July 25, 2007 01:29 PM


اگر من جای فرزاد حسنی بودم به هیچ وجه حاضر نمی شدم به خاطر چند دقیقه جسارت و شجاعتم سه شب متوالی مهر سکوت اختیار کنم و دائم عذر خواهی...("رسانه ی ملی قصد بدی نداره و بالاخره از این اشتباهات سهوی در همه جا وجود دارد"جملات این چنینی که بارها از فرزاد شنیدیم)و یا اینکه دائم از رادانی که تا شب قبل نکوهشش می کردم حالا دائما تشکر کنم....

سیمین روزگرد || July 25, 2007 01:43 PM


تولدتان هم با دو روز تاخیر مبارک...!!

سیمین روزگرد || July 25, 2007 01:49 PM


لینک

پوتین || July 25, 2007 01:56 PM


بالاخره تو اين شبكه مجازي يكي پيدا شد كه از شوي مزخرف برنامه ديشب چيزي بگه.همه رو گفتيد به غير از اصرارِ وقيحانه گزارشگر تهي مغز بر تصور جرم مرتكب شده بر روي خواهر و مادر متهم به وسيله فرد ديگه و ...........
دلم فقط براي اون دختر سوخت كه علاوه بر تحقيرايي كه شده بود حالا گزارشگر از تحقير شدنش دست بر نميداشت......
و دست آويزي شده بود براي توجيه طرح حجاب و عفاف اونها

نفيسه || July 25, 2007 02:12 PM


سلام
ديشب من هم اين نمايش رو ديدم. پخش اين گونه برنامه ها جالبه . جالب از اين منظر که مسولان محترم ما هنوز هم مانند گذشته مردم را (؟) فرض مي کنند. نم دانم شايد مخاطب آنها کساني باشد که به رئيس جمهور محترم راي دادند که اگر اين گونه بوده فرض آنها به حق که درست بوده است.

مهدي || July 25, 2007 02:49 PM


خواستیم تولد جنابعالی را اگر چه دیر هم شده باز خدمتتان تبریکات عرض کنیم. ارادتمندیم.

Ali || July 25, 2007 07:48 PM


احمدی نژادی مهمونه کوله پشتی نمی شه !!! ؟؟؟

فرزانه.ر || July 25, 2007 08:03 PM


درورد بر شما جناب محسنی
همیشه خواننده ی وبلاگتون هستم ولی اصولا برای وبلاگ ها نظر نمی گذارم،این بار به خاطر متنی که نوشته اید مجبور شدم چند نکته رو متذکر بشم.
من هم مثل خیلی های دیگه قاضی مرتضوی رو دوست ندارم (به بیان محترمانه) و خیلی از چیزها رو یادمه. ولی در مورد یادداشتتون می خوام صحبت کنم. شما اول یادداشت گفتید:"در بخشی از این برنامه با پخش سخنان پسر جوان متهم به آدم ربایی، تجاوز به عنف و شرب خمر و دختری که مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود، سعی شد افکار عمومی تحت تاثیر قرار گیرد و اعدام های صورت گرفته را موجه جلوه دهند. " و پایین تر از این جمله گفتید:"آری در کشور ما آزادی بسیار است. آزادی اراذل و اوباش و..." آقا مهدی! این که نشد که. بالاخره اراذل و اوباش رو متهم می دونید یا نه؟ به نظر من پخش فیلم هایی که در کوله پشتی اونها رو دیدیم بسیار کار خوبی بود و چه اشکالی داره اگر هم برای موجه جلوه دادن اعدام ها باشه؟ به نظر من اعدام این افراد موجهِ و پخش این فیلم ها صرفا اطلاع رسانیه که بفهمیم برای این حیوانات دو پا نباید دل سوزوند. به جز این دو قسمت که در موردش توضیح دادم با بقیه ی عرایضتون موافقم. همین...

yashar || July 26, 2007 12:59 AM


یه کم که از مصاحبه‌ی (مصاحبه که نه. سخنرانی) مرتضوی رو دیدم. به خصوص اونجاییش که راجع به اوباشان متجاوز صحبت می‌کرد اعصابمو خورد کرد. شنیدم خودش به زهرا کاظمی تجاوز کرده بود و زدن با ته کفشش به صورت زندانی‌های سیاسی...
دیگه نگاه نکردم. حدس می‌زدم این برنامه چه‌جوری می‌شه..
ممنون که نوشتی مهدی جان..

زیتون || July 26, 2007 04:15 AM


میدونی کجاش بیشتر از همه جوک بود اونجا که پسره میگفت من مست بودم ونمی دونم چیکار کردم .
گذارشگر ازش پرسید دختره التماس می کرد؟
و پسره می گفت آره واقعا" خیلی التماس می کرد.
یکی نیست به این بنده خدا بگه اگر تو مست بودی و هیچی رو متوجه نمی شدی و حال خودت نبودی چجوری التماس های طرف یادت میاد.
نخوردیم نون گندم ولی دیدیم دست مردم D;

مجید || July 26, 2007 10:03 AM


واي وارطان نمي دونم به چه سختي از اين دونقوزآباد تونستم وبلاگتو باز كنم . متاسفم كه برنامه ها رو نديدم چون اصلن نمي تونم فرزاد حسني رو تحمل كنم :(

خيلي خوشحال شدم كه تونستم باز كنم وبلاگتو

مهتاب || July 26, 2007 10:54 AM


سایه تان سنگین شده تشریف نمی آورید

نسیما || July 26, 2007 07:27 PM


کف میکنیم!!!

امیرحسن || July 26, 2007 10:07 PM


وارطان عزیز شما همچنان اعتقاد دارین که فرزاد حسنی یک دلسوزه؟

ایمان || July 26, 2007 10:24 PM


پنجشنبه 9 اوت (18 مرداد) روز اقدام جهانی برای آزادی منصور اسانلو و محمود صالحی ادامه در وبلاگ.. http://polytechnic.blogspot.cm/ براي

MAJD || July 27, 2007 02:39 AM


مردم ما حافظه تاریخی ندارند با این همه ظلم هم ....
باز هم 2 سال دیگر اگر یکی میثل همین آقای دکتر پیدا بشود و کلی مغز مردم ما را با اراجیف شستشو بدهد رای قاطعی خواهد آورد از دست من و شما هم کاری بر نمی آید

سمیه || July 28, 2007 05:47 AM


سلام!
اولین بار است که سر می زنم.
1 تاریخ اگر زمانی دو بار تکرار می شد یک بار تراژیکش و یکبار کمیکش خوشبختانه در دورانی و در کشوری زندگی می کنیم که تاریخ را همزمان در هر دو وجهش مزمزه می کنیم!
2 از ظاهر وبت پیداست که هم جیب پری داری و هم دل پری و هم به نسبت مغز پری!
3 موفق باشید!

لعنتی || July 28, 2007 02:02 PM


سلام
این وبلاگ تا 10 روز دیگر تعطیل می شود. اگر خدا بخواهد!
والسلام و من الله التوفیق

علیرضا || July 30, 2007 02:35 PM


ما همیشه تاریخ مجبور به سکوت تحمل انچه هستیم که دوستش نداریم همه چیز بوی تکرار با تاخیر را میدهد

زینب || August 1, 2007 01:38 AM


ما همیشه تاریخ مجبور به سکوت تحمل انچه هستیم که دوستش نداریم همه چیز بوی تکرار با تاخیر را میدهد به امید زندهایم شاید وقتی دیگر

زینب || August 1, 2007 01:41 AM


درود
این قضیه ی تعطیل شدن وبلاگ واقعا جدیه؟ من همیشه مطالبتون رو می خونم و گرچه کاملا هم عقیده نیستیم اما لذت میبرم. یعنی چه تعطیل؟! این علیرضا کیه که می تونه همچین ... بخوره؟! اگه قضیه جدی باشه باز از ایرانی بودنم سر افکنده میشم.

من || August 1, 2007 06:38 PM


جناب یاشار،منظور اینه که اعدام شده ها اراذل و اوباش نبودن

الفبا || August 3, 2007 05:11 AM


آخرشم که فرزاد و اخراج کردن!!!
مرده ء آزادی بیان این مملکتم.
راستی تو تبادل لینکم می کنی؟

گل مینا || August 13, 2007 10:39 PM


سلام خسته نباشید مطلبتون رو خوندم اما کمی دیر.
دیدید که چطور برخورد کردند.
حالا خوب شد مراعات کرد.
با اینکه شب بعد حرفی نزد اما ....
نذاشتن.
در ضمن خوشحال می شم نظرتو بدونم

نگار || August 14, 2007 08:23 PM


Post a comment


نظرات شما پیش از نمایش تایید خواهد شد
تا انجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود بصورت فینگلیش خودداری نمایید