August 2007 Archives

در حالی که بالاترین تولد یک سالگی اش را جشن گرفت مسائلی و مشکلاتی میان برخی کاربران و مدیران بالاترین پیش آمد که ممکن است لطمات جبران ناپذیری را به این سایت پر طرفدار وارد نماید.
باید بپذریم هر کار جمعی و رفتار گروهی همیشه با مشکلاتی روبرو خواهد شد. درک و نگرش های متفاوت از مسایل نظرات مختلفی را ایجاد خواهند کرد. برای تداوم یک کار گروهی، قانونمندی و احترام به اصول می تواند دیدگاه های مخالف را در کنار هم قرار دهد.

من فکر می کنم حتی با در نظر گرفتن انتقاداتی که همیشه وجود داشته، در این مورد بالاترین یک الگوی بسیار موفق است. اماعامل موفقیت بالاترین چیست؟
جدای از سلامت نفس مدیران این سایت باید به اقبال عمومی کاربران اینترنت و فعالیت گسترده برخی از آنها اشاره نمود. مهمترین سرمایه این سایت هم این حس مشارکت اعضا در اداره و بهبود وضعیت است.
فکر می کنم با سعه صدر بیشتر و نزدیک کردن نظرات بتوان همچنان این سایت را به عنوان مهمترین منبع اخبار و اتفاقات فارسی زبان در اینترنت حفظ نمود. شرایطی که در نهایت به نفع همه ما خواهد بود.

مطمئنن بالاترین همچون هر کار گروهی و رسانه ای دیگر مخالفانی را نیز دارد. کسانی که مترصد تضعیف و تخریب این حرکت هستند و در این شرایط بازی زیرکانه ای را در پیش گرفته اند.
نباید با اختلاف سلیقه در مورد جزئیات اصل مطلب را فراموش کرد. فراموش نکنیم که بالاترین در بسیاری از موارد توانست توجه رسانه های مهم خبری را به خود جلب کند. ده ها موضوع داغی که شاید در نبود بالاترین به آن توجهی نمی شد.
بحث تشکیل محفل در بالاترین، موضع تبلیغاتی که از نظر برخی نامناسب قلمداد شده و محدودیت هایی که قرار است برای کاربران ایجاد شود همگی مسائل حاشیه ای و قابل حلی هستند. باید به مسائل مهمتری فکر کنیم.
پاورقی:
» مجموعه لینکهایی در این مورد [بالاترین]
این مطلب را با طرح این سوال شروع می کنم: چرا صدا و سیمای ایران فیلمهایی را به نمایش می گذارد که جوهره ی آنها دچار تغییر شده و از فرم و شکل اصلی فاصله ی بسیاری دارند.
سانسور صحنه های معاشقه و یا تغییر داستان فیلمهایی که از نظر سیاسی برای حکومت ایران اهمیت دارد امری متداول و طبیعی قلمداد می گردد اما وقتی بحث از پخش فیلمهایی است که محوریت آنها بر مسائل جنسی بنا شده ماجرا کمی تفاوت دارد.
این فیلمها در کش و قوس سانسور و تغییر محتوا ، ارزش واقعی خود را از دست داده و مفهوم دیگری پیدا می کنند. آیا نفس پخش آنها می تواند بهانه ای برای مثله کردن این فیلمها باشد.

"یعدازظهرسگی" کاری از سیدنی لومت با بازی درخشان آل پاچینو از آن دست فیلمهایی است که صدا و سیما برای پخش کردن مجبور شده ماجرای فیلم را تغییر دهد. روایت یک دزدی از بانک که به بهانه ی تهیه هزینه ی عمل تغییر جنسیت انجام می گیرد.
سونی ورتزیک و یا همان پاچینو برای تامین هزینه ی تغییر جنسیت دوست پسرش لئون شرمر با بازی کریس سرندون اقدام به سرقت از یک بانک می کند. واکنشها و نگاه گروگانها و یا مردمی که در اطراف بانک جمع شده اند به این اقدام "سونی ورتزیک" جانمایه فیلم محسوب می شود.
"بعدازظهرسگی" که بر اساس داستانی واقعی ساخته شده یکی از آثار درخشان سینمای جهان است. این فیلم برنده اسکار بهترین فیلمنامه و کاندیدای بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اول، بهترین بازیگر نقش دوم، بهترین تصویربرداری و بهترین ادیت شد.
همچنین این فیلم کاندیدای 7 جایزه گلدن گلوبز، برنده جایزه بهترین بازیگر نقش دوم مردNBR و جز 100 فیلم برتر تاریخ سینما جهان شده است.

"ساعت ها" ساخته استيفن دالدری با بازی نيكول كيدمن، جولين مور و مريل استريپ است. داستان این فیلم روایت یک روز از زندگی سه زن در سه دوره ی زمانی مختلف است.
ويرجينيا وولف با بازی نیکول کیدمن که با دوری از همسرش تمایلات هم جنسگرایانه از خود بروز می دهد، در سال ۱۹۲۳ در حال نگارش رمان خانم دالووی است، لورا براون -یا جولین مور- زنی خانه دار و البته همجنسگرا که در سال ۱۹۵۱ در حال خواندن رمان "خانم دالووی" است.
كلاريسا واگان با بازی مریل استریپ زنی همجنس گرا تجسم خانم دالووی در سال ۲۰۰۱ است و دوستی دارد که از بیماری ایدز خواهد مرد. این فیلم به واقع روایت روابط جنسی ، پوچی و خودکشی است که با خودکشی ویرجینیا وولف نیز پایان می یابد.
این فیلم برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن -نیکول کیدمن- کاندیدای بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر مکمل نقش مرد، بهترین بازیگر مکمل نقش زن، بهترین فیلمنامه و بهترین تدوین و طراحی در سال 2002 شده است.
همچنین برنده دو جایزه بهترین درام و بهترین بازیگر نقش اول زن و کاندیدای 5 جایزه دیگر از گولدن کلوبز و موفق به کسب بیش از 20 جایزه از جشنواره های مختلف در جشنواره های فیلم انگلستان، برلین، بوستون، لاس وگاس و دیگر کشورها شده است.

به این دو فیلم می توان اسم ده ها شاهکار سینمایی دیگر مربوط به شرق و غرب را اضافه نمود. صدها رمان و کتاب های داستان. موسیقی نیز از گزند این سانسورها و تنگ نظری در امان نبوده است.
بهانه ی تمام این رفتارها نیز حفظ و توجه به ارزشهای اجتماعی و اخلاقی جامعه است. اما آیا درباره موفق بوده ایم؟ بسیار دور از ذهن است که کسی با دیدن فیلم ساعتها و یا بعد از ظهر سگی و مثلا خواندن رمان "خانم دالووی" ویرجینیا ولف که ممنوع الچاپ شده دچار انحراف اخلاقی شود.
در چند دهه ی اخیر همیشه گرفتار باید و نباید هایی بوده ایم که گاهی در تقابل با خرد و منطق بوده اند. قواعد و ضوابطی بر زندگی فردی و اجتماعی مردم حاکم شده که بسیاری از واکنش های طبیعی را به ناهنجاری اجتماعی سوق داده است.
در ربع قرن اخیر حکومت سعی نموده ضوابطی را بر جامعه حاکم کند که ریشه در مذهب ، سنت و عرف آمیخته با قشری گری داشته است. حالا این سوال را باید پرسید که با وجود تمامی این قید و بندها آیا شرایط اخلاقی جامعه بهتر شده و یا ما به نزول اخلاقی دچار شده ایم؟
سردارعلیرضا افشار معاون فرهنگی و تبلیغات دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح به عنوان جانشین مجتبی هاشمی ثمره معاون سیاسی وزارت کشور معرفی شد. هاشمی ثمره از نزدیکان پر نفوذ احمدی نژاد محسوب می گردد.
جدای از تاثیر این تحولات و ارتباط آن با انتخابات مجلس هشتم که تا چند ماه دیگر برگزار خواهد شد نکته ای که خصوصا در دولت نهم و مجلس هفتم به چشم می آید حضور نظامیان در پوزیشن های سیاسی است.
موضوع حضور نیروهای سابقا نظامی در سیاست امر تازه ای نیست و در برخی کشورهای دموکراتیک نیز می توان مشاهده نمود. اما میان حضور در سیستم نظامی و فعالیت سیاسی همیشه یک فاصله ی زمانی وجود دارد.
مدت زمانی که برای جدا شدن از خوی نظامی گری و عدم تداخل مسوولیت ها در نظر گرفته می شود. تا نظامیان در کسوت سیاستمداری از ابزارهایی غیر متعارف برخوردار نباشند و رفتار سیاسی را بیشتر فرا بگیرند.

اما در چند سال اخیر این نقل مکان ها شکل افراطی به خود گرفته است. به نحوی که تعداد زیادی از مسوولان مستقیما از مناصب نظامی برای ایفای وظایف سیاسی و حتی مدیریت بنگاه های اقتصادی انتخاب شده اند.
شاید با توجه به درگیر بودن کشور در جنگ و شکل گیری نسل تازه ای از سیاستمداران که همزمان حضور در سپاه را تجربه می کردند در دهه اول انقلاب طبیعی می نمود. اما در شرایط فعلی این موضوع قابل توجیه نیست.
وضعیتی که در تشکیل مجلس هفتم اتفاق افتاد و حضور زیادی از سرداران سپاه و پس از آن انتصاب های دولت احمدی نژاد مخصوصا در استانداریها و مسوولیت های بعضن اجتماعی، سیاسی به هیچ عنوان قابل دفاع نیست.
سیاست عرصه مدارا و تعامل است. در این وادی باید بخوبی معضلات و مشکلات را رصد کرد و برای آن کم هزینه ترین راه را برگزید، راهی که متضمن رضایت اکثریت غالب مردم باشد و تامین کننده منافع ملی.
همچنین هر مسوولیت سیاسی نیازمند دانش و علمی مخصوص به خود است و برای مدیریت کشور بیش از آنکه تعهد نیاز باشد تخصص لازم است. گرچه وجود هر دو باهم بهترین گزینه خواهد بود اما تعهد بی تخصص بسیار مخرب تر از تخصص بی تعهد است.

در همین شرایط رسانه ی ملی نیز به نوعی بیشتر محل حضور نظامی ها شده است. بیش از از سوپر استار ورزشی و سینمایی و یا سیاستمداران جناح های سیاسی، به نظامیان و نو سیاستمداران نظامی موقعیت داده شده است.
در بحث امنیت اجتماعی که مقوله ای بیشتر روانی، فرهنگی و نرم افزاری است، در مورد پیشرفتهای علمی و فنی، توانمندی های اقتصادی، حتی فعالیت خبری و رسانه ای، فرهنگ و هنر و سینما نظامیان نقش پر رنگی یافته اند.
این اتفاقات می تواند زنگ خطری باشد برای دو انتخابات پیشرو، یعنی مجلس هشتم و ریاست جمهوری نهم. بنظر می رسد مسوولیت اجرا، نظارت و حتی انتخاب شوندگان به عهده نظامیان نوسیاستمدار گذاشته شده است.
در این شرایط و با حضور سازماندهی شده رای دهندگان وابسته به ارگانهای نظامی و سازمان های شبه نظامی چگونه می توان حتی از یک رقابت نسبی میان خودی های نظام سخن گفت چه برسد به حضور جناح های منتقد و اپوزیسیون دولت حاکم.

نفت بر سفره ی احمدی نژاد

3 نظر | اقتصاد
جمعی از کارشناسان وزارت نفت با انتشار بیانیه ‌ای خطاب به محمود احمدی ‌نژاد، نسبت به عواقب بلاتکلیفی وزارت نفت هشدار دادند و خواستار تسریع در انتخاب سریعتر وزیر نفت نفت شدند.
در این بیانیه امده است: «به نظر می رسد چینش زمانی تغیر وزیر نفت به گونه ‌یی است که مجلس عملاً قادر نخواهد بود تا پایان ماه جاری (شهریورماه) به وزرای پیشنهادی رای اعتماد دهد چرا که مجلس از هفتم تا پایان شهریورماه به دلیل تعطیلات تابستانی، تعطیل خواهد بود.»

وزارت نفت جز وزارتخانه هایی منسوب می شد که احمدی نژاد تلاش بسیار نمود فردی از نزدیکان خود را بر آن مسلط نماید تا بتواند دست بازتری در اعمال سیاست های خود داشته باشد.
احمدی نژاد به هیچ عنوان قصد نداشت در انتخاب وزیر نفت مشی دولتهای پیشین را در پیش بگبرد و فردی کمتر جناحی و البته متخصص را به عنوان وزیر انتخاب کند.علت هم مشخص بود. این وزارتخانه متمول به عنوان یک قلک پر از پول قلمداد می شد که از قبل آن دولت نهم و هم باندی های احمدی نژاد می توانستند بهره مند شوند.
اماعملکرد مجلس هفتم نشان داد حاضر نبودند سکان هدایت این وزارتخانه کلیدی را در ید قدرت پوپولیستهایی قرار دهد که منافع کشور را بی حساب و کتاب خرج می نمایند و با سو مدیریت بنیانهای اقتصادی را تضعیف کرده اند.

از سوی دیگر آنگونه که بیانیه نویسان فوق الذکر اشاره می نمایند بنظر می رسد هدف از به تعویق انداختن معرفی وزرا تا آبان ماه، اخذ راحت ‌تر رای اعتماد نمایندگان به وزرای پیشنهادی به دلیل مشغولیت زیاد ایشان در فعالیت ‌های انتخاباتی باشد. این موضوع برای احمدی نژاد دو حسن دارد.
اول که در مدت سه ماه سرپرستی می توانند سیاست ها دلخواه خود را به وزارت نفت دیکته و تغییرات مورد نظر را ایجاد نمایند.پس از آن هم اگر وزیر معرفی شده حتی در چند نوبت از سوی مجلس رد شود این حسن را دارد که دولت همچنان تا تغییر مجلس هفتم و برگزاری انتخابات مجلس هشتم وزارت نفت را به فردی غیر خودی تحویل ندهد.

حتی وزیر پیشنهادی نفت به مجلس هم می تواند برای دولت به عنوان یک اهرم فشار بر نمایندگانی باشد که انتظار دارند بار دیگر در انتخابات برگزیده شوند و احتمالن چشم به حمایت و همراهی دولت دارند.
همه این موارد مشخص می نماید که احمدی نژاد در شرایط فعلی وزیری هامانه را برکنار کرد تا میزان نفوذش را بر ثروتمندترین وزارتخانه کشور گسترش دهد.
نفوذی که می تواند زمینه قدرت گرفتن مالی و حتی سیاسی دولت نهمی ها را فراهم آورد و وعده آوردن پول نفت را -نه بر سفره مردم- که برای نزدیکان احمدی نژاد محقق کند.
"هيرويوکی كانه‌ دا" دبير سوم سفارت ژاپن در تهران در بازديد از خبرگزاری فارس مدعی شد عليرغم اخبار منتشر شده از سوی روزنامه‌های اصلاح طلب مبنی بر كاهش محبوبيت احمدی ‌نژاد در بين مردم، محبوبيت رئيس جمهور ايران كم نشده است.
وی كه خودش را طرفدار احمدی ‌نژاد خوانده، بر اين اعتقاد است كه احمدی ‌نژاد تحولی را در نظام ايجاد كرده از جمله تغييرات صورت گرفته در دولت نهم به ويژه تغيير "خاموشی" رئيس اتاق بازرگانی بعد از 27 سال عنوان كرد.

بنظر می رسد طرفداران فرا ملیتی احمدی نژاد نیز همانند او به حرفهای عجیب و غریب و دور از آداب دیپلماتیک علاقه بسیاری دارند. مشخص نیست که اصلا به چه حقی دبیر سوم سفارت ژاپن در مورد ترکیب اتاق بازرگانی ایران اظهار نظر کرده است.
جالب آنکه تغییر رخ داده در جهت و هم نظر با تمایلات اصلاح طلبان و میانه رو های منتقد دولت نهم بود و ربطی به تصمیمات احمدی نژاد و تحولات بنیادی در دولت نهم نداشته است.
در اظهار نظری دیگر "کانه دا" استعفای وزير نفت را به دليل مقابله با نفوذ بالای برخی چهره های سياسی خارج دولت در وزارت نفت دانسته و تغيير وزيری هامانه را باعث تشديد اختلاف ميان احمدی ‌نژاد و مخالفانش برشمرد.
اگر نمی دانستیم این سخنان یک دیپلمات دسته چندم ژاپنی است احتمال می دادیم که بیشتر ستون نویس های روزنامه ی کیهان این گمانه زنی را مطرح کرده باشند.

این دیپلمات زاپنی همچنین به فارس گفته: پيش بينی‌ اين سفارتخانه در خصوص انتخابات نهم رياست جمهوری، انتخاب هاشمی رفسنجانی بود اما ارزیابی انها از دور آینده، انتخاب مجدد احمدی ‌نژاد است.
بنظر می رسد با این اوصاف و سابقه ی نه چندان درخشان این سفارتخانه فخیمه در ارزیابی و پیش بینی درست تحولات سیاسی نباید نگران انتخاب مجدد احمدی نژاد و خسارتهای غیر قابل جبران این حادثه بود.
به هر حال جالب است که خبرگزاری فارس برای حمله به مخالفان دولت و اصلاح طلبان به دبیرسوم یک سفارتخانه ی هم پیمان با امریکا روی آورده است. مشخص نیست اگر از سوی اصلاح طلبان این اتفاق روی می داد چه واکنشی از سوی اقتدارگرایان در پی داشت.
محسن میردامادی دبیرکل حزب مشارکت در مصاحبه با روزنامه اعتماد ملی به سوالاتی در مورد انتخابات پیش رو و عملکرد گذشته اصلاح طلبان پاسخ داده است. این مصاحبه را سایت نوروز تحت عنوان "شورای نگهبان توبه کند" به شکل کاملتری منتشر کرده است.
بخش های از سخنان آقای میردامادی می تواند دست مایه پیگیری بحث "رفرم خواهی انتقادی سازمان یافته" باشد. مبحثی که شاید بتواند مشخص نماید که رفرم خواهان از انتخابات پیش رو چه انتظاری دارند.

میردامادی معتقد است: «نهادهایی كه با رای مردم شكل می ‌گيرند و قاعدتن بايد پاسخگوی مردم باشند بايد اختيارات كافی هم داشته باشند. در صورتی كه در واقعيت امر مسووليتهای زيادی بر عهده دارند اما اختيارات كافی ندارند.»
این دقیقن همان موردی است که تحت عنوان مشکلات ساختاری قابل بررسی است. به عبارت بهتر توضیع قدرت میان نهادهای انتخابی و بخش های انتصابی نظام حکومتی در ایران نا متوازن است.
در حالی که انتخابات نیز تحت کنترل و نفوذ روز افزون بخش های انتصابی قرار دارد و این نهادها بارها نشان داده اند به برگزاری انتخابات آزاد اعتقاد نداشته و اغراض سیاسی را معیار قرار داده اند.

میردامادی به درستی اشاره می کند:«هيچ وقت كسانی كه قدرت و اختيار بدون مسئوليت دارند نمی آيند نامه فدايت شوم بنويسند و اختيارات خود را رها كنند. بايد با تلاش و زحمت در جهت متناسب كردن اين دو (مسووليت و قدرت) حركت كرد و در اين مسير خسته نشد.»
با این حال باید پرسید آیا تنها با حضور در مجلس می توان در این زمینه تلاش کرد؟ چرا اصلاح طلبان برای بازی در خارج از حاکمیت برنامه ی مشخصی ندارند؟
پاسخ میرامادی به چگونگی دست یابی به شرایطی که به توازن قوای انتصابی و انتخابی دست یابیم نیز سوالات دیگری را در پی دارد: «خواست عمومی اين است و جامعه به اين سمت حركت می ‌كند.نهادهای انتخابی به تدريج خودشان می‌توانند تاثيرگذاری بيشتری داشته باشند.»
اگر خواست عمومی این بود امروز به جای محمود احمدی نژاد، باید مصطفی معین بر کرسی ریاست جمهوری ایران تکیه زده بود. واقعیت آنست جهت گیری جامعه و خواست عمومی امری ایجادی است که متاسفانه اصلاح طلبان در این زمینه نا توان بودند.

باید اعتراف نمود در جامعه ای که فقر، حس ناعدالتی و نا آگهی عمومی وجود دارد، وعده ی دموکراسی و حکومت قانون نمی تواند خریدار داشته باشد. مگر آنکه با برنامه ی مشخصی حس آزادی خواهی و دموکراسی خواهی را درعامه مردم ایجاد کرد.
نهادهای انتخابی به تدریج و خود به خود وقتی می توانند اثر گذار باشند که برخواسته از اراده ی جمعی و در حضور احزاب قدرتمند و معتقد به رفرم تشکیل شده باشند و در تغییر شرایط و رفع مشکلات ساختاری نظام سیاسی فعلی تردیدی به خود راه ندهند.
دیشب سینما یک فیلم The Departed -با ترجمه مردگان یا رفتگان- را پخش کرد. این فیلم برندهٔ جایزه اسکار سال ۲۰۰۶ کاری از کارگردان شهیر آمریکایی ایتالیایی الاصل مارتین اسکورسیزی با بازی لئوناردو دی کاپریو، مت دیمون و جک نیکلسون است
The Departed را پیش از این بدون سانسور و با زیر نویس فارسی دیده بودم. در نگاه اول شاید حذف صحنه های سکسی نمی توانست لطمه چندانی به کل ماجرا و ارزش بصری فیلم وارد نماید.اما ماجرا به شکل کاملا متفاوتی بود.

در پخش این فیلم از شبکه ی یک ایران حتی بسیاری از شات های معمولی نیز دچار سانسور شده بود.مثلا در مراسم تشیع جنازه کاستیگان -دی کاپریو- سالیوان -مت دیمون- از دوستانش می خواهد که بعدا به آنها ملحق شود و منتظر مادولین -ورا فارمیگا- می ماند. که بی هیچ دلیل این دیالوگ رد و بدل شده بین سالیوان و دوستانش حذف می شود.
یا در بخش پایانی فیلم زمانی که سالیوان از آسانسور بالا می آید و سعی می کند سگ کوچولوی پیرزن همسایه را که در حال ورود به آسانسور است ناز کند بی هیچ دلیلی حذف شده است.

اما فاجعه وقتی رخ می دهد که مهمترین قسمت فیلم سانسورو دیالوگی ساختگی ارائه می گردد.در جایی از فیلم کاستیگان در حال خارج شدن از آسانسور در حالی که سالیوان را دستگیر کرده به ضرب گلوله کشته می شود.
ضارب یکی دیگر از جاسوسان کاستلو -جک نیکلسون- در پلیس است که به کمک سالیوان آمده. او به سالیوان می گوید که کاستلو جاسوسان زیادی را در پلیس داشته و آنها باید کماکان از هم حمایت کنند.
اما در دوبله ی فیلم اینگونه گفته می شود که کاستلو جز اف بی آی بوده و نباید این موضوع مشخص گردد. در همین حال در آسانسور باز می شود و پلیس سیاه پوست برون -آنتونی اندرسون-خارج می شود که او هم به دست جاسوس کاستلو کشته می شود.
پس از این موضوع سالیوان هم جاسوس دیگر کاستلو را می کشد تا هم خود در امان باشد و همچنین بتواند سناریو این کشتار را به شکل دیگری نشان دهد. اما تمامی این اتفاقات از فیلم حذف شده است.
در همین حال برای تماشاگر و مخاطب دیشب سینما یک مشخص نشد که فرزندی را که مادولین حامله است متعلق به کاستیگان می باشد و نه سالیوان.

سخنان کارشناسنان برنامه ی سینما یک -بجز آقای صدر البته- نیز پس از پایان فیلم در نوع خود منحصر به فرد بود. تناقض گویی و پراکندگی در بیان نظرات و حتی اشتباهات آماتوری در گریز به دیگر فیلمها. دیشب "سینما یک" یکی از بدترین برنامه های خود را پشت سر گذاشت.
همیشه میان تئوری پردازی تا عملگرایی رفرم خواهانه فاصله ی بسیاری وجود داشته است. این شکاف گرچه امری طبیعی می نماید اما در شرایطی اصلاح طلبی موفق خواهد بود که این فاصله به حداقل خود برسد.
درهمین حال بسیاری این پرسش را بی پاسخ گذاشته اند که چگونه می توان این فاصله را کم نمود و آیا با توجه به ساختار سیاسی موجود امکان تبدیل نمودن آرمانهای اصلاحی به برنامه ی عملیاتی وجود دارد؟

پاسخ این پرسش گرچه مثبت است اما همچنان با چالش دیگری روبرو می شویم. چرا اراده ای برای تغییر ساختار ناکارآمد موجود بروز نیافته و یا در این جهت حرکت و برنامه ریزی مشخصی صورت نگرفته است؟
شاید پاسخ این سوال را اینگونه باید ارائه نمود که هنوز بخشی از رفرم خواهان -عناصر مسوول و صاحب نفوذ- همچنان در واهمه و ترس از شرایطی بسر می برند که ممکن است در اصلاحات حداکثری منافع آنان نیز به خطر بیفتد.
گرچه به واقع در پی رفرم پایدار که منجر به استقرار دموکراسی بر پایه ی اراده ی اکثریت و احترام به حقوق اقلیت گردد، منافع ملی و جناح های متنوع سیاسی ملتزم به قواعد جاری تامین خواهد شد.
شرایطی که حتی بازنده عرصه ی رقابتهای دموکراتیک انتخاباتی می تواند خود را برای دیدبانی رقبای در قدرت آماده کند و در انتظار فرصتی برای حضور دوباره در حاکمیت باشد. بدون ترس از حذف فیزیکی و یا فکری.

به هر حال این باور در بخشی از فعالان سیاسی و اجتماعی همچنان نیرومند است که اصلاحات بهترین -و کم هزینه ترین- گزینه ی موجود می باشد حتی اگر مدعیان رفرم خواهی -چه سنتی و چه پیشرو- امتحان خود را خوب پس نداده و فاقد اراده ی لازم برای تغییرات بنیادی باشند.
پس چگونه می تون پارادوکس موجود را حل نمود؟ بی عملی رفرم خواهان و اثربخشی اصلاحات. در این شرایط چه راهکاری را نیروهای معتقد به "اصلاحات مبتنی بر تغییر ساختارهای بیمار قانونی و شبه قانونی نظام حکومتی فعلی" می توانند در پیش بگیرند؟
پاسخ شاید حضور مستمر و هوشمندانه درعرصه ی انتخابات، هر چند همراه با گزینه های محدود و کم اثر، باشد. اما مهمتر از آن در پیش گرفتن روند انتقادی در درون جبهه ی اصلاحات است.
به عبارت دیگر درون انتقادی بی رحمانه، مدام و منسجم تا بتواند محل اثر واقع گردد. به همین دلیل باید به سازماندهی تشکیلاتی اصلاح طلبان توجه کرد و سعی نمود در این ساختار نقش فعالی را بر عهده گرفت.
در همین زمینه:
» چند سوال از ابطحی [+]

روزجوان ؛ روزی که زیاد ملی نیست

7 نظر | جامعه
سیمه توحید لو در مطلبی به مناسبت ۲۱ مرداد، روز جهانی جوانان، به این نکته اشاره کرده که در ایران به روز ملی جوانان که مصادف است با تولد "حضرت علی اکبر" -11 شعبان- توجه بیشتری می شود.
توحیدلو همچنین با اشاره به روز زن در جمهوری اسلامی و تفاوت آن با تاریخ روز جهانی زن -8 مارس- می افزاید دو روز ملی که ما تعیین نموده ایم قمری است و در تقویم ایرانی ما نیز زمان ثابت و مشخصی ندارد.

اما شاید این تنها مشکل این مسئله نباشد. وقتی ما روزی را به عنوان روز ملی تعیین می کنیم مطمئنن باید مشخطات و خصلتهای ملی در آن لحاظ شده باشد. در این میان ملاک انتخاب تولدعلی اکبر به عنوان روز جوان چیست؟
تنها شجاعت و خصلت های پسنیدیده و از خودگذشتگی ایشان در صحرای کربلا نمی تواند ملاک این انتخاب باشد. صفت ملی را بر مناسبت هایی باید نهاد که برای تمامی ایرانیان و یا بخش عمده ای از آنان اهمیت داشته باشد.
جوان سنی، زرتشتی، مسیحی، یهودی و سایر ادیان چه نسبتی با علی اکبر می توانند داشته باشند؟ عنصر مهم و غیر قابل ایرانی بود در این میان چه جایگاهی دارد؟

علی اکبرعرب زاده ای اهل عربستان است و ارتباطش با روز ملی جو.انان در ایران چگونه توجیه می شود؟ این مسئله را باید در تعیین همه مناسبت های ملی مورد توجه قرار داد. این نام گذاریها باید در جهت یکپارچگی و اعتبار و اهمیت دادن به نام ایران باشد نه افتراق و تحقیر بخشی از جامعه ایرانی.
ما پیش از هر چیز ایرانی هستیم و پس از آن قومیت و مذهب مان می تواند مورد توجه باشد. این نکته ای که هرگز نباید فراموش نمود.
ظاهرا وبلاگ حسین درخشان بخاطر اقدامات قانونی مهدی خلجی تعطیل شده است. در شرایطی که درخشان در وبلاگ جدیدش سعی دارد با جو سازی موضوع را به نحوی دیگری جلوه بدهد.
بیشتر اتهاماتی که درخشان در یک سال اخیر مشخصا به مهدی خلجی و دیگرانی همچون گنجی، افشاری، اسفندیاری، تاجبخش، جهانبگلو، شادی صدر، شیرین عبادی، تحکیمی ها و ده ها فعال حقوق بشر و سیاسی درون و برون کشور وارد نموده به شدت رنگ بوی کیهانی داشته است.
با این اوصاف هیچ کدام از این افراد تلاش نکردند از طرق قانونی نسبت به اعمال فشار به درخشان اقدام نمایند. اما ظاهرا اینبار مهدی خلجی دست به کاری اساسی زده و موضوع را از طریق وکیلش پیگیری نموده است.

بسیار خوب است که در کشاکش این ماجرا این طرز فکر که می شود به سبک حسین شریعتمداری در کیهان برای فعالین فرهنگی و سیاسی پرونده سازی کرد و از پیگیرد قانونی در امان بود در جایی متوقف شود.
شاید دوستانی متذکر شوند که این آزمونی است برای مشخص شدن پایبندی ما به آزادی بیان و اندیشه. که البته همین طور است اما با در نظر گرفتن مشکلاتی که درخشان با نوشته هایش برای فعالین داخلی ایجاد نمود.

در همین حال ابراهیم نبوی از این اتفاق ابراز خوشحالی نموده و به زبان طنز دلایلش را ارائه کرده است. کمانگیر نیزتحت عنوان در "سوگ سقوط یک وبلاگ نویس" به بررسی این ماجرا پرداخته است.
اما نازلی کامور در این بین نظر دیگری دارد. سیبیل طلا معتقد است: «اگر حسين در مورد خلجی دروغ چاپ کرده است این را دادگاه می تواند تعيين کند. ولی اینکه آزادی در نوشتن اش محدود شود به خاطر نامه نگاری های وکيل خلجی آخر بی عدالتی است.»
با تمام این اوصاف به مهدی خلجی گرامی باید گفت که حق شماست این مسئله را تا آخر پیگیری نمایید اما به هیچ عنوان کاری نکنید که صدایی خاموش شود. حتی اگر این صدا متعلق به درخشان باشد.

پاورقی:
» درخشان مدعی شده که واقعا این قدر تا حالا نامردی و بی ‌انصافی درعمرم ندیده بودم. به یاد نمی آورد وقتی تحکیمی ها را گرفتند، وقتی اسانلو و یا فعالین جنبش زنان بازداشت شدند چقدر نامرد و بی انصاف شده بود.
به هر حال امیدوارم این اتفاق ختم به خیر شود و در نهایت سلامتی و بهبودی را برای هودر در پی داشته باشد.

جمهور در صداهای جهانی

یک نظر | جامعه
به دعوت حمید تهرانی گرامی گفتگویی انجام شد با سایت Global Voices یا صدای های جهانی که در اینجامی توانید بخوانید. [ترجمه انگلیسی، پرتقالی و ژاپنی]
صداهای جهانی پروژه رسانه ای غیر انتفاعی است که منابع خبری آن وبلاگ های دنیا است. این پروژه در دانشکده حقوق برکمن در دانشگاه هاروارد راه اندازی شده است. برکمن مرکز تحقیقاتی است که در مورد تاثیر اینترنت بر جامعه پژوهش می کند.
آنگونه که بخش فارسی این سایت آمده "صداهای جهانی گفتگوی جهانی در وبلاگ ها را جمع آوری و بازپخش می کند تا داستان مکان ها و افرادی را بازگو کند که رسانه ها آنها را پوشش نمی دهند".
همچنین در مانیفست این سایت نیز آمده است : «در حالی که ما به کار فردی خود ادامه می دهیم مایل هستیم تا اهداف مشترکی را بطور دسته جمعی پیش بریم. ما متعهد می شویم تا به شما احترام بگذاریم ، به شما یاری رسانیم ، به سخنتان گوش دهیم. ما صداهای جهانی هستیم.»

این فیلم یک اعدامی فرداست!

10 نظر | حقوق بشر
این فیلم را تاکنون در اینترنت ندیده بودم. فکر کردم بد نیست که در هشت میلیمتری قرار بدهم. تصاویری تکان دهنده از استعمال مواد مخدر توسط کودکی 4 یا 5 ساله که با تشویق یکی از اعضای خانواده اش انجام می گیرد.


رخ دادن اتفاقاتی اینچنین باز می گردد به ضعف خدمات و نظارت اجتماعی سازمان های مسوول بر خانواده هایی که به عنوان محیط های مساعد و پر خطر بزه قلمداد می شوند.
حاصل آنکه پس از دو دهه رشد روز افزون اعتیاد به مواد مخدر و جرائم و جنایات مرتبط با آن حاکمیت به پاک کردن صورت مسئله می پردازد و اعدام درمانی را پیشه می کند.
کودکی که در سن 4 سالگی آلوده به مواد مخدر شده است به هیچ عنوان نمی تواند مسوول اعمالی باشد که در آینده از خود بروز خواهد داد.

باید این پرسش را مطرح نمود که اصلا دولت ها و حکومت ها برای چه شکل گرفته اند. آنگونه که برخی می پندارند برای اعمال اراده خداوند بر زمین؟ و یا در جهت حفظ و قوام جامعه و سامان بخشیدن به شرایط اجتماعی؟
آیا مجازات تنها اجرای حدود و الهی در جهت رضایت پروردگار است و یا راهکاری برای نظم بخشیدن به جامعه و تلاش برای داشتن جهانی بهتر؟ شاید به همین دلیل بسیاری اعدام های اخیر را راهکاری مناسب در جهت استقرار امنیت اجتماعی نمی دانند.

آزادی مطلق از نوع احمدی نژادی

6 نظر | حقوق بشر
به گزارش سایت خبری آفتاب در حالی که یک ماه از توقیف روزنامه هم‌میهن می گذرد و در آستانه روز خبرنگار، روزنامه‌ شرق در شماره 924 خود بار دیگر به دستور هیات نظارت بر مطبوعات به محاق توقیف فرو رفت.
این اقدامی در حالی صورت می پذیرد که چند روز پیش احمدی نژاد در پاسخ به خبرنگاری الجزایری که در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران سوال کرده بودند مدعی شد در ایران تقریبا آزادی مطلق وجود دارد.

در حالی که تنها در چند ماه اخیر تعداد قابل توجه از فعالین دانشجویی دستگیر و روانه زندان شده اند، خبرگزاری های مستقل تحت فشار قرار گرفته اند تا جایی که ایلنا مجبور شد به طور داوطلبانه از ادامه فعالیت خودداری کند چگونه می تواند مدعی آزادی مطلق بود!
ایجاد محدودیت به رسانه ها و فعالین سیاسی محدود نشده است. محدودیت های اجتماعی برای شهروندان، جلوگیری از انتشار برخی کتابها، آهنگها و فیلمهای سینمایی را باید به لیست سیاهکاری های دولت نهم اضافه نمود.

در بعد اقتصادی نیز بر خلاف شعارها و وعده های دولت نهم بر طبق نظرسنجی که خبرگزاری فارس منتشر کرده -در مورد اعتبار آن شبهات جدی وجود دارد- 70 درصد مردم معتقدند فعالیت اقتصادی دولت منفی بوده و یا تاثیری در بهبود وضعیت نداشته است.
بنظر می رسد در حالی که اقتدارگرایان درعراق مشغول مذاکرات -وهمکاری- نزدیک و فشرده با آمریکایی ها هستند سناریوی افزایش فشار را در داخل دنبال می کنند. فشاری که شاید پاشنه آشیل تمامیت خواهان باشد.
دهم مرداد ماه 86 خبرگزاری فارس زیر عنوان "مخملباف ها فرانسوی شدند" به نقل از یک منبع آگاه مدعی شد محسن مخملباف به همراه همسر و فرزندانش (مرضيه مشكينی، سميرا، حنا و ميثم مخملباف) تبعه كشور فرانسه شده و به عنوان شهروند فرانسوی در اين كشور زندگی می ‌كند.
از آنجا که طبق قوانین ایران تابعیت دوگانه مورد پذیرش نیست، این اقدام به عنوان ترک تابعیت ایرانی و پذیرش شهروندی فرانسوی تلقی می شد.

در همین حال امروز -13 مردادماه 86- این خبرگزاری در زیر عنوان "توضیح خانواده مخملباف درباره خبر تابعیت فرانسویشان" به نقل از همسر سمیرا آورده است:
«مخملباف كه بعد از ساخت فيلم سفر قندهار نشان هنری شواليه را از طرف فرانسوی ‌ها دريافت كرده بود حدود شش ماه پيش به جهت تقدير از فعاليت‌های هنری وی عنوان شهروند افتخاری و دائم فرانسه به او اهدا گرديد.
به هيچ كدام از ساير اعضای خانواده مخملباف عنوان شهروندی فرانسه اهدا نشده است. من و همسرم، در دو سال گذشته مشخصا در ايران زندگی كرده ‌ايم و مرضيه مشکینی و حنا نيز در ايران زندگی می كنند اما بيشتر بين تاجيكستان و افغانستان در سفر هستند.
ميثم نيز در انگلستان مشغول به تحصيل است. بنابراين خانواده مخملباف فرانسوی نشده و اعضای آن نيز تبعه فرانسه نمی ‌باشند.»
واضح است که خبرگزاری فارس در انتخاب تیتر تکذیب خبر اول شیطنت به خرج داده و تیتری دو پهلو را برگزیده است. همچنین در پی توضیحات همسر سمیرا مخملباف از عذرخواهی برای انتشار این خبر جعلی خودداری کرده است.

در همین حال ساعاتی پیش خبرگزاری فارس از نظر سنجی خبر داد که در آن 80 درصد مردم با ادامه غنی سازی در ایران موافق هستند. فارس مدعی است این نظر سنجی را یکی از مراکز معتبر -بدون ذکر نام- انجام داده است.
در همین خبر آمده است 2/29 درصد از پرسش شوندگان اخبار هسته ای را تا حدی و 8/23 درصد مردم نيز به مقدار كم و خيلی كم پيگيری می ‌كنند.
در حالی که نزدیک به 53 درصد مردم اخبار هسته ای را به شکل جدی دنبال نمی کنند چگونه 80 درصد آنها می توانند نسبت به ادامه غنی سازی بدون آگاهی از آثار آن بر اقتصاد و امنیت و منافع ملی اصرار داشته باشند؟
صفت معتبر این مرکز نظرسنجی بی نام را بگذارید کنار منبع آگاه خبر فرانسوی شدن مخملباف ها خودتان قضاوت کنید.

جمهور در کوچه پشتی

4 نظر | شخصی
«باید اعتراف کنم که خوشحالم که با عنوانی مستعار ننوشتم. من به شفافیت در زندگی اعتقاد دارم گرچه باید از صفت تا حدودی استفاده کنم بالاخره هر کدام از ما در زندگی خط قرمزهایی هم داریم.
همچنین به کاری که می کنم و درستی آن معتقدم گرچه مطمئنن به خطا هم رفته و می روم. هیچ وقت دلیلی برای مخفی کردن اسمم نداشتم و سعی کردم مسولیت کاری را که می کنم بپذیرم.»
متن فوق بخشی از مصاحبه من است با دوستان جابلاگی. گفتگویی کوتاه درباره وبلاگ جمهور ، سیاست و شعر و وبلاگستان فارسی. این مصاحبه را در اینجا می توانید بخوانید.

خردمندی یا منفعت طلبی

5 نظر | حقوق بشر
از نشانه های انحطاط یک تمدن و یا جامعه بشری کم رنگ شدن ارزشها و شاخص های اخلاقی و انسانی است. باید نگران جامعه ای بود که در آن بی تفاوتی نسبت به سرنوشت دیگران تبلیغ می شود و اصل قرار می گیرد.
انقلاب که به وقوع پیوست، اسلامی ها با این اعتقاد که برای سوق دادن جامعه به سوی حکومت متعالی و رستگاری باید انقلاب به صفت اسلامی مزین گردد و روحانیون بر همه امور نظارت کنند، به جمهوری اسلامی رای دادند.
روند تحولات به سویی کشیده شد که روحانیون و شارعان مذهبی نظارت خود را به ورود به عرصه سیاست تبدیل کردند و حکومت روحانیون مدبر و عالمان دیندار الگویی تازه بنظر می رسید.
سیاسیون شریعتمدار در مذمت فرو ریختن بنیان خانواده و ارزشهای انسانی در کشورهای مدافع سرمایه داری و لیبرالیسم سخن گفتند و وعده جامعه یی بر اساس عدالت و ارزشهای انسانی را دادند.

اما پس از گذشت نزدیک به 30 سال از استقرارا حکومتی که قرار بود منبع الهام بخش محبت، شفقت، عدالت و راستی در روابط اجتماعی باشد چرا در شرایطی قرار گرفته ایم که باید برای کنترل فساد و جنایت در جامعه به اعدام های دسته جمعی روی بیاوریم.
از سوی دیگر معترضان به حکومت را -به هر دلیل- با غیر انسانی ترین شیوه ها تحت شکنجه و آزار و اذیت قرار دهیم و از ابتدایی ترین حقوقشان محروم کنیم.
آنچه این روزها در جریان است، ظلمی که به بخشی از جامعه روشنفکر ایران و حتی زنان و کارگران وارد می شود و بی تفاوتی عمومی نسبت به این اتفاقات گرچه برای حاکمیت خبر خوشی است اما در باطن خبر از انحطاط اخلافی جامعه می دهد.
جامعه ای که بر اساس آموزه های مذهبی بیش از صد سال اخیر را در تکاپو برای استقرار دموکراسی و برچیدن بساط ظلم و تبعیض بوده ، امروز پس از نزدیک به سه دهه استقرار حکومت دینی به بی تفاوتی تن داده است.

گرچه بخشی از این جامعه هنوز زنده و پویاست. بر اساس طبیعت انسانی و حقوق اولیه بشری در تلاش برای بهبود وضعیت است و در این راه هزینه ی گزافی را هم پرداخته است.
باید به هر شکل این جریان را تقویت کرد و از تبلیغ منفعت طلبی صرف و تبدیل و تبلیغ آن به عنوان استراتژی خردمندانه جلوگیری نمود. کاری که به آسانی قابل انجام نیست.

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram