درهمین حال بسیاری این پرسش را بی پاسخ گذاشته اند که چگونه می توان این فاصله را کم نمود و آیا با توجه به ساختار سیاسی موجود امکان تبدیل نمودن آرمانهای اصلاحی به برنامه ی عملیاتی وجود دارد؟
پاسخ این پرسش گرچه مثبت است اما همچنان با چالش دیگری روبرو می شویم. چرا اراده ای برای تغییر ساختار ناکارآمد موجود بروز نیافته و یا در این جهت حرکت و برنامه ریزی مشخصی صورت نگرفته است؟
شاید پاسخ این سوال را اینگونه باید ارائه نمود که هنوز بخشی از رفرم خواهان -عناصر مسوول و صاحب نفوذ- همچنان در واهمه و ترس از شرایطی بسر می برند که ممکن است در اصلاحات حداکثری منافع آنان نیز به خطر بیفتد.
گرچه به واقع در پی رفرم پایدار که منجر به استقرار دموکراسی بر پایه ی اراده ی اکثریت و احترام به حقوق اقلیت گردد، منافع ملی و جناح های متنوع سیاسی ملتزم به قواعد جاری تامین خواهد شد.
شرایطی که حتی بازنده عرصه ی رقابتهای دموکراتیک انتخاباتی می تواند خود را برای دیدبانی رقبای در قدرت آماده کند و در انتظار فرصتی برای حضور دوباره در حاکمیت باشد. بدون ترس از حذف فیزیکی و یا فکری.
به هر حال این باور در بخشی از فعالان سیاسی و اجتماعی همچنان نیرومند است که اصلاحات بهترین -و کم هزینه ترین- گزینه ی موجود می باشد حتی اگر مدعیان رفرم خواهی -چه سنتی و چه پیشرو- امتحان خود را خوب پس نداده و فاقد اراده ی لازم برای تغییرات بنیادی باشند.
پس چگونه می تون پارادوکس موجود را حل نمود؟ بی عملی رفرم خواهان و اثربخشی اصلاحات. در این شرایط چه راهکاری را نیروهای معتقد به "اصلاحات مبتنی بر تغییر ساختارهای بیمار قانونی و شبه قانونی نظام حکومتی فعلی" می توانند در پیش بگیرند؟
پاسخ شاید حضور مستمر و هوشمندانه درعرصه ی انتخابات، هر چند همراه با گزینه های محدود و کم اثر، باشد. اما مهمتر از آن در پیش گرفتن روند انتقادی در درون جبهه ی اصلاحات است.
به عبارت دیگر درون انتقادی بی رحمانه، مدام و منسجم تا بتواند محل اثر واقع گردد. به همین دلیل باید به سازماندهی تشکیلاتی اصلاح طلبان توجه کرد و سعی نمود در این ساختار نقش فعالی را بر عهده گرفت.
در همین زمینه:
» چند سوال از ابطحی [+]
TrackBack
TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/767
Comments
سلام مهدي جان
اما مهمتر از آن در پیش گرفتن روند انتقادی در درون جبهه ی اصلاحات است.
به عبارت دیگر درون انتقادی بی رحمانه، مدام و منسجم تا بتواند محل اثر واقع گردد.
با اين قسمتش شديداً موافقم
برقرار باشي
در این مورد شما برنامه ی خاصی را پیشنهاد می کنید؟ بنظر من بحثی که مطرح کرده اید یکی از مهمترین مواردی است که در این چند وقت خوانده ام.
رند || August 16, 2007 11:28 AMسلام . فقط می خواستم بگم که خوب می نویسید و خسته نباشید.. امیدوارم که شما همچنان بنویسید. تا ما همچنان بیاموزیم. زنده باشید
history || August 17, 2007 04:05 AMدر مورد سنگسار به روزم.
چن پرسش هم دارم در مورد پیدایش اون لطفن کمکم کنید!
آنچه اکنون مهم است آسیب شناسی کنش گران تحول خواه درون حاکمیت است.چون خود این مردان قد نقد خود و عبرت گیری ندارند.
فیلدوست || August 18, 2007 08:37 PMPost a comment
تا انجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود بصورت فینگلیش خودداری نمایید
