September 2007 Archives

سپاه ؛ حزب نظامی یا سازمان سیاسی !؟

8 نظر | سیاست
به گزارش آفتاب فرمانده كل سپاه در مراسم تودیع فرمانده بسیج عنوان نمودند: «ماموریت اصلی سپاه در حال حاضر مقابله با تهدیدهای داخلی است و سپس در صورت تهدید نظامی خارجی، به كمك ارتش خواهیم شتافت.»
سردار سر لشکر محمد علی جعفری فرمانده سپاه در بخشی دیگر از سخنان شان می افزایند: «سپاه سازمانی نظامی، سیاسی و فرهنگی است كه بسیج را در رسالت خود همراه می‌بیند».
دو نکته در سخنان ایشان وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. اول اینکه در تعریف تهدیدات داخلی چه مواردی مورد نظر است؟ مطمئنن به خاطر خصلت نظامی سپاه می توان انتظار داشت که تهدیدات مورد اشاره خطر نیروهای قومی مسلح تجزیه طلبی باشد که تمامیت ارضی ایران را نشانه گرفته اند. در این صورت فعالیت سپاه حرکتی قابل تقدیر است.
یا همچون ادعای برخی اقتداگرایان حضور دوباره رفرم خواهان در نهادهای تصمیم گیری نیز جز این تهدیدها محسوب می گردد؟ آن هم در شرایطی که دایره کسانی که حق و اجازه ی حضور و حتی اظهار نظر در مورد مسائل مختلف کشور را دارند آنچنان تنگ شده که نه تنها اپوزیسون داخلی که اکثریت اصلاح طلبان و بخشی از محافظه کارن را نیز شامل شده است.
مورد دیگر اینکه ضروری بنظر می رسد نوع کارکرد فرهنگی و سیاسی سپاه تعریف گردد. این پرسش بسیار مهمی است که آیا سپاه قصد دارد به عنوان سازمانی سیاسی ایفای نقش نماید.
باید مشخص گردد که حضور در انتخابات و تلاش برای ورود به مراکز تصمیم گیری شامل قوه مجریه و قوه مقننه نیز جز برنامه های این نیرو محسوب می گردد. آیا در آن صورت سپاه اولین حزب نظامی ایران نخواهد بود.
خصلت سیاست و بازیهای سیاسی ورود به جناح بندی ها و هواداری و یا مخالفت با نظر سیاسی خاص است. در رقابت های سیاسی اگر همه طرف ها خود را ملزم به رعایت قواعد بازی ندادند پیروزی با جناحی است که از اهرم های قدرت بیشتری برخوردار است.
در آن صورت دیگر شرایط رقابت آزادانه و عادلانه برای تمامی گروه ها و احزاب سیاسی امکان پذیر نخواهد بود. ضمن اینکه باید مشخص گردد اصل عدم دخالت نظامیان درسیاست شامل سپاه می گردد یا خیر.

انتقام احمدی نژاد از بازتاب

12 نظر | سیاست
در هیاهوی سفر احمدی نژاد به نیویورک و حاشیه هایی که در آن سفر وجود داشت شاید یک اتفاق بود که چندان مورد توجه واقع نشد: تعطیلی و پلمپ دفتر سایت بازتاب متعلق به محسن رضایی.
اهمیت این رویداد تنها به خاطر هجمه ای تازه به رسانه ها در ایران نیست، امری که به شکل یک روال طبیعی و هر روزه تبدیل شده. بلکه زوایای پنهان این رخداد می تواند مورد توجه باشد.
نزدیک به دو سال پیش در چنین روزهایی بود که سایت بازتاب با انتشار فیلمی از دیدار احمدی نژاد و آیت الله جوادی آملی موضوعی را مطرح نمود که به ماجرای هاله ی نور معروف شد و دولت نهم را به چالشی جدی کشاند.
روایت احمدی نژاد از اولین حضور خود در سازمان ملل و مشاهده ی هاله ای نورانی که اطراف او را فرا گرفته است. این ادعا با انتقاد و حتی تمسخر بسیاری از جناح ها و فعالین سیاسی و مذهبی روبرو شد.
از آن زمان به بعد بازتاب -با وجود حضور در اردوگاه اقتدارگرایان- در برهه های زمانی مختلف توانست مسائلی را در سطح رسانه ها و جامعه مطرح کند که به دلایل مختلف دیگر رسانه ها از طرح آن عاجز بودند.
شاید به همین دلیل بود که زمانی برای تعطیلی این سایت انتخاب شد که مصادف با سفر سوم احمدی نژاد به نیویورک بود. سفری که می توانست حواشی آن کار را بر دولت سخت تر نماید.
با توقیف بازتاب از سویی جریان حاکم، انتقام طرح موضوع هاله ی نور و موارد دردسر ساز مشابه دیگر را از مسوولان سایت بازتاب گرفتند و از سوی دیگر دراقدامیی پیشگیرانه راه انتقاد به اتفاقات سفر سوم احمدی نژاد بستند.
در این شرایط بازتاب سفر اخیر احمدی نژاد در نبود رسانه های آزاد و سکوت خبری چند روزنامه میانه رو باقی مانده و سایت های خبری، آنگونه به معرض نمایش افکارعمومی قرار گرفت که دولتی ها می خواستند.
گرچه این موضوع تغییری در آثار زیان بار رفتار و گفتار احمدی نژاد در سازمان ملل، دانشگاه کلمبیا و مصاحبه های مطبوعاتی ایشان در ایالات متحده نخواهد داد.

آقای مهاجرانی ، ما باختیم !

16 نظر | سیاست
عطا الله مهاجرانی وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی در دوران ریاست جمهوری خاتمی که نهایتن زیر فشار محافظه کاران مجبور به استعفا شد در مورد جلسه سخنرانی محمود احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا اینگونه می نویسد:
«رییس دانشگاه که یک وکیل سرشناس و یک مدیر پرسابقه است - پیش از ریاست بر دانشگاه کلمبیا سال ها رییس دانشگاه میشیگان بود- به پنج موضوع اصلی اشاره می کند می گوید این موضوع ها را با صراحت تمام با رییس جمهور ایران در میان می گذارد.
اما «دیکتاتور ستمگر کوتوله» [صفتی که رییس دانشگاه کلمبیا لی بولینجر برای معرفی احمدی نژاد به کار برد] دیگر بحث و موضوع بحث نیست. فحاشی ست. تیتر برای روزنامه هاست.»
قابل باور است که بر اساس اخلاق و خوی آرام و طبع لطیف و کلام همراه با نزاکت و تواضع آقای مهاجرانی، اینگونه سخن گفتن با رییس دولت ایران قابل پذیرش و دفاع نیست.
در ادامه ایشان می افزایند: «رقابتهای سیاسی در داخل و نقد ونظرهایی که به جای خود درست و به هنگام است، نباید موجب شود که در داوری منصف نباشیم.این سخنرانی رییس جمهور و ایران را در موضع مظلومیت و حقانیت قرار داد.»
این سخن که اتفاقات دانشگاه کلمبیا مظلومیت و حقانیت مردم ایران را ثابت نمود حرف بسیار درستی است اما به هیچ عنوان فکر نمی کنم این شرایط شامل حال رییس دولت نهم نیز شده باشد.
جناب مهاجرانی باید بدانند مهم نیست که چند صد آمریکایی سخنان و ادعای های مهرورزانه ی احمدی نژاد را باور کرده باشند، که اگر به ادعای مضحک عدم وجود همجنس گرایان در ایران توجه کنند عیار این سخنان عیان می گردد.
مهم آنست که مردم ایران با گوشت و پوست خود دروغ های رییس دولت نهم را احساس می کنند. وقتی احمدی نژاد از احترام به زن و جایگاه والای آنان صحبت می کند باید حکم زندان و شلاق برای فعالین حقوق زن را بخاطر آورد.
وقتی احمدی نژاد از مباحث آزاد آکادمیک می گوید باید به یاد داشت که چند ده دانشجو بخاطر ابراز نظرات انتقادی نسبت به حکومت در زندانند و به فجیع ترین شکل ممکن شکنجه شده اند. باید به یاد آورد که دولت مهرورز احمدی نژاد چگونه اعتراض و تجمع معلمان، کارگران و زنان را با باتوم و چماق و فحاشی های رکیک پاسخ داد.
18 تیر امسال بود که چند دانشجو تنها به جرم نشستن مقابل دانشگاه شان دستگیر و روزها را در انفرادی سپری کردند. در حالی که دیگر دوستانشان را با عنوان جمع آوری ارازل و اوباش از دفتر ادوار تحکیم ربودند.
نه آقای مهاجرانی! این جلسه حقانیت احمدی نژاد را مشخص نکرد. این جلسه تنها عیان ساخت که رییس دولت نهم حتی وقتی ازعدالت وعشق ورزیدن سخن می گوید به واقع این واژه ها از معنا تهی می شوند.
این مردم ایران بودند که مظلومیت شان در دانشگاه کلمبیا با خنده و فریاد سرزنش حاضران در قبال حرفهای احمدی نژاد به اثبات رسید.
همچنین گرچه شما معتقدید«اسراییل و لی بولینگر باختند» اما ملت ایران است که سالها از پی هم دارد هزینه این برد و باخت های خیالی را پرداخت می کند.
از ژست ها و اداهای وطن پرستانه و ملی که بگذریم باید یک صدا با تمام آزادی خواهان جهان بر سر تفکرات ویرانگر، بیماری که جهان امروز را به چالش کشیده است فریاد بزنیم. این شاید کمترین وظیفه هر روشنفکر است.

احمدی نژاد در جهنم کلمبیا

42 نظر | سیاست
شبکه ی خبری سی ان ان عنوان War Of Words را برای سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا انتخاب کرد. اما به واقع این جلسه چیزی فراتر از جنگ کلمات بود.
شاید بتوان دانشگاه کلمبیا را خواهر خوانده دانشگاه پلی تکنیک تهران لقب داد. جایی که سال گذشته دانشجویان تندترین انتقادات و اعتراضات را نسبت به احمدی نژاد به نمایش گذاشتند.
شاید احمدی نژاد فکر نمی کرد درخواست نماینده دائم ایران در سازمان ملل برای سخنرانی او در این دانشگاه شرایطی را برایش رقم بزند که از آن لحظات بتوان به عنوان سخت ترین روزهای ریاست جمهوری او نام برد.
در این شرایط بود که رییس دانشگاه، رییس دولت ایران را یک Petty and Cruel Dictator نامید و اضافه نمود بر دوش خود مسولیت سنگین نمایندگی تفکرات آزادی خواهانه را در برابر افکاری پلید و شرم آور احساس می کند.
لی بولینگر که پیشتر احمدی نژاد را دیکتاتوری دون مایه خوانده بود، افزود شما به آمریکا آمده اید و آزادانه نظراتتان را بیان می کنید، شرایطی که در حکومت شما برای شهروندان خودتان فراهم نیست.
رییس دانشگاه کلمبیا با اشاره به ابعاد نقض حقوق بشر در ایران، شرایط اقلیت های دینی و قومی، تعرض به زنان، جوانان و مطبوعات خطاب به احمدی نژاد متذکر شد که از او پاسخ های روشن و دقیقی می خواهد.
بولینگر در سخنانش بارها و بارها با کلمات تحقیر کننده و لحنی تند، احمدی نژاد را مورد خطاب قرار داد، شرایطی که در سخنان دانشجویی که در ابتدای جلسه اجازه سخن گفتن یافته بود نیز دیده شد.
در حالی که چندین بار سخنان رییس دانشگاه کلمبیا با تشویق حضار همراه شده بود، احمدی نژاد در پاسخ به سوالی در مورد همجنس گرایان مدعی شد که در ایران هم جنسگرایی وجود ندارد.
پاسخی که در ابتدا خنده بلند اکثریت دانشجویان حاضر در جلسه را به همراه داشت اما وقتی که احمدی نژاد به وضوح با تغییر حالت و عصبانیت پاسخ خود را تکرار کرد، فریاد هو دانشجویان در سالن طنین انداز شد.
شرایط سخت و عذاب آوری که احمدی نژاد با آن روبرو شد کاملا اثرات خود را در چهره و واکنش هایش گذاشته بود. با این حال احمدی نژاد همچنان همه اتهامات رد کرد و مدعی شد در ایران آزادی، رفاه و پیشرفت وجود دارد.
در بیرون دانشگاه نیز جمعیت بسیار زیادی از آمریکایی ها، ایرانیان مهاجر، یهودیان و فعالین حقوق بشر تجمع کرده بودند که اکثریت علیه احمدی نژاد شعار می دادند. شاید عجیب نباشد اگر دیلی نیوز نیویورک این تیتر را برای صفحه اول خود انتخاب کند: Evil At Hell .

لاو استوری به روایت احمدی نژاد

4 نظر | سیاست
محمود احمدی نژاد شاید تنها رییس دولت در تاریخ ایران باشد که می تواند به شکل باور نکردی مسائل و موارد عادی و ساده را به نحوی بیان کند که شنوندگان در بهت و حیرت فرو بروند.
شب گذشته شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی مصاحبه رییس دولت نهم را با اسکات پلی خبرنگار شبکه ی CBS ایالات متحده آمریکا پخش نمود. مصاحبه ای که بیش از همه سرگردانی خبرنگار آمریکای را در پی داشت.
حتی شاید اسکات پلی برای لحظاتی به تمامی داده ها و ادراک خود از جهان شک کرده باشد و به احتمال قوی تر اندیشیده است که ما آمریکایی ها چه آدمهای ساده و صادقی هستیم و بیش از پیش به بوش ایمان یافته باشد!

دربخشی از این مصاحبه احمدی نژاد در پاسخ به این سوال که چرا مردم ایران از داشتن ماهواره محرومند اشاره نمود:«این مصوبه مجلس بوده اما اکثریت مردم ایران اتفاقن از ماهواره استفاده می کنند و برخوردی هم صورت نگرفته است.»
این سخن به این معناست که رییس دولت نهم، مسوول حسن اجرای قانون، کمترین اهمیتی برای مصوبات مجلس قائل نیست و اعتقاد دارد چون مجلس تصویب نموده به دولت ربطی ندارد و مردم هم که غیر قانونی استفاده می کنند.
از طرف دیگر برخورد نیروی انتظامی را با استفاده کنندگان از ماهواره -و یا پخش پارازیت که برای سلامت شهروندان به شدت مضر است- با وجود ده ها خبر و صدها تصویر منتشر شده در رسانه های جهان رد نمود.
در چنین شرایطی شاید خبرنگار آمریکایی شگفت زده باور نداشت که احمدی نژاد به این صراحت واقعیات مشهود را کتمان می کند و بیشتر احتمال می داد تصاویر و خبرهای منتشر شده جعلی باشد.

در بخشی دیگر از مصاحبه احمدی نژاد به عدم قبول مصاحبه دولتمردان آمریکایی با رسانه های ایران اشاره کرد مدعی شد این مصاحبه بدون کم و کاست پخش خواهد شد.
امری که با تغییر برخی سوالات خبرنگار آمریکایی در هنگام ترجمه و بطور مشخص در مورد بازدید احمدی نژاد از محل سابق برجهای تجارت جهانی به دیگر وعده های محقق نشده ی احمدی نژاد پیوست.
اما شاید قسمت تلخ و در عین حال کمیک مصاحبه لحظاتی بود که احمدی نژاد -با لحنی کودکانه- مدعی شد راه حل تمامی مشکلات جهان را رفتاری مبتنی بر دوستی، مهربانی، گذشت و رافت است.
جای این پرسش وجود داشت که این مهرورزی و رافت و مهربانی به چه دلیل از دانشجویان، زنان، خبرنگاران، معلمان و کارگران ایران دریغ شده و آنها روزهای زیادی را زیر فشار فزاینده در زندان سپری می کنند.

در حالی که احمدی نژاد برای اثبات بخشی از سخنانش در موردعراق به تظاهرات ضد جنگ ده ها هزار نفری مقابل کاخ سفید اشاره می کرد توضیح نداد که به چه علت تجمع آرام چند صد زن ایرانی در میدان هفت تیر تهران با ضرب وشتم آنان توسط پلیس به پایان رسید.
چرا نزدیک به سی زن و دختر در مقابل دادگاه انقلاب دستگیر و فعالین کمپین به تحمل حبس و شلاق محکوم شده اند؟ چرا تجمع معلمان و کارگران مقابل مجلس توسط نیروهای امنیتی به خشونت کشیده شد؟
چرا ده و صدها معلم و کارگران اخراج، تبعید و زندانی شده اند؟ آنهم به جرم طرح مشکلات صنفی و تلاش برای اعاده حقوق انسانی و اولیه خود.
وقتی که بدون هیچ واهمه ای دروغ جای حقیقت را می گیرد جهان به ادعاهای حکومت ایران در مورد صلح آمیز بودن فعالیت هسته ای ایران، عدم دخالت در افغانستان و عراق و لبنان به دیده تردید می نگرد.
مرتبط:
» مصاحبه ای که من را قانع نکرد چه برسد به مردم آمریکا [سمیه توحید لو]
» فارس و ایسنا سخنان احمدی نژاد در مورد ماهواره را سانسور کرده اند.

احمدی نژاد ، زیبای آمریکایی

16 نظر | سیاست
معصومه ناصری در مطلبی با عنوان «عصبانیت یک آدم از محور شرارت» نوشته است: «ببینید احمدی‌نژاد است که باشد، من هم از این آقا خوشم نمی‌آید ولی نمی‌دانم چرا کسی دقت نمی‌کند که این خبرنگار محترم مزخرف گفته است!»
اسکات پلی، مجری برنامه شصت دقیقه، در مصاحبه با احمدی نژاد می پرسد: آقای رئیس جمهور، شما چه فکری می کردید؟ مرکز تجارت جهانی یکی از حساسترین اماکن در قلب مردم آمریکاست و شما حتما می دانسته اید که حضور شما در آنجا برای بسیاری از آمریکاییها توهین آمیز خواهد بود.
اسکات می افزاید: مردم آمریکا کشور شما را کشوری تروریستی می دانند که تروریزم را به سراسر جهان صادر می کند. شما حتما می دانسته اید که حضور شما بسیاری از آمریکایی ها را خشمگین خواهد ساخت.
پاسخ معصومه اینست که «مگر ما بن لادن ساختیم؟ مگر ما القاعده راه انداختیم؟ مگر ما برج‌های جهانی را ترکاندیم که حالا حضور یک آدم ایرانی در آنجا، هر کسی می‌خواهد باشد باعث آزردگی خاطر آمریکایی ‌ها و توهین به آنها شود؟»
اما معصومه ناصری به این موضوع توجه ندارد که حضور یک آدم ایرانی آمریکایی ها را عصبانی نمی کند، این حضور احمدی نژاد است و مهمتر از آن تفکری که این آدم نمایندگی اش می کند که برای آنها آزار دهنده است.
تفکری که هالوکاست را نفی می کند، وعده ی سقوط حکومت های غربی را می دهد و سخن از نابودی اسرائیل می گوید. اینها همان چیزهایی است که غربی ها را به یاد بن لادن و القاعده می اندازد.
احمدی نژاد از کشوری می آید که پرچم، نماد و هویت ملی آمریکا را به آتش می زنند، مرگ و فروپاشی نظامش را فریاد می کنند و اتفاقا رییس جمهورش -بر خلاف سلف پیشین خود، محمد خاتمی- به این رفتارها افتخار می کند.
عصبانیت آمریکایی ها قابل درک است. شاید از همان جنسی است که خشم دانشجویان دانشگاه امیر کبیر تهران از حضور و هجوم احمدی نژاد و سیاه لشکر همراهش را بر انگیخت.
به هیچ عنوان به قول شما «این کار یکی از افه‌های خوب سیاسی احمدی‌ نژاد» نیست. او می خواست از کشته شدگان 11 سپتامبر نیویورک برای خود اعتباری دست پا کند و آمریکایی ها با درک این موضوع از این کار جلوگیری کردند.
فراموش نکنیم که در آمریکاست که احمدی نژاد می تواند به دانشگاهش برود و با رسانه ها گفتگو کند و آزادانه هر سخنی را در نفی نظام حاکم به زبان آورد. امکانی که در کشور ما با وجود آزادی مطلق از شهروندان آن سلب شده است.

مخالفت نیویورکی ها با احمدی نژاد

4 نظر | سیاست
حضور احمدی نژاد در نیویورک به مقدار کافی خبر ساز بود که با درخواست احمدی نژاد برای بازدید از محل برج های دوقلو بر حاشیه های این سفر افزوده شده است.
بر طبق قوانین آمریکا، احمدی نژاد می تواند بدون کسب اجازه از مقامات به بازدید این محل برود. نکته ای که اطرافیان احمدی نژاد بر آن تکیه کرده اند.
اما آنچه مشخص است اینکه مسوولان شهر نیویورک به هیچ عنوان علاقه ای به بازدید احمدی نژاد از این محل ندارند و دلایلی از جمله کارهای ساختمانی و نبود امنیت، برای جلوگیری از این بازدیدعنوان می شود.
در همین حال روزنامه ها و رسانه های آمریکایی نیز واکنش کاملا منفی به این درخواست نشان داده اند. روزنامه دیلی نیوز نیویورک در شماره دیروز خود با اشاره به درخواست بازدید رییس جمهور ایران از محل سابق برجهای تجارت جهانی با تیتر بزرگ می نویسد: «برو به جهنم» .
خوانندگان سایتهای خبری آمریکایی -خصوصا نیویورکی- گرچه نظرات متفاوتی را در این مورد دارند اما اکثر آنها در یک مورد هم نظرند. تقریبا همه ی آنها دیدگاهی کاملا منفی نسبت به شخص احمدی نژاد دارند.
با این وجود برخی از آنها معتقدند برای آنکه نشان داده شود آمریکا کشوری آزاد است به احمدی نژاد اجازه بازید از محل برجهای فروریخته داده شود.
گرچه اکثریت معتقدند نباید اجازه این بازدید را به احمدی نژاد داد اما نظر دهنده ای می نویسد: «بسیار خوب است که احمدی نژاد با چشمان خود چهره کریه قساوت را ببیند» و در ادامه به دیدگاه احمدی نژاد در مورد آشویتز -محل کشتار هزاران یهودی در آلمان نازی- اشاره می کند.
از نظر داخلی نیز این درخواست احمدی نژاد در شرایطی که در ایران رسما حادثه ی 11 سپتامبر به سرویسهای امنیتی آمریکایی و دولت بوش نسبت داده می شود اهمیت ویژه ای دارد.
همچنان که اگر سید محمد خاتمی رییس جمهور سابق ایران چنین درخواستی را ارائه می کرد مطمئنن کفن پوشان و معترضان نسبت به هتک حرمت ارزشهای اسلامی به خیابان می ریختند و علیه او شعار می دادند. بنظر می رسد برای احمدی نژاد، سقراط زمانه و صاحب هاله ی نور ماجرا شکل دیگری دارد.

کیهان ، بیست و سی و خبرنگاری آلوده

17 نظر | جامعه
این موضوع که قبل از هر مصاحبه ی تلویزیونی و یا رادیویی نوعی هماهنگی صورت می گیرد امری طبیعی است. گرچه در ایران این هماهنگی ها گاهی تبدیل به یک نمایش تلویزیونی و یا رادیویی می شود.
وقتی سخن از انتشار آزادانه نظرات مردمی باشد امانت داری و بی طرفی باید مورد توجه واقع گردد. گرچه به لحاظ روانی بسیاری از مردم از گفتن آنچه در دل دارند خودداری می کنند.

مصاحبه به شدت مردمی

در ماه های منتهی به خرداد 76 اکثر مصاحبه شوندگان در مورد انتخابات ریاست جمهوری دوره هفتم این جمله را تکرار می کردند: کسی را انتخاب کنیم که پیروی ولایت فقیه باشد و در جایگاه مبارزه با تهاجم فرهنگی خوابش نبرده باشد.
تکرار جملاتی از این دست که اشاره مستقیم به محمدخاتمی داشت یک رویه معمول بود. یعنی باید ناطق نوری را انتخاب نمود و به خاتمی -که به خاطر تساهل و تسامح در وزارت ارشاد توسط مجلس محافظه کار آن زمان تحت فشار بود تا استفا داد- رای ندهید.
این گونه مصاحبه های مردمی بیشتر برای نظر سازی استفاده می شود تا بازتاب افکار عمومی. تا جایی که مثل عکس بالا مصاحبه شونده دقیقا از روی یک متن نظراتش را بیان می کند.
این دقیقا آلوده نمودن رسالت خبرنگاری است به اغراض سیاسی. جالب آنکه در انتشار اخبار نیز این جهت گیری ها وجود دارد. نمونه بارز آن اخبار 20:30 شبکه دوم که نمونه ی واقعی کیهان در صدا و سیما است. نباید تعجب کرد اگر ردپای شریعتمداری در تهیه این برنامه دیده شد.

کابوس حمله به ایران

7 نظر | حقوق بشر
شب گذشته شبکه ی ZDF آلمان ویژه برنامه ای در مورد حمله آمریکا و متحدانش به عراق را پخش کرد. روزهای ابتدایی حمله به بغداد و تصاویر بمباران این شهر.
تصاویری از صدها نظامی و غیرنظامی سوخته عراقی که جز کالبدی سیاه چیزی از آنها مشخص نبود. ساختمان های ویران شده و لاشه صدها تانک و دیگر خودرو های نظامی و غیر نظامی.
لاشه های رها شده از کشته شدگان در جاده ها و خیابان ها و گروه گروه سربازانی که خود را با وحشت و خفت تسلیم می کردند. بیمارستان های مملو از زخمی ها، معلولها و کشته شدگانی که بسیاری از آنها قابل شناسایی نبودند.
یک لحظه فکر کردم بجای عراق این تصویری از ایران باشد. و بجای بغداد، تهران زیر رگبار گلوله و بمب و چکمه ی بیگانگان. وحشت از فاجعه ای که رخ نداده و دردی که هنوز به کشور و مردمم تحمیل نشده، عظیم و ترسناک بود.
این اندیشه که حتی یکی از این موشکها و بمب ها بر سر شهرهای ایران فرود بیاید دهشتناک است. به هیچ عنوان نباید جنگی که برخی وقوع آن را پیش بینی می کنند با هشت سال دفاع از میهنمان مقایسه کرد.
نباید به استقبال چنین حادثه ای رفت و بهانه بدست کسانی داد که در پی تعبیر این کابوسند. به هیچ عنوان سخن از تسلیم نیست. بلکه باید به قاعده و بر اساس منطق رفتار و کرد و سیاستی معقول و متضمن منافع ملی در پیش گرفت.
شاید ساده ترین راه پیشگیری از جنگ جلب رضایت شهروندان است. شهروندانی که مهمترین عامل بازدارنده هر جنگی هستند. ولی تا زمانی که رفتار حکومت بر پایه نفی آزادی های فردی، اجتماعی و سیاسی شهروندان استوار باشد بر توان جنگ افروزی ماجراجویان افزوده می شود.
سبک و سیاقی که برخی در ایران در پیش گرفته اند، چه در بعد داخلی و چه در زمینه ی سیاست خارجی، این احساس را تداعی می کند که عده ای در درون کشور نیز به استقبال این فاجعه می روند.
اما باید به ابعاد فاجعه بار و هولناک و ویرانی که در پی جنگ احتمالی رخ خواهد داد فکر کرد و برای پیشگیری از آن در پی راه حل عملی بود حتی اگر احمدی نژاد مدعی باشد:«شهر هرت نیست که به ایران حمله کنند».

کلاه گشادی به نام قالیباف

10 نظر | اصلاح‌طلبی
نزدیک به دو سال به پایان دوره ی ریاست جمهوری احمدی نژاد باقی مانده است اما از هم اکنون برخی سایتهای خبری و روزنامه های گروه های مختلف سعی می کنند با چهره سازی شانس کاندیدای خود را افزایش دهند.
در این میان محسن رضایی، محمد باقر قالیباف و مهدی کروبی بیشترین حجم خبرها را به خود اختصاص داده اند. احمدی نژاد نیز یک کارزار تبلیغاتی 4 ساله برپا کرده و همه ی برنامه های دولت حکایت از تلاش برای تداوم حضور در دستگاه اجرایی کشور دارد.
گر چه بسیار زود و شاید تحولات یک سال آینده -خصوصا سرنوشت پرونده هسته ای و انتخابات مجلس- شرایط جدیدی را در کشور رقم بزند اما با این حال نباید نسبت به این فعالیت ها بی تفاوت بود.
اگر احمدی نژاد با پوشیدن لباس رفتگران و پرداخت وام در شهرداری تهران به ریاست جمهوری رسید، اینبار قالیباف سعی دارد با بسیج همه امکانات برای بهبود وضعیت تهران چهره یک مدیر موفق، میانه رو و مدرن را ارائه نماید.
اما واقعیت آنست که میان احمدی نژاد و قالیباف در نهایت امر اختلافی وجود ندارد. مگر آنکه خوش صحبتی و شیک پوشی و ژست های فرهنگ دوستانه ی قالیباف بتواند بر بسیاری از مسائل دیگر سرپوش بگذارد.
افرادی همچون قالیباف، محسن رضایی، لاریجانی، حداد عادل، احمدی نژاد حتی در صورت رسیدن به ریاست جمهوری وامدار جریانی هستند که بیشتر به یک دست شدن حاکمیت کمک می کنند.
این گونه افراد توان ایجاد تغییر در شرایط سیاسی کشور را ندارند. توسعه بدون آزادی های سیاسی و تضمین حقوق انسانی نیز هیچ نتیجه ای در پی نخواهد داشت. تجربه نشان داده است که بهترین شرایط اقتصادی در زمان اعطای آزادیهای اجتماعی وسیاسی حاصل می شود.
خبرهایی که به طور مدارم از تخریب و حمله به قالیباف توسط دولت و هواداران احمدی نژاد، منتشر می شود بیشتر بازی سیاسی برای اپوزیسیون سازی جعلی است. باید با هوشیاری بیشتری رفتار اقتدارگرایان را دنبال کرد.

بازداشت قابل ؛ پیام برای مشارکت

2 نظر | سیاست
در مورد دلایل بازداشت هادی قابل عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران رسما موردی اعلام نشده گرچه سایت امروز گمانه زنی نموده که به دلیل دفاع ایشان از آیات عظام منتظری و صانعی این امر صورت گرفته باشد.
سایت امروز به سخنان حجت الاسلام قابل اشاره دارد که در واکنش اهانت های مکرر سایت های هوادار دولت نسبت به آقایان منتظری و صانعی برخی مسوولان را مورد سرزنش قرار داده بود.
اما بنظر می رسد این احتمال وجود دارد که دستگیری و انتقال به قم -به درخواست دادگاه ویژه روحانیت- دبیر شورای مرکزی جبهه مشارکت بیشتر برای اعمال فشار به این حزب صورت گرفته باشد.
در چند ماه اخیر فعالیت های رو به گسترش تشکیلاتی و مواضع صریح و انتقادی مشارکت نسبت به جریان اقتدارگرا توجه بخشی از فعالین سیاسی رفرم خواه را به این حزب جلب کرده است.
امری که به واقع برای جریان تمامیت خواه خطرناک قلمداد می شود. این اتفاق مشابه واکنشی است که به فعالیت تشکیلات جریان ملی-مذهبی نشان داده شد و بسیاری از سران آنها دستگیر و با اتهام براندازی مواجه شدند.
اتهامی که هیچگاه در دادگاه صالحه اثبات نشد. اما جریان مذکور مجبور شد از هرگونه فعالیت تشکیلاتی پرهیز نماید. امکان دارد این سناریو نیز برای جبهه مشارکت تکرار گردد.
این احتمال وجود دارد زمزمه ها و سخنانی که این روزها از احمدی نژاد و مشاورانش علیه احزاب شنیده می شود به نوعی زمینه سازی روانی دور جدید برخورد با احزاب اصلاح طلب باشد.
آنچه مشخص است اینکه سیاست رجعت به جامعه و بازسازی ساختار تشکیلاتی که خصوصا توسط جبهه مشارکت در پیش گرفته شده می تواند در نهایت منجر به قدرت گرفتن یک حزب مدرن، رفرم خواه و فراگیر گردد. امری که باید در دست یابی به آن کوشش بسیار نمود.

صعود ایرانی ، سقوط آمریکایی!

6 نظر | اقتصاد
خبرگزاری فارس به نقل از واحد اطلاعات اکونومیست گزارش می دهد رتبه ریسک سرمایه گذاری در ایران در نیمه اول سال جاری دو پله کاهش داشته در حالی که در مورد ایالات متحده آمریکا دو پله افزایش را نشان می دهد.
بنظر می رسد این گزارش نشانه ی بهبود وضعیت در ایران و وخامت اوضاع در آمریکا باشد. با مراجعه به گزارش نکات قابل توجه دیگری مشخص می شود که شاید همخوانی چندانی با تیتر انتخابی خبرگزاری فارس نداشته باشد.
این گزارش نشان می دهد که ايران درنیمه اول سال جاری میلادی بين 150 كشور جهان رتبه 138 ريسک اقتصادی را به خود اختصاص داده در شرایطی كه در نيمه دوم سال گذشته در رتبه 140 قرار داشته است.
بر اساس همین گزارش آمريكا از رتبه 24 در نيمه دوم سال گذشته ميلادی به رتبه 26 در نيمه اول سال جاری ميلادی تنزل كرده است. در شرایطی که ایران درجه ريسک اقتصادی 67 درصد را كسب كرده و در رده ريسک پذيری D قرار گرفته كه در مقايسه با گزارش قبلی تفاوتی نداشته است.
لذا دلیل تغییر جایگاه ایران را می توان نه ناشی از بهبود وضعیت امنیت برای فعالیت و سرمایه گذاری اقتصادی که به دلیل افت شاخص های دیگر کشورها -چاد و اكوادور- دانست. و احتمالا ایران شرایط برای آمریکا حالت معکوس دارد.
جالب آنکه تنها کشورهای چاد، اكوادور، نيجريه، اريتره، تاجيكستان، ونزوئلا، گينه، تركمنستان، ازبكستان، زيمباوه، ميانمار و عراق وضعیت بدتر از ایران دارند.از این لیست سه کشور همسایه ایران و یک متحد استراتژیک -ونزوئلا- قلمداد می گردد.
در شرایطی که در سال 2005 ایران در رتبه 82 و در زمان دولت سید محمد خاتمی و حضور اصلاح طلبان در مجلس، ایران حتی تا رتبه 69 جهان رسیده بود، بنظر می رسد ماجراجویی های دولت احمدی نژاد و سیاست های غلط اقتصادی این شاخص را دچار افت شدید نموده است.

جنگ در عراق ، کشته ها در ایران

| جامعه
هر روز رسانه های ایران خبر حملات تروریستی و انفجارهای انتحاری را با جزئیات کامل و با آب و تاب فراوان منعکس می کنند. بنحوی که ممکن است در طول روز بارها خبر یک حادثه را درعراق بشنویم.
انجه که در عراق رخ می دهد دردناک و غیر قابل پذیرش است. در این میان عده ای آمریکا و متحدانش را مقصر وقایع پیش آمده می دانند و گروهی دیگر تروریستها و تندروهای مذهبی و حتی برخی دولت های همسایه عراق را متهم می کنند.
اما نکته ای که شاید پیش از این نیز بارها توسط دیگرانی عنوان شده -پیشتر این صحبت را از محسن کدیور شنیده ام- مقایسه وضعیت عراق و کشته های غیر نظامی و نظامی های نیروهای ائتلاف با کشته شدگان جاده های ایران است.
امروز در خبر ساعت 13 شبکه خبر، گزارش دو حادثه تصادف جاده ای پخش شد. در یکی از آنها در اثر برخورد کامیونی با اتوبوس مسافربری 7 نفر در دم کشته و بیش از پنج نفر به شدت زخمی و به بیمارستان منتقل شده بودند.
به گزارش خبرنگار این شبکه در حادثه ای دیگر یک دستگاه پژو در تصادف با وسیله ی نقیله دیگری منفجر و همه پنج سرنشین آن کشته شدند، به نحوی که جسد هیچکدام قابل شناسایی نبوده است.
این دو مورد تنها نمونه های کوچکی از وقایعی است که در جاده های این کشور اتفاق می افتد. سالی نزدیک به سی هزار کشته -روزی بیش از 80 نفر- و چند برابر از این تعداد زخمی واقعا حیرت آور و غیر قابل قبول است.
باید این پرسش را مطرح نمود، که مسوول این میزان خسارت جانی و مالی در جاده های ایران چه کسی یا کسانی هستند؟ نیروهای آمریکایی، تروریست ها و تندروهای مذهبی و یا دولت های همسایه؟ و یا اتومبیلهای ساخت فرانسه و کره جنوبی و ژاپن؟
در واقع مقصر این ماجرا ما هستیم در مقابل این حوادث سکوت کرده ایم. مجالس آمریکا برای سه هزار کشته در چهار سال -با وجود کسب منافع بسیار برای شرکت های آمریکایی و شکوفایی اقتصادی ناشی از جنگ عراق- اعتراض می کنند و در ایران برای 3000 کشته در سال صدایی شنیده نمی شود.
شاید مجالس و دولت های روی کار آمده در طول این سالها و مردمی که برای حقوق دیگران و سلامت خود ارزشی قائل نیستند و یا آموزش لازم را در این زمینه ندیده اند را می توان متهم ردیف اول این ماجرا دانست.

احمد شاه مسعود ، شیر پنجشیر

5 نظر | جامعه
«به خدا سوگند اگر به اندازه کلاهم جای ماندن در این سرزمین را داشته باشم، می مانم و مقاوت می کنم». این کلام شهید احمد شاه مسعود شیر پنجشیر است که همچنان در خاطره بسیاری از افغانها زنده و جاودان است.

This album is powered by BubbleShare

احمد شاه مسعود در 9 سپتامبر 2001 -18 شهریور 1380- دو روز پیش از حمله ی القاعده در11 سپتامبر به آمریکا در عملیاتی انتحاری بدست دو عرب عضو القاعده که در پوشش خبرنگار به نزد او رفته بودند، کشته شد.
در همان سال اعضای لویه جرگه به در خواست حامد کرزای رییس جمهور افغانستان به او لقب «قهرمان ملی» دادند و سالروز شهادتش را «روز شهید» نامگذاری کردند.

جبهه مشارکت، ولایت فقیه و تبعاتش

7 نظر | سیاست
حبیبی دبیر کل حزب موتلفه در مصاحبه با روزنامه "تهران امروز" عنوان نمود: «ما توقع داریم حزب مشاركت تكلیف خود را با مبانی انقلاب به ‌طور شفاف روشن كند یعنی صریحا اعلام كند كه موضوع ولایت ‌فقیه را با همه تبعاتش قبول دارد یا نه.»
شاید مهمتر از اصل سوال مواردی باشد که به شکل بسیار زیرکانه ای به آن اشاره شده. حبیبی موضوع را تنها پذیرش ولایت فقیه نمی داند و معتقد است تبعات این پذیرش نیز باید امری عادی و البته لازم قلمداد گردد.تبعاتی که با توجه به پیچیدگی بحث ولایت فقیه قابل پیش بینی نیست.
محمدرضا خاتمی سعی نموده تلویحن به این سوال پاسخ دهد:
«اگر مردم‌ سالاری دینی ترجمه دیگری از جمهوری اسلامی كه محور اساسی آن قانون اساسی است، باشد، در آن حرفی وجود ندارد ولی در صورتی كه نیات دیگری در این رابطه وجود داشته باشد و مثلا منظور از آن "حکومت سلطنت مطلقه یک ‌نفره دینی" باشد، باید مردم‌ سالاری دینی تعریف شود.»
گرچه پاسخ هوشمندانه ی محمدرضا خاتمی بر این اساس استوار است که اگر ولایت فقیه بخواهد تبدیل به "سلطنت استبدادی فقیه" گردد مورد پذیرش نخواهد بود اما بنظر می رسد زمان آن فرا رسیده تا گفتمان انتقادی، حاکمیت مطلقه به شکل جدی تری مطرح شود.
همچنان که باید از دبیر کل موتلفه سوال نمود که از دیدگاه حزب مطبوعشان ولی فقیه تحت قانون اساسی مشروعیت دارد و یا فرای قانون؟ و آیا هر آنچه که ولی فقیه انجام می دهد عین قانون است و یا باید با معیارهای قانونی سنجیده شود و مورد پرسش قرار گیرد؟
در همین حال حبیبی در جای دیگری از مصاحبه اش به نکته ی جالبی اشاره می کند: « نماینده مجلس كه برای تضعیف نظام تحصن می‌كند به هر جریانی وابسته باشد غیرخودی است و در طول براندازان نظام قرار می‌گیرد.»
اشاره او به نمایندگان مجلس ششم است که در اعتراض به رد صلاحیت های غیر قانونی شورای نگهبان دست به تحصن زده بودند. از دیدگاه دبیرکل موتلفه هر کس حتی به شورای نگهبان اعتراض کند مخالف نظام محسوب می گردد.
یعنی دایره نظام به ولی فقیه، شورای نگهبان، بخشهایی از قوه قضاییه مثل دادستانی تهران، بخشی از نمایندگان مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی و روزنامه کیهان و حزب موتلفه محدود می گردد.
در نظام تحت تعریف اقتدارگرایان مردمی مورد قبولند که در راهپیمایی روز جهانی قدس و نمازجمعه ها شرکت می کنند و تا زمانی که اعتراضی از انها شنیده نشود.در این نظام معترضان به وضعیت غیر انسانی کارگران و معلمان و زنان دشمنان نظام هستند.
در این وضعیت است که مشخص می گردد بحث بر سر پذیرش و یا عدم پذیرش ولایت فقیه نیست. موضوع بی اعتقادی به تساوی حقوق تمامی انسانهایی است که در این سرزمین زندگی می کنند و باید بدون در نظر گرفتن اعتقاد، دین و قومیت شان از شرایط برابر بهره مند باشند.

مطبوعات بد اخلاق یا پایگاه های دشمن!

6 نظر | سیاست
دبدار امروز اعضای مجلس خبرگان با آیت الله علی خامنه ای حاوی نکات مهمی بود. شاید بررسی دقیق لحن و محتوای کلام آقای خامنه ای نظر ایشان را نسبت به انتخاب آقای هاشمی عیان نماید.
در این دیدار رهبر جمهوری اسلامی اشاره نمودند: «دشمنان سعی كردند اين مجلس را مانند مجموعه‌های ديگر، اسير جناح بازی و درگير جنگ قدرت معرفی كنند و با جريان سازی جعلی و يا تشديد برخی اختلاف سليقه های طبیعی، جايگاه خبرگان را در چشم مردم از بين ببرند.»
سپس با انتقاد شديد از همراهی برخی رسانه‌های بد اخلاق داخلی با تبليغات دشمنان افزودند: «برخی رسانه های داخلی در یکی دو ماه اخير، با تبليغات دروغ دشمنان همراهی كردند كه به آنها اخطار می كنم به حریم مجلس خبرگان نزدیک نشوند و اين گونه بازی ها را در مسائل و مباحث ديگر دنبال كنند.»
این سخنان شاید تندترین اظهار نظر آیت الله خامنه ای نسبت به رسانه های نزدیک به اصلاح طلبان و هوادار هاشمی بود که صراحتا آنها را ازهر گونه اظهار نظر و ورود به مسائل خبرگان رهبری بر حذر می داشت.
شاید بتوان این سخنان را با سخنرانی چندسال پیش آیت الله خامنه ای که مطبوعات اصلاح طلب را پایگاه دشمن خطاب نمود و نهایتن منجر به تعطیلی نزدیک به 80 نشریه شد، مقایسه نمود.
در همین حال رهبر جمهوری اسلامی با بیان اینکه مجلس خبرگان، ميدان قدرت نيست به اعضا و بخصوص هیات رییسه مجلس خبرگان هشدار دادند مراقب گفتار و عملكرد خود باشند و تبليغات خصمانه دشمنان را هوشيارانه خنثی كنند.
از سوی دیگر با در دفاع قاطعانه از دولت نهم اضافه کردند: «رئيس جمهور كنونی، مردی مؤمن، شجاع، پاک دست، معتقد به اصول، به شدت فعال و با پشتكار است و همه وظيفه داريم از قوی سه گانه و به ويژه دولت و رئيس جمهور حمايت كنيم.»
این در حالی است که بسیاری از تحلیلگران سیاسی معتقدند انتخاب هاشمی به ریاست مجلس خبرگان شکست دیگری برای دولت احمدی نژاد و هوادارنشان از جمله مصباح یزدی و جنتی محسوب می گردد.
با اوصاف باید دید پس از اخطار آقای خامنه ای آیا مباحث پیرامون مجلس خبرگان و گمانه زنی ها در مورد تضعیف جایگاه اقتدارگرایان تندرو و همچنان حملات سایتهای هوادار دولت به هاشمی ادامه پیدا خواهد نمود.

کیهان و بیماری شارلاتانیسم

یک نظر | سیاست
کیهان با انتقاد ازعملکرد سایت بازتاب در مطلبی اشاره می کند: «انتظار نمی رفت سايتی كه مسئوليت آن را فرمانده سابق سپاه پاسداران برعهده دارد، به بهای كسب قدرت های زودگذر سياسی اينگونه برای حذف شعار مرگ بر آمريكا از فرهنگ اسلامی- انقلابی مردم سر و دست بشكند!»
اشاره این روزنامه به طرح بخشی از خاطرات هاشمی رفسنجانی است که از موافقت آیت الله خمینی با حذف شعار مرگ بر امریکا در سالهای ابتدایی انقلاب خبر می دهد. خاطراتی که با واکنش تند اقتدارگرایان روبرو شد.
اما در یادداشت کیهان دو مورد باید مورد توجه قرار گیرد. ابتدا اینکه به چه شکلی قرار است منافع سیاسی یک جریان خاص با حذف شعار "مرگ بر امریکا" تامین شود؟ مگر آنکه حذف این شعار مورد اقبال عموم باشد.
مورد دوم اینکه شعار "مرگ بر آمریکا" در چه شرایطی و با چه کاربردی مطرح شد؟ آیا در شرایط زمان و مکان فعلی این شعار همچنان کارکرد قبلی را داراست؟ و آیا واقعا چهارچوبی به عنوان فرهنگ انقلابی -اسلامی در جامعه امروز عمومیت دارد؟
چهارچوبی که اگر به صورت فرهنگ قابل عرضه و اعتنا باشد با وجود افزایش روز افزون ناهنجاریهای اجتماعی و سقوط اخلاقی جامعه امروز ایران پس از نزدیک به سه ده حاکمیت فرهنگ انقلابی-اسلامی جای نقد بسیار دارد.
پاسخ به این سوالات می تواند روشنگر بسیاری از مسائل سطحی باشد که برخی جریانات به عمد و یا از سر نا آگاهی به عنوان مسائل روز و مهم مطرح می نمایند. در شرایطی که در جهان پیشرو امرزو مسائل مهم بسیاری وجود دارد.
از پاسخ به این سوالات که بگذریم نکته دیگری در نوشته مذکور جالب توجه است. کیهان اشاره می کند:«بايد اضطراب اين سايت از شعار مرگ بر آمريكا و نگرانی قبلی آن از" اعترافات جاسوسان آمریكایی" را در هويت مشكوك برخی از دست اندركاران سایت مزبور جستجو كرد.»
از اتهام زنی های متداول این روزنامه که صرف نظر کنیم پاقشاری مذبوحانه به جاسوس خواندن هاله ی اسفندیاری و کیان تاجبخش و اصرار به صحت اعترافات مشخصه های رفتاری است که شاید به زعم مدیران این روزنامه ریشه در "فرهنگ انقلابی-اسلامی" شان دارد.
در کجای دنیا جاسوسان و براندازان را با قرار وثیقه آزاد می کنند و اجازه می دهند به کشور مبدا برگردند؟ مگر آنکه داستان جاسوسی و انقلاب مخملین و ابریشمی برخاسته از سناریویی دروغین باشد.
این رفتار کیهان نشینان به وضوح نشانه های یک بیماری خطرناک را درخود دارد. بیماری شارلاتانیسم سیاسی که کیهان و مسوولان آن بشدت ازآن رنج می برند و متاسفانه در انتقال آن به بخش هایی از جامعه موفق بوده اند.
در شرایطی که بسیاری از بانک های معتبر جهانی از ارائه خدمات به ایرانی ها خودداری می کنند احمدی ‌نژاد اعلام نمود سيستم الكترونیک بانكی بايد به نحوی گسترش بيابد كه هر فردی در هر نقطه از كشور با اتصال به شبكه بانكی كشور قادر به اتصال به شبكه بانكی دنيا باشد.
این اظهارات یادآور این ضرب المثل است که "شخصی را به ده راه نمی دادند سراغ خانه ی کدخدا را می گرفت" ، ساده ترین خدمات بانکی از ایرانیان دریغ شده، رییس دولت نهم در پی اتصال روستاهای ایران به بانکهای سوییس است.
احمدی نژاد که این سخنان را در جلسه معارفه رییس جدید بانک مرکزی بیان نموده، افزود: «شيبانی از سال گذشته برای كناره‌ گيری از سمت رئيس كل بانك مركزی اصرار داشت».
احمدی نژاد در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به سهم بالای داراييهای غيرمنقول بانكها، مدعی شد: «زياد شدن اين بخش از داراييها كاری اقتصادی نيست، بايد همزمان با گسترش بانكداری الكترونيكی و كم شدن ضرورت مراجعه مردم به بانكها، شعب بانكها به مناطق ارزانتری انتقال پيدا كند!»
مشخص نیست از انتقال بانکها به مناطق ارزانتر -احتمالا ارزانتر از نظر بهای ملک- چه اهدافی دنبال می گردد و چه بازدهی اقتصادی خواهد داشت. این سخنان مثل اینست که دولت کاخ سعدآباد را بفروشد و در محلهای جنوب تهران مستقر شود و ما به تفاوت به جیب دولت برود.
شاید این شیوه مهندسی اقتصادی -از نوع احمدی نژادی- نوعی روش نوین محسوب گردد. اما آنچه مشخص است اینکه وضعیت اقتصادی ایران با توجه به مبزان درآمدهای نفتی، رضایت عمومی را فراهم نکرده و از دید بسیاری از کارشناسان قابل دفاع نیست.

خبرگان رهبری یا خبرگان هاشمی !؟

5 نظر | سیاست
هاشمی ساعاتی پیش از انتخابش به عنوان رییس جدید مجلس خبرگان طی سخنانی عنوان نمود:« این نهاد جزو مهمترین اركان كشور است؛چون صلاحیت تداوم كار رهبری و شهادت بر ادامه شرایط رهبری برعهده‌ این مجلس قرار دارد.»
هاشمی با تاکید به نفش فعال تر خبرگان رهبری افزود:«برخی از مسایلی كه مقام معظم رهبری درباره سیاست‌های كلی و اصل 44 قانون اساسی تصویب كردند، و مسوولیت آن را برعهده‌ نهادهایی مانند مجمع تشخیص مصلحت نظام گذاشتند، مجلس خبرگان می‌تواند از آن‌ها در رابطه با وظایف‌ شان توضیح بخواهد.»
این سخنان در شرایطی عنوان شد که پیش بینی ها حکایت از قدرت گرفتن نقش این مجلس در مسائل مختلف و نظارت بیشتر بر عملکرد رهبری در صورت تصدی مسوولیت ریاست آن توسط هاشمی رفسنجانی بود.
امری که با وجود تلاش نیروهایی که به عنوان شاخص احمدجنتی و محمد یزدی معرفی نمودند به وقوع پیوست. حتی کناره گیری یزدی از انتخابات ریاست خبرگان به نفع جنتی نیز مانع انتخاب رفسنجانی نشد.
در حالی که موضوع عدم صدور مجوز برای خاطرات هاشمی به بحثی داغ تبدیل شده بود، همچنین هاشمی در اظهاراتی از تلاش خود برای رایزنی با رهبری و شورای نگهبان برای برگزاری انتخاباتی آزاد خبر داد، این موفقیت قابل توجه بود.
این دومین پیروزی قابل توجه هاشمی پس از ناکامی در برابر محمود احمدی نژاد محسوب می گردد. گرچه نباید انتظار داشت با توجه به سابقه اعضا و نوع وظایف مجلس خبرگان تغییر ملموسی در شیوه اداره کشور رخ بدهد.
باید دید مخالفان هاشمی که با تابلوی دولت احمدی نژاد در عرصه سیاست ایران خودنمایی می کنند چه واکنشی نسبت به این انتخاب نشان خواهند داد.

سنتوری به روایت صفار هرندی

یک نظر | هنر و فرهنگ
محمود اربابی مدير كل اداره نظارت و ارزشيابی معاونت سینمایی وزرات ارشاد دولت احمدی نژاد مدعی شد فعلا به مصلحت نيست كه فيلم "سنتوری" ساخته "داريوش مهرجویی" به نمايش عمومی درآيد.
وی که در نشست خبری این معاونت شرکت کرده بود افزود: "سنتوری" پروانه نمايش عمومی را از اداره نظارت و ارزشیابی دريافت كرده اما به صلاح ديد مقامات بالاتر فعلن اكران اين فيلم معلق شده است.
اربابی در توضیح دلایل تعلیق آخرین ساخته مهرجویی عنوان نمود: اين اداره كل بر اساس ديدگاه خود رای به نمايش عمومی اين فيلم داد اما مقامات بالاتر از ديدگاهی ديگر كه ما به آن فكر نكرده بوديم نمايش "سنتوری" را صلاح ندانستند.
مدیر کل اداره ارزشیابی توضیح نداد "دیدگاه دیگری" که موجب شد سنتوری توقیف شود بر اساس چه معیارهایی ابراز شده است. گرچه بنظر می رسد وزیر ارشاد صفار هرندی در موردعدم نمایش فیلم تصمصم گیری کرده است.
هرندی پیشتر به عنوان سردبیر کیهان تحت مسوولیت حسین شریعتمداری و هم اکنون در کسوت وزارت ارشاد دولت احمدی نژاد عملکرد و دیدگاه منفی نسبت هنرمندان مستقل و فرهنگ و هنر پیشرو داشته است.
گرچه مسوولان اعلام نموده اند اين امكان وجود دارد كه "سنتوری" پس از رفع مشكلاتی كه جهت نمايش عمومی دارد، روانه اكران شود اما بنظر به این زودی ها نمی توان انتظار نمایش این فیلم را داشت.
همچنین مشخص نیست از فیلمی که در چند مرحله زیر تیغ سانسور رفته و انسجام و هویت آن خدشه دار شده چه چیزی برای نمایش باقی خواهد ماند.مطمئنن دیگر نمی توان انتظار فیلمی با کارگردانی مهرجویی را داشت. شاید سنتوری قابل نمایش به روایت صفار هرندی باشد.

حاشیه حضور نظامیان در سیاست

4 نظر | سیاست
اولین اظهارات معاون سیاسی وزارت کشور سردارعلیرضا افشار با واکنش فعالان سیاسی روبرو شده است. بنظر می رسد زمان زیادی برای اثبات این سخن لازم نبود که حضور نظامیان در مسوولیت های سیاسی بی حاشیه نخواهد بود.
خصلت و خوی نظامی گری، فرماندهی و فرمانبرداری است. اما سیاسی عرصه تعامل و سیاست ورزی است. شناخت لوازم و ملزومات حضور در این عرصه نیز امری ضروری به نظر می رسد.
صادق عزیز در پاسخ مطلب "نو سیاستمداران نظامی یا نظامی گری سیاسی" اشاره نمودند: «يه زمانی جنگ شد و عده زيادی از جوونایی كه سرشون به تنشون می ارزه رفتن جبهه و سپاهی شدند حالا جنگ تمام شده و اون آدمها كه حالا به سن میانسالی رسیدند دارند میفهمند كه سپاه عرصه كوچیکی برای خدمت كردن به وطن [است].»
بحث بر سر خادم بودن پاسداران نیست اما تنها این فهم که عرصه سپاه برای خدمت به کشور کوچک است کافی نیست. در کنار این فهم باید توانایی و دانش و خصلت های مورد نیازهر مسوولیت نیز وجود داشته باشد.
بی ارتباط به این موضوع کسی اطلاع دارد که به چه دلیلی ممکن است فرمانده سپاه سید یحیی رحیم صفوی پس از ده سال برکنار و به جای وی سرتیپ پاسدار محمدعلی جعفری منصوب شده است؟

پیام هاشمی به رهبری

2 نظر | اصلاح‌طلبی
هاشمی رفسنجانی در جمع دانشجویان دانشگاه آزاد مشهد در مورد انتخابات عنوان نمود: « سعی داریم انتخاباتی سالم برگزار شود، حق مردم ضایع نشود، مردم با علاقه شرکت کنند و اگر انتخابات پرشور و آزادی برگزار کنیم، استحکام جدیدی به نظام تزریق می‌شود.»
این موضوع که برگزاری انتخابات آزاد می تواند تضمین کننده تداوم هر نظامی باشد واقعیت انکار ناپذیری است اما در شرایطی که انتخابات آزاد منجر به حاکمیت نظرات اکثریت جامعه گردد.یعنی نهادهای انتخابی قدرت داشته باشند تحولات لازم را زمینه های وعده داده شده عملی نمایند. از سوی دیگر این آزادی تنها در کسب آرا و سلامت شمارش رای های ریخته شده نیست.
مهمترین رکن آزادی و سلامت انتخابات ، امکان کاندیدا شدن برای هر کسی است که حداقل های قانونی را دارا باشد. شرایطی که در اکثریت انتخابات های پس از انتقلاب رعایت نشده است.

نکته مهم سخنان هاشمی رفسنجانی در مورد مرجعی است که باید سلامت انتخابات را تضمین کند. او صراحتا از مقام رهبری نام می برد که از یک سو اختیار شورای نگهبان را در دست دارد و از سوی دیگر بر نظامیان و بسیج تسلط دارند:
«در تایید صلاحیت‌ها و آزادی رای همانطور که قانون خواسته عمل کنیم و نیازی به سر و صدا نمی‌بینیم. بالاخره با مقام معظم رهبری و شورای نگهبان و جاهای دیگر صحبت می‌کنیم و شاید از این جهت بیشتر بتوانم موثر باشم.»
این سخنان را می توان به چند شکل تعبیر نمود. اول اینکه هاشمی همان رفتاری را در انتخابات مجلس هشتم در پیش خواهد گرفت که در انتخابات دوم خرداد 76 منجر به انتخاب سید محمد خاتمی شد.
در آن روزها هاشمی در کسوت رییس جمهور از احتمال تقلب گسترده و آرای از پیش نوشته شده مطلع شد و در نماز جمعه اعلام کرد نخواهد گذاشت یک رای هم جابه جا شود. گرچه شاید نفوذ و قدرت قبلی را دارا نباشند.
از سوی دیگر با اشاره به رهبری و ارگان های تحت مسوولیت ایشان این حس را القا می کند که موضوع رد صلاحیت ها و سلامت انتخابات در اختیار رهبری قرار داشته و ایشان باید در این مورد اقدامی کنند.

باید دید این سخنان با چه واکنشی از سوی نیروهای نزدیک به دولت نهم و رهبری جمهوری اسلامی رویرو خواهد شد. گرچه بنظر نمی رسد رویارویی سیاسی در این سطح به انظار عمومی کشیده شود.
بنظر می رسد با نزدیک شدن به انتخابات اختلافات نیروهای عمده داخل حاکمیت در حال افزیش است. در این شرایط شاید مجلسی با آرایش متنوع تری از نیروهای دورن حاکمیت تشکیل گردد.
حتی مجلسی از نیروهای رفرم خواه هم متضمن دستیابی به دموکراسی پایدار نخواهد بود.تنها انتخابات آزاد که منجر به اصلاح ساختارهای غیر دموکراتیک نظام سیاسی گردد می تواند مبدا یک تحول قابل اعتنا در شرایط ایران باشد.

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram