October 2007 Archives

کروبی ، اعتماد ملی و نعل وارونه

5 نظر | سیاست
حملات متعدد حزب اعتماد ملی به دبیر کلی مهدی کروبی به بخشی از اصلاح طلبان با واکنش برخی چهره های رفرم خواه شکل تازه ای به خود گرفت.
در حالی که در چند ماه اخیر کروبی و برخی عناصر وابسته به او بهانه و سوژه ی رسانه های اقتدار گرا را برای حمله به رفرم خواهان فراهم نمودند تاکنون هیچ موضع رسمی در قبال او اتخاذ نشده است.
یک دلیل عمده شاید گمان برخی در جبهه اصلاحات باشد که معتقدند خصلت ها و مختصات کروبی به گونه ای است که سخنانش کمتر جنبه ی برنامه ریزی شده دارد و رفتارش به شدت واکنشی است.
پس پاسخ گویی به او واکنش های بیشتری را در پی خواهد داشت . و در نهایت به سود جریان اقتدارگرا خواهد بود و به تضعیف اصلاح طلبان منجر خواهد شد.
در همین زمینه مرتضی حاجی مدعی است: «اگر طیف گسترده اصلاح ‌طلبی را تنگ کنیم افراد و جریانات را زیر عناوینی چون پیشرو، سنتی، ریش سفید و... تقسیم‌بندی نمائیم اختلال‌ جدی در روند اصلاح‌طلبی ایجاد می‌شود.»
اما حاجی در این میان به سخنان نسنجیده کروبی که بهانه به دست رسانه های اقتدار گرا داده و بیش از پیش رفرم خواهان را آسیب پذیر نموده اشاره ای نمی کند.
از سوی دیگر رفرم خواهی گرچه طیف است اما حتمن ملزومات و چهارچوب هایی را شامل می شود که عیار و میزان سنجیدن تعلق خاطر گروه ها و احزاب است.
در شرایطی که جریان های رفرم خواه با احتمال رد صلاحیت گسترده و محدودیت های روز افزون روبرو هستند، فعالان دانشجویی ، سیاسی ، کارگری و زنان تحت فشارهای سنگین قرار دارند این مباحثات به سود هیچکس نیست.
اما این سخن مرتضی حاجی که «حملات و انتقادات اخیر به آقای کروبی نه مفید است و نه ضروری» قلب حقیقت و پاک نمودن صورت مسئله محسوب می گردد.
شروع این ماجرا ها توسط کروبی و اطرافیانش آغاز شد و اتفاقا چهره های مقبولی را نشانه گرفته که اعتبار جریان اصلاح طلب محسوب می گردند.
بهتر است بجای وارونه جلوه دادن موضوع به کروبی توصیه شود حد و اعتبار خود را حفظ نمایند و بیش از این به مسائلی نپردازند که نه به سود جریان اصلاح طلب است و نه در بهبود سوابق ایشان موثر.

شیخ غیر قابل اعتماد

6 نظر | سیاست
کروبی پس از عدم حمایت اکثریت جریان رفرم خواه در انتخابات ریاست جمهوری نهم نتوانست به دور دوم راه یابد و با اختلافی اندک نتیجه را به هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد واگذار کرد.
در همین حال کروبی در نامه ای خطاب به رهبری از دخالت فرزند ایشان در انتخابات به نفع احمدی نژاد و جابه جایی آرای به ضرر او شکایت کرد. از سوی دیگر اصلاح طلبان پیشرو را بخاطر حمایت از معین سرزنش نمود.
اندک زمانی پس از انتخابات او از مجمع روحانیون مبارز به علت عدم حمایت قاطعانه از او و حمایت اکثریت چهره های سرشناس از دکتر معین نیز خارج شد و حزب اعتماد ملی را بنیان نهاد.
کروبی در اعتماد ملی گرچه عنوان دبیرکل را ید می کشد اما حاکم مطلق این تشکیلات محسوب می گردد به نحوی که تصور تغییر دبیرکل این حزب و اتخاذ تصمصمی مخالف اراده وی بسیار دور از ذهن است.
کروبی پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم انتقاداتش را به اصلاح طلبان پیشرو دو چندان کرد و با متهم نمودن آنها به تندروی، شکست اصلاحات را متوجه جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین می نمود.
اما مطمئنن واقعیت چیز دیگری است. حد اصلاح طلبی کروبی و امثال او نه بر مبنای منافع مردم که در چهارچوب منافع شخصی تعریف می گردد. به همین علت نیز بیشترین بهره مادی را از حاکم شدن جریان اصلاح طلبی کسب نمودند.
اتهاماتی که در جریان دستگیری شهرام جزایری به کروبی وارد شد نمونه ای از مسائل غیر شفاف مالی است که بارها از سوی منتقدان کروبی مطرح شده است.
این در حالی است که اصلاح طلبان پیشرو کمترین حضور را در کابینه اصلاحات و مدیریت کلان و میانیه دولت سید محمد خاتمی داشتند و بیشترین هزینه را -در اردوگاه رفورم خواهان- در دفاع از حقوق مردم پرداخت نمودند.
اتهاماتی که این چند ماه توسط کروبی و یا دیگر نیروهای وابسته به او نسبت به مشارکت و مجاهدین انقلاب ابراز شده، ماهیت اصلی این جریان را مشخص می کند. رفتاری که با سعه صدر و خویشتنداری عقلای اصلاح طلب روبرو شده است.
اگر قرار به بازخوانی پرونده ی شکست اصلاحات باشد نکات بسیاری قابل اشاره است که برای کروبی و هوادارانش خوشایند نخواهد بود و البته اقتدارگرایان را خشنود خواهد کرد.
ایستادگی در مقابل خواست عمومی برای تغییر قانون مطبوعات مهلک ترین ضربه ای بود که کروبی به جریان اصلاح طلبی و اعتبار مجلس ششم وارد نمود.
عدم اعتقاد و التزام به رفورم و قیدهای آن ، تداوم مدیریت نیروهای ناکارآمد ، ترجیح منافع شخصی بر مصالح ملی با دستاویز قرار دادن قانون حداقل مشخصه های جریان حامی شیخ مهدی کروبی است.
حالا در شرایطی که به انتخابات مجلس هشتم نزدیک می شویم و احتمال ائتلاف میان مخالفان اقتدارگرایان قوت گرفته است این کروبی است که باید تضمین بدهد در صورت موفقیت همچون گذشته مانع تحقق خواستهای عمومی نخواهد شد.
اگر هم ائتلاف حاصل نگردد شیخ غیر قابل پیش بینی و اطرافیانش بهتر است بجای آلوده کردن فضای سیاسی و زمینه سازی برای رد صلاحیت رفورم خواهان سعی نمایند ملزومات التزام به دموکراسی را مشق کنند.
مسابقه وبلاگ نویسی دویچه وله وارد مرحله نهایی خود شد. در این مرحله ده وبلاگ در بخشهای مختلف انتخاب و در معرض آرای خوانندگان قرار گرفته اند.
در بخش وبلاگهای فارسی نیز ده وبلاگ از جمله مسیح، کریم ارغنده پور، حاجی واشنگتن و وبلاگ پویا -وبلاگهای دوستانم- به همراه جمهور انتخاب شده اند.
همچون سال گذشته که در این باره نوشتم باور دارم که این مسابقه تنها بهانه ای است برای پرداختن به موضوع وبلاگ. و مطمئنن این انتخاب ها سلیقه ای است و نمی تواند چندان دقیق باشد.
این مسابقه شاید بهانه ای بشود برای بیشتر دیده و شنیده شدن. پس باید حرفی زد و به موضوع پرداخت که اهمیت بیشتری دارد و در این روزها چه چیزی مهمتر از حقوق انسان ها.
حقوق انسان ها در همه جای دنیا اهمیت دارد، حالا حتی اگر گوانتانامو باشد و یا برمه. اما برای ما مهمتر از هر جای دیگر دغدغه این کشور وجود دارد. ایران مان را می گویم. ماه هاست در اوین سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر در بندند، عماد الدین باقی در بند 209 تحت بازداشت انفرادی قرار دارد و هادی قابل زندانی دادگاه ویژه روحانیت قم است.
در اهواز هفت دانشجوی دانشگاه چمران بازداشت شده اند در حالی که تنها یک هفته از خودکشی مشکوک زهرا دانشجوی پزشکی دانشگاه همدان در زندان منکرات -ویا به روایتی بسیج- همدان می گذرد.
حالا جسارت می کنم و به نمایندگی از دیگر دوستان وبلاگ نویسم تمامی ستاره ها و رای های این مسابقه را تقدیم می کنم به ستاره داران زندان های ایران. کسانی که دلاورانه بر سر اعتقاد خود ایستاده اند.
پی نوشت: الان کشف کردم که فرناز سیفی داور مسابقه دویچه وله است. مطلبی در مورد این مسابقه نوشته که به نوعی نظر من نیز هست.

احمدی نژاد و لاف در غربت

15 نظر | جامعه
احمدی نژاد در سفر اخیر خود به ارمنستان در جمع ایرانیان مقیم آن کشور مدعی شد بزودی خبرهای خوش و جديدی در خصوص پيشرفت‌های كشورمان در بخش هوافضا اعلام خواهد شد.
همچنین احمدی نژاد افزود که ما در بخش نانوتكنولوژی و بيوتكنولوژی در سطح چند كشور اول جهان قرار داریم، در بيوتكنولوژی نیز دستاوردهای منحصر به فردی داريم كه حاصل كار دانشمندان ایرانی است.
با وجود این اخبار رییس دولت نهم توضیح ندادند که چرا همچنان در تکنولوژی های پایه و مسائل ابتدایی علمی ناتوان هستیم. مثلا در مو.رد استخراج و پالایش نفت که اصلی ترین منبع درآمد ایران است.
گرچه به واقع این مشکلات ریشه در دولتهای پیشین نیز دارد و کلیت حکومت در این نارسایی ها مقصر است. و احمدی نژاد تنها به میزان این نارسایی ها افزوده است.
اما در حالی که خطوط هوایی ایران یکی از پر خطر ترین خطوط و ناوگان آن جز فرسوده ترین ناوگان های هوایی است وعده خبر خوش در صنعت هوا و فضا مضحک است.
بسیاری از صنایع و علوم کاربردی که می تواند تامین کننده حقوق مردم ایران باشد ناتوان از تولید محصول اند و آنگاه ما به پیشرفتهای هسته ای و هوا فضا دل خوش کرده ایم. تجربه ای که اتحاد جماهیر شوروی نیز با آن روبرو بود. قوی ترین بمب های هسته ای و هواپیما های جنگنده همراه با اقتصاد ورشکسته و مردمی فقیر و ناتوان از تامین مایحتاج زندگی.

پایان تاریخ مصرف لاریجانی

3 نظر | سیاست
مطلب که در پی می آید تکمیل شده سه گانه دیروز است که به شکل مفصل تر به موضوع استعفای لاریجانی، دبیر سایق شورای امنیت ملی پرداخته ام. این مطلب را در اصل برای سایت برای فردا نوشته بودم.
بالاخره علی لاریجانی دبیر شورای امنیت ملی از سمت خود استعفا داد. شایعه ای که از چندی پیش قوت گرفته بود. ظاهرا دلیل اصلی این اتفاق اختلاف تیم لاریجانی و احمدی نژاد است.
با این اتفاق حاکمیت یکدست ، همگون شد. عملا در این میان دولت سکاندار همه امور کشور است. مجلس هفتم توسط هیات رییسه توان خود را برای نظارت و قانونگذاری از دست داده است.
بخش هایی از قوه قضائیه کاملا همسو و گوش به فرمان دولت رفتار می کنند و برخی نهادها در دولت احمدی نژاد وظیفه قانونگذاری، اجرا و قضاوت و مجازات را همزمان بر عهده گرفته اند.
اما بنظر نمی رسد با این اتفاق اختلافات لاریجانی-احمدی نژاد به سطح رسانه ها کشیده شود زیر مدیریت این جریانها از سوی نهادهای بالاتری صورت می گیرد.
به همین علت نیز خبرگزاری های اصولگرا سعی دارند اینگونه وانمود کنند که استعفای لاریجانی به دلایل شخصی صورت گرفته و اختلافی میان او و رییس سرکش دولت نهم وجود ندارد.
در ظاهر امر دخالت ها و سخنان تحریک کننده وشاید برنامه ریزی شده احمدی نژاد مانع جدی در برابر مذاکرات لاریجانی با اتحادیه اروپا و خاویر سولانا قلمداد می شد.
همچنین برخی مذاکرات موازی توسط نزدیکان رییس دولت از لاریجانی در نزد غربی ها تصویر مذاکره کننده دسته دوم را ترسیم می کرد.
اما از منظری دیگر می توان اینگونه قلمداد نمود که در واقع اختلاف مبنایی با میان دبیر شورای امنیت ملی و دولت وجود ندارد و تنها تاریخ مصرف لاریجانی به پایان رسیده و دیگر استفاده لازم را برای پیشبرد اهداف برنامه ریزی شده ندارد.
همچنین دور از ذهن نیست که دولت و و حاکمیت صاحب قدرت در پی اتخاذ استراتژی جدیدی باشد که باید توسط احمدی نژاد اجرا گردد.
راهبری که می تواند بسیاری از معادلات موجود را بر هم بزند و حتی شرایط نا بسامان دولت و احمدی نژاد را بهبود بخشد. شاید به همان میزان که برخی فکر می کنند احتمال جنگ وجود دارد، امکان سازش نیز وجود داشته باشد.

یانگوم ، شهروند و استعفای لاریجانی

6 نظر | سیاست
در مطلبی با عنوان «صدا و سیما ؛ عشق ورزی ممنوع» بخشی از مقاله ای از سایت راه نو درمورد سانسور قسمتی از سریال «جواهری در قصر» نقل شد که بنظر می رسد صحیح نبود.
گرچه بحث سانسور لجام گسیخنه در صدا سیما درست است و مثال های بسیاری می توان برای آن نقل نمود اما ظاهرا بخش مورد ادعای سایت مذکور در قسمت آینده پخش خواهد شد.
به همین دلیل شایسه دیدم که در مورد این نقل قول عجولانه از جانب خودم عذر خواهی کنم گرچه پایه ی استدلالی مطلب مذکور بر اساس این اشتباه استوار نشده بود.

هفته نامه شهروند به سردبیری محمد قوچانی به همراهی عده ای از روزنامه نگارانی که در شرق و هم میهن فعالیت می کردند توانسته جای خود را در میان روزنامه خوانهای حرفه ای باز کند.
گرچه سیستم توزیع و تیراژ نشریه مشکلات جدی دارد. اما از نظر محتوی و تنوع مطالب قابل توجه است اگر همچون سایر مطبوعات وزین دچار سانسور و توقیف نشود.
همه اینها دلیل نمی شود به این نکته اشاره نکرد که برخی نوشته ها و مقالات این هفته نامه جای نقد جدی دارد. همچنین لوگو آن می تواند بهتر از این طراحی شود.

بالاخره علی لاریجانی دبیر شورای امنیت ملی از سمت خود استعفا داد. شایعه ای که از چندی پیش بر سر زبانها افتاده بود. ظاهرا دلیل اصلی این اتفاق اختلاف تیم لاریجانی و احمدی نژاد است.
دخالت ها و رفتارها و سخنان تحریک کننده -شاید برنامه ریزی شده- احمدی نژاد مانع جدی در برابر مذاکرات لاریجانی با اتحادیه اروپا و خاویر سولانا قلمداد می شد.
در همین حال سایتهای اصولگرایان سعی دارند اینگونه وا نمود کنند که استعفای لاریجانی به دلایل شخصی صورت گرفته و اختلافی میان او و رییس سرکش دولت نهم وجود ندارد.
اما با این اتفاق حاکمیت بیش ار پیش یکدست شد. عملا در این میان دولت سکاندار همه امور کشور است. مجلس هفتم توسط هیات رییسه توان خود را برای نظارت و قانونگذاری از دست داده است.
بخش هایی از قوه قضائیه کاملا همسو و گوش به فرمان دولت رفتار می کنند و برخی نهادها در دولت احمدی نژاد وظیفه قانونگذاری، اجرا و قضاوت و مجازات را همزمان بر عهده گرفته اند.
گرچه محبیان روزنامه نگار اصولگرا در مصاحبه با فارس سعی نمود با گفتن این جمله که «تركيب لاريجانی و احمدی ‌نژاد ثمرات مطلوبی برای كشور داشت» آدرس غلط بدهد اما بنظر می رسد نه ترکیب خوبی داشتند و نه تجزیه خوبی.

ما همه شیریم، شیران علم!

5 نظر | جامعه
کوروش ضیابری در وبلاگش در مورد اینکه سایت یاهو اسم ایران را از لیست کشورهایی که کاربران سرویسهای مختلف می توانند انتخاب کنند حذف کرده، چند مطلب نوشته است. بدون پرده پوشی باید بگویم به هیچ عنوان لحن مطلبش را قبول ندارم. مخصوصا قسمت هایی را که نسبت به ابراهیم نبوی کم لطفی نموده و می تواند به اصل ماجرا لطمه بزند.
شاید باید آن نوشته را بگذاریم به حساب حس وطن پرستی و البته جوانی ایمان. در گفتگوی تلفنی که داشتیم دلایلش برای دنبال کردن این موضوع منطقی بود و مجاب شدم در این مورد هم مطلبی بنویسم.
من سایت یاهو و هالیوود را همچون ایمان دستگاه تبلیغاتی سیا نمی دانم اما معتقدم باید به شکل واقعی در عرصه بین المللی حساب مردم ایران و دولتش را از هم جدا کنند و این رفتارها نشان می دهد اینگونه نیست.
هیچ دلیل منطقی برای حذف نام ایران از لیست کشورهای کاربر نمی توان یافت. اینکه دولت در داخل کاربران اینترنت را به اشکال مختلف با محدودیت روبرو می کند نباید به خارج از ایران نیز تسری یابد.
بهتر است هرکدام از کاربران یاهو که نسبت به این موضوع حساس است ایمیلی به سلیقه خود به مدیران این سایت بزند و اعتراضش را اعلام کند.
نمی دانم در حالی که در ایران روزانه فعالان اجتماعی و سیاسی دستگیر و به ولایل مختلف چند نفری اعدام می شوند و مطبوعات همچنان زیر تیغ سانسور قرار دارند به چه میزان می توان برای این ماجرا ها زمان صرف نمود.
در حالی که از سویی الهام در دانشگاه شاهد مدعی می شود «به احمدی ‌نژاد و ايمان او به خدا باور دارد» نمازگزاران ملی مذهبی در روز عید فطر مورد ضرب و شتم قرار می گیرند.
سه دانشجوی دانشگاه امیر کبیر پس از سپری کردن چند ماه در زندان انفرادی، به بیش از هفت سال زندان محکوم می شوند و آنسو تر زهرا دانشجوی دانشگاه همدان در زندان منکرات آن شهر خودش را حلق آویز می کند.
شاید وقتی در سرزمین خودمان ظلم را می بینیم و در برابرش سکوت می کنیم، وقتی در برابر پایمال شدن حقوق انسانی اعتراض نمی کنیم نباید انتظار رفتار بهتری را از سوی جهان داشته باشیم.
چه خوش گفته است حضرت مولانا که «ما همه شیریم، شیران علم / حمله مان از باد باشد دم به دم». در خانه خودمان تحقیر پذیریم و در برابر نامهربانی دیگران فریادمان بلند می شود.
نه اینکه این شرایط را پذیرفته باشیم ، انگار راه دیگری برایمان وجود نداشته باشد. ترجیح می دهیم دم نزنیم و هم رنگ جماعت باشیم.

صدا و سیما ؛ عشق ورزیدن ممنوع

9 نظر | هنر و فرهنگ
سایت خبری راه نو وابسته به حزب کارگزاران ساندگی ایران در مطلبی با عنوان «یانگوم، صدا و سیما و مردم زیر خط قهم» در مورد قسمت اخیر سریال جوهری در فصر می نویسد:
«...امپراتور به یانگوم دل می بندد و از وی می خواهد كه همسرش شود، در كنار همسران دیگری كه انتخاب كرده در حرمسرای خود با آنها مشغول است.
قیچی ناشیانه این سریال ، ‌به قدری رو بوده است كه هر فردی با فهمی اندک از خط سیر ماجرا می توانست به این گونه سانسور كردن پی ببرد.
درواقع پیام اصلی سریال یانگوم نشان دادن پاكیزگی دربار امپراتور نیست بلكه می خواهد بگوید كه دربار كه نمادی از تجمع قدرت و ثروت است ، ‌به انواع فسادهایی كه هر قدرتی میتواند به آن دچار شود، دچار است.»
نویسنده این مطلب معتقد است «آنها برای مردم فهمی قائل نیستند و این نكته را در انعكاس رسانه ای نشست احمدی نژاد از دانشگاه كلمبیا هم بروز دادند و چون فكر می كردند مردم ایران زیر خط فهم هستند».
موضوع تنها فهم مردم ایران نیست. سانسور در ایران تاریخچه ای به قدمت تاریخ این سرزمین دارد. گرچه در چند دهه اخیر با توجه به اهمیت یافتن مفاهیمی همچون آزادی بیان و حقوق شهروندی دنبال نمودن رفتار گذشته قابل توجیه نیست.
شاید به همین دلیل ست که به نوشته راز نو كارگردانانی كه سالها درخط فكری اين سازمان بوده در مورد سانسور در صدا و سیما می گوید:
«این نكبت سانسور، آفت ویرانگری است كه همه‌ زحمت‌ها را از ریخت می‌اندازد. شما هر چه فریاد برآوردید كه نظام ما در پی دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته‌ای ست، با یك سانسور، با بستن یك روزنامه، همه‌ی بافته‌ها رشته می‌شود. رادیو و تلویزیون ما سخت در چنبره‌ی سانسور همه جانبه گرفتارند.»
اما در این مورد و موارد مشابه دلیل اصلی شاید نگاه بیمار گونه ی جنسی است. تا جایی که بیشترین حجم سانسور در سریال های خارجی و حتی داخلی مربوط به روابط عاطفی شخصیت های داستان هاست.
این روابط تنها از نوع جنسی و جسمی نیست. صدا و سیما حتی از نمایش روابط عاطفی روحی و ابراز محبت های کلامی نیز پرهیز می کند. در حالی که قساوت و تنفر را براحتی به تصویر می کشد.
اگر به همان میزان که در نشان دادن پلیدی ها و ناهنجاریها میدان فعالیت فراغ بود به روابط انسانی و عواطف بها داده می شد جامعه ما کمتر دچار مشکلات و معضلات جاری بود.

جعل نوبل برای ایران

10 نظر | هنر و فرهنگ
خبرگزاری فارس در خبری با عنوان «زندگی ‌نامه دوريس لسينگ برنده كرمانشاهی نوبل ادبيات 2007» بیش از پیش آلودگی فضای خبر رسانی دولتی در ایران را به نمایش می گذارد.
این خبرگزاری ساعات پش از انتشار این خبر زیر تیتر «سكوت خبرگزاری ‌های بين ‌المللی به دليل ايرانی ‌الاصل بودن لسينگ» این نکته را به خوانندگان القا می کند که در مورد برنده شدن لسینگ سگوت خبری جهانی وجود دارد.
اما در متن خبر آمده است: «در حاليكه خبرگزاری ‌های بين‌ المللی از احتمال برنده شدن یک نويسنده آمريكایی به عنوان مهم ‌ترين نامزد نوبل ادبی امسال خبر می ‌دادند، با برنده شدن «دوريس لسينگ»، ايرانی ‌‌الاصل بودن وی را مسكوت گذاشتند».
این خبرگزاری همچنین اضافه می کند :«خبرگزاری ‌ها بدون اشاره به ایرانی تبار بودن لسینگ با انتخاب تيتر نوبل ادبی امسال به دوريس لسينگ انگليسی رسيد از اين رويداد ادبی خبر دادند».
جالب است که دروغ پردازی های این سایت در خبر مربوط به زندگی نامه ی این نویسنده کاملا مشخص شده است. طبق قوانین ایران به کسی ایرانی الاصل گفته می شد که پدرش ایرانی و یا تابعیت ایران را طبق قانون کسب کرده باشد.
قوانین ایران برای محل تولد جهت اخذ تابعیت جایگاهی قائل نیست. پس به هیچ عنوان این نویسنده با پدر و مادر انگلیسی اش را نمی توان کرمانشاهی خواند حتی اگر محل تولد کرمانشاه باشد.
از سوی دیگر ایرانی تبار و یا ایرانی الاصل خواندن این نویسنده بنظر مضحک و خنده دار است وقتی هیچ کدام از والدین او تبار و نژاد ایرانی ندارند. ایرانی تبار به معنی اینست که پدر و یا اجداد این نویسنده ایرانی بوده اند.
اگر واقعا در پی کسب افتخار هستیم بهتر است به شیرین عبادی توجه کنیم. او که یک ایرانی اصیل و برنده ارزشمندترین نوبل جهانی است. نوبلی که به حقوق انسان ها توجه دارد.
تنها نوبل ایرانی ، نوبل صلح شیرین عبادی است که رسانه ها و خبرگزاری و مسوولان حکومتی نه تنها توجهی به آن نکردند بلکه در جهت کوچک شمردن آن اتفاق تلاش زیادی نمودند.
اینگونه دروغ پردازی ها و خبرسازی ها واقعا در شان یک رسانه ی خبری معتبر نیست. در حالی که صدها هزار کودک افغانستانی متولد ایران را ایرانی الاصل نمی دانیم و با وجود ریشه مشترکشان با ما مورد ظلم و بی عدالتی قرار می دهیم.
این خیمه شب بازی ها برای چیست؟ برای فریب خلق الله است یا نمایش قدرت در رسانه ها؟ اگر عوام هدف است که این جماعت نیازی به این بازی ها ندارند. اینها بر خلاف ظواهر به خوبی حاکمانشان را می شناسند.
اگر هم برای خواص است و رسانه ها که بیشتر موجب آبروریزی است و رسوایی. دیروز دانشگاه امیر کبیر و کلمبیا بود و امروز دانشگاه تهران. حتما اینبار هم افتخار افریدی و حماسه کلمبیا تکرار شد.

BubbleShare: Share photos - Halloween contest

پشت درهای بسته در میان قشون اجیر شده و از میان صفوف به هم فشرده نیروهای انتظامی و امنیتی عبور کردن و به سالن دانشگاه رسیدن و مبارز طلبیدن که هنر سرداری نیست.
فکر کردی درها که بسته شد، نامحرمی که نبود، پروژه امیرکبیر و علم و صنعت و دفتر تحکیم هم که خوب اجرا شد، دیگر صدا بر نخواهد خواست. ترس از دار و درفش، دانشجویان را هراسان خواهد کرد.
نشان دادی که نه دانشگاه های ایران را می شناسی و نه دانشجویانش را. هنوز بعد از 2 سال و اندی تکیه زدن بر مسند قدرت حتی توان نداری که اسباب بزرگی را فراهم کنی.
آنچه که در دانشگاه تهران شنیدی، آنچه سال پیش در امیر کبیر اتفاق افتاد، و آن فریادها و صداهایی که نمی شنوی و یا نمی خواهی که بشنوی، صدای آزادی خواهی و ظلم ستیزی جنبش دانشجویی ایران است.
حالا بگذار صدا و سیما، روزنامه ها و سایت های رنگارنگ و کم مایه هوادارات از حماسه ی دانشگاه تهران بنویسند. یا مجیز گویانی که در قامت وزیر در کابینه ات جمع شده اند از معجزات رخ داده قصه بسازند.
اما برای ما معجزه آن اتفاقی بود که در دانشگاه امیرکبیر رخ داد و دیروز در دانشگاه تهران تکرار شد، معجزه مجیدتوکلی ، احمد قصابان ، احسان منصوری ، صباح نصری و هدایت غزالی اند. یاران در بندمان را می گویم.
برای ما دکتر بشیریه ، سمتی ، مجتهد شبستری و عالم زاده اعجاز این دورانند. و هنوز آغاجری و کدیور و حجاریان در خاطر ما هستند.
معجزه بچه های دفتر تحکیم ، فعالین حقوق زنان ، کارگران نیشکرهفت تپه ، معلمان اخراجی و رانندگان اتوبوس واحد اند. معجزه صالحی است و اسانلو . سهیل آصفی و هادی قابل و همه آنهایی که قلبشان برای آزادی می طپد.

تجلیل از ارتش انقلاب مخملی

یک نظر | هنر و فرهنگ
خبرگزاری فارس به نقل از رئيس مركز موسيقی و سرود صدا و سيما گزارش می دهد که برای بهرمندی بيشتر از اركسترهای صدا و سيما، از فرهاد فخرالدينی و لوریس چكناواريان برای همكاری دعوت خواهد شد.
مدت زمان زیادی نمی گذرد که روزنامه کیهان به سردبیری حسین شریعتمداری جمعی از نخبگان فرهنگ و هنر این ملک را به اتهام تلاش در جهت براندازی نرم مورد شماتت قرار داد و آنها را سربازان ارتش انقلاب مخملی نامید.
اما بنظر می رسد سربازان این ارتش آنچنان مورد توجه واقع شده اند که احمدی نژاد به دیدن اجرای چکناواریان می رود و صدا و سیما برای جلب نظر ایشان برای همکاری تلاش می کند.
گرچه شاید اینگونه ابراز علاقه ها بیشتر برای بهره بردن از اعتبار و مقبولیت هنرمندان باشد اما به هر حال عرض ادب و احترام به دردانه های فرهنگ و هنر ایران و حتی جهان امری پسندیده است.
بهتر است در این راستا دولت نهم، صدا و سیما، روزنامه ی کیهان و دیگر مراجع ذیصلاح نسبت به تجلیل و استفاده مناسب از هنر بزرگان دیگری همچون آیدین آغداشلو ، کامبیز درم بخش ، پرویز تناولی و نادر مشایخی و ده تن دیگر اقدام کنند.
خبرگزاری فارس: رئيس شوراهای حل اختلاف قزوين گفت استفاده كنندگان از ماهواره در استان طی 6 ماهه نخست سال جاری 160 ميليون و 700 هزار ريال جريمه شدند.
این خبر را فارس در حالی منتشر می کند که چندی پیش احمدی نژاد در مصاحبه با خبرنگار آمریکایی شبکه ی سی بی اس مدعی شد در ایران برخوردی با دارندگان ماهواره صورت نمی گیرد: « این مصوبه مجلس بوده اما اکثریت مردم ایران اتفاقن از ماهواره استفاده می کنند و برخوردی هم صورت نگرفته است».
در حالی که شخص اول اجرایی کشور معتقد است اکثریت مردم بدون مشکل از ماهواره استفاده می کنند یک مقام قضایی در قزوین در این باره می گوید: «ماهواره ابزاری قوی جهت آلوده كردن جامعه اسلامی و جوانان ما در دست دشمنان نظام است».
این احتمال بعید نیست که بزودی خبرهایی در مورد برخورد و مجازات همجنس گرایان در ایران منتشر شود.زیری تیتر درشت این سخن احمدی نژاد که: ما در ایران همجنسگرا نداریم».

پاورقی:
» شما می توانید در ستون سمت چپ وبلاگ در بخش خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید و ضمن دریافت مطالب اصلی وبلاگ، لینک های روزانه، روزنوشته ها، عکس های نگاتیو و ویدیوهای هشت میلیمتری را دریافت نمایید.

فلسطینی های خوب ، فلسطینی های بد

4 نظر | سیاست
امروز روز قدس بود. به نوعی نماد حمایت از مردم فلسطین برای دست یابی به حقوق انسانی خود. گرچه شاید این روز هم دچار بازی های سیاسی شده باشد و مفهوم واقعی خود را از دست داده باشد.
از سوی دیگر این سوال مطرح است که چرا این روز در بین خود مردم اراضی اشغالی و یا حتی بخش های خودگردان اهمیت و اعتبار کافی را کسب نکرده.
اما موضوع این نوشته فلسطین و روز قدس نیست و یا اینکه به واقع چه راه انسانی و قابل اجرایی برای احقاق حق مردم فلسطین می توان یافت. موضوع نگاه گزینشی به بحت عدالت و آزادی است.
در حالی که این روزها تمام شبکه های صدا و سیما به پخش برنامه هایی در مظلومیت مردم فلسین می پردازد اتفاق دیگری در ان سوی قاره آسیا در حال وقوع است. راهبان برمه ای خسته از حکومت دیکتاتوری چند دهه ای نظامیان در حرکتی آرام به خیابان آمدند تا اعتراض خود را به نبود دموکراسی در آن کشور اعلام کنند.
حرکتی که چند روزی ادامه یافت و در نهایت با برخورد تند نظامیان با صدها هزار نفر راهب و مردمی که به حمایت از آنها برخواسته بودند به خشونت کشیده شد.
اما نحوه ی پخش اخبار این حوادث در صدا و سیمای ایران جالب توجه بود. گوینده یکی از بخش های خبری پس از اشاره به چند درگیری در فلسطین و چند انفجار در عراق، اینگونه اخبار نا آرامی های برمه را منعکس کرد:
«عده ای از وابستگان به کشورهای خارجی سعی کردند نا آرامی هایی را در کشور برمه ایجاد نمایند که با دخالت دولت مواجه شدند. شورشیان از سوی دولت های غربی و امریکا حمایت می شوند.»
در بخش های دیگر هم کمترین اشاره ای به حکومت نظامیان در برمه و سرکوب آزادی خواهان و هوادارن دموکراسی در آن کشور می شد. شاید علت این ماجرا نام و نحوه این حرکت بود: انقلاب زعفرانی که مورد حمایت غربی هاست.
ما از کره شمالی و سوریه حمایت می کنیم چون با آمریکا دشمنی می کنند. از چچن و مسمانان بالکان حمایت نمی کنیم چون آمریکا حامی آنهاست. این دوگانگی شامل حال فلسطینی ها هم می شود.
تا جایی که آشکارا در تلاش حکومت خودگردان و ابومازن برای دستیابی به صلح کار شکنی می شود و حماس را علیه آنها تحریک می کنیم. در این شرایط دم از عدالت و صلح جهانی زدن کمی مضحک خواهد بود.

جنگ با سس فرانسوی

2 نظر | سیاست
روز گذشته وزیر امور خارجه فرانسه در مصاحبه با یک شبکه ی فرانسوی برای بار دوم حکومت ایران را تهدید به برخورد قاطع به جهت ماجراجویی های هسته ای و برخی فعالیت های غیر مسوولانه در منطقه نمود.
در همین حال خبرگزاری فارس گزارش می دهد: «وزير امور خارجه فرانسه در اظهاراتی غير واقع بينانه و غير مسئولانه بار ديگر ايران را به تلاش در جهت دستيایی به بمب اتمی متهم كرد».
جالب آنکه پیش از این در پی اظهارات کوشنر مبنی بر احتمال حمله نظامی به ایران خبرگزاری های دولتی و صدا و سیما بارها خبر عذرخواهی وزیر امور خارجه فرانسه را بخاطر تحریف سخنانش توسط رسانه های غربی منتشر نمودند.
اما اینبار به نظر می رسد احتمال تحریف سخنان این مقام فرانسوی خطاب به حکومت ایران وجود ندارد. اما خبرگزاری فارس دلیل دیگری را برای اظهارات کوشنر یافته است:
«به دنبال عقب نشينی آشكار وی از اظهارات قبلی خود، به شدت از سوی صهيونيست‌ ها و دولت اشغالگر قدس تحت فشار قرار گرفت و در آستانه روز جهانی قدس مجددن درصدد برآمد تا برای خوشایندی مقامات صهيونیستی به ايجاد موج آفرینی [...] بپردازد.»
بسیار ساده لوحانه است که فکر کنیم بیان چنین نظراتی ان هم از سوی وزیر امور خارجه فرانسه تنها بر اثر فشار لابی اسرائیل در فرانسه و یا برای خوش آمد تل آویو بیان شده باشد.
بنظر می رسد برخی سعی دارند خطری را که بر اثر اعمال سیاست های غلط دولت احمدی نژاد کشور را تهدید می کند کوچک بشمارند. اقدامی که می تواند برای ایران عواقب ناگوارای را به همراه داشته باشد.

وقتی آب سر بالا می رود

6 نظر | سیاست
«اگر ناگهان آقای بوش اعلام کند که می‌خواهد به ایران بیاید و در دانشگاه تهران سخنرانی کند، آقای سخنگو [وزارت امور خارجه] باید به این فکر کند که آیا می ‌تواند بستر این امر را فراهم کند؟ این سخنان عملیاتی و قابل تحقق نیست و کاملا شعاری است.»
این سوالی است که جواد جهانگیر زاده نماینده مجلس شورای اسلامی در واکنش به دعوت از رییس جمهور آمریکا برای سخنرانی دانشگاه های ایران مطرح می کند.
دانشگاه کلمبیا، جایی که برای احمدی نژاد به نوعی یاد آور دانشگاه پلی تکنیک تهران شد، پیش از رییس دولت نهم ایران میزبان بسیاری از سیاستمداران آمریکایی نیز بوده است.
سیاستمدارانی که خاطره چندان خوشی از این دانشگاه ندارند. کلمبیا پیشتاز انتقاد به نظام حاکم و سیاست دولت های مختلف در آمریکا بوده است. در سابقه ذهنی آنها بیاد نمی آورند که مسوول دولتی برای سخنرانی خود همراهام موافقی را با خود به دانشگاه آورده باشد.
امری که شاید در دانشگاه های ایران خلافش قابل تصور نباشد. در چنین شرایطی دعوت از هر شخصیت سیاسی برای سخنرانی آزادانه بیشتر به طنزی می ماند که هیچ کس را هم به خنده وا نمی دارد.
روال سخنرانی های مسوولان نظام در دانشگاه ها نشان می دهد همیشه بخشی عظیمی از مخاطبان انتخاب شده و فضای جلسات کاملا کنترل می شود، شاید به جز چند استثنا در زمان ریاست جمهوری سید محمد خاتمی.
از سوی دیگر احمدی نژاد در سه سفر خود به آمریکا بیش از 10 مصاحبه خبری با شبکه های مطرح آن انجام داده و سخنانش بی کم و کاست و غالبا مستقیما برای مردم آمریکا پخش شده است.
حتی مصاحبه های مطبوعاتی و خبری احمدی نژاد نیز شامل این شرایط شده در حالی که کمتر اتفاق می افتد که سخنان مسوولان آمریکایی بدون تغییر و تقلیل به استماع مردم ایران برسد.
شاید به همین دلیل هم چهره ای بیش از حد اغراق شده و غیر واقعی از آمریکایی ها تصویر شده که در مواجهه ای آزاد بسیاری از مردم را تحت تاثیر قرار خواهد داد و تبعات بسیاری را برای حکومت ایران در پی خواهد داشت.
اما در این دعوت نکته ی دیگری نیز جلب نظر می کند. بنظر می رسد دولتی ها بر خلاف ادعایشان مبنی بر موفقیت حضور احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا، در پی تلافی کردن بد اخلاقی هایی هستند که بر رییس دولت گذشت.
به همین دلیل جهانگیر زاده مدعی می شود: «این اظهارنظرهای تشریفاتی واقعیت نمی‌تواند پیدا کند. این سخنان در یک فضای کاملا احساسی گفته می‌شود و می‌تواند حضور شکوهمند رئیس جمهور در آمریکا را تحت ‌الشعاع قرار دهد».

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram