در همین حال کروبی در نامه ای خطاب به رهبری از دخالت فرزند ایشان در انتخابات به نفع احمدی نژاد و جابه جایی آرای به ضرر او شکایت کرد. از سوی دیگر اصلاح طلبان پیشرو را بخاطر حمایت از معین سرزنش نمود.
اندک زمانی پس از انتخابات او از مجمع روحانیون مبارز به علت عدم حمایت قاطعانه از او و حمایت اکثریت چهره های سرشناس از دکتر معین نیز خارج شد و حزب اعتماد ملی را بنیان نهاد.
کروبی در اعتماد ملی گرچه عنوان دبیرکل را ید می کشد اما حاکم مطلق این تشکیلات محسوب می گردد به نحوی که تصور تغییر دبیرکل این حزب و اتخاذ تصمصمی مخالف اراده وی بسیار دور از ذهن است.
کروبی پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم انتقاداتش را به اصلاح طلبان پیشرو دو چندان کرد و با متهم نمودن آنها به تندروی، شکست اصلاحات را متوجه جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین می نمود.
اما مطمئنن واقعیت چیز دیگری است. حد اصلاح طلبی کروبی و امثال او نه بر مبنای منافع مردم که در چهارچوب منافع شخصی تعریف می گردد. به همین علت نیز بیشترین بهره مادی را از حاکم شدن جریان اصلاح طلبی کسب نمودند.
اتهاماتی که در جریان دستگیری شهرام جزایری به کروبی وارد شد نمونه ای از مسائل غیر شفاف مالی است که بارها از سوی منتقدان کروبی مطرح شده است.
این در حالی است که اصلاح طلبان پیشرو کمترین حضور را در کابینه اصلاحات و مدیریت کلان و میانیه دولت سید محمد خاتمی داشتند و بیشترین هزینه را -در اردوگاه رفورم خواهان- در دفاع از حقوق مردم پرداخت نمودند.
اتهاماتی که این چند ماه توسط کروبی و یا دیگر نیروهای وابسته به او نسبت به مشارکت و مجاهدین انقلاب ابراز شده، ماهیت اصلی این جریان را مشخص می کند. رفتاری که با سعه صدر و خویشتنداری عقلای اصلاح طلب روبرو شده است.
اگر قرار به بازخوانی پرونده ی شکست اصلاحات باشد نکات بسیاری قابل اشاره است که برای کروبی و هوادارانش خوشایند نخواهد بود و البته اقتدارگرایان را خشنود خواهد کرد.
ایستادگی در مقابل خواست عمومی برای تغییر قانون مطبوعات مهلک ترین ضربه ای بود که کروبی به جریان اصلاح طلبی و اعتبار مجلس ششم وارد نمود.
عدم اعتقاد و التزام به رفورم و قیدهای آن ، تداوم مدیریت نیروهای ناکارآمد ، ترجیح منافع شخصی بر مصالح ملی با دستاویز قرار دادن قانون حداقل مشخصه های جریان حامی شیخ مهدی کروبی است.
حالا در شرایطی که به انتخابات مجلس هشتم نزدیک می شویم و احتمال ائتلاف میان مخالفان اقتدارگرایان قوت گرفته است این کروبی است که باید تضمین بدهد در صورت موفقیت همچون گذشته مانع تحقق خواستهای عمومی نخواهد شد.
اگر هم ائتلاف حاصل نگردد شیخ غیر قابل پیش بینی و اطرافیانش بهتر است بجای آلوده کردن فضای سیاسی و زمینه سازی برای رد صلاحیت رفورم خواهان سعی نمایند ملزومات التزام به دموکراسی را مشق کنند.
TrackBack
TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/1018
Comments
حیف لقب شیخ که به ایشون منتسب شده!
صادق || October 29, 2007 12:44 PMدوست عزیز هرآنچه که گفتی خود حقیقت است . اما می ترسم باز هم در انتخابات آینده مجبور به انتخاب بد از بین بدترین ها باشیم و همانطور که مجبور شدیم به هاشمی رای بدهیم باز هم شرایطمان طوری بشود که به کروبی بسنده کنیم .
عزیزم چرا اینقدر با کینه مطلب می نویسی حداقل کار کروبی در مجلس را میتوان دفاع جانانه اش از لفمانیان مشارکتی و دکتر آغاجری سازمانی همچنین شفاف سازی قصه اسکله ها و ... دانست کمی انصاف و ادب از دوستان پیشرفته !! قابل انتظار است // اعتماد ملی در مدت یکسال شعار توسعه سیاسی دوستان مشارکتی را که 8 سال به میخ بود به عمل تبدیل نمود و اکنون در 30 استان کشور و 300 شهر کشور موجودیت دارد . کاری که مشارکت در اوج قدرت از آن عاجز بود .. دوستتان داریم
حامد || November 2, 2007 10:26 AMکروبی اصلاح طلب نیست قدرت طلب است.بیچاره انها که اورا ابراهام لینکلن می دانند .او در قصه عزل اقای منتظری پرونده سیاهی دارد. او به طمع قدرت بعد از امام خمینی زیر اب اقای منتظری رازدالبته به همراه دوستان امروز اصلاح طلبشان.این اصلاح طلبی هم مثل همان پنجاه هزار تومان فقط ابزار خر کردن یک عده است.او مرا یاد میرزا کلانتر می اندازد که هروز به شکلی اسباب مصیبت این ملک وملت بود.
many || November 3, 2007 12:22 AMآقا حامد از شفاف کردن قضیه اسکله ها فرمودند. آقای کروبی اطلاعات دسته اول از حاکمیت زیاد دارد، اما چرا آن موقع یه صرافت افتاد که افشاگری کند؟ چون اسمش را در ماجرای شهرام جزایری آوردند. در واقع افشاگری نبود، گروکشی بود، حق السکوت گیری بود. خوب سیاست این بازی ها را هم دارد، اما دیگر اسمش اصلاح طلبی نیست؛ آقای کروبی هم یکی از رجال سیاسی این مملکت است، می تواند فعالیت کند، عده ای هم که با او منافع مشترک دارند خوب با هم تجمیع قوا می کنند، این هم معنی حزب ایت. اگر اسم اصلاح طلب روی خودشان نگذارند دیگر مشکلی نیست.
محمد || November 7, 2007 06:52 PMآقا جان ما ملت هرچه بر سرمان بیاید حقمان است. وقتی از روی خریت مسایل سیاسی اعتقاد دینی ما می شود دیگر بهتر از این نتیجه در بر ندارد.
بیایید این حباب را بشکنید اگر لباس و عمامه کروبی را از او بگیریم با سایر مردم چه فرقی دارد.آیا بصرف آخوند بودن دیگر معصوم و ... هست والا ما که هنوز ماشین تقوا سنج و خیانت سنج و ... ندیده ایم که اگر بود پته خیلی ها را روی آب می ریخت.
خصلت درباریان قاجار هنوز هم در اربابان قدرت هست .
همانطور که امیر کبیر بخاطر کم کردن مواجب درباریان مورد غضب قرار گرفت و کشته شد صدها امیرکبیر دیگر هم همینگونه کشته می شوند و ما هنوز در چهارراه گمراهی منتظر کسی هستیم که دستور خراب کردن خیابان هدایت را صادر کردهاست.
واقعا خریت پهنا و گستره نداره.
من افتخار می کنم که فهمیده ام خرم.ولی خر چموش که اجازه سواری به کسی نمی دهد.
خدایا به من چموشی عطا بفرماو بهشت و جهنم را معتقدانشانواگذار
Post a comment
تا انجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود بصورت فینگلیش خودداری نمایید
