November 2007 Archives

سرزمین اهورایی ما

4 نظر | جامعه
«در هیچ جای از کتابهای تاریخ درسمان درباره پیروزیها و دلاوریها و فرهنگ و هنر ایرانیان باستان، عمدن یا سهون جمله ای یافت نمی شد و هنوز هم وقتی کتابهای درسی تاریخ را ورق می زنیم بیشتر اشاره به شکستهای ایرانیان دارد تا پیروزیهایشان.»
این جملات چند خط از کتابی است که رضا حسین زاده آملی با عنوان «سرزمین اهورایی من» منتشر نموده است. کتابی در 215 صفحه که توسط نشر سمن در سال 1382 منتشر شده و به بخش هایی از تاریخ ایران اشاره دارد.
اشاره هایی که گاهن با کنایه های تند و تیز به کسانی همراه می گردد که در بررسی تاریخ ایران زمین بی طرفانه قضاوت ننموده اند و مسائل سیاسی و مذهبی را دخیل نموده اند:
«اما عربان آن دوران را برادر می نامیم که آمدند و سوختند و کشتند و به یغما بردند و تحقیرمان کردند و پستی نمودند و به داشته هایمان به تمسخر نگریستند و به آرشها و کاوه ها و اسفندیارها و رستمهامان تاختند و غرورمان را شکستند.»
از نظر تاریخی و پیوستگی موضوعات این کتاب دچار یک آشفتگی و بی نظمی است. خلاصه نویسی و اشاره های گذرا به برخی موارد تاریخی نیز ابهاماتی را به وجود می آورد.
مثلا به داستان حلاج و اعتقاد انسان خدایی او که علی میرفطروس نویسنده شهیر ایران آن را به تفضیل در کتابی با عنوان «حلاج» بررسی نموده در چند صفحه اشاره می شود. گرچه تم و محتوی بخش هایی از کتاب مذکور دور از بی طرفی ، انصاف و ناقص است اما می تواند تلنگری باشد برای توجه بیشتر به بخش های از تاریخ ایران که مورد بی توجهی قرار گرفته است.

گریه کن پدر! گریه کن!

11 نظر | حقوق بشر
چشمهای گریان مادر و پدر زهرا گواه درد جانسوز خانواده ای است که چهل روز پیش توسط نیروهای انتظامی همدان بازدداشت شد و ساعاتی بعد جنازه اش را تحوبل دادند.
همه چیز انگار در این ملک برعکس است. باید مراقب باشی تا بد حادثه گذرت را به پلیس و نیروهای انتظامی و دادگاه و زندان نکشاند تا جان و روانت در امان باشد.
باید مراقب باشی تا حتی متهم هم نشوی تا نکند جانت را بگیرند و تن و روانت آماج هجوم و تجاوز نشود. در این شرایط برای دادخواهی و فرار از شر حوادث به کجا می توان پناه برد؟

مراسم چهلم زهرا بنی یعقوب

گریه کن پدر! گریه کن برای تمام زهراهای این سرزمین. گریه کن برای ابراهیم ها، احمدها ، اکبرها و همه پسران و دختران در بند شده. برای همه آنهایی که قربانی خشونت کور استبداد شده اند.
داغ زهرای تو زخم زهرای کاظمی و اکبر محمدی را برایمان تازه کرد. داغ همه آنهایی که قربانی نگهبانان نظم و امنیت -بخوانید حافظان امنیت حکومت- شده اند.
اخبار ساعت 14 شبکه اول صدا و سیمای جمهوری اسلامی امروز خبرهایی از اعتراضات دانش آموزی و دانشجویی در فرانسه را منتشر کرد.
براحتی می توان میان اتفاقات فرانسه و آنچه در ایران می گذرد مقایسه هایی را انجام داد. خیابان های پاریس و دیگر شهرهای فرانسه این روزها شاهد حضور ده ها هزار معترض به سیاست های دولت است.
آنچه مشاهده می شود کنترل امنیت و آرامش تجمعات و فعالیت های معترضین توسط نیروهای پلیس این کشور است به نحوی که در بزرگترین راهپیمایی در پاریس تنها 45 نفر بازداشت شده اند.
اگر نخواهیم به گذشته دور یعنی 18 تیر 1378 و حادثه کوی دانشگاه بازگردیم، نزدیک به یک سال و چند ماه پیش بود که در تجمع آرام چند صد نفری میدان هفت تیر تهران، توسط نیروهای انتظامی به خشونت کشیده شد.
نیروهای انتظامی و امنیتی با ضرب و شتم شدید زنان و مردان تجمع کننده ده ها تن از آنها را دستگیر کردند. از ان زمان تاکنون نیز تعداد بسیاری از دستگیر شدگان و برگزار کنندگان تجمع محاکمه و به زندان و شلاق محکوم شده اند.
در دیگر موارد مشابه مانند تجمع اعتراضی کارگران و معلمان در مقابل مجلس نیز رفتار نیروهای انتظامی و امنیتی همراه با خشونت بوده است. بسیاری از معترضان نیز به جرائم سیاسی امنیتی متهم شده اند.
شاید این نوع واکنش ها ریشه در تفکری داشته باشد که منتقدان حکومت را بزغاله های شروری قلمداد می کند که باید توسط چوپان و سگ های گله هدایت و در برخی موارد تنبیه شوند. در حالی که در فرانسه منتقدین آزادانه می توانند دولتشان را به چالش بکشند.

بازگشت خاتمی

4 نظر | سیاست
بنظر می رسد گفتمان خاتمی در ایران بار دیگر در حال قوت گرفتن است. گرچه این گفتمان در سالهای اصلاحات به دلایل مختلف کاملا موفق نبود اما حداقل توانست ذائقه مدنی مردم را تغییر دهد.

عکس:  ایسنا . فرامرز بردبار

باید منتظر ماند و دید آیا بازگشت خاتمیست ها به دولت و احتمالن مجلس تا چه حد می تواند در پیشبرد دموکراسی و نیرو گرفتن مدافعان جامعه مدنی موثر باشد. بازگشتی که شاید مرحله میانی یا گذار به حکومت عرفی محسوب می گردد.

جمهوری اسلامی سوییس

9 نظر | سیاست
روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله ی امروز خود در واکنش به اتهامات اخیر احمدی نژاد نسبت به عملکرد تیم هسته ای حسن روحانی و عملکرد مدیریت دانشگاه آزاد می نوسید:
«به نظر می‌رسد بخش قابل ملاحظه ‌ای از درمان این بیماری خطرناک [اتهام زدنی بدون مدرک] در دست مسئولان قوه قضائیه است. قانون اساسی جمهوری اسلامی با صراحت اعلام می‌دارد: همه افراد ملت اعم از زن و مرد یكسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.
... در صورت صحت [اتهامات]، متهمان را محاكمه و منطبق با موازین قانونی مجازات نماید و در صورت عدم صحت ، افرادی كه اتهام وارد می ‌كنند و موجب تشویش اذهان عمومی می‌شوند را طبق قانون تعقیب و مجازات كند.»
سطور این یادداشت ممکن است آدمی را گمراه کند که سرمقاله نویس این روزنامه ظاهرا درکشور سوییس زندگی می کنند و خبری از وقایع دیروز و امروز ایران ندارند. یا اینکه این نویسنده چند دهه ای دیر از خواب بیدار شده ، اصول قانون اساسی را به یاد آورده است. قانونی که با تمام مشکلات و تناقضات خود، اجرا نمی شود.
حقوق اساسی و اولیه شهروندان تا جایی مورد توجه واقع می شود که منافع مشروع و غیر مشروح حاکمیت را دچار چالش و خطر ننماید. همه در برابر این قانون برابرند اما برخی برابرتند.
از قوه قضائیه ای که در جریان قتل های زنجیره ای ، ضرب و شتم فعالان سیاسی اپوزیسون و رفرم خواه ، حمله به تجمعات دانشجویی و حادثه ی کوه دانشگاه ، قتل زهار کاظمی ، مرک مشکوک زهرا بنی یعقوب ، ترور سعید حجاریان ، حمله ی نیروی انتظامی به تجمع مسالمت آمیز زنان و ده ها و شاید صدها مورد دیگر که بسیاری حتی جنبه سیاسی هم نداشته ، عملکردی غیر قابل قبول نداشته است چه انتظاری می توان داشت.
اما به هر حال باید این نگاه جدید را به فال نیک گرفت و انتظار داشت در برابر هر بی عدالتی و ظلمی اینگونه اندیشیده شود. بی توجه به اینکه متهم در جمع خودی ها قرر می گیرد و یا شهروند درجه دوم محسوب می گردد.
احمدی نژاد امروز پس از دیدار با چاوز مدعی شد: «برنامه‌های گسترده ای برای گسترش صلح و امنيت برای ملت ها در دست اجرا داريم و روابط دو كشور را در تمامی زمينه ها عليرغم ميل نظام استكباری گسترش می دهيم.» بنظر می رسد مفهوم صلح و امنیت نیز تغییر یافته و یا معنای جدیدی پیدا کرده است.
چگونه ممکن است احمدی نژاد و چاوز بتوانند برای ملت های دیگر صلح و امنیت به ارمغان بیاورند وقتی مردم خود را در معرض خطر و مشکلات قرار داده اند.
چاوز در ونزوئلا، ارکان دموکراسی و آزادی را مورد تهدید قرار داده و اعتراض روشنفکران و آزادی اندیشان و دانشجویان را در بر داشته است. سیاست های واپسگرایانه ی او، تهدیدی جدی برای منافع ملت ونزوئلا خواهد بود.
در ایران نیز آنگونه که احمدی نژاد هم چاوز را برادر می خواند ، این برادر کوچکتر مجری برنامه ها و طراح هایی شده که بیش از پیش مردم ایران را در تنگنا و خطر قرار داده است.
احتمال حمله ی ایالات متحده به بهانه ی برنامه ی هسته ای ایران ، سرکوب کارگران ، زنان ، معلمان ، دانشجویان و فشار روز افزون به مطبوعات مستقل و تداوم انزوای ایران از جمله خطراتی است که سیاست های دولت نهم و جریان اقتدارگرا برای کشور ایجاد کرده است.
جالب آنکه این دو برادر با شعارهای اقتصادی و وعده بهبود وضعیت طبقه ی فقیر جامعه و دامن زدن به اختلافات طبقاتی به قدرت رسیدند و به مدد افزایش پول نفت در پی تداوم حکومت خود هستند.
در این دولت های پر ادعا، واژه ها مفهوم و معنای خود را ندارند. وقتی مدعی می شوند در ایران آزادی مطلق وجود دارد و یا از امنیت و صلح برای ملت ها سخن گفته می شود بیشتر به شوخی می ماند.
در حالی که زهرا بنی یعقوب در زندان اماکن همدان کشته می شود، فعالان حقوق بشر و زنان برابری خواه روانه زندان شده و به مجازات شلاق محکوم می شوند، ده ها نشریه تعطیل و روزنامه نگاران آزادی خواه تحت تعقیب قرار می گیرند.
در این شرایط این ادعاهای واهی جز به ابتذال کشیدن واژه های مقدس و ارزشمند ره آورد دیگری ندارد. شاید از معدود کارهایی که احمدی نژاد و برادر چپگرای سوسیالیستش بخوبی ازعهده ی آن بر آمده اند.

جنگ ، سارکوزی و سناریوی حذف هاشمی

4 نظر | سیاست
خبرگزاری فارس در خبری گزارش می دهد: «تظاهرات سراسری ضد جنگ در مخالفت با حمله نظامی به ايران در انگلیس برگزار خواهد شد.»
خبر خوشایندی نیست. اخباری است شبیه روزهایی که موضوع حمله به عراق قوت گرفت بود واکثر شهرهای اروپایی شاهد تظاهرات علیه حمله به عراق بودند. انگار سناریویی تکراری در حال اجرا شدن است.
درهمین حال نامه احمدی نژاد به سارکوزی و لحن غیر محترمانه ی او انتقاداتی را در داخل ایران برانگیخته است. رفتاری که شاید بیش از پیش موجب نزدیکی فرانسه و ایالات متحده شود.شاید هم دولت نهم و جریان اقتدارگرای حاکم در پی ماجراجویی خطرناکی باشد که در نهایت به زیان ملت ایران تمام خواهد شد.
خبرگزاری فارس در گزارشی که بخش نخست انرا منتشر کرده به بررسی رابطه هاشمی و اصلاح طلبان پرداخته است. گزارشی که شاید کارکرد دوگانه تخریب اصلاح طلبان و هاشمی را دارا باشد:
«هاشمی حتی زمانی كه گوشه خلوتی به نام مجمع تشخيص مصلحت نصيبش شد و در سكوت و خفا به رایزنی برای حل مسائل و مشكلات خود و هوادارانش برآمد كماكان منتقدان سنتی دوران سازندگی را داشت.» [گزارش کامل]

آزادی ام برای شما ، نانم را بدهید

3 نظر | حقوق بشر
خیلی دوست داشتم می شد به شکل کامل به بحث حقوق کارگران و قانون کار در ایران می پرداختم. اما نه حوصله این وبلاگ است و نه زمان کافی برای این را دارم.
اما امروز وقتی استاد جوشکار 55 ساله ی کارخانه در مقابل چشمان دیگران و پسر 19 ساله ای گریه کرد بیش از مقصر دانستن پیمانکار به قانون کار فکر کردم. قانونی که بنظر می رسد فاقد هرگونه ضمانت اجرایی است.
کارگرانی که بیش از 5 ماه است حقوق نگرفته اند. کارگری که می گفت دو ماه است بخاطر بی پولی به خانواده اش سر نزده و دیگری از کتک زدن فرزندانش از فشار تنگ دستی حرف می زد.
سخت است که ببینی مردی جلوی چشمانت زار زار گریه می کند و آرزوی مرگ برای خود و خانواده اش دارد تا از این مصیبت گرفتار آمده رهایی یابد. کارگری که رستگاری و رهایی را در خاموشی ابدی جستجو می کند.
در میان غلیان احساسات به این فکر کردم که آیا به بیراهه نمی رویم؟ آخر به این مردان گرسنه و خسته چگونه می توان گفت راه نجات در استقرار دموکراسی است و مقصر کسانی هستند که بهانه ی نان، آزادی را هم تعطیل کرده اند.
چگونه باید استدلال کرد که عدالت اجتماعی در سایه حکومت قانون ، قانون انسانی نه جنگل، محقق می شود و استقرار حکومت قانون نتیجه ی مشارکت همگانی در تعیین سرنوشت جامعه است. شاید همه اینها هم رویاهایی باشد که دوست داریم باورشان کنیم.
در ظاهر بی ارتباط به بحث فوق این سخنان ابراهیم یزدی در مراسمی برای آزادی عماد الدین باقی آنقدر مهم هست که بارها و بارها نقل شوند: «هیچ دولتی در دنیا آزادی دولتمردان ما را ندارند.هر کاری که بخواهند انجام می‌دهند. هرکس را بخواهند به زندان می‌اندازند. هر حسینیه و مسجدی را خراب می‌کنند.
آزادی دولت لجام‌گسیخته است. بجای آنکه به درد معلمان برسند آنها را به زندان می‌اندازند. روزنامه نگاران و دانشجویان نیز همینطور. زنان ما را به چه جرمی می‌گیرند؟ کارگر اعتصابی را که به زندان نمی‌فرستند. این ساده‌ترین کار است.
داعیه حکومت از جانب خدا و امام زمان را دارند، به مادر ستم دیده بنی یعقوب چه جواب می‌دهند؟ با این آزادی بی‌بند و بار حاکمیت، همه‌شان در مرگ دختر دانشجوی همدانی مسئول هستند. هیچ کدام نمی‌توانند بگویند خبر نداشته‌اند، همه شان باید جوابگو باشند.»

اعلام نتایج مسابقه دویچه وله

یک نظر | اینترنت
نتایج مسابقه وبلاگ نویسی دویچه وله اعلام شد. وبلاگ 35 درجه به عنوان بهترین وبلاگ فارسی زبان برگزیده شده است. در دیگر بخش ها هم کاندیداهای ایرانی، یعنی وبلاگ های یک پزشک و کیبورد آزاد نتوانستند موفقیت کسب کنند.
در مورد نحوه اجرا و برگزیدن وبلاگ برتر اشاره به یک نکته ضروری است. همه ما که در این مسابقه شرکت کردیم شرایط و قواعد مسابقه را پذیرفته ایم.
با علم به این موضوع که با توجه به سیستم داوری و برخی کمبودها انتخاب بهترین وبلاگ بیشتر بر اساس سلیقه و ملاک های داور مسابقه انجام خواهد گرفت.
لذا باید در برابر هر انتخابی که انجام شده واکنشی منطقی داشته باشیم. مطمئنن سلایق و نظرات مختلفی در مورد بهترین وبلاگ وجود دارد اما نظر نهایی با داور این مسابقه است.
از زمانی که نتایج اعلام شده چندین ایمیل و تلفن داشتم که نظرهای انتقاد آمیزی غالبن تندی را ابراز می کردند. همانگونه که به اکثر دوستان هم پاسخ دادم و یک پزشک هم اشاره کرده طرح برخی موضوعات در فضای وب به صلاح نیست.
این مسابقه بهانه ای بود برای بهتر دیدن شدن وبلاگستان، مسابقه ای که اهمیت فراوانی دارد اما ملاک و معیار سنجش وبلاگستان فارسی نیست.

ایران ، مدل احمدی نژاد

2 نظر | سیاست
پس از نمایش خنده آور جایزه دادن به منتقدان مطبوعاتی دولت، سخنان عباس سلیمی نمین، داور نهایی جشنواره مطبوعات و خبرگزاری ها خواندنی است:
«تشريفات رياست جمهوری مانع ادامه اهدای جوايز نفرات دوم از سوی صفار هرندی وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی شد‌. بدين ترتيب كه یکی از عناصر تشريفات وارد سن شده و به طور نامناسبی جلوی ادامه جلسه را آن هم به اين علت كه وزير ارشاد بايد به مراسم استقبال از رئيس‌ جمهور برود، گرفت.»
سلیمی نمین می افزاید: «وقتی نخستين انتخاب روزنامه كيهان است اين تلقی می‌شود كه شاخص انتقاد در ميان مشاوران مطبوعاتی رئيس‌جمهور چگونه است. اين شاخص‌ها به هيچ وجه در جامعه مطبوعاتی قابل قبول نيست.»
«امسال تيم حفاظت رياست جمهوری به صورت ناشايست عمل كرد یعنی بعد از این كه ساعتی از كار نمايشگاه گذشته بود، وارد نمايشگاه شدند‌ و مديران مطبوعات و برخی از دست ‌اندركاران ارشاد را از سالن بيرون كردند.»
باقی ماجراهای این جشنواره نیز می تواند جالب توجه باشد و بیشتر نمونه ای از آشفتگی هایی است که دولت مملکت را با آن درگیر کرده است. در شرایطی که راوی این ماجرا هم یکی از هواداران سرسخت دولت نهم است.
جالب است که متوجه شویم همین دولت با تمام بی لیاقتی ها و ناتوانی ها شاید بتواند بار دیگر سکان رهبری - بخوانید ویرانی- این کشور را به دست بگیرد.
وقتی در پاسخ نامه ی یک شهروند مقروض به بانک 3 میلیون تومان سود وامش بخشیده می شود و یا در ازای نامه ی دیگری یکصد هزار تومان دریافت می کند. در دولت احمدی نژاد نمونه های بسیاری از این دست می توان مشاهده نمود.

تقدیر احمدی نژاد از بزغاله نماها

7 نظر | جامعه
بنظر می رسد بدل سازی جریانات سیاسی و اجتماعی در دولت احمدی نژاد شکل تازه ای به خود گرفته است. به نحوی که این موازی سازیها شامل منتقدین و مخالفان نیز شده است.
در حالی که کمتر از سه روز از بزغاله خواندن منتقدان سیاست های دولت نهم توسط احمدی نژاد -فیلم را ببینید- می گذرد، در اقدامی مضحک در اختتامییه نمایشگاه مطبوعات از هفت منتقد رسانه ای تقدیر شد.
بررسی نام این منتقدین می تواند جالب توجه باشد: «حسين شريعتمداری از روزنامه كيهان، مريم سليمی از خبرگزاری فارس، محمد كاظم انبارلویی از روزنامه رسالت، سميرا فرخمنش از روزنامه توسعه، مسعود مهاجری از روزنامه اقتصاد پويا، مهدی نبی اسدی از روزنامه همبستگی، و محمد علی وكيلی از روزنامه ابتكار».
وقتی حسین شریعتمداری و محمد کاظم انبار لویی جز منتقدان دولت -بخوانید بزغاله نماهای دولتی- تجلیل می شود، می توان میزان صداقت احمدی نژادی ها را محاسبه کرد. دولتی که در همه ی زمینه ها رفتارهایی را در پیش گرفته که حتی برای فریب عوام نیز کارایی ندارد.

از نفی خدا تا نفی هالوکاست

3 نظر | حقوق بشر
«عزیزم یعنی تو با این همه هوش فکر میکنی میشه در دو فقره کوره و در عرض 6 سال و در یه اردوگاه فسقلی 6 میلیون! نفرو سوزاند؟» این نظر محسن عزیز است در مورد مطلب «از کربلا تا آشویتس». گرچه اگر ایشان این مطلب را دقیق تر خوانده بود متوجه می شد که بحث من بر صحت و سقم امار داده شده نیست.
موضوع تحریف اخبار و اطلاعات در ایران و وارونه جلوه دادن موضوعی است که به هر علت و دلیلی برای بخش عمده ای مردم دنیا اهمیت یافته.
محسن در ادامه این نظر می افزاید: «بر فرض که سوزانذه باشن جه ربطی به فلسطین داره. شما که خیلی باهوشی و میدونی که آشوویتس اسم یک اردوگاه آلمانی و در کشور آلمان واقع شده و آلمان در اروپا قرار داره و ... آیا هولوکاست دلیل میشه که یهودی ها ادعای فلسطین رو بکنن ؟»
این اظهارات نشان دهنده عدم آگاهی و اطلاع از وقایع تاریخی است. و جالب آنکه در فقدان این اطلاع، اظهار نظرهای خلاف واقعی را نیز ابراز می کنیم.
آشوویتس نام اروگاهی در جنوب کشور لهستان است. آشوویتس یک ، آشوویتس دو (Birkenau) و آشوویتس سه (Monowitz) و ده ها کمپ اقماری دیگر بخشی از محل نگهداری زندانیان سیاسی و اسرای جنگی توسط آلمانهای نازی بودند. آشوویتس یکی از عمده ترین اروگاه هایی بود که قتل عام همگانی (The Holocaust) زندانیان در ان اتفاق افتاد که بیشتر این افراد یهودیهای کشورهای مختلف اروپایی بودند. در این میان بسیاری از اتباع شوروی، رومانی و لهستان و بسیاری از کولی ها نیز در این اردوگاه ها جان خود را از دست دادند.
دلایل عمده مرگ بسیاری از کشته شدگان اتاق های گاز، بیماری، کار سخت و اجباری، آزمایش های غیر انسانی و اعدام های فردی و گروهی بود. پس از این کشتارها نیز بخشی قربانیان را در کوره ها می سوزاندند.
برای آنکه در این مورد اظهار نظرهای خنده دار و عجیب غریب نکنیم بهتر است در این مورد مطالعه و تحقیقات لازم را داشته باشیم. امری که بنظر می رسد برخی بزرگان قوم نیز از آن بی بهره هستند.
موضوع دیگر اختلاط این بحث با موضوع فلسطین است. گرچه ممکن است بخشی از یهودیان از این کشتار وحشیانه و تسویه قومی-مذهبی سو استفاده نموده باشند اما مطمئنن دلیلی بر توجیه جنایت و کشتار فلسطینی های بی گناه نیست. به طریق اولی نیز رفتار اسرائیل نمی تواند دلیلی بر رد جنایات نازیها و کم اهمیت جلوه دادن آن باشد.
در همین حال شاید مهمترین بخش نظر محسن جایی است که در مورد حادثه کربلا و مقایسه ای که انجام گرفته آشفته می شود و با زبان تهدید اتهامات متداول و نخ نمایی را وارد می کند.
محسن می پرسد که چرا در اردوپایی نفی خدا آزاد است نفی هالوکاست با مجازات روبرو میشود. پاسخ ساده است، شاید به همان دلیلی که نفی خدا از نفی بسیار امور دیگر در جامعه امروز ایران کم هزینه تر است. اما حتی این پرسش نیز از جنس انکار و کوچک شمدن هالوکاست است. نظراتی که مبنا و پایه ی درستی ندارد.

از کربلا تا آشوویتس

11 نظر | حقوق بشر
خبرگزاری فارس در گزارشی می نویسد: «یک مهندس و استاد رياضی فرانسه، به دليل اعتراض به وجود هولوكاست و با اتهامی تحت عنوان رد جنايت عليه بشريت، به پرداخت 100 هزار يورو جريمه نقدی و یک سال زندان محكوم شد.»
این خبرگزاری با استناد به این اتفاق و حوادث مشابه مدعی می شود که این اتفاق نشان دهنده عدم وجود آزادی بیان در فرانسه است.
جدای از اینکه چگونه یک مهندس شیمی و معلم ریاضی مدارس فرانسه به این نتیجه رسیده هالوکاست واقعیت ندارد، به نوشته فارس این فرد با اتهام «ستايش جنايات جنگی» آلمان نازی روبروست.
اتهامی که فراتر از نفی هالوکاست و کشتار اقلیت های مذهبی و قومی است. در همین حال بنظر می رسد انکار اتفاقات اردوگاه آشوویتس راهکاری برای مطرح شدن -حتی به شکل منفی- در رسانه های جهانی شده است.
در اینجا بد نیست در مقامه مقایسه این واقعه با موضوعی که برای شیعیان از اهمیت خاصی برخوردار است بپردازیم با پذیرش اینکه نه 10 میلیون که 1.5 میلیون نفر در اروگاه های کشتار نازیها به بدترین شکل قتل عام شدند.
اگر کسی در موضوع حادثه ی کربلا و کشتار حسین بن علی و یارانش تردید کند و یا دلایل قیام امام سوم شیعیان را غیر آنچه تاکنون تبلیغ می شده قلمداد نماید چه سرنوشتی خواهد داشت؟
یا کسانی مدعی شوند می خواهند در مورد نحوه و دلایل این حادثه در سطح جامعه تحقیقات علمی انجام دهند و نسبت به ماهیت و محتوی این واقعه اشکالاتی وارد نمایند برخورد و واکنش حکومت ، روحانیون و بخش های مذهبی جامعه به صورت خواهد بود؟
آیا وجدان عمومی بسیاری از عوام مقید به تشیع جریحه دار نخوهد شد؟ آیا می توان حتی با عنوان برخی مسائل این اتفاق را عادی قلمداد نمود و حتی در پی تطهیر یزید و لشکریانش برآمد؟
آن هم در جامعه ای که مسائل بسیار کوچکتر و کم اهمیت تر از این موجبات پرداخت هزینه های بسیاری برای مدعیان بوده است.
گرچه بسیاری ازهواداران احمدی نژاد با قلب حقایق می خواهند عنوان نمایند که هر گونه بررسی علمی و تاریخی این ماجرا در غرب امکان پذیر نیست اما صدها سند و دلیل محکم و تحقیقات دقیق علمی در این باره وجود دارد.
این نفی این کشتار در جهت جانبداری و تشویق این عمل جنایتکارانه است که مورد شماتت قرار می گیرد و جرم محسوب می شود. زیرا همچنان وجدان عمومی جامعه اروپایی از ان اتفاقات شرمگین و جریحه دار است.

بازگشت جمهور

4 نظر | شخصی
سایت جمهور [دات آی آر] در سه روز گذشته در بسیاری از نقاط کشور از کار افتاده بود. به شکلی که امروز کاملا امکان مشاهده سایت وجود نداشت.
طبق معمول با کمک دوست بسیار عزیزم در یوپیج نت این مشکل رفع شد. چند ساعتی که سایت دیده می شود و امکان آپ نمودن ان فراهم شده است.
از تمام دوستانی که در این چند روز با تلفن و ایمیل هایشان به من لطف نمودندبسیار تشکر می کنم. واقعا از این همه توجه به نوعی شوکه شدم و احساس می کنم مسولیتم سنگین تر شده است.
امیدوارم بتوانم انتظارات و توجهات دوستان را به نحوی شایسه برآورده کنم. بد نیست دو مطلب اخیر [+ +] که دیروز بروز نمودم و احتمالا دیده نشده مرور نمایید.
«رئيس‌ جمهور و هيات دولت با انجام سفرهای استانی يک حركت فداكارانه را انجام می ‌دهند و انجام اين سفرها به خاطر حضور جمعيت زياد و پروازهای متعدد به نوعی از جان گذشتگی محسوب می شود.» [فارس]
این سخنان کمال دانشیار نماینده ماهشهر در مجلس شورای اسلامی است. او همچنین در ادامه وارد نمودن انتقاداتی به سفرهای استانی دولت می افزاید«بايد بين كاپيتان وملوان كشتی فرقی وجود داشته باشد و دولت به واسطه مغز متفكر جامعه بودن نبايد دچار خستگی مفرط شود».
با این توصیفات باید این پرسش را مطرح نمود که فداکاری و از خودگذشتگی دولت در جریان سفرهای استانی تا چه حد عقلایی و در بهبود وضعیت کشور موثر است.
می توان رفتار و اعمال شجاعانه ای را که در جهت منافع دیگران و یا بخشی جامعه انجام گیرد فداکاری نامید. اما اگر این رفتارها بدون هیچ منفعتی، آثار سویی را نیز در پی داشته باشد عنوان دیگری خواهد داشت.
بنظر می رسد نمایندگان مجلس تحت کنترل اقتدارگرایان پذیرفته اند امکان مجاب نمودن احمدی نژاد و دولت در لغو سفرهای استانی وجود ندارد لذا بهتر است اجازه بدهند این سفرها در جهت تقویت اصولگرایان صورت بگیرد.
به هر حال با شروع دور دوم سفرهای فداکارانه ی احمدی نژاد همچنان باید شاهد اتلاف منابع و منافع ایران بود. خطر دیگر نیز رفتارهای عوام فریبانه ی دولت است که مقدمات پیروزی احمدی نژاد در انتخابات آتی را فرهم خواهد آورد.
پیروزی که نابسامانی های مدیریتی و ضررهای ناشی از رفتارهای غیر معقول دولت نهم را تدام خواهد بخشید.
بیانیه زیر توسط هیات تحریریه دویچه وله در مورد حمله ی هکرها به مسابقه انتخاب وبلاگ برتر این سایت منتشر شده که عینن در زیر می آید:
در جریان رای گیری عمومی در مسابقه بین المللی انتخاب وبلاگ های برتر دویچه وله، صدا و سیمای برون مرزی آلمان، هکر و یا هکرهائی تلاش کردند تا در نتیجه رای گیری دخالت کرده و آن را تغییر دهند. این حمله به همه ده موضوع مسابقه صورت گرفته است.
حمله هکر ها در مدت زمانی مشخص و محدود بوده و متخصصان دویچه وله موفق به جلوگیری از ادامه آن شده اند. اما متاسفانه نه به لحاظ زمانی و نه به لحاظ تکنیکی برای ما فیلتر کردن آرای غیر قانونی امکان پذیر نیست. دویچه وله تمامی آرائی که در این زمان وارد سیستم شده را از آن خارج کرده است و تلاش می کند آرای قانونی را از آرائی که هکرها به سیستم وارد کرده اند جدا نماید.
رای گیری از طریق اینترنت همواره با خطر تقلب و دستکاری روبروست، با این حال در کنار انتخاب هیئت بین المللی داوران، انتخاب بهترین وبلاگ ها از طریق رای گیری عمومی که دارای پرنسیب دموکراتیک است، برای دویچه وله کماکان از اهمیت بالائی برخوردار است.
دویچه وله ضمن ابراز تاسف و پوزش، از تفاهمی که نشان می دهید، سپاسگزار است. ما کماکان بر این باوریم که این مسابقه تلاشی ارزشمند برای حمایت از جامعه وبلاگ نویسان در عرصه بین المللی و در کشورهائی است که آزادی عقیده و بیان با محدودیت و سانسور همراه است، می باشد.
برندگان هیات داوران همانطور که از قبل اعلام شده است، در روز پانزدهم نوامبر در برلین انتخاب و معرفی خواهند شد.

پریا

| شعر و داستان
آتیش! آتیش! - چه خوبه!
حالام تنگ غروبه
چیزی به شب نمونده
به سوز تب نمونده،
به جستن و واجستن
تو حوض نقره جستن

الان غلاما وایسادن که مشعلا رو وردارن
بزنن به جون شب، ظلمتو داغونش کنن
عمو زنجیر بافو پالون بزنن وارد میدونش کنن
به جائی که شنگولش کنن
سکه یه پولش کنن:
دست همو بچسبن
دور یاور برقصن
« حمومک مورچه داره، بشین و پاشو » در بیارن
« قفل و صندوقچه داره، بشین و پاشو » در بیارن

پریا! بسه دیگه های های تون
گریه تاون، وای وای تون! » ...[+]

بازگشت رییس جمهور مارکوپولو نژاد

5 نظر | سیاست
«احمدی ‌نژاد برخی كه در مركز كشور در ويلا نشسته ‌اند و نفسشان از جای گرم بلند می ‌شود را مخاطب قرار داد كه می گويند چرا دولت سفر استانی می‌رود، به آنها پاسخ داد: نظام اسلامی، نظام مردمی و عدالت محور است. اين سفرها چشم دولت را برای تصميمات باز می‌كند.» [فارس]
ادبیات و محتوی کلام احمدی نژاد دردور دوم سفر های استانی نه تنها بهبود نیافته که تا حدود بسیار زیادی سطحی و مبتذل تر نیز شده است. وی به صراحت سعی می کند با دو قطبی نمودن فضای جامعه و تشدید اختلافات طبقاتی شرایط را برای منتقدانش سخت نماید.
احمدی نژاد منتقدان دولت را «کاخ نشینانی بی درد» مینامد که از سر بی توجهی یا دشمنی با طبقه ی ضعیف جامعه سخن می گویند و رفتار می کنند.
منطق مورد استناد دولت نهم در مورد سفرهای استانی آنقدر ضعیف و بی مایه است که به راحتی می توان آن را به چالش کشید. منطقی که فلسفه وجودی دیگر دستگاه های استانی و میانی را دچار نقصان کرده است.
احمدی نژاد با بیان پیش فرضی صحیح، نتیجه ای کاملن غلط را استنتاج می کند:« مردم خراسان جنوبی و نه هيچ كجای ديگر، خواسته غير معقولی از ما نداشتند. آيا برق، آب و راه، توقعات زيادی برای مردم است؟»
مشخصن این توقعات غیرمعقول نبوده و بلکه نیازهای اولیه آدمی محسوب می گردد. اما این دلایل نمی تواند به هیچ عنوان توجیه کننده سفرهای استانی-تبلیغاتی و پرهزینه ی دولت باشد.
در شرایطی که تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان ، احقاق حقوق کارگران ، آزادی مطبوعات و فعالیت مذاهب و ادیان دیگر توقعات زیادی نیست که دولت احمدی نژاد از شهروندان ایران دریغ نموده است.
از سوی دیگر اعلام پرداخت کمک -در حدود 30 هزار تومان- به هر درخواست کننده این پرسش را ایجاد می نماید که منابع این هزینه ها از کجا تامین می گردد. به هر حال دور دوم سفرهای تبلیغاتی احمدی نژاد آغاز شده است، سفرهایی که هزینه اش توسط مردم ایران پرداخت خواهد شد.
باید دید آیا همچنان لفاظی های عوام پسندانه در مورد انرژی هسته ای می تواند مخاطبان این نمایش ها را راضی نگاه دارد.
نیک آهنگ کوثر در مطلبی در مورد انتخابات می نویسد: « به عنوان صاحب یک رای، گمان می‌کنم به رای ‌ام خیانت شده. یک شهروند که هم حقوقی دارد، هم وظایفی دارد، هم مشارکت می‌کند، لابد می تواند مطالباتی هم داشته باشد.»
نیکان با اشاره به این موضوع که در ایران «حقوق رای دهنده جوکی بیش نیست و آزادی انتخاب عملا به تاریخ پیوسته و اصلاح‌طلبان و تکنوکرات‌ها در عمل اهمیتی به رای مردم نمی‌دهند» شرکت در انتخابات را بی فایده می داند.
شاید تنها موضوعی که اکثریت جریانات منتقد به وضعیت کنونی بر آن اتفاق نظر دارد اشکالات ساختاری انتخابات در ایران است. اشکالاتی که آزادی انتخاب شدن و انتخاب نمودن را خدشه دار کرده است.
پ همانگونه که نیکان هم اشاره می کند نیروهای اصلاح طلب و تکنوکرات نه توان و مهمتر از آن اراده ای برای اصلاح بنیادین ساختار بیمار و غیر دموکراتیک حاکم ندارند.
اما در این میان راه حل مشخص و قابل دسترسی مطرح نیست.عملن استراتژی تحریم انتخابات نیز شکست خورده است. استراتژی که به علت ساختار اجتماعی-سیاسی در ایران قابل اجرا نیست.
تشکیل مجلس هفتم و دولت نهم و عملکرد این دو نهاد تحت کنترل اقتدارایان بر این موضوع صحه می گذارد که وجود دولت و مجلس اصلاح طلب و حتی کم اثر شرایط بهتری را موجب می شود.
این تفاوت ها برای کسانی که روزانه در داخل ایران با مشکلات حاصل از حاکمیت مطلق اقتدارگراها روبرو هستند بسیار ملموس تر و قابل درک تر است. گرچه حضور رفرمیستها در قدرت راه حل نهایی برای دستیابی به دموکراسی نیست.
نیک اهنگ در پایان مطلبش می نویسد: «گمان می‌کنم ما روزنامه‌نگارها نباید مبلغ کسی باشیم». موضوع بسیار درستی که رعایت آن در ایران بسیار دشوار است. زیرا اکثر روزنامه نگاران در ایران اکتیو سیاسی وابسته به جناح های مختلف نیز هستند. برای رسیدن به شرایط مطلوب باید زمان زیادی را طی نمود تا اطلاع رسانی آزاد و بی طرفانه دغدغه اصلی روزنامه نگاران و ارباب جراید گردد.

ونزوئلا به سوی دیکتاتوری

2 نظر | سیاست
این روزها ونزوئلای هوگوچاوز شباهت های زیادی به ایران احمدی نژاد دارد. با این تفاوت شاید که نهادهای مستقل و جریانهای مخالف قدرت بیشتری در آن کشور دارند. سرکوب رسانه ها و مطبوعات ، برخورد با دانشجویان معترض و دستگیری فعالین سیاسی و حقوق بشری وجه اشتراک وضعیت ایران و ونزوئلا است.
در همین حال مجلس هوادار چاورز قانون اساسی را به نفع او تغییر داده است. افزایش دوره ریاست جمهوری به هفت سال و حذف محدودیت دو دوره ای برای کاندیداهای ریاست جمهوری.همچنین امکان بازداشت فعالان سیاسی بدون اعلام دلایل قانونی و رفع محدودیت زمان نگهداری متهمان.
اولین واکنش و اعتراض نیز از سوی دانشجویان این کشور شنیده شد. آنها با همراهی گروه های دموکراسی خواه ، با برپایی تظاهرات اعتراض خود را به این تغییرات نشان دادند.
تغییراتی که به باور بسیاری کشور را نه به سوی سوسیالیسم که در جهت استقرار دیکتاتوری چاوزی سوق می دهد. در حالی که چاور با وعده ها و برنامه های پوپولیستی توانسته است طبقات پایین اجتماعی را با خود همراه کند.
طبقاتی که بیش از دغدغه آزادی و دموکراسی به بهبود وضعیت زندگی خود فکر می کنند. بهبودی که بیش از آنکه با برابری استفاده از امکانات و شرایط برای بهره مندی ارتباط داشته باشد، وابسته به اعانه های دولتی است. روشی که کوتاه مدت ممکن است رضایت نسبی ایجاد نماید اما راه حل دائمی نخواهد بود.
جالب آنکه در ایران نیز دولت احمدی نژاد سعی نموده با پرداخت وام های با بهره کم و کمک های چند ده هزار تومانی به چند دهک پایین رضایت نسبی ایجاد نماید.
گرچه با بالا رفتن تورم به شکل تصاعدی این کمک ها اثر خود را کاملا از دست داده اما می تواند از نظر روانی حس خوبی را در شهروندان نسبت به دولت ایجاد نماید.
اما در نهایت این شرایط برای مدت زمان طولانی طول نخواهد کشید و اثر خود را از دست خواهد داد. در آن شرایط تنها راه کنترل جامعه استفاده از زور خواهد بود.
می توان انتظار داشت اگر نیروهای میانه رو و طبقه ی متوسط ونزوئلا نتوانند از فضای نسبتن باز فعلی برای محدود نمودن قدرت چاوز استفاده کنند باید انتظار حکومت دیکتاتوری در ونزوئلا بود.
زمان زیادی از سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا شهر نیویورک در ایالات متحده آمریکا نمی گذرد. جایی که رییس دولت نهم مدعی شد ایران برای زنان از آزادترین کشورها است. ادعایی که در دیگر سخنرانی های احمدی نژاد تکرار شد. در آن زمان هم بسیاری به یاد میدان هفت تیر و پارک دانشجوی تهران افتادند که صحنه ی سرکوب زنان در دوسال اخیر بوده است.
بسیاری نیز یادآوری نمودند که چندین فعال حقوق زنان در انتظار برگزاری دادگاهایشان بسر می برند و احکام برخی صادر شده است. دلارام علی یکی از این زنان است که در دادگاه تجدید نظر به 10 ضربه شلاق و بیش از دو سال حبس محکوم شده است.
حکمی که پیش از این با انکارها و قلب حقایق توسط رییس و دیگر کارگزاران دولت نهم در مواجهه با رسانه ها بر تن جنبش زنان، دانشجویان، کارگران و همه آزادای خواهان ایرانی زده شد.
در این میان اقتدارگرایان در این اندیشه ی خامند که این تنها پیکر دلارام علی نیست که به دست شلاق می سپارنده بلکه روح سرکش زنان آزادی خواه را افسار می زنند. رویایی که نه تنها تعبیر نخواهد شد که در نهایت کابوس وحشتناکی را برای استبداد رقم خواهد زد.
گرچه به واسطه بی تدبیری ها و سو مدیریت ها و مشکلات روز افزون اجتماعی حساسیت عامه مردم در برابر این اتفاقات کمتر بروز می یابد اما وجدان اجتماعی قطعن در مقال این همه بی عدالتی ساکت نخواهد ماند.
همانگونه که هر روز بر فریادهای اعتراضی دانشجویان افزوده می شود و همچنان جنبش برابری خواه زنان و عدالت خواهی کارگران راه خود را ادامه می دهند.
صدور حکم زندان سه دانشجوی امیرکبیر و دو فعال کارگری، تایید حکم دلارام علی، دستگیری عماد الدین باقی و ده ها مورد دیگر مهر تاییدی است بر آنچه که احمدی نژاد و تفکری که او آنرا نمایندگی می کند در دانشگاه کلمبیا با آن روبرو شد.

کروبی ، شیخ عصیانگر!

2 نظر | سیاست
متن زیر نوشته مشترکی از محمدرضا یزدان پناه و من است در مورد آنچه این روزهای میان جوانان مشارکت و حزب اعتماد ملی در جریان است:
حمله شدید سه تن از نزدیک ­ترین افراد به شیخ مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی به یکی از اعضای شاخه جوانان جبهه مشارکت که هفته پیش در گفت­وگویی اعلام کرده­بود «شاخه جوانان پیشنهاد می­کند کروبی به عنوان کاندیدای انتخاباتی اصلاح­طلبان در شهر الیگودرز معرفی گردد»، منازعات این دو حزب سیاسی مشهور را وارد مرحله تازه­ای نمود.
منازعه­ای که از روزهای پس از انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و به دنبال شکست همزمان مهدی کروبی و دکتر مصطفی معین نامزد اصلاح­طلبان پیشرو آغاز شد و البته آنگونه که عموم ناظران و فعالان سیاسی و خبری آگاهند، تا پیش از انتشار خبر فوق، به شکلی مستمر و دنباله دار توسط مسئولان ارشد حزب اعتماد ملی و نزدیکان کروبی به آن پرداخته می­شد.
آنچه تاکنون به عنوان «علت» روشن شدن آتشبار پردامنه اعتماد ملی علیه طیف پیشروی اصلاحات در نزد تحلیلگران مطرح بوده نیز مسئله­ای است که همگان کمابیش از آنها آگاهند و آن وقایع و حوادث از یاد نرفتنی مجلس ششم و انتخابات ریاست جمهوری نهم است.

ائتلاف حداکثری با مردم

3 نظر | اصلاح‌طلبی
این مطلب را برای سایت برای فردا نوشتم که ادامه می توانید بخوانید:
در دوران هشت ساله ی دولت خاتمی خصوصا چهار سال ابتدایی دانشگاه ها محل کنش ها و واکنشهای بسیاری بود. تشکل ها و جریانات مختلف دانشجویی با نگاه منتقدانه به دولت و حکومت شکل گرفتند.
در همین حال نیروهای تندرو جریان اقتدارگرا به عنوان اهرم فشار فیزیکی بر دانشجویان فعال و تشکلهای دانشجویی محسوب می شدند. حتی بسیاری از فعالان سیاسی و کارگزاران دولت نیز از گزند تهاجم این نیروها در امان نماندند.
در بسیاری از موارد نیز دستگاه قضایی و برخی نهادهای موازی اطلاعاتی، جنبش دانشجویی و فعالین سیاسی را مورد هجمه قرار می دادند و مجلس ششم و دولت اصلاحات به نوعی نقش میانجی و مدافع دانشجویان را بر عهده داشت.
اما با گذر زمان و افزایش فشار بر دولت و فعالین سیاسی اختلاف و فاصله میان جامعه دانشگاهی معترض و دولت و مجلس رفرمخواه بیشتر شد تا جایی که به ایجاد شکافی عمیق میان این دو منجر شد.
این شکاف و اختلاف موجب شد رفرم خواهان، شورای شهر، مجلس و پس از آن دولت را از دست بدهند و در عین حال جنبش دانشجویی نیز تنها مدافع خود را در حاکمیت از دست داد.
اخراج اصلاح طلبان از حاکمیت توسط نهادهای انتصابی و جریانات شبه نظامی در سکوت جنبش دانشجویی این واقعیت را ثابت نمود که عدم همراهی دانشجویان به عنوان پیوند دهنده این جریان و طبقه متوسط چه نتایج زیانباری به دنبال دارد.
فشار روز افزون و برخوردهای امنیتی با دانشجویان مشخص نمود که وجود دولت و مجلسی هر چند کم توان می تواند فضای مناسبی تری برای فعالیت ایجاد کند.
در شرایطی که انتخابات مجلس هشتم در پیش است و ائتلاف دغدغه اصلی رفرم خواهان شده، بنظر می رسد مهمترین ائتلاف باید میان جریان تحول خواه و طبقه متوسط جامعه اتفاق بیفتد.
برای شکل گیری این ائتلاف حضور جنبش دانشجویی با حفظ هویت مستقل خود بسیار ضروری است. جنبشی که بیشترین قرابت را با گروه های پیشرو دارد.
بنظر می رسد اگر جریانات اصلی اصلاح طلب تلاش نمایند با دانشجویان دموکراسی خواه گفتگوی هدفمندی را پیش بگیرند شرایطی به مراتب بهتر از انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم خواهد بود.
به نتیجه رسیدن این گفتگو نیز نیازمند انعطاف پذیری دو طرف است. انعطافی که جریانات رفرمخواه پیشرو نسبت به گروه های دست راستی و محافظه کار جبهه اصلاحات -همچون اعتماد ملی و کارگزاران- از خود نشان داده اند.
رهبران جنبش دانشجویی نیز باید سعی نمایند سطح مطالباتش را با شرایط و وقایع امروز و توان اصلاح طلبان تنظیم نمایند و عزم و اراده ای جدی را برای گفتگو با گروه های سیاسی تحول خواه از خود نشان دهند.

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram