متولد شدم در اول اَمرداد ۱۳۵۸و شاید به دلیل هم زمانی زادروزم با روزهای پر آشوب پس از انقلاب اینگونه آشفته و بی قرار ثباتی هستم که کمی دست نیافتنی می نماید

Category Archive

Khozestan BloggerS



Archive Monthly

LoGo


جمهور


NewsLetter


برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Add


  ATOM 

Powered by
Movable Type 3.2

:.جمهور پیشین.:




جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!



linkdump


+ArChive+



« ونزوئلا به سوی دیکتاتوری | Main | کروبی ، شیخ عصیانگر! »

زمان زیادی از سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا شهر نیویورک در ایالات متحده آمریکا نمی گذرد. جایی که رییس دولت نهم مدعی شد ایران برای زنان از آزادترین کشورها است. ادعایی که در دیگر سخنرانی های احمدی نژاد تکرار شد. در آن زمان هم بسیاری به یاد میدان هفت تیر و پارک دانشجوی تهران افتادند که صحنه ی سرکوب زنان در دوسال اخیر بوده است.
بسیاری نیز یادآوری نمودند که چندین فعال حقوق زنان در انتظار برگزاری دادگاهایشان بسر می برند و احکام برخی صادر شده است. دلارام علی یکی از این زنان است که در دادگاه تجدید نظر به 10 ضربه شلاق و بیش از دو سال حبس محکوم شده است.
حکمی که پیش از این با انکارها و قلب حقایق توسط رییس و دیگر کارگزاران دولت نهم در مواجهه با رسانه ها بر تن جنبش زنان، دانشجویان، کارگران و همه آزادای خواهان ایرانی زده شد.
در این میان اقتدارگرایان در این اندیشه ی خامند که این تنها پیکر دلارام علی نیست که به دست شلاق می سپارنده بلکه روح سرکش زنان آزادی خواه را افسار می زنند. رویایی که نه تنها تعبیر نخواهد شد که در نهایت کابوس وحشتناکی را برای استبداد رقم خواهد زد.
گرچه به واسطه بی تدبیری ها و سو مدیریت ها و مشکلات روز افزون اجتماعی حساسیت عامه مردم در برابر این اتفاقات کمتر بروز می یابد اما وجدان اجتماعی قطعن در مقال این همه بی عدالتی ساکت نخواهد ماند.
همانگونه که هر روز بر فریادهای اعتراضی دانشجویان افزوده می شود و همچنان جنبش برابری خواه زنان و عدالت خواهی کارگران راه خود را ادامه می دهند.
صدور حکم زندان سه دانشجوی امیرکبیر و دو فعال کارگری، تایید حکم دلارام علی، دستگیری عماد الدین باقی و ده ها مورد دیگر مهر تاییدی است بر آنچه که احمدی نژاد و تفکری که او آنرا نمایندگی می کند در دانشگاه کلمبیا با آن روبرو شد.
| ارسال به دنباله | ارسال به بالاترینحقوق بشر | مهدی محسنی |    |

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/1038

Comments


بله کاش امثال دلارام که دستش از صربه باتوم روز 22 خرداد شکست و ضاربان تبرئه آنجا بودند . کاش فطمه 18 ساله آنجا بود که بگوید 5 سال حکم حبس برایش به خاطر تجمع 22 خرداد بریده اند . کاش خودم آنجا بودم و از همه دیده ها و آنچه بر امثال من روا داشته اند بگویم . و تایید زنده ای باشیم برای همه ی دیکتاتوریها !

بیتا یاری - فریاد || November 4, 2007 09:32 PM


احساس می کنم اینقدر از تغییر , از رسیدن با ازدی , از حس کردن رهایی ... نا امیدم که دستم به نوشتن از مقوله های اینچنین نمی رود وگرنه اگر بخواهم از دلارام بگویم گتنی از روزهایی که با هم بودیم زیاد است ...

ولی من هیچ امیدی به هیچ تغییری در این کشور ندارم که ندارم ...

مهتاب || November 5, 2007 12:26 AM


سلام مهدی جان . کامنتی بر یادداشت تو داشتم که چون زیاد بود در قالب یک پست در بلاگم نوشتم.

مریم پارسی || November 5, 2007 10:42 AM


وبلاگ کویرزاده را در فیلیپین مینویسم.دانشجوی دندانپزشکیم. اگر تمایل داشتید لینکم کنیم.
موفق باشید

محمد احسان || November 7, 2007 12:13 AM


Post a comment


نظرات شما پیش از نمایش تایید خواهد شد
تا انجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود بصورت فینگلیش خودداری نمایید