February 2008 Archives

بزرگداشت آیت الله توسلی توسط ائتلاف اصلاح طلبان خوزستان با حضور جمع کثیری از فعالین سیاسی اصلاح طلب و اقشار مختلف مردم در اهواز برگزار شد.
این مراسم تنها برنامه ای قلمداد می گردد که بصورت فراگیر در استان خوزستان برگزار شد و متولی آن نیز اصلاح طلبان بودند. در حالی که هیچ یک از نیروهای وابسته به جریان اقتدارگرا و هوادارن دولت احمدی نژاد در این برنامه شرکت نکرده و مراسم مشابهی را برگزار ننمودند.
از سوی دیگر برای برگزاری این مراسم مشکلاتی وجود داشت. هماهنگی محل برگزاری و سخنران این برنامه کاملن غیر سیاسی با حساسیت هایی روبرو شد.
جالب است که پس از 29 سال از انقلاب اسلامی برخی از حضور در مراسم بزرگداشت رییس دفتر آیت الله خمینی واهمه داشتند و از سخنرانی در این مراسم سر باز زنند و حتی برخی کاندیداهای مجلس می ترسند بخاطر حضور در این برنامه صلاحیت شان با مشکل روبرو گردد.
برای این مراسم که با تبلیغات شهری خوبی تدارک دیده شده بود ، از استاندار و دیگر مسولین دولتی و برخی روحانیون و ائمه جمعه و جماعات نیز دعوت به عمل آمده بود که البته حضور به هم نرساندند.
همانگونه که سخنران این مراسم نیز اشاره کرد مایه تاسف است که مدعیان اصولگرایی و انقلاب برای بزرگداشت شخصیتی همچون آیت الله توسلی اینگونه بی تفاوت و سرد رفتار می کنند.
این رفتارها می تواند تعبیر روایتی باشد که از سید حسن آقای خمینی نقل می گردد مبنی بر اینکه پدربزرگشان در خواب به ایشان می گویند «دارند مرا از این خانه بیرون می کنند» و در برابر پرسش شان که چه کسی این کار ار می کند آیت الله سکوت می نمایند.

حسینیان چه کسی را متهم کرد؟

7 نظر | سیاست
سخنان اخیر حسینیان در مصاحبه با بنگاه خبرپراکنی فارس از رسانه های هوادار دولت یک نکته مورد توجه واقع شده است. حسینیان در این مصاحبه یکی از هوادارن اخیر سید حسن خمینی را متهم می کند:
«فراموش نمی‌كنم در زمان حضرت امام خمينی یکی از همين افرادی كه یک اطلاعيه شديداللحنی در حمايت از حاج‌ حسن ‌آقا صادر كرد، روزی به جماران رفت تا خدمت امام برسد.»
تا اینجا مشخص می شود که فرد مذکور به هواداری از سید حسن خمینی «بیانیه ای» منتشر کرده است. خسرو خوبان -روح ا... حیسنیان- می افزاید:
«حفاظت از پارک اتومبيل وی در جای نامناسب ايراد گرفت. همين آقا عمامه ‌اش را بر زمين زد و هر چه از دهانش بيرون آمد، نثار حاج احمدآقا كرد و سپس با صدای بلند فرياد می ‌زد كه "احمد می‌خواهد مرا ترور كند" سپس مسئول حفاظت بيت را دستگير و زندانی كرد كه با فرمان امام خمينی وی از زندان آزاد شد.»
باید پرسید اگر با حفاظت بیت درگیر شده چه ارتباطی به مرحوم سید احمدآقا داشته که به ایشان اساعه ادبی بشود؟ اما مورد مهمتر اینست که فرد مذکور می توانسته حکم بازداشت کسی را صادر کند.
پس مشخصن مهدی کروبی از این لیست خارج خواهد شد. محتشمی پور نیز بیانیه صادر نکرده و نمی تواند جز این لیست باشد تنها یک نام در این لیست می ماند:
آیت الله العظمی حاج شیخ یوسف صانعی. ایشان در دوره ی امام مسولیت دادستانی کل انقلاب را بر عهده داشته اند و در یکی از مراجعاتشان به بیت با تیم حفاظت درگیر می شوند که البته احتمالن برخورد میان محافظان ایشان و بیت بوده است. که البته با وساطت آیت الله خمینی عصبانیت صانعی نیز فروکش می کند و ماجرا ختم به خیر می شود.
در همین حال آیت خمینی در مورد صانعی اشاره کرده اند: «من آقاى صانعى را مثل یک فرزند بزرگ كرده ام.... ايشان، بالخصوص مى آمدند با من صحبت مى كردند و من حظّ مى بردم از معلومات ايشان و ايشان، يك نفر آدم برجسته اى در بين روحانيون است و مرد عالمى است».
البته آیت الله یوسف صانعی با حسن صانعی عضو مجمع تشخیص مصلحت و از یاران قدیمی آیت الله خمینی که اتفاقن ایشان نیز اc سید حسن آقا حمایت نمودند، تفاوت دارد.
به هر حال در این شرایط خسرو حسینیان هر داستانی می خواهد می سازد و خوراک رسانه های وابسته به احمدی نژاد و دولتی می کند تا به خورد مردم بدهند.

آقای حسینیان! آیا همچنان قاتل هستی؟

4 نظر | سیاست
نام روح الله حسینیان -خسرو خوبان سابق- با این جمله معروف در مورد مرگ سعید امامی عجین شده است که «ولله یک زمانی خودمان قاتل بودیم».
حسینیان تنها کسی بود که مردانه بر عقیده خود ایستاد و از سعید امامی دفاع کرد و او را شهید نامید. او که اول بار در برنامه چراغ و روزنامه کیهان ، دوم خردادی ها را عامل و آمر قتل های زنجیره ای معرفی نمود.
حالا خسرو حسینیان که کاندیدای مجلس هشتم نیز شده با بنگاه خبرپراکنی و خبرسازی فارس به پرسش و پاسخ نشسته تا بار دیگر اتهاماتی را متوجه اصلاح طلبان و «دوم خردادی ها» بنماید.
دشمنی و عداوت حسینیان با رفرمیستها و نیروهای چپ سابقه طولانی دارد هم او که خود را بازمانده تیم سعید امامی می داند و با تمام توان سعی دارد بیرق او را همچنان افراشته نگاه دارد.
اما شاید در این میان تیتر خبرگزاری دولتی فارس بیش از همه چیز عیان کننده نفس انجام این مصاحبه باشد: هجمه ای دوباره به سید حسن خمینی تا دیگر خیال مخالفت با اقتدارگرایان را در سر نپرورد.
فارس از زبان حسینیان می نویسد: «راه خمينی برای من از هر كس ديگر عزيزتر است و عشقم به ذريه خمينی تا زمانی است كه ذريه‌اش در خط خمينی باشند».
به واقع تمام خباثت ها و شرارت هایی که در روزنامه کیهان می توان یافت ، فارس نیز با خود به یدک می کشد و در برخی موارد از کیهانیان پیشی گرفته است. خبرنگار فارس از حسینیان می پرسد:
«به نظر می‌رسد كه شما اين حمايت‌ها را از نوه امام خمينی یک برنامه سياسی هماهنگ شده می‌دانيد آيا احتمال اين را كه اين توهين نيز از طرف خود اين آقايان برنامه‌ریزی شده باشد نمی‌‌دهيد؟» سوالی که بیشتر به جواب شباهت دارد.
گرچه سید حسن آقای خمینی از مدافعانشان خواسته اند در مورد این دریدگی های سیاسی اقتدارگرایان واکنشی نشان ندهند اما به هر حال واجب بنظر می رسد روند خبر رسانی رسانه های رسمی هوادار احمدی نژاد همچون فارس و ایرنا در ماجرای هتاکی به نوه آیت الله خمینی بررسی دقیق گردد تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.

خود گویی و خود خندی...!

4 نظر | سیاست
«محمود احمدی ‌نژاد رئیس جمهوری اسلامی ايران در گفت و گو با شبكه یک سیمای جمهوری اسلامی ایران گفت: از نظر ما مسئله هسته ‌ایی تمام شده تلقی می ‌شود و اتفاق بزرگی در پرونده‌ هسته ایی‌ افتاد كه صدها برابر به ملی شدن نفت می ‌ارزد.»
این خبری است که بنگاه خبرپراکنی فارس ارگان رسمی اقتدارگرایان منتشر نمئده است. مین بنگاه خبرپراکنی -وگاهن خبرسازی- در خبر دیگری می افزاید:
«محمود احمدی نژاد در پی پيروزی هسته ‌ای ملت ايران در پيامی پيروزی تاريخی ملت شريف ايران در بزرگترين رويارویی سياسی با قدرت های سلطه گر پس از پيروزی انقلاب اسلامی در موضوع مهم هسته‌ای را به رهبر معظم انقلاب اسلامی و مردم انقلابی و شجاع ايران اسلامی تبریک گفت.»
در همین حال رسانه های غربی خبر از تصویب قطعنامه تحریم دیگری علیه ایران را در شورای امنیت می دهند. موضوعی که احمدی نژاد و دولت نهم آنرا کم اهمیت و بی ارزش قلمداد می کند.
جدای از اثر روانی تصویب تحریمهای بین المللی بر منافع ملی باید پذیرفت که وخیم تر شدن وضعیت اقتصادی در دو سال اخیر نه تنها ناشی از سو مدیریت دولت نهم و مجلس هفتم که متاثر از تحریم های بین المللی نیز می باشد.
ار سوی دیگر مقایسه فعالیتهای هسته ای با ملی شدن صنعت نفت به رهبری دکتر مصدق ، یکی محبوب ترین مردان تاریخ این سرزمین، رفتار و سخنی سخیف و نسنجیده است.
همچنین مشخص نیست احمدی نژاد چه موفقیتی را به مردم تبریک می گوید. افزایش تورم و نابسامانی اقتصادی ، فشارهای مضاعف بر فعالین سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی ، در بند کردن و به شلاق سپردن دانشجویان ، معلمان ، زنان و کارگران و یا جان دادن جوانان این سرزمین در زندانها.
از سوی دیگر احمدی نژاد در سخنان اخیر خود مدعی شده «دنيا خيلی بزرگ است و اعضای شورای امنيت كوچكتر از آن هستند كه بر آن تسلط داشته باشند» ، البته مطمئنن اگر دنیا را ونزوئلا و کوبا و سوریه فرض کنیم مطمئنن این دتیا برای احمدی نژاد خیلی خیلی بزرگ است.
اما ملت ایران بزرگ تر و تمدن ساز تر از آن است که خود را محدود به چند کشور دسته چندم و رهبران دیکتاتورش کند و از نقش تاریخی خود درعرضه جهانی چشم پوشی نماید.
اما چه می توان کرد درغیاب مجلسی که برخواسته از آرای شهروندان و رسانه هایی آزد و مستقل و البته فراگیر. باید طبقه متوسط و روشنفکران جامعه هوشیار و احزاب دموکراسی خواه در پی نمهیداتی باشد تا فاجعه انتخاب احمدی نژاد - و امثال ایشان- در قامت رییس دولت بار دیگر تکرار نگردد.
خبرگزاری فارس گزارش می کند که مدير مسئول روزنامه كيهان در سخنرانی خود در دانشگاه امام صادق تاكيد كرد: «مجلس ششم همخوان و هخمون انقلاب نبوده و اين مجلس نه اصلاح ‌طلب بلكه برانداز بود.»
بر اندازی در ادبیات سیاسی به تلاش برای تغییر و ساقط نمودن نظام حاکم و تغییر بنیادی ساختارهای موجود برای حاکم نمودن نظام و ساختاری جدید تعبیر می گردد. براندازی نیز به روشهای مختلف صورت می گیرد: انقلاب ، شورش ، کودتا از جمله این راه ها هستند.
اما در مفهومی که شریعتمداری و در حالت کلی تر تفکر کیهانیسم ارائه می کند حتی شرکت در انتخابات را می توان نوعی براندازی قلمداد نمود.
هر حرکت رفرمیستی که مبنای آن تغییر عناصر حاکم -نه حتی ساختارهای معیوب- باشد نیز شامل تعریف فوق الذکر است. این تفکر معتقد به الیگارشی نخبگان متعهد است تا اگر مردم راهی را به خطا برگزیدند آنها را هدایت کنند.
به همین دلیل شریعتمداری مدعی می شود: «مردم به كسانی كه ارزش‌های انقلاب را مطرح می‌كنند رأی می‌دهند، اما اينكه بعضی اوقات اين اتفاق نيفتاده به اين دليل بوده است كه مردم در يافتن مصاديق دچار خطا شده ‌اند.»
اصل یتیم بودن مردم در سیاست و لزوم نظارت استصوابی شورای نگهبان نیز از همین جا استنباط می گردد. گرچه این استدلال در دل خود دچار تناقض است.
اگر مردم مصادیقی برگزیدند و سپس بار دیگر اکثریت مردم و پس از ظهور درعرصه عمل آن تفکرات همچنان بر آن تاکید کردند، شاید این فهم منادیان تفکر کیهانیسم دچار کج فهمی و بی خردی شده و خواست عمومی را به غلط تفسیر می کنند.
در حالتی دیگر اگر مردم متوجه اشتباه خود در یافتن مصادیق شده باشند ، حذف فیزیکی و معنوی رفرمیستها از عرصه انتخابات جایگاهی نداشته و خود به خود بر اساس رای مردم شرایط حضور در قدرت را نخواهند داشت.
و از همه مهمتر اینکه شناخت مصداق و مصدق در عرصه سیاست نمی تواند بر عهده یک طرف شریک و سهیم در رقابت باشد. و بی توجهی به جمیع این شرایط منجر به استقرار فاشیسم در شکلی مدرن خواهد شد.
در تایید این مدعی به بخشی دیگر از سخنان برادر حسین شریعتمداری توجه کنید: «بسياری از خواسته‌های آنها [اصلاح طلبان] بيرون از دايره نظام بود و با مبانی تعريف شده انقلاب، نظام و قانون اساسی تناقض داشت.»
در ادامه اشاره می کنند: «لوايح دو قلو و ارايه طرح برچيدن گزينش‌ها از نمونه‌های عملكرد بيرون از دايره‌ نظام مجلس ششم بود.» در حالی که لوایح دوگانه توسط رییس جمهور و مسئله گزینش یک خواست عمومی و مورد حمایت اکثریت متخصصان و دانشگاهیان بود.
شاید بتوان برای روشن شدن این بحث چند مثال دیگر را نیز اضافه کرد که متوجه شویم مبانی تفکر کیهانی و تعابیرشان از قانون اساسی چیست:
« طرح تغییر قانون مطبوعات و تضمین آزادی بیان و پس از آن ، تعریف جرم سیاسی و استقرار هیات منصفه در دادگاه ها ، افشای قتل های زنجیره ای ، افشای شکنجه های وارد شده به نیروهای ملی مذهبی ، پیگیری دلایل قتل زهرا کاظمی ، مخالفت با حضور و هجوم نظامیان به محیط های دانشگاهی و ده ها مورد دیگر...»
به همین دلیل دفاع از آزادی بیان در مرام سیاسی کیهانی منشا خارجی دارد ، حقوق بشر مذموم است و مردم گوسفندان گمراهی فرض می شوند که تنها در زمان راهپیمایی ها و انتخابات های فرمایشی به کار می آیند.
بررسی دیگر سخنان سرشار از تناقض و فکت های گمراه کننده مدیر مسوول کیهان نیاز به زمان و مجال بیشتری دارد اما به هر حال خواندن گفته های ایشان خالی از لطف نیست.
فلاش بک:
» آقای شریعتمدرای! به روح اعتقاد دارید [+]

زودتر مرا اعدام کن پدر!

| حقوق بشر
اواسط مرداد ماه بود که در مطلبی با عنوان «این فیلم یک اعدامی فردا است» در مورد استعمال مواد مخدر کودکان با حضور افراد خانواده آنها نوشتم. چند روز پیش نیز فیلم دیگری به دستم رسید که دو کودک 4 و 5 ساله را در حال مصرف موراد نشان می داد.
واقعن مشخص نیست بر اساس چه نگاه و بینشی این رفتار های خارج از تعهد و شعور انسانی با کودکان معصومی صورت می پذیرد که آینده ای تباه را در پیش خواهند داشت.
برای دیدن فیلم روی عکس کلیک کنید
برای دیدن فیلم درهشت میلیمتری روی عکس کلیک کنید
باز همچون مطلب پیشین این سوال ها را مطرح می کنم : «اصلا دولت ها و حکومت ها برای چه شکل گرفته اند. آنگونه که برخی می پندارند برای اعمال اراده خداوند بر زمین؟ و یا در جهت حفظ و قوام جامعه و سامان بخشیدن به شرایط اجتماعی؟
آیا مجازات تنها اجرای حدود و الهی در جهت رضایت پروردگار است و یا راهکاری برای نظم بخشیدن به جامعه و تلاش برای داشتن جهانی بهتر؟»
در حالی نزدیک به سه دهه از انقلاب می گذرد و بیست و نهمین سالگرد آنرا جشن گرفتیم که انقلابیون با شعارهای اخلاق گرایانه و وعده دست یابی به دنیایی آباد و آخرتی ختم به خیر ، «حکومت طاغوت» را سرنگون کردند.
کاش به همان میزان که برای دستیابی به انرژی هسته ای و موشک های بالستیک تلاش می کردیم ، در فکر ثبات اقتصادی و بهبود وضعیت اجتماعی دهک های پایین جامعه بودیم.
به همان میزان که دختران و زنان را بخاطر نوع پوشش و چکمه هایشان مورد آزار و اذیت قرار می دادیم ، به فکر اصلاح ساختارهای سست شده اجتماعی و معضلاتی که امنیت اجتماعی را به شکل جدی به چالش کشیده اند، بودیم.
این فیلم ها و صدها تصاویر مشابه آن ، خبر از صف طویلی از انسانهایی می دهد که باید از هم اکنون در انتظار اعدام و یا مرگ زودرس باشند.

ما فرزندان خشونت هستیم!

| جامعه
یادم می آید کوچکتر که بودیم تقریبا هر روزمان را مسجد محله یمان می گذراندیم. مسجد فاطمیه که در اهواز جز قوی ترین و تاثیر گذارترین ها بوده و هست. پیش نمازهای اکثر مساجد فعلی اهواز نیز در همین مسجد تربیت شدند و بسیاری نیز به مسولیت های اجرایی ، سیاسی و فرهنگی دست یافته اند.
در آن روزها سالانه دوره های مختلفی برگزار می شد. دوره های شهید باهنر ، مطهری ، بهشتی و چند دوره تابستانه و زمستانه دیگر.
کلاس های فوق برنامه مذهبی ، نظامی ، علمی و ورزشی هر روز با نظم و برنامه ریزی خاصی اجرا می شد. در برخی دوره های ورزشی نظامی نیز سخت گیری ها و تمرینات ویژه ای به اجرا در می آمد.

برای دیدن فیلم روی عکس کلیک کنید
برای دیدن فیلم در هشت میلیمتری روی عکس کلیک کنید

مثلن در یکی از این تمرینات همه بچه های تحت تعلیم در سالنی جمع می شدند و مسولین دوره سعی می کردند در یک حالت هجوم گروهی و چیزی شبیه بازی گرگ به هوا با توپ های سربی و نوارهای چرمی بچه ها را بزنند.
در دوره های بالاتر بچه ها در حلقه های چند ده نفری می نشستند و هر کس به نفر کناری خود سیلی و یا مشت می زد. این رفتار تا جایی ادامه داشت که کم کم تعداد نفرات کمتر و کمتر شود.
در نهایت دو نفر آخر به صورت یک درمیان به هم سیلی یا مشت می زدند تا کسی خسته شود و یا از ترس جاخالی بدهد. جالب آنکه این رفتارها در بچه های کوچکتر نیز تاثیر داشت.
فیلم بالا را که دیدم یاد آن روزها افتادم. و فکر می کنم طبع ملایمم شاید این روزها دیگر تحمل دیدن این نوع شوخی های غیر متعارف را ندارد. رفتاری که در نگاهی علمی و جدی تر ، پرسش های بسیاری را در ذهن مطرح می کند.
پی نوشت:
فیلم را که دیروز در یوتوب گذاشتم فکر نمی کردم به این میزان با استقبال روبرو شود. نزدیک به 3000 بیننده تا حالا و نظرات مختلف و بعضن متفاوت.
لازم است که توجه داشته باشیم این نوع خشونت ها منحصر به بخش خاصی از جامعه نیست. مثلن نمی شود فقط بسیجی ها و بچه مسجدی ها را متهم کرد. فضای تربیتی جامعه آلوده است به خشونت بی دلیل.
پنجشنبه روز عشاق بود ، روز والینتاین. شما هم عاشق بودید، بیش از هر کس دیگری. می شود عاشق نباشی و برای رهایی فریاد بزنی.
پنجشنبه بود و بیش از هر روز دیگر عاشق بودید. برای همین برابری را زمزمه می کردید. حالا راونه زندان شدید، حتمن به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام با جمع آوری امضا!
یعنی شمایی که می خواهی حقوق برابری با مردان داشته باشید، شمایی که از قوانین تبعیض آمیز بیزارید ، همین شما که حقوق انسانی خود را طلب می کنید، مبلغین علیه نظام و اقدام کنندگان علیه امنیت ملی هستید.
مضحک است می دانم! لابد اگر مدافع بی عدالتی باشی، حقوق بشر را نادیده بگیری و آزادی را نکوهش کنی ، مبلغ نظام و مدافع منافع ملی نام خواهی گرفت. چه نمایش مضحکی.
قضات محترم ، بازپرسان عزیز!
فکر کن این دختری که حقوقش را طلب می کند دختر توست، فکرکن خواهرت حقوق انسانیش را از مسالمت آمیزترین راه می خواهد و مادرت در پی نقض قوانین ضد زن است.
باور کن هیچ کدام از این چیزهای تبلیغ و اقدام علیه نظام و امنیت ملی نیست. باور کن این استبداد و بی عدالتی است که همه ما را تهدید و تحدید می کند.
بیا شجاعت به خرج بده و دوستانمان را آزاد کن. نه به قید وثیقه و از روی رافت اسلامی! تنها به این دلیل ظاهرن کم اهمیت که بی گناهند! بیا و بخاطر انسانیتی که در وجودت هست ، عذرخواهی کن برای این چند روزی که دربند بودند!
کاش فردا این رویا ، این آرزو تعبیر شود و راحله عسگری زاده و نسیم خسروی به خانه های خود برگردند. آنها که بیش از همه عاشق بودند. عاشق آزادی و برابری.
پاورقی:
می خواهم چند سطری برای رها (راحله عسگری زاده) بنویسم. برای او که فکر می کم خوب می شناسمش. نمی خواهم تصورش کنم بدون دوربینش ، بدون کامپیوتر و مداد و کاغذش!
بدون اینکه بتواند طرحی بزند و زنگی بپاشد به روی کاغذ. کاش وقتی زنگ می زدم آنور خط بود و مثل همیشه سرم غر می زد و می گفت چقدر بی معرفت شده ام و من با بد جنسی تمام سربه سرش می گذاشتم.
مسخره است. رها را بشناسی می فهمی چقدر مسخره است این بگیر و ببندها و اتهامات. باور کنید مضحک تر از این نخواهد شد اگر او را به هر چیزی به جز عاشقی متهم کنند...دوباره شماره ات را می گیرم.

فیل هوا کردن احمدی نژاد در ده شماره!

11 نظر | سیاست
شاید بسیاری فیلم پرتاب اولین موشک کاوشگر ایرانی را دیده باشند. فیلمی که در بخش های خبری مختلف بصورت مونتاژ منتشر شد. در ابتدا و پیش از هر قضاوتی باید دو نکته را ذکر کنم:
اول اینکه در بررسی هایی که انجام دادم در مورد سابقه اشتباهات اینچنینی که در پرتاب این موشک رخ داد مورد مشابه ی مشاهده نکردم که البته دلیل بر رخ ندادن آن در موارد غیر ایرانی نیست.

برای دیدن فیلم روی عکس کلیک کنید
برای دیدن فیلم در هشت میلیمتری روی عکس کلیک کنید

دوم آنکه برخی دوستان " احمدی نژاد پرست دو آتشه" مرا متهم نکند که کار به این عظمت را نادیده گرفته ای و ایرادات ملالغتی وارد می کنی. پرتاب موشک کاوشگر برای همه ما افتخاری بس عظیم است.
این کار نیز مطمئنن در دوران احمدی نژاد آغاز و به سرانجام نرسیده است بلکه ایشان در این زمان دارند با حاصل فعالیت دیگران عکس یادگاری می گیرند که مبارکشان هم باشد.
اما به هرجهت اختلاف 8 ثانیه ای در پرتاب موشکی که عنوان کاوشگر را یدک می کشد با وضعیت که در فیلم مشاهده می کنید، فاجعه است. وقتی که در پرتاب ماهواره برای قرار گرفتن در مدارهای تعیین شده، هزارم ثانیه اهمیت ویژه دارد.
این همان نکته ای است که در مطلبی در مورد میزان ایمنی تاسیس نیروگاه اتمی نیز به ان اشاره کردم. دانش هوا فضا وهسته ای از مواردی هستند که اشتباه در آنها غیر قابل جبران و بسیار هولناک خواهد بود.
البته نباید این موضوع عامل بازدارنده ای برای پیشرفتهای علمی ما باشد بلکه باید با سیاستی مناسب در قبال کشورهای پیشرفته از بهترین تکنولوژی و ایمن ترین نوع آن بهره ببریم و همه تخم مرغ های خود را در سبد نا مطمئن روسها نچینیم.

راز خشم مستبدین از سید حسن خمینی

12 نظر | سیاست
مطلبی که در پی می آید را برای روزنامه کارگزاران نوشته ام که با عنوان «راز خشم از سید حسن خمینی» در شماره امروز چهارشنبه منتشر شده است. متن کامل را می توانید در ادامه بخوانید:
سایت نوسازی از رسانه های حامی دولت دکتر محمود احمدی نژاد در مطلبی با عنوان «راز لپ های گل انداخته سید حسن خمینی» با ایراد اتهاماتی بی پایه و شرم آور به نوه امام ، تعجب و تاسف همه فعالان سیاسی منصف و بخصوص نزدیکان بیت امام خمینی (ره) را در پی داشته است.
نویسنده نوسازی زیر بیان این خبر که «سید حسن خمینی پنج شنبه شب در دیدار اعضای جبهه مشاركت گفت: رد صلاحیت برخی ازدوستان مایه تاسف است» خطاب به فرزند یادگار امام می نویسد:
«جناب آقای سید حسن خمینی شاید ما نیز اگر در زمان دولت اصلاحات قدرت آن را داشتیم كه به نحوی برایمان یک ماشین BMW، هشتاد میلیون تومانی (قیمت همان موقع) خریداری شود كه بحمدالله برای شما شد و از هوای بالای شهر تهران تنفس می‌نمودیم و احیانا سونای بخارمان ترک نمی ‌شد توفیق آن را می ‌داشتیم كه با لپ‌های گل انداخته درد مستضعفین و محرومین را رصد كنیم و راه حضرت روح ‌الله را در دفاع از محرومین ادامه دهیم و مواظب باشیم خدای ناكرده حق یاران و یاوران همیشگی انقلاب مانند حزب مشاركت ضایع نگردد و بازهم خدای ناكرده لطمه ‌ای به جمهوریت نظام وارد نشود».
در حالی که پیش از این نیز از سوی هواداران دولت و «مدعیان نئو انقلابی*» اتهامات مشابهی نسبت به دیگر بزرگان نظام همچون آیت الله العظمی صانعی ، آیت الله هاشمی رفسنجانی ، حجت الاسلام سید محمد خاتمی وارد شده بود اما اساعه ادب به ساحت بیت امام خمینی (ره) که همیشه از ورود به درگیری های سیاسی میان جناح های مختلف پرهیز نموده و تنها دغدغه حفظ اصالت پیام و مرام امام را داشته اند بی سابقه و نشانه ی گستاخی برخی «عناصر تازه از راه رسیده» است.
عمرکشون مراسمی است که در لعن و نفرین خلیفه دوم مسلمانان اجرا می گردد. البته گرچه از سالهای میانی دهه 50 بنا به دلایل متعددی این مراسم رونق گذشته خود را از دست داده است.
این مراسم در هر منطقه و ناحیه کشور از ایران با رسم و رسومات خاص خود همراه بوده که در بعضی نقاط همچنان با گستردگی کمتری اجرا می گردد.

برای دیدن فیلم روی عکس کلیک کنید
برای دیدن فیلم در هشت میلیمتری روی عکس کلیک کنید

عمرکشون همزمان با پایان ماه صفر آغاز به مدت 10 روز ادامه داشته است (و یا هنوز هم دارد). در این ده روز هر کس آدمکی از عمر را می ساخته و در بالای منزل خود نصب می کرده اند.
در پایان روز دهم محله های مختلف آدمک های خود را آتش می زدند و با رقص و پایکوبی ، لعن و ناسزا را نثار خلیفه ی دوم مسلمانان می نمودند. اکثر اشعاری که در هجو عمر خوانده می شد نیز حاوی مضامین توهین آمیز و کلمات رکیک بود.
البته این مراسم ریشه تاریخی داشته و احتمالن به دشمنی ایرانیان با عمربن خطاب بخاطر حمله به ایران و جنایاتی که لشکریانش در تخریب و به آتش زدن کتابخانه ها و قصر ها و زیارتگاه های زرتشتیان باز می گردد.
فیلم بالا بخشی از مراسم عمرکشون است که در حضور یک روحانی در مکانی مذهبی -احتمان مسجد یا حسینیه- انجام گرفته است. جالب آنکه یک کاربر سنی عرب در یوتوب این فیلم را با توضیح جالبی منتشر کرده است:
«هذا ما يفعلة علماء الرافضة و المجوس فی ايران الصفويية و على نهج سيدهم خمينی و لا حول و لا قوة الابالله»
گرچه به هیچ عنوان نشانه ای بر تایید امام در اجرای این برنامه و موارد مشابه وجود ندارد و نسبت دادن این موضوع به روش و مرام آیت الله خمینی بی انصافی است.
این مطلب را از علیرضا عطاران بخوانید:
» محققین قلابی : اسلام ستایی و اسلام ستیزی کور [+]
جناب آقای حداد عادل! رییس محترم مجلس هفتم!
در خبر ها خواندم که گفته اید «دعوا و درگيری در مجلس ششم زياد بود و اين مسئله را در روزنامه‌های آن روز و نطقهای قبل از دستور مجلس ششم می توان ديد». آن دوران را خوب بخاطر دارم.
یادم نمی رود که در راهروهای دانشکدمان دور هم جمع می شدیم و به رادیو مجلس گوش می دادیم تا نطق های اتشین و به قول شما «پرهیاهو» مجلس ششمی ها را بشنویم.
یادتان می آید این همه دعوا و درگیری بر سر چه بود؟ برای دست تبرک کشیدن بر عبا و ردای خاتمی جنجال می کردند و یا برای سر کشیدن لیوان آب رییس جمهور؟
یادم می آید احمد شیرزاد از ماجراجویی های هسته ای که کیان کشور را به خطر می اندزد سخن گفت. بیاد دارم که تحقیقی درباره ی قتل زهرا کاظمی در زندان اوین از تریبون مجلس خوانده شد. به یاد دارم که شجاعپوریان چگونه از میلیاردها تومان سو استفاده های صدا سیما پرده برداشت.
از اسکله های مخفی و سو استفاده های اقتصادی برخی بزرگان پر مدعا. خوب بخاطر دارم که نمایندگان راستین مردم چگونه نام دانشجویان در بند شده و روزنامه های تعطیل شده و ظلمی که بر نیروهای ملی و مذهبی رفته بود را به زبان می آوردند، برای ثبت در تاریخ.
مهندس موسوی خوئینی ، فاطمه حقیقت جو ، اکبر اعلمی ، محسن آرمین ، رجبعلی مزروعی، محمدرضا خاتمی و انصاری راد آن پیرمرد آزاده را خوب به یاید دارم. به یاد می آورم حسین لقمانیان جانباز جنگ تحمیلی که بخاطر نطق پیش از دستورش از مجلس روانه زندان شد.
آری! آن مجلس پرهیاهو، آن روزها خانه ی ملت بود و هر«هیاهوی» مجلس امیدی تازه برای مردم. امید به اصلاح اموری که به بیراه ی استبداد رفته بود.
آنجا با آن صندلی های قرمزش خانه همه مایی بود که درد وطن داشتیم و عاشق آزادی. بر سر نمایندگانمان فریاد می زدیم که مردانه بایستید بر سر عهدی که با مردم دارید و از نامردمی ها نهراسید. اما چه حیف که همگان همراهیمان نکردند.

آقای حداد عادل!
مجلس ششم نه سقف آرزوهای ما برای داشتن مجلسی مردمی که کف مطالباتمان بود. ما هیاهوی آن مجلس را به سکوت قبرستانی هفتمی ها که به مدال وکیل الدوله بودن بر سینه شان افتخار می کنند ترجیح می دهیم.
و اما شما!
شما که تا قیام قیامت مدیونید. شما مدیونید که صندلی قرمز رنگ مجلس را با دوپینگ شورای نگهبان غصب کردید و علی رجایی نماینده واقعی ملت را محروم. علی رجایی استوار و با افتخار به زندان اوین رفت تا شما با خیالی آسوده به جای او تکیه بزنید.
شاید هم حق با شماست . مجلس ششم، مجلس خوبی نبود وگرنه کار بجایی نمی رسید که شما بر ریاست قوه قانونگذاری این ملک تکیه بزنید و سیاه ترین روزهای ایران را در خاطره ها ثبت کنید.
آقای حداد! نگران نباشید. به یمن حضور رفقایتان در شورای نگهبان و هیات های نظارت و اجرایی دیگر مجلس ششمی تشکیل نخواهد شد. دیگر هیچ نطقی در نکوهش استبداد از تریبون مجلس شنیده نمی شود.
دیگر فریاد تظلم خواهی هیچ زندانی سیاسی ، دانشجوی مبارز ، قلم شکسته و زبان بریده ی آزادی خواهی در فضای پر تملق مجلستان نخواهید پیچید تا خدای ناکرده رویاهایتان آشفته نشود.
در راهروهای دانشکده ی ما نیز هیچ دانشجویی گوش به رادیوی جیبی خود نمی دهد تا صدای نمایندگان را بشنود. زیرا این مجلس من نیست! مجلس هیچ انسان آزاده ای نیست. مجلسی نیست که باید در راس امور باشد.
«آنچه كه جبهه دوم خرداد را بيش از هر چيز آسيب‌ پذير كرد و می ‌‌كند و شكست را برای آن رقم زد، همانا، تركيب نامتجانس گروه‌ها و دسته‌های مجتمع به نام «دوم‌خرداد» بود و هست كه بدون اصالت و اعتقادات لازم، كنار هم جمع شده‌اند و آن چيز كه اين جريان را كنار هم قرار می‌دهد، نه اعتقادات به برخی مسائل، بلكه مخالفت با جريان سياسی رقيب است».
گرچه این سخنان مجتبی شاکری ، عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی از گروه های وابسته به جریان اصولگرا صحیح می باشد اما بیان کننده تمام ماجرا نیست.
جریانی که بر پایه موفقیت در هفتمین انتخابات ریاست جمهوری و به قدرت رسیدن سید محمد خاتمی تشکیل شد و نام «جبهه دوم خرداد» را بر خود نهاد و اکنون با کمی تغییر در آرایش نیروها با عنوان ائتلاف اطلاح طلبان عرض اندام می کند از آنچنان تکثر و اختلاف آرایی در اکثر موضوعات و مسائل سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی برخوردار است که قابل توصیف نیست.
حتی نزدیک ترین گروه های این ائتلاف همچون مشارکت و سازمان مجاهدین که -اگر نسبت مادر و فرزندی نداشته باشند- خواهر زاده سیاسی محسوب می شوند و اعضای مشترک بسیاری را در هر دو جزب می توان نام برد ، در مواردی سیاست های کاملن متناقضی را مطرح می کنند.
«یكی از تئوريسين‌های جريان دوم خرداد در خصوص اقدامات اين جبهه در صورت پيروزی در انتخابات مجلس هشتم، گفته است كه اگر در انتخابات پيروز شوند دولت را از صدر تا ذيل عوض كرده، در منطقه آرامش ايجاد می‌كنند و سوم اينكه كشف حجاب خواهند كرد.» [+]
در این روزهای نزدیک به انتخابات این سخنان به کرات از زبان شخصیت های مختلف وابسته به جریان اقتدار گرا به اشکال مختلف تکرار می شود.
چند سوال در این باره می توان مطرح کرد: اول اینکه با وجود رد صلاحیت اکثریت قریب به اتفاق اصلاح طلبان چگونه امکان حضور در انتخابات وجود خواهد داشت که وعده ای به مردم داده شود؟
آیا وعده تغییرات اساسی در دولت و یا ایجاد آرامش در منطقه و خصوصن کشف حجاب به آن میزان هوادار دارد ، که به این وسیله موفقیتی در انتخابات حاصل گردد؟ در این صورت ادعای حمایت و همراهی اکثریت مردم با برداشتهای دینی حکومت چه جای طرح خواهد داشت؟
جالب تر اینکه بنظر می رسد دروغ گفتن برای اقتدراگرایان از هر کار دیگری ساده تر بلکه از واجبات است. کسی نیست به گوینده این سخنان -شهاب الدین صدر، دبیر اجرایی جبهه متحد اصولگرایان- عرض کند هیج فعال سیاسی حتی نا آگاه از شرایط ایران چنین حرفی را به زبان نخواهد آورد.
از سوی دیگر نیز جانشين نيروی مقاومت بسيج گفته است: «دشمن در صدد روی كار آوردن عناصر وابسته به خود است». بنظر می رسد قرار است بجای مردم ایران ، افراد دیگری در انتخابات شرکت کنند که اینگونه دغدغه هایی مطرح می شود.
در آن صورت نیز اگر انتخاب مردم -اگر امکان انتخاب دیگری جز اقتدارگرایان فراهم باشد- حتی نیروهای وابسته به بیگانگان باشد حکومت موظف به تکمین از این انتخاب خواهد بود.
جالب آنکه خبرگزاری فارس در ادامه ی سلسله لجن پراکنی ها و تداوم فساد خبری خود مدعی شده : «اختلاف عارف با برخی اعضاي افراطی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان و شرط و شروط های وی برای سرليستی» عامل استعفای او از کاندیداتوری بوده است.
در شرایطی که سید محمد خاتمی رد صلاحیت ها را فاجعه می خواند و در اقدامی عجیب آیت موسوی تبریزی و علی اشراقی نوه امام خمینی نیز رد صلاحیت شده اند و امید به برگزاری انتخاباتی شبه دموکراتیک و سالم وجود ندارد.
اگر بار دیگر تنها متن خبرهای خبرگزاری فارس که در مطلب لینک داده شده یخوانید به یک اشتراک مهم در تمامی آنها پی خواهید برد. می گویند هر چه دروغ بزرگ تر باشد قابل باورتر است.

موشک هایی که احمدی نژاد هوا می کند

6 نظر | جامعه
همه چیز بر وفق مراد است. غنی سازی اورانیوم با شدت و حدت تمام در حال انجام است. فعالیتی که به گفته احمدی نژاد اگر تنها کاری باشد که در مملکت انجام می شود 50 سال جلو خواهیم افتاد.
در آخرین خبر خوش دولت نهم نیز اولین موشک با قابلیت حمل ماهواره نیز به فضا فرستاده شد تا پس از باشگاه هسته ای به باشگاه فضایی نیز بپیوندیم. باشگاه هایی که حق عضویت آن را مردم ایران پرداخت می کنند.
در حرکت انقلابی دیگری نیز مجله زنان که یکی از عوامل اصلی ترویج فساد و بی بندوباری و «فمینیسم» بود تعطیل شد تا ثابت شود ایران تحت کنترل دولت نهم آزادترین کشور دنیاست.
تنها یک قدم دیگر باقی مانده تا سال 86 به خوبی و خوشی پایان یابد و نعمت بر همگن تمام شود. با رد صلاحیت همه کاندیداهای وابسته ، شبه وابسته و یا احتمالن کسانی که در آینده ممکن است به غرب و آمریکا تمایل پیدا کنند مجلسی به مراتب بهتر از مجلس هفتم تشکیل خواهد شد.
چه اهمیتی دارد در میان این همه خبر خوش ، در پی سرمای «بی سابقه» کشور فلج و به تعطیلی کشیده شود. گاز و آب و برق بسیاری از شهرها قطع گردد و امکان عبور و مرور در جاده ها و خیابان ها نباشد.
چه اهمیتی دارد که افزایش قیمت ها ، تورم و بیکاری رشد روز افزون و لجام گسیخته ای داشته باشد. یا ایران بزرگترین زندان فعالین مطبوعاتی ، حقوق زنان و سیاسیون نام بگیرد.
بی اهمیت تر از همه زدن چوب حراج به دریای مازندان و تمامیت ارضی ایران است و به بازی و سخره گرفته شدن غرور ملی و عظمت تاریخ ایران و ایرانیان. اما به مرحمت تفکر معجزه ی هزاره سومی ها همه چیز همچنان خوب است و بر وفق مراد.
مراسم بزرگ داشتی از سوی ائتلاف اصلاح طلبان خوزستان به مناسبت درگذشت ناگهانی احمد بورقانی فراهانی در اهواز برگزار خواهد شد.
مرحوم احمد بورقانی معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت خاتمی ، روزنامه نگار و نماینده مجلس ششم که از بیماری قلبی رنج می برد عصر شنبه هفته جاری به علت حمله قلبی دارفانی را وداع گفت.
بورقانی از چهره خوش نام جریان اصلاح طلبی در مجلس ششم بود که در میان اصحاب رسانه نیز محبوبیت فراوانی داشت. این مراسم فردا سه شنبه در دفتر ائتلاف واقع در امانیه ، خیابان سقراط شرقی ، روبروی ساختمان مرکزی بانک ملی ، پلاک 134 ساعت 16 تا 18 برگزار می شود.
از همه دوستان جهت شرکت در این مراسم دعوت به عمل می آید.

همراه نشو عزیز ، بی فایده است!

5 نظر | اصلاح‌طلبی
امروز در اکثر نقاط کشور نتایج بررسی صلاحیت کاندیداهای باقیمانده توسط هیات های نظارت استانها اعلام شد. بنظر می رسد ما بقی کاندیداهای اصلاح طلب نیز از حضور در این رقابت نه چندان عادلانه و سالم محروم شدند.
با این اتفاق که ابعاد آن تا چند روز آینده به شکل کامل و روشن مشخص خواهد شد ، تنها یک پیام از سوی اقتدارگرایان برای کسانی که به هر شکل برای آینده ایران نگران هستند، دارد : «ما اصلاح نا پذیریم».
دیگر سخن از حضور به هر شکل در انتخابات مضحک و غیرعقلایی خواهد بود. انتخاباتی که در بهترین شرایط و در صورت تشکیل مجلسی دموکراتیک نیز با وجود ساختار معیوب و تسلط کامل شورای نگهبان بر قوه فانون گذاری ، کم اثر و ناکارآمد است در شرایط فعلی حتی امکان تشکیل حداقلی همچون مجلس هفتم نیز وجود نخواهد داشت.
باید قبول نمود کمترین میزان خرد و دور اندیشی در دولت تحت کنترل محمود احمدی نژاد و حامیان آنها در برخی نهادهای نظارتی وجود ندارد. شاید به همین دلیل نیز هاشمی رفسنجانی یاران خود را از ورود به عرصه انتخابات بر حذر داشت.
در این شرایط بی عملی اصلاح طلبان می تواند آثار مخربی را در پی داشته باشد ، که مهمترین آن شاید حذف کامل از صحنه ی سیاسی ایران خواهد بود.

چه کسی فضا را ملتهب می کند؟

یک نظر | اصلاح‌طلبی
خبرگزاری فارس به نقل از مصطفی پورمحمدی وزیر کشور احمدی نژاد می نویسد: «اقدامات و سخنانی كه فضا را ملتهب می‌كند،‌ هيچ كمكی به برگزاری انتخابات نكرده و دلسوزان از اين رفتارها پرهيز كنند.»
مشخصن بحث این وزیر اقتدارگرای دولت نهم رایزنی های خاتمی ، هاشمی و کروبی بر سر رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان و نیروهای میانه رو و حذف انها از رقابت انتخابات مجلس هشتم است.
در حالی که فیلتر سیاسی نیروهای منتقد و تکرار فاجعه مجلس هفتم و فرمانبرداری مجلس از دولتی احمدی نژاد ، فضای سیاسی را ملتهب خواهد نمود.
اگر ورود نیروهای منسوب به رفرمخواه در مجلس هشتم می توانست فضای سیاسی جامعه را تلطیف کند ، رد صلاحیت های بدون قید و بند بر بحران یک دست شدن حاکمیت افزوده است.
گرچه قائم مقام دبیر کل حزب اعماد ملی معتقد است :«تاكنون كناره‌گيری و تحريم و ميدان را به ديگران سپردن نتيجه‌ی مثبتی نداشته است؛ كما اينکه بی تفاوتی هم تاكنون هيچ سودی نرسانده است» اما ماجرا به شکل دیگری است.
گرچه رفرم خواهان و نیروهای میانه رو محافظه کار و حتی خنثی را برای مجلسی که به هر حال تحت کنترل شورای نگهبان در کنترل احمد جنتی ، کاندیدا کردند اما از گزند رد صلاحیت ها در امان نماندند.
به عبارت بهتر اقتدارگرایان حاضر نیستند رقابت انتخابات را با مخالفان و منتقدان خود شریک شود و تنها در پی دست یابی به مجلس با کمترین هزینه و دردسر هستند.
شاید به همین دلیل هم برخی مسولان اقتدارگرا خظاب به معترضان اعلام کردند«کسی حق ندارد فضای انتخابات را ناسالم نماید» حتی اگر بخاطر رد صلاحیت ها و رفتار هیات های اجرایی اصل انتخابات از سلامت قابل قبولی برخوردار نباشد.

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram