April 2008 Archives

شیخ الاسلامی رییس دفتر احمدی نژاد امروز در مصاحبه با خبرگزاری فارس مدعی شد: «حكمی برای سرپرستی رحیمی بر وزارت كشور از سوی رئيس ‌جمهور صادر نشده است.»
درحالی که پیش از این در خبری خبرگزاری جمهوری اسلامی اعلام نمود محمد رضا رحيمی رئيس ديوان محاسبات كشور هفته آينده به عنوان سرپرست وزارت كشور از سوی رئيس جمهور معرفی خواهد شد.
با اعلام این خبر برخی رسانه ها و سایت ها خبر دیگری را منتشر نمودند:
«محمد‌رضا رحیمی رئیس دیوان محاسبات کشور هفدهم خرداد ماه 86 در افتتاحیه همایش سراسری مدیران دیوان محاسبات كشور در حضور محمود احمدی نژاد مدعی شد: در سوریه در شهر تاریخی بصری كه ممكن است خیلی‌ها اسم آن را نشنیده باشند، یكی از مسلمانان به من گفت: معتقدم كه اگر بنا بود بعد از پیامبر فرد دیگری به عنوان پیامبر انتخاب می‌شد آن فرد احمدی‌نژاد هست».
با این اوصاف بنظر می رسدهمانگونه که شیخ الاسلامی تغییر پورمحمدی را محتمل می داند اما با توجه به جوی که علیه رحیمی ایجاد شده ، احمدی نژاد هنوز از تایید او به عنوان وزیر توسط مجلس مطمئن نیست.
در صورت عدم رای اعتماد مجلس به رحیمی ، خارج نمودن او از سازمان بازرسی کل کشور نمی تواند به سود او باشد. به هر حال احمدی نژاد برای جانشینی پور محمدی با مشکلات زیادی روبروست.
بنظر نمی رسد با توجه نتیجه انتخابات مجلس هشتم و پیروزی ضعیف هواداران دولت ، علنی شدن اختلافات اصولگرایان و اهمیت وزارت کشور مخصوصن با توجه به نزدیک بودن انتخابات ریاست جمهوری دهم ، مجلس براحتی با احمدی نژاد همراهی نماید.
امروز تجمع مردمی در اعتراض به جعل نام خلیج همیشه فارس در مقابل سفارت امارات در تهران برگزار شد. تجمعی که با شعارهای میهن پرستانه و پان ایرانیستی همراه بود.
در همین حال خبرگزاری فارس در گزارشی با دانشجویی خواندن این تجمع به انتشار بیانیه پایانی این تجمع اقدام کرده است. در این بیانیه می خوانیم: «متأسفانه بايد گفت تنها نامی كه در جهان با انگيزه‌های سياسی و به وسيله دلارهای نفتی و با سياست‌های صهيونيستی درمعرض جعل و تحريف قرار گرفته نام جاودان «خليج فارس» می ‌باشد كه اين پديده‌ در دنيا بی ‌سابقه است».
مشخص نیست که نویسندگان این بیانیه با چه انگیزه ای این چنین واقعیت را قلب می نمایند و آدرس غلط می دهند که فارس تیتر می زند «جعل نام خليج فارس با دلارهای نفتی صهيونيستی».

BubbleShare: Share photos - Powered by BubbleShare

جعل عنوان خلیج همیشه فارس ، با دلارهای نفتی عربی است و این واقعیتی است که باید بپذیریم. ایران همیشه و در طول تاریخ مورد طمع و حسادت همسایه شمالی روسیه و همسایه های عرب خود بوده است. آدرس غلط دادن و به دروغ این حرکت را صهیونیستی قلمداد نمودن هیچ سودی در دفاع از منافع و تمامیت ارضی و معنوی ایران نخواهد داشت.
شرکت کنندگان پلاکاردهایی با شعارهای ملی گرایانه به دست داشتند:
«قراردادهای ترکمن چای و گلستان باید لغو گردد»، «فلات ایران زیر یک پرچم»، «نگاه فرزندان ایران زمین به بحرین است»، «هر ایرانی یک بابک خرمدین»، «ارتش ایران کجاست؟»، «ملت ایران دیدار ما و شما، ابوظبی با دولت پان ایرانیستی»، «دریای مازندران 50=50»، «امارات دارد خودکشی می کند»، «بحرین را به مادر میهن بازمی گردانیم» و یک شعار بسیار جالب انگلیسی:
«Can You Say "P" No?!! Try: Persian Gulf»
» عکسها از محمد تاجیک و خبرگزاری فارس

وقتی خاتمی نمی آید!

4 نظر | سیاست
لازم است در مورد نظر سنجی مطلب قبلی نکاتی را یادآوری کنم. اول اینکه به این دلیل نام خاتمی در میان این 4 نفر نیست که در صورت حضور ایشان احتمالن بجز آقای کروبی ، بقیه حضور نخواهند داشت و کاندیدای اصلاح طلبان سیدمحمد خاتمی خواهد بود.
اما تا اینجا که از شواهد و قرائن بر می آید و از منابع آگاه به گوشمان رسیده آقای خاتمی قصد حضور در انتخابات به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری را ندارند.
تا آنجا که من اطلاع دارم بجز چند نام ذکر شده فعلن شخص دیگری مطرح نیست. اینکه چرا آقای معین ، محمدرضا خاتمی ، کرباسچی ، مهاجرانی و صفایی فراهانی در این لیست هم دو دلیل دارد:
واقع بینی در مورد شانس تایید صلاحیت افراد و امکان رسیدن به اجماع در مورد آنها و توجه به مناسبات و تصمیماتی که از سوی جریانات صاحب نفود در اصلاح طلبان اتخاذ شده است. ممکن است بسیاری معین را همچنان از روحانی بهتر بدانند اما وقتی هیچ اراده ای برای طرح دوباره او وجود ندارد و به درستی برخی معتقدند سرمایه گذاری روی یک کاندیدای باخته اشتباه است.
در مورد بقیه افراد نیز می توان استدلالهای مشابهی ارائه نمود. در انتخاب افراد این نظر سنجی محبوبیت و دموکرات بودن کمتر از امکان حضور و تایید شدن ملاک قرار گرفته است. نمی توان در پی آبراهام لینکنی بود که ردصلاحیت می شود و یا رای نمی آورد باید به گزینه ای دست یافت که بیشترین شانس را برای رقابت با اصولگراها داشته باشد.
برای انتشار این نظر سنجی کمک کنید. شما می توانید لینک نظرسنجی و یا با کپی کردن کد درون مستطیل بالا نظرسنجی را در وبلاگتان نمایش دهید.
چرا محمدرضا عارف ، معاون کم سر و صدای سید محمد خاتمی پس از آنکه از انتخابات مجلس در تهران استعفا داد در عملکردی عجیب آمادگی خود را برای کاندیداتوری ریاست جمهوری اعلام نمود؟
عارف می گوید: «از نظر من آقای خاتمی بهترین شخص برای اداره امور کشور است اما اگر ایشان بنا به هر دلیلی نخواهند در صحنه حضور یابند با توجه به مشکلات و تهدیدات موجود پیش روی کشور برای حضور در صحنه انتخابات آتی ریاست جمهوری آمادگی دارم.»
در حالی که این سخنان با استقبال و موضع گیری فعالان سیاسی اصلاح طلب روبرو نشد ، بسیاری معتقدند جبهه مشارکت ایران [احتمالن طیف سنتی] در حرکتی از پیش برنامه ریزی شده این سناریو را کلید زده است.
یک احتمال نزدیک به یقین اینست که با عدم موافقت خاتمی برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری جبهه مشارکت تلاش می کند با طرح زود هنگام نام عارف دیگر اسامی را تحت شعاع قرار داده و زمینه حضور عارف را فراهم نماید.

از سوی دیگر نام های دیگری نیز مطرح شده است. محمدعلی نجفی فرد مورد نظر حزب کارگزاران و برخی از اعضای جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب است. همچنین حسن روحانی نیز از سوی نزدیکان هاشمی و برخی از اعضای کارگزاران حمایت می شود.
همچنین خبرها از تشکیل ستادهای انتخاباتی مهدی کروبی حکایت دارد. گرچه عملکرد پر اشتباه و شکست سخت حزب اعتماد ملی در انتخابات مجلس ، اصلاح طلبان را بر حذف نام کروبی از لیست کاندیداهای احتمالی مصر نموده است.
گرچه به نظر می رسد در نهایت اجماع میان سه حزب عمده و موثر جریان اصلاحات تعیین کننده باشد ، اما نظر شیوخ اصلاحات و همچنین هاشمی رفسنجانی می تواند بسیاری از معادلات را تغییر دهد.
هفته گذشته اختلافات میان احمدی نژاد و حدادعادل به شکل نامه نگاری و تذکرات قانونی وارد فاز تازه ای شد. بنحوی که تذکر مقام رهبری و برخی روحانیون هوادار اصولگرایان را در پی داشت.
این اتفاق در حالی رخ داد که پیش از این حداد عادل به همراهی باهنر و چند نماینده دیگر در هیات رئیسه به نحو بی سابقه ای مجلس را در ید اختیار دولت قرار داده بودند.
تا جایی که برخی از اعضای هیات رئیسه مجلس هفتم به عنوان وکیل الدوله مزین شدند. اما اختلافات هنگاهی آغاز شد که احمدی نژاد در حرکتی حساب شدن با متهم کردن نمایندگان به تصویب قوانینی که مشکلات اقتصادی را تشدید کرده ، مجلس هفتم را قربانی نمود.

لاو استوری ؛ حداد عادل و احمدی نژاد

گرچه این اتهام رئیس دولت نهم به واقعیت نزدیک است اما به واقع مجلس قوانینی را تصویب نموده که بر خلاف نظر اکثریت کارشناسان ، دولت بر آنها اصرار داشت.
احمدی نژاد با این سخنان دو هدف را دنبال نمود. اولن فشارها را از دولت به مجلس منتقل نمایند و در مرحله دوم با تخریب چهره نمایندگان فعلی، مجلسی کاملن مطیع و همراه از کاندیداهای رایحه خوش خدمت را تشکیل دهد.
شاید در این میان هدف دیگری نیز قابل تصور است. بنظر می رسد احمدی نژاد در سال پایانی ریاست جمهوری خود سعی دارد به هر نحو ممکن رقبای اصولگرای خود را از میدان خارج کند. حدادعادل با متهم نمودن به عدم کفابت در اداره مجلس، علی لاریجانی با اخراج از تیم مذاکره کننده هسته ای، محسن رضایی با اتهامات اقتصادی و محمدباقر قالیباف با کارشکنی در فعالیت شهرداری تهران.
گرچه بنظر می رسد با عدم تدبیر کافی و وخیم تر شدن اوضاع اقتصادی و شکست هواداران احمدی نژاد در انتخابات مجلس هشتم و تشکیل مجلسی از طیف های مختلف اصولگرا ، احمدی نژاد «در صورت کاندیداتوری دوباره» کار سختی را در انتخابات ریاست جمهوری دهم در پیش خواهد داشت.
نتیجه نظر سنجی در مورد اینکه آیا مقاله مسیح علی نژاد با عنوان «آواز دلفین ها» را توهین به مردم و احمدی نژاد می دانید در مدت 34 ساعت با شرکت 463 نفر بدین شرح است:
به نظر 349 نفر یعنی 75.38 درصد این مقاله به هیچ عنوان توهین آمیز نبوده است ، در همین حال 72 نقر یعنی 15.55 درصد این مقاله را توهین به احمدی نژاد ارزیابی کرده اند. 15 نفر یعنی 3.24 درصد گزینه نمی دانم ، 14 نفر -3.02 درصد- توهین به مردم و 13 نفر -2.81 درصد- این مقاله را کاملن توهین آمیز تشخیص داده اند.

مشخص است که تنها نزدیک به 21 درصد این مقاله را حاوی توهین به احمدی نژاد، مردم و یا هر دو مورد ارزیانی نموده اند. جالب آنکه کمترین آمار مربوط به گزینه ی کاملن توهین آمیز و گزینه ی توهین به مردم است.
اگر مقاله مسیح علی نژاد با عنوان «آواز دلفین ها» را خوانده اید ، در نظر سنجی زیر شرکت کنید و مشخص کنید که آیا این مقاله توهین به مردم و یا احمدی نژاد بوده است؟
این نظر سنجی می تواند مشخص نماید که جامعه آماری کاربران اینترنت در این مورد چه فکر می کنند.

دو شعر

6 نظر | شعر و داستان
[1]
لبخند می زنی و دلم مست می شود
هر آنچه نیست با تو ولی هست می شود
باور کنید دست خودم نیست عاشقی
می آید و به روی دلم بست می شود

[2]
گفتی سلام می کنمت وقتی کسی نبود
لمس مدام می کنمت وقتی کسی نبود
گفتی در انتهای هر شب و در ابتدای روز
غرق پیام می کنمت وقتی کسی نبود
اینجا کسی نبود، شنیدم آهسته گفته ای
بیچاره خام می کنمت وقتی کسی نبود

مسیح علی نژاد و دولت متملقین!

4 نظر | جامعه
صدا و سیما ، خبرگزاری ها و رسانه های اقتدارگرایان مقاله مسیح را پیراهن عثمان کرده اند برای ماله کشی به همه ناتوانی ها و سو مدیریت های دولت احمدی نژاد و مجلس هفتم در آستانهی انتخابات مرحله دوم.
البته پر واضح است وقتی که در این دولت مصطفی پورمحمدی نیز تحمل نمی شود و جای خود را به محمدرضا رحیمی می دهد که سال گذشته در مراسمی با حضور محمود احمدی نژاد گفته بود:
«در سوريه نيز در شهر تاريخی بصری كه ممكن است خيلی‌ها اسم آن را نشنيده باشند، یکی از مسلمانان به من گفت: معتقدم كه اگر بنا بود بعد از پيامبر فرد ديگری به عنوان پيامبر انتخاب می‌شد آن فرد احمدی ‌نژاد هست».

مسیح علی نژاد - masih alinejad

انتظار بی جایی است شاید که در این شرایط که بازار تملق و این خوش خدمتی ها داغ است و روزی هاله ی نور رییس دولت را در بر می گیرد و بار دیگر معجزه ی هزاره سوم می شود و حتی پا را از این فراتر می گذارند و برای او جایگاه پیامبری قائل می شود، آواز دلفین ها به گوش برسد.
اما به راستی چه اهمیتی دارد مسیح عزیز؟ مهم اینست که وجدانت آرام باشد که آنچه باید و می توانستی و در توان داشته ای به زبان آورده ای که سفارش کرده اند: «قولوا حق الله عليكم» و یا «أن أفضل الجهاد ، كلمة حق عند سلطان جائر» .
» لینک مطلب در بالاترین
شاید کمترعلاقمند به سیاست ، اجتماع و یا ادبیات را بتوان یافت که داستان مزرعه حیوانات جورج اورول را نخوانده و یا نشنیده باشد. داستانی که به واقع می تواند به عنوان شایلون اکثر انقلاب های قرن گذشته قلمداد گردد.
اما به ظاهر بی ارتباط به آن تمثیل مسیح علی نژاد در مقاله ای در روزنامه ای اعتماد ملی زیر عنوان «آواز دلفین ها» می نویسد: «حكايت غریبی است رقص و آواز دلفين‌های جزيره [کیش]. پس از تحمل ساعت‌ها گرسنگی و بی‌غذایی، دست مرد جوان كه از سبد آذوقه بيرون می‌آيد، دلفين‌ها معصومانه اما هنرمندانه سر و بال می‌جنبانند و سپس به لقمه كوچكی قانع می‌شوند و تن به خيسی استخر زيبای پارک می‌دهند.»
علی نژاد در ادامه با مشابهت سازی این ماجرا با سفرهای استانی محمود احمدی نژاد و سیل نامه های درخواست کمک مردم و کمک های چند هزار تومانی به درخواست کنندگان اضافه می کند:
«دست‌هایی كه در آسمان استان‌ها می‌چرخد تا موج نامه‌ها و شكوه‌های ملتی را پارو كند تداعی‌گر چيست؟ جمعيتی كه مشفقانه و مشتاقانه به گرد دومين شخص كشور در سفر‌های استانی حلقه می‌زنند تداعی‌گر كدامين نياز و احتياج هستند؟».
جنجال بر سر این مقاله اما با عذر خواهی کروبی دبیر کل اعتماد ملی شکل دیگری به خود گرفت. سیل مصاحبه - ها و خبرپراکنی های رسانه های نزدیک به دولت آغاز شد تا شاید این بار پروژه اخراج مسیح از مجلس را تکمیل کنند.
پروژه ای که به باور بسیاری ناتمام ماند و افشا کننده میزان حقوق و دستمزد نمایندگان مجلس هفتم به خوبی تنبیه نشده است.
از رسانه ها و روزنامه ها و فعالین وابسته به جناح اقتدارگرا انتظاری نیست اما کروبی و برخی دیگر از هم حزبی هایش با رفتارشان دارند مسیح را قربانی می کنند. قربانی رضایت مندی اصولگرایانی که اتفاقن به هیچ اصولی پایبند نیستند.
در این میان باید از این آقایان پرسید آن زمان که احمدی نژاد منتقدان خود را «بزغاله» نامید آیا کسی از مردم عذر خواهی کرد. او نه به تمثیل و مشابه سازی و بازی زبانی که به صراحت این نام را بر مخالفان و منتقدان خود نهاد.
با این اوصاف باید دید در حالی که دولت نا توان در تحقق شعارهای خود ، وضعیت اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی را وخیم تر نموده ، آیا این مقاله مسیح را بهانه ای می کنند برای انحراف افکار عمومی از اصل ماجرا؟
پی نوشت:
» بنظر می رسد وبلاگ مسیح علی نژاد فیلتر شده ، درست است؟
» لینک مطلب در بالاترین
عملکرد خبرگزاری اصولگرای فارس در انتخابات مجلس را به هیچ عنوان نمی توان اطلاع رسانی و یا هواداری از یک جریان خاص سیاسی نامید.
رفتار این خبرگزاری بیشتر خبر سازی ، دروغ پردازی و تکرار سناریو های نخ نمایی است که پیش از این از سوی روزنامه کیهان بارها و بارها شاهد آن بوده ایم.
اما موضوع دیگر تلاش این رسانه و دیگر رسانه ها و حتی فعالین گروه های اصولگرا -اقتدارگرا- برای ترسیم فضایی رقابتی از انتخابات ایران است. افسانه ای که به هیچ صورتی قابل باور نخواهد بود.
انتخابات مجلس هشتم در تمامی مراحل پیش از ثبت نام ، بررسی صلاحیت ها ، برگزاری انتخابات ، شمارش آرا و حتی تایید و یا ابطال انتخابات حوزه های مختلف یکی از بدترین انتخابات های عمر جمهوری اسلامی بوده است.
رفتار جریانات حاکم و رسانه های همسویشان مانند کسانی است که برای خود لطیفه ای تعریف می کنند و از خنده به خود می پیچند و برای خود دست می زنند.
فارس ، بنگاه خبرسازی اصولگرایان در مرحله دوم انتخابات نیز آنچنان به اصلاح طلبان می تازد به تخریبشان همت می گمارد که انگار این اخبار تاثیری در انتخاب شدن و یا نشدن آنها دارد.
در حالی که بنظر می رسد اعجاز معجزه ی هزاره سوم حتی به صندوق های رای نیز سرایت کرده و نام هر کسی را که دولتیان بخواهند بیرون می آید!
در این میان فارس در خبری از «سردبير نشريه ضدانقلابی راه توده ارگان رسانه ‌ای بازماندگان حزب منحله توده» از لیست اصلاح طلبان خبر می دهد که در مصاحبه با صدای آمریکا گفته است: «اولويت قطعی ما ليست اصلاح طلبان است».
گرچه این اولویت ها سودی به حال رفرمیست ها ندارد و انتخابات به شکلی غیر قابل انکار ، مفهوم و معنای خود را از دست داده اما بنظر می رسد در هنرمندی و فوایده اصلاح طلبان همین بس که در جذب «ضد انقلاب» برای حمایت از کاندیداهای مورد تایید جنتی و شورای نگهبان موفق بوده اند.
عاقبت مجلسی که می گفتند فرشته ها اسامیشان را به تایید امام زمان رسانده اند این شد که گزارش می کنند:
«روز چهارشنبه 28 فروردین، مجلس هفتم، شاهد پدید‌ه‌ای بود كه به نظر می ‌رسد در تاریخ مجالس پس از انقلاب اسلامی، سابقه نداشته است. در این روز ، به حد نصاب نرسیدن شمار نمایندگان مجلس،‌ باعث شد تا مجلس تعطیل شود».
حالا خبرگزاری فارس برای چند دهمین بار در هفته اخیر از قول آیت الله مهدوی کنی خبر می دهد: من به لیست متحد اصولگرایان رای دادم. و اضافه می کند:
«اگر می ‌خواهيد مجلس بهتری داشته باشيد در مرحله دوم انتخابات در تهران به تمام 11 نفر كانديدای جبهه متحد اصولگرايان و در شهرستان‌ها نيز به نامزدهای اصولگرا رأی دهيد».
مجلسی که برگزیده امام زمان بود و اسامیشان از عالم بالا ابلاغ شده بود نتیجه اش به اینجا رسید که مثبت ترین عملکردش شاید رای ندادن باشد به چند وزیر معرفی شده از سوی احمدی نژاد برای وزرات نفت و آموزش و پرورش که آنرا هم بعدن جبران کردند.
مجلسی که با ادعای تحول عظیم در وضعیت اقتصادی مردم و اجرای طرح تثبیت قیمت ها بر سر کار آمد و در دوران نظارت و قانون گذاریش بی سابقه ترین رشد قیمت ها و تورم در دهه سوم پس از انقلاب اتفاق افتاد.
آن مجلس که سفارش شده از بالا بود این شرایط را برای جامعه رقم زده است چه برسد به مجلسی که توسط بندگان خدا اینگونه تبلیغ می شود. مشخص نیست این 11 نماینده جا مانده از دور اول لیست جبهه متحد اگر به مجلس بروند چه شق القمری می خواهند بکنند که دیگران نمی توانند.
اوج هنر اصولگرایان ، مجلس هفتم بود و عاقبتش این شد که هر سال دریغ از پارسال. برای این مجلس جدید هم باید گفت: «بنویسید مجلس هشتم ، بخوانید مجلس هفتم.»

خیالاتی شده اید آقای احمدی نژاد

23 نظر | سیاست
بنظر می رسد فشارها به دولت نهم بر عملکرد و سخنان رییس دولت بیش از پیش تاثیر منفی گذاشته است. تا جایی که سخنان و رفتارهای یک ماهه اخیر ایشان می تواند به واقع نگران کننده باشد.
گرچه احمدی نژاد پیشتر در دیداری که با آیت الله جوادی آملی در قم با نقل ماجرای هاله ی نور تعجب همگان را بر انگیخته بود اما سخنرانی اخیرشان در سفر به استان قم نیز در نوع خود کم نظیر و شاید بی نظیر است.
در این سخنرانی احمدی نژاد با وجود نام بردن از مافیای سیگار ، بانک و نفت ، از مافیایی که با واردات شکر بحران کارخانجات شکر را ایجاد و هزاران کارگر و کشاورز را متضرر نمود ، سخنی نمی گوید.
در حالی که سومین سال ریاست جمهوری احمدی نژاد در حال پایان است او وعده می دهد : «به ياری خدا و با پشتوانه شما در سال 87 دست همه‌ اين‌ها را از بيت‌ المال قطع خواهيم كرد» ، ادعایی که در سه سال قبل اتفاق نیفتاد و حتی یک نفر از افراد این باندها معرفی نشد.
اما این سخنان وقتی جالب تر می شود که توسعه کشور به «حضور فعال در عرصه اصلاحات جهانی» و «تغيير و اصلاح در مديريت جهان» حواله می گردد : «همه ملت‌های مستقل از سوی قدرت‌های بزرگ با برخورد و مقابله مواجهه می ‌شوند و به همين دليل امكان ندارد كه بدون تغيير و اصلاح در مديريت جهان به قله‌های پيشرفت برسيم.»
باید پرسید به استناد همین سخنرانی ، وقتی توان تعیین یک وزیر مورد نظر خود را در مجلسی که تمامن در اختیار دولت بود ندارید ، پس از سه سال حتی یک نفر از مافیاهای مورد ادعای خود را معرفی نکرده اید ، در تعیین وزرای کابینه ی خود آنچنان دچار خطا شده اید که بیش از نیمی از آنها را برکنار کرده اید ، چگونه می خواهند به اصلاح مدیریت جهان بپردازید.
می گویند سنگ بزرگ نشانه ی نزدن است اما این سنگ بزرگی نیست ، این از صخره و کوه و رشته کوه هم عظیم تر است. وقتی احمدی نژاد می گوید: «ما دو مسووليت داريم كه هر دو لازم و ملزوم و پشتيبان يكديگر هستند؛ یکی ساختن ايران و ديگری اصلاح وضعيت جهان» باید پاسخ داد که آقا اصلاح امور جهان و ساختن ایران پیشکش ، لطفا دست از ویران نمودن این کشور بردارید.
برای من باورش سخت است که حتی عوام ترین و کم سوادترین مردمان این کشور نیز این سخنان را باور کنند و جدی بگیرند.
احمدی نژاد همچنین موضوع دیگری را مطرح می کند که از نظر بین المللی اهمیت ویژه ای دارد و می تو.اند حاوی پیام برای جهان باشد: «در اين حادثه [حملات 11 سپتامبر به آمریکا] ساختمانی [برج های تجارت جهانی] فرو ريخت و گفتند سه‌هزار نفر كشته شدند. اما هيچگاه اسامی اين افراد منتشر نشد و به بهانه اين اتفاق به افغانستان و عراق حمله كردند»
بیان این سخن که اسامی کشته شدگان اعلام نشده جای تعجب دارد ، با جستجو در اینترنت براحتی می توان به این سایت مراجعه کرد و اسامی این افراد را پیدا نمود. اما به هر حال اگر نسبت به این موضوع در ذهن ایشان تشکیک وجود دارد به چه علت سال گذشته در سفر به نیویورک اصرار داشتند برای ادای احترام به کشته شدگان 11 سبتامبر به محل قبلی برج های دوقلو بروند؟
تناقض گویی و شعارگرایی ، به شدت اعتبار دولت نهم را خدشه دار کرده اما این سخنان که تهدید امنیت جهانی محسوب می گردد و می تواند آثار زیانباری را برای ایران به دنبال داشته باشد که به سادگی نیز جبران نشود.

آنچه عرب ها دوست دارند

4 نظر | سیاست
سایت خبری تابناک نتایج نظر سنجی را منتشر نموده که در آن مردم کشورهای عربستان سعودی، اردن، لبنان، امارات متحده عربی، مراکش و مصر محبوب ترین رهبران را از نظر خود انتخاب کرده اند.
در این نظر سنجی که توسط موسسه زاگبی، دانشگاه مريلند و موسسه تحقيقاتی بروکينگز در واشنگتن انجام شده ، دبیرکل حزب الله لبنان با 26 درصد ، بشار اسد رییس جمهور سوریه 16 درصد و محمود احمدی نژاد با 10 درصد ، مقام های اول تا سوم را در اختیار دارند.
اسامه بن لادن رهبر گروه القاعده ، معمرقذافی رهبر لیبی و نیکولای سرکوزی رییس جمهور فرانسه با 6 درصد آرا در مقامهای بعدی قرار گرفته اند.
این نظرسنجی به نوعی بیان کننده ذائقه ی سیاسی اعراب می تواند باشد. محبوبیت و انتخاب افرادی که یا در کشورشان حکومت های دیکتاتوری و یا غیر دموکراتیک را اداره می کنند و یا رهبری گروه های تروریستی و شبه نظامی را بر عهده دارند به هیچ عنوان نشانه ی مثبتی نیست.
اسد ، قذافی و بن لادن توانسته اند 28 درصد آرا را کسب نمایند. سه شخصیتی که به هیچ عنوان عملکرد قابل دفاعی ندارند. اگر به این جمع آرای نصرالله و احمدی نژاد به عنوان نمادهای آمریکا و اسرائیل ستیزی در منطقه را اضافه کنیم متوجه خواهیم شد که معجونی از دیکتاتوری ، تروریسم و ضد آمریکایی و اسرائیلی بودن در میان اعراب 64 درصد محبوبیت دارد.
در حالی که سال گذشته اسامه بن لادن و محمود احمدی نژاد 4 درصد و بشار اسد 2 درصد محبوبیت در میان اعراب داشتند ، بنظر می رسد عملکرد ضد آمریکایی بشار اسد و احمدی نژاد برای هر کدام به ترتیب 14 و 6 درصد محبوبیت بیشتر به همراه داشته است.
اگر به این میزان رشد 2 درصدی بن لادن و 12 درصدی حسن نصرالله را اضافه کنیم ، می توان اینگونه تحلیل نمود که در میان اعراب دشمنی با غرب و بخصوص آمریکا و اسرائیل 34 درصد افزایش داشته است.
بنظر می رسد حکومت های عربی وابسته به غرب و دیکتاتوریهای فاسد -با گرایش غربی و یا ضد غربی- شرایطی را در منطقه خاورمیانه رقم زده اند که در نهایت می تواند منجر به تقویت جریان های تروریستی گردد.
از سوی دیگر جهان عربی-اسلامی آنچنان از داشتن رهبران میانه رو ، غیر وابسته و محبوب خالی است که رهبر یک گروه شبه نظامی و رییس یکی از غیر دومکراتیک ترین دولتها به عنوان محبوبترین رهبران آن انتخاب می شوند. بنظر می رسد جریان های روشنفکری و میانه رو در جهان عرب نتوانسته اند موفقیت چندانی در تغییر رویکرد مردم کشورشان داشته باشند.
برخی کوتوله های سیاسی که روزگاری منتسب به جریان اصلاح طلبی بودند و بیشترین ضربه را به اعتماد عمومی به رفرمیست ها زدند امروز عمله ی دست چند رسانه و رونامه اصولگرا شده اند.
جالب آنکه این افراد پیشتر منکر هرگونه ارتباط و همراهی و حتی استفاده از عنوان اصلاح طلبی شدند اما در بزنگاه انتخابات ماجرا شکل دیگری یافت. گروه های چند نفره و احزاب خلق اساعه ای که اتفاقن همچنان در جبهه رفرمیستها سهم خواهی می کنند و همیشه بیش از وزنشان سهم گرفته اند!
پس از آنهمه لجن پراکنی علیه مجلس ششم و متحصنین ، حالا نوبت به خاتمی رسیده است. اینبار انگشت اتهام را به سوی او گرفته اند که در انحصار تندرو ها گرفتار است و آب به آسیاب آنها می ریزد.
مضحک است و در عجبم از کوته فکری این جماعت. اصلاح طلبان به اتهام رفتارهای چنین افرادی مورد خشم و غضب مردم واقع شدند و امروز همین ها طلبکار اصلاحات اند.
کاش می شد عنوانی دیگر را برگزید و این عبارت اصلاح طلبی را به اینها هدیه کرد. تا مشخص شود که اعتبار و جایگاه اجتماعی به اسم و صفت نیست بلکه به مرام و مسلک است. گرچه به هر حال همه این موارد باعث نمی شود که از اشتباهات رفرمیستها چشم پوشی کرد.
در جوامع توسعه نیافته الگوهای رفتاری منحصر به فردی را می توان مشاهده کرد که در تسلسل آزمون و خطا به شکلی متناوب در عرصه اجتماعی ظهور پیدا می کنند. گاهی این رفتارها در زمینه ها و بسترهای کامل متفاوت و ناهمگون با موضوعات غیر مرتبط الگو برداری می گردند. به نحوی که می توان با مقایسه آنها ماهیت مشترکشان را درک کرد.
برای آنچه که این روزها برای تیم فوتبال پرسپولیس و خصوصن مربی آن افشین قطبی اتفاق افتاده می توان نمونه هایی در عرصه های سیاسی و اجتماعی نیز مشاهده نمود.
در دوم خرداد 1376 بر اثر شرایط بسته و نارضایتی های اجتماعی گسترده، مردی بر صندلی ریاست جمهوری ایران تکیه زد که پیش از این برای عوام نامی شناخته شد و در قامت یک رییس جمهور نبود. خاتمی جانشین کسی شد که در ظاهر مشخصه های برجسته تری را نسبت به او دارا بود.
هاشمی ، پدرخوانده و بزرگ قوم انقلاب جایش را به خاتمی داد که روزگاری در دولتش سکاندار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود گرچه در نهایت بر اثر فشارها ناچار به استعفا شد.
افشین قطبی پس از 30 سال دوری از ایران برای اولین بار اجازه یافت به کشورش باز گردد و سکان هدایت یکی از غول های فوتبال ایران را بر عهده بگیرد. قطبی نیز به واقع جایگاهی را در اختیار داشت که سلطان قرمزهای پایتخت پیش از این بر آن فرمانروایی می کرد. علی پروین ، او که به نوعی شابهت های بسیاری با هاشمی رفسنجانی دارد.
خاتمی خوب حرف می زد و از شرایط تازه ای سخن می گفت. او ادبیات سیاسی ایران را متحول ساخت و ذائقه مردم را تغییر داد. اتفاقی که با ورود افشین قطبی به فوتبال ایران نیز تکرار شد.
خاتمی بیش از دیگر سیاستمداران این سرزمین آنچه را که باور داشت به زبان می آورد ، وقایع را آنگونه که بود بیان می نمود و به گاه ناتوانی درعرصه عمل نیز معترف بود به کاستی هایش و چقدر عجیب است که می توان بجای خاتمی در جمله بالا نام قطبی را قرار داد و زیاده بیراه نرفت.
شاید در نگاهی دقیق تر بتوان بیش از این مقدار شابهت یافت. اما راهی که برای قطبی در پیش است و برای خاتمی طی شده نیز ظاهرا به یک مقصد ختم می شود یا حداقل تا این زمان اینگونه به نظر می رسد.
خاتمی محبوب و دوست داشتی 4 ساله اول ، دیگر کلامش سحر پیشین را نداشت. سنگ اندازان که درهراس از به خطر افتادن جایگاه شان از هیچ کوششی دریغ نکردند. روزی جامعه را به آشوب کشیدند و برای اثبات اینکه خاتمی نیز کاری از پیش نخواهد برد ، به هر عملی دست زدند.
حالا در این شرایط این روزگار افشین قطبی است. کسی که مدعی است با رضایت او قطبی بر این مقام تکیه زده به همراهی فرزندان شرور سرخپوشان در پی بی اعتباری قطبی است. ادبیات پاستوریزه آقای جنتلمن جای خیلی ها را تنگ کرده پس باید بار دیگر دست به کار شد و از همان نسخه قدیمی استفاده کرد.
و در این میان جامعه چه موضعی انتخاب می کند؟ جامعه همیشه دو اصل را در نظر می گیرد: گرچه برای مظلوم دل می سوزاند اما مناسباتش را با قدرت تنظیم می کند. با کسی که شانس برنده شدن دارد.
از سوی دیگر هیچگاه در پی دلیل اصلی ناکامی ها نیست. ساده ترین راه ، بهترین راه است. کسی را متهم می کند که اثبات خطاهایش پیچیدگی کمتری دارد. برای همین هم در بیشتر مواقع این معلول است که محکوم می شود نه عامل.
برای دو گانه قطبی، خاتمی می توان راس های دیگری نیز یافت. تاریخ ایران پر است از این نمونه ها، انسانهایی که قربانی خودشان شدند ، قربانی متفاوت بودنشان.
در این روزها آنچه بیشتر در فضای سیاسی ایران رخ می نماید، نا امیدی است و آشفتگی. دو عنصری که در عین محرک بودن ، مخرب نیز می توانند باشد. اگر سخنی نیز به زبان جاری می شود یا فریاد تظلم خواهی است و یا فرمان تهدید و تنبیه کسانی که به شرایط موجود تن نمی دهند و در پی تغییر آن برآمده اند.
شاید به همین دلیل احمد قابل بر آن می شود که به بهانه ی اجرای حکم ظالمانه ی دادگاه ویژه درباره ی برادرش هادی قابل ، زبان به انتقاد بگشاید که : «خدایا تو شاهد باش که ؛ من آنچه شرط بلاغ است ، با حاکمان گفتم و به سهم خود ، حجت را بر آنان تمام کردم ، به این امید که در دادگاه عدل تو رو سفید باشم».
در خانه ای نیز که قرار بود جایگاه نمایندگان ملت باشد در میان تملق و ستایش دولت و نطق های وکیل الدوله ها ، فریاد آزادمردی از دیار آذربایجان طنین انداز می گردد. اعلمی نماینده تبریز می گوید:
«تاریخ گواهی می ‌دهد كه اگر در انقلاب فرانسه "روبسپیر دانتون" را كه همچنان بر اصول اولیه انقلاب و آزادی پافشاری می‌كرد، به شورای گیوتین سپرده شد تا بعنوان ضد انقلاب سرش را تیغهای بیرحم گیوتین از تن جدا كند، بنظر می ‌رسد كه امروز شورای نگهبان و حامیان آشكار و نهان آن، این مسؤولیت را برعهده گرفته اند».
همچنان ما از دموکراسی می گوییم و آزادی را ستایش می کنیم و خود را پایبند به اصلاحات می دانیم اما آنچه در جامعه استشمام می گردد بوی تند تنفر است. تنفر از ظلم و ناعدالتی و استبداد.
و آن زمان که این تنفر در شریانهای جامعه جاری گردد و محرک تغییری شود دیگر هیچ سوپاپ اطمینانی با مارک و آرم اصلاح طلبی موثر نخواهد بود. در آن شرایط تنها خشونت است که حکومت خواهد کرد.
نوشابه امیری خبرنگاری است که این روزها با عنوان «مسافر بی‌حجاب پرواز انقلاب» خوانده می شود. نوشابه ، مصاحبه ای با همین عنوان با رادیو زمانه انجام داده ، در یکی از برنامه های میزگردی با شمای صدای آمریکا نیز حضور یافت که اگر درست به خاطر داشته باشم عنوان آن برنامه نیز همین بود.
در همین حال در کتاب «آخرین تلاش ها در آخرین روزها» ی دکتر ابراهیم یزدی که پیشتر عکسی از محسن سازگارا و مطلبی از مهندس بازرگان از آن آوردم چند عکس نیز از خانم نوشابه امیری منتشر شده که البته همگی از یک واقعه و از زوایای مختلف است.

Noshabeh Amiri - نوشابه امیری در نوفل لوشاتو

درعکس نوشابه امیری در پنجره بالای سر آیت الله خمینی در نوفل لوشاتو دیده می شوند و درست یک روز پس از خروج شاه از ایران (27 دی 57) به سخنان دکتر یزدی گوش می دهند.
نوشابه در مصاحبه با ایرج ادیب زاده از رادیو زمانه در برابر این پرسش که در زمانی که در نوفل لوشاتو بودند آیت الله به شما نگفت که باید حجاب داشته باشید؟ پاسخ می دهند: «نخیر، ایشان هیچ قیدی نداشتند. اینهایی که بیرون بودند به آدم قید تحمیل می‌کردند. در نتیجه وقتی من آن تو بودم، خیلی احساس راحتی بیشتری می‌کردم».
غرض از آوردن این عکس و همچنین عکس محسن سازگارا در صف نماز پشت سر آیت الله خمینی به هیچ عنوان قضاوت خاصی نیست. بازگشت به وقایع و مرور رویدادهایی که دانستنش برای ما اهمیت دارد. در صورت امکان در کوتاه ترین زمان در مورد صحت این عکس از خانم امیری خواهم پرسید.
در کتاب دکتر یزدی آمده که در پرواز انقلاب خانم نوشابه امیری که خبرنگار کیهان است از ایشان در مورد احساسش در زمان خروج شاه از ایران می پرسد که چرا در ان هنگام گفته اید همان احساسی را دارم که خداوند اولین فرزندمان را به ما داد ، یزدی پاسخ می دهد: «...خروج شاه از ایران به معنای پیروزی انقلاب و تولدی تازه در تاریخ و سرنوشت ملت ما بود...».
ویرایش اول کتاب «آخرین تلاشها در آخرین روزها» در سال 1362 منتشر و بیش از ده بار تجدید چاپ شد ، ویرایش دوم ان در سال 1379 و تهیه و تاکنون دو بار توسط انتشارات قلم تجدید چاپ شده است.
در همین زمینه:
» مصاحبه با نوشابه امیری [شبکه خبرنگاران بین المللی]

وزرایی که قربانی شاه می شوند

یک نظر | سیاست
در حالی که اخبار مربوط به تغییر وزرای کشور و اقتصاد و دارایی پس از تکذیب اولیه و متهم نمودن رسانه ها به شایعه سازی ، مورد تایید الهام ، سخنگوی دولت نیز قرار گرفت ، گمانه زنی ها در مورد تغییر دو وزیر و 4 استاندار همچنان ادامه دارد.
شواهد و قرائن بر تغییر وزرای راه و ترابری و خارجه دلالت دارند. در همین حال بنظر می رسد استانداری خوزستان نیز سومین استاندار خود را در 3 سال گذشته خواهد دید.
در این شرایط اظهارات اخیر وزیر راه در سفر استانی احمدی نژاد به خراسان رضوی جالب توجه است. رحمتی مدعی است : «بر اساس مستندات، شاخص‌های راه و حمل و نقل خصوصاً در حوزه راه روستایی در سطح كشور، طی مدت خدمتگزاری دولت نهم با رشد چشمگيری مواجه بوده است.»
وی می افزاید: «دولت در نظر دارد با ساماندهی نظام مالياتی كشور هم درآمدهای خود را در جهت برنامه‌ ریزی و اجرای مناسب مصوبات تثبيت كند و هم تقسيم متعادل ثروت در ميان اقشار مختلف جامعه رساند». اما بنظر نمی رسد این آخرین تبلیغات برای دولت احمدی نژاد موثر باشد و رحمتی نیز به عاقبت دیگر وزرای برکنار شده دولت نهم گرفتار خواهد شد.
به هر حال تغییرات گسترده کابینه و مدیران ارشد دولت نهم ، بر این نکته تاکید دارد که یا احمدی نژاد در انتخاب اولیه خود دچار اشتباهات فاحش شده و یا این تغییرات به عنوان راهی برای انحراف افکار عمومی نسبت به مقصر اصلی در نابسامانی های اخیر در پیش گرفته شده است.
گرچه بنظر می رسد جمع هر دو گمان فوق نیز صحیح است به این معنا که گرچه وزرای احمدی نژاد افراد ضعیفی هستند، اما بیش از همه این رییس دولت است که با عملکرد و سیاست هایش نابسامانی و آشفتگی ها را دامن می زند.

عکس محسن سازگارا با آیت الله خمینی

21 نظر | سیاست
درعکس زیر محسن سازگارا ، آیت الله انواری و آیت الله صدوقی نشسته در صف اول نماز پشت سر آیت الله خمینی در نوفل لوشاتو مشاهده می شوند. از این جمع تنها محسن سازگارا در قید حیات است.

Dr Mohsen Sazgara
محسن سازگارا نفر سمت راست

عکس برگرفته از کتاب «آخرین تلاشها در اخرین روزها»ی دکتر ابراهیم یزدی است که ویرایش دوم آن در سال 1386 منتشر شده که باور یزدی مطالبی ناگفته است پیرامون انقلاب اسلامی ایران.
نام محسن سازگارا یک بار در صفحه 85 این کتاب آمده : «کسانی که در گروه های سیاسی حاضر در نوفل لوشاتو فعالیت می کردند ...عبارت اند از : آقایان محسن سازگارا ، جواد یارجانی ، امیر امیرخانی ، فرهادی ، کریم خاپناهی و ...»
در بخشی از این کتاب در مورد نحوه تشکیل شورای انقلاب و دعوت از مهندس بازرگان آمده است:
«شاید مرحوم بازرگان اولین کسی بود که در یک سخنرانی عمومی علنی اسم آیت الله خمینی را آوره بود. وقتی مردم سه تا صلوات فرستادند مهندس بازرگان اعتراض کرده و گفته بود که خوب شما برای خود پیامبر که اسمش می آید یک صلوات می فرستید، اگر رسول خدا الان بیاید بگوید که چرا برای فرزند من سه تا صلوات فرستادید برای من یکی ، چه جوابی می دهید؟ برخی از روحانیون از سخن مهندس خیلی بدشان امده بود و شروع کرده بودند به اعتراض به این حرف که سرو صدایش هم به پاریس رسید.»
خبرگزاری فارس در مصاحبه ای با الهام سخنگوی دولت در مورد خبر تغییر وزرای کشور و اقتصادو دارایی می نویسد:
«ديروز رئيس‌جمهور در مطلبی در وبلاگ شخصی خود منتشر كرده بود تغييرات در كابينه را "سياستی ‌اعلام شده" و "در راستای نوآوری" عنوان كرد.»
در این مصاحبه الهام که روز 17 فروردین ماه خبر تغییر وزرا را تکذیب کرده و رسانه ها را به شایعه سازی متهم نموده بود می گوید: « بنده تا روز يكشنبه گذشته از تغييرات در كابينه اطلاعی نداشتم».
در این میان دو نکته قابل توجه است. اول اینکه در هر دولتی تغییرات اینچنین مهم و اساسی مطمئنن یک شبه اتخاذ نمی شود -شاید هم بشود زیرا دولت نهم هر دولتی نیست- چگونه ممکن است سخنگوی دولت و یکی از اعضای چند شغله کابینه از آن بی خبر باشد.
از سوی دیگر احمدی نژاد در این مورد در وبلاگش می نویسد: «همکاران قبلی و فعلی من در دولت، از این همکاری، تصور یک مسابقه ماراتن امدادی را دارند که بین راه ‏مشعل را یکی به دیگری می سپارد.»
هیات دولت بیشتر شبیه تیم فوتبال است -گرچه در مثل مناقشه نیست- که هر کسی در جای خود باید وظیفه اش را بخوبی انجام دهد و نمی توان دروازه بان را به نوک حمله برد و هافبکی با 150 سانتی متر قد را درون دروازه قرار داد.
در این شرایط اگر به واقع دولت معتقد است تغییر وزرا در راستای نو آوری می تواند منجر به شکوفایی گردد ، بهتر است شخص رییس دولت را تغییر دهند و مشعل را به فرد دیگری بسپارند تا کشور بیش از پیش شکوفا شود!

جمهور و قورباغه طلایی

6 نظر | جامعه
برگزیدگان دومين دوره‌ مسابقه وبلاگ ‌نويسی قورباغه طلایی -به ياد كافه تيتر- معرفی شدند . در بخش بهترین وبلاگ سیاسی ، وبلاگ جمهور انتخاب شدهاست. نتایج سایر بخش ها را در اینجا می توانید ببینید.
شایدعنوان بهترین یا برترین برای یک وبلاگ در دنیای مجازی چندان معنای مشخص و معیار معینی برای معرفی یک وبلاگ نباشد. به هر حال مثل هر مسابقه دیگری سلیقه و نظر انتخاب کنندگان دخیل است.
درست مثل انتخاب هایی که در مورد مسابقه دویچه وله و هفت سنگ و موارد مشابه رخ می دهد. اما می تواند انگیزه ای باشد برای بهتر شدن و تلاش بیشتر. باید به فواد خاک نژاد خسته نباشید گفت و تلاشش را ارج نهاد.
مسابقه ای که امسال دومین دوره ی خود را پشت سر می گذارد و می تواند با تداوم و پیگیری بیشتر جایگاه بسیار مناسبی در دنیای مجاز پیدا کند. چه خوب بود که این مسابقه یک سایت اختصاصی نیز داشت.
نمایشگاه عکس:
نمایشگاه عکاسی با عنوان رنگ های کودکی در دانشگاه چمران اهواز برپا شده و 28 فروردین ماه نیز دایر است. برای اطلاعات بیشتر وبلاگ سحر حکمت را ببینید.
خبرگزاری اقتدارگرای فارس در خبری به نقل است رضا پهلوی ، فرزند محمدرضا شاه پهلوی می نویسد: «ما در اين زمينه [ ايجاد یک حكومت سكولار و دموكراسی خواه] از مجاهدين خلق (منافقين) نيز برای ايجاد اين حكومت جديد استفاده می كنيم و حتی دوم خردادی داخل ايران نيز می توانند با ما همراه شوند.»
در ادامه این گزارش با استناد به مقاله ی فردی به نام مسعود آذری آمده است : «طی ماههای اخير تحركات داخلی و خارجی برای هدايت یک كودتای مخملين در ايران شدت بيشتری به خود گرفته است.»
و ادامه می افزاید : «به نظر می رسد با توجه به قرائن و شواهد سال جديد سال اپوزیسيون شدن برخی ديگر از چهره های جبهه اصلاحات است.»
گرچه با توجه به مفاهیم سیاسی رایج و شرایط فعلی ، عملن نیروهای رفرم خواه و میانه رو و حتی برخی جناحهای راستگرای منتقد به دولت به عنوان اپوزیسیون محسوب می گردند.
مفهومی که به هیچ عنوان دارای بار منفی و یا انقلابی نبوده و تنها مشخص کننده نسبت جریانات سیاسی با حاکمیت و میزان مشارکت انها در تصمیم سازی ها و تصمیم گیری هاست. اما ظاهرن گزارش نویس فارس سعی دارد ین موضوع را القا کند که جریانی در درون رفرم خواهان در حال همراه شدن با جریان سیاسی برانداز خارج از جغرافیای ایران است.
در حالی که عملکرد دولت نهم و برخی از نهادهای انتصابی در چند انتخابات اخیر به شکل تاسفباری جریان های سیاسی رفرم خواه معتقد به چهارچوبهای قانون اساسی را به سمت تبدیل شدن به نیروهای معتقد به اصلاح ناپذیری نظام سوق داده است. در همین حال تلاش گسترده ای از سوی اقتدارگرایان صورت می پذیرد تا با بزرگ نمودن خطر انقلاب مخملی فشار و برخوردهای خود را بر نیروهای تحول خواه افزایش دهد.
از سوی دیگر برابر سازی موضوع تحریم انتخابات با براندازی نظام از دیگر معناسازیهای جعلی در میدان عمل سیاسی ایران است. تحریم نه یک اتیکت یا مانیفست سیاسی که تنها یک روش محدود ، کم اثر و مدنی قلمداد می گردد که برای محل اثر واقع شدن نیاز به برنامه های تکمیلی دارد.
اما حاکمیت اقتدار گرا با معادل سازی تحریم با براندازی سعی دارد هزینه ساده ترین روش برای اعتراض مدنی بالا برده و با اتهام تلاش برای انقلاب مخملی نیروهای سیاسی منتقد را محدود کند.امری که برخی نیروهای سیاسی اپوزیسیون نیز با انتخاب نام تحریمی بر آن دامن میزنند.
با تمام این اوصاف به نظر می رسد سناریوی انسداد گام به گام در حال اجرا است ، سناریویی که شاید به واقع منجر به تحولی اساسی گرد که از اختیار نیروهای حاضر در صحنه ی سیاست ایران خارج باشد.
خبرگزاری فارس در خبری دیگر بدون ذکر زمان مصاحبه رییس جمهور آمریکا -اول فروردین ما- با صدای آمریکا تنها با انعکاس یک پرسش و پاسخ مصاحبه مذکور تحت عنوان «جرج بوش:اصلاح‌طلبان در تهران دوستی بهتر از من ندارند » ، بدون هیچ دلیل روشنی کلمه تهران را در سخنان بوش اضافه کرده است.
پس از آنکه احتمال کناره گیری کاندیداهای اصلاح طلب از دور دوم انتخابات مجلس هشتم در تهران قوت گرفته است ، سناریو جدید رسانه ای از سوی جناح اقتدارگرا آغاز شده است. عملکرد مجریان انتخاباتی در شمارش آرا و نحوه نظارت بر انتخابات تهران شرایطی را رقم زد تا هیچ یک از کاندیداهای ائتلاف اصلاح طلبان نتوانند در دور اول به مجلس راه پیدا نمایند.
اعتراض سید محمد خاتمی و مهدی کروبی و درخواست بازشماری برخی صندوق های نیز نتوانست شرایط را به سود رفرمیستها سوق دهد و شورای نگهبان و دولت بر صحت انتخابات تاکید نمودند.
آنچه مشخص است اینکه حتی اگر اصلاح طلبان بتوانند بار دیگر مردم را متقاعد به حضور در انتخابات کنند، اتفاقی متفاوت از مرحله اول تکرار نخواهد شد. درحالی که با شرایط موجود حتی مشارکت 27 درصدی دور اول نیز تکرار نخواهد شد.
تهدیدها و خط و نشان هایی نیز که جناح اقتدارگرا در جهت حضور رفرمیستها -برای خالی نبودن عریضه- انجام می دهد نیز تنها ربا حفظ ظاهر دموکراتیک ماجرا و بی اعتبار نمودن بیشتر اصلاح طلبان است.
در شرایطی که حتی اگر اصلاح طلبان از هفت خان تایید صلاحیتها رد شده، با کمترین امکانات تبلیغاتی آرای مردم را جلب و رای کافی را برای حضور در مجلس کسب نموده اند براحتی از ورودشان پیشگیری می شود تکرار این بازی تنها به ضعف بیش از پیش جریان تحول خواه منجر خواهد شد.
باید پذیرفت شرایط برای اصلاحلات پارلمانیستی مهیا نیست و بخشی از حاکمیت تنها حضور نمادین بخشی از رفرمیستها دسته چندم را برای حفظ ظاهر دموکراتی و رقابتی انتخابات می خواهد.
اگر به گفته خاتمی باید بازی آنها را بر هم زد ، درست در چنین شرایطی این امکان فراهم شده است ، اصلاح طلبان باید شفاف و با اعلام دلایل ، عدم حضور خود در انتخابات مرحله دوم تهران ر اعلام نمایند و بیش از این اعتبار خود را خرج تقویت جریان اقتدارگرایی نکنند.

ما که از اول نوآور و شکوفا بودیم

10 نظر | جامعه
بنظر می رسد با نام گذاری سال جدید با عنوان نو آوری و شکوفایی ، مصادیق آن نیز به مرور مشخص خواهد شد تا بتوان نسبت به آنها قضاوت مناسبی داشت.
در اولین اظهار نظر سردار جعفر فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در گفتگوی ویژه خبری با رسانه های گروهی عنوان نمودند:
«اميدواريم در سال نوآوری و شكوفایی شاهد دست ‌آوردهای بزرگی در زمينه پيشرفت صنايع موشكی، هوایی، دفاعی و زمينی باشيم و مردم ما امنيت بيشتری را احساس كنند.»
ایشان همچنین از نیروی انتظامی نیز به خاطر حفاظت از کاروانهای راهیان نور تشکر و قدردانی نمود. در حالی که امسال به جز چندین تصادف و حادثه که مجموعن منجر به فوت نزدیک به 50 نفر شد ، دو حمله ی مسلحانه نیز به کاروان های راهیان نور صورت پذیرفت.
از سوی دیگر احمدی نژاد در حاشیه جلسه هیات دولت مدعی شد: «خوشبختانه سرعت نوآوری در كشور بالا است و سرعت ثبت اختراعات و ابتكارات اين مسئله را نشان می دهد و امسال هم یک جهش در اين زمينه اتفاق خواهد افتاد.»
احمدی نژاد افزود: «اين كه می بينيد در مدت 30 سال ايران از یک كشور دست پنجاهم عقب افتاده به كشوری قدرتمند، موثر و در حال پيشرفت سريع تبديل می شود در واقع همه برآيند و مولفه تلاشهای مردم است.»
اینکه آیا ایران 30 سال پیش کشور دسته پنجاهم جهان بوده و امروز قدرتمند و موثر است را می توان با بررسی آرام و ارقام ، سطح زندگی با مقاییسه با سایر کشورهای هم تراز مشخص نمود اما اینگونه سخن گفتن به هر حال شایسه حال یک رییس دولت نیست.
نوآوری و شکوفایی نیز امری دستوری و خلق الساعه نمی باشد. باید زمینه ها و برنامه های میان مدت و بلند مدت برای تغییرات موثر و قابل توجه و البته پایدار صورت پذیرد تا به آن بتوان عنوان شکوفایی اعطا نمود.
نوآوری نیز در بسیاری از زمینه ها نیازمند پایه ها و علمی قوی و تکنولوژی روز دنیاست که به دلایل گوناگون در چنین شرایطی ما از آن محروم و یا کم بهره هستیم. امسال به هر نام و نشانی که شناخته شود با توجه به عملکرد دوساله ی اخیر دولت نهم ، سالی سخت و مهم در عرصه ی اقتصاد ، سیاست داخلی و خارجی و معضلات اجتماعی خواهد بود.
نوشته قبلی در مورد رومینا گشتاسبی به بحث داغی تبدیل که البته نتایج جالب توجه ای نیز در بر داشت. تجربه استفاده از نظر سنجی در مطلب قبلی نیز ، تجربه جالبی بود که اگر امکانش باشد در موضوعات دیگر هم انجام خواهد شد.
جدای از نتایج نظر سنجی که در ادامه می آید نظرات کاربران در زیر مطلب قبلی و همچنین در لینک بالاترین می تواند دستمایه یک تحقیق اجتماعی مفصل شود.
آنجا که برخی از غیرتمندان برای اثبات نظر خود پا را از دایره ادب و نزاکت خارج می کنند و سعی می نمایند برای این عمل رومینا مابه ازا تولید کنند و از کسانی که اعتقاد دارند این عمل در حیطه ی حقوق خصوصی افراد قلمداد می گردد می خواهند تصاویر عریان خود و یا نزدیکانشان را منتشر کنند.
در این نظر سنجی 40 ساعته از مجموع 487 پرسش شونده در پاسخ به سوال «آیا انتشار عکس عریان رومینا گشتاسبی به حیثیت ایرانیان لطمه وارد کرده است؟» 60 نفر یعنی 12.32 درصد پاسخ آری داده اند ، 400 نفر یعنی 82.14 درصد پاسخ خیر داده اند و 27 نفر یعنی 5.54 درصد پاسخشان نمی دانم بوده است.
فکر می کنم نتایج این نظر سنجی به میزان کافی گویا و مشخص باشد. که حداقل در جامعه کاربران نسبتن حرفه ای اینترنت در ایران اکثریت غالب معتقدند عمل رومینا لطمه ای به حیثیت ایرانیان وارد نکرده است.
» اضافه:
در این نظر سنجی شرکت کنید [مخصوص کاربران اینترنت در ایران]

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram