متولد شدم در اول اَمرداد ۱۳۵۸و شاید به دلیل هم زمانی زادروزم با روزهای پر آشوب پس از انقلاب اینگونه آشفته و بی قرار ثباتی هستم که کمی دست نیافتنی می نماید

Category Archive

Khozestan BloggerS



Archive Monthly

LoGo


جمهور


NewsLetter


برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Add


  ATOM 

Powered by
Movable Type 3.2

:.جمهور پیشین.:




جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!



linkdump


+ArChive+



« آیا افشین قطبی را نیز قربانی می کنیم؟ | Main | عکسی از مسافر بی‌حجاب پرواز انقلاب »

در این روزها آنچه بیشتر در فضای سیاسی ایران رخ می نماید، نا امیدی است و آشفتگی. دو عنصری که در عین محرک بودن ، مخرب نیز می توانند باشد. اگر سخنی نیز به زبان جاری می شود یا فریاد تظلم خواهی است و یا فرمان تهدید و تنبیه کسانی که به شرایط موجود تن نمی دهند و در پی تغییر آن برآمده اند.
شاید به همین دلیل احمد قابل بر آن می شود که به بهانه ی اجرای حکم ظالمانه ی دادگاه ویژه درباره ی برادرش هادی قابل ، زبان به انتقاد بگشاید که : «خدایا تو شاهد باش که ؛ من آنچه شرط بلاغ است ، با حاکمان گفتم و به سهم خود ، حجت را بر آنان تمام کردم ، به این امید که در دادگاه عدل تو رو سفید باشم».
در خانه ای نیز که قرار بود جایگاه نمایندگان ملت باشد در میان تملق و ستایش دولت و نطق های وکیل الدوله ها ، فریاد آزادمردی از دیار آذربایجان طنین انداز می گردد. اعلمی نماینده تبریز می گوید:
«تاریخ گواهی می ‌دهد كه اگر در انقلاب فرانسه "روبسپیر دانتون" را كه همچنان بر اصول اولیه انقلاب و آزادی پافشاری می‌كرد، به شورای گیوتین سپرده شد تا بعنوان ضد انقلاب سرش را تیغهای بیرحم گیوتین از تن جدا كند، بنظر می ‌رسد كه امروز شورای نگهبان و حامیان آشكار و نهان آن، این مسؤولیت را برعهده گرفته اند».
همچنان ما از دموکراسی می گوییم و آزادی را ستایش می کنیم و خود را پایبند به اصلاحات می دانیم اما آنچه در جامعه استشمام می گردد بوی تند تنفر است. تنفر از ظلم و ناعدالتی و استبداد.
و آن زمان که این تنفر در شریانهای جامعه جاری گردد و محرک تغییری شود دیگر هیچ سوپاپ اطمینانی با مارک و آرم اصلاح طلبی موثر نخواهد بود. در آن شرایط تنها خشونت است که حکومت خواهد کرد.
| ارسال به دنباله | ارسال به بالاترینسیاست | مهدی محسنی |    |

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/1450

Comments


چه خشن....

سعید نورمحمدی || April 13, 2008 06:07 PM


بالاخره این قطار بی ترمز را پایانی خواهد بود و نه ایستگاهی که کوهی ...

پارادوکس || April 13, 2008 06:09 PM


سلام من هم نوشته ام
آقای دیزاینر! این بار سوم هست که از حضرتعالی خواهش می کنم!!!!! بابا سایت من!

ابوذر آذران || April 13, 2008 07:31 PM


مطالب بالا رو قبول دارم ولى معتقدم شأن اصلاح طلبها اين نيست كه اّنهاروبازيچه دست نظام بدانیم

وحيد || April 14, 2008 01:40 AM


خشونت ؟! من که باورم نمیشه . فقط یادمه توی تاریخ چندم دبستان بود که نسبت داده شده بود به انگلوساکسونها و اینا ... میگن منقرض شده که ! .

پوتین || April 14, 2008 04:02 AM


چند وقتی هست که روزی ۱۰ بار این جملاتی که تو این نوشته بود رو با خودم می گم. من هم مثل شما نگران آینده هستم ... مشکل اینه که همه به خواب خرگوشی رفتند... همه فکر می کنند، بدبختی مال دیگرانه ... ولی وقتی خشونت بیاد، رفتنش دست ما نخواهد بود...

مانی || April 14, 2008 11:26 AM


Post a comment


نظرات شما پیش از نمایش تایید خواهد شد
تا انجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود بصورت فینگلیش خودداری نمایید