May 2008 Archives

لطفن علی كریمی را نبخشید

3 نظر | جامعه
خبرگزاری فارس تحت عنوان با وساطت رییس جمهورعلی كریمی بخشیده شد می نویسد: «مهدی تاج اعلام كرد: علی كریمی با وساطت ریاست جمهوری و سید حسن خمینی، مورد بخشش قرار گرفت.»
در مورد نحوه اطلاع رسانی انتصاب بخشش علی كریمی به وساطت احمدی ن‍ژاد، در حالی كه پیشتر در دیدار اعضا و كادرفنی تیم ملی با سید حسن آقای خمینی، ایشان از فدراسیون فوتبال و اعضای كادر فنی خواسته بودند با سعه صدر بیشتر و انتقاد پذیری زمینه حضور بازیكنانی كه تیم كنار گذاشته شده اند فراهم گردد، جای تاسف بسیار دارد.
اما مهمتر از اين مسئله موضوع بخشش كریمی است. شاید به واقع نبایدعلی كریمی بخشیده شود تا عدالت محقق گردد. علی كریمی در سخنانی فدراسیون فوتبال ایران را ضعیف ترین فدراسیون فوتبال در 10 ساله اخیر توصیف كرده بود.
توصیفی كه همچنان برازنده دولت محمود احمدی ن‍ژاد نیز هست. حتی می توان مدعی شد دولت نهم ضعیف ترین و بدترین دولت نیم قرن اخیر در ایران است.
بر اساس منطق احمدی نژادی چه بسیار وزرا و معاونان كه برای مخالفت هایی به مراتب كمتر، از تیم دولت اخراج شده ند ، در این شرایط چرا باید علی كریمی به علت انتقاد از فدراسیون تحت حمایت احمدی نژاد بخشیده شود؟
علی كریمی اگر عامل بیگانه نباشد ، اگر مخالفان دولت برای این انتقادات پول نگرفته باشد و در خوش بینانه ترین حالت عامل مافیای مخالف دولت نباشد، به قدر بزغاله نمی فهمد كه از فدراسیون وابسته به دولت نهم انتقاد می كند.
مگر علی كریمی هم ملوان -نه ببخشیدجاسوس- انگلیسی است كه مورد بخشش قرار گیرد؟ او را هم مثل روزنامه های منتقد باید لغو مجوز نمود و مثل فیلم هایی چون سنتوری توقیف كرد تا خدای نكرده دولت مهرورز تضعیف نشود.
لطفن علی كریمی را نبخشید. بگذارید همینطور مغضوب بماند!
وقتی اصولگرایان مجلس هفتم را پس از رد صلاحیت های گسترده اصلاح طلبان تسخیر کردند ، شادمان به تقبیح عملکرد مجلس پیشین پرداختند و آنرا یکی از بدترین مجالس ایران نامیدند.
از سوی دیگر مدح و ستایش از مجلس هفتم تا جایی پیش رفت که برخی مدعی شدند نمایندگانش برگزیده و مورد تایید امام دوازدهم شیعیان هستند.
اما آنچه که در انتخابات مجلس هشتم گذشته رخ داد ، بیانگر نظر جامعه در مورد عملکرد این مجلس بود. مشارکت پایین شهروندان ، راه نیافتن اکثریت نمایندگان مجلس هفتم و حتی تغییرات قابل پیش بینی در هیات رییسه.
این واقعیات نشان داد حتی سرسخت ترین هواداران اصولگرایان نیز از وکیل الدوله ها و مجلسی که گوش به فرمان دولت باشد و کمترین نقشی را در نظارت و صیانت از حقوق شهروندان بازی نماید ، ناراضی هستند.
در این میان حداد عادل ، محمدرضا باهنر در بی اعتبار کردن این مجلس نقش ویژه ای ایفا نمودند. شاید به همین دلیل نیز روز گذشته فراکسِون اصولگرایان تصمیم گرفت لاریجانی را با 161 رای در برابر 50 رای حداد عادل به عنوان کاندیدای ریاست مجلس معرفی نماید.
این ناکامی رييس مجلس هفتم را می توان در ادامه ناکامی تعداد قابل توجهی از نمايندگان آن مجلس در کسب آرای لازم از شهروندان و اقنای وجدان عمومی جامعه در ارزیابی مثبت از عملکردشان قلمداد نمود.
شکست قابل پیش بینی عادل در اولین جلسه مجلس هشتم برای وي پیام ویژه ای در بر خواهد داشت. این احتمال -در صورت تبدیل شدن به واقعیت- می تواند به منزله حذف وی از صحنه رقابت ریاست جمهوری آینده نيز قلمداد گردد.
شايدعادل در این برهه به واقع قربانی گوش به فرمانی اش از احمدی نژ‍اد شد. البته احمدی ن‍‍ژاد نیز در جریان اختلافات پیش آمده میان دولت و مجلس با رفتاری تحقیر آمیز ، رييس مجلس را بيش از پيش بی اعتبار نمود تا امکان حضور او در انتخابات ریاست جمهوری آینده را به حداقل برساند.
حال باید دید در بازی دوگانه میان لاریجانی و احمدی ن‍‍ژاد و همجنین لاریجانی و حداد عادل چه کسی برنده میدان رقابت خواهد بود. در این میان نیز نباید از نقش باهنر چشم پوشی نمود. بنظر می رسد او همچنان به عنوان متحد استراتژیک دولت نهم در مجلس هشتم فعال خواهد بود.

این سوریه ی لعنتی!

یک نظر | سیاست
سوریه در جریان جنگ میان ایران و عراق به حمایت از ایران پرداخت و در ازای آن نیز از کمک های سخاوتمندانه ی حکومت ایران نیز برخوردار شد کمک هایی که افزايش يافته و همچنان ادامه دارد.
همچنین در ماجرای لبنان و تقویت گروه های امل و حزب الله علارغم رقابت ها و اختلاف سلایق ، ایران وسوریه اهداف و مافع مشترکی را دنبال می کردند.
اما به طور کلی شاید حکومت های ایران و سوریه با وجود روابط همیشه حسنه از کمترین اشتراک مختصاتی و ایدولو‍ژیک برخوردار هستند. حکومت ایران ، جمهوری اسلامی منبعث از نظریه ولایت فقیه شیعی شبهه دموکراتیک است .درحالی که سوریه جمهوری مادام العمر موروثی غیر مذهبی بعثی است.
در حالی که ظاهرن ایران و سوریه در مسئله فلسطین و در قبال اسرائیل مواضع مشابهی دارند ، سوریه بر اساس منافع ملی خود مذاکرات غیر مستقیمی را با اسرائیل آغاز کرده است.
مهمتریم مسئله سوریه بازپس گیری بلندی های جولان است که در جریان جنگهای سال 1967 توسط اسرائیل اشغال شد. این بلندی ها به دریاچه طبریا مشرف است که بخش عمده‌ای از آب آشامیدنی اسرائیل از آن تامین می شود.
سوریه و اسرائیل اعلام کرده اند در مذاکرات اخیر خود که با میانجيگری ترکیه انجام می پذیرد در پی صلحی پایدار هستند. صلحی که در نهایت می تواند به انزوای بیشتر ایران و یا دگرگونی در سیاست کلی ایران منجر شود.
به هر حال ایران همیشه اسرائیل را غده سرطانی خوانده که باید نابود گردد و کشورهایی را که اقدام به عادی سازی روابط و یا آغاز مذاکره با اسرائیل نموده اند را خائن خوانده است.
باید منتظر بود و دید که در این شرایط اگر صلحی میان سوریه و اسرائیل محقق شود در ابتدا حماس و حزب الله و در بعد گسترده تر ایران متحمل چه زیان هایی خواهند شد.
در حالی که بنظر می رسد حکومت ایران در چند دهه اخیر توانسته است به طرق مختلف امکان هرگونه مصالحه و توافق در منطقه میان اسرائیل و طرف های دیگر درگير در بحران خاورميانه را برهم بزند.
«در اوضاع كنونی نیز اگر رسانه‌های اصولگرا قصد تأثیرگذاری بر انتخابات آینده ریاست‌جمهوری را دارند، باید به جای تخریب ناشیانه كه عملا به تبلیغات به سود اصلاح‌طلبان منجر می‌شود، بر پایبندی سیدمحمد خاتمی به اصول انقلابی، به ویژه ولایت فقیه و روابط نزدیك وی با رهبر انقلاب تأكید كنند.»
این جملات پاراگراف آخر مقاله ای است كه امروز در سایت تابناك منتشر شده است. این مقاله با انتقاد از عملكرد رسانه های هوادار دولت مدعی شده است:
«چند ماه پیش از انتخابات دوره هفتم ریاست‌ جمهوری در دوم خرداد 1376 نیز موج مشابهی [...] با هدف القای پایبند نبودن سیدمحمد خاتمی به ضوابط شرعی و اصول انقلاب آغاز و به واكنش آرای خاموش و پیروزی قاطع خاتمی در دوم خرداد 11 سال پیش منجر شد.»
نویسنده تابناك معتقد است كه متهم شدن خاتمی به ضدیت با انقلاب و ولایت فقیه یكی از عوامل شركت گسترده مردم و رای بالا به وی در دوم خرداد 76 بود.
به همین دلیل به رسانه های اصولگرا توصیه می كند كه روش عكسی را در پیش بگیرند: «تا پوچی تبلیغات اصلاح ‌طلبان تندرو مبنی بر تحریك آرای خاموش و نا امید شدن از عملكرد هشت ساله اصلاح‌طلبان ثابت شده و فرصت برای احیا از این جریان گرفته شود».
به عبارت بهتر هر كس با علم ضدیت با انقلاب و ولایت فقیه وارد عرصه انتخابات شود شانس بیشتری برای موفقیت خواهد داشت. بسیاری نیز شكست هاشمی مقابل احمدی نژاد را بر همین اساس تحلیل می كنند كه هاشمی به هر حال نمادی از حاكمیت بوده و هست.
اما حتی اینگونه مطالب نیز در این شرایط آدرس غلط دادن است. پیام احمدی ن‍ژاد از گفتن اینكه «آرايش تيم دولت بايد در اين مرحله تغيير می‌كرد» اشاره به سناریوجدیدی است كه برای انتخابات ریاست جمهوری دهم نوشته شده است.
وزیر اقتصاد با تزریق وام های كم بهره رضایت زودگذر ایجاد نماید و وزیر كشور نیز در برگزاری انتخابات با رییس دولت نهم همراهی كامل را داشته باشد.
درعین حال فشارها و تبلیغات رسانه ای نیز خاتمی را از ورود به عرصه منصرف كند و اصلاح طلبان درفقدان ارتباط به بدنه جامعه از معرفی فردی واحد و یا نیرویی كه بتواند در اكثریت خاموش تحرك ایجاد نماید ناتوان باشند.

استبداد وقيح است ، نه ما!

10 نظر | حقوق بشر
درست ده روز و یا كمی كمتر طول كشید كه فیلتر شدن آدرس جدید جمهور آغاز گردد. هر روز ایمیل ، آفلاین و مسیجی از دوستانم در شهر های مختلف دریافت می كنم كه دومین جدی هم فیلتر شد.
اتفاق عجیبی نیست. وقتی می شنوی كه نزدیك به 15 سایت مربوط به زنان برای چندمین بار به شكلی همزمان فیلتر شده اند. و این جمله باز تكرار می شود كه زن وقیح نیست ، سانسور وقیح است.
آری! جمهور وقیح نیست، مسیح وقیح نیست، بهنود وقيح نيست، نازلی وقیح نیست، میترا و صنم و ملاحسنی و كمانگیر و زيتون و چند هزار وبلاگ نویس دیگر وقیح نیستند. تو وقیحی! اما با تو نیستم سانسور ، تو مقصر نيستی ، با كسانی هستم كه آزادی را به نام تو نفله كرده اند!
آری این تو هستی كه از هر چیز زشت و بد قواره ی دیگری وقیح تری. تو كه آزادی را دشمنی و به استبداد دل بسته.
معلم شهیدمان چه زیبا گفته از تو بیزار است. از زنجیر بیزار است ، از استبداد بیزار است ، از باید بیزار است. او دلبسته ی آزادی بود.
تو فكر می كنی صدای ما بریده شده است. تو فكر می كنی كه ما را از این پنجره و پنجره های ديگر تبعيد كرده ای. نه باور كن خیال خامی در سر می پرورانی. ما هستیم تا وقتی كه فكر می كنیم ، حتی اگر سخنی نگوييم.
و هنوز هم مثل آن روزها كه برای دوستان در بندمان ، برای مدافعان حقوق انسانها و برای آزادی ، فریاد می زدیدم و شما عصبانی می شدید ، فریاد می زنیم. و چه كلام دلنشینی بود كه شما را به خشم می آورد: ای آزادی! به مهر تو پرورده ايم.
«اگر دولت‌ها می‌خواهند کمکی به دانشجویان دانشگاه آزاد بکنند، وام‌هایی به تمام دانشجویان این دانشگاه اعطا کنند.» این سخنان را هاشمی رفسنجانی دیروز در جمع دانشجویان دانشگاه آزاد اهواز بیان کرد.
دفاع هاشمی از دانشگاه آزاد محدود با این روزها نیست. هاشمی همچون سالهای ابتدایی که در پی تاسیس این دانشگاه بود از این ایده دفاع می کند و اجازه نداده است سیاست های کلی این داشنگاه تغییر چندانی نماید.
اما به واقع مدیریت دانشگاه آزاد آن دو دوره متفاوت را در دهه اخیر تجربه کرد. دهه اول که با تمام امکانات در مقابل کنار محافظاکاران ایستاند و به تقابل با اصلاح طلبان پرداختند و به تبع آن پس از انتخابات انتظار می رفت دولت و مجلس اصلاحات در پی تغییرات بنیادی در اين دانشگاه برآید.
اما به دلیل مختلف از جمله مخالفت هاشمی و طبع مصالحه گر رفرمیست ها و مقاومت مدیریت دانشگاه آزاد، تغییرات در این دانشگاه در سالهای ابتدایی دولت و مجلس اصلاحات اندک ، آرام بود.
اما با تغییر مجلس ششم و تسلط محافظه کاران بر مجلس هفتم روند تغییرات در دانشگاه آزاد شکل معکوس به خود گرفت و جریانات دگر انديش دانشجویی و مدیران میانه رو دچار تحدید و تنبیه و تغییر شدند.
انجمن های اسلامی مستقل -که جز تندرو ترین انجمن های وابسته به راست هستند- شکل گرفت و بسیاری از انجمن های دانشجویی ژيشين بنا به دلايل واهی تعطیل شدند.
پس از پيروزی احمدی ن‍ژاد در انتخابات ، پروژه تضعيف هاشمی آغاز شد و دانشگاه آزاد به علت سخت گیری و برخورد با دانشجویان ، شهریه های سرسام آور و فساد اداری به نمادی از بی عدالتی و فساد تبدیل شده ، بهترين گزينه بود.
دانشگاهی که بجای ایجاد فضای مناسب برای فعالیت سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی ترجیح داد پس از یک دوره طولانی نقض حقوق فردی و محدودیت های پوششی ، قانون نانوشته ای را اجرا کند که بر اساس آن هر نوع رفتاری در محیط دانشگاه مجاز است مگر آنکه دغدغه های سیاسی و فرهنگی و یا اجتماعی جامعه را نمایندگی کند.
حالا احمدی نژاد در پی ایجاد تغییرات در دانشگاه آزاد است. تغییراتی که به زعم بسیاری در جهت بهبود اوضاع نيست اما به باور آنانی که به هر شکلی می خواهند از فساد و قوانین ناعادلانه دانشگاه آزاد رهایی یابند، نوید خوبی است.
هاشمی با تمام توان در برابر این تغییرات ایستاده اما چه ساده تر بود اگر شرایط به سمتی حرکت می كرد که نهادهای مدنی مستقل دانشجویی ترمیم و تقویت مي شدند و خود دانشجویان در برابر هجمه احمدی نژادی ها می ايستادند.
اما هاشمی نشان داده است که كمتردغدغه آزادی های سیاسی و فعاليت آزاد فرهنگی را دارد و در ادبیاتش دفاع از دموکراسی ، توسعه سیاسی و حقوق بشر اولویت های دسته چندم هستند . همین موضع می تواند پاشنه آشیل او حداقل در دانشگاه آزاد باشد.
«در آن تئاتر زن‌ها با لباس بدن‌ نما رقصیدند و از دید مسوولان، آن حرکت، حرکتی آوانگارد و پیشرو بود. اما اگر در این دوره کسی بخواهد به آن عرصه نزدیک هم شود به تعبیر حضرات با سانسور و ممیزی رو به ‌رو خواهد شد؛ چرا که ما آن را خلاف قانون می‌دانیم.»
این سخنان صفار هرندی وزیر ارشاد و فرهنگ ارشاد اسلامی دولت احمدی ن‍ژاد و سردبیر سابق روزنامه کیهان است که در جلسه ای با دانشجویان دانشگاه امام صادق بیان شده است.
اشاره هرندی به جشنواره بین المللی تئاتر ایران زمین است که که با سابقه شش ساله به علت تنگ نظری و لجاجت مجلس هفتم و تحریک برخی از عناصر مشکوک قومی تعطیل شد و بجایش جشنواره ای بمب گذاری های زنجيره ای آغاز گشت.
هرندی می افزاید: «امروز کار به جایی رسیده که اگر یک کتاب از زیر دست بررسی در رفته است، سریع توی بازار می‌رویم و هرچه از آن کتاب باشد جمع می‌کنیم اما نمی‌گذاریم جامعه از قبل یک کتاب در معرض آسیب فرهنگی قرار بگیرد.»
باید پرسید در جامعه که سرانه مطالعه در آن دو دقیقه است چگونه یک کتاب می تواند آسیب فرهنگی ایجاد کند؟ در شرایطی که میلیاردها تومان صرف نوشتن و تهیه کتاب ، فیلم ، موسیقی می شود که در راستای تبلیغ و ترویج مبانی رسمی مد نظر حکومت است.
اگر این مبانی از استدلال و جذابیت کافی برخوردار باشد چگونه یک کتاب ، فیلم و یا تئاتری که مخاطبان خاص دارد و گستره نفوذ آن به نیم صدم درصد جامعه نیز نمی رسد خطری برای فرهنگ عمومی قلمداد گردد.
این نوع تفکر نشات گرفته از «بیماری کم مایگی» است. بیماری که اگر متصدیان فرهنگی را آلوده نماید نتیجه آن افزایش فشار و تحدید اهل فرهنگ و ادب خواهد بود. این بیماران ، عقده های فروخورده ای را با خود حمل می کنند که ریشه از ناتوانی آنها در بروز توانایی ها و پذیرفته نشدن توسط جامعه هنری و فرهنگی دگراندیش است.
شاید به همین دلیل هرندی می گوید: «در آثار تجسمی در دوره‌ای نگاه می‌کردیم و می‌دیدیم اثری خیلی وقیح است و تبدیل به کتاب هم شده و چاپ شده است، اما وقتی جریان سالم‌سازی در دستور کارمان باشد دیگر چنین آثاری بیرون نمی‌آید و وقاحت ‌نگاری جای خودش را به سلامت ‌نگاری می‌دهد.»
تفکری که هنر را وقیح می داند ، نشانه های بیماری و پریشانی خود را بروز می دهد. سلامت نگاری را برابر با مدیحه سرایی می داند و هنرمند مستقل و دگر انديش را دشمن و فاسد می خواند.
گرچه در این دوران نهادهای رسمی در ریشه کن کردن هنر مستقل همت می گمارند اما به واقع در همین زمان است که بسیاری از آثار هنری ناب و درخشان ظهور می کنند. حتی اگر صفار هرندی و دوستان کیهان نشینش نخواهند.

شبنامه یا خبرگزاری فارس !؟

3 نظر | سیاست
در حالی که بنگاه خبر پراکنی فارس سعی می نماید جایگاه یک رسانه معتبر را کسب نماید و نه تنها انتشار خبرهای نوشتاری و گزارش های تصویری كه به انتشار صدا و فیلم های خبری نیز اقدام می نماید ، برخی اخبار منتشره این سایت یادآور زرد نویسی ها و پرونده سازیهای روزنامه کیهان است.
این «خبرگزاری!» با انتشار خبری در ساعت 22:11 چهارشنبه به عنوان خبر اول، از یک منبع آگاه پرده از آخرین دسیسه ی دفتر تحکیم وحدت خبر می دهد : «یک عضو دفتر تحکیم وحدت از اقدام غیر قانونی دفتر تحکیم طیف علامه در انتخابات شورای مرکزی خودخوانده پرده برداشت.»
این کلمه خود خوانده مرا یاد روزهایی می اندازد که در دانشگاهمان در حالی که ما مجوز انجمن اسلامی دانشجویان را دریافت کرده بودیم و نزدیک به 1200 عضو داشتیم حدود 7 نفر از بچه های بسیج انجمن اسلامی دیگری را راه اندازی كردند.
در آن زمان به انجمن ما صفت اصلاح طلب و به انجمن وابسته به بسیج صفت خودخوانده را چسبانده بودند. حالا سالها پس از آن روزها خبرگزاری فارس به دفتر تحکیم وحدت می گوید خود خوانده! و حتمن چند بدل و انجمن موازی ساخته شده انجمن های غیر خودخوانده اند!
فارس در ادامه خبر خود به نقل از یکی از اعضای تحکیم وحدت! می نویسد: «تشکل غیرقانونی و خودخوانده دفتر تحکیم علامه که از همه‌چیز و همه‌کس عبور کرده و عبور از خاتمی، عبور از روشنفکری دینی و عبور از حاکمیت را در کارنامه خود به ثبت‌ رسانده در تلاش است به زودی نشست صوری و انتصابی خود را در منزل یکی از اعضای گروه‌های غیرقانونی خارج از دانشگاه برگزار کند.»
حالا معلوم نیست در این میان بحث بو چه صیغه ای است؟ اگر عبور از خاتمی و روشنفكران دینی بد است پس از چه جهت اقتدارگرایان از آنها نه تنها عبور كه ملقب به خائن و كافر ومرتد كرده اند.
در ادامه این خبر نیز اسامی چند تن از دانشجویان دانشگاه های مختلف ذكر شده است که به زعم این عضو مجهول -و یا مجعول- تحکیم پایه ریز این حرکت هستند. باید منتظر بود و دید قرار است اینبار چه سناریوی برای تحکیمی ها كلید بخورد که اینگونه مورد هجوم کیهانی های نوین عرصه رسانه قرار گرفته اند.
«صهیونیست‌های امریکایی اعلام کردند که می‌خواهیم در ایران ترور انجام دهیم. در فاصله کوتاهی، آن جنایت ناجوانمردانه در شیراز اتفاق افتاد و جمعی از پاکترین جوانان این سرزمین در حال انجام عبادت، با بمب برآمده از کینه دست ‌آموزان قدرت‌های بزرگ به خاک و خون کشیده شدند، اما با حمایت الهی و تلاش حساب شده و دقیق مأموران اطلاعاتی ایران، این عوامل دستگیر شدند و اعتراف کردند.»
محمود احمدی نژاد . کنفرانس خبری . امروز 24 اردیبهشت 87

شاید زمان زیادی از انفجارهای زنجیره ای در اهواز نمی گذرد که مسوولان امنیتی و سیاسی لهجه ی آنرا انگلیسی تشخیص داده و انگشت اتهام خود را به سوی آمریکا و انگلیس و اسرائیل نشانه رفتند.
گرچه در ابتدا اکثریت مسوولان صراحتن هر گونه اقدام خرابکارانه را منتفی دانسته و حادثه شیراز را بر اثر خطای انسانی ارزیابی نمودند اما همزمان با سفر آیت الله خامنه ای به این استان وزیر کشور اعلام نمود که گروه های سلطنت طلب مسوول این واقعه بوده و چند نفر از این افراد در شمال کشور دستگیر شده اند.
با پذیرش این ادعا که البته دارای شبهات بسیاری است ، مسائلی قابل طرح است که باید از سوی مسوولین دولتی و دستگاه دیپلماسی پاسخ داده شود.
اگر به واقع لحجه ی بمب گذاری های خوزستان انگلیس بود و اگر انگلیس و آمریکا طبق سخنان محمود احمدی ن‍ژاد در انفجار شیراز نقش داشته اند به چه دلیل رفتار ایران در قبال این جنایت آشکارعلیه شهروندانش منفعلانه است؟
آنها که شعار «انرژ‍ی هسته ای به جان ما بسته ای» سر می دهند این انرژی را برای چه می خواهند؟ جز اینکه برای تامین آسایش شهروندان؟ پس به چه علت در برابر کشتار شهروندان ایران اینچنین دچار سستی و پلشتی هستند؟
فرض کنید مشابه این اتفاق در انگلستان و حتی کشورهای دسته چندم اروپایی توسط یکی از گروه های نزدیک به جمهوری اسلامی رخ داده بدهد ، آنگاه واکنش غربی ها در دفاع از حقوق شهروندانشان چگونه خواهد بود؟

تجمع چند ده دانشجوی بسیجی با برنامه ریزی های از قبل مشخص شده در برابر سفارت انگلیس که مشابه آن در جریان دستگيری ملوانان انگلیسی نیز تکرار شد بیشتر به درد مصرف تبلیغاتی داخلی می خورد تا دفاع از حقوق شهروندان ایران.
باید در این انديشه بود که مبادا همچون ملوانانی که «جاسوس» خوانده شدند و فریاد «اعدامشان کنید» فضا را پر نمود اینبار نیز مسوولین انگلیسی این ماجراها با دسته گل و هدیه و پسته و کت و شلوار هاکوپیان بدرقه رسمی شوند.
چگونه دولتی که مدعی دفاع از منافع ملی و مدیریت جهانی است اجازه می دهد همچنان سفارتی که به گفته مسوولین مدارک غیر قابل انکاری از دخالت کشور مطبوعشان در کشتار شهروندان و ایجاد ناامنی در ایران وجود دارد به کار خود ادامه دهد؟ چه پاسخی در این مورد برای افکارعمومی وجود دارد؟
با تمام این اوصاف همچنان احمدی نژاد مدعی است : «اسناد حمایت غربی‌ها از این بمب گذاران امروز در اختیار ملت ایران است و ایران از طریق مراجع قضایی آنها را تحت تعقیب قرار خواهد داد.»

جمهور بدون فيلتر

10 نظر | اینترنت
طبق قرار قبلی آدرس جدید وبلاگ را ثبت کردم. این آدرس (jomhoor.ir) کوتاه تر و آسان تر نیز هست. گرچه هنوز جمهوریت دات كام و جمهور دات اورگ در برخی شهرها فيلتر نيستند.
در اين چند روز ظاهرن تلاش مزبوحانه ای برای حک کردن ايميل و كنترل پنل دومين هايم صورت گرفته است. كسی اطلاع دارد كه چطور می شود دسترسی به جی ميل را ايمن كرد؟ آيا در اين مورد جی ميل امكان خاصی را دارد؟
اگر هم به جز نرم افزار فايروال (ديوار آتشين) نرم افزار ديگری را برای ايمن سازی سيستم معرفی نماييد. همچنین اگر كسی توضيح بدهد كه چگونه می توان مشكل باز شدن «پاپ آپ»هایی كه همزمان با وبلاگم باز می شود را رفع كرد ، بسيار ممنون خواهم بود.

لبنان عليه لبنان

5 نظر | سیاست
لبنان اين روزها آبستن حوادثی است كه می تواند در نقش ايران ، حزب الله و گروه حماس در معادلات منطقه خاورميانه تاثير بسيار داشته باشد. حزب الله كه پس از جنگ 33 روزه و شكست اسرائيل به عنوان برگ برنده ايران قلمداد می شود دست به بازی خطرناكی زده است.
رفتاری كه اين گروه شبه نظامی در قبال اقدام دولت در تغيير رييس امنيت فرودگاه بيروت و جمع آوری سيسم مخابراتی حزب الله در پيش گرفته ، گرچه پيروزی موقتی را نصيبشان كرده اما در نهايت می تواند موجوديت و كاركرد نظامی حزب الله را به چالش بكشد.
حمله نيروهای هوادار اين گروه شبه نظامی شيعه به دفاتر رسانه ها و مطبوعات مخالفان و در پيش گرفتن واكنش نظامی در مقابل اقدامات دولت قانونی فواد سنيوره و تشديد فضای دو قطبی شيعه و سنی -و حتی ديگر اديان- آسيب جدی به محبوبيت نصرالله و گروهش وارد كرده است.
به هر حال رفتار اين گروه قابل دفاع نيست. در شرايطی كه دولت و مجلس منتخب در كشور مستقر است به زور اسلحه نظرات مخالفان -هرچند هم نادرست- را بی اثر نمودن عبور از خطوط قرمزی است كه شاید در آینده توسط هواداران دولت تكرار و منجر به حذف حزب الله از صحنه سياست لبنان گردد.
گرچه بنظر می رسد توازن قوا در لبنان و منطقه اجازه اين نوع ماجرا جویی ها را به حزب الله خواهد داد اما كوچكترین اشتباه محاسباتی منجر به تضعيف و صدمه ديدن اين گروه و به تبع آن حكومت ايران و گروه فلسطينی حماس خواهد شد.
توضيح:
گرچه در لبنان سوريه نيز نقش تعيين كننده ای دارد اما جهت گيرهای سياستی اين كشور نسبت به ايران متفاوت است. سوريه با امريكا گفتگوی مستقيم دارد و در پی راه حلی برای صلح دائمی با اسرائيل است. به همين دليل بازی متفاوتی را در لبنان دنبال می كند و اتفاقات لبنان به نسبت ايران تاثیرات کمتری را بر سوریه خواهد داشت.

رویایی که زنده به گور شد

9 نظر | حقوق بشر
«دختر جوان زماني كه از زير خاک ها و سنگهای موجود بيرون آمده و نجات يافت خود را رويا 22 ساله معرفی كرده و مدعی شد پدرش وی را زنده به گور كرده است. رويا مدعی شد معتاد بوده و قرص ترامادول مصرف می‌كنم به همين علت پدرم مرا در منزل مورد ضرب و شتم قرار داد و وقتي بی ‌رمق شدم به اين مكان منتقل و در زير سنگ‌ها مدفونم كرد.»
این خبر را در میان انبوه خبهای دیروز های لایت و یا به عبارتی پر رنگ تر کردم تا شاید بیشتر تاکیدی باشد بر نگاه انتقادی به حوادث اجتماعی جامعه امروز ایران.
در حالی که شاید در میان اخبار این روزها ، همچون سخنان خاتمی در نفی صدور انقلاب بوسیله ی فعالیت های نظامی و خرابکارانه در کشورهای دیگر و یا اعلام عملیات ترریستی بودن انفجار شیراز پس از بارها و بارها تکذیب این موضوع همزبان با حضور آیت الله خامنه ای در شیراز توسط وزیر کشور و ادعای احمدی نژاد در مورد حمایت و هدایت دولتش توسط امام غایب شیعیان جهان این خبر چندان با اهمیت نباشد اما شاید همه این اخبار ریشه در امری واحد دارند.
جامعه ای که از تضعیف مبانی اخلاقی و ارزش نهادن به اصالت انسان رنج می برد. در چنین جامعه پدر -بخوانید حکومت- به خود اجازه می دهد حق ولایتش را به هر نحوی که صحیح می داند بر فرزندش -جامعه- جاری کند.
گرچه یک تفاوت عمده در این میان وجود دارد. پدر گرچه از نظر مادی عامل خلق فرزند است اما حکومت ها در این مورد با جامعه رابطه ی کاملن معکوس دارند و تنها وقتی مشروعیت می یابد که از سوی اکثریت جامعه اجازه حکمرانی داشته باشد وحقوق اقلیت نیز حفظ گردد. پس به همان میزان نیز باید در برابر جامعه خشوع و خضوع بیشتر داشته باشد.
درد رویا اسارت در دام اعتیاد ترامادول نیست ، حتی زنده به گور شدن فیزیکی و تا آستانه مرگ رفتن. او درد می کشد زیرا بخشی از جامعه پذیرفته است که پدرش حق دارد «برای هدایت او» و یا به اسم اصلاحش ، هر تنبیهی را ، هر چند غیر انسانی برایش در نظر بگیرد.
و همین جامعه است که شاید همین حق و فراتر از آن را به حاکمیت و حکومتی می دهد که ردای کارگزاری شهروندان از تن خارج کرده و بر مسند ولایت و حاکمیت مطلق نشسته است.
در این شرایط این تنها رویا نیست که زنده به گور شده است ، این ارزش ها و حقوق انسانی یک نسل است که قربانی کج فهمی افرادیست که برای حل هر مسئله با پاک کن به سراغ صورت آن می روند.

و ناگهان فيلتر!

10 نظر | جامعه
برای بار چهارم وبلاگ جمهور فيلتر شد. با اينكه واقعن از اين وضعيت احساس خستگی و سر خوردگی می كنم اما تصميم دارم دومين جديد را ثبت كنم.
به محض بازگشت به اهواز در اولين فرصت ممكن آدرس جديد را در اينجا قرار می دهم. و همچنان تنها می توان اميد داشت كه روزگاری بدون سانسور و تحديد آزادی از راه برسد.
در همین مورد:
» وارطان سخن بگو [آفتابگردان عاشق]
» جمهور در بند [میرا]
بخش مهمی از اخبار رسانه های جهان در هفته گذشته به برملا شدن راز حبس 24 ساله ی دختری اتریشی توسط پدرش اختصاص داشت. او که هم اکنون زن 40 ساله ای است ، در این مدت از پدرش صاحب شش فرزند شده است.
اما جدای از بعد اخلاقی و انسانی ماجرا این داستان در ایران از جنبه ی دیگری اهمیت یافت. رسانه های مختلف با ادعای یهودی بودن این پدر جنایتکار از تلاش دولت اتریش برای مخفی نگه داشتن این موضوع خبر دادند.
این نوع جهت گیری رسانه های ایران و همچنین شوک وارد شده به جامعه اروپایی از وقوع این جنایت ، حاوی نکات تامل برانگیزی است.
این موضوع به واقع بی اهمیت ترین بخش ماجراست که مذهب این مرد هوسباز چیست و اشاره به این موضوع بیشتر می تواند جنبه سیاسی و نژادپرستانه و در این مورد یهودی ستیزی داشته باشد.
در شرایطی که اگر فرد مذکور مسیحی بود احتمالن توجه کمتری به مذهب او می شد و در همین حال اگر مسلمان بود و یا اصلیتی آسیایی-افریقایی داشت در رسانه های غربی این جنبه ی ماجرا اهمیت می یافت.
اما مسئله مهم اهمیت آزادی رسانه و انتشار اخبار است. این آزادی اطلاعات موجب می گردد مسئله ای به این درجه اهمیت طرح و جامعه نسبت به وقوع آن حساس گردد واکنش مناسبی از خود بروز بدهد.
حکومت نیز مجبور خواهد شد برای کم کاری های احتمالی و زمینه های بروز چنین اتفاقاتی توضیحات لازم را ارائه نماید و در جهت عدم وقوع چنین حوادثی گام بردارد.
از سوی دیگر آیا تاکنون در ایران اتفاقات مشابه رخ نداده است؟ جنایاتی به مراتب بدتر از تجاوز و حبس خانگی این دختر اطریشی که در نبود رسانه های آزاد و توجه لازم در قبال ارزش و جایگاه انسان، به بوته فراموشی سپرده شده اند.
ماجرای دختری خراسانی که هفت شوهر افغان دارد و یا دختری 11 ساله که از سوی پدرش به شیخ قبیله هدیه شد و پس از دو سال بازگردانده شدن به خانه به دفعات مورد تجاوز پدر و برادران خود واقع شد و یا دو خواهری که توسط نامادری در اختیار مردی قرار گرفتند و پس از آن مجبور به فرار از خانه شدند تنها بخشی کوچک از حوادثی اینچنین در ایران است.
بهتر است بجای پرداختن به حواشی این ماجرا به این موضوع فکر کنیم که چرا جامعه و حکومت ما که مدعی معنویت گرایی و پایبندی به اصول اخلاقی است در قبال چنین جنایت هایی حساسیت لازم را نداشته و بدون ریشه یابی و با پاک نمودن صورت مسئله از برابر آنها می گذرد.

آقای قطبی! خدا همه را دوست دارد

8 نظر | جامعه
افشین قطبی پس از دو پیروزی پیاپی تیمش و توقف سپاهان در دو بازی اخیرش گفت: «نتایج این هفته به‌گونه‌ای رقم خورد که مطمئن شدم، خدا هم پرسپولیس را دوست دارد».
بنظر میرسد افشین قبطی نیز تحت تاثیر اخلاق حاکم بر فضای جاری جامعه ایران قرار گرفته است و سخنانی را بر زبان می آورد که شاید از او به عنوان مربی با کلاس و دانش جهانی عجیب باشد.
البته گاهی مبنای سخنان اینچنین بیشتر تزریق روحیه به تیم و ایجاد انگیزه و توان مضاعف در بازیکنان برای ادامه قدرتمندتر مسیر باشد.
اما باید توجه داشت که شاید همین اظهار نظرها می تواند در جامعه ای که بشدت با سنت های خرافی و اندیشه های التقاطی از دین و مذهب روبروست مضر باشد.
در این شرایط باید پرسید اگر پرسپولیس در سه بازی آینده خود موفق نبود و به قهرمانی دست نیافت آیا می توان مدعی شد که خدا این تیم را دوست ندارد؟ آیا سپاهان که در شرایطی سختی قرار گرفته ، مغضوب خداوند شده و یا در بوته امتحان و ابتلای الهی گرفتار آمده است؟
فوتبال مجموعه ای از دانش ، امکانات ، مدیریت و شانس است. ارتباط دادن این ورزش و هر ورزش دیگری -جدای بحث روحی- با مسائل ماورای طبیعه به هیچ عنوان درست نیست.
در زمان مربیگری ایویچ ، تیم فوتبال ایران نتایج خوبی نگرفت و جلال طالبی جانشین او در جام جهانی شد و تیم عملکرد مثبتی از خود نشان داد. در آن زمان یکی از روحانیون برجسته مدعی شد یک عرق خور کافر را برداشتند و یک بچه مسلمان نماز خوان آمد و تیم موفق شد.
با این اوصاف حتمن تیم برزیل و مربیانش از همه معتقدتر و در نزد خداوند از جایگاه بالاتری برخوردارند. که البه این گونه استدلال ها از منطق درستی برخوردار نیست.
خداوند الرحمن و الراحمین است و در آن شکی نیست اما این رحمت و عشق جاری در تمامی اجزای خلقت است. اینگونه اظهارات ان هم زا سوی اشخاص تاثیرگذاری چون افشین قطبی بهتر است با دقت بیشتری بیان گردد تا باورهای غلط جامعه را تقویت نشود.
مرتبط:
» آیا افشین قطبی را نیز قربانی می کنیم؟ [+]
بدون توضیح و تفسیر خاصی نتایج نظر سنجی که در چند روز پیش در وبلاگ گذاشته بودم را در زیر می توانید ببینید. آرای بالای گزینه «هیچکدام» و همچنین آرای مناسب حسن روحانی در نوع خود قابل توجه است.
برای چندمین بار اشاره می کنم که این نظر سنجی تنها نمایانگر نظرات کاربران تقریبن حرفه ای و سیاسی اینترنت در ایران است. برای آگاهی در مورد دلیل انتخاب این گزینه ها می توانید به اینجا مراجعه کنید.

امنیت قاتل شهروندان خوزستان

3 نظر | جامعه
بی سابقه ترین آلودگی هوا بخاطر طوفان گرد و غبار در چند دهه -و به قولی نیم قرن- اخیر خوزستان را فرا گرفته است. این گرد و غبار از کشورهای همسایه وارد ایران می گردد و بخش هایی از کشور را در بر می گیرد.
اما در این مدت بیشترین آلودگی و ضرر متوجه استان خوزستان شده است. به شکلی که در چند ماه اخیر بیش از چهل بار طوفان شن اتفاق افتاده و در برخی موارد هوا تا 20 برابر حد استاندارد، آلوده به ذرات معلق بوده است.
جالب آنکه در اثر فقر فرهنگی و عدم اطلاع رسانی حتی درمواقعی که مدارس این استان تعطیل می گردد بسیاری از دانش آموزان -مخصوصن در مقاطع ابتدایی- مناطق فقیر نشین بجای ماندن در خانه ، در خیابان ها سرگردان می شوند و از این هوای آلوده استشمام می کنند.
BubbleShare: Share photos - Powered by BubbleShare

گرچه مبدا اکثر این طوفانها کشورهای همسایه و خصوصن عراق می باشد اما برخی تمهیدات می تواند از آثار زیانبار این طوفانهای آلوده بکاهد. در حال حاضر ظاهرن بهترین راه حل اجرای طرح کمربند سبز است که با وجود تامین اعتبار نزدیک به دوسال است متوقف شده است.
کمربند سبز و یا همان پارکهای جنگلی تا 50 درصد از آلودگی کم خواهد نمود که البته اقدام جامعی نبوده و و برای مهار کامل طوفان نیاز به کمک کشورهای عراق ، کویت و عربستان است.
در این میان برخی منابع آگاه دلایل امنیتی را علت عدم اجرای طرح کمربند سبز می دانند. به باور این منابع به علت ضریب پایین امنیت در خوزستان و تعداد بالای قتل زنان و دختران مخصوصن در محل پارک های جنگلی ، ساخت پارک های جدید به صلاح نمی باشد.
در این باره آمار غیر رسمی از کشف ماهانه تعداد زیادی جسد در پارک های جنگلی -مثل پارک گمبوعه- حکایت دارد که اکثریت آنها متعلق به زنان و دخترانی است که مورد تجاوز واقع شده اند.
حتی اگر این موضوع صحت داشته باشد ، این شیوه عملکرد تنها پاک نمودن صورت مسئله است. باید دید چه دلایلی می تواند موجب بروز اینگونه ناهنجاری های اجتماعی شود و زمینه های اینگونه بزه کاری ها در کجاست.
در صورا ملاک قرار دادن این شیوه برخورد با مسائل ، باید اکثر جاده های کشور را مسدود و بازدید از مناطق جنگی و حضور کاروان های راهیان نور را نیز ممنوع نمود. و برای فتل های ناموسی که 40 درصد آمار کل قتل ها در خوزستان است طرحی مشابه اجرا کرد.
چگونه می توان تصمیم گرفت که به علت بی کفایتی در تامین امنیت شهروندان، آنها را به مرگی تدریجی گرفتار نمود. به هر حال بنظر می رسد باید عزم همه شهروندان خوزستان و مخصوصن نخبگان و فرهیختگان بومی ، برای تغییر شرایط موجود جزم شود تا ثروتمندترین استان ایران از نظر اقتصادی ، آثار تاریخی و قدمت و تمدن دیرین از فقر و عقب ماندگی و توسعه نیافتگی نجات پیدا یابد.

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram