متولد شدم در اول اَمرداد ۱۳۵۸و شاید به دلیل هم زمانی زادروزم با روزهای پر آشوب پس از انقلاب اینگونه آشفته و بی قرار ثباتی هستم که کمی دست نیافتنی می نماید

Category Archive

Khozestan BloggerS



Archive Monthly

LoGo


جمهور


NewsLetter


برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Add


  ATOM 

Powered by
Movable Type 3.2

:.جمهور پیشین.:




جمهور

جنگ نبود ، صلح نبود ، من صلیبی نبودم!



linkdump


+ArChive+



« آقای هاشمی! خود كرده را هم تدبیر هست | Main | شبنامه یا خبرگزاری فارس !؟ »

«در آن تئاتر زن‌ها با لباس بدن‌ نما رقصیدند و از دید مسوولان، آن حرکت، حرکتی آوانگارد و پیشرو بود. اما اگر در این دوره کسی بخواهد به آن عرصه نزدیک هم شود به تعبیر حضرات با سانسور و ممیزی رو به ‌رو خواهد شد؛ چرا که ما آن را خلاف قانون می‌دانیم.»
این سخنان صفار هرندی وزیر ارشاد و فرهنگ ارشاد اسلامی دولت احمدی ن‍ژاد و سردبیر سابق روزنامه کیهان است که در جلسه ای با دانشجویان دانشگاه امام صادق بیان شده است.
اشاره هرندی به جشنواره بین المللی تئاتر ایران زمین است که که با سابقه شش ساله به علت تنگ نظری و لجاجت مجلس هفتم و تحریک برخی از عناصر مشکوک قومی تعطیل شد و بجایش جشنواره ای بمب گذاری های زنجيره ای آغاز گشت.
هرندی می افزاید: «امروز کار به جایی رسیده که اگر یک کتاب از زیر دست بررسی در رفته است، سریع توی بازار می‌رویم و هرچه از آن کتاب باشد جمع می‌کنیم اما نمی‌گذاریم جامعه از قبل یک کتاب در معرض آسیب فرهنگی قرار بگیرد.»
باید پرسید در جامعه که سرانه مطالعه در آن دو دقیقه است چگونه یک کتاب می تواند آسیب فرهنگی ایجاد کند؟ در شرایطی که میلیاردها تومان صرف نوشتن و تهیه کتاب ، فیلم ، موسیقی می شود که در راستای تبلیغ و ترویج مبانی رسمی مد نظر حکومت است.
اگر این مبانی از استدلال و جذابیت کافی برخوردار باشد چگونه یک کتاب ، فیلم و یا تئاتری که مخاطبان خاص دارد و گستره نفوذ آن به نیم صدم درصد جامعه نیز نمی رسد خطری برای فرهنگ عمومی قلمداد گردد.
این نوع تفکر نشات گرفته از «بیماری کم مایگی» است. بیماری که اگر متصدیان فرهنگی را آلوده نماید نتیجه آن افزایش فشار و تحدید اهل فرهنگ و ادب خواهد بود. این بیماران ، عقده های فروخورده ای را با خود حمل می کنند که ریشه از ناتوانی آنها در بروز توانایی ها و پذیرفته نشدن توسط جامعه هنری و فرهنگی دگراندیش است.
شاید به همین دلیل هرندی می گوید: «در آثار تجسمی در دوره‌ای نگاه می‌کردیم و می‌دیدیم اثری خیلی وقیح است و تبدیل به کتاب هم شده و چاپ شده است، اما وقتی جریان سالم‌سازی در دستور کارمان باشد دیگر چنین آثاری بیرون نمی‌آید و وقاحت ‌نگاری جای خودش را به سلامت ‌نگاری می‌دهد.»
تفکری که هنر را وقیح می داند ، نشانه های بیماری و پریشانی خود را بروز می دهد. سلامت نگاری را برابر با مدیحه سرایی می داند و هنرمند مستقل و دگر انديش را دشمن و فاسد می خواند.
گرچه در این دوران نهادهای رسمی در ریشه کن کردن هنر مستقل همت می گمارند اما به واقع در همین زمان است که بسیاری از آثار هنری ناب و درخشان ظهور می کنند. حتی اگر صفار هرندی و دوستان کیهان نشینش نخواهند.
| ارسال به دنباله | ارسال به بالاترینهنر و فرهنگ | مهدی محسنی |    |

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/1483

Comments


آقای وزیر راست می گه خب بنده خدا . وقتی دوستانش در اطلاعات نمی گذارند حتی فاتحه بخوانیم توقع داری تیاتر ایران زمین توی ایران احمدی نژاد بره روی صحنه . . .

م.خندان || May 17, 2008 01:07 AM


ممنون. بسیار زیبا بود. جامعه ایران رایک لحظه فراموش کن و تنها گفته های مسئولین کشور در چند سال اخیر رو در نظر بگیر و ببین ایران ایده آل اینها چه چیز وحشتناکی است. تصور کن حتی اگر قابل تصور نیست.

عماد || May 17, 2008 08:40 AM


تحلیلهای شما آقای محسنی,روز به روز قویتر میشوند.خواندن نوشته های شما برای من فقط برای مطلع شدن از اوضاع نیست;بلکه از خواندن افکار ودلایلی که برای رد یا تایید موضوعات میاورید لذت میبرم.متشکرم وخوشحالم که هستید.

کیمیا || May 17, 2008 10:35 AM


بی خیال صفار هرندی ، قطبی رو عشقه D:

علی || May 17, 2008 08:16 PM


از جناب سرهنگ بیشتر از این انتظار دارین؟

مازیار || May 18, 2008 05:31 PM


با درود بر دوست گرامي آقاي محسنی ,
مقاله شما مانند هميشه خوب بود

khshaayaar || May 19, 2008 12:25 AM


Post a comment


نظرات شما پیش از نمایش تایید خواهد شد
تا انجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود بصورت فینگلیش خودداری نمایید