June 2008 Archives

وقتی کلهر با موهای دم اسبی خود -که زمانی جوانان بسیاری را مجذوب خود کرده بود همان ها که شاید بعدها قربانی امنیت اجتماع شدند- رودروی احمدی نژاد در تصویر تلویزیون حاضر شد دو خاطره شاید برای برخی دنبال کنندگان حرفه ای سیاست در ایران تداعی گشت.
اولین و شاید پر رنگ ترین تصویرمتعلق است به حضور کلهر در دوران تبلیغات نهمین انتخابات ریاست جمهوری در شبکه دو سیما بخش ویژه خبری و تشریح برنامه های فرهنگی احمدی نژاد.
همچنان که این نحوی حضور و سوال جواب ها یادآور برنامه ها و فیلم های تبلیغاتی آن دوران است. حضورهای دو به دو و سخن گفتن از آنچه باید بشود و آنچه خواهد شد مشابه مصطفی معین و سعید حجاریان.
شوی تلویزیونی احمدی نژاد - کلهر یک فیلم تبلیغاتی تمام عیار بود. فیلمی که در آن دیگر حتی از چند سوال نسبتن انتقادی و گاهی پافشاری های دردسرساز و یا چرت زدن های مجری های صدا و سیما خبری نبود.
تجربه ای که چندین بار در طول این سه سال امتحان شد و هیچ کدام به مذاق دولتی ها خوش نیامد. پس باید کمپانی پوپولیسم دست به کار می شد و در سالگرد سوم تیر و پیروزی احمدی نژادیها به بازسازی چهره خود می پرداخت.
اینکه آیا در این راه دولت و همکاران نه چندان توانمند احمدی نژاد توانسته اند موفقیتی کسب نمایند، باید به جامعه رجوع کرد و پرسید تا چه حد این سخنان بعضن تکراری ، کسالت آور و حتی متناقض موثر واقع شده است؟
اما باید به این موضوع اذعان داشت که در هر حال احمدی نژاد از نظر اعتماد به نفس کاذب و توهم توانمندی در عین سو مدیریت و سوق دادن کشور به سمت ویرانی در تاریخ ایران و حتی جهان کم نظیر است.

من پرورده ی آزادی ام!

9 نظر | جامعه
ای آزادی! تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می ورزم، بی تو زندگی دشواراست، بی تو من هم نیستم؛ هستم، اما من نیستم.
یک موجودی خواهم بود توخالی، پوک، سرگردان، بی امید، سرد، تلخ، بیزار، بدبین، کینه دار، عقده دار، بی تاب، بی روح، بی دل، بی روشنی، بی شیرینی، بی انتظار، بیهوده، منی بی تو یعنی هیچ!
ای آزادی!
من از ستم بیزارم، از بند بیزارم، از زنجیر بیزارم، از زندان بیزارم، از حکومت بیزارم ، از باید بیزارم ، از هر چه و هر که تو را در بند می کشد بیزارم.

Dr Ali Shariati - دكتر علی شريعتی

ای آزادی، چه زندان ها برایت کشیده ام !
و چه زندان ها خواهم کشید و چه شکنجه ها تحمل کرده ام و چه شکنجه ها تحمل خواهم کرد.
اما خود را به استبداد نخواهم فروخت، من پرورده ی آزادی ام، استادم علی است، مرد بی بیم و بی ضعف و پر صبر، و پیشوایم مصدق، مرد آزاد، مردی که هفتاد سال برای آزادی نالید.
من هرچه کنند، جز در هوای تو دم نخواهم زد. اما، من به دانستن از تو نیازمندم، دریغ مکن، بگو هر لحظه کجایی چه می کنی؟ نا بدانم آن لحظه کجا باشم، چه کنم؟
خودسازی انقلابی - دکتر علی شریعتی

فارس و كیهان ؛ پا اندازهای خبری!

8 نظر | سیاست
آنها که ماجرای دكتر زرین کلک را دنبال کرده باشند نقش رسانه های راستگرای کیهان و فارس را در دامن زدن به این ماجرا به خوبی به یاد خواهند آورد.
حادثه ای که احساسات دانشجویان اصولگرا را آنچنان جریحه دار کرد که چندین تجمع اعتراضی را دردانشگاه های مختلف سراسر کشور موجب گردید. از ان زمان بود که زمزمه انقلاب فرهنگی دوم به فریادی رسا بدل شد.
در آن ماجرا در بررسی هویت دختری که مورد تمسخر زرین کلک واقع شد، این جنجال ها بی ارتباط به كش و قوسهای سیاسی ارزيابی نشد.

مددی  در جمع  بسيجی ها
مددی در جمع برادران ارزشی - عكس اصلی
اما در این برهه زمانی در جریان تعرض آشکار معاون دانشجویی دانشگاه زنجان به یک دختر دانشجو نحوه عکس العمل و دانشجویان اصولگرا به همان میزان سوال بر انگیز است که اطلاع رسانی و جریان سازی های روزنامه کیهان و خبرگزاری فارس.
اگر دانشجویانی که یک زمان به اشاره سر انگشتی کفن پوش فریاد وا اسلاما سر می دهند و اسائه ادب به حجاب یک دختر مسلمان را شایسته جان سپردن می دانند به اشاره ی همان انگشتان پلشت و بی تفاوت گوش و چشم بر تعرض مدیران ارزشی به ناموس دختر مسلمان دیگری می بندند. رسانه های وابسته نیز رفتار مشابهی را دنبال می كنند
رفتار فارس و کیهان در قبال این ماجرا بسيار تاسفبار است. فارس می نویسد: «این اقدام نه تنها مورد تایید هیچ انسان حقیقت‌ یابی نیست بلکه هیچ شهروندی اعم از مسلمان و غیر مسلمان نیز آن را تایید نمی‌کند».
اما فارس حادثه را اینگونه محکوم نمی کند بلکه: «به گونه ای که در یک برنامه از قبل هماهنگ شده در دانشگاه زنجان هزینه گزافی را در مقابل دریافت فایده‌ ای ناچیز و آن هم به بهانه کسب پایگاه دانشجویی با ریختن آبروی دو نفر پرداخت نموده ‌اند». به زبان ساده بهتر بود دختر به خواسته های معاون ارزشمدار تن می داد و دانشجویان هم دخالتی نمی کردند تا آبروی هر دونفر حفظ گردد!
کیهان نیز به شکل دیگری همین خط را دنبال می کند : «ماجرا اینگونه آغاز شد که دانشجوی دختر مورد اشاره- با قرار قبلی و یا به طور سرزده- وارد اتاق معاون دانشگاه می شود و به فاصله یک یا دو دقیقه تعدادی از اعضای شاخه غیرقانونی تحکیم وحدت با دوربین فیلمبرداری و ضبط صوت وارد اتاق شده و آنگونه که خود ادعا می کنند معاون مربوطه را در حالتی نامناسب دیده و با او درگیر می شوند، تمامی این ماجرا بیش از چند دقیقه طول نمی کشد.»
اما نتیجه گیری کیهان و فارس به یک صورت است و حتی جملات مشابه و یکسانی را انتخاب کرده اند: «اعتراض و تحصن دانشجویان حرکتی در پروژه افشا شده محافل غربی برای به تشنج کشیدن دانشگاهها ، لغو امتحانات و نهایتاً ادامه تشنجات تا سالروز آشوب های 18 تیر است.»
هنگامی که رسانه در خدمت قدرت قرار بگیرد و در نبود رسانه های مستقل و آزاد ، مزدوری خبر تقویت می شود و رسانه های حاکم در نقش پا اندازهای خبری ظاهر می شوند. نقشی که در این برهه کیهان و فارس ایفا می کنند.
فلش بک :
» اين دو دختر محجبه : تجاور یکی از ماموران حراست دانشگاه رازی کرمانشاه به یک دختر دانشجو
خبرنامه امیركبیر از زنجان گزارش می دهد كه دانشجویان دانشگاه زنجان نقشه معاونت دانشجویی این دانشگاه برای تجاوز به یکی از دختران دانشجو را فاش ساختند.
در همین حال فیلم این اقدام نیز روی اینترنت قرار گرفته است. در فیلم دكتر مددی معاون دانشجویی دانشگاه زنجان با ظاهری به هم ریخته و دستپاچه توسط چند دانشجو در دفتركارش حبس شده است.
دیدن چهره مددی در این فیلم می تواند متاثر كننده باشد. مردی كه تا پیش از دیدن این فیلم شاید منفور بود حالا می توان برای او دلسوزی نمود. او قربانی سیستمی است كه این شیوه رفتار را نهادینه كرده است.
این اولین بار نیست كه چنین اتفاقی در دانشگاه های ایران رخ می دهد و برای آخرین بار نیز نخواهد بود. اما سیستم دانشگاهی سعی می نماید روی این مسائل سرپوش بگذارد و از برخورد با خاطیان طفره برود.
در حالی كه فعالین دانشجویی به تندترین اشكال سركوب می شوند و مورد مجازات قرار می گیرند. تندروها نیز همچنان در پی جداسازی ها و اعمال فشار به دانشجویان اند تا آنها را از انحرافات احتمالی مصون دارند.
در همین حال تعداد قابل ملاحظه ای از این تعرضات توسط كسانی صورت می گیرد كه پوشش ظاهری متشرع خود را مخفی نموده اند اما در حقیقت از عقده های فروخورده جنسی رنج می برند.
جالب است كه چندی پیش از این حادثه در حكمی به امضای مددی ، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان به اتهام عدم اعتقاد به اسلام منحل اعلام شده بود.
این جمله ی معروفی است از آیت الله خمینی که «خوزستان دینش را به اسلام ادا کرد» اما اولین بار است که این جمله را به شکل زیر می بینم.
نحریف
دزفول از جمله شهرهایی است در جریان جنگ هشت ساله صدمات بسیاری دید و بارها و بارها مورد حملات هوایی قرار گرفت و شهدای بسیاری را در راه دفاع از تمامیت ارضی تقدیم مام وطن نمود.
اا به هر حال این خوزستان که دینش را به ایران و اسلام ادا کرده و همچنان می کند ، جز محروم ترین و عقب مانده ترین استان های کشور است. درصد بالای بیکاری ، بی سوادی ، اعتیاد و نا امنی به هیچ عنوان با ثروت هنگفتی که خوزستان تولید می کند سازگاری ندارد.
ثروت نفت ، گاز و تولیدات كارخانجات فولاد و صنايع پتروشیمی. بنادر مختلف و سدهای بسیار و عظیم ترین رود ایران ، کارون ، که این روزها به جوی باریک و کم رمق و بد بویی تبدیل شده است.
اما سهم شهروندان این منطقه هیچ نیست جز فلاکت و بدبختی و این روزها گرد و خاکی عذاب آور.
درباره عباس پالیزدار در این چند روز مطلب زیاد نوشته شده است. انواع حدس ها و گمان ها. بیش از افشاگری هایش به وابستگی سیاسی و انگیزه ی سخنانش توجه شده است.
Abas Palizdar - عباس پالیزدار Saeed Emami - سعید امامی
عباس پاليزدار - سعيد امامی
سخنانی که می توانست در هر کشور دیگر طوفان سیاسی ایجاد نماید و خیل عظیمی از مسولین را به چالش بکشد و حتی قوانین نظام سیاسی را تغیير دهد.
اما در اين شرايط دو دسته غالب شده اند. گروه اول که سابقه پالیزار را آلوده معرفی می نمایند و در برابر محتوای سخنانش موضوع گیری نکرده اند. کیهان و خبرگزاری فارس سردمدار این جریان هستند.
در حالی که پالیزار در مقطعی در لیست ائتلاف رایحه خوش خدمت محمود احمدی نژاد بوده ، کیهان با استناد به نام نبردن از هیچ یک از اصلاح طلبان در جریان این افشاگری پالیزدار را مهره اصلاح طلبان خوانده است.
اما پر واضح است نام نبردن از اصلاح طلبان دلیل مشخصی دارد. آن بخش از رفرمیستها که در نقش اپوزیسون فعالند کمترین آلودگی را به خود راه نداده اند که در غیر این صورت تاکنون بارها مورد حمله اصولگرایان واقع می شدند.
بخش بسيار كوچكی از اصلاح طلبان نیز که شایعاتی در مورد آنها وجود دارد آنچنان منافع مشترکی با محافظه کاران و جناح حاكم دارند که امکان افشای عملکرد اقتصادیشان ممكن نیست.
از سوی ديگر فارس نیز در چند روز اخیر پرونده ها و اسناد اختصاصی را افشا می کند که از فساد مالی عباس پالیزدار پرده بر می دارد. اما اصولگرایان به این سوال پاسخی نمی دهند که به هر حال آیا سخنان پالیزدار درست بوده یا خیر؟
گروه دوم این سخنان را نزدیک به حقیقت می دانند اما در آنها تعجب و سوالی ایجاد نمی کند. بسیاری از این اتهامات پیشتر به صورت شایعه در سطح جامعه بارها و بارها و در مقاطع مختلف شنیده شده است.
به نظر می رسد گستردگی فساد بخش قابل توجه ای از جامعه را متقاعد نموده که شرایط را به همین شکل بپذیرند و اعتراض جدی نداشته باشند.
اما به هر شکل سخنان پالیزدار عواقب جدی در آینده برای نظام سیاسی ایران خواهد داشت. دستگیری او که به دعوت راستگرا ترین تشکل دانشگاه همدان در جمع دانشجویان حاضر شد این پرسش را برای هواداران جوان اصولگرایان ایجاد خواهد کرد که آیا این همان وعده عدالت و مبارزه با فقر و فساد بود؟
باید به این جوانان پاسخ داده شود که چرا هیچ نهادی حاضر به بررسی سخنان عباس پالیزدار نشد؟
به هر حال باید منظر ماند و دید سرانجام این سخنان بی پروا چه خواهد بود. شاید اعتراف تلویزیونی دیگری و شايد هم چيزی شبيه واجبی.

روز ملی همبستگی در اعتراض به قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان

بيانيه بيش از ۱۲۰۰ تن از فعالان جنبش زنان و مدافعان حقوق برابر به مناسبت سالگرد ۲۲ خرداد
در ۲۲ خرداد سال ۱۳۸۴، از دل جمعی که به تدريج «جمع هم‌انديشی فعالان جنبش زنان» نام گرفت، و طی دو سال بسياری از گروه‌های زنان را گرد هم آورد تا حول «مطالباتی مشترک» فعاليت کنند، تجمعی گسترده در مقابل دانشگاه تهران شکل گرفت.
در آن روز جمعی از زنان ايرانی از گروه‌های مختلف فکری گرد هم آمدند تا اعتراض خود را نسبت به تبعيض در قوانين کشور و به‌ويژه «قانون مادر» کشور يعنی «قانون اساسی» اعلام دارند.
اين تجمع که با پيوستن افراد و گروه‌های متفاوتی از زنان در شهرهای مختلف کشور نيز همراه شد، نقطه عطفی را در تاريخ جنبش معاصر زنان رقم زد.
سال بعد نيز در بزرگداشت سالروز ۲۲ خرداد، تجمعی ديگر در ميدان هفت تير توسط برخی از گروه‌ها و فعالان جنبش زنان و با حضور فعال جنبش دانشجويی و سنديکايی شکل گرفت، و تبعيض در قوانين فعلی مورد اعتراض قرار گرفت.
اما اين تجمع با خشونت بسيار سرکوب شد، ۷۰ نفر دستگير شدند، و سپس پرونده‌های قضايی برای برخی از شرکت‌کنندگان تشکيل شد. اما از دل اين تجمع، کارزار دسته‌جمعی برای جمع‌آوری يک ميليون امضاء با هدف تغيير قوانين تبعيض‌آميز شکل گرفت و به تدريج در سراسر ايران و حتی در خارج از کشور گسترش يافت.
همراه با اين حرکت همچنين شاهد تشکيل کمپين‌های ديگری همچون کمپين قانون بی‌سنگسار، حق ورود زنان به ورزشگاه‌ها، اعتراض به سهميه‌بندی جنسيتی در دانشگاه‌ها، و شکل‌گيری منشور زنان و حرکت‌های زنان برای «صلح» و برابری بوديم که همگی اين حرکت‌های اعتراضی، خواسته‌ها و مطالبات حقوقی و برابری‌خواهانه‌ی جنبش زنان را، هرچه وسيع‌تر، در پهنه‌ی جامعه مطرح ساخت.

كنفرانسی برای رسانه های آزاد

4 نظر | اینترنت
چند ماه اخیر درگیر دو پروژه بودم. اول راه اندازی سایت خوزنیوز که اخبار خوزستان و همچنين خبرهای مربوط به ایران را پوشش بدهد.
فعلن این سایت اولین ماه آزمایشی خود را سپری می کند. سایتی که با مدیریت و سیاست گذاری جمعی از اساتید دانشگاه و فعالان سیاسی و فرهنگی خوزستان می تواند به مرور جای خود را در میان جمع کثیری از سایت های خبری باز نماید.
اما پروژه دوم برمی گردد به برگزاری کنفرانسی در مورد رسانه ها در کشور مجارستان. از من به عنوان یکی از شش پنليست این مراسم دعوت شده بود.
در دو ماه اخير تهیه متن سخنرانی و گزارش هایی که می توانست به درک بهتر شرايط ایران کمک نماید وقت زیادی را به خود اختصاص داد. موضوع اصلی سخنرانی را وبلاگستان ایران ، زنان و صلح جهانی انتخاب کردم.
متاسفانه امروز مشخص شد با وجود اینکه میزبان تمام تلاش خود را به کار بست اما سفارت مجارستان از صدور ویزا -شينگن- خودداری کرده و به هر صورت امکان حضور در این کنفرانس از من گرفته شد.
اما به هر حال متن سخنرانی و دیگر پیوست هایی را كه برای اين برنامه تهيه كردم ، برای دوستانم در GLOBAL VOICES CITIZEN MEDIA SUMMIT ارسال می کنم تا شاید به نحوی جبران کننده عدم حضورم باشد.
در نوع خود جالب است كه مشخص شود چرا سفارت مجارستان از صدور ويزا خودداری كرد. اين موضوع با توجه به مدارك ارائه شده برای دوستانم در صداهای جهانی نيز جالب توجه است. البته می توان با شرايط بسيار بد ايران دليل اين مسئله را درک کرد.
مشکل عدم صدور ویزا -مخصوصن شينگن و انگلستان- ظاهرن چند ماهی است حاد شده و بیشتر به امکان عدم بازگشت مسافران به ایران مربوط می شود. به هر حال از همه دوستان در صداهای جهانی کمال تشکر را دارم و امیدوارم در برگزاری این کنفرانس موفق باشند.

سانسور وقيح است

5 نظر | اینترنت
بوی خاک : در ادامه روند تحدید آزادی بیان و آزادی عرصه اطلاع‌رسانی در کشور، متاسفانه در هفته‌های اخیر شاهد آن بودیم که موج جدیدی از فیلترینگ، دامان وبلاگ‌های سیاسی و اجتماعی به خصوص وبلاگ‌های فعال در حوزه زنان که دارای خط مشی منتقدانه و اصلاح‌طلب هستند را گرفته است و کمتر روزیست که وبلاگی جدید به جرم مخالفت با گفتمان حاکم به محاق فیلتر فرو نرود.
این در شرایطی است که وبلاگ‌های طرفدار دولت نهم و گفتمان حاکم به راحتی و با آزادی هرچه تمامتر به اشاعه و نشر دیدگاه‌های خود که غالبا متضمن تهمت و افتراهای متعدد به نیروهای سیاسی و اجتماعی تحول‌خواه و دموکراسی‌طلب است، مشغولند.
بی‌شک، فیلترینگ وبلاگ‌ها و سایت‌های شخصی و خبری امری مخالف اصول اولیه آزادی بیان و عقیده، حقوق بشر، گردش آزاد اطلاعات،‌اعلامیه جهانی حقوق بشر (که دولت ایران رسما آن را امضا نموده است) و حتی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سریعا نسبت به پایان این روند اسفبار اقدام کند.
ما جمعی از وبلاگ‌ نویسان ایرانی، بدینوسیله اعتراض شدید خود را نسبت به روند تحدید آزادی بیان و عقیده در ایران که با روی کار آمدن دولت نهم روبه فزونی گذاشته اعلام کرده و خواهان رفع فیلتر از تمام وبلاگ‌های فیلتر شده در سال‌های اخیر هستیم.

ديكتاتوری ، ديكتاتوی است

6 نظر | سیاست
جمله ای از مطلب دیگر کسی احمدی نژاد را دوست ندارد خاطر برخی از دوستان بعضن چپگرا را آزرده کرده بود. مبارز كوچک در این مورد و درباره برخی نظرات ذیل آن مطلب ، پاسخی نوشته است.
به حکم ادب سعی می کنم نکاتی را در مورد کلیت این مطلب اشاره کنم و نقد جدی این نوشتار پر از تناقض را به وقت دیگر و یا کسانی که در این باره حوصله نمایند و تک تک جملات را تحلیل کنند، می گذارم.
مبارز كوچک می نویسد: «انقلاب اجازه داد تا کشور (کوبا) یک سیستم پیشرفته مراقبت های پزشکی را به وجود آورد، به طوری که امید زندگی به سطوح کشورهای پیشرفته سرمایه داری ارتقا پیدا کرد؛ تحصیلات رایگان را برای همه تصویب کرد؛ به همه ی مردم کوبا احساس احترام و عزت بخشید.»
با پذیرش صحت این مدعا كه چندان به واقعيت ها نزديك نيست ، حتی در این شرایط نیز ملاک مقایسه کشورهای پیشرفته سرمایه داری هستند، به سطح انها رسيدن موجب مباهات سوسیالیست هاست.
یعنی در کشوری می شود آزادی فردی را نقض کرد ، دموکراسی را توطئه امپریالیسم خواند ، مخالفان را به غیر انسانی ترین شیوه ها سرکوب نمود و آنگاه با تحصیل رایگان و بهداشت عمومی همه این سیاه کاری ها را توجیه نمود.
گرچه این مبارزکوچک معتقد است: «آنها هرگز پیروزی کاسترو در انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات متعدد دیگر را توضیح نمی دهند» ، انتخاباتی که چون رژیم صدام حسین یک نفر در تبلیغاتی یک سویه در آن شرکت می کند و برگزیده می شود ریاکاری خبیثانه ای بیش نیست.
البته ظاهرن برای این عدم تکثر نیز توجیه وجود دارد.مبارز كوچک می نویسد: «...من به تکثر لیبرالی و نولیبرالی که چیزی جز عفونت زایی سلیقه ی اقشار مرفه و تنوع طلب و سرگرمی سازی را بوجود نمی آورد ، اعتقادی ندارم» و من بیش از آن به این مرفه ستیزی همراه با عقده های سوسیالیستی.
برای رهایی طبقات محروم نمی توان آزادی های فردی و حق بهرمندی از استعداد و توانایی های خدادادی را نفي كرد و در توزیع عادلانه فقر تلاش نمود و نامش را نظام برابری خواه نهاد. این بی عدالتی علیه تفاوت های طبيعی بشری است.
مبارز کوچک نازنین! در کوبا، کعبه آمال تو چند ماهی است خرید و فروش کامپیوتر آزاد شده است. آری در کشوری که حقوق متوسط افراد، ماهانه بیست دلار است، کامپیوترهای خانگی، تقریبا قیمتی معادل هشتصد دلار دارند در پی دموکراسی بودن بی معنی است. این کوبای فیدل توست.
فیدل انقلابی دیروز و دیکتاتور امروز است. او که 50 سال بر کوبا فرمانروایی و بلكه سلطنت سوسیالیستی كرد ومخالفان را عامل امپریالیسم خواند و به دست جلادان سپرد و چه روایت آشنایی است داستان فیدل تو.
دیر زمانی نیست که در کوبا خرید و فروش موبایل نیز آزاد شده است نمی دانم می دانی یا نه که فعال کردن یک اشتراک تلفن همراه در کوبا ‌١٢٠ دلار هزینه دارد که نصف متوسط دستمزد دولتی یک سال است.
50 سال کوبا تحت حکومت فیدل مبارز ، فیدل انقلابی ، فیدل عدالت گستر حاصلش تحصیل رایگان بوده و مراقبت های پزشکی! پس این فیدل تو همچون «فولخِنسیو باتیستای عامل آمریکا» یک جنایتکار و اضافه بر آن دیکتاتور است.
در این 50 سال ژاپن ویران پس از جنگ به کجا رسید؟ کره جنوبی و اروپای غربی چه؟ و اروپای شرقی و روسیه تحت حکومت کمونیستی؟ چشمانت را باز کن و بهتر ببین مبارز کوچک نازنین.
دوستان این روزهای عمو فیدل تو ، جنایتکاران و بدنامان این روزگارند. کسانی که حتی از رهبران امپریالیسم جهانی نیز بدنام ترند. از بازی لغات بیرون بیا. نه برای لقمه ای نان ، نه برای سرپناهی شاید برای بوسیدن زنی برای فریاد دوستت دارمی، جان دادند، آنها که عاشق آزادی بودند.
برای آنکه مخالفان شان سخنی بگویند و حتی تکفیرشان کنند. برای آزادی همه بشر ، برای هر چیز خوب و دلپسند و زیبایی که فکرش را بکنی و چه چيز دلپذیرتر از آزادی. و هر کس که آزادی به هر بهانه ای از انسانی دریغ کند دیکتاتوری کم مقدار و رياكاری دروغگو بیش نیست.

او با ما بود يا او با ما نبود؟

6 نظر | سیاست
حسینی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در واکنش به اظهارات باراک اوباما نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، چنین اظهاراتی را ناشی از« القائات صهیونیستی و توهم‌زدگی» دانست.
این سخنان در حالی ایراد می گردد که پیش از این بسیاری از رسانه های هوادار دولت با خشنودی از اظهارات اوباما در مورد مذاکره با ایران یاد می کردند.
آنچه مشخص است سیاست خارجی آمریکا تابع محض تغییر یک رییس جمهور نیست و بیشتر تحت تاثیر اصول مشخص و از پیش طراحی شده قرار دارد و تنها شیوه های عمل و برخورد دولت ها متفاوت است.
عملکرد حکومت ایران پس از تغییر دولت خاتمی به رادیکالیزه شدن فضا علیه ایران کمک شایانی کرده است لذا به طبع این فضا اوباما نیز ایران را یک خطر جدی تلقی کرده و به خود را ملزم به دفاع از موجودیت اسرائیل خوانده است.
اما نکته جالب واکنش سحنگوی وزارت امور خارجه ، ادبیات غیر دیپلماتیک و توهم نمایندگی ملت و نخبگان جامعه آمریکاست. حسینی مدعی است:
«موضع این نامزد، خلاف اظهارات تبلیغاتی اعلام شده وی مبنی بر برخورد با لابی‌گری در آمریکا می‌باشد و مردم و نخبگان آمریکا از اینکه جایگاه مستقل آمریکا تا این میزان تنزل یافته است، نگران می‌باشند».
ظاهرن سخنگوی وزارت امور خارجه نه تنها دولت احمدی نژاد ، ملت ایران ، ملت های رنج کشیده که مردم و نخبگان آنها را نیز نمایندگی می نماید و نسبت به تغییر مواضع باراک اوباما اظهار نگرانی می نماید.
شاید از ابتدا مشخص بود که بازی انتخابات در آمریکا چنین نتایجی را در پی خواهد داشت. اما ظاهرن سیاستمداران نو رسیده ایران همچنان در حال آزمون و خطا هستند تا فن سیاست ورزی و سیاست مداری را بیاموزد. اما شاید دیگر مجالی برای به کار بستن این تجربه ها دست ندهد.
محمود احمدی نژاد در نخستین حضور خود در اروپا به عنوان رئیس جمهور ایران شرایطی را به وجود آورد که حتی چون ماجرای آخرین حضور او در نیویورک و دانشگاه کلمبیا ، مورد حمایت و تشویق سایر همپیمانان حکومتی و رسانه های دولتی قرار نگرفت.
او که با وعده ارائه راه حل برای رفع مشکل کمبود موارد غذایی در جهان به این سفر رفته بود نتوانست با پاپ دیدار نماید. همچنین هنگام ورود احمدی نژاد به ایتالیا از وی استقبال رسمی صورت نگرفت.
درهمین حال در مهمانی شامی که به میزبانی دولت ایتالیا ترتیب داده شد ، از محمود احمدی نژاد و رابرت موگابه رئیس جمهور زیمبابوه دعوتی به عمل نیامد.
اما شاید مهمترین دیدار محمود احمدی نژاد با معاون رییس جمهور کوبا صورت گرفت. کشوری كه زیر سلطه کاسترو به تازگی حق استفاده از موبایل و اینترنت در آن مجاز شمرده شده و احمدی نژاد مبارزات رهبرش را آزادی بخش می نامد!
مشاوران احمدی نژاد و شخص رییس دولت نهم آنچنان از درک شرایط کشورهای مختلف عاجزند که نتوانستند نتایج سفر به ایتالیا را پیش بینی کنند تا جایی که مهمترین عکسهای خبری آن برای ایران عکس عجیب احمدی نژاد و رییس جمهور سنگال و تظاهرات کنندگان مخالف حضور احمدی نژاد در ایتالیا باشند.
بنظر می رسد ستاره بخت احمدی نژاد در آسمان سیاسی ایران به شدت رو به افول است. او که با عملکرد فاجعه بارش در سیاست خارجی و سو مديريت اقتصادی کشور را دچار بحران های عدیده ای کرده و اصولگرایان را به تغییر احمدی نژاد ترغیب نموده است.
با صدور ابلاغیه دبیر خانه هیات نظارت بر خبرگزاری های غیر دولتی وزارت ارشاد، فعالیت خبری خبرگزاری فارس تا روز پنجشنبه متوقف شد. دلیل این اقدام انتشار خبر احتمال تغییر مظاهری و انتصاب داوودی به جای وی عنوان شده است. خبری که روز بعد توسط این خبرگزاری تکذیب شد.
درهمین حال معاونت امورمطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کرد: خبرگزاری فارس روز یکشنبه خبری مجعول و غیرواقعی را منتشر کرد که علاوه بر القاء اختلاف و دو دستگی در میان مسوولان موجب تشویش و بی ثباتی در حوزه فعالیت‌های اقتصادی شد.
فارس در این مورد می نویسد: « آیا هزینه این خبر که بلافاصله با یک تکذیبه قابل رفع بود قابل مقایسه با هزینه اظهار نظر سخنگوی محترم دولت هست که تغییر وزرای کشور و اقتصاد را دروغ 13 خواندند اما چند روز بعد ، خبر کنار رفتن آن دو وزیر محترم رسمن اعلام شد؟»
اما بنظر می رسد ماجرای توقیف این خبرگزاری هوادار دولت در چند روز تعطیل پیش رو چندان جدی نیست. خبرگزاری که در چند ماه اخیر ده ها خبر دروغ و غیر واقعی را به حمایت از دولت محمود احمدی نژاد منتشر کرده است.
عملکرد این خبرگزاری انچنان منفی ارزیابی می شود که به باور بسیاری آن را می توان با روزنامه کیهان تحت اختیار حسین شریعتمداری مقایسه نمود.
اما باید اذهان کرد که عملکرد دولت در توقیف موقت این خبرگزاری با هر نوع رویکرد و به هر علت محکوم است. این رفتار باب برخورد با رسانه های دیگر را باز نمود و ناقض حق گردش آزاد اطلاعات است.
از نظر حقوقی نیز این اقدام دچار شبهات بسیاری است. اینکه بشود بدون برگزاری دادگاه يک بنگاه خبرپراکنی را از ادامه فعالیت منع کرد رویکرد جدید و منحصر به فردی است که می تواند فعالیت سایت های خبری منتقد دولت را تهدید کند.

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram