September 2008 Archives

محمد قوچانی ؛ سودای شیخ یا بغض سید!؟

24 نظر | سیاست
«اینک نه تنها شکاف راست و چپ بلا موضوع شده است ، بلکه مفاهیم اصلاح طلبی و محافظه کاری نیز به سطوح عالی تری ارتقا پیدا کرده اند.
در این سطح محافظه کاران افرادی هستند که با وجود حضور در جبهه دوم خرداد از لایه بندی شدن مواهب دموکراسی و نظام طبقاتی در بهرمندی از آن پیروی می کنند [کروبی و هوادارانش] و اصلاح طلبان به دور از ریش سفیدان و پدر خوانده ها به اجرای نظریه ایران برای همه ایرانیان می اندیشند.»
محافظه کاران جدید، اصلاح طلبان جدید . برادر بزرگ تر مرده است . محمد قوچانی . چاپ اول 1381

«اختلا‌ف امروز اصلا‌ح‌ طلبان اختلا‌فی ایدئولوژیک نیست. هم خاتمی اصلا‌ح‌ طلب است و هم کروبی؛ نه خاتمی بیشتر اصلا‌ح ‌طلب است و نه كروبی كمتر اصلا‌ح ‌طلب. اختلا‌ف امروز اصلا‌ح‌ طلبان، اختلا‌فی استراتژیک نیست.
نه خاتمی تندرو است و نه كروبی كندرو. چه خنده ‌دار است كه یاران خاتمی خود را اصلا‌ح‌ طلبان پیشرو می‌خوانند و یاران كروبی خویش را اصلا‌ح‌ طلبان عملگرا.»
داستان شیخ و سید . مجله شهروند . محمد قوچانی . شهریور 1387

نوشته های این روزهای محمد قوچانی بر خلاف گذشته نه آنچنان پایه و مایه محکمی دارد نه دیگر خوش آهنگ است. آخرین مقاله او در شهروند گرچه به ظاهر در پی دل جویی از شیخ اصلاحات است اما در واقع تحقیر اندک اعتباری است که مدعیان رفرم به آن می بالند.
حضور کروبی و همه نیروهایی که تغییر شرایط را خواستارند در جبهه اصلاح طلبان لازم و واجب است اما به روش و راه عقلایی. نه با توسل به تاریخ سازی و تخفیف برخی وقایع کلیدی و بزرگ نمایی برخی عملکردها.
از یک سو متهم نمودن خاتمی به سکوت و مدارا با جریان مطلق گرا و از سوی دیگر تمجید از آنان که با همین قدرت مطله لاس سیاسی می زدند و همچنان نیز می زنند جای سوال بسیار دارد.
خاتمی نه عمامه بر زمین کوبید، نه نامه سر گشاده نوشت و نه در طلب قدرت، همراهان دیروزش را بی اعتبار و متهم نمود. و این مشی اعتدال و تغییر خواه خاتمی است که در این وا نفسای بی تدبیری به کار می آید.
آری! اصلاحات سر ندارد اما سودایی نیز وجود ندارد که در آن سر بیفتد و راه را از بیراه بنمایاند. سودای قدرت نیز به تنهایی کارگر نیست. استراتژی بدون استراتژی محصول همین آشفتگی ها و عدم تحلیل واقعی شرایط است.

مشی خاتمی ؛ راه میان بر برای تغییرات

7 نظر | سیاست
در چند ماه اخیر ارگان های خبری اصولگرایان اقتدارگرا در حرکتی پیوسته به اشکال مختلف سعی می نمایند سید محمد خاتمی را مورد هجوم قرار داده و به این ترتیب اصلاح طلبان را در موضوع ضعف قرار دهند.
از سوی دیگر نیز از برخی اظهار نظر های مهدی کروبی و اطرافیانشان استفاده می نمایند تا شکاف میان اصلاح طلبان عمیق تر نموده و شرایط تشکیل یک اجماع گسترده را سخت تر نمایند.
در این میان هوادارن دولت احمدی نزاد و اصولگرایان حتی از عنوان سازی های جعلی و خبر پراکنی های کذب نیز اجتناب نمی نمایند. روزنامه کیهان ، ایران و خبرگزاری فارس و ایرنا در راس این رسانه ها قرار دارند.
اما دلیل اصلی وحشت از حضور فعال سید محمد خاتمی در انتخابات آتی ، توان ایشان برای ایجاد اجماع و تبدیل شدن به فصل الخطاب در این جریان است. و خاتمی تنها کسی است که شاید بتواند همه رفرم خواهان ، جریانات ملی و جنبش دانشجویی را در حمایت از یک کاندیدای واحد بسیج کند.
ضمن آنکه ضعف و بی لیاقتی دولت نهم و مجلس هفتم و وادادگی مجلس هشتم توجه عمومی را به سوی دولت خاتمی و مجلس ششم معطوف نموده است.
در این میان باید بسیار دقت نمود اگر معتقد به موثر بودن اصلاحات در تغییر شرایط موجود باشیم و یا تغییرات بنیادین را برای بهبود شرایط دنبال می کنیم و می طلبیم. در این شرایط حضور دولتی که در راس آن منسوبین جریان رفورم خواه باشد بسیار مطلوب تر است.
به همین دلیل گرچه شاید شانس کروبی در رقابت با احمدی نژاد و یا قالیباف کم باشد اما در صورت عدم حضور خاتمی باید اجماع واحدی حاصل گردد.
باید همه گروه ها و افراد حاضر در جبهه اصلاح طلبان هوشیار باشند و اختلاف و فاصله خود را با جریان اقتدار گرا حفظ نموده و بر آن تاکید کنند و نگذارند افرادی معلوم الحال با عناوین جعلی هیزم شعله ور نمودن اختلافات را فراهم نمایند.
گرچه همه این شرایط در صورت حصول، مقدمات آغاز تغییرات است و برای دست یابی به نقطه مطلوب راه طولانی و دشواری در درون جبهه پر تشتت و کم بضاعت اصلاح طلبان باید پیموده شود.
احمد جنتی خطیب نماز جمعه تهران در سخنان دیروز خود اعلام نمود: «من همین‌جا می‌گویم اگر كسانی از طرف من حق‌شان ضایع شده، اول مراجعه كنند. اگر بتوانم حق‌شان را به آنها بازمی‌گردانم، اگر نه حلالم كنند.»
گرچه این سخنان را نمی توان به نوعی بازگشت به عقب و یا پشیمانی از رفتارهای گذشته تلقی نمود اما به هر حال جای خوشبختی است که مسوولی از نهادهای انتصابی که امکان مواجهه با آرای آزادانه مردم را ندارند نسبت به عملکردش ، خود را به عموم جامعه پاسخگو بخواند! [حتی اگر پاسخگو نداند]
احمد جنتی یکی از ارکان جریان مخالف رفورم و توسعه جامعه مدنی محسوب می گردد که با نزدیکی به طیف سنتی و محافظه کار بازار در ایران بیشترین حضور را در نهادهای انتصابی داشته است.
عملکرد او در رد صلاحیت ، ابطال و تغییر نتایج انتخابات های مختلف خلاصه نمی شود. جنتی به عنوان یک تئوریسین جریان ضد دموکراسی نیز عمل نموده است. همچنین نقش جنتی در تشکیل مجالس هفتم و هشتم و روی کار آمدن دولت احمدی نژاد غیر قابل انکار است.
با این حال شاید زمان برای جنتی به پایان خود نزدیک می شود. با خروج او از عرصه سیاست ایران یکی از موانع رفع گردد و خلعی در مدیران جریان پوپولیستی-انحصارگرا بوجود آید.
گرچه به هر حال با وجود قوانین غیر دموکراتیک، تضعیف و یا تغییر مدیران و سران این جریان نمی تواند به تنهایی در پیشبرد دموکراسی و دستیابی به توسعه موثر باشد اما شاید بتوان در ازای خروج هرچه زودتر احمد جنتی از عرصه سیاست ایران و کاهش هزینه های رفورم خواهی، ایشان را بخشید و حلال نمود.
» پیوست:
آقای جنتی! 20 سال پیش اینها کجا بودند؟ [+]

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram