December 2008 Archives

از منتظر الزیدی تا سعید عسکر

4 نظر | جامعه
داستان خبرنگار عراقی کفش پران به سمت بوش مدت ها تا پیش از آغاز حمله اسرائیل به غزه خبر اول اخبار صدا و سیمای ایران بود.
حالا وزارت علوم اعلام کرده است که به منتظر الزیدی بورسیه تحصیلی خواهد داد : «وزارت علوم و دانشگاه پیام نور از منتظرالزیدی خبرنگار عراقی که در اقدامی جسورانه مخالفت خود را با رئیس جمهور سابق آمریکا نشان داد حمایت کرده و وی را در یکی از دانشگاهها بورسیه تحصیلی خواهد کرد».
این ماجرا ناخود آگاه مرا یاد ترور سعید حجایان انداخت. درآن زمان سعید عسکر به عنوان ضارب دستگیر شد. گرچه در مورد اینکه آیا واقعن او این عمل را انجام داده است یا خیر اختلاف نظر وجود داشت.
در نهایت حکمی خفیف برای سعید عسکر صادر و جالب آنکه همان سال هم در دانشگاه مشغول به تحصیل شد. و تا آنجا که یادم می آید در مقطع فوق لیسانس شیمی مشغول بود.
همه اینها در شرایطی است که دانشجویان فعال سیاسی انجمن های دانشجویی منتقد دولت ، تنها به علت فعال بودن از تحصیل محروم می شوند و ستاره دار لقب می گیرند.

احمد خاتمی و وجدان بیدار انسانی!؟

8 نظر | حقوق بشر
«دول به اصطلاح اسلامی به خصوص سران عربی آيا خدا و قيامت را قبول دارند؟‌ اگر دين ندارند وجدان انسانی آنها كجا رفته؟» این سخنان احمد خاتمی خطیب نماز جمعه امروزتهران است که در مورد شرایط سخت مردم غزه بیان شد.
در حالی احمد خاتمی سران کشورهای اسلامی را به در نظر گرفتن «وجدان انسانی» در قبال مردم فلسطین فرا می خواند که شرایط حقوق بشر در ایران به هیچ عنوان قابل دفاع نیست.
افزایش فقر و به تبع آن فساد و بزهکاری در جامعه، تحدید مطبوعات و فعالان سیاسی و اجتماعی، ممانعت از فعالیت های مسالمت جویانه ی زنان برای احقاق حقوق شان، اعمال سانسور بر آثار فرهنگی و هنری از جمله آثار نویسندگان، فیلمسازان و خوانندگان ایران تنها بخشی از این نقض حقوق انسانی است که می تواند هر وجدان بیداری را به واکنش وا دارد.
اگر فلسطینیان در غزه تحت حکومت حماس زیر فشار اسرائیل قرار گرفته اند، ایرانیان امروز بر اثر اشتباهات، سو مدیریت ها، کج فهمی ها و تنگ نظری های حکومتشان فرصت طلائی پیشرفت خود را از دست رفته یافته و شرایط را وخیم تر از پیش ارزیابی می نمایند.
اعتبار جهانی ما خدشه دار شده است ، فرصت نفت یکصد و چند ده دلاری به تهدیدی علیه اقتصاد رو به رشد یک دهه اخیر تبدیل شد و بسیاری از بنگاه های اقتصادی و بانکی در آستانه ی ورشکستگی قرار دارند.
همه این ها در حالی رخ می دهد که حقوق اولیه انسانی بسیاری از شهروندان نقض می گردد و در پوشش طرح های امنیت و انظباط اجتماعی ، حق آزادی بیان ، نوع زندگی و انتخاب عقیده محدود و نقض شده است.
چگونه در این شرایط می توان از وجدان بیدار در قبال ملت دیگری سخن گفت در حالی که بخشی از ملت ایران مجبور به ترک کشور، بخشی دیگر محدود و محروم از حقوق اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی شده اند.
اگر استدلال نگردد که «وجدان بیدار» هم انواع اسلامی و غیر اسلامی، شاید به واقع بحران در فلسطین ، عراق و افغانستان خواست مطلوب حاکمیت باشد تا به هر موضوعی پرداخته شود جز آنچه که در ایران این روزها در جریان است.

خاتمی تصمیم خود را گرفته است

یک نظر | سیاست
خبرهای رسیده حاکی از آنست که سید محمد خاتمی تصمیم خود را برای حضور در عرصه رقابت انتخابات ریاست جمهوری گرفته است. گرچه این تصمیم همچنان مشروط است.
خاتمی عدم حضور خود را به حضور میرحسین موسوی و موافقت برخی مقامات عالی رتبه مشروط نموده است. که در آن حالت نیز همچنان در انتخابات به نفع میرحسین حضور فعالی خواهد داشت.
به هر حال از امروز می توان مدعی بود که فصل تازه ای در سیاست ایران آغاز شده است. به تبع شرایط جدید باید تلاش نمود خاتمی و نزدیکانش را به پایداری و ثباث قدم در راهی که بر گزیده اند تشویق کرد.
از آنان خواست که به اراده واقعی مردم توجه نمایند و خواست حقیقی آنها را مد نظر قرار دهند و اصلاح ساختارهای قانونی و شبه قانونی سد راه تغییرات را به جد پیگیری نمایند.
از امروز دیگر ترغیب خاتمی به حضور جای خود را به تشویق او به ایفا نمودن نقش یک مصلح تمام عیار خواهد داد.

اعترافات درخشان یک هودر!

2 نظر | حقوق بشر
همیشه عقیده داشته ام برای کمک به انسانی که تنها به جرم متفاوت اندیشیدن و یا زیستن در بند است باید تلاش کرد. و به واقع بند و زندان این سالها شتری است که به یک چشم بر هم زدنی درب خانه ات می خوابد و به این سادگی رم داده نمی شود.
حالا حکایت حسین درخشان است. او که سیر تحول عملکردش دوست و دشمن را متحیر نمود و البته بسیاری را نیز آزرد و به دردستر انداخت .
شایعه دستگیری درخشان پس از ورود به ایران ظاهرن تایید شده است. گرچه شاید بتوان بعدها بجای کلمه دستگیری عبارت دیگری را جایگزین کرد.
در مورد حسین باید بسیار محتاط عمل نمود. حسین مخزنی از اطلاعات و آگاهی هاست که گهگاه با انتشار بخشی از آنها در وبلاگش بسیاری را به دردسر می انداخت. اما حالا مجبور خواهد بود شاید بیشتر از آنچه می داند به زبان براند و شاید موج جدیدی از برنامه های تلوزیونی به سبک هویت در راه باشد.
بعید نیست که روزی از در شاکی بیرون آید و وبلاگ نویسان را به فضا سازی و جنجال آفرینی در مورد وضعیت اکنونش متهم کند و در «کوس رسوایی» مان بدمد.
اما با تمام این اوصاف باید برای سرنوشت او ابراز نگرانی کرد. همچون هر در بند شده ی دیگر برایش تلاش کرد و از شرایطش پرسش نمود.
این نکته را هم بگویم که نفس بازگشت او به ایران در این شرایط کار بسیار اشتباهی بود. اگر باور کنیم که او در این مراجعت قصد همراهی با برخی پرونده سازان داخلی را نداشته ، باید اذعان کرد که به هر حال دستگیری و اجبار به همکاری با نهادهای پرونده ساز، آسیب ها و زیان هایی که ممکن است به فعالان جنبش زنان ، وبلاگ نویسان و روزنامه نگاران مستقل در ایران تحمیل شود، قابل پیش بینی بود.
همینطور که می شود پیش بینی کرد کیهان نشینان در اخبار ویژه خود معنای این سطور را به ترس از رسوایی و افشا شدن روابط پنهانی «شبکه عنکبوت» با بیگانگان بر اثر دستگیری حسین درخشان تفسیر کند.
اصلاح طلبی به عنوان یک مفهوم کلی آنچنان فراخ شده است که به نوعی به عنوان صفت مخاتلفان دولت مورد استعمال قرار می گیرد.
شاید به همین دلیل اصلاح طلبان امروز کمترین شباهت را به کسانی دارند که باید حداقل مختصات و مشخصات رفرمیستها را دارا باشند.
امری که در دوران هشت ساله ی دولتداری سید محمد خاتمی نیز مشاهده شد. افرادی از چپ ترین جناح سیاسی ایران با سابقه یک دهه تندروی و برخوردهای حذفی با مخالفان با تابلو اصلاح طلبی سر برآوردند و مدافعان جامعه مدنی نام گرفتند.
اما آیا متولیان اصلاحات در ایران از حداقل های لازم برخوردارند؟ آیا از نظر فکری و رفتاری نسبت به سالهای اول انقلاب تغییر بنیادینی نموده اند؟ و آیا اصلاحات را وسیله کسب قدرت می دانند و یا راهی به سوی تغییر مطلوب ساختار نظام سیاسی ؟
همچنین می توان از اصلاح طلبان پرسید که برای رفرم خواهی خود سقف تعیین نموده اند و یا کفی از مطالبات ترسیم شده است؟
این پرسش ها را شاید بتوان در ادامه سوال «آنچه اصلاح طلبان باید از حاکمیت بپرسند» به شکل یک سوال کلی تر خلاصه نمود و پیش روی مدعیان قرار داد: «اصلاحات تعویض آدم هاست و یا تغییر شرایط؟».
جمع قابل ملاحظه ای از اصلاح طلبان ، مردان شرایط بردند که در زمان موفقیت پیشاپیش همگانند و در زمان شکست به کنجی می روند و سکوت و حاشیه نشینی اختیار می نمایند و این سکوت را به اعتراض تعبیر می نمایند.
همین ها در زمان برد بار دیگر به عرصه می آیند و طلبکارانه تر از پیش بهای سکوت و بی عملی شان را طلب می کنند. و عجیب که در این میان عقبه اصلاح طلبان برای این رهبران فریاد زنده باد سر می دهند.

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram