January 2009 Archives

درسی که از برنامه نود باید گرفت

4 نظر | سیاست
آنچه که در جریان هجمه سازمان تربیت بدنی به برنامه ورزشی نود رخ داد و واکنش عمومی به تلاش در جهت تحدید این برنامه نشان داد تا چه میزان افکار عمومی می تواند بر سیاست های حکومت تاثیر گذار باشند.
حمایت همه جانبه چند رسانه ای از برنامه نود و فردوسی پور آموزه های متفاوتی را در پی داشت که از آن می تواند در جهت بهبود شرایط سیاسی و اجتماعی ایران بهره برد.
شاید بتوان مدعی شد مهمترین حلقه مفقوده ناتوانی جنبش های مدنی «رسیدن به اجماع عمومی» در موضوعی واحد است. اجماعی که در جریان افشای جعلی بودن مدرک تحصیلی کردان، وزیر کشور دولت نهم، منجر به برکناری او از سوی مجلس شد.
حال این سوال مطرح است که به چه علت شهروندان ایران بر سر دستیابی به شرایط بهتر و بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی به نظری واحد دست نمی یابند؟
چرا جریان های سیاسی تحول خواه نمی توانند اکثریت مردم را در راه دستیابی به «شرایط مطلوب» متجد و متحرک نمایند؟ آیا براستی برای مردم ایران دستیابی به آزادی ، حقوق بشر و عدالت به اندازه برنامه نود جذاب نیست؟
شاید ایرانیان این روزها آزادی ، حقوق بشر و عدالت اجتماعی را آنچنان دست نیافتنی می دانند که حاضر نیستند در جهت رسیدن به این اهداف کمترین تلاشی را از خود بروز دهند.
جریانات سیاسی نیر عملکرد غیر قابل اعتمادی از خود بروز داده اند و نمی توانند انگیزه های لازم را در مردم ایجاد نمایند. شاید باید مهمترین هدف رفرمیستها را بر ایجاد اجماع عمومی بر سر مسئله تغییرات تعریف نمود. امری که در جامعه متشتت و سردر گم ایران امری آسان نخواهد بود.

کیش و مات آقای احمدی نژاد

11 نظر | جامعه
آنچه که دیشب در برنامه نود رخ داد آینه ی تمام نمای رقتاری است که دولت نهم به نمایندگی از بخشی از حاکمیت در قبال هرگونه صدای مخالفی از خود بروز می دهد. شاید برای هیچکدام از دست اندرکاران نود و حتی بدبین ترین هوداران آن قابل تصور نبود که سازمان تربیت بدنی با همکاری مخابرات ، از ارسال پیام کوتاه به این برنامه جلوگیری کند.
واکنش سازمان تربیت بدنی -بخوانید احمدی نژادیها- به برنامه نود تنها نمایانگر بخشی از رنجی است که در این سالها فعالان سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی ایران متحمل شده اند.

نظرسنجی: آیا ازعملکرد برنامه نود حمایت می کنید؟

آزادی مطلق از نوع دولت نهم یعنی می شود پیامک یک برنامه ورزشی را قطع کرد تا اقبال عمومی به آن به چشم نیاید. می شود یک روزنامه را بست تا صدای مخالفی شنیده نشود ، می شود کتابی ، فیلمی و ترانه ای را توقیف کرد تا فکر آزادی به ذهن کسی خطور نکند.
آزادی مطلق از جنس احمدی نژاد یعنی پیروزی مظلومیت بر ظلم را در غزه به جمهوری موریتانی و بولیوی تبریک بگویی و کانون مدافعان حقوق بشر را تعطیل کنی و سایتش را یک روز پس از راه اندازی مسدود.
فکر می کنم تجربه 4 سال آزادی مطلق و مهرورزی دولت نهم کافی باشد. با همه این رخدادها بیش از پیش عیان شد که در انتخابات سال آینده نه تنها باید این دولت را تغییر داد که باید ساقطش کرد.
باید درس خوبی به حامیان و هواداران این تفکر داد. به هر نحو ممکن باید حول این محور متحد شد و تلاش کرد. گرچه اصلاح طلبان برنامه ای ندارند، اپوزیسیون ناتوان و هواداران اصلاحات ساختاری متشکل و منسجم نیستند.
اما این پرسش بیش از پیش اهمیت می یابد که دولتی که برای سرکوب مخالفان به هر اهرمی متوسل می شود، حتی انتقادات یک برنامه ورزشی را تحمل نمی کند چگونه به قواعد «شبه دموکراسی موجود» پایبند خواهد بود.
شاید به همین علت خبرگان سیاسی معتقدند حضور پر تعداد مردم و اختلاف آرایی که قابل انکار نباشد شاید تنها راه تغییر شرایط موجود است.
به هر حال برنامه شب گذشته نود یک باخت تمام عیار برای دولت احمدی نژاد و عواملش بود ، حتی اگر فردا «آقای پوپولیست» نامه بنویسد و از سازمانش بخواهد که با بزرگواری از تقصیرات نودی ها گذشت کنند.
صدای زنگ گوشی تلفن همراهم بلند می شود. پیام کوتاهی است اما یک دنیا حرف دارد: «محمود یادت نره ، عادل سرورته!» ، کیش و مات آقای احمدی نژاد.
پی نوشت:
محمد صالح علا مجری برنامه تحسین برانگیز «دو قدم مانده به صبح» شبکه 4 نیز تیتراژ پایانی برنامه دیشبش را به عادل فردوسی پور تقدیم کرد.

اصلاحات با کدام نقشه راه؟

4 نظر | اصلاح‌طلبی
اگر مسئله غزه را کنار بگذاریم عرصه سیاست ایران این روزهای داغی را پشت سر می گذارد. داغ ، پر التهاب و البته پر از تردید.
کمتر کسی است که مرا ببیند و نپرسد «خاتمی می آید یا نه؟ میرحسین چه شد؟» با نا باوری از خبر احتمال کاندیداتوری او ادامه ندهد «میر حسین که نخواهد آمد». دغدغه و امال و آرزوی همه ما آمدن و نیامد خاتمی و میرحسین و کروبی شده است. و این بیش از هر چیز دیگری نگران کننده و خطرناک است.
نباید فراموش کنیم که نفس حضور این آقایان چیزی را تغییر نمی دهد. برنامه ، پروپازالی و نقشه راهی که ارائه خواهند نمود و مشی و روشی را که در پیش خواهند گرفت بسیار مهم است.
خاتمی کم و بیش دارد نظراتش را ارائه می دهد و می شود فهمید که چه برنامه ای در پیش دارد اما میر حسین موسوی حکایت دیگری دارد.
او سکوت اختیار کرده و به نوعی هواداران و همراهانش سعی در بیان دیدگاه هایش دارند. اما بالاخره باید میرحسین به سخن آید و بگوید که چه نسبتی با اصلاحات دارد؟آیا به همان میزان که سنگ عدالت را به سینه می زند آزادی را پاس خواهد داشت؟
در این شرایط خطیر و به نوعی خفقان سیاسی و تشتت ملی که اقوام مختلف ایران را در برگرفته است ، کسی باید پا به عرصه بگذارد و عزم اصلاح امور را داشته باشد که کف مطالبات خود را با سقف آنچه در 8 سال اصلاحات و خصوصن 77 تا 79 حاصل شد تراز نماید.
پاورقی:
این روزها در پی انتشار نسخه نویی از سایت کلمه هستم. سایت هواداران میر حسین موسوی. در همین حال این پرسش را همچنان با خود مرور می کنم که اندیشه نیز می تواند به راحتی تغییر این پوسته ها ، پوستین بیندازند و رخت نو بر تن کند. شاید بیست سال سکوت و قلم مو به بوم سابیدن وقت کافی برای اندیشیدن و نو شدن را داده باشد.

خاتمی و رستگاری در 20:30

3 نظر | سیاست
امروز قرار است که سید محمد خاتمی به دیدار آیت الله خامنه ای برود تا نظر خود را در مورد شرایط امروز ایران با ایشان طرح و در مورد احتمال کاندیداتوری خود سخن بگوید.
منابع نزدیک به خاتمی معتقند با توجه به شرایط و قرائن به نظر نمی رسد رهبر ایران تمایلی به کاندیداتوری مجدد سید محمد خاتمی داشته باشد.
خاتمی در مراسم دانشگاه تهران که آذرماه گذشته برگزار شد مدعی شد نه تنها تجربه 8 ساله که تجربه 4 ساله اخیر پیش روی اصلاح طلبان است و با این اوصاف تصمیم گیری و عملکرد مطلوبتری خواهند داشت.
شاید به همین علت است که خاتمی حداقل شرط حضور خود را موافقت رهبری و به تبع ان نهادهایی می داند که تحت اختیار و نظارت ایشان عمل می کنند.
به همین علت خاتمی معتقد است: «اگر نمی‌گذارند کار کرد و یا اینقدر کارشکنی‌ها زیاد باشد که نتوان به ایده ‌آل‌ها رسید، نباید آمد.»
در این شرایط احتمال حضور مهندس میرحسین موسوی بیش از پبش قوت می گیرد. گرچه میرحسین شاید جذابیت های ذاتی خاتمی را نداشته باشد اما کاندیدایی است که حداقل می تواند در میان رفرمیستها اجماع حاصل نماید.
در شرایطی که دورنمای تغییرات مسالمت آمیز و ساختاری بر مبنای خواست عمومی چندان روشن نیست و گروه های سیاسی تحول خواه دچار رکود و نا امیدی و تشتت هستند انتظار دستیابی به نتیجه ای مثبت دور از انتظار همگان است.
گسست های اجتماعی و تنزل اخلاق و باورهای ملی در بستر اوضاع نامساعد اقتصادی می تواند زمینه ساز نافرمانی های اجتماعی گردد که همه ساختارها و نظامات موجود را به چالش بکشد.
پی نوشت:
» تغییر تاریخ دیدار خاتمی با رهبری

پیراهن تیم ملی با طعم ماکارونی

یک نظر | جامعه
تیم فوتبال بارسلونای اسپانیا به جهت اینکه پيراهن بارسا حكم پرچم كاتالانيا را دارد بیش از نیم قرن بود که از درج هرگونه تبلیغ بر روی آن خودداری می نمود.
با این حال باشگاه حاضر شده است برای کمک به صندوق كودكان ملل متحد (يونيسف) نام این سازمان را بر روی پیراهنش درج کند. جالب آنکه در قبال این کار تیم بارسا سالانه یک و نیم میلیون یورو به یونیسف پرداخت می نماید.
در این شرایط فدراسیون فوتبال در اقدامی سوال برانگیر و توهین آمیز نسبت به پیراهن و پرچم مقدس ایران اقدام به درج تبلیغ ماکارونی بر روی پیراهن تیم ملی نموده است.
رفتاری که با اعتراض برخی از مسولین و بازیکنان سابق فوتبال نیز همراه بود.حسن روشن در این باره می گوید: «شاید به زودی شاهد تبلیغ دیزی سرا روی پیراهن تیم ملی باشیم». این اتفاق در شرایطی است که درج هرگونه تبلیغ بر پیراهن ملی خلاف مققررات فیفا بوده و احتمال جریمه ی شدن فدراسیون ایران وجود دارد.
بی توجهی به اعتبار پیراهن ملی در این سطح به هیچ عنوان قابل تحمل نیست. شاید کمترین تبعات این اقدام باید استعفای رئیس فدارسیون و برکناری افراد مسوول در این زمینه باشد.
عجیب آنکه اینگونه رفتارها که متاسفانه مسبوق به سابقه نیز هست در نظر ارباب جراید ، رسانه ها و افکار عمومی کم اهمیت و حتی بی اهمیت جلوه می نماید.

کلمه ، خوزنیوز و ستاد 88 مشارکت !

5 نظر | شخصی
این روزها و خصوصن در یک ماهه اخیر به شدت مشغول چند پروژه مختلف و گاهن متضاد بودم. دیروز شاید اوج این درگیری ها بود.
جدای از مسوولیتم در شهرداری اهواز به عنوان معاون حمل و نقل و ترافیک منطقه یک که به علت کارشکنی ها و سیستم بسیار بیمار و ضد تغییر آن بیش از همیشه مرا دچار فشار روحی نموده، رقابت های سیاسی تحمیلی -چیزی شبیه جنگ تحمیلی- و کش و قوس های مربوط به آن نیز مزید علت شده است.
امروز کنگره ستاد 88 جوان حامی خاتمی [جبهه مشارکت] شاخه استان خوزستان با حضور حدودن 47 نفر برگزار شد. که در مورد آن در زمان مناسب خواهم نوشت.*
در همین حال در یک ماه اخیر طراحی و راه اندازی سایت کلمه -سایت نزدیک به میر حسین موسوی- زمان قابل توجه ای را به خود اختصاص داده است. نسخه موجود این سایت آزمایشی است. فکر کنم نسخه نهایی که مشکلات فعلی را نداشته باشد تا یک ماه آینده آماده شود.
در همین زمان هم تغییراتی در سایت خوزنیوز دادم. سایت روز به روز فعال تر می شود اگر چه با توجه به کمبود کادر تمام وقت برای به روز رسانی سایت نمی توان مطمئن بود که روندی پیوسته و یکنواخت ایجاد شود.
*توضیح: توصیه شد جملاتی را که در مورد کنگره 88 نوشته بودم فعلن حذف نمایم. بنابه مصالح حزبی تا ببینیم مذاکرات به اصلاح شرایط می انجامد یا خیر.
روزنامه کارگزاران شاید بسیار زودتر از اینها باید بسته می شد. آن زمان که رهبر انقلاب از روند فعالیت این روزنامه انتقاد نمودند و خبرگزاری های وابسته به دولت احمدی نژاد از نفوذ روزنامه نگاران مشارکتی در این روزنامه خبر می دادند.
اما امروز کارگزاران توقیف شد. به دلیل درج بخش هایی از بیانیه دفتر تحکیم وحدت در مورد آنچه این روزها در غزه رخ می دهد. در این بیانیه آمده است:
«واگذاری «درک منطق صلح» به خود مردم منطقه انتظاری است که از برخی حاکمان فرصت‌طلب منطقه می‌رود و برآورده نمی‌شود! حاکمانی که لااقل بخشی از هویت و بقای خود را در تدوام جنگ در منطقه تعریف کرده‌اند و برای این مسئله از هیچ کوششی دریغ نمی‌ورزند. جنایات امروز اسرائیل در غزه به شدت محکوم است. اما به همان اندازه پناه گرفتن گروه‌های تروریستی در کودکستان‌ها و بیمارستان‌ها جهت حمله به طرف مقابل که موجبات بمباران و مرگ بیشتر کودکان و غیرنظامیان را فراهم آورده نیز محکوم و حرکتی ضدبشری است.»
این سطور شاید اتفاقن منطق بسیاری از سیاسیون امروز ایران باشد که جرات و جسارت بیان انرا به خود نمی دهند. منطقی که غزه را بهانه ی خوبی برای فرار از مشکلات روز افزون اقتصادی و اجتماعی داخلی ارزیابی می کند. همچنین باید این سوال را امروز مطرح کرد اتفاقی که سال گذشته در فلسطین و در درگیری میان حماس و فتح رخ داد را چگونه باید ارزیابی نمود.
در آن زمان نیز صدها فلسطینی کشته و زخمی شدند. گروه های درگیر فلسطینی حتی به اجساد کشته شدگان نیز رحم نمی کردند. خشونت به حدی بود که تعدادی از هوادارن الفتح به اسرائیل پناه بردند.
حقیقت آنست با وجود وحشیگری های اسرائیل در قبال فلسطینیان باید پذیرفت معجونی از بی لیاقتی ، بی تدبیری و فساد رهبران مختلف گروه های فلسطینی و عملکرد غیر انسانی حاکمان تل آویو جهان را بخ خود مشغول کرده است.
معجونی که به بهترین منبع تغذیه گروه های تروریستی و مروجان خشونت مذهبی و قومی تبدیل شده است.

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram