February 2009 Archives

جنگ در خوزستان ؛ جنگی برای بقا

3 نظر | جامعه
«یک کارشناس آلمانی به مدیران کلانشهر اهواز توصیه کرد که انصاف داشته باشید و آب مصرفی این شهر را به احشام هم ندهید چون مصرف گوشت حیواناتی که از این آب نوشیده اند برای انسان زیان بار است و ممکن است خطراتی را در دپی داشته باشد.» [+]
در حالی که در دو سال اخیر استان خوزستان با مشکل طوفان های گرد و خاک روبرو است ، خشکسالی ، برداشتهای خارج از قاعده و انتقال آب کارون به دیگر استانها ، شهروندان خوزستانی را با خطرات جدی زیستی روبرو کرده است.
در این شرایط مسوولان استان خوزستان در مقابل انتشار گزارشی در مورد خطرات طوفان های گرد و خاک و وجود اورانیوم ، اقدام به اعمال فشار به تهیه کنندگان و همچنین ازسایتهای تابناک و خوزنیوز درخواست حذف گزارش را نمودند.

BubbleShare: Share photos - Powered by BubbleShare
از سوی دیگر نیز مسئولان آبفای خوزستان در مصاحبه های خود آب اهواز را صد درصد بهداشتی می دانند در حالی که وزیر بهداشت و درمان دولت نهم در مراسم روز دانشجو نیز از خوردن لیوان آبی که دانشجویان برایش آوردند، امتناع نمود.
با همه این مشکلات همچنان زمزمه انقال آب کارون به گوش می رسد و احمدی نژاد در سفرهای استانی خود وعده انتقال آب از سرچشمه های کارون را می دهد.
گرد و خاک و طوفان جای باران های زمستانی را گرفته و مسولان کوچکترین تلاشی در جهت کاهش این معضل ننموده اند. باگر به این مسائل نا امنی روز افزون و رقم بالای بیکاری و تودم در استان را اضافه کنیم ، به نظر می رسد خوزستان پس از 8 سال جنگ حالا درگیر جنگ دیگری است. جنگی که شهروندان بی دفاع خوزستانی در آن تنها رها شده اند.

دروغ های آقای دادستان

یک نظر | حقوق بشر
عبدالفتاح سلطانی ، وکیل متهامان بهودی ، که در سال 84 به اتهام جاسوسی بازداشت و پس از هفت ماه حبس تبرئه شد، از قاضی سعید مرتضوی دادستان تهران او دو بازپرس دیگر دادگاه انقلاب شکایت کرده است.
در زمان دستگیری سعيد مرتضوی دادستان عمومی و انقلاب تهران گفته بود: «عبدالفتاح سلطانی [وکيل مدافع ناراضيان سياسی و شماری از متهمان جاسوسی اتمی در جمهوری اسلامی] خود متهم به جاسوسی است و اکبر گنجی تظاهر به اعتصاب غذا می کند.» [+]
شاید باید قبول کرد به همین میزان که عبدالفتاح سلطانی وکیل زهرا کاظمی و یهودیان متهم به جاسوسی تبرئه شده ا، بسیار دل گرم کننده است. اما به واقع پاسخ انهمه اتهامی وآزاری که به ایشان وارد شد چه می شود؟
حالا که سلطانی تبرئه شده و گنجی هم در آن زمان بخاطر اعتصاب غذا راهی بیمارستان شد ، نقل قول جناب قاضی القضات ، دادستان محترم تهران نیز سراسر کذب از آب در آمد.
اگر این شیوه برخورد با متهمان و اتهام زنی های اینچنینی مسولان قضایی را در این چند سال بررسی کنیم به نقیضهای بیشتری دست خواهیم یافت. با این اوصاف بهترین کار حداقل برای حفظ اعتبار ظاهری دستگاه قضا چیست؟

توهین به شعور ملت به شیوه احمدی نژاد

8 نظر | سیاست
مرتضی تمدن ، استاندار تهران : «برخی از مسائل حاشيه ساز مانند تشكيل ستاد سلامت انتخابات و يا ستاد صيانت از آرای مردم می‌تواند توهين به شعور ملت باشد و معتقديم طرح اين دست مسائل كه چيزی جز خالی كردن دلت ملت را به همراه ندارد یک گناه نابخشودنی است.» [+]
بنظر می رسد طرح تشکیل کمیته صیانت از آرا در ستاد انتخاباتی سید محمد خاتمی و همچنین تلاش های شیرین عبادی و «کمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه» در جهت نظارت و بررسی سلامت انتخابات کارگزاران دولت نهم را بر آشفته است.
چگونه تلاش برای برگزاری انتخابات سالم و تضمین پاسداری از آرای شهروندان توهین به شعور ملت محسوب می گردد اما انتخاب کردان ، وزیر کشور جاعل و پس از آن صادق محصولی ، رییس ستاد انتخاباتی احمدی نژاد، به عنوان وزیر کشور توهین به شعور شهروندان نیست؟
وعده های دورغین و ارائه آمارهای خلاف واقع و نسبت دادن همه پیشرفت ها و دستاوردها به دولت نهم، توهین و کم خرد انگاشتن مردم ایران نیست؟
به واقع بزرگترین توهین -و شاید اشتباه- چند دهه اخیر به ملت بزرگ ایران ، سپردن سکان هدایت کشور به دست کسانی است که حتی اصول اولیه زمامداری و درک لازم از شرایط امروز جهان و حداقل صداقت سیاسی مورد نیاز را ندارند.
ادعای دیدن هاله نور ، اختراع انرژی هسته ای توسط دختر 16 ساله و ارتباط با امام زمان و ده ها موضوع کوچک و بزرگ دیگر ،چه تعبیری جز اسائه ادب به شعور ایرانیان می تواند داشته باشد.
این آشفتگی ها و پرخاشگری های دولت نهمی ها حکایت از سناریویی دارد که با کنکاش بیشتر جریانات مستقل سیاسی ممکن است از پرده برون افتد و رسوایی به بار آورد.
در این چند روز که ماجرای درگیری میان دانشچویان و چماقدارن هوادار احمدی نژاد در دانشگاه امیر کبیر تهران بالا گرفت بسیاری این سوال را طرح می کردند که چرا اصلاح طلبان واکنشی در دفاع از دانشجویان نشان نمی دهند.
خصوصن اانتظار داشتند که خاتمی و یا نزدیکان ایشان در این مورد اظهار نظری بنمایند. شاید تنها مهدی کروبی بود که در دیدار خانواده ی دانشجویان زندانی واکنشی نشان داد و مخالفت علنی خود را به این اتفاقات ابراز کرد.
در این شرایط سید محمد ابطحی از مظلومیت شیعیان عربستان و خطراتی که دامان دولت سعودی را بخاطر تندروی های القاعده در عربستان خواهد گرفت ، نوشته است.
نمی دانم که القاعده ای های وطنی و دانشجویان مظلوم دانشگاه پلی تکنیک ارزش توجه اصلاح طلبان را ندارند؟ بخاطر انتخابات و رای آوردن هم که شده بد نیست ژست دانشجو دوستی بگیرید و با آنها همدردی خشک و خالی کنید.
باور کنید آنقدرها هزینه نخواهد داشت و خاطر معزز قدرت را آنچنان مکدر نخواهد کرد. ظاهرن از احزاب و گروه های اصلاح طلب نیز نباید انتظاری داشت.

آیا قتل درمانی دیگری در راه است؟

| جامعه
آنچه که به قرون وسطای مسیحیت شهره شده به شکلی مشابه در دوران حکومت های مختلف اسلامی پس از خلفای راشدین مشاهده شد. تاریخ اسلامی، شکنجه ، مثله نمودن و قتل دگراندیشان زیادی را به خاطر دارد.
حال پس از 14 قرن که از ظهور اسلام می گذرد بنظر می رسد به اندازه کافی به این موضوع پرداخته نشده و به همین علت حساسیت جامعه در این مورد اندک است.
از این شرایط برخی سیاست بازان و دکانداران دینی در پی بازتولید آن شرایط هستند. شرایطی که حلاج و حسنک وزیر را بر دار می کند، اتهام زندیق و قرمطی بهانه مصلوب نمودن مخالفان می گردد.
دکانداران دینی در پی بهانه می گردد و با سوار شدن بر موج احساسات عمومی در پی تقویت بنیانهای حکومت خود هستند. در این میان بیشترین آسیب نیز به دین و باورهای مردم وارد می گردد که در موارد بسیاری غیر قابل جبران است.
چه خوب ملک الشعرای بهار در باب برچسب زدن های حکومتگران سروده است: «هرچه در دوره ی ناصری / مرد و زن کشته شد سرسری ، آن بعنوان مشروطیت / وین بعنوان بابیگری ، نام مردم نهد " بلشویک" / این زمان دشمن مفتری»
در این شرایط بنگاه های دروغ پراکنی مرتجعین وظیفه تعقیب و تکفیر و پرونده سازی برای مخالفان را به عهده گرفته اند. فارس و رجا نیور و کیهان و جهان نیوز این روزها در تلاشی مزبوحانه ای بار دیگر علم تکفیر اصلاح طلبان و دگر اندیشان را برافراشته اند.
باید هوشیار بود و اجازه نداد این فضا سازیها -که خصوصن این روزها علیه هاشم آغاجری و مجتهد شبستری شدت گرفته- مانع شنیدن جان کلام دگر اندیشان گردد. با بخوبی اطلاع رسانی نمود و از آزادی بیان منتقدان دفاع کرد تا ابزار تحریف بی اثر گردد و از کلید خوردن پروژه قتل درمانی دیگری برای حذف مخالفان جلوگیری نمود.
پاورقی:
» اسامی ۲۵ نفر از دانشجویان پلی تکنیک در زندان اوین
هجوم تازه نیروهای واپسگرا و فاشیست های هوادار احمدی نژاد به دگر اندیشان و دانشجویان ، خبر از دور تازه ای از حذف و تحدید نیروهای تحول خواه و تاثیر گذار جامعه می دهد. در این میان سکوت و بی تحرکی جریانات اصلاح طلبان خصوصن هوادارن سید محمد خاتمی و مهدی کروبی و میر حسین موسوی فاقد هرگونه توجیه انسانی، سیاسی و منطقی است.
اینکه به کیهان تحت کنترل برادر حسین شریعتمداری و بنگاه دروغ پراکنی فارس اجازه داده شود با فضاسازیهای رسانه ای شرایط را برای سرکوب منتقدان و حتی حذف فیزیکی آنان فراهم آوردند قابل قبول نیست.
چگونه آن زمان که کیهان سرمقاله می نویسد و «به شیوه خودش» برای حیات خاتمی ابراز «نگرانی» می کند همه به خروش می آیند و فریاد اعتراض سر می دهند اما در برابر سناریو حذف آغاجری و مجتهدشبستری و امیرکبیریها و دانشجویان دانشگاه اصفهان و شیراز و ... صدایی جز سکوت نمی شنویم.
چه اتفاق می افتد اگر دفاتر آقایان خاتمی و کروبی و میر حسین نامه بنویسند و روسای ستادهای انتخاباتیشان به سخن بیایند که روزنامه کیهان و خبرگزاری فارس جای تروریستها نیست و تهدید جانی روشنفکران و رفرمیستها را تحمل نخواهد کرد.
تحرک اصلاح طلبان می تواند نشان دهد که آنها به چه میزان به شعارهایشان پایبندند و در راه دفاع از حقوق همه شهروندان ثابت قدم خواهند بود. و این شاید اولین آزمون جدی اصلاح طلبان است.
حمله به دانشگاه امیرکبیر صدها بار بدتر از فیلتر شدن سایتهای یاری نیوز و موج سوم است و تهدید آغاجری شبستری کم از تهدید جانی خاتمی نیست. نباید سکوت کرد در این شرایط سکوت مترادف با همراهی با مرتجعین است.
» کروبی: مخالف دفن شهدا در دانشگاه هستم
روزنامه کیهان و خبرگزاری فارس رسانه های فاشیستی هوادار دولت احمدی نژاد برنامه ی از پیش طراحی شده ای را برای آغاز دوره ای جدید از تهاجم به جریانات و نیروهای دگراندیش و تحول خواه آغاز کرده اند.
در نوک پیکان این حملات نیز تشکل های مدنی، دانشجویی و فعالان سیاسی پیشرو قرار دارند. فارس در یک هفته اخیر با تحریف سخنان هاشم آغاجری و محمد مجتهد شبستری جریان خبری تازه ای را تدارک دیده که با تجمع «خودجوش» بسیجیان در اصفهان و پلمب دفتر انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان پایان یافت.
در همین حال تحرکات رسانه ای فارس در ماجرای دفن شهدای گمنام جنگ در دانشگاه امیر کبیر که با اعتراض دانشجویان به علت استفاده ابزاری تندروها از شهدا همراه بود ، سرانجام به ضرب و شتم و دستگیری گسترده دانشجویان ختم شد.
این سناریو ها در حالی به اجرا در می آید که اصلاح طلبان در تلاش برای ایجاد آشتی میان نیروهای دگراندیش و طبقه متوسط با حاکمیت جمهوری اسلامی هستند.
شرایطی که منجر به تثبیت نظام و همچنین به حاشیه رفتن -و یا حداقل حذف از قوه مجریه- اقتدارگرایان خواهد شد. در همین حال بنظر می رسد ادامه این روند به شکاف بیشتر میان جامعه و حاکمیت دامن زده و پیروزی تندروها را تضمین خواهد کرد.
گرچه برخی هوادران اصلاحات و نزدیکان خاتمی معتقدند نباید در دامن پاسخگویی به اتهامات مرتجعین افتاد اما بنظر می رسد بی عملی در قبال تهاجمات برنامه ریزی شده به دانشگاه و نیروهای فعال مدنی آسیب های جدی به وجهه اصلاح طلبان وارد خواهد نمود.
حمایت اصلاح طلبان از دگراندیشانی که تحت فشار قرار گرفته اند می تواند انسجام در درون جبهه اصلاحات را تقویت نموده و همراهی بخش قابل توجه ای از اکثریت خاموش را در پی داشته باشد.
نمی دانم کدام مظلوم ترند، آنان که رفتند یا آنان که مانده اند. آنان که گمنام , با نام حتی خرج قدرت نمایی سیاست بازان شدند و یا آنانی که به جرم اعتراض مضروب و محبوس و محروم شدند.
آنچه که این سالها در دانشگاه های ما رخ می دهد درد آور است. سیاست بازان فدائیان این سرزمین را بار دیگر قربانی منافعشان می کنند و چه مزبوحانه برای دانشجویان خط و نشان می کشند.اما چه می شود کرد؟
به دوستان دانشجویم می گویم: فردایی که از حبس آمدید ، روزی که زخم های تنتان درمان و بار دیگر به دانشگاه برگشتید، برای مظلومیت شهدای این سرزمین و به احترام آنان که عاشقانه برای حفظ وطنشان جنگیدند به مزار این شهدا بروید و ادای احترام کنید.
به دوستانتان ادای احترام کنید که گرچه در میان شما نیستند اما یقین دارم با شما همدردند. که اگر هم بودند یا باید در مقابل مجلس خود را به آتش می کشیدند و یا در مقابل بنیاد شهید و شاید در مقابل دانشگاه تهران. که اگر بودند حتمن چون ده ها تن دیگر از همرزمانشان طعم تلخ محبس را می چشیدند.
تو شهرمون آخ بمیرم، چشم ستاره کور شده
برگ درخت باغمون، زباله ی سپور شده
مسافر امیدمون، رفته از اینجا دور شده
کاش تو فضای چشممون پیدا بشه یه شاپره
به ما که خسته ایم بگه خونه ی باهار کدوم وره [+]

خاتمی و آفت کلی گویی

2 نظر | اصلاح‌طلبی
یکی از مهمترین انتقاداتی که از سید محمد خاتمی صورت می گیرد، کلی گویی او در عرصه طرح خواستها و هدف هاست. خاتمی همیشه خود را ملزم به دموکراسی و آزادی دانسته که البته آرا هم مقید به چهارچوب انقلاب و آرای امام نموده است.
اما بنظر می رسد حداقل در هشت سال اصلاحات حتی این آزادی و دموکراسی مقید نیز برآورده نشده و به علت عینی نبودن این خواسته ها نمی توان میزان موفقیت و یا عدم توفیق دولت اصلاحات را در این زمینه بررسی نمود.
شاید به همین علت است که نیروهای تحول خواه از کاندیداهای اصلاح طلب می خواهند به جای کلی گویی ، برنامه ای عملیاتی ارائه نمایند و مشخص کنند در زمینه های مختلف چه اهداف و چه چشم اندازهایی را در نظر دارند.
به عنوان مثال کاندیداهای اصلاح طلب می توانند در زمینه اقتصادی وعده کاهش دو درصدی بیکاری و یا چند درصدی تورم را بدهند و تحقق این وعده ها قابل بررسی است. بنظر می رسد در زمینه ی آزادی های سیاسی و فرهنگی نیز باید به همین صورت عمل گردد.
خاتمی و کروبی می توانند مشخص اعلام کنند که در زمینه بهبود حقوق بشر، حقوق اقوام و پیروان دیگر ادیان و مذاهب ، حقوق زنان و اصلاح قوانین تبعیض آمیز و تحدید کننده حقوق مدنی شهروندان چه برنامه ای دارند.
آیا معتقد به تغییر قانون مطبوعات و انتخابات برای حذف موارد تحدید کننده و نظارت های استصوابی هستند؟ آیا بریا برابر قضایی همه شهروندان ایران فارغ از دین آنها تلاش خواهند کرد و برنامه ای دارند؟ آیا حق زنان را برای تغییر قوانین تبعیض آمیز به رسمیت می شناسند؟
فعالان اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی می توانند مواردی را بر اساس اهمیت و اولویت تهیه کنند و از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری بخواهند که نظرشان را در مورد نمایندگی این خواستها اعلام کنند. حتی اگر این خواستها تحقق نیابد اما طرحشان از طرف اصلاح طلبان شرایط را برای پیگیری آنها بهبود خواهد بخشید.

سابقه تاریخی جعل توسط اصولگرایان

2 نظر | سیاست
چند ماه پیش بود که کردان وزیر کشور دولت محمود احمدی نژاد به دلیل جعل مدرک توسط مجلس استیضاح و برکنار شد. در همین حال محمدرضارحیمی نماینده پارلمانی دولت نهم نیز در مظان همین اتهام قرار دارد.
اما داستان جعل توسط هواداران دولت به همین جا ختم نمی شود. بزرگان اصولگرایان که یک دهه پیش محافظه کار و یا راستگرا خوانده می شدند در این زمینه سابقه طولانی دارند.
جعل عنوان یکی از رایج ترین رفتارهایی است که حداقل در 12 سال اخیر به وفور مشاهده شده است. انجمن اسلامی دانشجویان مستقل ، چکاد آزاد اندیشان ، جنبش اصلاحات ، جمعیت ایران فردا ، اصلاح طلبان جوان و ... ده ها عنوان دیگر نمونه ی کوچکی از موازی سازی ها این جریان با دیگر رقبای سیاسی است.
اکثریت این عناوین کارکرد خبری داشته و برای خبرسازی های رسانه ای و تولید اخبار جعلی مورد استفاده قرار می گیرد. به این شیوه اصولگرایان سعی می نمایند از محبوبیت جریانات و گروه های رقیب استفاده کرده و با جعل اخبار و انتساب مطالب خلاف واقع به آنان در نظر مردم مرام سیاسی آنها را خدشه دار کنند.
در همین زمینه می توان به جعل عنوان کانون مدافعات حقوق بشر و انتشار بیانه ای به نقل از «کانون دانشجویی مدافعان حقوق بشر» در خبرگزاری مهر اشاره نمود.
امروز نیز خبرگزاری فارس به نقل از فردی به نام مهدی عباسی مهر، که او را با عنوان «دبیر تشکیلت دفتر تحکیم وحدت» معرفی می کند، از انتشار اولين شماره گاهنامه تحكيم وحدت خبر می دهد.
بررسی سوابق و نظرات عباسی مهر و سایتی که اتفاقن با عنوان پایگاه اینترنتی دفتر تحکیم وحدت و با آرم این تشکل راه اندازی شده است مشخص می نماید این فرد هیچ نسبتی با دفتر تحکیم وحدت نداشته و تنها این عنوان را جعل نموده است.
اگر در واقع اندیشه اصولگرایی در جامعه هوادارانی دارد، بهتر نیست با آرم و برچست خود ظاهر و از سرقت عنواین جریانات با سابقه خوداری گردد. بنظر می رسد بنای اصولگرایی که بر دروغ و جعل استوار شده باید وزیر دولت و نماینده رئیس جمهوری اینچنین داشته باشد. رئیس جمهورش ، وزرا و معاونان آن اخبار و اطلاعات خلاف واقع ارائه کند .

درباره انتخابات حرف بزنیم

3 نظر | اصلاح‌طلبی
متن زیر فراخوانی است که توسط جمعی از وبلاگ نویسان و به پیشنهاد سمیه توحیدلو تهیه شده است. در این مورد در آینده بیشتر خواهم نوشت:
فراخوان
با شفاف شدن و مشخص تر شدن نامزدها، سوت شروع انتخابات دهم نواخته شده است، انتخاباتی که مثل همیشه نقش تعیین کننده ای در سرنوشت جامعه خواهد داشت.
نتیجه انتخابات ریاست جمهوری بر زندگی فردی و اجتماعی تک‌تک ما کم و بیش تأثیر دارد و نمی‌توان منکر آن شد که زندگی در دوران زمام‌داری اکبر هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی و محمود احمدی‌نژاد با هم تفاوت‌هایی بنیادی داشته است .
در کشوری که نهادهای واسط حاکمیت و مردم در آن بسیار ضعیف و کم رنگ حضور دارند، آمدن و نیامدن افراد و گروه ها مهم ترین پارامتر تاثیرگذار در شرایط اجتماعی و سیاسی است. به همین دلیل، کافی است کمی دغدغه داشته باشی تا بخواهی از هر فضایی که به دست می آوری برای نقد، پرسشگری و ارزیابی اتفاقات، اظهار نظرها و حتی برنامه ها استفاده کنی و امروز محیط مجازی شرایطی را ایجاد کرده است که هیچکس نمی تواند آن را نادیده بگیرد.
در همین فضای مجازی کسانی هستند که روزانه و بطور مرتب دست به تولید محتوا می زنند، کسانی که به فراخور حساسیت هایی که دارند می نویسند و خاطرات و خواسته هایشان را ثبت می کنند. اینها وبلاگ نویسانی هستند فارغ از موقعیت جغرافیایی، که چون ذراتی پراکنده در فضای سایبر، درباره اتفاقات و شرایط جامعه شان نظر می دهند.
این ماهیت وبلاگ در دنیای مدرن است که از این رسانه های فردی ذراتی پراکنده می سازد، اما اگر قرار باشد این مجموعه به شکل نهادی عمل کند که اگاهی بخش است، ایجاد ِ حداقلی از انسجام، در عین حفظ استقلال افراد، مفید خواهد بود.
اینکه هرکس در خانه مجازی اش بنویسد و تنها توسط عده ای خاص شنیده شود، یا اینکه نقدی و سوالی باشد و آنان که باید نشنوند، باعث افت کارآیی این رسانه خواهد بود.
تجربه نیز نشان داده است که کمپین ها و ستادهای تبلیغاتی نیز آنقدر به خودشان زحمت نمی دهند که این مطالب را جمع آوری و دسته بندی نمایند. در انتخاب های پیشین هم دیدیم که بسیار نوشتند و کم خوانده شد.
همین مسئله باعث شد که عده ای از وبلاگ نویسان به شکل اولیه گرد هم آیند و تصمیم به گردآوری آنچه هست و تشویق به نوشتن آنچه نیست گیرند. چند نکته اساسی در این باره به قرار زیر است:
- ما و همه شمایی که قرار است به این جمع بپیوندید دغدغه تغییر داریم و منتقد وضعیت موجودیم. نه وامدار و نه مجیز گوی هیچ جریان خاصی نیستیم، اما دغدغه دموکراسی، توسعه، رشد و رفاه مردم و کشورمان را داریم.
همین دغدغه انتخاب یکی از میان دیگران را تنها راه پیش پای ما کرده است. ولی قرار نیست که تنها به یک انتخاب بسنده کنیم. می خواهیم درباره انتخابمان، دلیل اینکه این انتخاب را کردیم، مشکلاتی که به انتخاب ما وارد است و حتی پیشنهاداتمان بنویسیم و از تمامی کسانی که قلم در دست دارند بخواهیم که آنها هم بنویسند تا در جریان یک بحث و گفتگوی وبلاگی بتوانیم نکات ارزشمند و قابل استنادی را در همین فضا تولید کنیم.
امیدواریم تمامی کسانی که به این موضوع فکر می کنند، چه صاحب وبلاگ و چه وبلاگ خوان، در این باره بنویسند. که بگویند چرا باید در انتخابات شرکت کرد یا نکرد؟ که چرا کاندیدای خاصی را بر می گزینند؟ که چه نقدهایی به او و گذشته اش دارند؟ که سوال های احتمالی ایشان از کاندیدا و اطرافیانش چیست؟ که تاکید بر کدام مفاهیم را برای ادامه راه اصلاح جامعه می پسندند؟
- در واقع همه دعوتند به نوشتن و فراخوانی دیگران به نوشتن. برای اینکه بشود همه این مطالب را جمع کرد و دسته بندی نمود، اگر مطلبی نوشتید به یکی از وبلاگ نویسانی که اسمشان در زیر می آید اطلاع دهید. حتی اگر وبلاگی نداشتید و به هر دلیل نخواستید در وبلاگ خودتان در این باره چیزی بنویسید، نوشته های خود را به یکی از این وبلاگ نویسان ایمیل کنید.
در ضمن صفحه اینترنتی خاتمی نامه نیز بخشی از نوشته ها در این زمینه را که با مرامنامه اش منطبق است باز نشر می دهد. لینکهای روزانه ی وبلاگ های زیر و همه کسانی که به این جمع می پیوندند نیز قرار است فضایی ایجاد کند که تمامی صداها و حرف هایی که در این زمینه زده شده شنیده شود و حداقل جمع آوری و دسته بندی گردد.
- این جمع نه ستاد تبلیغاتی دارد و نه تبلیغات کسی را می کند. هرچند که گرایش خاصی به اندیشه های ترقی و دموکراسی و تغییر دارد. حتی اگر قرارمان به انتخاب باشد، حرف هایی برای زدن و شنیده شدن دارد که می خواهیم کاندیداها بشنوند و درباره شان پاسخ گویند.
- معتقدیم یک دست صدا ندارد. هرچه دوستان بیشتری به این جمع بپیوندند و هرچه بیشتر در این مسیر یاری رسانند ، می شود به مباحث بهتری وارد شد، وجوه بیشتری را دید و صداها را به گوش شمار افزونتری رساند. اگر نکته ای یا پیشنهادی هم دارید پذیرای آن خواهیم بود.
- بعد از نوشتن مطالب دوستان شما انها را جمع آوری و دسته بندی می کنند. خلاصه و فشرده ای از آنها را باز نشر می کنند تا باز هم نظرات شما را راجع به نوشته دیگران بدانند.
در واقع قرار است اینگونه یک بحث خوب و ماندگار در فضای مجازی داشته باشیم و بتوانیم نتایج ان را منتشر کنیم. امیدواریم که حاصل این تلاش به کار سیاسیون و فعالین انتخاباتی آید و نامزدها زحمت پاسخگویی و عکس العمل درباره ان را متقبل شوند.
دوستانی که تا به اینجا در این حرکت یاری رسان بوده اند عبارتند از:
آق بهمن
بر ساحل سلامت / سمیه توحیدلو
بلاگ نوشت / صادق جم
جمهور / مهدی محسنی
دیده بان / بهرنگ تاج دین
زیتون
سوشیانت / امیر عباس ریاضی
کمانگیر / آرش آبادپور
ملکوت / داریوش محمدپور
وحید آنلاین
Sad Eye Never Lie / سیّده حدیثه حسینی پور
«روزنامه جمهوری اسلامی در شماره روز پنجشنبه خود نوشته، حجت‌الله فرزاد که به همراه همسرش برای پیگیری برخی مشکلاتش به اداره بنیاد شهید مراجعه کرده بود، مقابل ساختمان این بنیاد اقدام به خودسوزی کرد و بر اثر شدت جراحات وارده جان سپرد.» [+]
این دومین اتفاق از دست در هفته جاری در تهران است. در اولین مورد فردی که برخی منابع او را جانباز جنگ معرفی نمودند خود را در مقابل مجلس شورای اسلامی به آتش کشید.
گرچه لاریجانی فرد مذکور را «معتادی سابقه دار» خواند که سابقه جانبازی ندارد اما برخی نمایندگان مجلس و رسانه های مستقل نسبت به این اظهارات تاسف بار واکنش منفی نشان دادند.
به هر حال بنظر می رسد افزایش تعداد خودکشی ها و خصوصن خودسوزی در ایران حکایت از شرایط نا بهنجار اجتماعی دارد. شرایطی که بخشی از ان مولود وضعیت وخیم اقتصادی است.
بر خلاف شعارها و ادعای دولت نهم ، احمدی نژاد نتوانسته است از فرصت طلایی ذخیره افسانه ای ارزی استفاده کرده و سطح زندگی ایرانیان را ارتقا بخشد.
در همین حال باید به این نکته نیز اشاره کرد که رسانه های حکومتی در تلاشند به جعل خبر و عدم انعکاس واقعیات از افت شدید محبوبیت احمدی نژاد جلوگیری نمایند. مطمئنن هر کدام از این اتفاقات در زمان دولت سید محمد خاتمی و یا مجلس ششم می توانست موج عظیمی از اعتراضات روحانیون ، ائمه جمعه و رسانه ی ملی را در پی داشته باشد.
«شبکه‌های فارسی زبان خارج از کشور و در مجموع شبکه بی بی سی جز در مسیر تخریب انقلاب اسلامی ایران و مسئولان خدمت‌گذار و متعهد آن قدم بر نمی‌دارد و در کار خود هیچگونه انصاف و اخلاقی را رعایت نمی‌کند و این شائبه‌ای که آنها در خصوص مصاحبه بنده با تلویزیون فارسی بی بی سی مطرح کردند بخاطر حضور گسترده مردم در راهپیمایی 22 بهمن است چراکه این افراد زحم‌های عمیقی را از ملت ایران خورده‌اند و به دنبال تلافی آنها هستند و برای تلافی به هر روشی از جمله تهمت به مسئولان نظام نیز ترسی ندارند.»
متن بالا بخشی از مصاحبه اسماعيل كوثری نماينده اصولگرای تهران در مجلس شورای اسلامی است که چند روز پیش شبکه تلویزیونی فارسی بی بی سی مصاحبه ای از او را در مورد فردی که خود را در مقابل مجلس به آتش کشیده بود پخش نمود.
صرف نظر از اینکه آیا بی بی سی فارسی مصاحبه ای را با آقای کوثری انجام داده و یا صدای ضبط شده ایشان با رسانه ای دیگر را پخش نموده است ، اظهارات این نماینده اصولگرا تعجب برانگیز و بسیار مضحک است.
بر اساس کدام منطق انتساب مصاحبه به ایشان می توان به عنوان تلافی حضور مردم در راهپیمایی 22 بهمن تلقی گردد؟ با احترام به شان سیاسی ایشان اگر بی بی سی هم چنین هدف احمقانه ای را دنبال می کرد می توانست افراد با اهمیت بیشتری را برای این منظور انتخاب نماید.
همچنین با فرض پذیرش سخن آقای کوثری در مصاحبه ننمودن با بی بی سی بر اساس کدام معادلات و منطق سیاسی می توان به استناد یک مصاحبه از راهپیمایی 22 بهمن مردم ایران انتقام گرفت؟
اینگونه با توهم و خود بزرگ بینی ناشیانه سخن گفتن و بهانه آوردن به هیچ عنوان در شان یک نماینده مجلس ایران نیست. آنهم سخنانی که مرغ پخته را به خنده وا می دارد.
پاورقی:
مسیح علی نژاد در دردمندانه مطلب اخیرش از همه وبلاگ نویسان دعوت کرده است که در این مورد بنویسند. مطلب چه ولینتاین عاشقانه ای داری جانباز را بگذارید به حساب دین من به این ماجرا. من هم از همه دوستانم دعوت می کنم در این مورد مطلبی هر چند کوتاه را بنویسند.

حرامیان، حرامتان!

3 نظر | شعر و داستان
مجتبی در ایمیلی برای نوشته است:«یادداشتت در مورد اون جانباز خیلی من رو تحت تاثیر قرار داد . وقتی خبرش برام میل شد این شعر هم به همراهش برام اومد. حیفم اومد تو نداشته باشیش:
شعری از ابولفضل سپهر، شاعری که در جنگ هم حضور داشته و فکر کنم یکبار که به مجلس راهش ندادند سروده باشد:

به جبهه ها، رشادتم
به سالها اسارتم
خنده صبح و شامتان
حرامیان، حرامتان

داس عدو به گردنم
شخم عدو بر بدنم
گندم بی همتتان
حرامیان، حرامتان

ماهی شط خون چه شد؟
عشق چه شد؟جنون چه شد؟
دور شده ز کامتان
حرامیان، حرامتان

عبد چه شد؟ خدا چه شد؟
دیانت و رضا چه شد؟
گسیخته لجامتان
حرامیان، حرامتان

هم نفس آه که شد؟
یوسف صد چاه که شد؟
پله و نردبانتان
حرامیان، حرامتان

همسفران همنفس
پریده از کنج قفس
مرغ هوس به بامتان
حرامیان، حرامتان

طبع شکم باره تان
مرکب راه وارتان
قرعه که زد به نامتان؟
حرامیان، حرامتان

جبهه به خون کشیده شد
حنجره بس دریده شد
طراوت کلامتان
حرامیان، حرامتان

راهی صد کمین که شد؟
معبر روی مین که شد؟
معبر زیر گامتان
حرامیان، حرامتان

خانه ام افروخته شد
بام به کف دوخته شد
امنیت خانه تان
حرامیان، حرامتان

کشته صد پاره که شد؟
به خصم دون چاره که شد؟
دوامتان، دوامتان
حرامیان، حرامتان

برف من و بام شما
درد من و دام شما
وسعت بام و دامتان
حرامیان، حرامتان

خنده به اشک مادرم
نمک به زخم همسرم
مادرتان، همسرتان
حرامیان، حرامتان
طرح امنیت اجتماعی یکی از جنجالی ترین اقدامات دولت نهم در نقض حقوق شهروندان و ایجاد محدودیت برای جوانان و بانوان ایرانی بود. طرحی که تبعات منفی آن بر امنیت روانی شهروندان شهرهای بزرگ ایران غیر قابل انکار است.
گاه و بی گاه اخبار مربوط به مقاومت ها ، اعتراضات عمومی و درگیری میان گشت ارشاد و شهروندان منتشر می شد و برخی از این تصاویر و ویدیو به شبکه های خبری حارجی نیز راه می یافت.
جنجالی که در پی پرداختن برنامه تلویزیونی کوله پشتی به عملکرد خشن پلیس در اجرای این طرح با حضور سردار رادان ایجاد نمود، منجر به ممنوع التصویر شدن فرزاد حسنی مجری این برنامه تلویزیونی شد.
حتی حضور سعید مرتضوی دادستان تهران در قسمت بعدی برنامه کوله پشتی نیز نتوانست اعتبار از دست رفته این طرح را احیا کند.
در این شرایط و با نزدیک شدن به زمان انتخابات احمدی نژاد و همراهانش مدعی شده اند که از ابتدا با اجرای این طرح مخالف بوده و در این زمینه مسولیتی بر عهده ندارند. فراتر از آن احمدی نژاد در نامه ای وزارت کشور ملزم به جلوگيری از برخوردهای سليقه ای و حفظ كرامت و حقوق شهروندان نموده است.
در حالی که نزدیک به دو سال از اجرای طرح امنیت اجتماعی می گذرد و بسیاری از دختران و پسران تنها بخاطر نوع پوششان دستگیر و روانه بازداشتگاه ها شده اند ، بسیاری دیگر وحشیانه مورد ضرب و شتم قرار گرفته و همچنان از آثار روحی به جا مانده از اقدامات ارشادی دولت نهم رنج می برند، چگونه می تواند با نوشدارویی پس از مرگ سهراب این ماجرا را فراموش کرد.
یکی از سیاه ترین نقاط پرونده دولت احمدی نژاد ، طرح موسوم به امنیت اجتماعی است که نه تنها امنیتی را برای جامعه در پی نداشت بلکه امنیت روانی و حریم خصوصی شهروندان را نشانه رفته بود.
نباید فراموش کرد و نباید اجازه داد اتفاقات رخ داده در پی اجرای این طرح که تا دیروز از افتخارات دولت نهم بود، درهیاهوی رسانه ای و تبلیغاتی احمدی نژادی ها به فراموشی سپرده شود.
«یک جانباز در اعتراض به عدم امكان ملاقات با نماینده حوزه انتخابیه ‌اش، در مقابل مجلس خود را با بنزین به آتش كشید. به نقل از شاهدان عینی وضعیت جسمی این جانباز بعد از این حادثه مساعد نبوده و با توجه به شدت سوختگی امكان زنده ماندن وی بسیار پائین به نظر می رسد.»

خودسوزی مقابل مجلس چه فشاری باید به یک انسان وارد شود تا راضی گردد به فجیع ترین شکل ممکن خود را به آتش بکشد؟ چه دردی و چه مشکلی آدمی را به پذیرش چنین مرگ و رنج سختی وا می دارد؟
چه کسی یا کسانی مقصراند؟ او که زندگی اش را برای وطن صرف کرده و جسمش در این راه آسیب دیده؟ کسی که برای عشق به وطن و اعتقاداتش آماده تقدیم جانش شده است؟
وقتی که صدایت به هیچ کجا نمی رسد، وقتی که فکر می کنی چقدر تنهایی، وقتی که در میان این همه پر مدعایی که هر روز نام و فداکاریت را خرج خودشان می کنند هیچ گوش شنوایی نمی یابی، چه راهی بهتر از سوختن و رها شدن؟
این همان جامعه ای است که سی امین سالگرد انقلابی را جشن می گیرد که قرار بود انقلاب گرسنگان و پا برهنگان باشد؟ انقلاب ستمدیدگان تاریخ؟
راستی امروز روز ولینتاین است. برای همسرت چه ارمغان عاشقانه ای گذاشتی. چه هدیه سرخ رنگی تقدیمش کردی. اصلن می دانی روز ولینتاین یعنی چه؟ روز عشاق است. شبیه روزی که عاشق شدی برای این کشور و چیزهایی که فکر می کردی ارزش عشقت را دارند جنگیدی.
حالا بگذار خبرگزاریهای پر مدعا و دروغگوی اصولگرا ، مجلس امام انقلابی منتخب شورای نگهبان ، دولت خدمتگزاری که برای اداره جهان برنامه دارد صدای سوختن تنت را نشنوند و از غصه نمیرند! بگذار خبرهای رسانه ی ملی پر شود از درد و رنج گرسنگان آمریکایی.
چه اهمیتی دارد که تو برای این مرز و بوم جنگیدی، برای این کشور جانباز شدی و اصلن چه اهمیتی دارد که تو آدمی! آدم های درجه اول فقط درغزه هستند و لبنان و عراق و افغانستان. تو را چه کسی آدم به حساب می آورد آخر ناقص!
اما نه! اینطورها هم نیست. قول می دهد فردا رئیس جمهور عزیزمان برایت بهترین پمادهای سوختیگی را بفرستد و اگر هم مردی، قول می دهد رئیس مجلسمان چند قطره ی اشکی برایت بریزد و دعا کند که به بهشت بروی و با شهدا محشور شوی! که آن هم نمی شوی انشالله.

حق زنان ایرانی ؛ ساخت کره!

8 نظر | حقوق بشر
«سه تن از روسری سفيدها از مقابل سفارت كره با عزت و احترامی كه هرگز از پليس سراغ نداشتند با اسكورت و همراه اتوبوس های كره ای راهی استاديوم شدند. تقريبا تمام نيروهای امنيتي استادیوم با دیدن اين افراد -كه از چهره شان مشخص بود ايرانی هستند- بعد از اطمينان از ارتباط آنها با كره ای ها با احترام آن ها را به سمت در ورودی استاديوم هدایت كردند.»
این بخشی از روایت سایت میدان زنان است از ورود سه تن از اعضای جنبش روسری سفید ها که بدین صورت توانستند بازی ایران و کره جنوبی را از نزدیک ببینند.
دختران ایرانی - دختران کره ای اما در این میان پرسشی جدی مطرح می شود که کمی آزار دهنده است. چرا باید دختر و یا زنی با ملیتی غیر ایرانی باشی و یا به هر دلیل تحت حمایت یک سفارت خارجی قرار بگیری تا حقوق انسانیت محترم شمرده شود.
چرا باید پرچم کره در دستت باشد تا دیگر با لگد از تو پذیرایی نشود. مگر پرچم کشورت چه ایرادی دارد که با آن کتک می خوری با پرچم کشوری دیگر مورد احترام قرار می گیری.
این موضوع نه امنیت ملی است و نه انقلاب مخملی و نه براندازی نرم. بحث حقوق انسانی است. حقی که هر خرد و منطق و قانون عادلانه ای آنرا به رسمیت می شناسد. و مهمتر از آن حق تبعیضی است که به جرم زن ایرانی بودن و بدتر از ان زن ایرانی تحت حمایت جمهوری اسلامی بودن به تو دست می دهد.
زمان آنکه ورزشگاه های ایران پر بشود از زنانی که پرچم های سفیدشان را به علامت پیروزی در کسب حقوق طبیعیشان تکان می دهند و نام ایران را فریاد می کنند فرا خواهد رسید. پس چرا حاکمیت شرایط رسیدن به آنروز را فراهم نکند و رضایت زنان ایرانی را به حساب خود نریزد.

کارخانه دشمن سازی حاکمیت در ایران

| حقوق بشر
این پرسش وجود دارد که چرا حاکمان صاحب قدرت در ایران از پذیرش جریانات صلح طلب اجتماعی و به رسمیت شناختن آنها سر باز می زند و مخالفان را به دشمن تبدیل می کنند؟
آیا حاکمیت مستقر در ایران از درک این مسئله عاجز است که هزینه ی حیات سیاسی خود را به شدت افزایش داده است و یا دلایلی مشخص و عقلانی برای سرکوب جنبش های اجتماعی همچون کمپین یک میلیون امضا و دیگر جنبش های مدنی وجود دارد؟
حل مشکل بحران مشروعیت و افزایش روز افزون مخالفت عمومی با حاکمیت مستقر و جدایی روشنفکران از حاکمیت راه حلی جز به رسمیت شناختن مخالفان ندارد.مخصوصن در مرود جریاناتی که کمترین هزینه برای حاکمیت داشته و خواسته هایشان بیشتر مدنی و انسانی است و تحقق این خواسته ها به تقویت حکومت می انجامد.
جالب آنکه بخشی از اصلاح طلبان که در حکومت حضور دارند و یا به لایه های قدرت نزدیک ترند همین مشی و روش را در قبال جریانات مدنی و حقوق بشری در پیش گرفته اند. شاید باید به عنوان اولین درخواست از آقای سید محمد خاتمی بخواهیم حتی در صورتی که پیام و مرام و اهداف این جریانات مدنی را قبول ندارند اما صراحتن فعالیت آنها را به رسمیت بشناسند.
باید تمرین دموکراسی را از درون خود شروع کنیم. پس از آن باید سراغ حاکمیت صاحب قدرت رفته و این درخواست را با آنان در میان بگذاریم.

تساوی های مشکوک قرمز و آبی

2 نظر | جامعه
دربی 66 هم مساوی شد. شاید این اتفاق در این سالها دیگر عجیب نباشد. حتی اگر تا دقیق 93 هرچه پرسپولیس حمله کند بی اثر گردد، امداد غیبی علیزاده را توی 18 قدم می فرستد تا با ناشیگری تمام پنالتی بدهد.
خیلی ها شاید با تماشاگرهایی که شعار «فوتبال بی سیاست» می دادند هم عقیده باشند که تعویض علیزاده هم توطئه ای برای مساوی بود. باورش خیلی سخت است اما بالاخره هر چیزی امکان دارد.
کادر فنی تیم استقلال عیلزاده را ممنوع المصاحبه کرده ، پرسپولیسی ها رجز می خوانند که باید بازی را می بردند و امیر قلعه نوعی ظاهرن به جای علیزاده، سیاوش اکبرپور را مقصر می داند.
اما این مساوی ها به اندازه برد و باخت دو تیم خطرناک است و شاید بیشتر. اگر روزی نشود این فوتبال را مدیریت کرد برد هر کدام و باخت دیگری می تواند حوادث غیر قابل پیش بینی را رقم بزند و انرژی چند ساله را یکجا آزاد کند.
شاید برنده واقعی این بازی تیم داروی بود. ترکی خوب و مسلط داوری کرد و نمره قبولی گرفت. گرچه بنظر می رسید بازیکنان شدیدن در مورد اعتراض به داور توجیه شده باشند.
دیشب شبکه ماهواره ای PEN برنامه در حمایت از کاندیداتوری خاتمی پخش کرد. گرچه کسرا مجری برنامه به نظر مجری در استانداردهای یک برنامه متوسط سیاسی هم نبود اما به هر حال محتوای برنامه جالب توجه بود.
پخش سخنرانی سید محمد خاتمی در آخرین سال ریاست جمهوری و در دانشگاه که وعده داد انشالله بتواند همچون این روزها براحتی به دولت و رئیس جمهور انتقاد و اعتراض کنید و همچنین بخشی از سخنرانی خاتمی در میان ایرانیان در شهر نیویورک.
بنظرم رسید چقدر در آن سالها صدا و سیما در حق خاتمی و ایران جفا کرد. در حالی که این روزها کم اهمیت ترین برنامه ها و سخنرانی ها احمدی نزاد پوشش وسیع می یابند، حضور خاتمی در آمریکا و دیر کشورهای غربی و آن استقبال و آبرویی که برای ایران و ایرانیان در پی داشت به راحتی ندیده گرفته شد.
از برنامه سازان پن شناختی ندارم اما این نوع برنامه ها و ورود یک شبکه ماهواره غیرسیاسی به این مباحث همانقدر که عجیب است می تواند نشان از خواست همه ایرانیان برای تغییر و امید به خاتمی برای تحقق این خواست باشد.
در مطالب مختلف از تضمینی نوشتم که خاتمی باید به مردم بدهد. تضمین نمایندگی نمودن خواست های آنها و اگر شرایط مهیا بود برآورده کردنشان.
این بسیار مهم است که خاتمی این تلاش همگانی و اشتیاق روز افزون را قدر بداند و نمایندگی اندیشه ی تغییر بر اساس مواردی کامل روشن ، مشخص شده و عینی -نه در قالب جملات کلی- را در انتخابات به دست بگیرد تا پیروزی او به پیروزی اندیشه ی تحول خواهی تعبیر گردد و حریف در پی مصادره آن به سود استحکام قدرت مطلقه خود اقدام نکند.
مطلب آقای خاتمی امیدمان به شماست حامد قدوسی خواندنی است.
کیهان در یادداشت روز خود به قلم سعدالله زارعی پس از مقدمه چینی های بی مایه و استدلال های بی اعتبار اینگونه نتیجه می گیرد که دلیل شرکت اصلاح طلبان در انتخابات با کاندیدایی همچون سید محمد خاتمی پیروزی نیست.
نویسنده کیهان مدعی است که اصلاح طلبان می دانند در نهایت پیروز این رقابت اصولگرایان خواهند بود به همین دلیل برای ضربه زدن به نظام نقشه ی دیگری دارند.
زارعی می نویسد: «هدف تندروها از حضور در عرصه انتخابات بالابردن هزینه نظام است نه سود رساندن به روند آن و به رسمیت شناختن نتایج انتخابات. آیا آنان وقتی در یک روش به بن بست می رسند به روش دیگر روی نمی آورند؟ آمریکایی ها در پاکستان ابتدا تلاش وافری کردند تا از طریق تبلیغاتی و دیپلماتیک بی نظیربوتو را به قدرت برسانند و از طریق او پاکستان را بدوشند ولی زمانی که دریافتند به هیچ قیمتی حزب او توان به دست آوردن اکثریت کرسی ها را ندارد به روش دیگری متوسل شدند. این یک عبرت است. بعضی از اصلاح طلبان سابقه روشنی! در این خصوص دارند.»
اشاره یادداشت نویس کیهان به ترور سعید حجاریان ظاهرن توسط سعید عسکر و کشته شدن عزت ابراهیم نژاد در جریان فاجعه کوی دانشگاه تهران است.
در آن زمان کیهان و دیگر رسانه های همسو، انگشت اتهام ترور حجاریان به سوی مشارکتی ها و سازمان مجاهدین انقلاب گرفته بودند. در ماجرای قتل ابراهیم نژاد نیز نیروهای ملی مذهبی را متهم نمودند.
به هر حال باید این مقاله کیهان را بسیار جدی تلقی نمود و اذعان کرد که برادر حسین و دوستانش علنن خاتمی را تهدید به قتل کرده و با اشاره به رخدادهای قبلی به عزم راسخ خود در این زمینه تاکید تموده اند.

سناریو های مبتذل خبرگزاری فارس

3 نظر | سیاست
خبرگزاری فارس که پس از رجانیوز به در حمایت همه جانبه از احمدی نژاد شهره است در حالی که در پروژه اصولگرایان برای فشار به خاتمی برای عدم ورود به انتخابات نقش ویژه ای را بازی می نمود سیاست تازه ای را در پیش گرفته است.
فارس در خبری به نقل از سایت تغییر از نامه گلایه آمیز میر حسین به خاتمی خبر می دهد: «چرا با وجود اينكه به شما احساس تكليف می كنم اما قصد ندارم به اين زودی اعلام نامزدی كنم و تا ارديبهشت بايد منتظر ماند، در مورد من اينگونه صحبت كردید و سریعا اعلام حضور كردید؟»
یک روز پس از این خبر فارس خبری را در آرشیو خود منتشر نمود که در آن خاتمی ارسال چنین نامه ای را تکذیب کرده بود. فارس در پایان این خبر می نویسد: «پيش از اين برخی سايت های نزدیک به حزب اعتماد ملی از ارسال نامه گلايه آميز مير حسين موسوی به خاتمی خبر داده بودند. »
جالب آنکه در این دوخبر لینکی از خبر دیگر با عنوان اخبار مرتبط نیست تا خواننده از کل ماجرا مطلع گردد. اما نکته اصلی سناریو فارس برای دامن زدن به اختلاف میان هوادران کروبی و خاتمی و القای اختلاف میان میر حسین و خاتمی است.
در حالی که کاملن عیان سات میان سید محمد خاتمی و میر حسین موسوی همراهی و همکاری بسیار نزدیکی وجود داشته و خاتمی نیز از ایجاد و افزایش تنش با کروبی پرهیز می نماید.
به هر حال با نزدیک شدن به زمان انتخابات باید همچنان شاهد و منتظر افزایش خبرهایی از این دست از خبرگزاری فارس بود.

علی دایی مربی لحظه های دشوار نیست!

4 نظر | جامعه
آنچه امروز در جریان بازی ایران و کره جنوبی اتفاق افتاد قابل پیش بینی بود. از دید یک تماشاگر حرفه ای فوتبال باید اعتراف کنم که فرصت طلایی موفقیت از دست علی دایی پرید.
شاید تا دقیقه 80 این بازی بود که همه چیز به سود مربی با اراده و البته مغرور ایران پیش رفت و او نمای یک مربی مسلط را از خود نشان داد.
اما دقیقه 82 این بازی کابوس علی دایی بود. دایی نشان داد هنوز بر خلاف دوران حضور در تیم ملی ، مرد روزهای سخت مربیگری نیست.
تعویض های عجولانه ی دایی و حضور برهانی و اکبرپور در حالی اتفاق افتاد که این تغییر نفرات ضریب خطر را برای تیم ملی ایران به شدت بالا برد.
این دو تعویض بیشتر نتیجه احساساتی شدن دایی بود تا حسابگری و دلایل فنی. حضور برهانی در زمین به جای هاشمیان می توانست دقیق 70 بازی اتفاق بیفد و تیم ایران در ضد حمله ها زهردار تر عمل کند.
تعویض شجاعی نیز چندان صحیح به نظر نمی رسید. تغییر باقری و حضور شجاعی در پست باقری شاید توان هافبک کند و سنگین ایران را بالاتر می برد.
در همین حال خلا مهدوی کیا ، خسرو حیدری و جباری و حتی تیموریان نیک بخت احساس می شد. ما همچنان از نبود نابغه هایی چون علی کریمی بی بهره ایم. مردان لحظات سرنوشت ساز.
به هر حال فرصت جبران همچنان باقی است. شاید این تساوی علی دایی را هشدار بنماید و شرایط تیم ملی ارتقا یابد. باید همچنان از تیم ملی حمایت تمام عیار نمود.
سایت بنیاد باران از حمله به سید محمد خاتمی در هنگام حضور در راهپیمایی گرامیداشت پیروزی انقلاب در تهران خبر می دهد.
«این افراد با سر دادن شعار‌هایی همچون مرگ بر ضد ولایت فقیه، مرگ بر منافق، مرگ بر خاتمی، دولت آمریکایی نمی‌خوایم نمی‌خوایم قصد حمله به آقای خاتمی را داشتند که حاضران مانع از این کار شدند. تعداد انگشت شمار اعضای گروه‌های فشار حامی احمدی‌نژاد با خود بی‌سیم و البته چوب به همراه داشته‌اند.
برخی از حامیان دولت نهم که هنگامی که شعار احمدی احمدی حمایتت می‌کنیم را سر می دادند با صدای کر کننده خاتمی خاتمی حمایتت می‌کنیم مواجه می‌شدند .»
این اقدام را شاید بتوان نقطه تولد دوباره گروه های فشاری دانست که در دوره هشت ساله دولت اصلاحات در مراسم سخنرانی های ، تجمع های دانشجویی ، مراسم فرهنگی و حتی مذهبی رفرمیستها حضور فعالی داشتند.
با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد از این گروها فعالیت چندانی دیده نشده بود. بنظر می رسد با اعلام کاندیداتوری سید محمد خاتمی در انتخابات بخش هایی از حاکمیت دچار ترس شده و در پی اعمال فشار بر خاتمی هستند.
گرچه این فشارها ممکن است در اراده خاتمی برای حضور در عرصه انتخابات بی تاثیر باشد اما این احتمال را نباید نادیده گرفت که این تحرکات می تواند عملکرد آینده اصلاح طلبان را با نوعی محافظه کاری و کندروی روبرو نماید.
این حمله همچنان پیامی روشن برای محمد خاتمی است که بخشی از حاکمیت از هر ابزاری برای حفظ وضعیت موجود استفاده خواهد کرد.
خبرگزاری ها امروز گزارش دادند احمدی‌نژاد در جمع مردمی که به مناسبت سی‌امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در میدان آزادی تجمع کرده بودند، گفت که ایران آماده گفتگو در فضای «عادلانه و احترام متقابل» است.
در همین حال احمدی‌نژاد پیش‌تر گفته بود که پیش‌شرط این مذاکرات، عذرخواهی اوباما از مردم به خاطر دخالت‌های ۶۰ ساله حاکمان آمریکا در امور داخلی ایران و عدم حمایت از اسرائیل است. برخی خبرگزاری ها این سخنان احمدی نژاد را به تغییر لحن ایران در قبال امریکا تعبیر کرده اند.
اما شناخت صحیح از فضای سیاسی و ادبیات دولت مردان ایران این واقعیت را آشکار می نماید که آنچنان که در جهان غرب مرسوم است سخنرانیهای مسوولان نمی تواند ملاک نظر و عملشان قرار بگیرد.
احمدی نژاد و دیگر دولت مردان ایران ممکن است در یک روز چند سخنرانی ایراد نماید که در اتفقن در یک موضوع خاص نظرات نه کاملن مشابه ابراز نمایند.
این موضوع به عدم رعایت ادبیات دیپلماتیک و عدم درک حساسیت هایی که نسبت به سخنان مسوولان در سطح بین الملل وجود دارد.
سخنان احمدی نژاد در مورد افسانه خواندن هولوکاست و تغییر آن سخنان به «تردید در مورد آمار کشته شدگان یهودی جنگ جهانی دوم» و یا بزغاله خطاب قرار دادن مخالفان تنها نمونه های کوچکی از این کج سلیقگی ها است.
در مورد رابطه و یا مذاکره با امریکا تنها سخنان مورد قبول را رهبری جمهوری اسلامی بیان خواهند نمود و اتفاقن تاکنون در کمترین تناقض و یا تغییری در این رابطه در سخنان آیت الله خامنه ای مشاهده نشده است.

هشتاد سال پیشرفت از نوع احمدی نژادی

4 نظر | سیاست
«احمدی نژاد با بيان اينكه راهپيمایی می‌تواند یک ملت را 20 سال جلو ببرد و موانع سنگين را از راه بردارد، تاكيد كرد: برای اینكه به قله‌های كمال و پیشرفت برسیم نیازمند تلاش و مجاهدت هستيم و ساده‌ترين راهی كه ملت ایران برای نشان دادن اين تلاش‌ها انتخاب كرده‌ حضور در راهپیمایی است.»
بر طبق سخنان احمدی نژاد اگر 30 سال عمر جمهوری اسلامی را در عدد 20 ضرب کنیم الان باید 600 سال کشور به جلو رفته باشد. حتی اگر چهار سال دولت احمدی نژاد به تنهایی محاسبه شود باید 80 سال به جلو رفته باشیم. البته نسبت به چه زمانی در گفته های احمدی نژاد مشخص نیست.
همچنین مشخص نیست که چگونه ممکن است با حضور در راهپیمایی به این همه پیشرفت دست یافت. بنظر می رسد این فرمول جدیدی است که می تواند به عنوان یک نسخه منحصر به فرد برای بهبود وضعیت جهان ارائه شود.
پس بهتر است همه کارخانه ها ، سازمان ها ، دانشگاه ها و مراکز علمی و تحقیقاتی و غیره غیره را تعطیل کنیم و هر روز یک راهپیمایی برگزار کنیم. در ان صورت در طول یک سال به اندازه کل تاریخ بشر جلو خواهیم رفت و بلکه بیشتر.
به قول احمدی نژاد این ساده ترین راه مجاهدت برای رسیدن به قله های کمال است. و البته همین راه های ساده دولت نهمی هاست که کشور را به این فلاکت و بحران انداخته است.
بنظرم رسید باید یک توضیح مختصر در مورد چند مطلب اخیرم [ 1 , 2 ] بدهم. انتقادات من نسبت به مجموعه اصلاح طلبان و برخی عملکردهای سید محمد خاتمی اتفاق تازه ای نیست.
اما در روزهای پیشین لزوم مجاب نمودن خاتمی برای حضور در انتخابات ، پذیرش نمایندگی خواست نیروهای ترقی خواه و تلاش برای تغییر شرایط، ایجاب می نمود که روی بحث اعلام کاندیداتوری خاتمی تمرکز شود.
به اعتقاد من خاتمی بهترین گزینه ی موجود و البته صاحب حداقل صلاحیت از نظر حاکمیت برای پیشبرد جریان رفرم خواهی در ایران است.
اما کیفیت کار ایشان و مجموعه اصلاح طلبان حکومتی قطعن به شیوه حمایت و سطح انتظارات ما بستگی دارد. براستی تنزل خواست های ترقی خواهانه به دولت منهای احمدی نژاد اقدامی فریبکارانه قلمداد خواهد شد.
نفی احمدی نژاد بدون ارائه برنامه و اهداف مشخص ، منطبق بر خواست عمومی -حتی اگر این اهداف محقق نگردد- بی فایده خواهد بود. اگر بواقع حتی از طرح این مباحث می هراسیم، بحث شرکت در انتخابات و حمایت از خاتمی بی مورد است.
بنظر می رسد خاتمی بیشترین ضربه را از ناحبه کسانی خواهد خورد که در پی حداقل هایی هستند که در شرایط موجود آنها را با خطری روبرو نکرده و ترکیب نیروهای موثر اصلاح طلبان حوزه ی اجرایی کشور را دچار تغییرات زیادی نکند.

خاتمی باید تضمین بدهد

6 نظر | سیاست
خاتمی پس از کش و قوسهای فراوان کاندیداتوری خود را برای انتخابات ریاست جمهوری اعلام نمود. در حالی که هنوز مدت زیادی از این خبر نمی گذرد حجم اخبار و مطالبی که در اینباره نوشته شده، قابل توجه است.
برخی سایتها ، خبرگزاری ها و شبکه های ماهواره ای تنها به نقل خبر اکتفا کرده اند، برخی حضور خاتمی را مثبت ارزیابی نموده و از او اعلام حمایت نمودند و برخی دیگر نیز از جهات مختلف حضور خاتمی را مود انتقاد قرار داده اند.
ابطحی در مطلبی می نویسد: «نیروهای مختلف و به­ خصوص جوانانی که به بهبود زندگی آینده­ ی خود فکر می­کنند، حتماً تلاش مهرمحوری را آغاز می­کنند و در برابر بداخلاقی­ها با رفتار مثبت خود پیروزی آقای خاتمی را تضمین می­کنند.»
اینکه آیا می شود بدون تغییر نگاه و عملکرد اصلاح طلبان در قبال جامعه، جوانان امروز را همچون سال 1376 فراخواند و ار آنها تلاش مهرمحوری طلب نمود جای تردید جدی دارد.
ابطحی می افزاید: «هم­گرائی نیروهای مرجع و تأثیرگذار، به خصوص نخبگان برای یک­پارچگی اصلاحات، توقعی است که اگر برآورده نشود، در برابر تاریخ و آینده­ی ایران پاسخی نخواهند داشت.»
باید پرسید آیا دولت آینده خاتمی در قبال این توقع می تواند انتظارات و خواسته های نیروهای مرجع و تاثیرگذار را نمایندگی نموده و برآورده نماید؟ این کلیدی ترین سوالی است باید خاتمی نسبت به آن تضمین های روشنی بدهد.
بحث برآوره کردن انتظارات از نمایندگی و دفاع از خواسته های قانونی جامعه دو مورد جدا از هم و با توجه به توزیع قدرت در نظام سیاسی ایران قابل درک است. اما اگر اراده ای برای طرح و دفاع از خواسته های عمومی نباشد آیا توقع حمایت بی جا نیست؟
در همین حال نیک اهنگ کوثر از منتقدان جدی سید محمد خاتمی در وبلاگش در مطلبی می نویسد:«همه حرف من این است که کسی که می‌خواهد رای بیاورد، باید روشش را هم بلد باشد و در عین حال بداند که برای مقابله با طرف مقابل داشتن برنامه لازم است!»
نیک آهنگ دلایلی دیگر را هم مطرح کرده اما به نظر می رسد این مورد از همه مورد قبول تر است. باید قبول کرد که دوری نیکان از فضای ایران و زندگی در جامعه ای دموکراتیک شاید بیش از حد ظرفیت ایران او را آرمانخواه کرده است.
حاجی واشنگتن نیز نوشته است: «آقای خاتمی کاندیدا شد تا طرفدارانش هیزم تنور انتخابات شوند و رسانه های خارجی بگویند: "به به چه تنور گرمی!". بعضی دیگر هم البته می گویند: "به به، چه نون داغی!"».
من از جمله کسانی بودم که در حد توانم برای ترغیب ایشان برای کاندیداتوری تلاش کرد. اما همانطور که پیش از این نیز گفتم حمایت از خاتمی برای من بی قید و شرط نیست و فکر می کنم گروه های اثر گذار نیز باید در این مورد دقت نمایند و برای رای و حمایت خود از اصلاح طلبان بهایش را طلب کنند.
شاید به همین دلیل هم بیشتر به نظرات منتقدان حضور خاتمی پرداخته ام که البته به نظر می رسد در اقلیت نیز باشند. بزودی در مطلبی دیگر به نقش مدیران اصلاح طلب دولت هشت ساله خاتمی در تضعیف اصلاحات خواهم پرداخت، موضوعی که همچنان می تواند جریان رفم خواهی را در ایران تضعیف نماید.
پی نوشت:
» این مطلب سید ابراهیم نبوی را از دست ندهید.
» لیلا در وبلاگ خود از امید برای تغییر نوشته است.
چندی است که وب سایت خرداد با عنوان پایگاه هواداران اصلاحات ساختاری با محوریت کاندیداتوری عبدالله نوری در انتخابات اتی ریاست جمهوری فعالیت خود را آغاز کرده است.
حضور دکتر احمد زید آبادی به عنوان یکی از چهره های اثر گذار بر این جریان اهمیت ویژه ای را به هوادارن اصلاحات ساختاری و نظرها و دیدگاه هایی را که طرح می نمایند بخشیده است.
در این میان می توان فعالیت این طیف از رفرمیستها را هم به مثابه فرصت قلمداد نمود و هم به شکل تهدید و آفت ارزیابی کرد.
وجود اصلاح طلبان ساختاری ، ریتم اصلاحات را در کشور نظم می بخشد و هزینه کوتاهی ها و اهمال کاریهای اصلاح طلبان حکومتی را افزایش می دهد. آنها می توانند به مثابه دولت در سایه در درون ارودگاه رفرمیستها عمل نمایند.
این بخش از رفرمیستها همچنان می توانند حلقه وصل میان بخش قابل توجه ای از جامعه خاموش ایران و دولت اصلاحات به عنوان بخشی از حاکمیت باشند.
در همین حال طرح برخی موضوعات نیز می تواند موجودیت این جریان تهدید نماید. شعار «تغییرات ساختاری» اگر به نحوی طرح گردد که بخش های صاحب قدرت از حاکمیت احساس کنند جایگاهشان در خطر است برچسب براندازی در انتظار رفرمیستهای ساختاری خواهد بود.
اصلاحات، تن دادن به سنت مدارا و تسامح است اما اگر بخشی از جامعه احساس کند موجودیتش در خطر قرار می گیرد دیگر به قواعد بازی شبه دموکراتیک موجود نیز پایبند نخواهد بود و دقیقن اینجا پاشنه ی آشیل روند اصلاحات خواهد بود .
باید در ابتدا رفرمیستها به این باور برسند که هم استراتژی های به ظاهر واقع بینانه و تند روی هایی که صف بندی ها و خط کشی ها را در درون نظام سیاسی ایران پر رنگ نماید و شرایط را به سوی هستی و نیستی یک جریان ببرد به یک میزان ویران گر و خطرناک هستند.
گرچه همچنان باید توجه نمود طرف صاحب قدرت و تاثیرگذار، همچنان حاضر نیست به بازی کاملن دموکراتیکی در سیاست تن در دهد و شرایط امروز را مطلوب می پندارد. تا این اندیشه نیز تغییر نکند ، تضمین ها و تسامح اصلاح طلبان نیز نه به خیرخواهی و دور اندیشی که به ناتوانی تفسیر می گردد. عرصه صحبت در این باره همچنان فراخ است.

ویدیو ؛ وقتی احمدی نژاد هول شد !

یک نظر | جامعه
کاش واقعن در ایران برنامه نودی بود برای سیاسیون و ویدیوهایی [دانلود کنید] از این دست نمایش داده می شد. انشالله تا 200 سال دیگر که کمی دموکراتیک تر شدیم. اما فکر می کنم پر بیننده ترین برنامه تلویزیونی می شد.

روز آزادی !

یک نظر | شعر و داستان
متن و شعر زیر را یکی از دوستانم برای درج در وبلاگ ارسال کرده است. بنا به دلایلی از من خواسته که نامش را درج نکنم.
حلاج را گفتند عشق چیست؟ گفت امروز بینی و فردا بینی و پسین فردا. آنروز بردارش کردند، فردا آتشش زدند و پسین فردا خاکسترش را بر باد دادند.
عطار نیشابوری

با هر بهاری عاشق گلزارمان کردند
هنگام گل چیدن که شد انذارمان کردند
شاید بهای عشق را این گونه باید داد
هنگامه ی وصل و جدا از یارمان کردند
ما ادعای گل شدن در باغ می کردیم
پیش علف های بیابان خارمان کردند
آموزش پروازمان دادند یک چندی
وقت پریدن راهی بازارمان کردند
اندازه ی هفتاد پیغمبر در این وادی
اعجاز کردیم آخرش انکارمان کردند
از عالم وآدم که ما هم جزوشان بودیم
آن قدر بد گفتند تا بیزارمان کردند
طاقت نیاوردند از حق گفتن مارا
بر بادمان دادند یا بر دارمان کردند
ما ادعای گل شدن در باغ می کردیم
پیش علف های بیابان خوارمان کردند
ما خواب می دیدیم فردا روز آزادی ایست
نامردمان از خواب هم بیدارمان کردند
«این سخنرانی به نوعی به استرتژی آینده ی آقای خاتمی در ریاست جمهوری هم اشاراتی دارد که تذکر به واقعیت های غیر قابل انکار آرایش سیاسی و قدرت در کشور و تنظیم سطح توقعات، جزئی از این استراتژی واقع بینانه ی او است.»
این بخشی از آخرین نوشته سید محمد ابطحی با عنوان «اعلام کاندیداتوری آقای خاتمی و استراتژی واقع بینی» است که در مورد کاندیداتوری خاتمی در انتخابات آینده و استراتژی سیاسی که در پیش خواهد گرفت اشاراتی دارد.
پیش از این نیز خاتمی در جمع فعالان نهادهای غیر دولتی به نوعی مبانی نظری دولت آینده خود را تشریح کرده بود. شناخت این مبانی به فعالان سیاسی و مدنی کمک خواهد نمود که بدور از هر گونه فضاسازی ها و عدم درک صحیح پیام خاتمی انتظارات خود را تنظیم و یا نسبت به اخذ مواضع صریح تر در قبال عملکرد احتمالی او تصمیم گیری نمایند.
از هم اکنون باید مشخص می گردد دفاع و حمایت جامعه مدنی ایران، روشنفکران، روزنامه نگاران، فعالان اجتماعی و مدافعان حقوق زنان از خاتمی بدون انتظار و بی چون و چرا نخواهد بود.
سخنان اخیر خاتمی -و مضمون نوشته اخیر ابطحی- پیام امیدوار کننده را در خود جای نداده است. محدود نمودن حضور خاتمی در انتخابات به «دفع بلایی به نام احمدی نژاد از کشور» بسیار ساده انگارانه و غیر قابل دفاع است.
حتی اصلاحاتی که خاتمی از آن سخن می گوید که به واقع با آنچه باید رخ بدهد فاصله زیادی دارد، با موضع گیری هایی از این دست نیز محقق نمی شود.
این گونه وادادگی و پذیرش قدرت مطلقه رقیب چگونه می تواند شهروندان را به مشارکت در انتخابات و حمایت از اصلاح طلبان ترغیب کند.
گرچه ابطحی از این جمله « حوادث و انفاقات سیاسی وموضع گیری های دولتی در چهارسال گذشته اثبات کرد که باید واقع بین بود» تفسیر به پذیرش شرایط موجود و مساحمه کاری می کند اما به واقع تجربه این 4 سال نشان داد می توان تصمیمی اتخاذ کرد در حالی که همه علمای قوم، نمایندگان مجلس ، خطبای نماز جمعه و رسانه های گروهی با آن مخالفت نمایند و همچنان بر سر نظر خود ایستاد.
اگر در اندیشه مردان خاتمی تغییر رفتار حاکمیت اینچنین دست نیافتنی است پس چگونه می توان انتظار تغییر ساختارهای معیوب و غیر دموکراتیکی را داشت که سد راه توسعه و پیشرفت کشور شده اند؟
با این اوصاف بازی انتخابات دهم فرای نتیجه آن، بازی از پیش باخته اصلاح طلبانی است که شاید تنها سودای حضور مجدد در قدرت را دارند.
خبرگزاری فارس در خبری می نویسد: «صادق محصولی وزیر کشور از محل احداث خط 3 بی آر تی در اتوبان بسیج در جنوب شرق تهران به طور سرزده بازدید و از نزدیک مشکلات مردم منطقه را بررسی کرد.»
در ادامه گزارش فارس آمده است: «وزیر کشور پس از گفتگو با مردم اظهار داشت: با توجه به تماس های مکرر مردم با وزارت کشور مبنی بر مشکلات بوجود آمده در بزرگراه بسیج از این مسیر بازدید کردم تا مشکلات مردم را بررسی کرده و راه‌حلی برای آن پیدا کنیم.»
شاید در نگاه اول این خبر چندان با اهمیت به نظر نمی رسد و تنها از توجه و ریز بینی وزیر کشور دولت نهم خبر می دهد. وزیر کشوری که حتی نسبت به مشکلات احداث خطوط ویژه اتوبوس نیز حساس است.
مرجع رسیدگی به مشکلاتی ازاین دست ابتدا شهرداری و سپس استانداری استان مربوطه است و ورود وزارتخانه ها به موارد اینچنینی کم سابقه است.اگر قرار باشد مشکلاتی در این سطح در تماس با وزارتخانه ها پیگیری شود برای آن وزارتخانه چه حجمی از مراجعه قابل تصور است؟
در عین حال موضوع مشکلات خطوط ویژه قاعدتن در تخصص کارشناسان حوزه معاونت حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران است نه شخص وزیر کشور.
آقای محصولی قرار است چه راه حلی برای مشکلات خطوط بی آر تی ارائه نمایند که از توان متخصصان حوزه معاونت حمل و نقل خارج است.
در همین حال اگر به خبرهای چند وقت اخیر در مورد استان خوزستان مراجعه کنید -و اخبار مشابه در استان های دیگر- با حجم گسترده ای از اخبار آدم ربایی ، قتل ، سرقت مسلحانه در این استان روبرو می شوید.
این خبرها تنها بخشی از حوادثی است که امکان انتشار می یابند و بخشی از حوادث و نا امنی ها به دلایل امنیتی!؟ منتشر نمی شوند.
آیا بهتر نیست وزیر کشور پس از فراغت از حل مشکلات بزرگ و لاینحلی همچون خطوط ویژه اتوبوسرانی جنوب شرق تهران ، برای حل مشکل کم اهمیت نا امنی روز افزون در خوزستان به این استان سفری «سرزده» نموده و چاره ای برای افزایش ایمنی جانی و روانی شهروندان بیندیشند.
واقعیت آنست که این نمایش های خیابانی دولت نهمی ها از پیگیری مشکلاتی که به علت ناتوانی برای آنها راه حلی ندارند مقرون به صرفه تر است.
چه بسا که باید منتظر بود که وزیر راه و ترابری برای رسیدگی به مشکل خط کشی عابرین پیاده بازدید «سرزده» از میدان ونک داشته باشد و وزیر ارشاد اسلامی برای رفع مشکلات دکه های روزنامه فروشی به شکل «سرزده» به چهار راه ولی عصر شرفیاب شوند.

موشک هایی که احمدی نژاد هوا می کند

5 نظر | سیاست
در حالی خبر پرتاب موشک ماهواره بر سفیر دو که ماهواره امید را در مدار زمین قرار داد ، در بخش های مختلف خبری منتشر می شود که این خبر نتوانسته است به میزان اهمیت موضوع درمیان ایرانیان بازتاب داشته باشد.
اتفاقی که در دیگر کشورها می توانست عامل برپایی جشنی ملی گردد در ایران با بی تفاوتی و تنها ابراز خوشحالی و تبلیغات رسانه های حکومتی همراه بود.
آیا ایرانیان و خصوصن روشنفکران برای پیشرفت های علمی غیر قابل انکار دانشمندان ایرانی اهمیتی قائل نیستند؟ چرا برخی از فعالان سیاسی و اجتماعی با دیده تردید و واهمه این موفقیت ها را رصد می نمایند؟
واقعیت آنست که در ایران هر اتفاق هر چند خوشایندی که موجبات تثبیت و تقویت دولت نهم و مدافعان حفظ شرایط موجودرا فراهم آورد در جامعه روشنفکری و حتی عامه مردم نگرانی هایی را ایجاد می نماید.
احساس نیاز به تغییرات ساختاری و اصلاحات در قانون اساسی و به حاشیه راندن تفکری که امروز بر کشور حاکم است گرچه یک خواست عمومیست اما در عین حال به علت ضعف رفرمیست ها و اپوزیسیون در تحقق این خواست، به نگرانی و واهمه ای حاکم بر فضای سیاسی ایران تبدیل شده است.
پر بیراه نیست اگر ادعا کنیم غالب «موشک هایی» که حاکمیت در این چند دهه در این کشور هوا نموده است منافع ملی و حقوق عمومی را نشانه گرفته است.
در پایان دهه سوم حیات جمهوری اسلامی، شرایط موجود آیینه تمام نمای فضایی است که عقبه تفکری احمدی نژادیها در این سه دهه در پی آن بوده اند. شرایطی که تضاد میان منافع ملی و منافع حاکمیت به شدت افزایش داده است.
تضادی که حتی موفقیت های علمی و تکنولوژیکی را به خطری برای منافع عمومی تبدیل می نماید. شاید به همین دلیل تنها راه تغییر این شرایط ایجاد همگونی میان منافع ملی و منافع حاکمیت است.
تغییری که باید با تغییر و تعدیل منافع حکومت به سمت منافع ملی و عمومی صورت بگیرد. شاید در آن شرایط است که ماهواره امید می تواند امیدی تازه در زندگی ایرانیان برای بهبود شرایط ایجاد کند.
گرچه بنظر نمی رسد در شرایط موجود کشور و توجه آرایش سیاسی نیروها، عقلانیت لازم جهت تغییر سیاست ها حاکم وجود داشته باشد.

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram