March 2009 Archives

دایی قربانی احمدی نژادیسم

8 نظر | جامعه
علی دایی خود یک قربانی است. قربانی سیستمی که پر مدعا است و کم توان. قربانی سیستمی که شور را بر شعور ترجیح می دهد و بیشتر بوقچی است.
برکناری علی دایی از تیم ملی یک گام به جلو نیست. در جا زدن است. پاک کردن صورت مسئله است. مسئله ای که با این پرسش آغاز می شود مسوول نابسامانی های کشور چه کسانی هستند؟ پس از آن باید به تک تک شاخه ها و زیر شاخه های این نا بسامانی ها پرداخت. فوتبال هم جزئی از آن است.
مقصر نه تنها دایی که کفاشیان است. نه تنها کفاشیان که علی آبادی پر مدعا است که به پشتوانه احمدی نژاد مدیریت عشایری را بر ورزش کشور حاکم کرده است. و مقصر اصلی تفکریست که از شورای شهر دوم رفته رفته بر کشور حاکم شد.
دایی برکنار شد نه بخاطر نا کامی های تیم ملی، بخاطر در پیش گرفتن روشی که از آن می توان به عنوان احمدی نژادیسم یاد کرد. برکناری دایی نشانه ی تحولات آینده است. زمانی که احمدی نژاد و دوستانش برکنار شوند.
اما این پایان کار نخواهد بود. در مطلبی با عنوان کیش و مات آقای احمدی نژاد اشاره شد که در انتخابات سال آینده نه تنها باید این دولت را تغییر داد که باید ساقطش کرد. به این معنی که دیگر هیچ جریان مشابهی جرات نکند زمام امور کشور را اینچنین بدست بگیرد و اندوخته های چند صد ساله ما را بر باد بدهد.
به همین دلیل برکناری دولت نهم کافی نیست. باید کارگزاران و حامیان این دولت مورد پرسش قرار بگیرند و به خاطر خسارت هایی که به کشور زده اند در پیشگاه قانون پاسخگو باشند.
بازی تیم ملی فوتبال ایران مقابل عربستان هنوز تمام نشده بود که اس ام اس می رسد: «عامل باخت ایران : محمود احمدی نژاد». زمان زیادی نمی گذرد که پیامک ها یکی پس از دیگری می رسند:
«پا قدم احمدی نژاد تیم ملی را مقابل عربستان سرافکنده کرد» ، «کره جنوبی از احمدی نژاد برای حضور در دیدار برگشت در سئول دعوت کرد» ، «احمدی نژاد 100 هزار تماشاگر را هو کرد» و . . .
بسیاری از هوادارن دو آتشه فوتبال نیز دیروز سنگینی باخت مقابل عربستان را با این جملات تسکین بخشیدند: «همینکه احمدی نژاد ضایع شد کافی بود.»
واقعیت اما اینست که این باخت که نشانی از مدیریت نا کارآمد چند سال اخیر در عرصه فوتبال است ، برای حیثیت ملی ما بسیار گران تمام خواهد شد. مدیریت نا کار آمدی که کل ورزش کشور را در برگرفته و علی آبادی همچنان با حمایت های همه جانبه احمدی نژاد به فعالیت خود ادامه می دهد.
در همین حال باید اذعان داشت حضور احمدی نژاد در وزشگاه آزادی نیز سنگینی این شکست را بیشتر کرد گرچه شاید موجبات انبساط خاطر بسیاری را فراهم نمود.
مدت زمان زیاد نمی گذرد که در مطلب باز داداش محمود ضایع شد ، نوشتم: «حالا می تواند گفت حضور احمدی نژاد با خوش اقبالی برای تیم همراه نبوده و ریسک دولت نهمی ها نتیجه مطلوبی در بر نداشته است!»
شاید اولین گام برای هر گونه تغییر و اصلاحی پذیرش شرایطی است که در قرار داریم. پس از پذیرش وضعیت موجود است که می توان در پی تغییرات بود. در غیر این صورت نه رفرم که از نوبنیاد نمودن و در اصطلاح سیاسی انقلاب را باید برگزید. به واقع واکنش طبیعی قدرت حاکم در برابر هر گروه و جریانی که سعی نماید موجودیت حاکمیت در ایران را با خطر مواجه کند سرکوب و حذف رقیب به اشکال مختلف خواهد بود.
البته این توضیحات به این معنا نیست که باید نقض حقوق شهروندان ، سرکوب جریانات سیاسی و اجتماعی ، تبعیض علیه اقوام و ادیان و مذاهب دیگر را پذیرفت و اعتراض ننمود.
بلکه باید در تلاش برای تقویت جریانهایی در درون حاکمیت بود که انعطاف بیشتری را برای پیشبرد اصلاحات و تغییرات در حکومت به سمت دموکراسی و حقوق بشر از خود نشان می دهند.
این راه حلی کم هزینه ، عملی است که مطمئنن با همراهی طیف های بیشتری از فعالن سیاسی و اجتماعی روبرو خواهد شد. هم اکنون ایران در دوره ای قرار دارد که یا باید به سوی تغییرات آرام و استقرار جامعه مدنی گام بردارد و یا راه ترویج خشونت و عمیق تر شدن اختلافات جریانات سیاسی را انتخاب نماید.
طرف مهم و صاحب نفوذ اتخاذ این تصمیم حاکمیت مستقر است و جناح دیگر اپوزیسیونی که اگر بر اهداف واحدی گردآیند می توانند تاثیرات قابل ملاحظه ای را بر جناح حاکم داشته باشند.
«احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان: دشمنان ایران اسلامی که در فکر براندازی نرم هستند، به دنبال این هستند که رئیس جمهوری بر سر کار آید که به خودشان و مقاصدشان نزدیک تر باشد.» [+]
آرش کمانگیر در این مورد می نویسد: «کسی نیست به آقای حجت الاسلام یادآوری کند که اساسا انتخابات یک ابزار براندازی ِ نرم است.»
مطلب آرش با عنوان دور برگردان جمهوری اسلامی که با جمله «این نوشته اصلا نکته ی جدیدی ندارد» شروع می شود بسیار با اهمیت است . اگر گوش شنوایی باشد به بهبود شرایط کمک شایانی می کند.
اما از زاویه ی دیگری هم می توان سخن احمد جنتی را بررسی نمود. اصلن باید دید دلیل طرح این موضوع به این شکل با چه هدف و منظوری انجام می گیرد.
در حکومتی که بدون تایید شورای نگهبانی که اتفاقن احمد جنتی بر آن تکیه زده و اعضایش توسط رهبر انتخاب می شوند کسی نمی تواند کاندیدای انتخابات رایست جمهوری ، مجلس و خبرگانش شود چه جای طرح چنین نگرانی وجود دارد.
در مرحله پس از انتخاب نیز که تا رهبر حکم ریاست جمهوری را تنفیذ نکند رئیس جمهو مشروعیت پیدا نخواهد کرد. این حرفهای جنتی و امثال این سخنان آیا تنها لفاظی های سیاسی و انتخاباتی است؟ و یا واقعن بخشی از حاکمیت در این مورد نگران است؟
بنظر می رسد منظور احمدجنتی از براندازی نرم ، عدم موفقیت احمدی نژاد و احتمال به روی کار امدن گزینه ای نزدیک به اصلاح طلبان باشد. اتفاقی که در خوش بینانه ترین حالت 10 درصد قدرت حکومت را به نیروهایی در دورن حاکمیت و از طیفی دیگر منتقل خواهد کرد.
که در آن حالت نیز تنها نظام سیاسی مستقر واکسینه خواهد شد و احساس رضایت مردم افزایش خواهد یافت. اتفاقی که چند ماه پیش در آمریکا رخ داد و حضور باراک اوباما گرچه سیاست های اصلی ایالات متحده را دگرگون نکرد اما ادبیات رایج را تغییر و احساس رضایتمندی شهروندان امریکا و حتی مردم دیگر کشورها را افزایش داد.
بنظر می رسد زمان تغییر این تفکرات فرا رسیده است. گرچه برای آقای جنتی دیگر دیر است و بعید که پس از چند دهه ادبیات و تفکرشان را تغییر دهند. باید سکان هدایت شورای نگهبان قانون اساسی را به فردی معتدل تر و دموکرات تر -مثلن حسن روحانی- سپرد اتفاقی که می تواند برگ تازه ای از تحولات را در ایران ورق بزند.
بنظر شما می شود تلاش برای تحقق این موضوع از طریق چانه زنی در بالا و در صورت نیاز فشار از پایین را به عنوان یکی از مطالبات انتخاباتی، از کاندیداهای اصلاح طلبان درخواست نمود؟ این ظرفیت را در کدام کاندیدا می توان یافت؟

گزارش مرگ از ایران

یک نظر | جامعه
ظاهرن خبر مردن ادمها در ایران عادی شده است. 10 نفر بر اثر استفاده از مشروب دست ساز جان باخته اند [+]. 30 نفر در اولین روز نوروز در سوانح رانندگی کشته شده اند [+]. 346 نفر در سال گذشته در ایران اعدام شده اند [+].
رسانه ها هر روز از ایران گزارش مرگ می دهند. مرگ هایی که می توان از بسیاری از آنها جلوگیری نمود تا در رده بندی جهانی خطرناکترین جاده های جهان ، مقام دوم بیشترین اعدام ها قرار نگرفت.
تاسفبارتر که کشته شدگان جاده های ایران با کشته شده های حملات تروریستی در عراق برابری کند و حتی گاهی فراتر برود. همه اینها تنها به حکومت مربوط نمی شود.
عدم احترام به حقوق مدنی و انسانی خود و دیگران از جمله مهترین عواملی است که موجب می شود آمار مرگ میر ها در ایران اینگونه چشمگیر باشد.
به این امار کشته شدگان و قربانیان ناشی از اعتیاد، سرقت، تجاوز، قاچاق موادمخدر و جنایات سازمان یافته را بیفزاییم به نتایج دردناکی از درجه بالای ناا منی خواهیم رسید.
ضعف آموزش های فرهنگی و حقوق شهروندی، نا امنی های که ناشی از بحران های اجتماعی و اقتصادی و ناتوانی و فساد بخش های انتظامی و قضایی از مهمترین علل این فجایع می باشد.
راه حل اما توجه حاکمیت و تهیه برنامه مدون برای رفع و یا کاهش اثرات این معضلات است. و این حادث نمی شود مگر انکه حاکمیت به این نتیجه برسد که جان تک تک افراد این جامعه اهمیت و ارزش والایی دارد.
حمید تهرانی - DigiActive: وبلاگ نویس ایرانی امیدرضا میر صیافی روز 18 مارس به طرز فجیعی در زندان جان باخت. این حقیقت به نمایش گذاشته شد که استبداد می تواند زندگی یک وبلاگ نویس را به راهی فیلتر شدن یک وبلاگ پایان ببخشد [...]
به همین دلیل ما علاقمندیم که 18 مارس هر سال را به نام روز جهانی همبستگی با وبلاگ نویسان آزار دیده بنامیم. ما می توانیم به یاد بیاوریم و احترام بگذاریم به وبلاگ نویسانی که تهدید ، زندانی ، شکنجه یا کشته شده شده اند بخاطر عقاید سیاسی، اجتماعی ، قومی و یا مذهبیشان.همچنین می توانید در مورد میزان حمایتی که باید از وبلاگ نویسان تحت فشار انجام پذیرد صحبت کنیم.
اگر می خواهید به ما بپوندید لطفن با این ایمیل helpforbloggers@gmail.com تماس بگیرید. تاکنون واکنشهای بسیار مثبتی از کمیته حمایت از وبلاگ نویسان ، مدافع صداهای جهانی ، فریکریم ، جوانان خاورمیانه و برخی از وبلاگ نویسان دریافت نموده ام. برای دریافت نظرات، ابتکارات و پیشنهادات شما در این مورد آمادگی دارم.
زهرا بنی‌یعقوب، پزشک ۲۷ ساله که در حال گذراندن طرح پزشکی خود در یکی از روستاهای همدان بود، روز جمعه بیستم مهرماه سال ۱۳۸۶ در یکی از پارک‌های همدان به همراه نامزدش توسط مأموران ستاد امر به معروف بازداشت و به ستاد منکرات منتقل شد.
دو روز بعد اعلام شد که زهرا ، خود را در راهروی ‏طبقه دوم بازداشتگاه با استفاده از پارچه پلاکارد تبلیغاتی حلق‌آویز کرده و جان باخته است.
از آن زمان تاکنون خانواده زهرا و وکلای فعال در زمینه دفاع ازحقوق بشر تلاش داشته اند حقیقت مرگ زهرا را مشخص کنند. دیروز به نقل از عبدالفتاح سلطانی اعلام شد که بخشی از مدارک مربوط به پرونده بنی یعقوب مفقود شده است.
اگر این خبر واقعیت داشته باشد باید اذهان داشت قوه قضائیه در جریان این ماجرا از هم اکنون محکوم به شکست است. فرض کنید بر خلاف تمام شواهد زهرا خودکشی کرده باشد. این موضوع از جرم ستاد امر به معروف همدان کم نخواهد کرد.
سازمانی که به اصلاح بر اساس ظن و گمان برای نجات روح انسانی، او را بازداشت می کند در نهایت جانش را می گیرد و جسم بی روحش را تحویل خانواده اش می دهد.
کسانی که حتی عرضه ی مراقبت از جسم و جان زهرا را ندارند چگونه ادعای نجات روح ، امر به معروف و نهی از منکر را می کنند؟ در شرایطی که تاکنون کوچکترین مدرکی دال بر خودکشی زهرا ارائه نشده است.
پرنده زهرا بنی یعقوب یک پرونده معمولی نیست. جرم زهرا سیاسی نبوده که این پرونده آغشته به سیاست بازی گردد. متهمان این پرونده نیز قرار بوده که مثلن فرشتگان نجات جامعه باشند. به همین دلیل کوچکترین کوتاهی در این مورد قابل بخشش نیست.
بی سرانجانی این پرونده همچون چند مورد مشابه -مرگ زهرا کاظمی ، اکبر محمدی و حالا امیدرضا میرصیافی- اعتبار و قوه قضائیه را به شدت خدشه دار کرده است. تنها با شجاعت و برخورد کاملن عادلانه می شود ذهنیت موجود علیه این قوه را ،که باید مدافع راستین حقوق مردم باشد، اندکی بهبود بخشید.

باید برای چهار سال دیگر آماده شد

3 نظر | سیاست
نزدیک به هشتاد روز تا انتخابات ریاست جمهوری وقت باقی است. به طور مشخص اصلاح طلبان در این شرایط دو کاندیدای نزدیک به عقاید خود را در صحنه می بینند.
شیخ مهدی کروبی ، رئیس مجلس ششم و دبیر کل حزب اعتماد ملی و مهندس میر حسین موسوی ، نخست وزیر سابق ایران. یکی به نسبت خونی خود با اصلاح طلبان اصرار می کند و دیگری معتقد است نزدیک به نود درصد دوستانش را اصلاح طلبان تشکیل می دهند.
به هر حال با خروج سید محمد خاتمی از عرصه انتخابات ، احزاب مهم اصلاح طلب از جمله کارگزاران ، مشارکت و سازمان مجاهدین از داشتن کاندیدایی که در صورت پیروزی بدون قید و شرط به آنها در دولت کرسیهای قابل اعتنایی اختصاص بدهد محروم شدند.
زمان و شرایط کنونی جامعه نیز به احزاب اصلاح طلب اجازه نمی دهد کاندیدای دیگری را معرفی کنند. معرفی کاندیدای جدید تنها به تقسیم آرا و شکست در انتخابات آینده منجر خواهد شد.
شاید به هر حال این شرایط برای حزبی همچون مشارکت -والبته سایر احزاب اصلاح طلب- یک فرصت طلایی باشد. مشارکت که در چهار سال دولت احمدی نژاد نتوانست به بازسازی حزبی بپردازد شاید اینبار بتواند در سایه یک رئیس جمهور میانه رو این امر محقق کند.

برگ برنده اصلاح طلبان کیست؟

5 نظر | اصلاح‌طلبی
اما گرچه با شروع سال جدید اکثر رسانه های داخلی در تعطیلات به سر می برند اما همچنان دغدغه انتخابات افراد زیادی را به خود مشغول کرده است.
تا جاییکه یک جوان ایرانی از کانادا در ویژه برنامه آغاز سال جدید بکه خبری بی بی سی فارسی مهمترین آرزوی خود را پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات آینده و بهبود شرایط کشور عنوان می کند.
در همین حال پیام باراک اوباما نیز بسیاری را امیدوار نمود تا با کاهش تنش در روابط ایران و آمریکا ، شرایط از هر نظر بهبود پیدا کند. گرچه این انتظار ممکن است کمی طولانی گردد. شاید به همین دلیل اشتیاق برای روی کار آمدن دولتی اصلاح طلب در ایران نیز فزونی یافته است.
اما بسیاری معتقدند که اگر قرار باشد کاندیدای نهایی اصلاح طلبان از میان میرحسین موسوی و مهدی کروبی انتخاب گردد شانس و اقبال رفرمیستها به شدت کاهش خواهد یافت.
رضا یکی از خوانندگان وبلاگ در همین مورد معتقد است: «با توجه به خروج خاتمی از انتخابات، سه گزینه کروبی، موسوی و احمدی نژاد کم و بیش پایگاه اجتماعی(نه سیاسی) نزدیک به هم دارند(مردم متوسط به پائین) در این شرایط حاکمیت با کاندیدا کردن قالیباف به راحتی می تواند همه معادلات را بر هم بزند در آن صورت احتمالا احمدی نژاد و قالیباف به دور دوم خواهند رفت.»
این تحلیل رضا اتفاقن در این روزها هوادارن زیادی دارد. رضا در ادامه این راهکار را نیز ارائه می دهد: «موسوی و کروبی را ول کنید و به فکر اتحاد با طرفداران اصلاحات ساختاری باشید، آنها می تونند رای زیادی از آرای خاموش سالهای اخیر را به صحنه بیاورند.
به عنوان پیشنهاد می تونید یک کاندیدای حزبی مثل عارف یا نجفی را معرفی کنید و عبد الله نوری هم به عنوان معاون اولش معرفی بشود - بدین صورت عملن کاندیدای اصلی عبد الله نوری خواهد بود- اما شورای نگهبان با عارف/نجفی طرف خواهد بود.»
تحلیل ها از این دست روز به رو افزایش یافته و اتفاقن طرفداران زیادی نیز دارد. شاید به همین دلیل است که زمزمه هایی از کاندیداتوری سید محمدرضا خاتمی به گوش می رسد. اتفاقی که نسل دوم اصلاح طلبان به شدت از آن استقبال خواهند کرد.

سکس سیاسی

10 نظر | جامعه
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با صدور اطلاعیه‌ای از انهدام چند شبکه اینترنتی «برانداز» خبر داد. این شبکه‌ها آن‌طور که در اطلاعیه مرکز بررسی جرائم سایبری سپاه پاسداران آمده است، فعالیت سازمان یافته «ضد دینی، امنیتی، فرهنگی و عفت عمومی» داشته‌اند.
در اطلاعیه مرکز بررسی جرائم سایبری سپاه آمده است که اعضای بازداشت شده این شبکه‌ها اعتراف کرده‌اند که از سوی «سرویس‌های امنیتی کشور‌های بیگانه» حمایت می‌شده‌اند. این مرکز همچنین اعلام کرده است که اعضای این شبکه‌ها «با طراحی و تشکیل شبکه‌های پیچیده به قصد پیشبرد اهداف دشمن در قسمتی از پروژه براندازی نرم» فعالیت می‌کرده‌اند. [+]
دیروز نیز شبکه سوم سیمای جمهوری اسلامی در ویژه برنامه ای بخش هایی از اعترافات این افراد را منتشر نمود که به ارتباط با تلویزیون صدای امریکا در جهت ترویج فساد و فحشا اذهان می نمودند.
به نظر می رسد ارتباط دادن میان فعالیت های اینترنتی و ترویج فساد و فحشا و همچنین سیاسی نمودن سایت هایی با محتوای پورنو با عنوان راهکاری برای افزایش فشار به منتقان انتخاب شده است.
ظاهرن بخشی از حاکمیت حساسیت های جامعه را دریافته و در تلاش برای سناریو نویسی در مورد این حساسیت هاست. در حالی که در واقع بی هویتی اجتماعی ناشی از مدیریت ناتوان اجتماعی، انحطاط اخلاقی را در پی داشته است.
انحطاطی که حاصل آن صدها مورد تجاوز به محارم ، افزایش روز افزون تن فروشی زنان متاهل و خیانت مردان ، در نقاط مختلف کشور است. اموری که شنیدن اخبار هر روزه آنها عادی می نماید.
اگر براندازی صورت پذیرد نه از طریق وبلاگ نویسان، صدای آمریکا، بی بی سی فارسی یا فعالیت زنان و کارگران و دانشجویان بلکه به واسطه انحطاط اخلاقی جامعه رخ خواهد داد.
سقوط ارزشهای انسانی که منشا آن مدیریت ناسالم اجتماعی، تحقیر و تضعیف حقوق مدنی شهرندان توسط حکومت و عدم توجه به حقوق بشر و فساد دستگاه های دولتی و خصوصن انحرافات موجود در نیروی انتظامی و قوه قضائیه می باشد.
چند سالی است که شبکه های ماهواره ای به رقیب جدی شبکه های تلویزیونی داخلی تبدیل شده اند. گرچه در ابتدا این شبکه ها محتوایی تفریحی و تجاری داشتند اما کم کم تلویزیون های سیاسی و خبری نیز جای خود را باز نمودند.
در این میان چند شبکه ماهواره ای لس آنجلسی، چند شبکه خبری و شبکه هایی که مختص فیلم و موسیقی هستند با اقبال قابل ملاحظه ای مواجه شده اند.
PMC ، طپش، کانال یک ، GEM، صدای آمریکا ، MBC Persian و اخیرن بی بی سی فارسی و شاید چند کانال تلویزیونی دیگر ، جز شبکه هایی هستند که بیشترین اقبال را متوجه خود نموده اند.
در این نظر سنجی شرکت کنید و بگویید کدام شبکه تلویزیونی را بیشتر نگاه می کنید. توجه داشته باشید شما حداکثر می توانید دو گزینه را انتخاب کنید. پس از پایان نظر سنجی لینک فوق نتیجه نظر سنجی را نمایش خواهد داد.

سالهایی که بی گناهند

4 نظر | شخصی
بهار نزدیک است. خیلی نزدیک. به قدر یک دور زدن این عقربه کوچک ساعت شاید. و حتی کمتر. اینطور نوروز شروع می شود مثل چند هزار سالی که همینطوریها بوده. و سالها می آیند و می روند خاطره می شوند توی ذهن آدمها.
گاهی دوست داری به یاد بیاوری و گاهی هم نه. سالی را دوست داری هیچ وقت از یاد نبری و کس دیگری هم اصلن دوست ندارد یادش باشد که چنین سالی بوده. و همین چیزهاست که ثابت می کنم سالها بی تقصیرند.
و به بی گناهی آنها شهادت می دهند. و من هم شهادت می دهم به خوبی همه سالها و بدی ما که آنها را خراب می کنیم. من شهادت می دهم به رنگارنگی بهار، سبزی تابستان، زردی پاییز و سپیدی زمستان. و اعتراف می کنم که ماییم که این رنگها را بی رنگ می کنیم.
امسال هم از راه می رسد مثل چند هزار سالی که رسید. حتی اگر دلملن نخواهد که برسد و یا بخواهد که زودتر برسد، می رسد درست سر وقت. خدا کند که ما هم برسیم، درست سر وقت.
مجموعه فعالان حقوق بشر: امیدرضا میرصیافی، وبلاگ‌نویس و روزنامه‌نگار صبح امروز در زندان اوین فوت نمود. این وبلاگ نویس زندانی که از ماه گذشته برای تحمل دو سال و نیم زندان ایام محکومیت خود، راهی زندان اوین شده بود؛ صبح امروز به دلیل فشار روانی و عدم دریافت کمکهای پزشکی مورد نیاز با توجه به شرایط وخیم روحی خود راهی بهداری زندان شد، نامبرده ساعتی پیش جان خود را در زندان اوین از دست داد تا پرونده مرگهای مشکوک زندانیان تا آخرین روزهای سال 1387 نیز ادامه یابد.
امیدرضا میرصیافی وبلاگ‌نویس، روزنامه‌نگار و فعال فرهنگی بود که به خاطر درج عقایدش در وبلاگ به اتهامات توهین به مقامات و تبلیغ علیه نظام به دو سال و نیم زندان محکوم شده بود، وی پروندهی مفتوح دیگری در دادگاه عمومی استان تهران مبنی بر توهین به مقدسات را داشت که تاریخ برگزاری آن اردیبهشت ماه سال آینده اعلام گشته بود.
این زندانی عقیدتی که از وضعیت جسمی و روحی مناسبی برخوردار نبود علیرغم دارا بودن شرایط مرخصی، هیچگاه به مرخصی استعلاجی اعزام نگردید.

معرفی کتاب: نیمه ی انارِ

یک نظر | شعر و داستان
«گفت نامم عشق است از عناصر هستی ام و مخالف نیستی. جانب داری من از حیات به سبب عشقی است که به وی دارم ف اما به راستی قضاوت کار من نیست؛ من تنها شاهدی عاشق بودم.»
بر گرفته از داستان حیات و ممات . مجموع داستان نیمه ی انار . نوشته پرچین همدانی . چاپ اول . 1388. برای تهیه این مجموعه از داستانهای کوتاه ، اولین اثر پرچین همدانی به قیمت 1200 تومان می توانید ادرس کامل خود را به شماره 09192633008 اس ام اس کنید و کتاب را از طریق پست رایگان تحویل بگیرید.

مشارکت چه خواهد کرد؟

6 نظر | اصلاح‌طلبی
سعید شریعتی: جبهه مشارکت در وضعیت جدید چه خواهد کرد؟ هنوز بحث در درون حزب ادامه دارد. چهارشنبه تمام مسئولین استانی، دفتر سیاسی و شورای مرکزی حزب جلسه دارند تا وضعیت جدید را بررسی کنیم .من به عنوان یک عضو شورای مرکزی حزب معتقدم:
1- الان زمان جمع بندی نیست، فعلا زمان پهن بندی است لذا معتقدم نه فقط مشارکت بلکه همه گروه های سیاسی حامی خاتمی نباید هیچ عجله ای برای جمع بندی و اعلام موضع داشته باشند . عجالتا ما هم باید رسما مخالفتمان را با تصمیم خاتمی اعلام کنیم. همانگونه که مجمع روحانیون دیشب به طور قاطع با انصراف خاتمی مخالفت کرد.
2- باید اجازه داد همه اعضای حزب و هواداران حرف ها و پیشنهادها و پیش بینی هایشان را به سمع و نظر شورای مرکزی حزب برسانند.
3- نیروهای آزاد را باید به خویشتنداری و صبر و مقاومت فراخواند
4- تمام امکانات حزبی و غیر حزبی را بسیج کرد برای محکم آمدن به میدان برای هر تصمیمی که میگیریم، یعنی تصمیمی که میگیریم نباید منفعلانه و از سر سیری بوده بلکه کاملا معطوف به عمل و نتیجه باشد.
5- تا اطلاع ثانوی و رسیدن به تصمیم اجازه یارگیری از میان نیروهایمان را به ستادهای دو نامزد دیگر ندهیم و اسیر توراندازی ها و دعوت به چلوکباب ستادهای دیگر نشویم.
با ین مقدمات به نظر می رسد پنج راهکار در برابر ماست که به ترتیب امکان پذیری و مقبولیت و جذب و جلب اعضا و هواداران می توان به ترتیب هر یک را در دستور کار قرار داد:
1- بازگشت خاتمی
2- معرفی کاندیدای حزبی
3- تن دادن به اجماع بر سر هر یک از این دو نامزد باقی مانده
4- حمایت از یکی از آنان در صورت عدم اجماع
5- کناره گیری از انتخابات و زدن مهر انتخابات نمایشی به انتخابات دهم
به اعتقاد من باید به ترتیب برای هر یک از این راهکارها تلاش کرد یعنی اگر راهکار شماره یک جواب نداد به سراغ راهکار شماره دو برویم و به همین ترتیب بدترین حالت برای این است که ناگزیر شویم انتخابات را ترک کنیم و مهر انتخابات نمایشی بر آن بزنیم.
دوستانی که این نوشته را در فیس بوک یا هر جای دیگر می خوانند لطفا نظر بدهند و به دوستان دیگر هم توصیه کنند که این یادداشت را خوانده و نظرتاشان را به من برسانند. ما فردا چهارشنبه جلسه مهمی در حزب خواهیم داشت و البته تصمیمی فعلا نخواهیم گرفت. فعلا زمان پهن بندی است.

خداحافظ آقای خاتمی

16 نظر | اصلاح‌طلبی
بیانیه انصراف سید محمد خاتمی از کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری ساعاتی پیش منتشر شد. تا به این حقیقت نزدیک تر شویم که اصلاح طلبان در انتخابات آینده کاندیدایی نخواهند داشت.
در حال حاضر تنها به تکرار این جملات بسنده می کنم: «مگر ما برای امدنت لحظه شماری نکردیم؟ مگر همه ما حضور شما را قدر نمی دانستیم؟ مگر نه اینکه خاتمی مجبور شد در برابر بی تصمیمی شما به همه سختی ها تن بدهد و تهمت ها، دروغ سازی و لجن پراکنی ها را تحمل کند و پا به عرصه پرخطر انتخابات بگذارد و از تهدید های جانی کیهان نشینان نهراسد؟
آقای میرحسین موسوی از خودتان بپرسید که چه شد که کار به اینجا کشید که دیروز در خیابان یاسر فریاد میرحسین اصلاح طلب نیست جوانان خشمگین و ابروهای گره خورده خاتمی در هم تلاقی کردند؟ چه شد که در اعماق ذهن ما حک شد این توبودی که سید ما را دل آزردی!»

بودجه 88 برای احمدی نژاد بسته نشده است

| سیاست
«آقای رییس‌جمهور به خوبی می‌دانند که کار ملک بر قانون‌گرایی راست شود، و به دلایل پیش گفته، نامه شما اقدامی ندارد». این آخرین جمله از نامه علی لاریجانی رئیس مجلس هشتم به محمود احمدی نژاد رئیس دولت نهم است.
نامه ای که در پاسخ به اخطار قانون اساسی احمدی نژاد به مجلس نگارش شد و شاید برای اولین بار اینچنین علنی روسای دو قوه مجریه و مقننه را در برابر هم قرار داد.
در همین نامه لاریجانی، احمدی نژاد را از دخالت در امور مجلس منع می کند: «در مورد ادعای عدم رعایت آیین‌نامه داخلی مجلس است که پر واضح است بر طبق قانون آیین‌نامه داخلی مجلس، اجرای آن بر عهده رییس جلسه است و ربطی به مرجع بیرونی ندارد».
در هیاهوی اصلاح طلبان بر سر تعیین کاندیدای منتخب برای انتخابات، اختلافات در جبهه اصولگرا این بالا گرفته است تا جایی که روسای دولت و مجلس صراحت در برابر هم قرار گرفته اند و اختلافات خود را رسانه ای نموده اند.
شاید به واقع پروژه عبور اصولگرایان از احمدی نژاد اغاز شده که لاریجانی به خودش اجازه می دهد در نامه اش بنویسد: «اعتراض جنابعالی بیشتر به طنز شباهت دارد!». باید دید در این شرایط اصولگرایان چه کسی را جایگزین معجزه هزاره سوم می نماید.

جنبش اس ام اسی خاتمی بمان

4 نظر | اصلاح‌طلبی
موج سوم: در پی انتشار اخباری مبنی بر احتمال کناره‌گیری سیدمحمد خاتمی از عرصه انتخابات، «پویش حمایت از خاتمی» از صدها هزار پویشگر «موج سوم»، اعضای ستادهای 88، گروه یاری و عموم ایرانیان حامی سیدمحمد خاتمی دعوت می‌کند برای رساندن صدای خود به سیدمحمد خاتمی و درخواست از او برای تداوم حضور در صحنه،‌ پیامک (SMS)های خود را به شماره تلفن 30008320 ارسال نمایند و به «پویش (کمپین) حمایت از خاتمی» بپیوندند.
جلسه ظهر دیروز در خیابان یاسر معجونی بود از اشک و لبخند و استدلال و احساس. خیلی ها آمده بودند تا خاتمی را مجاب کنند که بماند و از عرصه انتخابات کنار نرود.
اما نه سخنان فرزند شهیدی که گفت هیچ چیزی برایش نمانده جز امید به خاتمی، چشمان اشکبار جوانی که پیام مادرش را آورده بود ، سخنان طنز آلود امیرمهدی ژوله که انصراف خاتمی را به سود کروبی تفسیر می کرد و ده ها نفر دیگر تاثیری نداشت.
خاتمی تصمیم خود را گرفته بود. خاتمی خیلی جدی بود و البته شاید کمی کم تحمل تر از قبل در برابر تندی هوادارانش. اما پس از این همه آدم برای چه چیزی آمده بودند؟
خاتمی آمده بود که آب سردی باشد شاید بر پیکر گر گرفته حامیانش. کسانی که حضور میرحسین موسوی را در این شرایط برنتابیدند و زبان به انتقاداتی تند و گزنده بگشودند.
خاتمی از میرحسین گفت و اینکه او به چه میزان نجیب است و زاهد. و اینکه بیش از اینکه یک اصولگرا باشد به اصلاح طلبان نزدیک است. انگار خاتمی در پی این بود که تبلیغ برای میرحسین را از دفتر خود شروع کند. از نزدیک ترین و متعصب ترین هوادارانش.
دلم می خواست بلند شوم و بگویم :آقای خاتمی کجای کار اشتباه کردیم؟ چه شد که میرحسین، محبوب دلهای همه اصلاح طلبان اینگونه مغضوب شد؟ چه شد که حالا همه از میرحسین عصبانی هستیم؟
اما چه حیف این تو نبودی که باید پاسخ می دادی. این تو نیستی که باید اثبات کنی به اخلاق پایبندی. باید از میرحسین موسوی می پبرسم که آقای نخست وزیر چه شد که اینگونه بازی را رقم زدی و با احساسات ما بازی کردی؟
مگر ما برای امدنت لحظه شماری نکردیم؟ مگر همه ما حضور شما را قدر نمی دانستیم؟ مگر نه اینکه خاتمی مجبور شد در برابر بی تصمیمی شما به همه سختی ها تن بدهد و تهمت ها، دروغ سازی و لجن پراکنی ها را تحمل کند و پا به عرصه پرخطر انتخابات بگذارد و از تهدید های جانی کیهان نشینان نهراسد؟
آقای میرحسین موسوی از خودتان بپرسید که چه شد که کار به اینجا کشید که دیروز در خیابان یاسر فریاد میرحسین اصلاح طلب نیست جوانان خشمگین و ابروهای گره خورده خاتمی در هم تلاقی کردند؟ چه شد که در اعماق ذهن ما حک شد این توبودی که سید ما را دل آزردی! رایهایمان برای تو اما قلبمان هنوز به عشق سید محمد می طپد. با همه ایرادها و انتقاداتی که بر عملکرد او وارد می کنیم .
برای بسیاری از اصلاح طلبان انتخاب میان سید محمد خاتمی و میر حسین موسوی به امری دشوار تبدیل شده است.
از سویی بخاطر منش و شخصیت و ویژگی های فردی خاتمی و همچنین اعلام حضور رسمی در عرصه انتخابات که با اصرار بسیاری از شهروندان صورت پذیرفت و این گمانه زنی که خاتمی راحت تر از دیگر کاندیداها می تواند بر احمدی نژاد پیروز گردد ، امکان صرف نظر کردن از ایشان را دشوار نموده است.
برخی نگرانی ها از میزان تعهد میرحسین موسوی نسبت به مطالبات اصلاح طلبان و نحوی اعلام حضور وی که برای برخی شائبه تقابل با خاتمی را ایجاد نمود از مهمترین موانع حمایت گروه های اصلاح طلب از ایشان محسوب می گردد.
در همین حال میرحسین موسوی در دیدار با برخی از فعالان سیاسی استان خوزستان ضمن تاکید بر مشی اصلاح طلبی خود دغدغه اصلاح طلبان مبنی بر حضور در انتخابات با یک کاندیدای واحد را ، مهم قلمداد نموده است.
بنظر می رسد پیش از پایان سال جدید خاتمی نظر خود را نسبت به حضور و یا عدم تداوم حضور خود در انتخابات اعلام نماید. همچنین این احتمال نیز وجود دارد که برای کاهش تاثیر حملات تبلیغاتی و ادامه سردگمی اصولگرایان هر سه کاندیدای اصلاح طلبان در عرصه حضور داشته باشند.

قالیباف می آید ، خاتمی می ماند!

| اصلاح‌طلبی
سایت خبری جهان نیوز که رویه ای در راستای حمایت کامل از دولت احمدی نژاد را دنبال می نمود ، در بیانیه ای از تغییرات گسترده در رویه خبری خود خبر داده است:
«این شبکه خبری یک مجموعه اطلاع رسانی مستقل بوده و در مسایل سیاسی و اجتماعی ایران حضوری فعال خواهد داشت و در زمینه انتشار مطالب و درج اخبار تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.»
بنظر می رسد در رویه جدید نوک پیکان انتقادات به سمت دولت احمدی نژاد ، اصلاح طلبان هوادار خاتمی است. این تغییر رویه ممکن است بی ارتباط به حضور قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری نباشد.
در صورت حضور قالیباف و با اعلام کاندیداتوری میرحسین موسوی معادلات در دو جبهه اصلاح طلبان و اصولگرایان پیچیده تر خواهد شد.
در همین حال گمانه زنی ها و اخبار تقریبن موثق از تداوم حضور سید محمد خاتمی در عرصه انتخابات خبر می دهد. همچنین برخی گروه های اصلاح طلب برای تاثیرگذاری بر میرحسین موسوی برای حمایت از خاتمی فعال شده اند.
طبق اخباری که چند روز اخیر منتشر شده بود ، میرحسین موسوی با صدور بیانیه ای حضور خود را در رقابت انتخابات ریاست جمهور اعلام کرد.
بیانیه صادر شده لحنی ملایم در عین حال عامه پسند دارد و در ان سعی شده است به نحوی از همه گروه های سیاسی دلجویی گردد و بر میانه بودن موسوی تاکید گردد. هم از اصلاح گری -نه اصلاح طلبی- سخن گفته شده و هم از اصول گرایی! نقش محوری مستضعفان نیز پر رنگ شده اند.
اما شاید مهمترین جملات این بیانیه ذکر دلایل حضور در مقایسه با پنج دوره گذشته است: «بر مردم شریف ایران پوشیده نیست كه اینجانب طی ماه‌های گذشته با كمک و همفكری آنان در تكاپوی این جستجو بوده‌ام؛ وضعیت كشور، انتخاب‌های پیش‌رو، حوادث ممكن، ظرفیت‌های موجود و بسیاری نكات خرد و كلان دیگر را مورد دقت قرار دادم و هرچه پیشتر رفتم همان دلایل و عواملی كه در وهله‌های گذشته به عدم حضور در صحنۀ انتخابات فرا می‌خواندند بیشتر مرا متقاعد كردند كه این زمان زمانی دیگراست و حضور را ایجاب می‌كند.»
شاید روی سخن در این جملات بیش از آنکه با عملکرد محمود احمدی نژاد باشد متوجه سید محمدخاتمی و اصلاح طلبان است. موسوی، حضور خاتمی را برای تغییر مطلوب شرایط مفید ندانسته و به همین دلیل اعلام کاندیداتوری کرده است.
اما چرا میرحسین در این شرایط به صحنه آمده و پیش از اعلام حضور خاتمی تصمیم نگرفت؟ شاید میرحسین نمی خواست در زمینی که اصلاح طلبان برای او تعریف می کنند بازی کند. با نیامدن خاتمی، به او و اصلاح طلبان احساس تعهد و دین نماید.
با این توصیفات شرایط برای میرحسین در جلب نظر اکثریت اصلاح طلبان سخت خواهد بود. اگر به واقع موسوی تحلیل فوق به واقعیت نزدیک باشد، موسوی حمایت همه جانبه خاتمی را هم نخواهد داشت.
با این شیوه عملکرد موسوی و نزدیکانش همچنان نباید این احتمال -که تاکنون نزدیک به واقعیت نیز بوده- را ندیده بگیریم که خاتمی حتی در صورت حضور موسوی در رقابت انتخابات در صحنه بماند.
«معاون برون‌ مرزی سازمان صدا و سيما گفت: شبكه‌های خبری «العالم» و «پرس‌تی‌وی» پرچمدار رسانه‌های مستقل خبری دنيا در ارائه اخبار واقعی هستند.» [+]
در کشوری که بنگاه خبر پراکنی فارس و روزنامه کیهان تحت اختیار برادر حسین شریعتمداری جایزه بهترین خبرگزاری و روزنامه منتقد دولت احمدی نژاد را بگیرند، انتظاری غیر از این نباید داشت!
معنا و مفهوم کلمات «مستقل»، «منتقد»، «اخبار واقعی»، «آزادی مطلق» و ده ها کلمه از این دست در ادبیات چهار سال اخیر کاملن متحول و حتی در متضاد با آنچه پیش از این بود و تصور می کردیم، شده است.
جلسه فعالان ستاد انتخاباتی سید محمد خاتمی برای بررسی شرایط پس از اعلام کاندیداتوری احتمالی میرحسین موسوی تشکیل شد. ظاهرن خاتمی قصد دارد در صورت حضور میرحسین طبق قرار قبلی عمل کند و در عرصه انتخابات حضور نداشته باشد.
گرچه حاضران در جلسه به تداوم حضور خاتمی حتی در صورت اعلام کاندیداتوری میرحسین تاکید کردند اما خاتمی معتقد است نباید در دام اصولگرایان برای شکستن آرا افتاد.
درهمین حال خبر می رسد که سید حسن خمینی از سید محمد خاتمی و میر حسین موسوی خواسته امشب مهمان او باشند. برخی منابع نزدیک به موسوی از عدم حضور او در این دیدار خبر می دهند.
به واقع این حق موسوی است که در انتخابات کاندیدا گردد اما در شرایط فعلی حضور او خلف وعده و بر خلاف توافقات قبلی است و معادلات را پیچیده خواهد نمود.
گرچه خاتمی حتی در صورت حضور موسوی ، کروبی و احمدی نژاد هم می تواند پیروز انتخابات باشد اما آنچه که از اخلاق سیاسی خاتمی می توان برداشت نمود احتمال کناره گیری اوست.
گرچه خاتمی معتقد است باید برای گریز از دام اصولگرایان برای شکستن آرا و پرهیز از ایجاد اختلاف در میان اصلاح طلبان انصراف بدهد اما عدم حضور او شانس اصولگرایان را بیش از پیش افزایش خواهد داد. موسوی نیز با رویه فعلی با عدم اقبال بسیاری از هواداران خاتمی روبرو خواهد شد.
امروز خبر رسید که بیانیه اعلام حضور میرحسین موسوی در انتخابات آماده شده است. ظاهرن مضمون بیانیه اعلام احترام به همه کاندیداها و برخی دلایل حضور است.
در این میان اعضای ستاد خاتمی در بهت و حیرت به سر می برند. شاید آنها انتظار نداشتند با اعلام حضور خاتمی همچنان میرحسین در صحنه بماند و اعلام کاندیداتوری کند.
قرار بر آن است که طی چند روز آینده -و خصوصن امشب در جلسه خاتمی با عده ای از اعضای ستاد- نحوه تعامل با میرحسین موسوی تعیین گردد و درباره حضور و یا عدم حضور خاتمی نظرخواهی شود.
ظاهرن خاتمی از شرایط پیش امده نگران است و با توجه به سفرهای استانی و استقبال مردم ، اعلام انصراف از کاندیداتوری برای ایشان دشوار شده است.
بنظر می رسد نزدیکان میر حسین ، متشکل از نیروهای چپ سنتی و اصولگرایان میانه رو که در هر دو جناح وضعیت چندان مستحکمی ندارند وی را برای حضور در صحنه انتخابات ترغیب می کنند.
اعلام حضور موسوی در انتخابات تعداد کاندیداهای نزدیک به اصلاح طلبان را به سه نفر خواهد رساند. تاکنون اعلام حضور سه کاندیدا ازاصلاح طلبانی که در حاکمیت جایگاهی ندارند در برابر تنها کاندیدای قطعی احمدی نژاد سوال برانگیز است.

باز داداش محمود ضایع شد!

2 نظر | جامعه
«به گزارش خبرگزاری فارس، محمود احمدی نژاد برای تماشای ديدار فينال جام جهانی [کشتی] بين ايران و آذربايجان وارد [سالن ورزشگاه] آزادی شد. محمد علی آبادی رئيس سازمان تربيت بدنی نيز در كنار وی حضور دارد.» [+]
بنظر می رسد احمدی نژاد با این حضور خود ریسک بزرگی کرده باشد. اگر ایران قهرمان مسابقات کشتی جام جهانی می شد بنگاه تبلیغاتی دولت نهم می توانست استفاده زیاد از این موقعیت بنماید.
اما تیم کشتی آزاد ایران از آذربایجان شکست خورد و به مقام دومی بسنده کرد تا حضور احمدی نژاد در سالن کمرنگ جلوه نماید. حالا می تواند گفت حضور احمدی نژاد با خوش اقبالی برای تیم همراه نبوده و ریسک دولت نهمی ها نتیجه مطلوبی در بر نداشته است!

روز زن ، انتخابات و دارفور

یک نظر | حقوق بشر
امروز روز 8 مارس ، روز جهانی زن است. در همین حال نزدیک به سه ماه تا انتخابات ریاست جمهوری ایران زمان باقی مانده است.
رسانه های اینترنتی و وبلاگ ها هم بیش از هر چیز این دو موضع را با اهمیت یافته اند. در همین حال همچنان برخی از حمایت شرم آور دستگاه دیپلماسی ایران و خصوصن لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی از رئیس جمهور سودان می نویسند.
به 8 مارس سالهای گذشته فکر می کنم و آنچه که بر جنبش برابری خواه زمان روا شده و اینکه چقدر شرایط جامعه برای پذیرش تغییر به سمت برابری مهیاست. به هزینه هایی که روز به روز بالاتر رفت و به ده ها فعال زنان قربانی ناشکیبایی حکومت روانه زندان شدند.
این روزها همچنین سفرهای استانی خاتمی در جریان است و رسانه های دولتی با تمام توان احمدی نژاد را تبلیغ می کنند و بر طبل اختلاف اصلاح طلبان می کوبند. بنظر نمی رسد رقیبی جدی از اردوگاه اصولگرایان برای احمدی نژاد پا به عرصه بگذارد مگر آنکه قالیباف برای کمک به شکست شدن آرا در انتخابات حاضر گردد.
در مورد بحران دارفور نیز شاید عجیب بود که لاریجانی خود را آلوده بازی حمایت از عمرالبشیر دیکتاتور سودان بنماید و اینگونه در راه بی اعتبار کردن ایران گام بردارد. حتی عجیب نیست که لاریجانی به کره شمالی برود و انتخابات تک نفره ریاست جمهوری این کشور را نمونه ی مترقی و منحصر بفردی از دموکراسی بخواند.

چهل چراغی ها در اهواز

2 نظر | شخصی
دیشب تعدادی از اعضای تحریریه هفته نامه چهل چراغ برای سفر سه روزه به اهواز آمده اند. دوست خوبم دکتر کریم ارغنده پور و جناب آقای عموزاده خلیلی نیز همراه بچه های هستند.
امروز نیز تعدادی از هنرمندان سینما و تلویزیون به این جمع اضافه می شوند. اگر مشکلی پیش نیاید فکر کنم خانم بهاره رهنما و توکا نیستانی و فرزاد حسنی و چند تن دیگر به این جمع اضافه شوند.
قرار است مناطق جنگی و همینطور تاریخی خوزستان را ببینند. زیگورات یکی از مناطقی است که حتمن خواهیم دید.
« دانشجویان پلی تکنیکی با در دست داشتن تصاویر دانشجویان بازداشتی این دانشگاه و سر دادن شعارهای آزادیخواهانه حضور چشمگیری در این جلسه [دومین جلسه پویش دعوت از خاتمی] داشتند. آنها همچنین پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آن نوشته شده بود "آقای خاتمی موضع شما چیست؟ بازداشت ٧٠ دانشجو در یک روز".» [+]
در زیر این خبر که در پایگاه خبری دانشجویان دانشگاه امیرکبیر آمنتشر شده ، با نظر مهسا مواجه می شویم. او خطاب به خاتمی نوشته است:
«اقای خاتمی! مطبوعات و دانشگاه دو بال اصلا حات و حامی جنابعالی دردوم خرداد بودند. امروز کسانی که " تمامی مطبوعات مستقل " را در کشور به مسلخ برده اند هجمه های بی سابقه ای را به دانشگاه ترتیب داده اند...اگر حمایت دانشگاه را میخواهی از حامیان دیروزت حمایت کن.»

پویش دعوت از خاتمی - سخنارنی میر حسین در دانشگاه تهران دیروز نیز دانشگاه تهران میزبان میرحسین موسوی بود. میرحسین سخنانی را به زبان آورد که با تائید دانشجویان همراه بود. آفتاب زیر تیتر «انتقاد صریح موسوی از روحانیت دولتی، اقتصاد صدقه‌ای و توقیف مطبوعات» می نویسد: «موسوی: جامعه ما از تحریک بیهوده جهان دل خوشی ندارد».
همچنین این سایت این سخن میرحسین را با اهمیت یافته است: «کسانی که امور را می‌گردانند و همه نهادهای برآمده از نظام باید توجه کنند که نمی‌توانیم راجع به عزت مردم غزه و حزب‌الله لبنان صحبت کنیم و عزت مردم خودمان را نادیده بگیریم.»
در پایان صحبت‌های موسوی در رابطه با اینکه کشور را همه می‌سازند نه یک فرد، گروه و دسته دانشجویان او را تشویق کرده و شعار درود بر سه سید فاطمی، خمینی و موسوی و خاتمی را سر دادند.
آنچه دانشجویان دانشگاه امیرکبیر از اصلاح طلبان و خصوصن خاتمی طلب می کنند، در نهایت به سود خود اصلاح طلبان است. حریف با تمام توان به میدان آمده و هر نیرویی را که ممکن است به حمایت از اصلاحات وارد عرصه انتخابات شود ، تحدید و تنبیه می نماید.
حمایت رفرمیستها از فعالانی که در این شرایط به شدت تحت فشار قرار دارند و اعلام به رسمیت شناخت خواست و حقوق انها می تواند در نهایت به حضور بخشی از اکثریتی که با اصلاحات براساس تغییر دولت قهر کرده اند منجر شود.
« روابط عمومی حزب اعتماد ملی به دنبال تحريف سخنان دبيركل حزب در جمع تعدادی از دانشجویان دانشگاه اميركبير در برخی رسانه‌ها با صدور اطلا‌عيه‌ای سخنان منتسب به ايشان را تكذيب كرد.» [+]
آنچه که روابط عمومی حزب اعتماد ملی از آن سخن می گوید گزارش سخنان کروبی است که توسط سایت خبرنامه امیرکبیر منتشر شده است. بنظر می رسد مهدی کروبی در میان دانشجویان و خانواده دانشجویان در بند درگیر فضای جلسه شده و ناخواسته سخنان را بر زبان آورده است.
در حالی که انتقاد به اصلاح طلبان برای سکوت در برابر هجمه به دانشجویان و دانشگاه ها در فضای جامعه بالا گرفت، سخنان کروبی بیش از پیش هوادارن خاتمی را تحت فشار قرار داد. اما اگر قرار بر این باشد شیخ اصلاحات حتی یک روز هم نتواند بر سخنان قبلی خود پا فشاری نماید، سکوت اختیار نمودن همچون خاتمی، بسیار پسندیده تر است.
خاتمی حد خود می شناسد و بیش از آنچه که می تواند محقق کند و برایش هزینه بدهد سخنی به زبان نمی آورد اما بنظر می رسد کروبی بیش از آن چیزی که می تواند می گوید و مشاوران رسانه ای و مسوولین ستادش هم بر زرق و برق آن می افزایند و پس از بهره برداری لازم به وقت مناسب، تکذیب می کنند.
به نظر می رسد کروبی و خاتمی در یک چیز مشترکند. اطرافیانشان چنان سخن می گویند که دور نمای آینده، خبر از تلاشی با تمام توان برای تحقق دموکراسی و استقرار جامعه مدنی می دهد. اما افتراق سید و شیخ از همین جا شروع می شود. شیخ سخن های درشت بر زبان می آورد و پس از آن به چشم بر هم زدنی همه رشته ها را پنبه می کند، اما خاتمی سخنی نمی گوید و اگر بگوید از حداقل هاست.
به هر حال در این ماجرا آنچه کروبی کرد به مراتب ناپسند تر از آن رفتارها و سخنانی بود که خاتمی باید انجام می داد و بر زبان می راند و اینگونه نشد.
«تقوی ، عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس‌گفت: عليرغم تخريب‌های صورت گرفته عليه دولت، احمدی‌نژاد به دليل تعهد به آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب اسلامی 25 ميليون رای خواهد آورد.»[+]
در حالی این ادعا از سوی یکی از نمایندگان اقتدارگرای مجلس هفتم طرح می گردد که احمدی نژاد در انتخابات گذشته تنها توانست در دور اول 6 میلیون رای سازماندهی شده و در دور دوم با اما و اگر های بسیار در رقابت با هاشمی رفسنجانی نزدیک به 17 میلیون رای را کسب نماید.
بررسی آرا و ارقام انتخابات های گذشته و همچنین شرایط امروز جامعه و حضور سید محمد خاتمی در انتخابات ، یش بینی می شود در حدود 30 میلیون نفر در انتخابات آینده شرکت نمایند و اکثریت خاموش همچنان از حضور در انتخابات خودداری نمایند.
گرچه در شرایط خاص و حضور بیش از این تعداد بر اثر ایجاد موجی شبیه انتخابات دوم خرداد 76 تنها به آرای اصلاح طلبان افزوده خواهد شد. اتفاقی که اصولگرایان از آن واهمه دارند.
آنچه که از سوی هواداران احمدی نژاد حماسه سوم تیر خوانده می شود نه حضور پر شور مردم و آرای چشمگیر احمدی نژاد بلکه شکست هاشمی رفسنجانی به عنوان کارگزار و یکی از نمادهای حکومت جمهوری اسلامی بود.
همه پیش بینی ها تا کنون حکایت از پیشی گرفتن خاتمی از احمدی نژاد دارد. گرچه تبلیغات شبانه روزی صدا و سیما و دیگر رسانه های دولتی، وعده افزایش حقوق کارگران و کارمندان، وعده مسکن ارزان قیمت و توزیع پول نقد به عنوان کمک ریاست جمهوری و همچنین حضورهمزمان کروبی و خاتمی، می تواند شرایط را برای اصلاح طلبان نگران کننده نماید.
به نظر می رسد عدد 25 میلیون رای یا نشات گرفته از آرزوهای اصولگرایان است و یا برای آن برنامه ریزی مشخصی شده که اینچنین با اطمینان از آن سخن می گویند.
«مصطفی تاج زاده به دانشجویان توصیه کرد ضمن حفظ آرامش با متانت و عقلانیت بهانه به دست کسانی که می‌خواهند با سنگین کردن فضای دانشگاه‌ها، دانشجویان و نهادهای مستقل و منتقد دانشجویی را بیشتر سرکوب کنند، ندهند. ایشان در انتها بیان داشت: بهترین روش برای پاسخ‌گویی به اقتدارگرایان، بسیج نیروها در انتخابات 22 خرداد 88 است.» [+]
بنظر می رسد نگاه و روش اصلاح طلبان حتی پس از 12 سال به دانشگاه و دانشجویان همچنین تغییر نکرده است. اصلاح طلبان متوجه نشده اند که دانشگاه و دانشجو ابزار انتخاباتی نیست.
دفاع از استقلال دانشجویان حتی اگر حاضر به حمایت از اصلاح طلبان نباشند یک اصل خدشه ناپذیر برای هر گونه تغییر در شرایط موجود است. در غیر این صورت چه تفاوتی میان نگرش اقتدارگرایان و اصلاح طلبان وجود دارد؟
تاجزاده چگونه از دانشجویان می خواهد برای پاسخگویی به اقتدارگرایان در انتخابات 22 خرداد شرکت کنند ف در حالی که اصلاح طلبان حاضر نشدند در شرایط سخت امروز حامی دانشجویان باشند. دانشگاه در شرایط حاضر تشنه شنیدن حمایت قاطع خاتمی است.
افراد وابسته و نزدیک به خاتمی کمترین واکنشی نسبت به تهاجم به دانشگاه از خود بروز ندادند، تنها سید محمد ابطحی به نوشتن این جملات در وبلاگش بسنده کرده است:
«این فضاسازی را در فرهنگ عامی به دعوا بر سر لحاف ملا تعبیر می‌کنند اما صد افسوس که در این دعوا و در کنار لحاف ملا، افراد زیادی مورد ستم قرار می‌گیرند، دستگیر می‌شوند و یا آسیب می‌بینند. دانشجویان ستم‌کشیده‌ی امیرکبیر نمونه‌ی آخر آنان است. آسیب دیدن جایگاه والای شهیدان هم نمونه‌ی دردناک دیگر آن.»
در حالی که هوادران خاتمی در همایش های رنگارنگ، دورنمای روشنی را ترسیم می کنند و به اقتدار گرایی می تازند صدای دیگری از خیابان یاسرتهران شنیده می شود. صدا ، لحنی به شدت محافظه کارانه دارد. حتی محافظه کارانه تر از دوم خرداد 76.
اینبار به حکم تجربه ، دیگر سخنان هواداران خاتمی برای فعالان مدنی فاقد اعتبار لازم است. تنها خود خاتمی است که می تواند تضمین بدهد و علنن بگوید به چه چیزهایی پایبند هست و به چه چیزهایی پایبند نیست.
آیا خاتمی همچنان دانشجویان ، زنان برابری خواه و فعالان مدنی را تنها خواهد گذاشت و یا برای احقاق حقوق مشروع شهروندان با تمام توان خواهد ایستاد؟ تا اینجای ماجرا ، اتفاقات این روزها و عملکرد خاتمی و ستاد انتخاباتیش تامل برانگیز است.

صراط های مستقیم و جماعت منحرف دینی !؟

| جامعه
دفتر سید احمدی خاتمی ، امام جمعه موقت تهران در جوابیه ای برای روزنامه اعتماد به زعم خود انحرافات سخنان مجتهد شبستری را بر شمرده است:
«الف) آقای شبستری دین را مقوله‌ای زمینی همانند علم و هنر و فلسفه دیده‌اند و در سخنانشان اثری از آسمانی بودن دین وجود ندارد.
ب) ایشان قرآن را تفسیر پیامبر(ص) از هستی می‌دانند كه این نظر در حقیقت تفسیر نادرست وحی است و در حقیقت به انكار وحی منجر می‌شود.
ج) آقای شبستری پلورالیزم دینی را عملا‌ در این سخنرانی پذیرفته‌اند و این، عبارت دیگر صراط‌های مستقیم است كه یک انحراف آشكار است. قرآن فقط صراط مستقیم را به رسمیت می‌شناسد نه صراط‌های مستقیم.
د) ایشان عصمت پیامبر(ص) را در غیر عرصه تبلیغ دین انكار كرده‌اند؛ كه این انكار، ضروری و بدیهی اعتقادات شیعی است.» قصد بررسی دینی این موارد را ندارم که به هیچ عنوان در تخصص من نیست. اما در مورد پلورالیزم دو نکته وجود دارد: اول چگونه سید احمد خاتمی از سوی قرآن سخن می گوید که چند حقیقتی دینی انحراف است؟
همچنین اگر برداشتهای مختلف از دین هر کدام بخش از حقیقت نیستند و تنها یک راه وجود دارد آن راه کدام است: اسلام طالبانی؟ اسلامی مصباح یزدی؟ اسلام شبستری؟ اسلام وهابیون؟ اسلام سروش؟ اسلام کدیور؟ اسلام آیت الله سیستانی؟ و یا اسلام ...
با این استدلال اکثریت این افراد از دین منحرف شده اند و چه بسا این آقای سید احمد خاتمی است که در دین بدعت کرده و منحرف گشته است!

احمدی نژاد یا سوپرمن سیاسی!؟

5 نظر | سیاست
«یک وقت خدمت آقای احمدی‌نژاد بودیم یکی از دوستان صحبت این را کرد که آقای اردوغان خیلی کار مهمی کرد [که این موضوع] را مطرح کرد، آقای احمدی‌نژاد گفت؛ روزهای اولی که ما با او تماس می‌گرفتیم پشت تلفن می‌ترسید، می‌گفت آقای احمدی‌نژاد این مسائل را نمی‌شود پشت تلفن مطرح کرد. اردوغانی که پشت تلفن می‌لرزید، آقای احمدی‌نژاد می‌گوید باید به غزه کمک کنیم می‌گوید بابا! پشت تلفن نمی‌شود. این، در داووس آن حرکت را انجام می‌دهد. چه شد؟ چطور جرات پیدا کردند»؟
راوی داستان بالا حجت اسلام سقای بی ریا ، مشاور امور روحانیت احمدی نژاد است. او در ادامه سخنانش می گوید: «شما پایتان را از ایران بیرون بگذارید، کسانی که از ایران بیرون رفتند می‌گویند، خارج از مرزها مردم دیگر نزدیک است ایشان را [احمدی‌نژاد] را بپرستند. ایشان از داخل بیشتر مشهورند».
بی ریا حتی مدعی می شود که مورالس قبل از انجام مراسم تحلیفش اعلام کرده که می خواهد خدا پرست شود: «مورالس وقتی می‌خواست تحلیفش را انجام بدهد گفت ما باید خداپرست بشویم. [احمدی‌نژاد] گفت من قبلش با او صحبت کردم.»
بی ریا مدعی است که به جز خداپرست کردن مورالس و دادن جرات به اردوغان ، اخراج سفیر اسرائیل از ونزوئلا نیز کار دولت احمدی نژاد بوده است:
«آقای احمدی‌نژاد به آقای محرابیان گفت پرواز می‌کنی می‌روی کاراکاس آنجا می‌پرسی می‌بینی چاوز کدام شهر است. هر شهری هست تو برو آنجا. .. سراسیمه آمد در جلسه. [چاوز] گفت چی شده؟ گفتم به غزه حمله شده، نمی‌دانید؟ گفت حمله شده باشد غزه به ما چه ربطی دارد. [محرابیان] گفت یک ساعت و نیم با او صحبت کردم. آخر به او گفتم اگر به ونزوئلا حمله بشود شما انتظار دارید جمهوری اسلامی بیاید حمایت کند؟ گفت بله. گفتم خوب نسبت ما و غزه هم همین است. [چاوز]گفت: «ها»! وقتی فهمید، اولین قدمی که برداشت، ما هم به او پیشنهاد نکردیم، [چاوز] گفت، یک اخراج سفیر اسرائیل از ونزوئلا.[محرابیان] گفت بندهای دوم سوم چهارم را که نوشت، گفتیم می‌خواهد جنگ راه بیاندازد، بگذار ما برویم. [محرابیان] گفت فردا 8 صبح ما در فرودگاه بودیم، دیدیم خبری نشد. اخبار چیزی نگفت. یک مرتبه دیدیم خبر را قطع کرد، خبر فوری، خبر فوری. خود چاوز آمد پشت تلوزیون گفت که محرابیان اینجا بوده و ما دیشب با هم جلسه داشتیم و اینهم نتیجه جلسه ما، یک دو سه چهار پنج شش».
این ها تصاویر است که مشاور احمدی نژاد در امور روحانیون از او ترسیم می کند. احمدی نژاد ، ابرقدرت جهان سیاست ، یک قدیس دینی که با یک جمله اعتقادات کفر آمیز رئیس جمهوری را تغییر می دهد و رهبری محبوب که جهانیان او را می پرستند.
در حالی که احمدی نژاد در کشور خودش ایران از کمترین محبوبیت ممکن برخوردار است. سیاست اقتصادی او شکست خورده و کشور را به سمت سقوط پیش برده است. در زمینه حقوق بشر و حقوق مدنی شهروندان نیز برترین عملکرد دو دهه اخیر را داشته است.
چگونه فردی در مقام روحانیت اینچنین مدح و ثنای انسانی را می گوید که حتی از نظر توانایی های خدادادی -به جز اعتماد به نفس- نیز شاید در حد افراد متوسط جامعه قرار بگیرد. همین افرادند که به واقع مقدمات سقوط دولت احمدی نژاد را فراهم خواهند کرد.

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram