April 2009 Archives

«با حضور پرانگیزه مردم، همواره انتخاباتی سالم، متقن و خوبی در ایران برگزار شده اما متأسفانه برخی دوستان بی‌انصاف و کسانی که جزو ملت هستند و توقع دارند مردم به آنها توجه کنند، با ناسپاسی، علیه ملت حرف می زنند و با تکرار حرف دروغ دشمن، سلامت انتخابات را زیرسوال می برند.»
این سخنان آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران دیروز در حالی ایراد شد که پیش از این مهدی کروبی و میرحسین موسوی نسبت به برگزاری انتخاباتی آزاد ، سالم و عادلانه ابراز نگرانی کرده بوند.
در چند روز گذشته نیز خبر تشکیل کمیته مشترک صیانت از آرا توسط ستاد میرحسین موسوی و مهدی کروبی منتشر شد. تاکنون این دو کاندیدای انتخابات نسبت به سخنان رهبر جمهوری اسلامی واکنشی نشان نداده اند.
رهبر ایران یاد آوری نمود «مكرر اتفاق افتاده است كه نتيجه انتخابات به ضرر جناحی كه روی كار بوده تمام شده است، پس چگونه ممكن است كسی انتخابات در ايران را زير سوال ببرد.». اشاره آیت الله خامنه ای به انتخابات دوم خرداد 76 و دومین انتخابات شورایهای شهر و همچنین انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم است.
البته در مورد انتخابات دوم خرداد نیز زمزمه تقلب بسیار قوی بود -حتی خبر انباری در نزدیکی تهران با میلیون ها برگ رای از پیش نوشته، منتشر شد- در آن زمان آیت الله هاشمی رفسنجانی با حضور در نماز جمعه وعده داد نخواهد گذاشت حتی یک رای نیز در این انتخابات جابه جا گردد.
در انتخابات های بعدی نیز اصلاح طلبان با وجود حضور در دولت نتوانستند موفقیتی کسب نمایند که البته در انتخابات مجلس هفتم رد صلاحیت گسترده و بی سابقه کاندیداهای رفرم خواه امکان رقابت آزاد را ناممکن نمود.
در تمامی این انتخاب ها نهاد شورای نگهبان به عنوان اپوزیسیون دولت بر اجرای انها نظارت و دخالت داشته است. اما بنظر می رسد نگرانی اصلاح طلبان در شرایط فعلی از حمایت های علنی دبیر شورای نگهبان از دولت نهم و حضور صادق محصولی بر مسند وزارت کشور نشات می گیرد.
به هر حال باید دید واکنش این دو کاندیدا به سخنان دیروز رهبری چه خواهد بود و سر انجام کمیته ی صیانت از آرا به کجا خواهد انجامید.

پی نوشت:
میر حسین موسوی شب گذشته در مراسم پویش حمایت از خاتمی و موسوی بار دیگر نگرانی خود را از سلامت انتخابات تکرار کرد.
» موسوی: انتخاباتی می‌خواهیم که بیم تقلب و دستکاری در آن نباشد [آفتاب]

جای خالی احزاب اصلاح طلب

| سیاست
در مقاله ای که امروز در ضمیمه روزانه روزنامه اعتماد به چاپ رسید سعی نمودم نسبت به حضور بسیار کمرنگ احزاب سیاسی در جریان تبلیغات انتخاباتی نکاتی را گوشزد کنم.
امری که می تواند در نهایت منجر به پیروزی مجدد جریان اقتدارگرا گردد. مشارکت ، مجاهدی ن و کارگزاران و به طور کلی ائتلاف اصلاح طلبان نزدیک به 40 روز را از دست داده اند. فرصتی که روزی حسرت آنرا خواهند خورد:
«در حالی که تنها نزديک به 50 روز تا دهمين انتخابات رياست جمهوری در ايران زمان باقی مانده است، احزاب و گروه هاي سياسی، خصوصاً اصلاح طلبان، نقش مشخص و تعيين کننده یی در تبليغات غيررسمی انتخابات و اثر گذاری بر طبقات مختلف اجتماعی نداشته اند.» [ادامه مطلب]

در جستجوی زمان از دست رفته!

2 نظر | سیاست
چهار سال در تاریخ سیاسی سرزمین ها شاید به آنی می ماند. اما برخی لحظه ها و ثانیه ها در این تاریخ آنچنان اهمیت می یابند و اثرگذار می شوند که تا مدتها از حافظه ی ملت ها پاک نخواهند شد.
در یکصد سال اخیر چند حادثه نادر از این دست را میتوان برشمرد. پیروزی مشروطه خواهان، ملی شدن صنعت نفت، کودتای 28 مرداد و انقلاب سال 57 از مهمترین این رخدادها هستند. شاید دوم خرداد 76 را بتوان یکی از زمانهای مهم سه دهه اخیر قلمداد نمود.
اما بی شک چهار سال ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد نه تنها تا سالها در خاطره ها خواهد ماند که تاثیر آن بر سرنوشت ایران نیز غیر قابل انکار است. دورانی که در آن فرصت ها به تهدید تبدیل شدند و دهه سوم عمر جمهوری اسلامی که قرار بود بر پایه قانون مداری و استقرار بیش از پیش قوانین مدنی استوار باشد شاهد بی سابقه ترین نافرمانی ها از قانون توسط دولت بودیم.
به باور بسیاری انچه که در این دوره اتفاق افتاد دامان دولت های آینده را خواهد گرفت و به جبر استمرار حکومت ها و انتقال فواید و ضررها به شکل تام و تمام ، هر دولتی که بر سر کار آید ناگزیر به پاسخگویی به مشکلاتی است که دولت نهم بر اثر سو مدیریت خود - نه تحولات و اتفاقات غیر قابل کنترل- به کشور تحمیل کرده است.
چه خوش است ادبیات کهن ایرانی و مثل ها حکمت های پندآموز. هر لحظه که از ضرر پیشگیری گردد ، فایده است. و این باید سرلوحه رفتار سیاسی و اجتماعی ما در این روزها قرار بگیرد. توجه به شرایط و انجام وظایف شهروندی - حتی با وجود عدم رعایت حقوق مدنی شهروندان از سوی حکومت- اگر تنها اثر ان نیز کاهش ضررهای و نابسامانی ها باشد بر همه افراد جامعه فرض خواهد بود.
شاید در هیچ دوره ای و زمانی - در این سه دهه ی اخیر - به این میزان نیاز به تغییر از سوی نخبگان جامعه احساس نشده بود. تغییری که در پس آن اگر بهبود اوضاع نباشد ، کاهش آلام و دردها به قطع یقین مسیر می گردد.
بیماری مهلک بی احساسی سیاسی که این روزها بر جامعه ما شیوع پیدا کرده تنها به تدبیری خردمندان قابل درمان است. که اگر درمانی هم یافت نشد باید دست به دامان مسکن ها و محرک ها شد تا امید به تغییر در میان عموم مردم جاری و ساری گردد. باید برای زنده نمودن دوباره ی این امید فکری کرد.

این سه زن: کروبی ، رجبی و رهنورد

4 نظر | سیاست
دو روز پیش جمعی از فعالین جنبش زنان از همگرایی خبر داد که هدف ـن پیگیری مطالبات زنان در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم است.
این زنان می خواهند در این انتخابات کاندیداهای ریاست جمهوری را مخاطب قرار داده و خواست های روشنی را مطرح کنند و در پی تحقق این خواستها باشند.
حال این پرسش را می توان طرح نمود که کدام یک از کاندیداهای ریاست جمهوری در عملکرد سیاسی شان به حقوق زنان و نقش آنها در زندگی نگاهی مناسب تر داشته اند.
همسر مهدی کروبی، فاطمه کروبی مدیر مسوول نشریه ایراندخت است و دبیرکل مجمع اسلامی زنان می باشد. او در جریان راه اندازی شبکه ماهواره ای مهدی کروبی و شایعه انتخاب هدیه تهرانی به عنوان مجری این شبکه سخنان تندی را به زبان راند.
وی همچنین در چند سال گذشته از منتقدان سر سخت اصلاح طلبان پیشرو و خصوصن سید محمد خاتمی بوده است.
اما برای مشخص تر شدن دیدگاه محمود احمدی نژاد شاید بررسی جایگاه و فعالیت های همسری وی بی فایده بنظر برسد. او در عرصه اجتماعی و سیاسی هیچ حضور پر رنگی نداشته است.
اما می توان فاطمه رجبی را به عنوان نماد زنان حامی دولت انتخاب کرد. همچنین سخنان بیادی عضو شورای شهر تهران و ار حامیان رئیس دولت نهم را بیاد آورد و همچنین برخورد گشت های ارشاد با زنان و دختران را معیار قرار داد.
همسر میر حسین موسوی زهرا رهنورد است که از او به عنوان رئیس دانشگاه الزهرا (1377 تا 1385)، روزنامه‌نگار، هنرمند، نویسنده ایرانی نام برده می شود. [کانون زنان]
رهنورد که پیش از انقلاب نیز سابقه فعالیت مبارزاتی مستقل داشته و چند سالی را نیز در آمریکا زندکی کرده ، دکترای علوم سیاسی دارد. وی در خرداد سال 87 عنوان نخستين زنی که توانسته در طول تاريخ دانشکده هنر دانشگاه تهران به مقام استادی ‏‏تمام (پروفسور) اين دانشگاه دست يافته را کسب کرد. از رهنورد به عنوان هنرمند، مجسمه «نرگس عاشقان» اثر او (۱۳۷۳) در میدان محسنی (مادر) تهران نصب شده است.
«دانشجویان با سر دادن شعارهای مختلفی از جمله "مهدی با تعصب"، "كروبي رييس جمهور ميشه خدا می دونه كه حقشه..." و "کروبی حمایتت می‌کنیم" از سخنان کروبی استقبال کرده‌اند.»
جملات بالا بخشی از گزارش سایت آفتاب از سخنرانی شیخ مهدی کروبی در دانشگاه صنعتی شریف است. مشخص نیست که دانشجویان در یک میتینگ انتخاباتی شرکت کرده اند یا به تماشای یک رویداد ورزشی.
شعار «مهدی با تعصب» واقعن در نوع خود کم نظیر است که بنظر می رسد کمی هم تم طنز داشته باشد. آفتاب گزارش می دهد هنگامی که کروبی در بخشی از اظهارات‌اش گفت:‌ «شعار من تغییر است» دانشجویان فریاد زدند "کروبی اوباما".
کروبی در بخشی دیگر از سخنانش اظهار داشته : «دولتی می‌سازم که همه بگویند به به و چه چه». با این نوع اظهار نظرها چه انتظاری می توان از محمود احمدی نژاد داشت.
کروبی در این سخنرانی متذکر می شود:«در صورت نیاز تمامی قوانینی را تا جایی که مغایر قوانین اسلام نباشد تغییر خواهم داد». در حالی که مشاورنش باید به او یادآوری کنند که تغییر قوانی در حیطه ی وظایف رئیس جمهور نیست و شما دیگر رئیس مجلس نیستید.
ضمن آنکه همان تغییر قانون مطبوعات در مجلس ششم که به شکرانه ریاست شما بر مجلس موجب ورود عبارت «حکم حکومتی» به ادبیات سیاسی ایران شد کافی است. شرایط کشور را از این وخیم تر نکنید، تغییرات بنیادین نخواستیم.

چگونه احمدی نژاد ترور شد

25 نظر | سیاست
«طبق بررسی‌های به عمل آمده مشخص شده كه احتمال آلوده بودن تعدادی از پاكت‌های نامه ارسالی برای رئيس جمهور وجود داشته و برای جلوگيری از مسموميت رئيس جمهور تيم حفاظت وی در چندين مورد به رئيس جمهور تذكر داده‌اند كه مراقب نامه‌هایی كه در سفرهای استانی به وی داده می‌شود باشد.» [سایت جهان امروز]
دیروز خبرگزاری فارس ،سایت خبری الف ، شهاب نیوز ، آینده ، عصرایران ، گویانیوز ، ایران پرس و ده ها سایت دیگر این خبر را با عنوان «تلاش برای ترور احمدی‌نژاد با نامه‌های سمی» منتشر نمودند.
در متن خبر سایت جهان امروز از هیچ منبعی نام برده نمی شود. منبع خبر «طبق بررسی های به عمل آمده» است. به عنوان یا نوع مرجع بررسی کننده اشاره ای نمی شود. هیچ منبع مستقل و یا حتی وابسته ای در درون دولت نیز این خبر را تائید نکرده است.
محتوی خبر نیز در نوع خود جالب توجه و منحصر بفرد است: «مشخص شده که احتمال آلوده بودن تعدادی از پاکتهای ارسالی برای رئیس جمهور وجود داشته». استفاده از عبارت «احتمالی آلوده بودن وجود داشته» آیا به این معنا نیست که تنها حدس و گمانهایی در این مورد وجود دارد و بررسی ها موردی را نشان نداده است؟
این حدس و احتمال و گمانه زنی را چه مقام یا نهاد مسوولی بررسی و طرح نموده است؟ نوع اطلاع رسانی و انتخاب تیتر «تلاش برای ترور» بیشتر شائبه تبلیغاتی بودن این خبر را تقویت می کند.
در همین حال واکنش منتشر شده احمدی نژاد به این مسئله حیرت انگیز است: «برای جلوگیری از مسمومیت رئيس جمهور تيم حفاظت وی در چندين مورد به رئيس جمهور تذكر داده‌اند كه مراقب نامه‌هایی كه در سفرهای استانی به وی داده می‌شود باشد اما دكتر احمدی نژاد در پاسخ به تدابير امنیتی محافظان خود گفته است: بنده مثل گذشته برخورد می‌كنم.»
این پاسخ به این معنا است که احمدی نژاد در راه انجام وظیفه برای جان خود ارزشی قائل نیست و برای حل مشکلات مردم هر خطری را به جان خواهد خرید. اما این سطحی ترین و مبتذل ترین نوع برداشت از واکنش ایشان است.
همانگونه که در روایات اسلامی وجود دارد- و هر عقل سلیمی نیز آنرا تائید می کند- هیچ کس به دست خود ابزار هلاکش را فراهم نمی کند و خود را در خطر مرگ قرار نمی دهد آنهم در شرایطی که می توان بسادگی خطر را رفع کرد.
حال فکر کنید رئیس جمهور دولتی که مسولیت های مهمی را بر دوش دارد به سادگی خود را در معرض خطر قرار دهد و بدین شکل امنیت و ثبات جامعه را به مخاطره اندازد.
آیا از چنین فردی باید به خاطر شجاعت و از خودگذشگی تقدیر نمود و یا بخاطر عدم سلامت روانی و درک صحیح از منافع ملی و ثبات اجتماعی مورد سرزنش و تنبیه قرار داد. به هر حال مانورهای تبلیغاتی عوام فریبانه دست راستی های افراطی آغاز شده و باید منتظر شنیدن و خواندن خبرهای مجهولی از دست بود.

چرا صدای میرحسین را نمی شنویم

2 نظر | سیاست
یادداشت «چرا صدای میرحسین را نمی شنویم» در ضمیمه روزانه امروز دوشنبه 7 اردیبهشت روزنامه اعتماد به چاپ رسیده است:

«نظارت استصوابی با روح قانون اساسی سازگار نیست، بهتر است مردم را آزاد بگذاریم.» این جمله تنها بخش کوچکی از سخنانی است که میرحسین موسوی در نقد مدیریت دولت نهم و پاسداشت آزادی و حقوق شهروندی بر زبان رانده است؛ سخنانی که پیش از این شاید از کمتر کاندیدای ریاست جمهوری که در انقلاب و مدیریت جمهوری اسلامی سهم عمده یی داشته، شنیده شده است،سیدمحمد خاتمی نیز در بیان صریح چنین سخنانی همیشه تامل کرد و بنا به ملاحظاتی هیچ گاه اینچنین مخالفان را مورد خطاب و عتاب قرار نمی داد. به جرات می توان ادعا کرد شنیدن این سخنان از «نخست وزیر محبوب امام» بسیار بااهمیت از «رئیس جمهور اصلاحات» است. [ادامه مطلب]

شايد بشود کاری کرد

یک نظر | سیاست
یادداشت «شاید بشود کاری کرد» در ضمیمیه روزانه امروز یکشنبه 6 اردیبهشت روزنامه اعتماد به چاپ رسیده است:
«سوم تیر 1384 نام محمود احمدی نژاد در میان بهت و حیرت نخبگان سیاسی و جامعه روشنفکری به عنوان رئیس جمهوری ایران اعلام شد. اتفاقی که کمتر کسی فکر می کرد در آینده تاثیری باورنکردنی بر تحولات سیاسی و اجتماعی ایران داشته باشد؛ ایرانی که با وجود همه مشکلات داخلی و موانع خارجی مسیر ثبات و آرامش را طی می کرد.
اگر دولت سیدمحمد خاتمی به باور هوادارانش هر 9 روز یک بحران را تجربه کرد- بحران هایی که به واسطه عوامل بیرونی به این دولت تحمیل می شدند- دولت نهم به ریاست محمود احمدی نژاد، خود را هر هفته و شاید هر روز در بحرانی جدید وارد می کرد. بحران هایی که این بار نه به واسطه عوامل خارجی یا رقبای سیاسی داخلی بلکه به دست مردان رئیس جمهور و بیش از همه خود رئیس دولت نهم ایجاد می شدند.» [ادامه یادداشت]
سریال حضرت یوسف گرچه بخاطر داستانش و «برخی جذابیت ها» با اقبال روبرو شده اما از نظر کیفیت سینمایی در حد قابل قبولی نیست.
در انتخاب برخی بازیگران - فرعون با ته لهجه اصفهانی و بازیگر یعقوب نبی که در اکثر نقش های سینمایی خود در نقش منفی حاضر شده - و همچنین حتی نزدیک به واقع نبودن برخی روایتها ، نقدهای قابل توجه ای مطرح است.
اما جدای از همه این موارد یک نکته قابل توجه به روایتی معتبر از امام صادق در مورد اینکه چرا از فرزندان یوسف هیچکدام پیامبر نشده اند باز می گردد:
«وقتى يوسف پدر را ديد خواست به احترام او پياده شود ولى توجهى به حشمت و جلال خود نموده منصرف شد. پس از سلام به پدر (و تمام شدن مراسم ملاقات ) جبرئيل بر او نازل گرديد، گفت : يوسف خداوند مى فرمايد چه باعث شد كه براى بنده صالح ما پياده نشدى اينك دست خود را بگشا. ناگاه نورى از بين انگشتانش خارج شد، پرسيد اين چه بود؟ چبرئيل پاسخ داد اين نور نبوت بود كه از صلب تو خارج گرديد به كيفر پياده نشدنت براى پدرت يعقوب.»
(تفسير مجمع، سوره يوسف ، جزء 12 بحارالانوار ص 252، نزهة المجالس ج 1 ص 111)
یوسفی که در زمان جوانی فریب شیطان را نمی خورد و خود را تسلیم زلیخای زیبا رو نمی کند، چگونه در میانسالی اینچنین با غرور و خودخواهی با پدری نحیف رنج کشیده استقبال می نماید؟
باید منتظر ماند دید در قسمت آینده ، این روایت به چه شکلی ارئه می گردد و در ادامه ماجرا کارگردان چگونه سعی می کند این معضل را مرتفع نماید به نحوی که به چهره ای که تاکنون از یوسف ارائه شده خدشه وارد نگردد.
به هر حال اغراق و مبالغه درباره زندگی پیامبران در همه ادیان وجود داشته است. درحالی که در کتب آسمانی در مورد جنبه های مادی و طبیعی و اشتباهات و خطاهای پیامبران روایت های بسیاری وجود دارد. سریال یوسف پیامبر نیز از این بزرگ نمایی ها و روایت های مبالغه آمیز به شکل افراطی رنج می برد.

آيا ميرحسين موسوی اصلاح طلب است؟

3 نظر | سیاست
یادداشت «آیا میر حسین موسوی اصلاح طلب است؟» در شماره امروز شنبه 5 اردیبهشت 88 ضمیمه روزانه روزنامه اعتماد به چاپ رسیده است:

شايد بسياري پس از اعلام کانديداتوری ميرحسين موسوی اين سوال را پرسيده باشند که آيا ميرحسين موسوی اصلاح طلب است؟ آيا موسوی تغييرات در جهت بهبود شرايط را دنبال می کند؟ برخی در ابتدا با اشاره به بيانيه اعلام حضور و همچنين اعلام کانديداتوری ايشان پس از اعلام حضور سيد محمد خاتمی -که به خط کشی صريح موسوی با اصلاح طلبان تعبير شد- به اين سوال پاسخ روشن «خير» دادند. [ادامه مطلب]
سید محمد خاتمی در دیدار با نمایندگان ادوار مجلس گفته اند :«امکانات به صورت عادلانه و منصفانه تقسیم نشده و رقابت، رقابت برابری نیست از یک سو از امکانات فراملی استفاده می‌شود اما ازسوی دیگر از حداقل امکانات برای کاندیداها دریغ می‌شود. با تریبون‌های محدودی هم که وجود دارد برخورد می‌شود. بعضی‌ها نیاز به ستاد ندارند چرا که همه امکانات کشور در اختیار آن‌هاست.» این سخنان شاید دقیق ترین توصیف است که از شرایط تبلیغاتی این روزها می توان داشت. رسانه ملی که با تمام توان در پی تبلیغ دولت است تا انجا که حتی شکست های دولت را نیز به پیروزی تعبیر می کند.
در حالی که بسیاری از فعالان سیاسی کنفرانس دوربان و اتفاقات پیش آمده را برای کشور زیانبار تلقی نمودند و میر حسین موسوی از آن به عنوان «افتضاح سوییس» که ناشی از «افراطی گری رئیس جمهور» است ، یاد کرد ، رسانه های دولتی و صدا و سیما آنرا حماسه و موفقیتی بزرگ تفسیر کردند.
گرچه ادعا می شود که احمدی نژاد نیاز به ستاد انتخاباتی و تبلیغات ندارد اما سفرهای تبلیغاتی احمدی نژاد از سال دوم ریاست جمهوری او آغاز شده و بجای توزیع تراکت تبلیغاتی نیز سیب زمینی و پرتقال و تراول چک توزیع می شود.
اما باید هوشیار بود که این بار اصولگرایان تجربه دوم خرداد 76 را به خوبی به خاطر دارند ، تبلیغات یک سویه ای که باعث شد سید محمد خاتمی با پیروزی چشمگیری بر کرسی ریاست جمهوری تکیه بزند و هشت سال کابوس وار را برایشان به ارمغان بیاورد.
به همین دلیل مدیران تبلیغاتی دولت این بار بر مواردی تکیه می کنند که کمتر حساسیت های جامعه را تحریک کند درعین حال مراقبند بیش از حدنیاز مشارکت شهروندان افزایش پیدا نکند. امری که در نهایت منجر به «مدیریت انتخابات» توسط جریان اقتدارگرا خواهد شد.
متن زیر را هوشنگ دودانی عزیز به عنوان نظر برایم ارسال کرده است که به واقع تحلیلی از عملکرد محمود احمدی نژاد در نشست دوربان در ژنو. همه نظر را در اینجا می توانید بخوانید:

شرکت احمدی‌نژاد در «کنفرانس دوربان دو» نشان داد که سازمان ملل متحد تنها شورای امنیت آن نیست. ‏دولت‌هایی که شورای امنیت سازمان ملل متحد را ابزار سیاسی خود برای دیکته اراده سیاسی خود ‏می‌دانستند خود راه را برای ابزار کردن سازمان ملل برای اهداف سیاسی جدای از اساسنامه آن هموار کردند.‏
تا هر گاه که پرونده ساختگی هسته‌ای برای دولت ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد است، رییس ‏جمهور کشور ایران، هر کس که باشد، در هیچ نشست سازمان ملل متحد نمی‌تواند آن را نادیده گذاشته و به ‏‏«دستور روز» نشست بپردازد. احمدی‌نژاد نیز از جایگاه ریاست جمهوری ایران چنان نکرد.‏
و اما محتوای سخنرانی احمدی‌نژاد یک بار دیگر نشان داد که ایرانیان نمی‌توانند بی تفاوت از کنار واقعیت تاریخی ‏هولوکاست بگذرند و بایستی دلاوری رویارویی با آن را پیدا کنند. آنچه احمدی‌نژاد در باره هولوکاست می‌گوید ‏برآمده از غفلت همه ایرانیانی است که جار می‌زده‌اند هولوکاست مساله آنها نیست.
هراس آنها از درگیر شدن ‏با آن واقعیت تاریخی در گذشته راه روشنگری درباره یهودی‌ستیزی پیش از آن واقعیت تاریخی را بست و اکنون ‏نیز جامعه ایران را ناتوان از شناخت یهودی‌ستیزی روزآمد شده کنونی ساخته است. ‏
سخنان احمدی‌نژاد در باره اسراییل، حتی اگر همه از دلسوزی به مردم فلسطین هم برآمده باشد، به سختی از ‏یهودی‌ستیزی روزآمد شده کنونی در جهان جدا شدنی است.
و احمدی‌نژاد آیینه ناتوانی روشفکری امروزی ایران ‏در وظیفه روشنگرانه خویش است. نه احمدی‌نژاد آنگونه که رقیبانش جار می‌زنند غولی بی شاخ و دم و جدای از ‏ایرانیان امروز است و نه صهیونیسم آنگونه که احمدی‌نژاد می‌گوید غولی است که هر آن دهان گشاید جهان را ‏خواهد بلعید.‏
کنفرانس دوربان دو نمایشگاه بود. نمایش احمدی‌نژاد در برابر نمایش دولت‌هایی که می‌خواهند از او غول بسازند ‏و به دنبال دست‌آموز کردن دولت ایران هستند. مساله در احمدی‌نژاد نیست.
کنفرانس دوربان دو را شورای ‏حقوق بشر سازمان ملل متحد سازمان داده بود که دولت‌هایی چون عربستان، پاکستان، کوبا، روسیه و چین ‏عضو آن هستند. میهمان، احمدی‌نژاد، از چنان میزبانانی اگر هم یک سر و گردن بالاتر نباشد بی شک در امر ‏حقوق بشر کمتر از آنها نیست.
دولت‌های اروپایی با چشم بستن به این واقعیت به نمایش از پیش کارگردانی ‏شده در برابر احمدی‌نژاد پرداختند. چون به خیال خود از احمدی‌نژاد غول دلخواه خود را ساخته‌اند، همچنان که ‏احمدی‌نژاد نیز به خیال خود غول دلخواه خود را از دولت اسراییل ساخته است و خیال می‌کند همه چیز را ‏می‌توان به دولت اسراییل بار کرد.
دست کم رقیبان داخلی دولت اسراییل نه مانند رقیبان داخلی احمدی‌نژاد ‏دست بسته هستند و نه مانند رقیبان داخلی با وسواس دستچین شده احمدی‌نژاد نگران دستکاری صندوق‌های ‏رای مردم. و اما دولت اسراییل در پیش و به هنگام کنفرانس دوربان دو با احمدی‌نژاد کار نداشت، آنها اوباما و ‏کلینتون را هدف گذاشته بودند تا آنها را از غول بی شاخ و دمی بترسانند که به نام احمدی‌نژاد خود ساخته‌اند و ‏حرفشان با اوباما این است: مبادا نزدیک شوید احمدی‌نژاد شما را می‌خورد.‏
کار رییس جمهور ایران سنجیده بود که به انزوای دلخواه دولت‌های رقیب تن نداد و درست در جایی که آنها ‏هراس داشتند آنها را به چالش کشاند. هفت کشوری که پیشاپیش کنفرانس دوربان دو را تحریم کردند تنها ‏ناتوانی خویش را نشان دادند.
چون نتوانستند آن را پیشاپیش به دلخواه خویش بگردانند پس تحریم کردند. و این ‏یعنی فرار از مسوولیت. احمدی‌نژاد در چنین میدانی بازی می‌کند. میدان کرها و کورها. میدانی که دولت‌هایی ‏چون عربستان و چین با گوش‌های ناشنوای خویش حقوق بشر را نمایندگی می‌کنند، و دولت‌هایی چون آمریکا، ‏هلند و آلمان با چشم بستن بر واقعیت‌ها و جستجوی راه حل برای آنها فرار را بهتر از گفتگو یافته‌اند. ‏
دولت ایران بیانیه پایانی نشست دوربان را امضا کرد. همه کرها بشنوند و همه کورها ببینند. دولت ایران بیانیه ‏پایانی نشست دوربان را امضا کرد. مانور دولت احمدی‌نژاد در میدان کوران و کران دوربان دو مانوری موفق بود. ‏کشور ایران چیزی از دست نداد.
تحریم کنندگان بایستی پاسخ دهند که جز پذیرفتن قرارها چه انتظاری از ‏دولت‌های دیگر دارند. و چرا از کوشش برای رسیدن به قرارهای بهتر تن باز می‌زنند. آیا می‌خواهند متن ‏سخنرانی دیگران را هم برایشان بنویسند؟ یا اینکه می‌توانند تحمل دیدگاه‌های دیگر را، به هنگام جستجوی ‏بهترین راه کار، در خود نیز پرورش دهند. و اگر سازمان ملل متحد ماندنی باشد راه این است و نه آن.‏
می‌دانم انتخابات ریاست جمهوری در پیش است. اما احمدی‌نژاد، تا لحظه‌ای که کسی دیگر سوگند ‏ریاست جمهوری یاد کند، رییس جمهور ایران است. و رییس جمهور، هر کس که باشد، در برابر مردم مسوول ‏است و نه یک حزب یا جناح یا دسته و گروه. وظیفه رییس جمهور ایران خدمت به کشور و مردم ایران است. من ‏در این نوشته او را در جایگاه ریاست جمهوری ایران دیده‌ام و نه رقیب انتخاباتی.‏

رجوع به اصلاح طلبی و تحول خواهی

| سیاست
این مقاله که در ضمیمه امروز روزنامه اعتماد منتشر شده ، نقد کوتاهی بر شعارهای و سیاست هایی است که ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی در پیش گرفته است.

«گرچه محمدرضا بهشتی معتقد است «اگر آرمان ما در زندگی و نظام چنين فردی -ميرحسين موسوی- است بايد با او همراهی کنيم»، اما سال هاست ديگر اکثريت قابل توجهی از شهروندان بر اساس «حقوق شهروندی» و در جهت تغيير و البته بهبود شرايط با در نظر گرفتن «محدوديت ها و معذوريت ها در انتخاب هايشان»، آرای خود را به صندوق ها می ريزند، نه بر اساس تکالیف ، آرمان ها و ايده آل ها.
آن بخشی از جامعه نيز که به جای «حقوق شهروندی» به آرمان و «تکاليف شرعی» معتقد است، نه ميرحسين موسوی را نماينده خود می داند و نه «کاتبان تکاليف شرعی» آنان را به سوی موسوی سوق خواهند داد.» [همه مطلب]
در این نظرسنجی شرکت کنید و بگویید آیا به نظر شما سخنرانی احمدی نژاد در کنفرانس دوربان ژنو اعتبار بین المللی ایران را افزایش یا کاهش داد، یا اینکه بی تاثیر بود.
شما همچنین می توانید برای شرکت در سایر نظر سنجی های این وبلاگ در همین صفحه در قسمت بالای ستون سمت راست نظر خود را وارد کنید. از مشارکت شما در این نظرسنجی متشکرم.

شیخی که دوست دارد رئیس جمهور شود

9 نظر | سیاست
اگر به اسامی افرادی که در این انتخابات گرد شیخ مهدی کروبی حلقه زده اند و حمایت خود را در انتخابات از وی اعلام کرده اند توجه کنیم ، بیش از پیش متعجب می شویم که چرا نسبت به کروبی اقبال عمومی وجود نداد.
غلامحسین کرباسچی، عماد الدین باقی، محمد قوچانی، عطاالله مهاجرانی، جمیله کدیور و این اواخر هم محمد نجفی و سید محمد ابطحی و جمعی از فعالین دانشجویی عضو تحکیم وحدت، همه در کنار شیخ ایستاده اند.
در این میان سخنان مهدی کروبی بیش از هر زمان دیگری تند و تیز است: جمع اوری گشت ارشاد ، حذف نظارت استصوابی، انتخاب وزیر زن ، متهم کردن احمد جنتی به حمایت از احمدی نژاد، و نامه نگاری به فرمانده بسیج و ده ها مورد دیگر.
به همان میزان که عکس یادگاری گرفتن کروبی با ملی مذهبی ها و دانشجویان امیرکبیر و خوانندگان رپ واکنش اعتراضی در جریان راست افراطی ایجاد نمی کند، سخنان تند و آتشین کروبی نیز در میان طبقه متوسط و روشنفکران با اقبال روبرو نشده است.
اما دلیل واقعی این اتفاق چیست؟ آیا این موضوع که جامعه ایرانی، دیگر به روحانیون رای نخواهد داد و در این میان خاتمی تنها یک استثنا است، می تواند درست باشد؟
آیا باوراینکه کروبی بر کرسی ریاست جمهوری بنشیند و این شعارهای محقق گردد دور از ذهن است؟ یا اینکه اصلن کسی باور نمی کند که کروبی بتواند رئیس دولت دهم باشد که به وعده هایش توجهی کند!؟
اما نکته دیگری را هم نباید از نظر پنهان داشت. کروبی هرچند ویترین خوبی و زیبایی از آدمهای دانه درشت سیاسی که هر کدام به دلیلی گرد او حلقه زده اند مهیا کرده اما از نظر عقبه سیاسی و نیروهایی که در حزب اعتماد ملی از او حمایت می کنند دچار مشکلات عدیده ای است.
متوسط کارایی و توانمندی نیروهای سیاسی بدنه حزب اعتماد ملی و سایر نزدیکان به وی و اطرافیان فاطمه کروبی که ظاهرن در تصمیم گیریهای او نقش قابل توجه ای دارد تنها شاید کمی از متوسط توان نیروهای احمدی نژاد بیشتر باشد.
جدای از این موضوع که هر چه شیخ سخنان تندتری بزند و وعده های بزرگتری بدهد، کمتر باور پذیر می شود، بزرگترین مشکل شیخ اینست که باور ریاست جمهوری او در باور عمومی جامعه بسیار بعید است.
این مطلب را با این سوال آغاز می کنم: «آیا اسخنان حمدی نژاد در کنفرانس دوربان حقیقت نداشت؟». شاید پاسخ به این سوال چندان دشوار نباشد.
انچه که احمدی نژاد از داستان اشغال فلسطین به دست صهیونیستها روایت کرد، فاصله چندان با واقعیت نداشت. این موضوع که صهیونیستهای اسرائیل رفتاری جنایتکارانه با شهروندان فلسطینی دارند هم واقعیتی غیر قابل انکار است.
حال سوال اینجاست: «چرا به سخنان احمدی نژاد به این صورت اعتراض می شود و در ایران نیز آن را محکوم می کنند؟» برای پاسخ به این سوال دو نکته باید مورد توجه قرار بگیرد:
اول اینکه احمدی نژاد در کشوری زندگی می کند که شهروندان آن از بسیاری از حقوق انسانی محرومند. اقلیت های قومی و مذهبی تحت فشار و ستم قرار دارند و از حقوق مدنی و قانونی خود برخوردار نیستند. حتی قوانین مصوب حکومت نیز در مواردی رعایت نمی شود.
شما ممکن است خبرنگار و عکاس (زهرا کاظمی)، وبلاگ نویس (امیدرضا میر صیافی)، فعال سیاسی (اکبر محمدی) و حتی یک پزشک (زهرا بنی یعقوب) باشید و به علتی دستگیر و روانه زندانش شوید و بی هیچ دلیل مشخصی چند روز بعد جسد شما را تحویل خانوادیتان بدهند. هیچ تحقیقی صورت نمی گیرد، کسی محاکمه نمی شود و صدای اعتراضی نیز بلند نخواهد شد.
چگونه ممکن است رئیس جمهور چنین کشوری بتواند منادی رفع تبعیض و رعایت حقوق انسانها باشد وقتی که اتفاقن دولتش از این گونه رفتارها حمایت و جانبداری می کند.
اما علت دوم به زبان و ادبیاتی است که احمدی نژاد در بیان این موضوع برگزیده است. برای انکار یک جنایت نمی توان جنایت دیگری را نفی کرد.
احمدی نژاد با انکار کردن هولوکاست اولین قدم را اشتباه برداشت و هرچه در این ماجرا بیشتر پیش رفت نه تنها کمکی به کاهش آلام مردم فلسطین ننمود، ضمن ارائه ی چهره ای مخدوش از ایران ، مسئله رنجی که شهروندان فلسطینی می کشند را به حاشیه راند.
این کنفرانس می توانست برای هواداران حقوق یشر، محلی برای محکومیت تبعیض نژادی ، قومی و مذهبی باشد اما سخنان رئیس دولت نهم همه چیز را تحت شعاع قرار داد. تا جایی که رسانه های اسرائیلی اعلام کردند هیچ کس بهتر از احمدی نژاد نمی توانست در جهت بی اعتباری این کنفرانس اقدام کند.
بخشی از سخنان احمدی نژاد که در مورد بحران اقتصادی و دیگر مشکلات جهان بود و نسخه ای که وی برای آنها ارائه کرد -به قول آرش اکسیر عشق و محبت و شنگولی- فاقد هرگونه ارزش است که تو اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی!
سخنرانی احمدی نژاد در اجلاس دوربان و واکنش شرکت کنندگان به سخنان ضد اسرائیلی رئیس دولت نهم ، بازتاب های مختلفی داشته است.
شاید واکنشهای جهانی به این اتفاق تا این حد قابل پیش بینی نبود و بار دیگر اجماع جهانی علیه ایران را تقویت نمود و به واقع اسرائیلی ها را خشنود نمود. بان کی مون ، دبیر کل سازمان ملل اظهارت احمدی نژاد را محکوم کرد و نماینده سفیر آمریکا گفت: «به هیچ کلمه دیگری به جز شرم‌آور نمی‌‌توانم فکر کنم».
در حالی که جمهوری چک در اعتراض به اظهارات احمدی نژاد از کنفرانس دوربان کنار کشید، انگلیس سخنرانی احمدی‌نژاد را توهین‌آمیز و فرانسه سخنان احمدی‌نژاد در اجلاس ژنو را «سخنرانی نفرت» خواند
این سه مطلب که هر کدام از زاویه ای متفارت به این سخنرانی پرداخته اند را از دست ندهید. مطالب را به ترتیب زمان انتشار آورده ام:.

کاملیا انتخابی فرد زیر عنوان کنفرانس دوربان در سوئیس و اقلیتهای مذهبی در ایران از تبعیض موجود در ایران می نویسد: «در وضعیتی که حقوق اقلیتهای قومی و نژادی در ایران زیر پا گذاشته می شود و نه تنها غیر مسلمانان بلکه ایرانیان سنی مذهب نیز فعالیتهای اجتماعی اشان در اندازه ای مشخص و محدود تعریف می شود، گفتن از اسرائیلی ها و محکوم کردنشان به عدم رعایت حقوق فلسطینی ها کمی عجیب به نظر می آید.»

در مطلبی دیگر مهدی جامی زیر عنوان شهر آشوبی احمدی نژاد اشاره می کند : «نظامی که سرتا پا به دروغ و فشار و تهدید و تحقیر و ارعاب مردم اش آلوده است و تکرارکننده الگوی فاسد مالی و سیاسی آن نوع حکمرانی است که در دهها کشور عقب افتاده جهان می بینیم چنانکه مردم اش را از خود بیزار و فراری کرده است در جایگاهی نیست که بتواند از این حرفهای دلخوشکنک بزند.
حرفهایی که ممکن است عربهای خیابانهای قاهره و بغداد و متعصبان کراچی و کابل را خوش آید یا برای چاوزهای طماع نان و آبی داشته باشد اما در میزان مردم ایران و سیاست جهان کلوخ پوکی است که لعاب طلایی ارزان بر آن کشیده باشند.»

آرش کمانگیر هم از جنبه ای دیگر به این سخنرانی پرداخته است. آرش با بررسی سخنرانی احمدی نژاد در پایان مطلب اش با عنوان اکسیر عشق و محبت و شنگولی اینگونه نتیجه می گیرد : «. . . احمدی نژاد باید برود برازجان، نامه از دست مردم بگیرد که این یکی گاوش مریض شده اما اداره ی بهداشت واکسن ندارد. حالا آقای رییس جمهور چه بکند؟ یعنی می شود برود آن بالا، وسط آنهمه نور، و چیزی نگوید؟ نه، نمی شود.
واضح است که نمی شود. پس می رود "اکسیر عشق و محبت" تجویز می کند. خلایق هم عده ای می خندند، عده ای کیف می کنند، عده ای هم سالن را ترک می کنند می روند کمی سوت بزنند از فکر این رییس جمهور عجیب بیرون بیایند. ما هم می شویم مضحکه.»
در حالی که خبرگزاری فارس از شکست «طرح اغتشاش در سخنرانی احمدی نژاد در ژنو» خبر می دهد می نویسد: «حاضرین اجلاس دوربان با تشويق مكرر و بعضا طولانی سخنان ضد صهيونيستی احمدی نژاد پروژه انزوای رئيس جمهوری اسلامی ایران را ناكام گذاشتند» ، آنچه صدا و سیمای دولتی ایران به نمایش گذاشت حکایت دیگری بود.
در ابتدای سخنرانی احمدی نژاد دو نفر که کلاه‌ گیس‌های رنگی -نشانه صلح یا ظاهرن دلقک ها- بر سر داشتند تلاش نمودند خود را به تریبون سخنران برسانند. [BBC - فیلم و گزارش]


یکی از این دو نفر، در حالی که فریاد می‌زد «نژادپرست! نژاد پرست» شی قرمز رنگی به طرف احمدی‌نژاد پرتاب کرد که به سکویی که او ایستاده بود برخورد کرد.
نیروهای امنیتی این دو نفر را از سالن خارج کردند. احمدی نژاد در حالی که بنظر میرسید تمرکز خود را از دست داده از حضار خواست این افراد را بخاطر بی اطلاعی ببخشند.
در همین حال هیات همراه ایران که در میان آنها منوچهر متکی و اسفندیار رحیم مشایی مشاهده می شدند به شکل غیر متعارف و عجیبی اقدام به تشویق و کف زدن برای احمدی نژاد نمودند. صحنه ای که بارها و بارها در طول سخنرانی رئیس دولت نهم تکرار شد.
در ادامه هنگامی که احمدی‌نژاد به پیدایش اسرائیل اعتراض نمود نمایندگان اروپایی به شکل دسته جمعی محل سخنرانی را ترک کردند. اقدامی که در ادامه سخنرانی احمدی نژاد وقفه ایجاد نمود و به وضوح چهره وی را دچار تغییر کرد.
همچنین در طول سخنرانی احمدی نژاد نیز، برخی از حضار از بالکون سالن کنفرانس علیه احمدی‌نژاد شعار می دادند. مجموع این اتفاقات به واقع بیشتر از انچه که دو سال پیش در دانشگاه کلمبیا اتفاق افتاد ، چهره ی نا مطلوبی را از احمدی نژاد به نمایش گذاشت. در همین حال پخش این تصاویر از صدا و سیمای دولتی نیز جالب توجه بود.

BBC PERSIAN پر بیننده تر از VOA و IRIB

یک نظر | جامعه
نظرسنجی بررسی شبکه های تلویزیونی و ماهواره ای پربیننده در ایران با حضور 1138 نفر به پایان رسید. قابل ذکر است که این نظر سنجی می تواند مشخص کننده نظرات بخشی از کاربران اینترنت در ایران باشد نه لزومن جامعه ایرانی.
در این نظرسنجی که شرکت کنندگان حق انتخاب حداکثر دو کانال ماهواره ای را داشتند، تلویزیون بی بی سی فارسی با 503 رای توانست 44.1 درصد آرا را به خود اختصاص دهد و در جای اول قرار بگیرد.
تلویزیون ماهواره ای صدای آمریکا نیز با 283 رای و کسب 25 درصد آرا در مقام دوم قرار گرفت. شبکه های پنجگانه تلویزیونی ایران نیز با 166 رای 14.6 درصد آرا را کسب نمودند.
گزینه سایر و شبکه ام بی سی پرشین که مخصوص پخش فیلم با زیر نویس فارسی است نیز به ترتیب با 104 و 82 رای ، 9.1 و 7.2 درصد آرا کسب کردند.
بر اساس این نظر سنجی می توان به میزان نفوذ رسانه های خبری فارسی با 69 درصد آرای شرکت کنندگان پی برد. گرچه بی بی سی فارسی با 44 درصد آرا در این نظر سنجی بی رقیب می نماید. آرای 7.2 درصدی ام بی سی پرشین در مقایسه با آرای 14.6 درصدی شبکه های پنجگانه ملی نیز قابل تامل است.
محمد مایلی کهن سرمربی تیم سایپای کرج و همچنین تیم ملی فوتبال ایران در بیانیه ای خطاب به سرمربی و مسوولان باشگاه استقلال تهران می نویسد:
«به این آقایان کوتوله و عوام فریب (کل یوم) که حتی فاقد مدرک تحصیلی برای گروهبان قندلی شدن هستند اما لقب ژنرال را یدک می‌کشند می‌گویم که از گل دقیقه 90 سایپا و پیامی که آن گل به پهنای ایران عزیز اسلامی داشته؛ پند گرفته و هر چه سریع‌تر دست از نوچه بازی و نوچه‌ پروری برداشته از کارهای ناصواب و عوام‌فریبی دست بردارند.»
این ادبیات را اگر با سخنان مسوولان و منسوبان دولت نهم مقایسه کنید به قرابت و نزدیکی ادبیات رایج در عرصه سیاست و فرهنگ و اجتماع و ورزش پی خواهید برد.
ادبیات کوچه بازی و هتاکانه ، نگاه از بالا و هزینه کردن از «ایران عزیز اسلامی» که مالیاتی هم در پی ندارد. در حالی مایلی کهن از «هجوم ناجوانمردانه‌ترین الفاظ در میدان مسابقه و بیرون از آن که تنها از شعبان بی‌مخ‌ها و نوچه‌هایشان بر می آید» سخن می گوید که متن این یبانیه یادآور رجز خوانی های شعبان بی مخ در فیلم هزار دستان است.
گرچه مخاطب سرمربی تیم ملی هم از ادبیات و رفتار مشابهی برخوردار است اما بیانیه اخیر به نظر می رسد همه مرزهای ا آداب و ادب را شکسته است.
جای تاسف بسیار است که مربی تیم ملی کشوری همچون ایران با پیشینیه غنی فرهنگی و مخالفانش را «گنده باقالی ها‌» بخواند. حداقل کاری که فدراسیون فوتبال می تواند در این میان انجام دهد برکناری محمد مایلی کهن و عذر خواهی از مردم ایران به خاطر این انتخاب نادرست و بی اعتبار نمودن تیم ملی فوتبال است.
پی نوشت:
» اطلاعيه باشگاه استقلال درخصوص اظهارات مایلی كهن [+]
«با گذشت یک ماه از سال 88 و افزايش ذرات گردو غبار به برخی استان‌های كشور و كلان‌شهر تهران همچنان هيچ اقدامی صورت نگرفته است.» [خبرگزاری فارس - 29 فروردین 88]
این گزارش خبرگزاری فارس و لحن تهیه خبر تنها می تواند خشم شهروندان خوزستانی -و چند استان غربی کشور- را در پی داشته باشد. گزارشی که به بهانه رسیدن طوفان گرد و خاک به تهران تهیه شده است.
در حالی که پیش از این گزارش های مختلف و متعددی در اینباره تهیه و منتشر شد و حتی برخی کارشناسان نسبت به مرگ تدریجی 4 میلیون شهروند خوزستانی هشدار داده بودند.
همچنین واکنش مقام های مسوول به تهیه گزارشی تکان دهنده در مورد آثار مرگ آور این گرد و خاک ها با واکنش عجیبی روبرو گشت. مسوولان بجای چاره جویی در پی پاک نمودن صورت مسئله بر آمدند و فشار برای حذف گزارش از رسانه ها آغاز کردند.
حالا که این مشکل به به شهرهای مرکزی ایران رسیده و تهران نیز با این معضل دست و پنجه نرم می کند ، رسانه ها حساس شده و نسبت به بی تفاوتی مسوولین اعتراض می نمایند. در حالی که بیش دو سال است وضعیت آب و هوایی خوزستان از حالت طبیعی خارج شده و شهروندان این استان با مرگی تدریجی و بی صدا روبرو هستند.
این نوع رفتار ها که باعث می شود خواننده خوزستانی سایت خوزنیوز بنویسد: «زمان جنگ تا تهران چند موشک نخورد جنگ تمام نشد و ذزفول دویست موشک حورد کسی آخ نگفت هشت سال جنگ تو خوزستان بود کسی آخ نگفت دو موشک تو تهران خورد همه ...»
سفر میرحسین موسوی به استان خوزستان و سخنرانی او در جمع مردم و دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز گرچه امید به تغییر شرایط را افزایش داد اما شرایط موجود همچنان نگران کننده است.
سفر اهواز نشان داد میر حسین هنوز مخاطبان خود نشانخته و ادبیات مناسب را نیافته است. موسوی در جمع و جو سیاسی مردم اهواز که شعار آزادی ، عدالت سر می دادند و خواستار آزادی زندانیان سیاسی بودند، کمترین موضوع گیری سیاسی را داشت.
گرچه این مشکل در دانشگاه چمران کمی مرتفع شد. میرحسین باید بدون واهمه از آنچه می اندیشد سخن بگوید و ملاحظه کاری را درباره سیاه کاریهای دولت نهم به کنار بگذارد. انهم در شرایی که حتی صدای اعتراض حامیان دیروز احمدی نژاد نیز بلند شده است.
مردم در این شرایط تشنه صراحت و بی پروایی هستند. در جستجوی کسی که علنن نشان بدهد وخامت شرایط موجود را درک کرده است و در مسیر اصلاح آن گام خواهد برداشت.
موسوی برای ایجاد موج در جامعه زمان بسیار اندکی دارد. مشاوران و همراهان امروزش نیز گرچه انسانهای با دانش و روشنی هستند اما کمترین سابقه کار انتخاباتی را دارند و از تحرک لازم برای ایجاد شورانتخاباتی برخورددار نیستند.
کمپین میرحسین موسوی نیازمند یک حرکت و جهش سریع است. باید از بسیاری از هوادران خاتمی و اصلاح طلبان دلجویی شود و پذیرفت که پایگاه اجتماعی میرحسین در میان اصلاح طلبان و کسانی است که خواهان تغییر شرایط موجودند.
در موج سهمگین تیلیغات دولتی ، توزیع سیب زمینی و چک پول و سفرهای استانی و تلاش شبانه روزی صدا و سیما ، خبرگزاری ها و روزنامه های هوادار دولت برای موفقیت جلوه دادن ضعف ها و آسیب های دولت نهم با محافظه کاری تبلیغاتی کاری از پیش نخواهد رفت.
با وجود کنار کشیدن اصولگرایان و محافظه کارن به ظاهر میانه رو به سود احمدی نژاد خطر انتخاب مجدد معجزه هزاره سوم بیش از پیش افزایش یافته است. این هشداری است جدی برای همه آنها که خواهان تغییرند.
دلارا دارابی به خاطر جرمی که در 17 سالگی مرتب شده به اعدام محکوم و قرار است پس از 6 سال زندان در سن 23 سالگی، چهار روز دیگر، به دار آویخته شود.
بر اساس پیمان‌نامه جهانی حقوق کودکان ، اعدام کودکان زیر 18 سال ممنوع است اما دادگاه های ایران با صدور احکام اعدام ، تا زمان رسیدن این افراد به سن بالای 18 سال صبر نموده و پس از آن احکام را اجرا می کنند.
این در حالی است که اینگونه برخورد با قانون منع اعدام کودکان زیر 18 سال به نوعی کلاه شرعی محسوب شده و دور زدن این قانون بین المللی است. اعدام دلارا ، اعدام زنی 23 ساله نیست بلکه اعدام او در سن 17 سالگی است.
باید تلاش نمود با فشار به مراجع مسوول و جایگزین نمودن مجازاتهای دیگر برای جرائم اینچنینی ، اعدام کودکان در ایران را متوقف کرد.
رادیو زمانه: دل‌آرا دارابی، زن ۲۳ ساله‌ای که از شش سال پیش به اتهام قتل در زندان به سر می‌برد، چهار روز دیگر اعدام می‌شود.
پدر دل‌آرا دارابی نیز در نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه، نوشته‌است: «شش سال است که در کابوس مرگ و زندگی دخترم زندگی می‌کنم. جناب آقای شاهرودی، در عذاب اعدام یک دختر ۲۳ساله زندگی کردن کار بسیار دشواری است.» [بیشتر]

STOP Child Executions in Iran
Delara Darabi, the young artist who has been in prison for the last 6 years in Iran, will be execution at 4 days later.
Delara Darabi, 23, was found guilty of murdering a relative during a burglary she carried out along with a friend at the age of 17. [More]
خبرگزاری فارس از چند روز پیش وعده برگزاری همایش خودجوش دانشجویان هوادار محمود احمدی نژاد را داده بود. به گزارش بنگاه خبر پراکنی فارس این همایش دیروز چهارشنبه با استقبال «دانشجویان» مشتاق در تهران برگزار شد.
عکس زیر متعلق به این همایش «خودجوش و دانشجویی» می باشد. گزارش تصویری کامل این خبر را در اینجا ببینید.


برای دیدن عکس در اندازه واقعی روی آن کلیک کنید

در رخدادی دیگر دانشگاه شهید چمران اهواز دیروز شاهد حضور میرحسین موسوی بود. موسوی در حضور نزدیک به دو هزار تن از دانشجویان این دانشگاه به سخنرانی پرداخت. در این مراسم چند نفر از بسیج دانشجویی اقدام به ایجاد درگیری و ایجاد اغتشاش نمودند. [گزارش تصویری کلمه از مراسم]


برای دیدن عکس در اندازه واقعی روی آن کلیک کنید

عکس های مراسم میرحسین را با عکسهای مراسم خودجوش «دانشجویان» هوادار احمدی نژاد مقایسه کنید. قضاوت بر عهده خودتان.
مهندس میر حسین موسوی دیروز در جمع مردم اهواز حاضر شد و به سخنرانی پرداخت. حضور میرحسین در اهواز با استقبال نسبتن خوبی همراه بود. مدت زمان فیلم زیر 5 دقیقه می باشد.


» گزارش تصویری سخنرانی میر حسین موسوی در اهواز [اینجا ببینید]
وبگاردین [انگلیسی]: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ماه گذشته در بیانه ای تاکید کرد با گروه ها و افرادی که اقدام به تاسیس سایت های ضد اسلامی و پورنوگرافی بنمایند شدیدن برخورد خواهد کرد.
سپاه همچنین سایتی با عنوان گرداب را راه اندازی نمود که در آن عکس ها و اخبار افراد دستگیر شده ، منتشر شده است.
واکنش ها: بسیاری از بلاگر ها می گویند چنین اقدامی ترساندن فعالان فضای سایبر صورت گرفته است. همچنین پساه می خواهد با این اقدام تصویر منفی از وبلاگ نویسان در اذهان عمومی ایجاد نماید.
همچنین بسیاری یادآوری کردند که افراد بازداشت شده به وکیل دسترسی نداشته و تحت فشار و شکنجه قرار گرفته اند. برخی نیز به این نکته اشاره می کنند که این عملیات سپاه همچون کوه یخی است که تنها نوک آن نمایان است و هدف اصلی افزایش فشار به وبلاگ نویسان سیاسی تحت عنوان حفظ شئونات اخلاقی جامعه ایرانی است.
جنبه مثبت ماجرا: من می خواهم بگویم که وبلاگ نویسان ایرانی حق دارند نسبت به قدم بعدی سپاه پاسداران نگران باشند و همچنین بخواهند که حقوق انسانی بازداشت شدگان رعایت گردد.
اما یک نکته که باید به خاطر داشت اینست که برخی از این سایتها ، سایت پرونوگرافی معمولی نبودند. [در برخی موارد] تصاویر و فیلمهای زنان و دختران برهنه بدون اطلاع آنها تهیه و منتشر شده است. بسیار از این فیلمها در رختخواب و در هنگام آمیزش جنسی تهیه شده است.
چه کسی می تواند این سایت ها را متوقف نماید؟ ایرانیان در ایران به وکلای بین المللی دسترسی ندارند. صدها نفر بواسطه اهانت های -هتک حرمت های - آنلاین آسیب دیده اند. سپاه پاسداران با این اقدام حرمت و آبروی بسیاری را حفظ کرده است.
میرحسین موسوی ساعاتی پیش در جمع هزاران تن از شهروندان اهواز به سخنرانی پرداختند. این سخنرانی همچون سخنرانی سید محمد خاتمی در سال 1376 در مقابل مسجد ارشاد اهواز برگزار شد.
حضور کارگران ، دانشجویان و جوانان در این مراسم بسیار چشمگیر بود. کارگران کارخانجات مختلف در شعار های خود خواستار عدالت و برداشته شدن تبعیض های موجود بودند.


همچنین جمعی از دانشجویان دانشگاه های اهواز شعار «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» و «آزادی اندیشه ، همیشه همیشه » سر دادند که با همراهی جمعیت روبرو شد.
هنگامی که دکتر شجاعپوریان ، رئیس ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی از سید محمد خاتمی یاد نمود شور و شوق زاید الوصفی جمعیت را فرا گرفت و فریاد «درود بر خاتمی» طنین انداز شد.
«در دولت نهم حدود 100 هزار طرح كلنگ‌زنی شد كه از اين مجموعه تاكنون 52 هزار طرح‌ به بهره‌برداری رسيده است و بر اساس آمار موجود، هر سال تقريباً شش برابر دولت‌های گذشته كار شده است.»
این سخنان داوودی ، معاون اول احمدی نژاد در حالی بیان می گردد که متوسط اجرای هر طرح در ایران از فاز مطالعاتی تا بهره برداری حداقل 6 سال است.
در همین حال اجرای این تعداد طرح و به بهره برداری رسیدن آنها باید به مقدرا قابل توجه ای از میزان بیکاری کاسته باشد در حالی که با وجود کاهش تقاضای سالانه ، درصد بیکاری ناشی از رکود اقتصادی افزایش یافته است.
این ادعا که دولت نهم در هر سال 6 برابر دولت های دیگر کار کرده -و با این حساب در مجموع در این 4 سال به اندازه 24 سال گذشته کار شده- حداقل نسبت به گذشته ، نظری تعدیل شده محسوب می گردد.
این موضوع که دولت نهم در این چهار سال به اندازه چهار دولت قبلی درآمد ارزی داشته ، موضوعی دور از واقعیت نیست ، اما اینکه آیا به همین میزان پیشرفت و تغییر نیز اتفاق افتاده و یا تغییرات از جنس مثبت و سازنده بوده جای شک و شبهه بسیار وجود دارد.
درهمین حال بنظر می رسد مجموع تخلفات دولت نهم نیز بیش از هر دولت دیگری بوده است. رسانه ها گزارش می دهند که علاوه بر 2 هزار مورد انحراف دولت از قانون در سال 85 که نشان داد که بیش از یک میلیارد دلار از مازاد درآمد‌های نفتی کشور به خزانه واریز نشده ، قرائت بخشی از گزارش تفریغ بودجه ‌86 در صحن علنی مجلس نیز پرده از تخلفات برداشت و میزان بی توجهی و عبور دولت از قانون بودجه کشور در سال 86 را روشن ساخت. [مشروح گزارش]
هر چه به زمان انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می شویم ، مشخص تر می گردد که حامیت اصلی میرحسین موسوی اصلاح طلبان هستند.
چه گروه های و طیف های اصلاح طلبی که دردرون حاکمیت حضور داشته اند و چه جریاناتی که در این سه دهه اپوزیسیون محسوب شده اند.
این موضوع که حضور میرحسین موسوی می تواد طیف هایی از اصولگراین و حتی محافظه کاران میانه رو را به خود همراه کند ، تاکنون مشاهده نشده است.
گرچه شاید تعداد انگشت شمار افرادی در ارودگاه محافظه کاران به تمجید از موسوی پرداخته باشند اما به واقع جریان اصولگرا و جریانات محافظه کار راه دیگری را طی کرده اند.
می تواند مدعی شد که به واقع سقف و گستردگی سیاسی آرای میرحسین موسوی آنچنان بیش تر از سید محمد خاتمی نیست. بلکه آرای بالفعل ایشان به مراتب و به شکل غیر قابل باوری کمتر از خاتمی است.
به عبارت دیگر در «بهترین حالت ممکن» میرحسین «شاید» بتواند میزان آرای خود را به نزدیکی تعداد آرای احتمالی سید محمد خاتمی برساند که با وجود شرایط موجود این اتفاق دور از دسترس و غیر ممکن به نظر می رسد.
با تحلیل این شرایط است که بسیاری خطر را احساس کرده اند و برای جلب حمایت عمومی از میرحسین بر موئلفه های اصلاح طلبانی ایشان تاکید می کنند. اتفاقی که با افزایش احتمال پیروزی محمود احمدی نژاد ممکن است سرعت بیشتری به خود بگیرد.
به هر حال شاید برای اصلاح طلبان و کسانی که تغییرات هر چند اندک را از طریق انتخابات پیگیری می کنند انتخاب میان مهدی کروبی و میر حسین موسوی سخت نباشد اما بسیاری از کسانی که به سختی خود را برای انتخاب خاتمی راضی کرده بودند ، نسبت به انتخاب میرحسین موسوی مردد هستند.
«امروز پيشرفت در همه بخش‌ها حالت انفجاری پيدا كرده است و احساس خودباوری، اعتماد به نفس، اراده، همت و فتح قله‌ها در كشور و در دانشگاه‌ها موج می‌زند.» [+]
این بخشی از سخنان محمود احمدی نژاد است که امروز در ديدار روسای دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها و پارک‌های علمی و فناوری بیان شده است.
در حالی رئیس دولت نهم از «حالت انفجاری» در همه بخشها سخن می گوید که شرایط اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی ایران روزهای آشفته و بی ثباتی را طی می کند و البته می تواند ناشی از این «حالت انفجاری» باشد.
شاید به همین دلیل بسیاری بر این باورند که باید از 4 سال حالت انفجاری در همه زمینه ها عبور نمود و به ثبات و اعتدال دست یافت ، تا امکان بهبود شرایط و رفتار بر اساس خرد و تعقل گرایی مهیا گردد.
شاید بر اساس این اندیشه انفجاری و بیش خودباوری دولت نهم است که احمدی نژاد مدعی می شود: «امروز ايران با بزرگترين قدرت جهان بصورت هم عرض سنجيده می‌شود و همه معادلات متوقف به نوع تعامل ملت ايران با اين قدرت بزرگ است».
«دراوايل انقلاب عده‌ای از قطع روابط آمريكا ناراحت شدند اما در طول سی سال ديديم كه اين تهديد به فرصت تبديل شد و اگر قطع رابطه با آمریكا صورت نگرفته بود امروز ما شاهد چنین دستاوردهای بزرگی [پیشرفت های هسته ای] نبوديم.» [+]
این سخنان احمد جنتی سخنران نماز جمعه دیروز تهران بود. سخنی که بارها و بارها از مسولان مختلف شندیده ایم. با این حال یک سوال اساسی بی پاسخ مانده است:
چرا پیشرفت های ما تنها در زمینه نظامی و هسته ای بوده است؟ چرا صنعت نفت، کشاورزی، خودرو سازی، پیتروشیمی، راهسازی، ساختمان سازی، صنایع نساجی و .... ما شاهد دستاوردهای بزرگی نبوده است؟
چرا در توسعه راه های ریلی و حمل و نقل هوایی اینچنین عقب مانده ایم؟ آیا پاسخ آن کمک های تکنولوژیکی کره شمالی، روسیه و چین و دانشمندان پاکستانی و آسیای میانه در زمینه نظامی و هسته ای نیست؟ و ناتوانی و البته عدم اراده این کشورها در کمک به صنعت و کشاورزی ایران؟
این چه جمله ی پوپولیستی نخ نمایی است که اگر رابطه ما با امریکا قطع نشده بود امروز شاهد چنین دستاوردهای بزرگی نبودیم؟ کدام منطق می گوید تحریم و عدم دسترسی به تکنولوژی های نو و مدرن به ذاته می تواند موجب پیشرفت شود؟
اگر اینگونه بود کوبا، کره شمالی و عراق باید صدها قدم از ما جلوتر بودند نه اینکه کره شمالی محتاج اعانه برنج و گندم از آمریکا باشد و کوبایی ها با ماهیانه 30 دلار و کمتر زندگی را بگذرانند. مشخص نیست این گنده گویی ها و ضربه به منافع و امنیت ملی تا چه زمانی باید ادامه پیدا کند.
شورای نگهبان قانون اسلاسی در پاسخ به نامه اعتراضی مهدی کروبی بیانیه ای را صادر نموده و از عملکرد احمد جنتی دبیر کل 83 ساله این شورا در حمایت از دولت محمود احمدی نژاد ، دفاع کرده است.
این شورا همچنین کاندیدا های انتخابات ریاست جمهوری را تهدید نموده که مراقب سخنان خود درباره این «نهاد مقدس» باشند! در بیانیه این شورا آمده است:
«برخی از گروه‌های سیاسی، رسانه‌ها، کاندیداهای احتمالی و هواداران آنها از روی ناآگاهی و یا با هدف تلاش برای جلب توجه افکار عمومی، مواضعی را له یا علیه برخی نهادها و ارکان نظام اتخاذ می‌کنند که نتیجه‌ای جز به طمع انداختن دشمنان و بدخواهان انقلاب و مردم را به دنبال نخواهد داشت.» [لینک حذف شد]
با وجود صدور این بیانیه این سوال اساسی همچنان وجود دارد که آیا عملکرد شورای نگهبان در رد صلاحیت سلیقه ای کاندیداهای انتخابات های مختلف و محروم نمودن قشرهای مختلف مردم از داشتن نماینده و گسترش روز افزون دایره ی رد صلاحیت ها، طمع دشمنان و بدخواهان را افزایش داده و یا توصیه آفعالان سیاسی به رعایت بی طرفی، قوانین و سلامت انتخابات؟
مشخص نیست چرا همیشه صورت مسئله پاک می شود و شاکی به جای متهم نشانده می شود و در نهایت قانون و عدالت ذبح شرعی می شود آنهم به دست «نهادهای مقدس».

صدای اعتراض آیت الله های قم

4 نظر | جامعه
«ما 70 ميليون جمعيت در كشور داريم كه یک درصد از جمعيت دنيا را تشكيل می‌دهد و اين در حالی است كه امكانات ما بيش از یک درصد از امكانات دنیا است و اين در حالی است كه از نظر شرايط ما در ته صف قرار داريم.»
این سخنان یکی از فعالین اصلاح طلب و یا تحلیلی هم از صدای امریکا و تلویزیون بی بی سی فارسی نیست. این جملات آشنا که پیش از این نیز بارها و بارها شنیده شده، سخنان آیت الله جوادی آملی است که خبرگزاری فارس آنها را منتشر کرده.
در حالی که احمدی نژاد و دولت نهمی ها ادعا می کنند قله های علم و دانش را فتح کرده اند و شرایط کشور در بهترین روزهای خود در یکصد سال اخیر قرار دارد اما آیت الله در دیدار میر حسین موسوی می گوید: «ما ته صف قرار داریم». بنظر می رسد شرایط نابسامان کشور صدای آیت الله ها در قم را نیز در آورده است.
فلاش بک:
چند سال پیش بود که احمدی نژاد پس از بازگشت از نیویورک و اولین سخنرانی در سازمان ملل در برابر چشمان حیرت زده جوادی آملی ماجرای مشهور به هاله نور را تعریف کرد. ماجرایی که پس از انتشار فیلمش، توسط الهام سخنگوی دولت ساختگی خوانده شد.
این مقاله مشمئز کننده حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان نشان از کینه تمام نشدنی این فرد نسبت خاتمی دارد. در مقام خدایی می نشید و برای همه خلایق حکم صادر می کند و ابولهب های زمان را می یابد و خاتمی را تحقیر می کند و آسمان و ریسمان به هم می بافد.و در این میان حتی از دروغ بافی هم ترسی ندارد.
برادر حسین می نویسد: «چرا با ابولهب که خدا دست او را بریده می‌خواهد، دست داده‌اید؟! مگر شما روحانی- آنهم سید و از ذریه رسول خدا(ص)- نیستید؟ و مگر لباس پیامبر اکرم(ص) را برتن ندارید؟ کاش فرصتی داشتید و لااقل چند سوره کوچک قرآن را می‌خواندید و فقط در ترجمه فارسی آیه شریفه «تبت یدا ابی لهب» دقت می‌کردید».
در این موارد است که انسان به یاد خدا و مخلوقاتی که خلق نموده می افند که حقیقتن اینها نشانه اند برای آنان که می اندیشند. و براستی اسب چه حیوان نجیبی است.
میر حسین موسوی در واکنش به مطلب طنزی از ابراهیم نبوی بیانیه ای منتشر نمود. در این بیانیه میرحسین به دفاع از حق اظهار نظر فاطمه رجبی پرداخته است.
در این بیانیه آمده است: «اينجانب در بيانيه اعلام نامزدی خود از فعالان سیاسی درخواست کرده‌ بودم که حتی اگر در معرض توهین قرار گرفتم نسبت به اين امر واکنشی نشان ندهند. هنوز مبارزات انتخاباتی چندان گرم نشده است و مطلب غير قابل تحملی از سوی کسی بيان نگرديده که مقاله خانم نويسنده‌ای در انتقاد از اينجانب موضوع عکس‌العمل قابل تاسف یکی از نويسندگان مقیم خارج از کشور قرار گرفته است.»
می توان این واکنش میرحسین موسوی را به فال نیک گرفت و از دفاع ایشان از آزادی بیان فاطمه رجبی تقدیر نمود. ولی آیا می توان امید داشت میر حسین در حق دیگر مخالفان نیز اینگونه باشد.
فاطمه رجبی به میزان کافی وکیل و وصی و مدافع در قدرت دارد که گزندی به او نرسد اما آیا میر حسین در دفاع از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر ، جنبش زنان ، روزنامه نگاران و وبلاگنویسان ، زندانیان سیاسی و دراویش و پیروان دیگر مذاهب و ادیان نیز بیانیه خواهد داد.
آیا اگر میرصیافی ها ، اکبر محمدی ها و زهرا بنی یعقوب ها همچنان در زندان کشته شوند، ایشان بیانیه صادر می کنند و اظهار تاسف و تالم می نمایند. میرحسین حالا بیش از گذشته در دفاع از حقوق شهروندان مسوول است.
پی نوشت:
» بیانیه انتخاباتی ابراهیم نبوی درباره اظهارات آقای میرحسین موسوی [+]
متن گزارش خبرگزاری فارس با عنوان «فعاليت های پروژه هلندی پلورالیزم رسانه ای در ایران» که برگرفته از سایت گرداب است حاوی نکات جالب توجه ای است.
بخشهایی از این گزارش یاد آور مطالبی است که در چند سال اخیر حسین درخشان در سایتش منتشر می نمود. حتی برخی مستند سازی ها با ادبیات درخشان نزدیک است.
گرچه اطلاعات غلط و قدیمی نیز در این گزارش دیده می شود. مثلن مهدی جامی همچنان به عنوان مدیر رادیو زمانه معرفی شده است. گرچه زمان زیادی است که جامی در زمانه فعالیت نمی کند.
ادبیات کلی این گزارش نیز به ادبیات ستون نویسهای کیهان شباهت بسیاری دارد مخصوصن بنظر می رسد پیام فضلی نژاد بر تهیه این گزارش نظارت داشته است.
ادبیات فضلی نژاد به شدت آلوده به دروغ و اغراق است. او از عبدالکریم سروش، سید محد خاتمی تا شیرین عبادی را همکار نهادهای صهیونیستی و سرویس های جاسوسی غربی می خواند، سابقه ی بیماری حاد روحی و روانی دارد.
این احتمال دور از ذهن نیست که درخشان که بارها رفتار و عملکرد فضلی نژاد را در وبلاگش مورد نقد قرار داد و موجبات بی اعتباری او را فراهم کرد، توسط فضلی نژاد تحت بازجویی قرار گرفته باشد. اتفاقی که پیش از این برای چند تن از وبلاگ نویسان درون ایران نیز رخ داده بود.
باید منتظر ماند و دید مثلث گرداب ، فارس و کیهان چه سر نخ های دیگری را در مورد حسین درخشان ارائه خواهند کرد و آیا درخشان به یکی از ابزارها و بهانه ی سرکوب بیشتر وبلاگ نویسان تبدیل خواهد شد.
متن گزارش شهرام رفیع زاده با عنوان «رسوایی قضایی در پرونده زن کشی های آبادان‏» که در روزنامه الکترونیکی روز آنلاین منتشر شده را به دقت بخوانید. حاوی نکات واقعن تکان دهنده ای است:
«اسماعيل احمدی مقدم با اشاره به پرونده زن کشی زنجيره ای در آبادان که طی آن 15 زن و يک مرد در اين شهر ‏به قتل رسيدند، از دستگيری و محاکمه افراد دیگری به غير از متهم يا متهمان اصلی اين پرونده و صدور حکم ‏اعدام برای افراد بیگناه خبر داد.»
جالب آنکه 5 ماه پیش خبرگزاری ها از دستگیری متهمان و اعتراف آنها خبر دادند. اعترافاتی که با زور و شکنجه متهمان اخذ شده بود. دادگاه نیز بر اساس آن اعترافات متهمان را محکوم به قتل می کند.
در این گزارش به نقل از احمدی مقدم آمده است : «یکی از دلایل احتمالی اطلاع رسانی نشدن پرونده قتل های زنجيره ای آبادان اين است که 2 ‏تن در سال گذشته وقوع برخی از قتل ها را به عهده گرفته بودند و پرونده نيز بسته شده بود،ا ما با تکرار اين قتل ‏ها مشخص شد معترفان به قتل، اعترافات شان واقعی نبوده است.»
در این شرایط است که وجود خبرنگاری مستقل و آزاد که بتواند در روند رسیدگی به پرونده های قضایی حضور داشته باشد موثر خواهد بود. در حالی که به فعالیت خبرنگاران در این حوزه به عنوان تهدید نگاه می شود و مقامات انتظامی و قضایی از آنان واهمه دارند.
حالا اگر این متهمان هم اعدام می شدند چگونه امکان جبران این اشتباه وجود داشت؟ و از کجا افکار عمومی متوجه این اشتباه میشدند ؟ شاید به همین علت نیروهای انتظامی سالم و دستگاه قضایی عادل و مستقل از حداقلهای تحقق عدالت در جامعه هستند.
آنچه که در جریان بیست و یكمین اجلاس سران عرب در دوحه اتفاق افتاد می تواند سرمشق حکام و دستگاه دیپلماسی ایران قرار بگیرد.
قذافی خطاب به امیر عبدالله پادشاه عربستان می گوید: «اکنون پس از شش سال آشکار شده است که در پس خود دروغ به همراه داری و قبر را پیش روی خود می‌بینی. تو دست ‌پرورده بریتانیا و مورد حمایت آمریکا هستی.»
در حالی که فضای حاکم بر این کنفرانس پر تنش است و اعراب همدیگر را متهم می کنند و گاهی حتی به تحقیر هم می پردازند، اما در یک جریان متحد می شوند. هنگامی که در برابر ایران قرار میگیرند همه کشورهای عربی سه جزایر ایرانی تبیب کوچک و بزرگ و ابوموسی را اشغالی می نامند.
در این زمان است که باید ایران در منطقه و جهان در پی متحدانی برای خود باشد که چشم طمع به تمامیت ازضی ایران نداشته باشند. شاید روسیه شریک مناسبی باشد.
در حالی که تاریخ نشان داده روسیه به هیچ عنوان شریک و متحد قابل اعتمادی برای ایران نیست. و در مواقع حساس ایران را تنها گذاشته و تنها منافع خود را پیگیری نموده است. در این شرایط بهترین انتخاب ایارن برای توازن قوا در منطقه چه کشور و یا کشورهایی خواهد بود؟ ونزوئلا؟ سوریه؟ لبنان؟ بولیوی؟ کدام کشور؟

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram