July 2009 Archives

این نوشته حجت الاسلام محمد مطهری فرزند کوچک شهید استاد مطهری را که خواندم ، دلم نیامد ایمیل نزنم و از ایشان بخاطر این همه شجاعت در بیان حقایق و حق طلبی تشکر نکنم.
این نوشته را بخوانید و به کسانی که در این شرایط کنج عزلت اختیا کرده اند و ردای بی طرفی و بی تفاوتی بر تن نشان دهید. خصوصن آنان که خود را نشانه های خدا بر زمین می دانند و جز چون سایه ای از باد اثری ندارند.

به جرأت می‌توان گفت که قاطبه افراد غیرمغرضی که در سی سال گذشته با انقلاب قهر کرده‌اند، به دلیل یک واژه سه حرفی بوده است: «ظلم». این افراد، یا ظلمی بر خودشان رفته و فریادرسی ندیده‌اند، و یا ظلمی آشکار در حق یک فرد ـ مانند آنچه در جریان بازجویی وحشتناک بر همسر سعید امامی رفت ـ شاهد بوده‌اند، ولی هر چه به انتظار نشسته‌اند آب از آب تکان نخورده است. درد و سخن در این زمینه بسیار است؛ تنها به ذکر چند نکته بسنده می‌کنم.

1. دفاع از یک نظام اسلامی با توسل به شیوه‌های غیراسلامی و بلکه غیرانسانی، همان قدر موفقیت آمیز است که کسی بخواهد با شرابخواری از سنت نبوی پاسداری کند. برخی رفتارها مخصوصا با بازداشت شدگان وقایع اخیر و خانواده هایشان گواهی می‌دهد که گروهی پرنفوذ ـ که حفظ آبرویشان تضمین شده است ـ برای اینکه به خیال خودشان چشم فتنه را در بیاورند مجاز به هر نوع ظلمی هستند حتی اگر چیزی از آبروی انقلاب و امام باقی نگذارند.

2. به نظر می‌رسد که در کشور ما همه مسائل، جز یک مسأله، قابل چشم پوشی و یا اهمال است حتی آنجا که پای یک حکم اسلامی و یا روحانیت در میان باشد. آن استثنا آنجاست که مساله، نام «امنیتی» به خود بگیرد، به طوری که تقاضای اجرای عدالت در مورد یک مساله امنیتی از سوی هر کس، مساوی است با همسو خوانده شدن با اسرائیل.

به همین دلیل است که برای آزرده نشدن برادران اروپایی حکم قطع دست سارق (در شرایط خاص) که در قرآن هم آمده اجرا نمی‌شود و حتی در مورد اعدام شروران متجاوز به عنف به کودکان و نوامیس مردم به خاطر اعتراض کشورهای غربی کوتاهی صورت می‌گیرد (چون این مسائل «امنیتی» نیست و بنابراین می‌توان کوتاه آمد)، اما در مورد مرگ افرادی چون زهرا بنی یعقوب در زندان اگر تمام آبروی اسلام و نظام و انقلاب هم فدا شود مسأله‌ای نیست چون پای دردانه‌های امنیتی در میان است. باز از همین روست که فیلم «مارمولک» با اینکه شائبه به ملعبه درآمدن روحانیت را داشت از سوی کارشناسان امنیتی بی اشکال اعلام شد اما فیلم «به رنگ ارغوان» که در مورد یک مأمور امنیتی است به خاطر ممانعت آنان جواز نمایش نمی‌گیرد.

عکسی برای آزادگی

| حقوق بشر
عکست را که اینجا می گذارم خاطرات زنده می شود. اینجا هتل درسای تهران است سید. یادت می آید. هنوز احمد بورقانی در میان ما بود و آن آخر سالن با محمدرضا خاتمی نشسته بود.
عکست راکه می بینم تو نیستی. شهاب طباطبایی را می بینیم، حمزه غالبی، سمیه توحیدلو، سعید نورمحمدی و بهزاد باشو را می بینم. انگار عبدالله رمضان زاده را می بینم. کسی که اسمش را هم که می برم اشک توی چشمم حلقه می زند.

abtahi_negative.jpg تو یک تن نیستی در این چهارچوب. تو انگار نماد تمام کسانی هستی که در بندند و زیر شکنجه. تو مرا یاد سعید حجاریان می اندازی. چه دردناک است که می خواهند کار نا تمام خود را به پایان برسانند.
اسم ها و تصاویر در مقابل چشمانم رژه می روند، مصطفی تاج زاده، بهزاد نبوی، بهمن احمدی امویی، مهسا امرآبادی، محسن امین‌زاده، مسعود باستانی، ژیلا بنی‌یعقوب، علی تاجرنیا، عبدالرضا تاجیک، محمد توسلی، محمدرضا جلایی‌پور، احمد زیدآبادی، عیسی سحرخیز، مجید سعیدی، عبدالفتاح سلطانی، داوود سلیمانی، هنگامه شهیدی، سعید شیرکوند، محسن صفایی فراهانی، کیوان صمیمی، علیرضا عاشوری، فیض‌الله عرب‌سرخی، محمد عطریانفر، محمدعلی دادخواه، محمد قوچانی، یحیی کیان تاج‌بخش، سعید لیلاز، امیرحسین مهدوی، عبدالله مومنی، محسن میردامادی.
محمد جان ابطحی می خواستم شکارت کنم برای وبلاگم حالا می بینم این من بودم که شکار شدم. نه تنها گرفتار تو که گرفتار همه آنهایی که امروز به ظاهر اسیر کودتاچیانند.
نه تو شکار نشدی. تو نه در بند من که در بند هیچکس نیستی. نه تو که همه آنهایی که دلتنگ آنهاییم. شما درس آزادگی می دهید. سبز باشید که چشم براه شماییم.

از وزیر متخلف تا دولت متقلب

| سیاست
رسانه ها ی خبری ایران اعلام نمودند به‌ دنبال شکایت فرزاد سلیمی از موسی مظلوم و علی اکبر محرابیان(وزیر صنایع) مبنی بر ثبت اختراع او توسط این دو نامبرده به نام خودشان، دادگاه براساس شواهد تایید کرد که اختراع «اتاق امن زلزله» پیش از آنکه به نام محرابیان به ثبت برسد، توسط شاکی، اختراع و طراحی شده بود.
فرزاد سليمي سال 1382 اين طرح را به شهرداری تهران -احمدی نژاد شهردار وقتان بود- و مركز مديريت بحران شهر تهران ارائه داد اما مقامات وقت شهرداری ظاهرا از آن استقبال نكردند.
مدتی بعد علی اكبر محرابيان پس از انجام آزمايش‌هایی روی طرح اتاق امن زلزله، آن را در اداره ثبت شركت‌ها و مالكيت صنعتی به نام خود و موسی مظلوم ثبت كرد و سپس كتابی تحت همان عنوان به چاپ رساند.
جالب است بدانیم که محرابیان وزیر صنایع ، خواهر زاده محمود احمدی نژاد است. سیر پیشرفت محرابیان نیز همزمان با استانداری احمدی نژاد در استان اردبیل آغاز می شود. در زمان استانداری احمدی نژاد ، وی سمتهایی همچون رئیس موسسه عمران ، مدیر عامل شرکت فروشگاههای زنجیره‌ای رفاه ، عضو هیئت مدیره شرکت توسعه و سرمایه گذاری استان اردبیل را به عهده داشته است.
محرابیان همچنین در دانشگاه علمو صنعت ایران نیز مسوولیت هایی همچون مشاور دفتر نمایندگی مقام رهبری ، عضو شورای فرماندهی بسیج دانشجویی ، عضو شورای مرکزی ستاد امر به معروف و نهی از منکر وعضو شورای مرکزی دفتر فرهنگی دانشکده عمران را عهده دار بوده است.
علم و صنعت دانشگاهی است که محمود احمدی نژاد ، هاشمی ثمره ، علی احمدی وزیر آموزش و پرورش و سید مسعود میرکاظمی وزیر تعاون در آن تحصیل کرده و در ابتدای انقلاب عضو انجمن اسلامی دانشجویان آن بودند. این دانشگاه پایگاه دانشگاهی یاران نزدیک احمدی نژاد محسوب می گردد. حمید بهبهانی ، وزیر راه دولت نهم نیز به مدت بیست سال، از سال 1357 تا 1377 به عنوان رئیس دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت و استاد محمود احمدی نژاد فعالیت می کرد.
پس از انتخاب محمود احمدی نژاد به شهرداری تهران نیز محرابیان به عنوان مشاور شهردار تهران وعضو هیئت مدیره شرکت شهروند وابسته به شهرداری تهران منصوب شد. در همان زمان بود که محرابیان با دسترسی به اطلاعات مربوط به طرح اتاق امن زلزله ، اقدام به ثبت آن به نام خود و انتشار کتابی در این زمینه کرد.
از ابتدای دولت نهم نیز مسوولیت هایی همچون مشاور رئیس جمهور و رئیس ستاد طرحهای ویژه دولت ، رئیس و نماینده ویژه رئیس جمهور در ستاد تبصره ۱۳ ، نماینده ویژه رئیس جمهور در تبصره ۶ (‌کارگروه مسکن کشور) وعضو شورای عالی فنی کشور را به عهده داشت.
در حالی که در ایران اعتراضات گسترده نسبت به تقلب و دستکاری نتایج انتخابات همچنان ادامه دارد، انتشار این خبر ضربه مهلک دیگری را به اعتبار دولت احمدی نژاد وارد نموده است. باید منتظر ماند و دید آیا احمدی نژاد برای خواهر زاده خود که به خاطر تقلب و سو استفاده در دادگاه محکوم شده ، مسوولیتی را در نظر خواهد داشت.
ضمن آنکه به استناد حکم صادره صلاحیت محرابیان برای ادامه وزارت و مشاغل مهم دولتی مورد شک و تردید جدی است و شاید نزدیکی پایان عمر دولت نهم ، جنجال بر سر معاون اولی مشایی و ادامه اعتراضات داخلی به نتایج انتخابات از دلایلی است که ادامه فعالیت وزیر صنایع را همچنان ممکن ساخته است.
پنجم مرداد امسال بود که در مطلبی با عنوان گزارش مرگ از ایران اشاره کردم : « خبر مردن ادمها در ایران عادی شده است. 10 نفر بر اثر استفاده از مشروب دست ساز جان باخته اند. 30 نفر در اولین روز نوروز در سوانح رانندگی کشته شده اند. 346 نفر در سال گذشته در ایران اعدام شده اند.
رسانه ها هر روز از ایران گزارش مرگ می دهند. مرگ هایی که می توان از بسیاری از آنها جلوگیری نمود تا در رده بندی جهانی خطرناکترین جاده های جهان و مقام دوم بیشترین اعدام ها قرار نگرفت.
در طول ده روز اخیر نیز در دو سانحه هوایی نزدیک به 380 نفر جان خود را از دست داده اند. امروز نیز در برخورد دو قطار دو نفر کشته و ده ها نفر زخمی شده اند.
به واقع سیستم حمل و نقل عمومی به یکی ازاصلی ترین خوامل مرگ و میر و نقص عضو در ایران تبدیل شده است. دیگر نه تنها جاده های ایران که خطوط هوایی و ریلی نیز مرگ آورند.
بنا به شواهد باید مدعی بود در ایران این روزها، هیچ جای امنی وجود ندارد. در حالی که زندان محلی برای دور نگاه داشتن متخلفان و جنایتکاران برای حفظ سلامت جامعه است ، زندان ها به عامل قتل شهروندان معترض تبدیل شده است.
در جریان اعتراضات اخیر و همزمان با موج گسترده دستگیری ها ، خبرها و شواهد نگران کننده ای از قتل بازدداشت شدگان زیر شکنجه و در جریان بازجویی ها منتشر شده است.
به نظر می رسد به همان میزان که حکومت در حفظ جان شهروندان در جامعه ناتوان و بی توجه است ؛ سلامت و حیات زندانیان و منتقدان سیاسی نیز فاقد کمترین ارزشی قلمداد می گردد.
شاید به همین دلیل است که خاتمی ، موسوی و کروبی و ده ها اصلاح طلب در بیانیه ای از اشاعه‌ی بیدادگری در جمهوری اسلامی انتقاد می نماید.

پروژه حذف هاشمی کلید خورد

4 نظر | سیاست
هاشمی رفسنجانی در اولین نمازجمعه ای که پس از انتخاب احمدی نژاد درآن حاضر شد ، در اقدامی دور از انتظار با انتقاد از سرکوب اعتراضات مردمی خواستار آزادی زندانیان سیاسی و دلجویی از خانواده های آسیب دیدگان حوادث اخیر شد.
سخنانی که با استقبال گسترده عمومی در سطح جامعه و در میان نیروهای معترض روبرو گشت. در همین حال پس از این سخنان بود که هجمه عظیم تبلیغاتی علیه هاشمی آغاز شد.
به نظر می رسد پروژه حصر و تحدید هاشمی کلید خورده است. فضا سازی های رسانه ای جریان کودتا نیز از این موضوع حکایت دارد.
روزنامه کیهان تحت کنترل حسین شریعتمداری و خبرگزاری شبه نظامی فارس و خبرگزاری دولتی ایرنا و سایت رجانیوز که توسط فاطمه رجبی اداره می گردد، سردمدار جریان سازی و فحاشی به رئیس مجلس خبرگان رهبری هستند.
این رسانه ها به همراهی جمعی از حامیان دولت در شواری نگهبان و نمایندگان مجلس در پی ایجاد فضای سنگین تبلیغاتی علیه آیت الله هاشمی رفسنجانی هستند تا از ادامه اعتراضات ایشان جلوگیری نمایند.
گرچه هاشمی در جایگاه ریاست خبرگان رهبری ، وظیفه نظارت بر عملکرد آیت الله خامنه ای را بر عهده خواهد داشت ام شاید این وظیفه تا مدت چندان طولانی ادامه نیابد و فشار کودتاچیان برای تغییر هاشمی موثر واقع شود.
در این شرایط لزوم حمایت از هاشمی بیش از پیش لازم می نماید. هاشمی از معدود -وشاید تنها کسی- کسانی است که می تواند برای قدرت مطلقه جریان تمامیت خواه حاکم، مشکلات و محدودیت های جدی ایجاد نماید.
نمی توان از این موضع به سادگی عبور کرد که هاشمی همچنان برای حفظ کلیت نظام از مقابله به مثل با تمام توان پرهیز کرده است. امری که اگر واقع گردد تغییرات بنیادینی را در صحنه سیاست ایران ایجاد خواهد نمود.

جنبش سبزی که جهانی شد

| حقوق بشر
مانكن های مزون ایتالیایی گاتینونی با بستن مچ بند های سبز بر دست و بالا بردن دست های خود به نشان پیروزی با جنبش سبز ایران اعلام همبستگی كردند .


در ادامه طراح ونزوئلایی این مزون نیز با تی شرتی با نوشته "ندا زنده است " وارد شده و دست خود را به علامت پیروزی بالا میبرد و نمایش مد خود را به ندا آقا سلطان و تمامی كسانی كه برای آزادی در ایران تلاش میكنند تقدیم می كند .
» فیلم این اعلام حمایت همراه با گزارش احمد رافت
احمدی نژاد اسفندیار مشایی را به عنوان معاون اول خود برگزیده است. در پی این اقدام بخشی از هوادار احمدی نژاد نسبت به این اقدام به شدت اعتراض نموده اند.
بخشی از تحلیلگران معتقدند که این اقدام احمدی نژاد به نوعی دهن کجی به مراجع تقلیدی است که در طول سالهای اخیر رابطه چندان خوبی با وی نداشته اند.
اما این موضوع که چرا در اوج بحران مشروعیت دولت احمدی نژاد و فشار روز افزون جنبش سبزها بر دولت و حامیان آنها این اختلافات علنی شده، تردیدهای جدیدی را ایجاد نموده است.
اگر احمدی نژاد بخواهد بر انتخاب خود پافشاری نماید ، بحران جدیدی در اردوگاه نه چندان نیرومند هوادارانش ایجاد خواهد شد. از سوی دیگر نیز اگر تسلیم خواست اصولگرایان گردد در آن صورت اولین عقب نشینی دولتش را حتی پیش از تشکیل آن انجام داده است.
حسین شریعتمداری، یکی از حامیان سر سخت احمدی نژاد در سرمقاله امروز روزنامه کیهان از انتخاب به شدت انتقاد کرد و دلایل انرا نسبت خانوادگی احمدی نزاد و مشایی دانست. پیش از این نیز احمد خاتمی یکی از خطبای نماز جمعه تهران این انتخاب را اشتباه و نامناسب خوانده بود.
اما این احتمال دور از ذهن نیست که اینبار نیز آیت الله خامنه ای به یاری دولت احمدی نژاد بیاید و به حامیان سیاسی احمدی نژاد فرمان سکوت بدهد. اما در آن شرایط نیز مراجع معترض همچنان با دولت در تقابل خواهند بود.
از سوی دیگر مخالفان دولت احمدی نژاد اهمیتی به این انتخاب نمی دهند. آنها معتقدند وقتی رئیس دولت مشروعیت و مقبولیت قانونی برای اداره کشور را ندارد طرح موضوع برکناری رحیم مشایی ، موضوعی انحرافی است.
به نظر می رسد این انتخاب و نتایج آن نمی تواند به سود احمدی نژاد و هوادارانش رقم بخورد و مقدمات ضعف و تشکیک در میان اقتدارگرایان فراهم خواهد شد.

هاشمی رفسنجانی ؛ از سکوت تا فریاد

3 نظر | سیاست
سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی و حضور گسترده سبزها در نمازجمعه دیروزخشم و یاس حامیان احمدی نژاد را در نهادهای مختلف اقتدارگرا را در پی داشت.
محمد یزدی از فقهای شورای نگهبان و حامی احمدی نژاد در سخنان تند و غیر متعارف، سخنان هاشمی را حمایت از معترضان و میر حسین موسوی دانست.
یزدی که در رقابت با آیت الله هاشمی نتوانست ریاست مجلس خبرگان رهبری را بدست آورد بدون اشاره به اتهامات احمدی نژاد به هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری در مناظرات انتخاباتی، نامه هاشمی و اعلام خطراز حوادثی که در جریان است را منشا تشنج های بعد از انتخابات دانست.
یزدی که هشت سال ریاست قوه قضائیه را بر عهده داشت کار را به جایی رساند که جنشین وی ، آیت الله شاهرودی اعلام کرد ویرانه ای را تحویل گرفته است.
از سوی دیگر حسین شریعتمداری در سرمقاله خود در کیهان یاس و نا امیدی خود را از سخنان هاشمی به وضوح نشان داده است. سخنانی که می تواند بازتاب نظر رهبری در مورد نماز جمعه دیروز باشد.
اما بنظر می رسد بخشی ازخبرگان رهبری، اعضای مجمع تشخیص مصلحت و مراجع عظام تقلید در قم با بخش های عمده ای از سخنان هاشمی همدل هستند.
همچنین قابل پیش بینی است جنبش سبزی که خواسته هایش تا کنون در حد ابطال انتخابات بوده ممکن است به این خواسته ها قناعت نکند. در آن شرایط بازنده بزرگ حاکمیت ایران خواهند بود.
گرچه بیش ترین ضرر متوجه هواداران دولت احمدی نژاد و کسانی است که در شرایط فعلی در سرکوب و کشتار مردم آمر و یا عامل جنایات هستند.
به هر حال بنظر می رسد سخنان هاشمی و حضور صدها هزار معترض در نماز جمعه دیروز تهران از مرحله جدید در مبارزات خبر می دهد.
آرایش جدید و صف بندی های تازه که در یک سوی ان رهبری نظام و هوادارانش و در طرف دیگر انقلابیون قدیمی ، آیت الله هاشمی، اصلاح طلبان و هواداران جنبش سبز و بخش هایی از اپوزیسیون ایران قرار دارند.
می توان معترف بود برای اولین بار ایت الله هاشمی رفسنجانی ، مرد بحران های سخت، از قرار رفتن در کنار اکثریت مردم و حتی مخالفان حکومت ایران ابایی ندارد.

خشم کودتاچیان از نماز جمعه سبز

یک نظر | سیاست
نماز جمعه امروز تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی و حضور میر حسین موسوی و مهدی کروبی براستی نقطه ی عطفی در مبارزات مردم برای باز پس گیری حقوق پایمال شده آنان بود.
حضور ده ها و به روایت برخی رسانه ها صدها هزار نفری معترضان به نتیجه انتخابات نمایش پایداری و مقاومت در برابر دولتی است که فکر می کرد با کشتار 30 خرداد ماه گذشته و دستگیری هر روزه ی فعالان سیاسی ، اجتماعی و روزنامه نگاران بذر وحشت را در جامعه پراکنده است.
امروز مشخص شد که آتش زیر خاکستر نارضایتی عمومی و بغض های فروخورده مترصد فرصتی هستند تا بار دیگر خیابان های ایران را سبز پوش نمایند.
هاشمی در سخنان خود هیچ اشاره ای به دولت احمدی نژاد ننمود و علنن دولت را به رسمیت نشناخت. هاشمی فراتر از انتظارها ظاهر شد و به انتقاد از برخورد با مخالفان در یکی از مهمترین تریبون های حاکمیت پرداخت.
به همین دلیل خبرگزاری فارس بر خلاف دیگر خبرگزاری حکومتی مهر که این نماز جمعه را از نظر حضور مردم بی سابقه می خواند عنوان نماز جمعه معمولی را انتخاب کرده است.
خشم هواداران احمدی نژاد را می توان از فحاشی ها و دروغ پردازی های رجانیوز و فارس نسبت به هاشمی رفسنجانی و میر حسین موسوی سنجید و درک نمود.
برای اولین بار در تاریخ نماز جمعه در ایران، شعار مرگ بر آمریکا جای خود را به مرگ بر روسیه و مرگ بر چین داد. این اتفاقات فتح سنگری دیگر به دست مردم است.
مخالفان مردم در حال خلع سلاح شدن هستند. دیگر حمل نشانه های سبز، الله اکبرگفتن و نماز جمعه رفتن هم در ردیف اقدام علیه امنیت کودتاچیان محسوب می گردد.
بیراه نیست که میر حسین موسوی از راهی بی بازگشت سخن می گوید که مردم ایران در آن قدم نهاده اند. براستی امروز روز بزرگ دیگری برای ایران بود. نشانه های سبز پیروزی بیش از هر زمان دیگری رخ می نماید.
ساعات اولیه بیست و ششم تیرماه 1388 است و تا چند ساعت دیگر هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران سخن خواهد گفت. می خواهم خوشبین باشم و امیدوار.
گرچه پیش از این نوشتم «رفتار شناسی هاشمی این موضوع را عیان می کند که او بیش ازآنکه مرد هیاهو در سخنرانی های خود باشد مرد عمل در پشت پرده و سیاست ورزی است.»
اما امیدوارم اینبار آیت الله بدور از مصالح و منافع ، باید ها و نباید های سیاسی جبران کنند همه ناراحتی هایی که به غلط و یا درست از ایشان ایجاد شده است.
آیت الله بیا و با مردم آشتی کن. بیا و نگذار خون ندا آقا سلطان پایمال شود، نگذار آنان که ده ها نفر همچون مادر سهراب اعرابی را داغدار کردند پیروزیشان را با خون جوانان وطن جشن بگیرند.
آقای هاشمی نگاه کن به صدها هزار نفری که در خیابان ها فریاد سبز سر دادند و به خون سرخشان غلتیدند، گوش بده فریادهای «الله اکبر» و «مرگ بر دیکتاتوری» که شب ها بر پشت بام ها سر داده می شود.
آیت الله عزیز! بیا اینبار تاریخ را جور دیگری بنویس. درست بر خلاف همه انتظارها. بیا برای مظلومان و زجر کشیدگان و آنان که دربندند، حنجره ای باش.
بگذار از گلوی تو بشنویم که این دولت کودتا غیر قانونی است. بیا به امامت، سید روح الله اقتدا کند ، وضوی شهادت بگیر و بگذار ایستاده بمیریم.
فردا عزیز مردم ایران میهمان توست. برای میر حسین موسوی رئیس جمهورمنتخب ملت ایران میزبان خوبی باش.
حسین شریعتمداری در سرمقاله امروز روزنامه کیهان به وضوح از تدارک برای تخریب هاشمی رفسنجانی و ایجاد درگیری با حامیان میر حسین موسوی خبر می دهد.
سرمقاله نویس کیهان مدعی است: «یک خبر كاملا موثق حاكی از آن است كه فردا عده ای قصد تحریک و نهايتا ايجاد درگيری در نماز جمعه- ولو درگيری لفظی- دارند. و حتی شنيده شده كه قرار است افرادی با ظاهر حزب اللهی زمينه اين تحریک و درگيری را فراهم آورند.»
این یک پیش بینی و یا نقل خبر موثق نیست. کیهان دارد این آمادگی را می دهد که اگر هواداران احمدی نژاد به نمازگزاران و حتی خطیب جمعه حمله نمودند، آدرس غلط بدهد و موسوی را متهم کند.
اما این بازی قدیمی و رو شده برادر حسین و همراهانش پیام مهم دیگری را نیز در خود دارد. این اخطار به هاشمی رفسنجانی است که مراقب باشد که چه به زبان خواهد آورد.
اما این اضافه گویی های برادر حسین به همینجا ختم نمی شود. ظاهرن ترس از اتفاقات نماز جمعه فردا آنچنان این سرمقاله نویس را آشفته کرده است که از محاسبات ساده ریاضی نیز ناتوان شده است.
شریعتمداری می نویسد: «بديهی است اين جماعت بدنام كه آشكارا از حمايت بيگانگان نيز برخوردار بودند به هيچوجه در جمع 13ميليونی كسانی كه به احمدی نژاد رای نداده اند قابل شمارش نيستند. آن 13 ميليون در مجموعه 40 ميليونی مردم شريف ايران قرار دارند، هر چند كه با 25 ميليون ديگر اختلاف سليقه داشته باشند.»
اگر 13 میلیون فقط به احمدی نژاد رای نداده باشند آرای وی باید بیش از 27 میلیون نفر باشد. اگر به گفته شریعتمداری ، احمدی نژاد 25 میلیون رای آورده پس 15 میلیون نفر به وی رای نداده اند.
مشخص نیست این دو میلیون رای به چه دلیل در محاسبه نیامده است. البته به هر حال وقتی بتوان رای بیست و چند میلیون را ندیده گرفت ، دو میلیون رای به چشم برادر حسین و شرکایش هم نمی آید.
این جمله تاریخی میر حسین موسوی فراموش نخواهد: «این دولت کاغذ سفید نشان می دهد و می گوید سیاه است. اینها مدعی هستند دو در دو می شود ده تا.»
نماز جمعه 26 تیر ماه به چند دلیل اهمیت ویژه ای یافته است. اول اینکه هاشمی رفسنجانی پس از هفته های غیبت بار دیگر به عنوان امام جمعه تهران حضور خواهد یافت. حضور میر حسین موسوی و سید محمد خاتمی و شرکت احتمالی هواداران این دو نیز ویژگی دیگری از این نماز جمعه خواهد بود.
نزدیک به یک دهه پیش در جریان برخورد با غلامحسین کرباسچی و شهرداران تهران ، هاشمی در حمایت ازآنان زبان به انتقاد گشود اما با شعارهای اعتراضی نمازگزاران تهرانی روبرو شد.
فریاد های هماهنگ «غارتگر بیت المال اعدام باید گردد» کار را به انجا رساند که خطیب نماز جمعه سخنانش را قطع کرد و وارد خطبه دوم شد اما از دستپاچگی سوره حمد را نادرست خواند. اتفاقی که سوژه ی فردای روزنامه کیهان شد.
اما این نماز جمعه شاید با یک دهه پیش تفاوت بسیاری داشته باشد. هاشمی از دو سو تحت فشار است: حامیان احمدی نژاد و رهبری ایران که انتظار دارند ایشان از بیان سخنان انتقادی نسبت به وقایع اخیر خودداری نمایند و از سوی دیگر هوادارن میر حسین موسوی و کروبی و حتی محسن رضایی که از هاشمی می خواهند موضع جدی در قبال دولت نا مشروع احمدی نژاد اتخاد کند.
اما رفتار شناسی هاشمی این موضوع را عیان می کند که او بیش از انکه مرد هیاهو در سخنرانی های خود باشد مرد عمل در پشت پرده و سیاست ورزی است.
شاید مهمتر از سخنان هاشمی باید واکنش شرکت کنندگان در قبال هم است. واکنشی که با حضور پرتعداد هواداران موسوی و کروبی می تواند تبدیل به نقطه شروع تقابلی تازه شود.

ما می مانیم ، ما پیروزیم!

3 نظر | حقوق بشر
این روزها مثل قبل نمی توانم بنویسم. نه اینکه می گویند ننویس اثر کرده باشد، نه. اما انگار احساس خجالت دارم. بخاطر همه کسانی که می شناسم و در زندانند و همه کسانی که حتی نمی شناسم.
این روزها شاید باید بیش از هر زمان دیگری نوشت اما انگار این خواست میر حسین موسوی از همگان اجابت شده است: «رسانه شمایید». آری همه رسانه اند و همه می نویسند از اتفاقاتی که در جریانست و حادثه هایی که در شرف وقوعند.
می خواهم بنویسم. می خواهم بنویسم اما فکر می کنم نوشتن از محمود احمدی نژاد هم دیگر ارزش ندارد. اما آنچه که به نوشتن دعوتت می کند این امیدی است که باید حفظش کنی. امیدی که همچنان تنها سلاح پیروزی است.
دیدن فیلمی را که در این متن می بینید به کسانی که مشکل و یا بیماری قلبی و یا عصبی دارند به هیچ موجه توصیه نمی کنم.
اما فکر می کنم بد نیست مسولان خبرگزاری فارس که این روزها به شغل شریف دروغ پردازی و همراهی با چماقداران و قاتلان حامی احمدی نژاد مشغولند این تصاویر را مشاهده کنند.


در همین حال خبرگزاری فارس در اقدامی که بیشتر به رفتار رسانه های امنیتی شبیه است اقدام به انتشار تصاویری از شهروندان معترض تهرانی نموده و زیر عکسهای انها از عبارت «اغتشاشگران در درگيريهاي اخير تهران»استفاده کرده است.
بنا به دلایلی بخشی از این متن حذف شد تا در مطلبی مسقتل نقل شود.
حبیب الله عسکر اولادی در مصاحبه با خبرگزاری فارس مدعی شد : «رئيس جمهور با رای 5/24 ميليون نفری از مشروعيت بالای مردمی برخوردار است. مشروعيت الهی دولت بستگی به تنفيذ رای ملت توسط ولی فقيه و نائب ولی عصر دارد.» [+]
آنچه عسکراولادی از آن به مشروعیت مردمی تعبیر می کند به دروغ و تقلب و خون بیگناهان بسیاری آلوده است. حکومت و احمدی نژاد برای این مشروعیت هزینه ی گزافی داده اند.
کدام مشروعیت از این بی اعتبار تر که به روی مردم بی دفاع و اعتراض آرام آنها آتش گشوده شود و ده ها نفر در خون خود بغلتند.
کدام مشروعیت از این رسواتر که تقلب و دروغ و حماقت معجونی بسازد که کوس رسوایی متقلبان بر هر کوی و برزنی نواخته شود.
برای کدام مشروعیت مردمی نیروهای انتظامی همچون ارازل و اوباش به جان مردم می افتند و در تخریب اموال عمومی صحنه هایی را پدید می آورند که از ارتش متجاوز بعثی در جنگ ایران و عراق و حمله به خرمشهر و آبادان دیده شد.
چه مشروعیت آلوده ای! انقدر آلوده و خونبار که هیچ مشروعیت الهی و فرا زمینی هم نمی تواند انرا تطهیر کند. که بر اساس آموزه های دینی هم آموخته ایم: «عین نجاست» قابل تطهیر نیست.
امثال عسکر اولادی و دیگر مدافعان دستان خون آلود احمدی نژاد ، در برابر ملت بزرگ ایران که این روزها با سری افراشته می توانند به حماسه سبزی که آفریدند افتخار کنند، حقیر تر و ذلیل تر از آن هستند که عنوان مشروعیت مردمی را جعل نمایند.

فرار به جلو تا کجا؟

یک نظر | سیاست
سید علیرضا حسینی بهشتی: شنیدن خبر طرح شکایت بخشی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی از آقای مهندس موسوی بعنوان عامل اصلی آنچه آشوب های خیابانی نامیده شده، در عین حال که در کسانی که از طرز فکر و فرایند انتخاب پرسش برانگیز رهبران این گروه اطلاع دارند شگفتی بر نمی انگیزد، اما با توجه به جایگاهی که نهاد قانون گذاری در تاریخ ایران و بویژه تجربة سی ساله انقلاب اسلامی داشته، تاسف انگیز است.
علت این تأسف هم این است که مردم از نمایندگانشان انتظار دارند به توکیل نظرات شهروندان بپردازند تا اینکه استقلال و آزادگی مقام نمایندگی را فدای جاه طلبی های غیرقانونی گروهی کنند که مردم را خس و خاشاکی بیش نمی انگارند.
به بیان دیگر، مجلس خانه ملت است و مردم از وکلای خود توقع نمایندگی موکلانشان را دارند و نه دفاع از مراجع قدرت با هر ابزار ممکن. اگر نمایندگان مجلس دست اندرکار اجرایی حوادث اخیر بودند، این ادعا را می شد به سادگی همسان داستان آن دزدی دانست که پس از ارتکاب دزدی «فریاد آی دزد آی دزد» سر داد.
اما از آنجا که نادیده انگاشتن اصل عقلایی طلایی تفکیک قوا خوشبختانه هنوز دامن مجلس را نگرفته است، مدعای مطرح شده از بخشی از نمایندگان را باید بیشتر به تحت تأثیر (یا احیانا تحت فشار؟) قرار گرفتن آنان از سوی مجریان انتخابات نسبت داد. کیست که نداند که مسببان برخوردهای غیرانسانی با معترضان به نتایج انتخابات و ضرب و شتم مردم چه کسانی هستند؟
و کیست که نداند که اعتراض مسالمت آمیزی که در تمامی سخنان و بیانیه های آقای موسوی و دیگر شخصیت های معترض بر آن تأکید شده، حق مسلم شهروندان است که در قانون اساسی نیز بدان تصریح شده؟
مگر آنکه پاسخ طراحان شکایت این باشد که چون دستشان به مسببان اصلی نمی رسد، چاره ای جز مسبب تراشی نمی بینند.
ایکاش این نمایندگان بجای وارونه ساختن صورت مسأله، با تأسی به شهید آیت الله مدرس در پاسداشت حق و پایمردی در برابر ناحق، به خواست اکثریت موکلانشان احترام می گذاشتند و با طرح عدم کفایت ریاست جمهور، خاطره شجاعت و درایت اخلافشان در مجلس اول را زنده می کردند.

میر حسین موسوی و فرصتی برای تغییر

| سیاست
مبارزه برای تغییر شرایط موجود مبارزه ای طولانی مدت خواهد بود. برای این مبارزه نباید خسته یا مایوس شد. از هر ابزاری نیز باید سود جست.
در اصول این مبارزه نفی خشونت ، پایندی به قانون و اخلاق باید اصل قرار گیرد.باید فراموش نکنید که در این وانفسای سانسور و تحدید مطبوعات مستقل و آزاد و لجن پراکنی های خبری حامیان دولت باید هر کدام ما یک رسانه باشم.
بحران مشروعیت دولت غیر قانونی احمدی نژاد را تهدید می کند و می تواند منجر به سرنگونی آن شود. دولتی که از تمامی ابزارهای غیر قانونی برای ادامه کار خود سود جست.
در همین حال استفاده از خشونت کور و کشتار ده ها تن از شهروندان و به زندان افکندن بیش از چند هزار نفر از فعالین سیاسی، اجتماعی و شهروندان معترض دولت را ناتوان و بی اعتبار تر از هر زمان دیگری نموده است.
در این میان با وجود همه محدودیتها باید تاکید نمود نقش جریانات سیاسی و برخی از شخصیت ها غیر قابل انکار است. پافشاری این احزاب و گروه ها به غیر مشروع بودن دولت و برنامه ریزی برای انجام اعتراضات سازماندهی شده بسیار موثر خواهد بود.
میرحسین موسوی در این میان نقش برجسته ای دارد. او باید نقش رهبری این جریان را بر عهده بگیرد و نگذارد خونهای ریخته شده پایمال گردد و این فرصت طلایی برای پوست اندازی حکومت از دست برود.

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram