August 2009 Archives

حسین خبر می دهد که حمزه را پس از بیش از شصت و چند روز انفرادی آورده اند قرنطینه. چند ساعتی نمی گذرد که خبر می دهند به انفرادی بازگردانده شده.
سعید از شهاب می گوید که بی تاب فرزند کوچک اش است و هر روز که نمی بیندش انگار سالی بر او می گذرد. دلم می گیرد. به عکس شهاب توی بیدادگاه و خیمه شب بازی عوامل کودتا خیره می شوم.
دوستان می پرسند دیار فرنگ خوش می گذرد، با خودم فکر می کنم چه باید جواب داد. اینجا انگار برلین نیست. اکثر این 70 روز را خانه نشین بوده ام.
حس می کنم پشت دیوار اوین هستم. کنار خانواده هایی که فریاد الله اکبرشان داد تظلم خواهی است که شاید تنها گوش پروردگار شنونده آن باشد.
به دوستان در بندم فکر می کنم. شهاب و حمزه که متهمند که عاشق کشورشانند و برای آزادی و سربلندی آن تلاش می کردند. برای رهایی ایران از نالایقی و تحجر.
به هم حزبی هایم اسیرم فکر می کنم و اگر برخی این روزها به شدت به این عبارت «هم حزبی» آلرژی دارند بگذار من بر آن بیشتر تاکید کنم.
در تهران ، کیهان و نوچه های حسین شریعتمداری برچسب بارانمان می کنند و اینجا هم فسیل های و ماموت های پر مدعا و کم سواد به اصطلاح مبارز. یاد سخن شهید همت می افتم که می گفت «هر قدمی که در راه خدا و بندگان مستضعف او برداشتيم ، برچسب بارانمان کردند. حالا روزی ده برچسب دشت می کنيم».
دلم تنگ است برای همه انهایی که امروز در بندند. برای عبدالله رمضان زاده ، سعید شریعتی ،محمدرضا جلایی پور ، صفایی فراهانی ، عرب سرخی ، تاج زاده ، ابطحی ، عطریانفر ، مبردامادی ، حجاریان ، بهزاد نبوی و همه اسرای سبز جنبش آزادی.
زمان سحر نزدیک شده است و با خودم زمزمه می کنم : اللهم فک کل اسیر.
حداد عادل در سخنانی مدعی شده است : «افرادی اين روزها هستند كه مكرراً دم از حضرت امام خميني (ره) می زنند و به او متمسک می شوند ولی اين یک پوششی برای تمرد از دستور امام حاضر با تمسک به امام راحل است.»
در سخنان حداد عادل دو نکته و شاید ابهام مهم وجود دارد. اول انکه انان که مکررن از امام دم می زنند آیا پیش از این اینگونه نبوده اند و در شرایط فعلی به ایشان و منش شان متوسل شده اند؟
سابقه و سیاق موسوی و کروبی که بر این امر دلالت دارد که همیشه نه تنها خود را مفتخر به همراهی و ارادمندی نسبت به امام می دانسته اند که این رابطه تا زمان حیات امام دو سویه بوده است.
از سوی دیگر نوع رابطه آیت الله هاشمی رفسنجانی با آیت الله خمینی و درجه نزدیکی و هم نظری ایندو قابل توصیف نیست. در حالی که آیت الله خامنه ای از این نظر در شمار نزدیکان درجه اول امام همچون حاج احمد آقا ، آیت الله هاشمی قرار نمی گیرد.
از سوی دیگر باید بررسی نمود که اتفاقاتی در جریان است که اینگونه نزدیکان آیت الله خمینی را به واکنش علیه رهبر فعلی ایران مجبور نموده است.
چرایی این ماجرا علت تمسک به راحل برای نفی رهبر حاضر است. شروع این ماجرا نیز به پس از انتخابات مربوط نمی شود. این ماجرا ادامه همان روندی است که آیت الله توسلی را انچنان متاثر نمود که جان به جان آفرین تسلیم شد.
و حتی شاید سالها پیش که آیت الله طاهری امام جمعه آن زمان شهر اصفهان در نامه ای سرگشاده به آیت الله خامنه ای از مظالمی گله کرد که بر اثر عملکرد ایشان ظهور و بروز و شاید شدت یافته بودند.
اما اوج این ماجرا از ان هنگام آغاز شد که رهبر ایران بی پروا همه خطوط قانونی را در نوردید و در جهت تحقق رویای در اختیار داشتن تمام ارکان نظام گام برداشت. رویایی که با کابوس اعتراضات عمومی همراه شد.
انچنان این اعتراضات نیز دامنه دار شده است که برای اولین بار ، جمعی از روحانیون ، آیات عظام تقلید ، نمایندگان پیشین مجلس و فرهیختگان و دانشگاهیان نامه می نویسند و عزل رهبری را از خبرگان می خواهند.
در همین حال حاکمیت کودتایی امروز آنچنان خود را در خطر می بیند که فرمان عبور از امام و سپردن ایشان به موزه تاریخ را صادر نموده است.
آری! خطر جدی است. آنچنان جدی که می توان وحشت را در چهره و صدای کودتاگران دید و شنید. خطری که منطق و عقل کودتاگران را نیز زایل کرده است.

زنان ضد زن و وزرای جاعل

2 نظر | جامعه
محمود احمدی نژاد در شرایطی که حتی پس از تنفیذ و تحلیف نتوانسته است صدا مخالفان خود را خاموش نماید و همچنان با عنوان دولت کودتایی شناخته می شود شش وزیر را برای کابینه خود معرفی کرد.
از این شش وزیر دو نفر زن هستند. همچنین دو نفر از وزرا دارای پرونده قضایی می باشند. محرابیان به جرم جعل محکوم شده و فاطمه آجرلو به جرم نشر اکاذیب به دادگاه فراخوانده شده است.
جالب آنکه در جعل و تقلب در ثبت یک اختراع و انتشار کتابی با آن عنوان نه تنها علی اکبر محرابیان، وزیر صنایع و خواهر زاده محمود احمدی نژاد، که شخص رئیس دولت نهم نیز مشارکت داشته است.
اما از سوی دیگر آیا انتخاب این دو وزیر زن به معنای حرکت جامعه به سوی به رسمیت شناختن حقوق زنان و رفع تبعیض های جنسیتی است؟
در حالی که همچنان فعالان حقوق زنان تحت آزاد و اذیت و در خطر زندان قرار می گیرند، قانون سهمیه بندی جنسیتی در دولت احمدی نژاد تصویب شده و نگاه احمدی نژاد و هوادارانش به زن تحقیر آمیز است، انتخاب زنانی که از زن بودن خود آزرده اند و آنرا همچون عذابی می پندارند، چه حاصلی در پی خواهد داشت.
سوابق و دیدگاه های زنان کابینه احمدی نژاد بر این نکته تاکید دارد که در مرام آنها نه به واسطه زن بودن که بخاطر تشابهه رفتاری به مردان صلاحیت لازم را برای تصدی مسوولیت پیدا کرده اند.
در باور این زنان ، همچنان آنها نیازمند قیمند و سایه مردی دیگر ، حالا این مرد در کابینه محمود احمدی نزاد است ، می توانند اظهار وجود نمایند.
هیچکدام از این زن سابقه فعالیت برای حقوق زنان را ندارند و بر عکس در جهت تحدید زنان گام برداشته اند و این موضوع است که در نگاه ضد زن هواداران دولت احمدی نژاد نقطه مثبت محسوب می گردد.
پوپولیسم احمدی نژادی نیز در انتخاب این زنان نقش مهم و برجسته ای داشته است. وی سعی کرده است جای خالی زن قدرتمند در کنار خود، انچنان که میر حسین موسوی زهرا رهنورد را در کنار خود دارد، با انتخاب چند وزیر زن پر نماید.
در حالی که بنظر نمی رسد در مقایسه با نرم انتخاب وزرا هیچکدام این زنان به واقع شایستگی انتخاب شدن برای وزارتخانه های مورد نظر را داشته باشند.
گرچه نگاهی به ترکیب کابینه ی قبلی احمدی نژاد موید این واقعیت است که بدون توجه به مرد و یا زن بودن وزرا، ظرفیت دولت وی تنها گنجاییش مدیران بی تدبیر و کم بینه را دارد که قدرت عرض اندام در برابر احمدی نژاد را نداشته باشند.
نگاهی به شش وزیر معرفی شده عیان کننده واقعیتی دیگر نیز هست. دولت کودتایی دهم ، دولتی یک نفره خواهد بود. دولتی با بیست چند وزیر تشریفاتی. احمدی نژاد رویای ریاست جمهوری مطلقه دارد.
هر چه به انتخابات در افغانستان نزدیک می شویم بازار گمانه زنی ها و احتمالات نیز داغ تر می شود. در رسانه های غربی انچه بیشتر به چشم می خورد احتمال دو مرحله ای شدن انتخابات است.
در همین حال در مورد احتمال وقوع تقلب و حوادث خونبار محتمل پس از آن نیز گاه و بیگاه از سوی همین رسانه های طرح می گردد.
در این میان تلویزیون بی بی سی فارسی که همچنان خبرهای مربوط به انتخابات ایران را با جدیت دنبال می کند در حال پخش برنامه های متنوعی در مورد انتخابات کشور افغانستان است.
اگر برنامه های خبری این شبکه فارسی زبان را دنبال کنیم متوجه حمایت زیرکانه ی این شبکه تلویزیونی از دکتر عبدالله عبدالله به عنوان رقیب اصلی حامد کرزای و طرح انتقادات بیشمار از دولت فعلی خواهیم شد.
در همین حال عبدالله که از پدری پشتون و مادر تاجیک است سعی می کند از محبوبیت شیر پنجشیر ، احمد شاه مسعود برای جلب آرای رای دهندگان کمک بگیرد.
عبدالله شعار تغییر اوباما را برگزیده و از برخی نمادهای سبز که مشخصه هواداران میر حسین موسوی در ایران است استفاده می نماید.
انچه مشخص است اینکه حکومت ایران ترجیح می دهد و احتمالن تلاش خواهد کرد تا در صورت امکان عبدالله عبدالله به جای حامد کرزای بر مسند ریاست جمهوری افغانستان تکیه بزند ، اما حمایت های برخی رسانه های غربی خصوصن بی بی سی از عبدالله قابل درک نیست.
به هر حال با وجود همه انتقادات موجود در افغانستان حامد کرزای نشان است بیش از دیگر رقبای خود -در یک مقایسه نسبی- به دموکراسی و خرد جمعی پایبند است.
او که سابقه مبارزات مسلحانه با دیگر گروه های مجاهد و کشتار هیچ یک از اقوام افغانستان را ندارد بیش از سایرین می تواند نماد رئیس جمهور این کشور باشد.
در صورتی که دستان عبدالله عبدالله و بسیاری دیگر از کاندیداهای حاضر در این عرصه به خون اعضای دیگر گروه های مجاهد و اقوام افغانستان آلوده است.
«عده‌ای از افراد بازداشت‌ شده مطرح نموده‌اند كه برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نموده‌اند كه منجر به ایجاد جراحات و پارگی در سیستم تناسلی آنان گردیده است.
از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز كرده‌اند به طوری‌كه برخی دچار افسردگی و مشكلات جدی روحی و جسمی گردیده‌اند و در كنج خانه‌های خود خزیده‌اند.»
سطور بالا بخشی از نامه مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبران رهبری است. این دردنامه روایت وقایعی است که شاید بارها تاکنون در میان سیاسیونی که گرفتار زندان شده اند ، شنیده شده است. تجاوز به قصد تحقیر و شکستن زندانیان.
پس از قتل زندانیان انتشار این اخبار آنچنان منزجر کننده و تنفر برانگیز است که موجی از تاسف و تاثر و خشم را در جامعه در پی داشته است. مطمئنن جنایاتی اینچنین بدون پاسخ و مجازات نخواهد ماند.

برای آزادی ، برای جنبش سبز

| سیاست
درباره جنبش سبز و باید و نباید های این حرکت تاکنون چند مطلب نوشته ام. به دعوت وبلاگ گراند کافه سعی می کنم به خلاصه ای از ان مطالب اشاره کنم:
- مبارزات جنبش سبز بر اساس نفی هرگونه خشونت است.
- اتحاد ، امید به پیروزی و استمرار در اعتراض رمز موفقیت جنبش خواهد بود.
- در اطلاع رسانی در مورد اتفاقات و رخدادهای مربوط به حرکات اعتراضی باید از بزرگ نمایی و هرگونه دروغ به شدت پرهیز کرد.
- برنامه های موفق را تکرار و به شناخت نقاط ضعف و اصلاح آنها اقدام کنیم.
- باید هزینه مبارزه را کاهش بدهیم تا مردم بیشتر به مشارکت در آن تشویق شوند.
- از همه پتانسیل ها و راهکارهای موجود برای اعتراض استفاده نماییم.
- به رهبران جنبش این اطمینان را بدهیم که آنها را تنها نخواهیم گذاشت و در عین حال بخواهیم که از مواضع به حقشان کوتاه نیایند و حقوق تضییع شده مردم را پیگیری کنند.
- توجه داشته باشیم این مبارزه ، یک نبرد کوتاه مدت نیست به همین دلیل باید برای مبارزه ای طولانی آمادگی روحی انرژی کافی داشته باشیم.
- دشمن خود را بخوبی بشناسیم و آنها را دست کم نگیریم و بدانیم آنها برای ایجاد تفرقه و نا امیدی از انجام هیچ کاری ابا ندارند.
روزآنلاین - فرشته قاضی : عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکیم وحدت)، 45 روز پیش در حالی در دفتر ستاد شهروند مهدی کروبی بازداشت شد که به گفته شاهدان عینی، ماموران امنیتی او رابا خشونت هر چه تمام تر و ضرب و شتم شدید fا خود بردند، اکنون با گذشت 45 روز زندان، وی نزدیک به 20 کیلو وزن کم کرده و تعادل روحی و جسمی اش را از دست داده است.
همسر وی که دیروز با وی ملاقات داشته از این وضعیت نگران کننده با روز سخن گفته است. همسر، برادر و فرزندان عبدالله مومنی روز گذشته در زندان اوین با او در حالی دیدار کردند که این فعال دانشجویی نه قدرت تکلم داشت و نه قدرت راه رفتن.
فاطمه آدینه وند، همسر مومنی که به شدت نگران و ملتهب بود به روز گفت: بچه های من اصلا آقای مومنی را نشناختند و به شدت از دیدن او شوکه شدیم.
وی می افزاید: از زندان اوین او را با ماشین سبز رنگی آوردند؛ از ماشین که پیاده شد اگر من و برادرش او را نمی گرفتیم می افتاد. حتی نمی توانست یک قدم راه برود. کمک کردیم و وارد اتاق ملاقات شدیم.
همسر مومنی با بیان اینکه "آنچه که می دیدیم را باور نمی کردیم" توضیح میدهد: ریش و موهای عبدالله بلند شده و کاملا به هم ریخته و صورتش از فرط لاغری به شدت سیاه شده، زیر چشم ها گود رفته و کبود بود.
خانم ادینه وند می افزاید: صدای عبدالله به شدت لرزان بود و اصلا قدرت حرف زدن نداشت و بچه ها از دیدن وضعیت او به شدت ترسیده و فقط گریه می کردند و مدام می پرسیدند چه بلایی سر بابا اومده؟
به گفته او عبدالله مومنی تعادل روحی و روانی نداشت و فقط احوالپرسی می کرد و مدام می گفت "جای من خوب است". خانم آدینه وند با بیان اینکه "اگر جای او خوب است پس چرا به این شکل درآمده" می افزاید: تنها چیزی که عبدالله گفت این بود که دو روزست روزه ام. ما دیگر هیچ چیزی از او نشنیدیم.
وی با بیان اینکه همسرش همچنان در انفرادی است و بازجویی او تمام نشده می گوید: همسرم شدیدا تحت فشار روحی و جسمی و شکنجه است و نزدیک 20 کیلو وزن کم کرده است.
خانم آدینه وند تاکید می کند: آن کسی که امروز دیدیم اصلا عبدالله مومنی نبود؛ فقط یک پوست و استخوانی بود که تعادل روحی و روانی و قدرت حرف زدن وایستادن و راه رفتن نداشت.هیچ چیزی از عبدالله نمانده است.
به گفته همسر مومنی این ملاقات فقط ده دقیقه و در حضور بازجوی این فعال دانشجویی صورت گرفته و بازجو با قرار دادن ضبط صوتی روی میز تمام مکالمات را ضبط کرده است.
همسر مومنی با بیان اینکه "بچه ها شوکه شده و ترسیده اند" می گوید: از وقتی برگشته ایم بچه ها فقط در حال گریه کردن هستند و نگران پدرشان که چه اتفاقی افتاده و نمی توانیم آنها را آرام کنیم.
وی با انتقاد شدید از وضعیت همسرش می افزاید: امروز که گریه بچه ها و وضعیت عبدالله را دیدم به بازجو گفتم آیا این حق ماست در زندگی که 5 شهید داده ایم و عزیزانمان رفته اند تا ما در آرامش زندگی کنیم؟ اکنون با این آدم چه کرده اید؟ چه بلایی سر او آورده اید؟
بازجوی مومنی هیچ پاسخی نداده و زود ملاقات را به پایان رسانده و مجددا مومنی را با ماشین سبز برده اند.
خانم آدینه وند می گوید: یکبار صدام زندگی مرا نابود کرد و شوهرم رفت و شهید شد که بچه های این مملکت و ما در آرامش زندگی کنیم. امروز با دیدن عبدالله در آن وضعیت، باز صدام جلوی چشمان من زنده شد. چیزی از عبدالله من نمانده و من متاسفم که اینها مدام دم از عدالت میزنند و اینگونه رفتار می کنند.
دولت ایالات متحده آمریکا اعلام نموده است که با دولت احمدی نژاد را مذاکره خواهد کرد و بدون قضاوت در مورد مشروعیت دولت دهم به عنوان یک مسئله داخلی ، برای او پیام تبریک نخواهد فرستاد.
پیش از این نیز دولت های آلمان ، فرانسه و انگلیس نیز اعلام کرده بودند برای محمود احمدی نژاد پیام تبریک نخواهند فرستاد.
دولت آمریکا امیدوار است بعد از سه دهه تیرگی روابط شرایطی ایجاد گردد تا اختلافات میان ایران و آمریکا کاهش یابد. اما حوادث پس از انتخابات شرایط ویژه ای را رقم زده است.
آمریکا می تواند همچون سه دهه پیش در انتظار تغییرات بنیادین در ایران باشد و یا با در دست گرفتن ابتکار عمل دولت ایران را مجبور به تغییر رفتار نماید.
به نظر می رسد اوباما راه دوم را برگزیده است. او تغییرات را در ایران دنبال می کند اما در نقش یک ناظر بی طرف رفتاری را در پیش می گیرد که اتفاقن اصلاح طلبان نیز از آن استقبال می کنند.
ورود دولت آمریکا یا دیگر دولت های غربی به مناقشات پس از انتخابات به سود هواداران تغییر و جنبش سبز تنها موجب افزایش فشار حکومت به مخالفان و معرضان خواهد شد.
از سوی دیگر آغاز دیالوگ میان آمریکا و ایران می تواند ، تندروهای ایران را در موضع ضعف قرار دهد. آنها مجبور خواهند بود نسبت به بسیاری از شعارها و رفتارهای خود تجدید نظر نمایند.
به نظر می رسد موضع اتخاذ شده توسط دولت آمریکا هوشمندانه و عملگرا تر از نفی وجود دولت قانونی در ایران باشد. در عین حال که از نظر اکثریت مردم ایران دولت احمدی نژاد فاقد مشروعیت مردمی بوده و غیر قانونی است.
جنبش سبز ایران و معترضین به کودتا همچنان جریان اعتراضی خود را ادامه می دهند. این جریان اشکال تازه تری به خود گرفته است و به نظر می رسد روز به روز دامنه آن افزوده تر می شود.
جدا از نکات قوت این جنبش ، تهدیداتی نیز وجود دارد که آنرا باید جدی گرفت. تهدیداتی که از سر نادانی برخی فعالین و یا با برنامه ریزی جریانات نفوذی کودتاگران ایجاد شده است.
باید باور داشته باشیم که حرکت اعتراضی ما تا رسیدن به نتیجه راهی طولانی در پیش دارد. وعده های دست نیافتی و اغراق های بی فایده تنها اعتبار جنبش را خدشه دار می نماید.
همچنین انتشار اخبار غبر موثق و در برخی موارد غیر واقعی نیز نه تنها سودمند نیست بلکه صحت خبرهای واقعی نیز تحت الشعاع قرار می دهد.
اطلاع رسانی واقعی با همه ی ابزار های موجود می تواند جنبش را پیش از پیش قدرتمند سازد. پرهیز از پراکندگی در برنامه ریزی نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
باید باور داشت که امید به پیروزی ، اتحاد و پایداری و مبارزه بدون خشونت از مهمترین عواملی هستند که جنبش را در دستیابی به اهدافش کمک می نماید.
به عکس زیر دقت کنید. ایمان مراتی ، مجری تلویزیونی که دوبنده به تن دارد همان کسی است که دیروز با ابطحی و عطریانفر مصاحبه ای نمایشی را ترتیب داده بود.

مصاحبه به شدت مردمی

مصاحبه نمایشی دیروز در جهت تهدید خانواده زندانیان صورت گرفت. روز آنلاین در گزارشی در این مورد می نویسد: «با خانواده چند تن از این فعالان سیاسی که در بازداشت به سر می برند تماس گرفته شده و از آنان خواسته اند که سکوت کنند. در این تماس ها تهدید کرده اند که اگر مصاحبه کنید بعد از هر مصاحبه شما، همسرانتان را به تلویزیون خواهیم برد تا اظهارات شما را تکذیب کنند.»
اما نکته دیگر در مورد خبرنگارانی چون ایمان مراتی و یا کامران نجف زاده است. اینها تفاوتی با شکنجه گران و قاتلان مردم معترض ندارند. اتفاقن بیش از آنان باید مورد سرزنش واقع شوند.
آنها فضای رسانه را آلوده کرده اند و خدمتگزاری استبداد و فاشیسم را می کنند. باید به شدت نسبت به طرد این افراد اقدام کرد. در هر کجا که با آنها روبرو شد روی برگرداند و وجودشان را نادیده گرفت.
نکته ای جالب در مصاحبه دیروز آن بخش فیلم بود که ابطحی به اشتباه در مورد سخنانش در دادگاه که از روی کاغد بیان می شد توضیح می داد و مرآتی گفت نه در مورد قرص های بگویید و به موضوع کاغذ هم می رسیم.
کارگرادانان و صحنه گردانان کودتا هر چند که در کار خود بیش از گذشته وارد شده اند اما همچنان بی لیاقتی ، نا توانی و دستپاچگی خود را به همگان نشان می دهند.

اسم رمز کودتا : انقلاب مخملی

یک نظر | سیاست
برنامه کودتا از ماه ها پیش طرح ریزی شده بود. دستگیری هاله اسفندیاری ، کیان تاجبخش و رامین جهانبگلو قدم های اولیه کودتا گران محسوب می گردد.
تیم عملیاتی کودتا نیز در چند زمینه آماده و تجهیز شدند. جاسوس مورد اشاره در دادگاه !! طبق یک طرح و برنامه از پیش طراحی شد به ایران بازگشت و نقش کلیدی را در این ماجرا بر عهده گرفت.
تقسیم نیروهای بسیج به مناطق استانی و غیر متمرکز شدن فرماندهی ، از آمادگی کودتا گران برای تقابلی بلند مدت با مردم حکایت می کند.
خبرسازی و پرونده سازی علیه سید محمد خاتمی ، شیرین عبادی ، احزاب اصلاح طلب و برخی وبلاگ نویسان توسط روزنامه کیهان ، خبرگزاری شبه نظامی فارس ، خبرگزاری دولتی ایرنا و چند سایت و رسانه دیگر نیز در همین راستا انجام گرفت. در این میان می توان به تشکیل شاخه سایبری سپاه پاسداران نیز اشاره کرد.
ورود میر حسین موسوی به کارزار انتخاباتاما شرایط را کمی تغییر داد. موسوی پس از بیست سال غیرقابل پیش بینی بود و همچنین همچون خاتمی در مظان اتهامات سنگین از سوی گودتا گران نبود.
آخرین زمینه چینی ها با آغاز حذف رسمی هاشمی رفسنجانی انجام شد. آن زمان که محمود احمدی نژاد در مناظره با میر حسین موسوی سنگین ترین اتهامات را به آیت الله هاشمی و خانواده او وارد نمود.
در این زمان بود که کودتا از شکل زیر زمینی حالت عملیاتی به خود گرفت. قطع پیام کوتاه، فیلتر و هک گسترده سایت های وابسته به اصلاح طلبان ، حمله به دفاتر ستادهای انتخاباتی وابسته به موسوی و کروبی ، اعلام فوری و دستکاری شده نتیجه انتخابات ، تبریک خارج از قاعده و قانون رهبری و در نهایت آغاز دستگیری های گسترده و کشتار معترضان از مراحل مختلف عملیاتی از پیش طراحی شده بود.
تنها شاید مقاومت مردمی و اعتراض و همبستگی جناح های مختلف و شخصیت های با نفوذ قابل پیش بینی نبود. به همین دلیل سخنان احمد جنتی به شکل دیگری در کیهان امروز منعکس شده است.
تیتر اول و سرمقاله امروز کیهان از مراحل پایاینی کودتا خبر می دهد: محمد خاتمی و میر حسین موسوی باید به جرم خیانت محاکمه و مجازات شوند و به دنبال ان آیت الله هاشمی رفسنجانی سرنوشتی مشابه آیت الله منتظری پیدا نماید.
از همین جلملات نقشه راه معترضان عیان می گردد. هر گونه عقب نشینی در مواضع و سازش سر انجام شومی را برای آقایان هاشمی ، خاتی و میر حسین موسوی در پی خواهد داشت.
موفقیت کودتا با ایجاد یاس و ترس در میان رهبران و نخبگان جامعه تضمین خواهد شد. ترسی که به سرعت به بدنه جامعه سرایت خواهد کرد. در این زمان تنها به دست گرفتن ابکار می تواند موثر باد. میر حسین موسوی در این بین نقش کلیدی بر عهده خواهد داشت.
محدود نیروهای سیاسی باقیمانده در بیرون زندان باید در کنار او بیاستند و جبهه بر علیه کودتاگران تشکیل دهند. سرعت عمل و دقت در انتخاب تاکتیک های مبارزه نیز اهمیت ویژه ای دارد.
این مبارزه نه تنها برای آزادی و دموکراسی و قانونمداری که مبارزه و جنگی برای بقاست. مبارزه ای که می تواند نوید بخش آینده ای روشن در تاریخ ایران باشد.

دادگاه مخملی و کارگردان ناشی

| حقوق بشر
تنها ساعاتی از پایان جلسه اول دادگاه نزدیک به یکصد نفر از اصلاح طلبان و معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری می گذرد که رسانه های بین المللی و داخلی با بهت و حیرت به روند برگزاری آن می نگرند.
برگزاری این دادگاه آنچنان روند غیر حقوقی و غیر طبیعی را دنبال می کند که کوچکترین شکی بر نمایشی بودن آن باقی نخواهد ماند.
در اولین واکنش به این دادگاه بسیاری از کاربران اینترنتی با خشم و نفرت از این نمایش سخن می گویند و برخی دیگر این دادگاه را دمیدن روحی تازه در جان جنبش اعتراضی قلمداد می کنند.
کارگردان این نمایش تلاش دارد در آستانه مراسم تنفیذ و تحلیف احمدی نژاد در روزهای دوشنبه -روز نکبت- و چهارشنبه -چهارشنبه سیاه- از شدت اعتراضات بکاهد و در مقابل دیدگان مردم فعالان جنبش را تحقیر کند. در عین حال افکار عمومی را از اعتراضات خیابانی به سمت این نمایش مضحک منحرف نماید.
اما به واقع این جنبش در این 40 روز بدون حضور این فعالین آغاز و ادامه پیدا کرده است. به همین علت می توان انتظار داشت این دادگاه تحقیر آمیز زمینه ی تند تر شدن اعتراضات و خواست های مردم را فراهم اورد.
خواستی که در این 40 روز از «رای من کجاست» به شعار و خواست «استقلال ، آزادی ، جمهوری ایرانی» تغییر کرده است.
آنها که داستان انقلاب مخملی را در هر کوی برزن فریاد می کردند ، امروز باید در انتظار تغییراتی باشند که شاید چندان دیگر مخملی و رنگی نخواهد بود.
به نظر می رسد کارگردان این نمایش و سناریو نویسهای انتخابات با هر قدم اشتباه بزرگتری را مرتکب می شوند. اشتباهاتی که پی در پی هم اتفاق می افتند و بر دامنه ی اعتراضات جنبش سبز می افزایند.
در همین زمینه:
» متوجه نیستند که عطریان و ابطحی مسخره‌شان کرده‌اند [+]

روز نکبت و چهارشنبه سیاه

| سیاست
دوشنبه 12 مرداد رو تنفیذ حکم محمود احمدی نژاد توسط رهبر جمهوری اسلامی آیت الله خامنه ای است. در حالی که 45 روز اخیر اعتراضات مردم به اشکال مختلف ادامه داشته است.
بنا به پیشنهاداتی که به سایت موج آزادی رسیده است ، هفته جاری عزای عمومی برای مردم ایران و روز دوشنبه به نام «روز نکبت» نام گذاری شده است.
همچنین روز چهارشنبه همین هفته ، همزمان با مراسم تحلیف ریاست احمدی نژاد بر دولت دهم که با ریخه شدن خون ده ها مرد و زن ایرانی و زندانی و شکنجه نمودن صدها نفر همراه شده است «چهارشنبه سیاه» نام خواهد گرفت.
سایت موج سبز آزادی در این باره می نویسد: «نخبگان سیاسی که از آنها برای شرکت در مراسم تنفیذ در دفتر رهبری دعوت شده یا می‌شود، باید هر روز سه وعده، صبح و ظهر و شب، این کلام درخشان پیامبر را با خود تکرار کنند که: «من رأی سلطانا جائرا ...» و بدانند که: هر کس سلطان جائری را دید که از پیمان خدا تخلف می‌کند و با بندگان خدا عداوت می‌ورزد، اگر در برابر او بر نخیزد و اعتراض نکند، خدا او را به مجازات همان سلطان می‌رساند.
نمایندگان مجلس نیز باید بدانند که طبق آموزه‌های دینی، حضور در جمع خطاکاران و سکوت در برابر خطای آنها، به معنای همراهی با آنها و مشارکت در گناه ایشان است. کافی نیست که با عدم شرکت در جلسه یا رفتارهای کم‌اهمیت بی‌اثر، خود و کودتاچیان را راضی کنند.
نمایندگان آزاده‌ی مجلس باید بمانند و در زمان سوگند دروغین احمدی‌نژاد برای پرهیز از خودکامگی دفاع از حقوق ملت به او اعتراض کنند و نسبت به این تقلب و کلاهبرداری ملی، اخطار قانون اساسی دهند؛ و همه‌ی ما وظیفه داریم نمایندگان ملت را نسبت به لزوم انجام چنین کاری، مجاب کنیم.»
در همین حال مدرسین و محققین حوزه ی علمیه قم در بیانیه مهمی مردم را به ادامه اعتراضات و تجمعات خیابانی دعوت کرده اند. به این ترتیب مبارزه مردمی وارد مرحله ی جدید شده است.
پس از سوگواری پنجشنبه که تهران و شهرهای عمده ایران را نیز در بر گرفت به نظر می رسد ایران برای هفته ای سرنوشت ساز خود را آماده می نماید. گرچه مبارزه برای دستیابی به حقوق پایمال شده با تکیه بر اتحاد ، امید به تغییر و استمرار بر مبارزه بدون خشونت محقق خواهد شد.

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram