December 2009 Archives

جرس - مهدی محسنی : زهرا رهنورد ، همسر میر حسین موسوی دو روز پیاپی مورد حمله نیروهای شبه نظامی هوادار دولت قرار گرفت. پیش از این در جریان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری ، محمود احمدی نژاد با سخنان و رفتارهای غیر اخلاقی همسر میر حسین موسوی را مورد حمله قرار داده بود که بواسطه آن خشم عمومی جامعه علیه آقای احمدی نژاد افزایش یافت. این در حالیست که تعدادی لباس شخصی نیز در روز 17 آذر برای میرحسین موسوی ایجاد مزاحمت کردند.

محمود احمدی نژاد در جریان مناظره انتخاباتی با میر حسین موسوی در حالی که نتوانسته بود کوچکترین انتقادی به میر حسین موسوی وارد نماید با نشان دادن پوشه ای که در آن برگ های چاپ شده ای قرار داده شده بود از موسوی پرسید زنی را که عکس او در گوشه یکی از اوراق دیده می شد، می شناسد؟ سپس بدون نام بردن از زهرا رهنورد نحوه ثبت نام او را در دوره دکترا و صلاحیت او را برای ریاست دانشگاه مورد سئوال قرار داد.
آقای موسوی در واکنش به اقدام احمدی ‌نژاد مبنی بر نشان دادن مدرک تحصیلی دکتر زهرا رهنورد گفت: "ایشان عکس خانم بنده را می‌گیرد که این کار را کرده است، ایشان مهم‌ترین روشنفکر زن این کشور است و 10سال برای دکترای علوم سیاسی زحمت کشیده که مدارک و اسناد آن موجود است اما سایت‌های مرتبط با شما علیه وی جوسازی کردند. افتخارش این است که هم فوق ‌لیسانس رشته هنر و هم ‌فوق‌لیسانس و دکترای علوم سیاسی دارد."
 
موسوی تصریح کرد: "یکی از مشکلات کنونی کشور این است که معاون اجرایی رئیس ‌جمهور به جای اینکه مشغول حل مشکلات مردم باشد، مشغول رفتن و سر کشیدن به این پرونده و آن پرونده و از این مکان تا آن مکان است تا پرونده‌ای ساخته و به درد امشب بخورد و ما را اذیت کند." وی با بیان اینکه آمده ‌ام تا این روحیه را عوض کنم، گفت: "این حالت پرونده‌ سازی و سیاه کردن پرونده‌ ها را محکوم می‌کنم."
اتفاقات آن مناظره با موج انزجار عمومی علیه احمدی نژاد روبرو شد به نحوی که حتی برخی از جریانات اصولگرا نیز نسبت به آن اظهارات اظهار تاسف شدید کردند.

بدنه جنبش دانشجویی در حال فربه شدن است

| جامعه
رادیو دویچه وله: برخوردهای سرکوبگرانه با فعالان دانشجویی از روز ۱۶ آذر همچنان ادامه دارد. دانشگاه‌هایی که تا به حال دراعتراضات شرکت نداشتند هم به حرکات اعتراضی پیوسته‌اند.
آنچه که ۱۶ آذر امسال را از سال‌های پیشین متمایز می‌کرد، تنها در سرکوب شدید دانشجویان نبود. بسیاری از تحلیلگران و ناظران سیاسی بر این عقیده‌اند که بخش غیرسیاسی دانشجویان نیز امسال به این حرکت پیوسته‌اند.
مهدی محسنی، روزنامه‌ نگار و فعال سابق دانشجویی می‌گوید، خواست‌ها‌ی جنبش اعتراضی کنونی، خواست‌هایی فراگیر است به همین علت طیف وسیعی از مردم و دانشجویان را به خود جذب کرده است.
او می‌گوید، هرچند ممکن است خواست‌های این گروه از مردم و دانشجویان با مطالبات فعالان سیاسی متفاوت باشد، اما به عقیده‌ی وی، همین گوناگونی تضمینی برای بقای این جنبش است. 
فایل صوتی این مصاحبه  را در اینجا می توانید گوش کنید.
میرحسین موسوی شانزدهمین بیاینه خود را به مناسبت 16آذر صادر نمود.  به جرات می توان گفت بیانیه های اخیر آقای موسوی همچون پازلهایی هستند که در کنار هم قرار می گیرند و مانیفست جنبش را کامل می کنند.
جملات این بیانیه ها چنان با دقت انتخاب شده است و از چنان لطافت و در عین حال کوبندگی برخوردار است که به وضوح ماهیت جنبش سبز مردم ایران را نشان می دهد. در این نوشتار تنها به نقط چند جمله شانزدهمین بیانیه ایشان بسنده می کنم و در باب این جملات نکاتی را یاداور می شوم.

آقای موسوی می گوید: "آنان دوست دارند به خود تسلی دهند که حرکت‌های دانشجویی جز غوغای چند جوان پرسروصدا نیستند که اگر خاموش شوند صورت مسئله از اساس پاک خواهد شد ... اصرار دارند بگویند مردم دیگر ساکت شده‌اند و فقط دانشجویان مانده‌اند؛ در دانشگاه‌ها هم فقط تهران ناآرام است، از تهران هم فقط دانشگاه‌های مادر هیاهو می‌کنند، آنجا هم کانون جنبش و جوشش، چند نفر جوان غریبند که اگر آنها را به اخراج از خوابگاه و محرومیت از تحصیل تهدید و محکوم کنیم داستان تمام می‌شود. خوب! تمام این کارها را کردید، پس چرا داستان تمام نشد؟"
این سوال شاید اصلی ترین پرسشی است که این روزها بسیاری از مسوولان درجه دوم وابسته به جریان اقتدار گرا و حتی نیروهای نظامی از خود می پرسند. چرا داستان تمام نشد؟
آنها که فکر می کردند با سخنان آقای خامنه ای در اولین نماز جمعه پس از انتخابات داستان تمام می شود همچنان متعجبند که نه تنها ان سخنان به ظاهر فصل الخطاب که ، حتی کشتار و سرکوب وحشیانه چند ماه بعد نیز بی اثر بود.
کسانی که فکر می کردند گذر زمان و فشارهای مختلف مردم را خسته می کند ، متوجه شدند که رویاهایشان به کابوس تبدیل شده است. این داستان به این سادگی ها تمام شدنی نیست.

آقای موسوی زیباترین پدیده در روزهای پیش از انتخابات ۲۲ خرداد را "جمع شدن مردم از سلیقه های گوناگون گرداگرد هم" ذکر می کند. مردمی که "برای آن که به این کار موفق شوند تفاوت‌ها و تنوع‌هایشان را کنار نمی‌گذاشتند، بلکه به رسمیت می‌شناختند. کسی لازم نمی‌دید که برای شرکت در این یکرنگی هویت خویش را از دست بدهد و دیگری شود."
و این شاید چنان اهمیتی دارد که سنگ بنای نظام سیاسی جدید ایران خواهد بود. حفظ همه سلیقه ها در عین اشتراک در قدرت و اهدافی که برای همگان اهمیت دارد. حضور همه جناح ها و جریانات و نحله های فکری در عین اعتقاد به آزادی ، دموکراسی و مهمتر از آن منافع ملی.
در این شرایط هر کسی که دغدغه منافع مردم و کشور را دارد و برای حضور در قدرت تلاش می کند به رسمیت شناخته می شود و نزدیکی و تقرب به درگاه و بارگاه کسی معیار تعیین دوست و دشمن نیست.

آقای موسوی تاکید می کند که مسئله مردم دیگر انتخابات نیست: "از ما می‌خواهند که مسئله انتخابات را فراموش کنیم، گویی مسئله مردم انتخابات است. چگونه توضیح دهیم که چنین نیست؟ مسئله مردم قطعا این نیست که فلانی باشد و فلانی نباشد؛ مسئله‌ آنها این است که به یک ملت بزرگ بزرگی فروخته می‌‌شود. آن چیزی که مردم را عصبانی می‌کند و به واکنش وا می‌دارد آن است که به صریح‌ترین لهجه بزرگی آنان انکار می‌شود."
این شاید مهمترین بخش بیانیه اخیر مهندس موسوی باشد. دیگر شعار "رای من کجاست؟" مطرح نیست. در این شرایط تنها بازگشت قدرت به مردم مد نظر است.
و این موضوع محقق نخواهد شد مگر تمکین همه نهادها و مقامهای صاحب قدرت در برابر اراده مردم. برای نیل به این هدف بزرگ نیز تغییرات زیادی لازم است. مناسبات سیاسی در ایران باید متحول شود تا هیچ جریان  و گروهی نتواند بزرگی و نظر مردم را نادیده بگیرد.

چندین برابر بیانیه آقای موسوی می توان مطلب و مقاله نوشت. این بیانیه انچنان همه جانبه و حاوی نکات کلیدی است که جای پرداخت بسیار دارد. به واقع باید به همه دوستان توصیه کرد این بیانیه را منتشر کنند و در اختیار همه شهروندان قرار دهند. زبان ساده و صداقت و یکرنگی مهندس موسوی که در نوشتارش متجلی می گردد، این بیانیه را برای همگان قابل فهم می کند.

16 آذر ؛ تهدید های حکومت بوی ترس دارد

| سیاست
جرس - مهدی محسنی: در حالی که 16 آذر 1332 موجب شد دانشگاه در مقابل حکومت کودتایی شاه قرار بگیرد، حوادث مختلف سالهای اخیر و خصوصن هجمه های اخیر بر دانشجویان و جامعه دانشگاهی شکاف میان حکومت و دانشگاه را دوباره افزایش داده، بطوریکه در شرایط موجود، دانشگاه را می توان صف اول مبارزه با دولت احمدی نژاد و حامیان وی دانست. ناظران و تحلیلگران سیاسی بر این باورند که 16 آذر امسال می تواند نقطه عطف دیگری در تاریخ مبارزات ضد استبدادی جامعه دانشگاهی ایران قلمداد گردد، از این رو نگرانی حاکمیت از فریاد اعتراضی دانشجویان پنهان نمانده است.

16 آذر 1332؛ حمله دولت کودتا به دانشگاه
در تاریخ 24 آبان 1332 اعلام شد كه نیكسون معاون رئیس جمهور آمریكا از طرف آیزنهاور در آذر ماه به ایران مى‏آید. همچنین دو روز قبل از حمله نیروهای نظامی شاه به دانشگاه (14 آذر) زاهدى تجدید رابطه با انگلستان را رسما اعلام كرد. از همان روز 14 آذر تظاهراتى در گوشه و كنار به وقوع پیوست كه در نتیجه در بازار و دانشگاه عده‏اى دست گیر شدند. این وضع در روز 15 آذر هم ادامه داشت.
 
رژیم شاه براى مسلط شدن بر اوضاع و حفظ سلامت سفر نیكسون نیروهاى نظامى خود را در دانشگاه مستقر كرد. صبح شانزده آذر، نیروهای نظامی بسیاری در اطراف  دانشگاه مستقر شده بودند. پس از چند ساعت از شروع کلاسهای سربازان به راهنمایى عده‏اى كارآگاه به داخل دانشكده‏ها هجوم ‏آوردند؛ از دانشکده های پزشكى، داروسازى، حقوق و علوم عده زیادى را دستگیر كردند. بین دست گیر شدندگان چند استاد نیز دیده مى‏شد كه به جاى دانشجو مورد حمله قرار گرفته و پس از مضروب شدن به داخل كامیون های نظامی كشیده شدند. 
رئیس وقت دانشگاه تهران براى جلوگیری از درگیری ، كل دانشگاه تهران را تعطیل كرد. با این وجود  حضور نظامیان در صحن دانشكده فنى باعث شد كه بین نظامیان و دانشجویان، زد و خورد شود. عده‏اى از سربازان، دانشكده فنى را به كلى محاصره كرده بودند. در همین حال دسته ‏اى از سربازان با سر نیزه از در بزرگ دانشكده وارد شدند.
 
اكثر دانشجویان به ناچار پا به فرار گذاردند تا از درهاى جنوبى و غربى دانشكده خارج شوند. در این میان یکی از دانشجویان فریاد زد: "دست نظامیان از دانشگاه كوتاه!" . هنوز صداى وی خاموش نشده بود كه رگبار گلوله باریدن گرفت و چون دانشجویان فرصت فرار نداشتند به كلى غافل گیر شدند و در همان لحظه اول عده زیادى هدف گلوله قرار گرفتند. مصطفى بزرگ نیا به ضرب سه گلوله از پا درآمد. مهندس شریعت رضوى كه ابتدا هدف قرار گرفته به سختى مجروح شده بود بر زمین مى‏خزید و ناله مى‏كرد، و دوباره هدف گلوله قرار گرفت. احمد قندچى با رگبار مسلسل به شدت زخمی شد و پس از 24 ساعت در بیمارستان شهید شد.

حنیف مزروعی در برلین

یک نظر | حقوق بشر
حنیف دیروز پنجشنبه 12 آذر ماه جایزه "جامعه بین المللی حقوق بشر" را در شهر برلین دریافت کرد. حنیف که مدت زیادی را در داخل ایران مخفی بود در انتشار اخبار مربوط به اعتراضات مردمی نقش برجسته ای داشت.
مشروح خبر دریافت جایزه و متن کامل صحبت های حنیف ر این مراسم را در سایت خبری رویداد می توانید بخوانید.
نکته جالب حضور مسوول خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران ، ایرنا، در آلمان در این مراسم بود. وی پیش از این در اکثر تظاهرات معترضان به جمهوری اسلامی و معترضان نتایج انتخابات در برلین نیز شرکت داشته است.

hanifmazrooei.jpg
حنیف مزروعی در کنار دیوار برلین - Berlin . Potsdamer Platz

به هر حال بعد از چند ماه دیدن دوباره حنیف در برلین بسیار مسرت بخش است. برلین این روزها از هر زمان دیگری برای فعالین سیاسی جذاب شده است. اکبر گنجی نیز هفته گذشته چند روزی را در برلین حضور داشت.
در این شرایط فرصت شد گفتگوی چند ساعته ای را با آقای گنجی در محل "کنفرانس معروف برلین" داشته باشم که از آن فیلمی مستند تهیه شد و فکر می کند سال جدید میلادی برای نمایش عمومی آماده گردد.
جرس - مهدی محسنی : دادستان انقلاب تهران در خصوص مرگ مشکوک پزشک کهریزک اعلام نمود "تحقیقات تا این لحظه نشان می‌دهد که مرگ وی ناشی از مسمومیت دارویی بوده اما درباره اینکه آیا این اتفاق اقدام به قتل و یا خودکشی بوده، تحقیقات ادامه دارد." مرگ رامین پور اندرجانی چندمین مرگ یا خودکشی مشکوک سیاسی در دو دهه اخیر محسوب می گردد. پیش از این نحوه مرگ یا خودکشی چهره های مختلف سیاسی و فرهنگی همچون علی اکبرسعیدی سیرجانی و سعید امامی نیز مورد توجه قرار گرفته بود.  

مرگ مشکوک علی اکبر سعیدی سیرجانی 
علی اکبر سعیدی سیرجانی در ۴ آذر ۱۳۷۳، زمانی که تحت بازداشت وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران بود، درگذشت. اما علت و محل مرگ وی هنوز در پرده‌ای از ابهام است. وزارت اطلاعات  که تحت وزارت علی فلاحیان اداره می شد ، پیش از آن و در اطلاعیه‌ای که به عنوان اعلام خبر دستگیری سعیدی سیرجانی منتشر کرده بود ادعا نمود سعیدی سیرجانی در پوشش جلسات ادبی و فرهنگی در منزلش محافل استعمال مواد مخدر و ... به راه می‌انداخت.

اکبر گنجی که برای نخستین بار علنا پس از ماجرای قتلهای زنجیره ای، پرده از راز بسیاری از قتل‌های سیاسی منتقدین حکومت جمهوری اسلامی برداشت، افشا نمود که سعید امامی (اسلامی) در جمعی از افراد قابل ‌اعتمادش توضیح داده بود که در زمان مدت بازداشت آقای سیرجانی ابتدا - و با برنامه ‌ریزی قبلی-  به وی یکی از خوراکی‌های مورد علاقه‌اش یعنی "ارده" داده شد و به دلیل آن ‌که این ماده غذایی باعث قبض شدن معده و یبوست می‌گردد، سعیدی سیرجانی از مراقبین و بازجویانش طلب داروی مسهل می‌کند. سعید امامی (اسلامی) توضیح داده بود که به جای شیاف مُلیّن به سعیدی سیرجانی "شیافی ساخته شده از پتاسیم" داده شد، تا به عنوان توصیه پزشک از آن استفاده کند. پتاسیم به سادگی می‌تواند قلب انسان را از کار بیندازد. پس از مرگ سعیدی سیرجانی علت مرگ وی را حمله قلبی عنوان نمودند.

سید احمد خمینی ؛ مرگ طبیعی یا قتل سیاسی؟
مرگ فرزند آیت الله خمینی به یکی از مرگهای جنجالی در جمهوری اسلامی تبدیل شده است. احمد خمینی در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۷۳ و بر اساس اعلام منابع دولتی، بر اثر سکته قلبی ، فوت نمود.
در همان زمان شایعاتی در مورد طبیعی نبودن مرگ وی وجود داشت، تا پس از ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای پاییز ۱۳۷۷ و بحث‌هایی که در این زمینه در مطبوعات ایران از سوی جریانات اصلاح طلب و اقتدارگرایان به وجود آمد، پیش از برگزاری انتخابات مجلس ششم ، عماد الدین باقی روزنامه نگار و فعال حقوق بشر، مدعی شد که سید حسن خمینی به وی به نقل از حجت‌الاسلام نیازی  گفته است که پدرش ، احمد خمینی به "قتل" رسیده است.
جرس - مهدی محسنی : در شرایطی که معاون پرورشی وزارت آموزش و پرورش اعلام نموده از این پس حداقل یک روحانی در کنار معلمان و کادر اداری و آموزشی مدارس به طور دائمی در مدرسه‌ها حضور خواهد داشت ، در خبری دیگر اعلام شد که کنترل 4200 مدرسه تاکنون در اختیار حوزه علمیه قرار گرفته است.

از سال 1385 ستادی با عنوان "ستاد همکاری‌های وزارت آموزش و پرورش و حوزه‌های علمیه" فعالیت خود را آغاز نمود و یکی از اهداف خود را "بهره‌مندی از توا‌ن مندی‌های مراکز و موسسات حوزوی سراسر کشور در راستای تامین نیازهای آموزش و پرورش" اعلام کرده است. طرح استقرار روحانیون در مدارس در این ستاد به تصویب رسیده است. اجرای این طرح در حالی در دستور کار وزارت آموزش و پرورش قرار گرفته که در سال ۱۳۸۵ نیز قرار بود چهار هزار روحانی به مدارس اعزام شوند که به دلایلی نا مشخص این طرح به اجرا گذاشته نشد.

آموزش و پرورش تحت کنترل حوزه علمیه
چهارشنبه چهارم آذر ماه 88 روزنامه اعتماد در گزارشی خبر داد " عملیات اجرایی واگذاری شماری از مدارس به حوزه‌های علمیه آغاز شد تا هیچ جای تردیدی درباره اجرایی شدن این طرح و سایر طرح‌های مشابه مانند طرح استقرار دائمی روحانیون، تشکیل بسیج دانش آموزی در مدارس ابتدایی، اعزام مدرسان تربیت سیاسی به مدارس و... وجود نداشته باشد."
درباره این طرح حجت الاسلام والمسلمین علی ذوالعلم  با اشاره به اینکه در حال حاضر بعضی از حوزه‌های علمیه در استان‌های کشور و شهر قم مدیریت مدارس کشور را بر عهده گرفته‌اند، به خبرگزاری ایلنا گفت: "حوزه‌های علمیه به خصوص در تهران و قم در قالب مجوزی که از آموزش و پرورش گرفته‌اند به مدیریت مدارس می‌پردازند و در مجموع مدیریت و عملکرد موفقی داشته‌اند."
جرس - مهدی محسنی: علی تاجرنیا عضو جبهه مشارکت که ۲۹ خرداد ماه بازداشت و در ۱۶ آبان ماه با تودیع وثیقه یک میلیارد ریالی از زندان آزاد شد، به ۶ سال حبس و تحمل ۷۴ ضربه شلاق از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیر عباسی محکوم شده است. حکم 74 ضربه شلاق به علت توهین به محمود احمدی نژاد برای این نماینده سابق مجلس صادر شده است."
 
علی تاجرنیا عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران و نماینده مردم مشهد در مجلس ششم بود. وی  در مجلس ششم جوان‌ ترین نماینده مجلس بود و در زمان انتخاب تنها ۳۰ سال سن داشت. آقای تاجر نیا متخصص دندانپزشکی است و از دانشگاه علوم پزشکی مشهد فارغ التحصیل شده است.
این نماینده سابق مجلس سال‌ها به عنوان عضو شورای عمومی و مرکزی دفتر تحکیم وحدت فعالیت نمود. وی هم اكنون عضو هيات مديره انجمن دندانپزشكان ايران می‌باشد و همچنين طی سال 84 تا 87 نماينده گروه دندانپزشكان ايران در شورايعالی سازمان نظام پزشكی نيز بود.

در زمان برگزاری یکی از جلسات دادگاه بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات برخی مسئولان به خانواده آقای تاجرنیا، گفته بودند برای آنکه او را ببینند می‌توانند در دادگاه حاضر شوند. به گفته تارنمای پارلمان نیوز خانواده علی تاجرنیا از جمله همسر، برادر و همسر برادرش در حالی که اجازه ورود به دادگاه را نیافتند بیرون از دادگاه منتظر ایستاده بودند تا شاید بعد از دادگاه برای لحظاتی دکتر تاجرنیا را ملاقات کنند. 
بعد از پایان دادگاه چند مامور لباس شخصی از زهرا میریونسی، همسر تاجرنیا در خواست کارت شناسایی نمودند تا تابعیت ایرانی یا خارجی وی مشخص شود، اما به دلیل همراه نداشتن کارت شناسایی بازداشت شد، برادر و همسر برادر تاجرنیا به این اقدام اعتراض کردند که در پی این موضوع، آنها نیز بازداشت شدند.

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram