February 2010 Archives

برای 22 بهمن ، برای خودمان

یک نظر | سیاست
فردا روز دیگریست. فردا باید شبیه هر روز دیگر باشد اما نیست. این کابوس های شبانه و دویدن ها و شعار دادن های در خواب و بیداری و حسرت یک فریاد در میدان آزادی. اینجا برف می بارد و زمین سفید پوش است اما من به فردا فکر می کنم. به تهران. به خیابان انقلاب تا آزادی. به اینکه آیا فردا سبز پوش خواهد بود؟

دو نفر اعدام شدند و یکی در انتظار اعدام است. صدها نفر در این چند روز بازداشت شده اند. ده ها مامور انتظامی و امنیتی و وزیر و وکیل خط و نشان کشیده اند.
وزارت اطلاعات پیامک می فرستد و مردم را تهدید می کند که فردا روز شناسایی است. تصاویر مردم در راهپیمایی های گذشته را منتشر می کنند و برای یافتنشان جایزه تعین شده است.
همه اینها اما برای چیست؟ برای ادامه حکومت؟ باور دارم دیگر برای حکومت مشروعیت فاقد اهمیت است. حکومت به هر وسیله ای می خواهد مخالفان را از خیابانها دور کند و بگوید دیدی همه چیز به شرایط عادی برگشت؟ ولی آیا برمی گردد؟

با این همه خانواده داغدار که جوان و پیر از دست داده اند چه می کنید؟ با اینهمه زندانی به بند کشیده شده؟ با اینهمه معترض الله اکبر گو و بند سبز به دست بسته؟با این جماعت بی شمار که دل به سبز بسته اند.
دلم آرامتر می شود وقتی فکر می کنم ما چقدر بیشماریم که حکومتی با این همه ادعا اینچنین خوار و ذلیل آمدنمان به خیابان شده است. سی سال التماس حضور بود و حالا وحشت از حضور.
آرامش می گیرم با مرور این چیزها. و با خودم فکر می کنم که امشب بیش از من و ما کسانی دیگری هستند که خواب آرام ندارند. هشت ماه است که خواب آرام از آنها ربوده شده. آنهایی که دستشان به خون مردم بیگناه آلوده است.

شروع کار در دویچه وله

| شخصی
چند روزی است که کارم را در دویچه وله شروع کرده ام. محیط آرام و بی تنشی است و قواعد حرفه ای بر آن حکفرماست. احساس خوبی دارم و سعی می کنم خودم را با شرایط آنجا هماهنگ کنم.
گرچه به نظر می رسد دویچه وله رسانه ای محافظه کار و سنتی است اما بخش فارسی تلاش می کند از حداقل انعطاف های موجود برای بهبود وضعیت خود استفاده کند.
در این مورد خواهم نوشت. لینک چند گزارشی که تا امروز برای دویچه وله نوشته ام:

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram