خودنویس با طعم کیهان و رجانیوز

5 نظر | سیاست
مطلبی به قلم مریم رضایی مجد از نویسندگان سایت خودنویس منتشر شده که از حداقل استاندارهای کار خبری و روزنامه نگاری برخوردار نیست. کسری آل اسحاق دیگر نویسنده این سایت نیز زیر عنوان «بوی گندی که از برخی تاکتیک‌ ها به مشام می‌رسد!» به انتقاد از این نوشته پرداخته است.
کیهان نیز عینن بخش های از مطلب منتشر شده به قلم خانم رضایی مجد را منتشر کرده است. در مطلبی دیگر در همین سایت با تکرار همین ادعاها چند لینک به عنوان سند ارائه شده که بررسی این لینک ها مشخص می کند نویسنده در بیان منابعش هم چندان صادق نیست.
بدون در نظر گرفتن مشی و روش انتقادی و گاهن تخریبی نیک آهنگ کوثر در قبال کسانی که با آنها «مشکل شخصی» و یا «اختلاف دیدگاه» دارد به نظر می رسد در برخی مطالب این سایت که اتفاقن مشی نیکان در آن جاری است «زرد نگاری»، «تسویه حساب های شخصی» و حتی مطالب «مشکوک» به چشم می خورد.

به هر حال به همین چند خط بسنده می کنم که تلنگری باشد برای ما که در این شرایط حساس و انواع تحدیدها بجای نقد منصفانه و تلاش در جهت اصلاح خطاهای صورت گرفته توسط فعالین جنبش اعتراضی، با ورود به حریم خصوصی افراد و حتی «دروغ پردازی» هم راه نقد را می بندیم و هم بذر تردید و نفاق می پاشیم.
هرکس که در وادی سیاست وارد می شود از هیچ نقدی مصون نیست. جرسی ها، مهاجرانی، کدیورها، حقیقت جو، سازگارا، مخملباف، نوری زاده و حتی رهبران اصلاحات و جنبش از این قاعده مستثنی نیستند
اما فرق است میان نقد به قصد اصلاح و فحاشی و پرونده سازی تخریبی برای افراد و به قول  کسری آل اسحاق «قرقره کردن حرفهای کیهان و رجانیوز».
پی نوشت:
عمدن لینک برخی مطالب ذکر شده در متن نیامده است.

5 نظر

مهدی عزیز، باز هم ممنونم. برای آنکه از بحث منحرف نشویم، ذکر چند نکته را لازم می‌دانم. تاکید بر روی شخصی بودن ماجرا، جانشین عدم پاسخگویی کسانی که «مسوول» بوده‌اند نمی‌شود. اگر مجموعه‌ای پیش‌نمازش عادت به پاسخگویی نداشته باشد و در برابر مسائل طرح شده، یا فرافکنی کند یا به روی خودش نیاورد که مثلا در روزنامه شرق مساله‌ای را تکذیب کرده و ... نمی‌توان از کسانی که پشت سرش نماز می‌خوانند انتظار بیشتر از آن را داشت. کسی که در خودنویس می‌نویسد، آماتور و داوطلب است، مطلبی را نگاشته به امید جواب. اگر پاسخ گرفت، از کسی که مدعی قدرت است، می‌توان امیدوار بود که جنابش وقتی به قدرت رسید یا قدرت‌ساز شد، پاسخگو باشد. خودنویس یک فضا است، برای اینکه مشارکت کسانی که خاموش بوده‌اند. خانم رضایی با زبان تند خود، سوالی را طرح کرده. چرا آقای کدیور استانداردش دوگانه است. شما اگر به پاسخگویی اعتقادی نداری، غیر طبیعی نیست. معیار دوستانی که از طریق کار برای احزاب وارد کار رسانه شده‌اند، با معیار کسانی که روزنامه‌نگار بوده‌اند و گاهی برای روزنامه‌های حزبی هم قلم زده‌اند شاید فرق کند. منافع کوتاه مدت حزبی، مصلحت‌اندیشی حزبی، تامین کننده مالی رسانه حزبی و ... شاید مانع زیر سوال بردن کسانی شود که نمی‌خواهند پاسخگوی کردار یا گفتار خود باشند. این منطق 'مونولوگی' نتیجه‌اش بهتر از چیزی که در ۳۱ سال گذشته دیده‌ایم نیست. فساد، سو استفاده از قدرت و ساکت کردن منتقد و پرسشگر.

من با فرم کار خانم رضایی مشکل دارم، اما محتوای کارش را می‌پسندم. من خودم به هیچ وجه با شرکت در کنفرانس واشینگتن اینستیتوت مشکل ندارم. حتی با دست دادن و نشست و گفتگو با اسرائیلی‌ها. باید با اینها وارد بحث شد. اما این نظر من است. مشکل اینجاست که رسانه محترمه شما در باب این مساله کاملا سکوت کرده است. چرا؟ شتر سواری دولا دولا که نمی‌‌شود. حالا خانم رضایی سوالی کرده، فکت هم آورده و متهم شده از هر طرف که بخواهی. باید فکرش را هم می‌کرد البته، اما چرا با شخصی کردن ماجرا فرار رو به جلو می‌کنید؟ یکی یکی پاسخ دهید. اگر من جای جناب کدیور بودم، خیلی منطقی پاسخ می‌دادم، که اطلاعات من در باره ماجرای اقای مهاجرانی در سال ۱۳۸۲ کم بود، ایشان محکوم شدند و در عین حال وجود حکم‌های معرفی شده برای رسیدن به تفاهم نشان حسن نیت آقای مهاجرانی نسبت به خانم یوسفی بوده است. این آیا ایرادی داشت؟

یا در مورد ماجرای اسرائیل و واشینگتن اینستیتوت، خیلی ساده می‌شد گفت که اقای مهاجرانی آنجا مواضعی داشتند که میزبان را راضی نکرد و تنها حقی که طلب کردند، حق سخنرانی بود و بس، و ایشان به عنوان یک شهروند ایرانی اینطور تشخیص دادند که باید شکاف عدم گفتگو را از بین برد. و به عنوان یک سیاستمدار بر آمده از نظام، مواضعی به نفع تمامیت ارضی ایران گرفت.

اتفاقا بر عکس تو، راه‌های زیادی برای پاسخگویی منطقی می‌بینم، اما آیا ممکن است از نظر جناب کدیور، آقای مهاجرانی چندان قابل دفاع نباشد، در نتیجه سکوت را بر پاسخ‌گویی ترجیح داده؟ یا با وجود احاطه به کلام و فلسفه و منطق، نتواند جواب لازم را بدهد؟

من برای آقای کدیور احترام زیادی قائلم، اما وقتی وارد محدوده‌ای شد که مدعی ارائه راهکار برای تغییر ساختار است، می‌توان از او انتظار داشت که چارچوب‌های دموکراتیک و دیالوگ را هم بشناسد و رعایت کند، نه اینکه انتظار داشته باشد سکوتش را یارانش توجیه کنند.

همینکه تو اینجا فضایی برای گفتگو ایجاد کرده‌ای، نشان از علاقه‌ات به گفتگو دارد. چیزی که در جرس نمی‌بینیم!

نیکان عزیزتر از جان
سعی می کنم به بخشی از سوالات پاسخ بدهم و انتقادم را روشن تر بگویم.
1- شما به کسی سفارش مطلب نداده اید اما فضای انتشار مطلب می دهید و این فضا برای شما مسوولیت ایجاد می کند.
2- بحث بر سر دروغ بودن و یا دقیق نبودن تنها نیست. بحث ورود به حریم خصوصی افراد است آن هم بر اساس مدارک غیر مستند. ورودی که قصدش نقد و اصلاح گری نسیت. تخریب است و بس.
اگر هم کسی که مورد اتهام قرار گرفته تکذیب نمی کند حمل بر صحت نیست. کیهان و فارس و رجانیوز هم روز تا شب اتهام وارد می کند و خیلی ها ممکن است تکذیب نکنند.
3- در مورد رواداری خودنویس و انتقاد پذیری ان شکی نیست و با تو هم نظرم اما تنها به داوطلبانه بودن و تعدد اعضا نمی توان استناد کرد و مطالبی از این دست را اجازه نشر در محیطی پر مخاطب داد.
4- به علاقه های ذاتی حقوق بگیران و طرفداران قدیمی و فعلی رسانه های سبز اشاره کردی که فرض درست و نتیجه نادرست است. اتفاقن همین لحن ونگاه است که من منشا مشکل می دانم. من مشکلی با نقد جرس و اصلاح طلبان جنبش سبزی ها ندارم که خودم به حد توانم و تشخیصم انجام داده ام.

اما برادر من!
نقد تفاوت دارد با تخریب لجن پراکنی و فحاشی های کادو پیچ شده. اگر هم پاسخی به شما داده می شد بهانه بیشتر بود برای کیهان که داستان را کش دار تر کند.

به هر حال برادر عزیزتر از جان من!
همه می دانیم دامن زدن به این بحث ها کمکی نمی کند. کالبد شکافی گذشته و حال زندگی خصوصی آدم ها سودی و اصلن به کسی دخلی ندارد. همه ما نقاط ضعفی در زندگی هایمان داشته و داریم. همچنان امیدوارم معیار نقدمان ذات موضوع باشد نا شکل و ظاهر نقد است و باطن تصفیه حساب های شخصی.

قربانت
مهدی

نقدتان کاملن بجاست. گرایش کلی خودنویس چندان مصلحانه به نظر نمی رسد و همانظور که شما هم گفته اید جهت گیری های تخریبی نیک اهنگ بر فضای خودنویس سایه افکنده است.

بنده از با نوشته شما کاری ندارم چون اطلاعی از آن بحثها و حرفها که گفتید ندارم.
اما در مورد حرفی که راجع به نیک آهنگ زدید به عقیده من شما بیراهه رفتید و نه او.
ملاحظات سیاسی و این صلاح است و آن صلاح نیست و... کار ژورنالیست نیست.
من مشترک شما بودم تا امروز، نه اینکه برایتان مهم باشد ولی از امروز که فهمیدم چطور فکر میکنید دیرگ مشتری نیستم.
درد ما درد استبداد است و درمان ما آزادی و حقیقت. این انتظارات بیجا از هر نویسنده و کاریکاتوریست که ملاحظه حال این و آن را بکند خودش همان استبداد است.
سلامت بشید.

مهدی عزیز، ممنون از نقدت. چند سوال وجود دارد. ۱- آیا من یا کسی مطلب را سفارش داده بود؟ ۲- آیا سوال‌های خانم رضایی از آقای کدیور محتاج پاسخ بود؟ ۳- کدام اتهام وارده مشخصا دروغ بوده است؟ اگر خطا و دروغ است که باید از سوی کسانی که از آنها سوال شده، تکذیب شود نه کسان دیگر. ۴- طبیعت یک رسانه شهروند روزنامه‌نگاری، با سایت‌هایی که احتمالا برای‌شان کار کرده‌ای و ارتباط ارگانیک داشته‌ای متفاوت است. این همه مطلب در باره سران نظام و سو استفاده‌های‌شان از قدرت در خودنویس منتشر شده، که آن هم از طرف اعضا - خودنویس بیش از ۱۹۰۰ عضو دارد - نوشته شده، بی آنکه کسی از آنها بخواهد، آنوقت معیار مطالبی است که اتفاقا ریشه‌های بسیاری از آنها را هم احتمالا شما می‌دانید و هم من.
۵- معیار در خودنویس، آزادی بیان و مشارکت نویسنده‌های داوطلب است. از انتقادهای وارده هم استقبال می‌کنیم. مگر مطلب کسری آل اسحاق کجا منتشر شد؟
۶- علاقه‌های ذاتی طرفداران و همچنین حقوق بگیران قدیمی‌تر و فعلی رسانه‌های جنبش سبز را درک می‌کنم. ایرادی هم ندارد، اما در همان بار اولی که مطلب خانم رضایی مجد منتشر شد، نوشتیم که کسانی که مورد سوال واقع شده‌اند، می‌توانند برای جواب از فضای خودنویس استفاده کنند. اما به هر حال دلایل خود را برای بی پاسخ گذاشتن داشته‌اند، و به جای اینکه سوال و جواب منتهی به یک گفتگوی سالم سود، بی‌پاسخ ماندن ماجرا منجر به سو استفاده کیهانی‌ها شده است. به نظر من مشکل مهم، عادت دوستان به مونولوگ است، و فرارشان از دیالوگ. به هر حال از اینکه نظرت را آورده‌ای ممنونم. به امید استقلال کامل همه اهالی رسانه!

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram