September 2010 Archives

احمدی‌نژاد، مجلس نهم را می‌خواهد

یک نظر | سیاست
حمیدرسایی، نماینده حامی دولت در مجلس از اینکه حتی امضا کنندگان طرح نظارت بر عملکرد نمایندگان مجلس نیز به فوریت آن رای نداده‌اند سرخورده شده است.
تنها 79 نفر به فوریت این طرح رای داده‌اند که به تعداد نمایندگانی است که از دولت حمایت همه جانبه می‌کنند. رسایی می‌گوید: «بر خلاف انتظار مردم كه می‌خواستند مجلس نظارت بر خود را اعمال كند و بر خلاف مطالبه مقام معظم رهبری از مجلس برای ارائه و تهیه این طرح و تكبیر نمایندگان در دیدار ایشان مبنی بر تأیید آن طرح مذكور رأی نیاورد.»
‌خرج از کیسه رهبر ایران و خواست مردم از سوی کارگزاران دولت در مجلس همچنان ادامه دارد. اما این طرح به چه دلیل برای دولتی‌ها این‌چنین اهمیت یافته است؟

این طرح را در راستای سخنان احمدی‌نژاد در مورد جایگاه مجلس می توان بررسی کرد. تضعیف و کنترل بیشتر بر مجلس در دستور کار دولتی‌هاست.
نظارت بر عملکرد نمایندگان در دوره نمایندگی، کمک می‌نماید که اگر نماینده‌ای از فیلترهای مختلف نظارت استصوابی گذشت و در مجلس حضور یافت در بیان نظرات خود احساس امنیت نکند.
گرچه مجلس ایران به واقع به عنوان مجلسی انتخابی قابل تعریف نیست اما به عنوان یکی از ارکان قدرت در ایران اهمیت ویژه‌ای دارد. احمدی‌نژاد برای گسترش قدرت خود به همراهی کامل مجلس نیاز مبرم دارد. 
این موضوع در سال آخر دولت دوم وی بسیار اهمیت دارد. مجلسی مطیع می تواند توازن قوا را در ساختار قدرت تغییر دهد. به نظر می‌رسد بیش از پیش رقابت میان رهبر ایران و رییس دولت دهم در حال عیان شدن است.

احمدی نژاد و زمانی برای حذف رهبر

یک نظر | سیاست
احمدی نژاد می گوید مجلس در راس امور بود و حالا این قوه مجریه است که در راس امور کشور است. وی در تببین جایگاه قوه اجرایی و رییس این قوه اضافه می کند «رییس جمهور، رییس دولت است».
این تعبیر به این صورت قابل بررسی است که دولت که متشکل از قوای سه گانه و سایر نهادهای وابسته به عنوان مجموعه های زیر نظر رییس جمهور محسوب می شوند. گرچه همچنان برخی از این نهادها به رهبری هم باید پاسخگو باشند.
در اینجا قدرت رهبر و رییس دولت در عرض هم قرار می گیرد. تنها در جایی که بحث تنفیذ حکم رییس جمهور طرح می گردد رهبر نسبت به رییس دولت دستی بالاتر دارد.

اینگونه به نظر می رسد که اختلاف میان احمدی نژاد و رهبر در حال افزایش است. در  بحث روابط خارجی و ریاست جمهوری آینده این ماجرا شکل علنی تر به خود گرفت.
رهبر ایران صراحت اعلام کرد در بحث مذاکره با آمریکا او تصمیم گیر است و حرف آخر را خواهد زد. سخنی که نشان می داد بخشی از حکومت ایران برای انجام مذاکره اراده ای داشته و یا همچنان دارد.
در مورد اسفندیار رحیم مشایی و بحث کاندیداتوری وی در انتخابات بعدی نیز رهبر ایران موافقتی نداشته است. احمد جنتی در این مورد در نماز جمعه هفته پیش به شکل سربسته به این موضوع اشاره و از لجاجت احمدی نژاد و «تبلیغ و زمینه سازی» برای کاندیداتوری مشایی انتقاد کرد.

اما با توجه به چیدمان نیروهای سیاسی در این زمان، توازن قوا همچنان به سود رهبر است. گرچه احمدی نژاد با هزینه کردن از رهبر جمهوری اسلامی، در جریان سرکوب و کشتار مردم در سال گذشته، به جایگاه وی به شدت ضربه وارد کرد.
احمدی نژاد دو سال و چند ماه فرصت دارد تا این توازن قوا را به سود خود تغییر دهد. اما ابزارهای وی محدود است و گستره اختیارات رهبر ایران بسیار، باید دید این رقابت و کشمکش پنهان چه زمانی علنی خواهد شد.

این آمریکایی ها خیلی هم جاسوس نبودند

| حقوق بشر
سارا شورد تبعه آمریکایی پس از 14 ماه زندان از آزاد شد و به کشورش بازگشت. اسرارت شاید واژه بهتری برای این اتفاق باشد. اما هنوز دو جوان آمریکایی دیگر اسیر سیاست‌بازی جمهوری اسلامی هستند.
اما انتشار این خبر در خبرگزاری فارس به شکل وقیحانه‌ای شرم آور است. این خبرگزاری که تا دیروز این افراد را جاسوس می‌خواند و وعده محاکمه و مجازاتشان را می داد به نقل از "خبرگزاری رویتر" [!!!] آزادی سارا شورد را گزارش کرده است.
فارس می‌نویسد: «سه تبعه آمریکایی با نامهای سارا امیلی شورد 31 ساله، شین مایکل باوئر و جشوا فلیکس فاتال 27 ساله مرداد ماه 1388 در مناطق کوهستانی استان کردستان و به اتهام ورود غیرقانونی به خاک ایران دستگیر شدند.»

این سایت هوادار دولت اضافه می‌کند: «سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در این باره گفته بود که با توجه به پیگیریهای شخص ریاست‌جمهوری و با توجه به اصل رافت اسلامی و نگاه ویژه نظام جمهوری اسلامی ایران به شان زنان، در آستانه فرارسیدن عید سعید فطر تصمیم به آزادی وی گرفته شد.»

این سوال جدی قابل طرح است که چگونه برای نشان دادن رافت اسلامی و توجه به شان و جایگاه زنان، رییس یک دولت باید برای آزادی یک متهم به جاسوسی برای یک "کشور متخاصم" تلاش کند؟ در حالی که وزیر اطلاعات همین دولت هفته گذشته آنها را قطعن جاسوس خوانده بود.
اگر این افراد جاسوس نبودند چگونه برای 14 ماه در زندان نگهداری شدند؟ چه کسی پاسخگوی رنج و عذاب این افراد و خانواده‌های آنهاست؟
آیا این تلاش‌ها بهتر نیست برای زنان در معرض خطر سنگسار و فعالان مدنی و سیاسی زندانی کشور صورت پذیرد؟ اگر یک متهم به "جاسوسی" شایسه این تلاش است چگونه فعالان سیاسی و مدنی و حتی زندانیان عادی ما این شایستگی را ندارند؟

این پرونده یک رسوایی به تمام معنا برای دولت و حکومت ایران است. یک رسوایی اخلاقی و سیاسی. گرچه حتمن هواداران دولت برای خود توجیه تراشی خواهند کرد و این عمل را حرکتی "انقلابی" تعریف می‌کنند اما وجدان‌های بیدار این ملک رفتار حاکمانش تاسف می‌خورند
به هر حال آزادی سارا شورد هم مبارک. احساس می‌کنم یک زندانی سبز آزاد شده. یکی از هزاران و حتی میلیون‌ها انسان بی‌گناهی که قربانی شرارت‌های حکمرانان نابخرد ایران شده است.

جعل واژها ؛ اصلاح‌طلب حکومتی

3 نظر | سیاست
مجری برنامه تلویزیونی از مهمانش می‌پرسد: «آیا شما اصلاح طلبید؟» خبرنگار می گوید: «آری» و در ادامه اضافه می کند «البته نه اصلاح‌طلب حکومتی».
در تعریف "اصلاح‌طلب حکومتی" می‌توان گفت به کسانی اطلاق می‌شود که در سی ساله جمهوری اسلامی در حکومت حاضر بوده اند و یا مسوولیتی داشته‌اند. همچنین آنهایی که شاید به اصلاحات در چهارچوب جمهوری اسلامی معتقدند و یا هواداران احزابی که در ایران به نام اصلاح‌طلب خوانده می‌شوند.
این واژه شاید اختراع شد تا برخی هم بتوانند ادعای رفرمیست بودن بکنند و هم بگویند میان آنها و رفرمیست‌هایی که به احزاب و جریانات اصلاح‌طلب داخل ایران نزدیک‌اند، تفاوت وجود دارد.

اما واقعیت آن است که اصلاح طلبی یک حزب سیاسی نیست. یک سبک مبارزه سیاسی است که می‌تواند از طریق استراتژی‌ها و روش‌های متفاوت دنبال شود.
«اصلاح‌طلبی به جریانی گفته می‌شود که انجام تغییر در جامعه را از طریق انجام اصلاحات در قوانین و سیاست‌ها و نه از طریق انقلاب و تعویض حکومت، تبلیغ می‌کند.
در اصلاح‌طلبی حرکت در چهارچوب قانون و ساختار قانون اساسی و پیگیری مطالبات بدون قانون شکنی اصل اساسی به شمار می‌رود و اعتقاد بر این است که در صورت لزوم حتی تغییر قانون نیز باید به شیوه درست و حقوقی صورت گیرد.»
 
 آنها که از اصلاح‌طلبی غیر حکومتی سخن می‌گویند و نسخه براندازی می‌پیچند قطعن در این تعریف قابل ارزیابی نیستند. به باور من در مقایسه با این افراد کسانی که می‌گویند حکومت اصلاح ناپذیر است و اصلاحات را نفی می‌کنند منش شفاف‌تر و صادقانه‌تری دارند.
آما آیا براندازان بدیل مشخصی ارایه می‌کنند؟ و یا راه حل‌های جایگزین‌شان عملی است؟ این سوال را می توان در مطلبی دیگر پاسخ داد. آنجا که باید دید مشکل اصلی ایران چیست: «استبداد دینی و یا استبداد ایرانی؟». در این مورد بعدتر خواهم نوشت.

چرا سارا شورد آزاد نشد؟

| حقوق بشر
سخنگوی وزارت امورخارجه کرده بود با پیگیری های محمود احمدی نژاد برای نشان دادن رافت اسلامی و اهمیت جایگاه زن در جمهوری اسلامی یکی از سه آمریکایی دستگیر شده در منطقه مرزی ایران و عراق آزاد خواهد شد.
گمانه زنی ها که چرا این امر در این شرایط قرار است به وقوع بپیوندد بر چند احتمال استوار بود: معامله ای که با بازگشت شهرام امیری ارتباط داشت، تلاش برای کاهش تاثیر جهانی ماجرای سکینه آشتیانی و وجود یک سوژه تبلیغاتی برای احمدی نژاد پیش از سفر به نیویورک.

این واقعیت قابل تاکید است که احمدی نژاد به هر عمل و رخدادی در جهت بهره برداری سیاسی متوسل می شود. آزادی ساراشورد با توجه به وضعیت بد جسمانی می توانست فوایدی را هم برای وی داشته باشد.
او در سفر به نیویورک حداقل با چهار "سوال اعتراضی" مهم روبروست. سوالاتی در مورد فعالیت های هسته ای ایران و تهدید اسراییل، جنبش اعتراضی و ادامه سرکوب مخالفان، ماجرای سکینه آشتیانی و سه جوان آمریکایی در بند.
احمدی نژاد در مورد سوال اول چندان مشکلی ندارد و از آن استقبال می کند اما وی نشان داده نسبت به طرح مسایل داخلی ایران و موضوع  نقض حقوق بشر و آزادی بیان به شدت واهمه دارد.
تغییر حکم خانم آشتیانی و آزادی یکی از سه آمریکایی در بند می تواند مشکلات رییس دولت دهم در آمریکا را به شدت کاهش دهد و خانواده دو آمریکایی دیگر را نیز از مشارکت در فعالیت های اعتراضی در جریان سفر احمدی نژاد باز دارد.

اما سارا امیلی شورد چرا آزاد نشد؟ آیا ماجرا تنها به اختلاف دولت و قوه قضاییه باز می گردد؟ آیا شیوه طرح ماجرا موجب مخالفت و مقاومت قوه قضاییه شده است؟
کیهان روز یکشنبه واکنش محتاطانه ای به این ماجرا دارد. تلویحن از تلاش احمدی نژاد برای رهایی یک متهم به "جاسوسی" انتقاد می کند و برخلاف رویه این روزنامه مبنی بر صدور یک فرمان جهت اجرا، به روایت اختلاف دولت و قوه قضاییه بسنده کرده است.
به هر سو به نظر می رسد آزادی این تبعه آمریکایی به دلایل فوایدش برای رییس دولت دهم همچنان محتمل است اما باید دید در این میان دولت که تا چندی پیش بر جاسوسی این سه جوان آمریکایی تاکید داشت، چه هزینه ای برای این آزادی به قوه قضاییه پرداخت خواهد کرد.

ما همچنان سبزیم

| جامعه
این فیلم را ببینید و منتشر کنید. این صدای درد و زجر است اما در آن امید می بینم. امید به ظلمی که زدوده می شود. شاید نه خیلی روز اما روزی که خیلی هم دور نیست.


خون های ریخته شده، زندانیان در بند، شکنجه گرانی که وحشیانه بر اسرای ما تاخته اند. همه و همه مرا خشمگین نمی کند. من تنها دلگیرم. تنها مایوسم از عدم پایبندی به قواعد انسانی، من نا امید می شوم از خودم به مثابه یک انسان. از اینکه چگونه انسانی هستیم و هستم. 
من متاثرم اما نه برای شهدایمان، نه برای اسرایمان، نه برای آوارگانمان، نه برای خاتواده های داغدار، نه برای آنهایی که چشم به راهند. برای تو! تو که انسانی. اما دریغ از انسانیت. برای خودم که چگونه نمی توانم بر  تاریکی تو نوری بپاشم تا راه را پیدا کنیم و به سویش گام برداریم.
،اما امیدوارم. به سرخی خون های ریخته شده و سبزی راهی که در پیش است. آنها که رفتند  و آنهایی که استوار ایستاده اند حک شده اند در تاریخ.

«رو در رو» به بهانه روز جهانی وبلاگ

| اینترنت
به بهانه روز جهانی وبلاگستان بخش «رودررو»ی سایت فارسی رادیو دویچه وله آلمان به این موضوع پرداخته است. گفتگوهایی با امید معماریان، روزبه میر ابراهیمی و نوشتاری از احسان نوروزی.
در بخش وبلاگ مهمان دویچه وله هم از وبلاگ نویسان خواسته شده بود بنویسند که چرا همچنان وبلاگ نویسی را ادامه می دهند. در همین حال مصاحبه با یکی از معروف ترین وبلاگ نویسان آلمان و نوشته هایی در مورد سرعت اینترنت در ایران و مقایسه کوچک با آلمان و امکان جدید جستجو با گوگل و پروژه آنلاینTor را در این صفحه می توانید ببینید.
جدای از این موضوع بخش مسابقه عکاسی با عنوان فوکوس و مدرسه آنلاین عکاسی دویچه وله که زحمت آن را محمدخیرخواه بر عهده دارد هم جالب توجه است.

برای اشتراک خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید

Instagram